سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مجاهدین خلق؛ همچنان نماد وابستگی، خشونت و ترور...
» در واکنش به زمزمه‌های خارج شدن مجاهدین خلق از فهرست گروه های تروریستی دولت آمریکا

مجاهدین خلق؛ همچنان نماد وابستگی، خشونت و ترور

چکیده :دولتمردانی که فریبِ حمایت از این سازمان را می‌خورند تنها دیوار بی‌اعتمادی میان ملت‌ها را بالا می‌برند و خاطرات تلخ سیاست‌های ضدایرانی همچون کودتای ۲۸ مرداد را در اذهان مردم زنده می‌کنند. سازمان مجاهدین خلق، راندهٔ ملت ایران است؛ پیش از آنکه راندهٔ دولت باشد. زنده کردن نام بدیُمن مجاهدین خلق، آرزوی شوم همهٔ دشمنان دموکراسی و مردمسالاری در ایران است. خشونت طلبان از زنده شدن نام و یاد مجاهدین خلق خوشحال خواهند شد، چه در کنار آن‌ها باشند و چه در برابر آن‌ها؛ زیرا از خشونت، خشونت می‌زاید. حضور این سازمان تروریست در هر نقطه‌ای از جهان می‌تواند، بهانه‌ای برای برخوردهای نامشروع اقتدارگرایان در ایران با فضای نقد و اعتراض باشد و آن‌ها تنها گروهی خواهند بود که از وجود و حضور رسمی آن‌ها استقبال خواهند کرد؛ حتی اگر در ظاهر خود را دشمنان آنان بخوانند....


کلمه: به تازگی زمزمه هایی مطرح شده است مبنی بر اینکه دولت آمریکا قصد دارد نام سازمان مجاهدین خلق را از فهرست گروه های تروریستی خارج کند. این موضوع البته هنوز به صورت رسمی مطرح نشده و اعلام رسمی آن به هفته آینده موکول شده است.

سال گذشته نیز که این موضوع – البته با احتمالی ضعیف تر – مطرح بود، کلمه به اعلام موضع در این باره پرداخته و تاکید کرده بود که این سازمان نماد وابستگی، خشونت و ترور در ایران است و طبق گفته‌ی میرحسین موسوی، مرده‌ی سیاسی است که زنده کردن آن، در خدمت اهداف جنگ طلبان و خشونت گرایان داخلی و خارجی است.

تأسف بار اینجاست که این سازمان فرقه‌مانند، خود را در مذاکرات پنهانی به عنوان جریانی صلح طلب و آزادی بخش معرفی می کند و حتی در موارد متعددی، در لابی های صورت گرفته تلاش کرده تا از اعتبار جنبش سبز به نفع اهداف خود استفاده کند. با این حال انتشار این متن در سال قبل، توانست از این تلاش بیهوده و تصویر دروغینی که از این سازمان در حال ساخته شدن بود، جلوگیری کند.

اکنون به مناسبت خبرهایی که اخیرا مطرح شده، کلمه موضع سال قبل را بار دیگر منتشر و بر آن تاکید می‌کند:

من به عنوان یک دلسوز می‌گویم منافقین با خیانت‌ها و جنایت‌های خود مرده‌اند، شما(حاکمان) برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی، آن‌ها را زنده نکنید.
(میرحسین موسوی، بیانیه شماره ۱۷)

در تاریخ معاصر ایران، هیچ حزب، سازمان و حتی هیچ فرقه‌ای به اندازه سازمان مجاهدین خلق در نزد ملت ایران بدنام نیست. هنوز ملت ایران، فراموش نکرده است که بهترین فرزندانش، توسط سازمان مجاهدین خلق به فجیع‌ترین شکل ممکن ترور شدند و به شهادت رسیدند و هنوز هزاران خانواده و فرزندان کسانی که توسط این سازمان ترور شده اند زنده‌ و شاهد بر این جنایاتند. ملت ایران فراموش نمی‌کند که این سازمان در کنار صدام حسین، به جان و ناموس ایرانیان طمع کرد و همراه و یاور او در سرکوب و کشتار مردم ایران و عراق بود. ایرانیان به سالهای دفاع در برابر مجاهدین خلق و صدام افتخار می‌کنند و در هر فرصتی صد‌ها هزار شهیدِ این دفاع مقدس را تکریم می‌کنند. مردم ایران به خوبی می‌دانند که این سازمان هنوز هم از منابع نامشروعی بهره می‌گیرد که در اساس متعلق به ملت عراق و ایران بوده است و آگاهند که بقای مالی و موجودیتِ محدودِ این سازمان، وابسته به حمایتهایی است که صدام حسین از زمان جنگ علیه کشورمان از آنان نمود.

