سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه شاهرخ زمانی از زندان رجایی شهر: صدای دادخواهی من را بشنوید...

نامه شاهرخ زمانی از زندان رجایی شهر: صدای دادخواهی من را بشنوید

چکیده :شاهرخ زمانی عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری و سندیکای کارگران نقاش تهران از فعالین کارگری شناخته شده در شهر تبریز طی نامه ای از زندان رجایی شهر درخواست کرده است که صدای اعتراض او را به جهانیان برسانیم....


شاهرخ زمانی عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری و سندیکای کارگران نقاش تهران از فعالین کارگری شناخته شده در شهر تبریز طی نامه ای از زندان رجایی شهر درخواست کرده است که صدای اعتراض او را به جهانیان برسانیم.

به گزارش ملی- مذهبی، شاهرخ زمانی محکوم به ۱۱ سال زندان است. لازم به ذکر است طی مدتی که شاهرخ در زندان بوده مورد شکنجه و آزار بسیاری قرار گرفته است و اکنون نیز وی را به زندان رجایی شهر تبعید کرده اند.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

خطاب به تمامی سندیکاها و نهادهای حقوق بشری و انسانهای آزادیخواه

صدای دادخواهی مرا بشنوید!

من شاهرخ زمانی عضو سندیکای کارگران نقاش تهران و کمیته پیگیری پس از سی سال اقامت در تهران در تاریخ چهارده خرداد ۱٣۹۰ در بدو ورود به شهر تبریز بخاطر دیدار با پدر و مادرم توسط اداره اطلاعات شهر به شکل کاملا غیر قانونی و بدون کوچکترین سند و مدرک دستگیر شدم. بعد از چهل روز شکنجه های روحی و جسمی به زندان مرکزی تبریز تحویل داده شدم. در تمامی این چهل روز بازداشت غیر قانونی ام در اعتراض به این اوضاع در اعتصاب غذا بودم. بطوری که ۲۷ کیلو وزن کم کرده ام و مطلقا بازجویی ندادم. با این اوصاف علیرغم اینکه کوچکترین سند و مدرکی از من وجود نداشته و یک سطر بازجویی نداد. اداره اطلاعات و لجاجت آن٬ شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز با زدن اتهامات “تبلیغ علیه نظام و تشکیل دسته سوسیالیستی” مشمول مجازات در این موارد یعنی ۱۱ سال حبس برای من بریدند. در صورتیکه در حکم صادر شده نیز من از اول تا آخر منکر اتهامات بودم و این مسئله نشان دهنده جعلی و واهی بودن اتهامات و خود حکم بعدا بطوریکه قاضی پرونده در اثر اصرار من که بر اساس چه چیزی حکم صادر کرده است اعلام کرده و گفته شما فکر میکنید من کی هستم بنده در سلسله مراتب یک فرمانبرداری بیش نیستم.

زندان تبریز یکی از مخوف ترین زندانها با آدمکش ترین ماموران می باشد٬ برخورد غیر قانونی و غیر انسانی و جنایتکارانه آن زبانزد خاص و عام می باشد٬ زندانیان سیاسی بدون برخورداری از کوچکترین حقوق قانونی مانند مرخصی، آزادی موردی و مشروط و یا کتابخانه که فقط کتابهای تخصصی دارد تحت نظر اداره اطلاعات مرکزی به بدترین شکل ممکن مورد زندانیان را تحت شکنجه های روحی و جسمی فراوان قرار میدهد. بدترین رفتار انداختن زندانیان عادی به جان زندانیان سیاسی می باشد. به علت اینکه بندی مستقل وجود ندارد، این کار را بطور روزمر ه انجام میدهند و روزی نیست که یک درگیری کوچک و یا بزرگ در این اداره بوجود نیامده باشد.

در یک اطاق بیست متری بیست و یک تخت است که گاهی از چهل نفربه بالا در آنجا هستند همیشه هفت نفر از زندانیان عادی مخصوص که روحشان فاسد بوده و تحت ارعاب تن به جاسوسی و درگیری میدهند در میان زندانیان هستند.

زندانیان سیاسی با افراد مبتلا به بیماری ایدز و یا هپاتیت در تماس می باشند که با تحریک مسئولان به سوهان روح زندانیان سیاسی تبدیل میشوند. در سال ٩٠ مرا بعد از سه روز نگهداری در این اطاق که به نوعی بهشت حساب میشد به بند ١٢ اداره اطلاعات برای آزار و اذیت بیشتر، مرا به یک قرنطینه همراه با زندانیان خطرناک که فقط برای سه روز قابل تحمل است نگهداری کردند و بعدا بهمراه جمهور آزگوچ از پ ک ک به بند ۱۵متادون که پنجاه نفر مبتلا به ایدز و هپاتیت در آنجا بودند، انتقال دادند. در آنجا در اعتراض به این مسئله یک اعتصاب چند روزه با تمامی زندانیان انجام دادیم.