سازمان مجاهدین خلق، «نماد خشونت و ترور» در ایران است و کمترین حضور این واژه و کمترین تعلق خاطر به این سازمان، کافی است تا مخاطب ایرانی به یاد خشونت و ترور و خیانت بیافتد. مادامی که شالوده فرقه ای و فردپرستانه‌ی این سازمان باقی است این سازمان چاره ای جز تمکین به بیگانگان برای خنجر زدن به ملت خود ندارد و هر کشور و نهادی که از این سازمان حمایت کند، خود را در میان مردم ایران بدنام می‌کند و در اذهان تاریخی مردم ایران به دفاع از خشونت و خیانت مشهور می‌شود.

دولتمردانی که فریبِ حمایت از این سازمان را می‌خورند تنها دیوار بی‌اعتمادی میان ملت‌ها را بالا می‌برند و خاطرات تلخ سیاست‌های ضدایرانی همچون کودتای ۲۸ مرداد را در اذهان مردم زنده می‌کنند.

سازمان مجاهدین خلق، راندهٔ ملت ایران است؛ پیش از آنکه راندهٔ دولت باشد. زنده کردن نام بدیُمن مجاهدین خلق، آرزوی شوم همهٔ دشمنان دموکراسی و مردمسالاری در ایران است. خشونت طلبان از زنده شدن نام و یاد مجاهدین خلق خوشحال خواهند شد، چه در کنار آن‌ها باشند و چه در برابر آن‌ها؛ زیرا از خشونت، خشونت می‌زاید.

حضور این سازمان تروریست در هر نقطه‌ای از جهان می‌تواند، بهانه‌ای برای برخوردهای نامشروع اقتدارگرایان در ایران با فضای نقد و اعتراض باشد و آن‌ها تنها گروهی خواهند بود که از وجود و حضور رسمی آن‌ها استقبال خواهند کرد؛ حتی اگر در ظاهر خود را دشمنان آنان بخوانند.

سازمان مجاهدین خلق نماد خشونت و دشمنی، و نماد وابستگی و تکیه بر قدرت‌های بیگانه و درنتیجه نامشروع است و یادآور تلخ‌ترین خیانت‌ها هست. و امروز که ملت ایران، سر مشق مبارزه ی مسالمت آمیز و ضد استبدادی و نماد «استقلال و استغنا»ی ملتها است پیوند با «خشونت و وابستگی » را نمی پذیرد و حمایت هیج دولتی را از خشونت و وابستگی برنمی تابد.

به پیروی از همراه بزرگ جنبش سبز، سازمان مجاهدین خلق را همچنان «منافقینی می‌دانیم که با خیانت‌ها و جنایت‌های خود مرده‌اند» و هشدار میرحسین موسوی را اینگونه تکرار می‌کنیم که «هیچ دولتی نباید برای کسب امتیازهای خود آنان را زنده کند و اگر چنین تلاشی کرد در خاطر ملت ایران به بدنامی نامبردار خواهد شد».


Kaleme: Mojahedin-e Khalq (MEK); The symbol of Treason, Violence and Terror in Iran

I am saying, as someone who cares, the MEK with betrayals and crimes committed are considered dead. You, [the leaders of the government] don’t bring them back to life for the sake of scoring points and taking revenge.” – Mir Hossein Mousavi, Statement no.17

In the modern history of Iran, there is no organization, no party and no cult more infamous than the MEK amongst the Iranian nation. The Iranian people are yet to forget how their beloved children were terrorized and martyred in the worst ways possible. And, thousands of family members and children of those murdered are still alive and witnesses to these crimes. The Iranian nation does not forget how this organization, along with Saddam Hussein, craved for the lives and honor of Iranians and assisted him in the suppression and massacre of the people of Iran and Iraq. Iranians are proud of the years they stood against the MEK and Saddam and on any opportunity possible they praise the hundred thousand martyrs of the Iraq-Iran war. Iranian people know very well that this organization used unlawful and illegal sources, which initially belonged to the Iranian and Iraqi people. They are well aware that the MEK owes its remaining financial power and its limited existence to the support which Saddam Hussein provided them during the war against our country.

Mojahedin-e Khalq is the symbol of “violence and terror” in Iran and the slightest mention of this word [MEK] and the remembrance of this organization is needed to remind the Iranian audience of the violence, terror, and treason they caused. As long as the groundwork of this organization is cult-like behavior, the only solution for them is to submit to foreigners in order to stab its own people in the back. Any country that supports this organization defames itself among the Iranian people and remains infamous for defending violence and betrayal.

Leaders who are deceived into supporting the MEK are only making the wall of mistrust between the nations taller and are bringing back to life the bitter memories of anti-Iranian policies, such as 1953 coup.

Mojahedin-e Khalq are outcasts of the Iranian people; even before being the outcast of the government. To invigorate the ominous name of the MEK is only the wish of sinister enemies of democracy and rule of the people in Iran. Seekers of violence whether by MEK’s side or against them would be happy to see them empowered since violence creates violence.