اداره اطلاعات در اردبیهشت ۹۱ بدون کوچکترین حکمی با جعل سازی سند و این که من تقاضای انتقال داده ام مرا به یزد انتقال داد. من از لطف این عده برخوردار شده و در آنجا با تهمت اینکه شما اخبار و اوضاع داخلی را به بیرون میدهید دوباره به تبریز برگردانده شدم به بند هشت کار درمانی تبریز. در آنجا ما زندانیان سیاسی تبریز نوشته ای کتبی در ١۴ ماده برای سازمان زندانها نوشته و موارد دیگری از آزار و اذیت ماموران را توضیح دادیم و خواهان رسیدگی فوری به حقوق قانونی مان مانند مرخصی ها٬ آزادی مشروط و امکانات باشگاهی، کلاسهای فنی و حرفه ای شدیم. … (چند ثانیه نامفهوم)

مامور انتظامات داخلی زندانیان عادی را وادار کرد علیه من و چند نفر دیگر شکایت کنند و گفتند که ما به رهبری توهین کرده، به زندانیان عادی فحش داده و زندانیان کارگر را تحریک به اعتصاب کرده ایم. این پرونده درشورای ١١ بازرسی تشکیل شد و بعد از این ماجرا ما را به زندان رجایی شهر کرج تبعید کردند. البته بعدا دو نفر از کسانی که شکایت کرده بودند پشیمان شدند.

جناب احمد شهید

علیرغم شکایت خانواده ام به نهادهای قانونی از جمله دفتر رهبری، دیوانعالی نهاد حقوق بشر و غیره با جوابهای سربالا و تهدید و ارعاب مواجه بوده ام. علیرغم این تهدید و ارعاب من قسمتهایی از حرفهای همین نهادها را که برای رفع تکلیف و بخاطر فشارهای خانواده ام به وکیلم گفته اند یاد آور میشوم. کارشناس دیوانعالی کشور گفته متاسفانه در حق ایشان اجحاف شده و کوچکترین ادله قانونی و محکمه پسندی که قاضی بتواند این حکم را بدهد در پرونده ایشان موجود نیست. یکی از افراد حقوق بشر اسلامی د ر تهران در مقابل پیگیری زیاد پرونده به همسر من گفته است خانم چیزی از اینجا عاید شما نخواهد شد تصمیم جای دیگری گرفته شده است. شما تنها به حقوق بشر جهانی میتوانید مراجعه کنید. گویا قاضی صادر کننده حکم در مقابل فشار بر روی سه مدرک، حکم را صادر کرده گفته من فکر میکنم که در سلسله مراتب پیچیده کنونی فرمانبرداری بیش نیستم. (چند ثانیه نامفهوم)

تنها امید ما زندانیان٬ احزاب و نهادهای جهانی علیه سیاستهای ضد بشری موجود هستند.

در پایان قابل تذکر میباشد که در اداره اطلاعات بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم تهدید به مرگ شده ام از جمله مسمومیت٬ قرار دادن در کنار افراد عادی مبتلا به ایدز، وادار کردن افراد نامتعادل روانی٬ جانی و خطرناک به درگیری با من، قرار دادن افراد اطلاعاتی در پوشش زندانی در کنار من که مرا تشویق به فرار میکردند تا حین فرار با تیر کشته شوم که با شناسایی و افشای این افراد از آنها دور شده ام. مامورین مردمی و خوب زندان چندین بار در زندان در این مورد به من تذکر داده اند که با توجه به نمونه مهندس امانی، مبارزی که توسط مامورین از طریق فرار ساختگی از بین برده شد، مواظب خودم باشم. در مورد هرگونه عواقب از این قبیل من به همه هشدار میدهم. مرگ من در زندان بهر دلیل متوجه مسئولین می باشد.

با امید به آینده ای انسانی عاری از تبعیض و ظلم دست همه شما را به گرمی فشرده و قبلا از زحمات شما به گرمی نهایت تشکر را دارم.

شاهرخ زمانی زندانی رجایی شهر

٢٩ مهرماه

متن انگلیسی این نامه نیز به شرح زیر است:

October 28th, 2012 – [Kaleme] In an open letter from Rajai Shahr prison, Shahrokh Zamani, a well known labor activist and member of The Committee for the Promotion of Free Labor Unions and The Syndicate of Tehran Painters appeals to the public to be his voice to the world at large. As per reports by the Meli Mazhabi [National Religious Coalition] site, Shahrokh Zamani, currently serving his 11 year sentence in exile at Rajai Shahr prison, describes the pressures and torture he has endured while behind prison in an open letter of appeal to UN Special Rapporteur to Iran, Ahmed Shaheed.

The full content of the letter is as follows:

I am Shahrokh Zamani, a 30 year resident of Tehran and a member of The Syndicate of Tehran Painters and The Committee for the Promotion of Free Labor Unions. I was unlawfully arrested by agents of the Intelligence Ministry on June 5th, 2011 while visiting with my parents in the city of Tabriz [East Azerbaijan Province] and charged without any evidence what so ever, regarding the nature of my supposed crimes. Following 40 days of both psychological and physical torture and a 40 day hunger strike protesting this illegal and inhumane treatment, I was transferred to the Central Prison in Tabriz having lost 27 Kg (approximately 60Lbs) without succumbing to a false confession. Notwithstanding the fact that there was not a shred of evidence against me and although my interrogators had failed to obtain a confession out of me, I was nevertheless maliciously charged with “propaganda against the regime” and “the establishment of socialist groups” and sentenced to a mandatory 11 years behind bars by the Revolutionary Court in Tabriz. It goes without saying that I have always denied all charges filed against me. When asking the judge presiding over my trial why I was handed such a sever sentence, he only responded: “Who do you think I am sir? I am just an employee following orders in a highly hierarchical system.”

Tabriz prison is one of the most notorious prisons in Iran renowned for its murderous prison guards, infamous for their illegal, inhumane and deadly treatment of inmates. Political prisoners behind bars at Tabriz prison are denied their fundamental rights such as furlough from prison, conditional releases and even access to the prison library that is tightly controlled by prison officials. Prisoners are subjected to the worse forms of psychological and physical torture, including the unleashing of violent prisoners charged with common crimes on political prisoners who are forced to co-mingle in the same ward. Given the utter lack of rules, clashes and outbreaks (whether big or small) are a daily occurrence between inmates charged with common crimes and political prisoners living under the same roof.

21 beds have been installed in a room no larger that 20 meters; a room that houses more than 40 prisoners at a time. On a normal day at least 7 violent, common criminals are placed amongst us with the goal to spy and physically intimidate political prisoners.

Political prisoners are in contact with individuals with AIDS and Hepatitis. This close proximity along with the mocking and taunting by prison guards is one of the most unnerving forms of psychological torture endured by political prisoners. In 2011 I was transferred from my cell [heavenly in nature in comparison to my new destination] to section 12 under the management of the Intelligent Ministry for the purpose of being tortured. Section 12 is a quarantined area dedicated to dangerous criminals. Many say that most inmates are unable to tolerate its conditions for longer than three days. I was later transferred to Section 15, known as the Methadone Ward, along with another incarcerated labor activist, Jomhour Azgoch [a member of the Kurdistan Workers Party (PKK) ] to a room that housed more than 50 inmates suffering from AIDS and Hepatitis.

In April 2012, despite the fact that I had not committed any crime, the prison officials tampered with documents, falsely claiming that I had requested a transfer and as a result I was moved to the city of Yazd. After being accused of leaking information regarding the prison conditions in Yazd, I was once again sent back to the Treatment Ward 8 at Tabriz prison, where I collaborated with other political prisoners, sending 14 written letters to the State Prison Organization, highlighting the human rights violations and the harassment of political prisoners at the hands of prison guards and demanding the immediate upholding of our legal rights such as the right to furlough, conditional releases, the use of the exercise facilities and access to technical and professional classes, to name a few.

In retaliation, the prison officials coerced the common prisoners to file a complaint against me and a number of other prisoners, claiming that we had insulted the Supreme Leader, had sworn at common prisoners and cajoled other labor union prisoners to launch a strike. A case file was submitted to the 11th circuit court and as as result I was exiled to Rajai Shahr prison in the city of Karaj. Interestingly enough, two of the inmates who had filed a complaint against me later expressed regret over their decision.

Mr. Ahmed Shaheed,

In spite of the numerous complaints by my family members to a variety of legal entities such as The Office of the Supreme Leader and the the Supreme Court of Human Rights to name a few, to date we have heard nothing back but intimidation and threats. As a result of the continued pressure and threats on my family I would like to share with you that my lawyer was told by a Supreme Court expert that in his opinion the charges filed against me were terribly unjust and there was no reason what so ever for the presiding judge to hand down such a harsh sentence. My wife was told by a human rights expert that nothing can be done about my predicament given that the sentence has been handed down by high ranking officials, recommending that she appeal to international human rights organizations instead. Apparently the presiding judge was pressured into rendering such a sentence and later stated that he is but a subordinate doing his job and following orders within the current, complex system of hierarchy.

Mr. Shaheed, we political prisoners are left with no other recourse but to turn to human rights organizations. You are our only hope.

In closing I would like to reiterate that my life was threatened both directly and indirectly by the Office of the Ministry of Intelligence. These threats included but were not limited to poisoning, exposure to inmates suffering from AIDS, forcing mentally unstable, violent and dangerous inmates into altercations with me and provocation by intelligence officers disguised as inmates, encouraging me to escape so that I may be shot while escaping. Thankfully I disassociated myself from these prisoners after they were identified and exposed. I was warned repeatedly by a number of kind and benevolent prison guards to be careful given the example of Mr. Emani an engineer who was killed when falling into the trap of an assisted escape from prison. As such I would like to warn everyone that if I die while in prison, the responsibility for my death lies with the officials.

While looking forward to a future rich with humanity and void of all discrimination and oppression, I warmly embrace you and sincerely thank you in advance for your support and hard work.

Shahrokh Zamani

Prisoner at Rajia Shahr Prison, Iran

October 20th, 2012


  • Javid

    خدا بهت رحم کنه شاهرخ. امیدواریم خبر آزادیت رو بشنویم.

  • :)

    agha khamene !!!! ghatel ast .