The presence of this terrorist group in any part of the world could become an excuse for those in power in Iran to have unlawful confrontations with critics and protesters. They [those in power] would be the only group welcoming the official presence, even if they pretend to be their enemies.

Mojahedin-e Khalq is the symbol of violence, animosity, submission, and reliance on foreign powers. Thus, the organization is illegal and is the reminder of the most bitter of betrayals. Today, Iranian people who have become the example for nonviolent resistance, anti-dictatorship and independence for other countries, do not accept “violence and submission” and do not look kindly on the support of any government that relies on violence and submission.

In supporting the great Green Movement, we continue to consider Mojahedin-e Khalq hypocrites who “with betrayals and crimes committed are considered dead.” And we repeat Mir Hossein Mousavi’s warning by saying “No nation should bring them back to life for the sake of rewards and if they do so, they will remain infamous in the memory of the Iranian people.”


  • ناشناس

    شما این زمزمه هایی را که اکنون به مرحله جدی و اجرایی رسیده است دست کم نگیرید. از قرار آمریکا ها در صدد ایجاد یک آلترناتیو برای حکومت آینده ایران هستند. از قرار از دیگر گروه های مخالف و تفرقه آنها نا امید شده اند. امیدوارم در نقشه خود موفق نشوند. زیرا مجاهدین زمینه ای در ایران ندارند و اگر برسرکار آیند آنها هم مثل جمهوری اسلامی باید به ضرب اسلحه و رعب و حشت به حیات خود ادامه دهند. البته نبایستی نادیده گرفت که سالها اقامت در خارج و نیز تحولاتی که دردنیا روی داده است، مجاهدین را نیز تغییر داده و آنها از آن حالت تروریستی وکشت و کشتار خارج شده اند. اما متاسفانه برای رسیده به هدف دست به هرکاری حاضرند بزند. نمونه اش رفتاری است که در نقل مکان از اشرف به پادمان تازه از خود نشان دادند که موجب کشته شدن عده ای از پیروان آنها شد. امیدوارم از چاه جمهوری اسلامی به چاه مجاهدین نیفتیم. ملت ایران طی این سالها بیش از اندازه و ظرفیت خود لطمه و صدمه دیده است. ما شایسته داشتن حکومتی درست و حسابی هستیم. ایام حکومت های مذهبی سپری شده است.

  • i

    سیاستهای تاسف بار ج.ا. باعث شد این ملت نتواند از سایه ای که برایش بوجود آورده اند بیرون آید. سازمان مجاهدین بچه پرورش یافته ج.ا. است.
    آلت دست قرارگرفتن و نداشتن بینش عمیق سیاسی تاریخی و عدم اگاهی ازسیاستهای بین المللی٬ دو طرف٬ هم سازمان و هم ج.ا. به سرنوشت یکسانی مبتلا شوند.

    خیانت یک حکم قضایی بی طرفی نیست که یکی علیه دیگری بخواهد استفاده کند. این همان ضرب المثل معروف ایرانیست که میگوید یکطرفه به نزد قاضی رفتن است. قضاوت ج.ا. خود آلوده است

    و پشت میز اتهام و هنوز پرده حاکمان ج.ا. بازه نشد که خیانتهای آنها مشخص شود و چه بسا بعنوان مسولین طراز اول حکومتی همانند مسولین سازمان میبایست پاسخگو گذشته خویش باشند. اگر دو طرف در پی زندگی صلح آمیزی اند.

  • ناشناس

    Saran in Goroh watanforosh masol koshtar hezaran nafar az afrad bigonah we sadeh in Sazeman mibashand, kesie ke ba doshman mardomiran iran ( Sadam) hamkarie kardeh, hichmogheh jaigahie dar pish mardom iran nakhhad dasht! Albateh nebiad farmaosh kard, ke afrad bigonahie az in Sazeman be khatere hawadarie we forosh roznameh be jokhehaie edam sepordeh shodand, ke baid az khanewadhaie in ghorbanian deljoie we ozrkhahie shawad! Welie Khananie mesl rajawi we mariam we saran in goroh hargez bakhshideh nakhhand shod!ran in

  • ناشناس

    درود بر میرحسین عزیز و همچنین سایت کلمه که وقت شناسی رو اگرچه در حد عالی نه ، ولی در حد خوب میشناسد

  • ناشناس

    هنوز هم عده زیادی از هموطنان ما در اردوگاههای این فرقه تروریست اسیرند ، رهبران این سازمان باید در دادگاهی بین المللی محاکمه و پاسخگوئی اعمال جنایتکارانه خود باشند .

  • نرگس

    اگر مجاهدین خلق نخبه های ما را ترور نمیکردند، ما الان درگیر حکومت کردن غیر نخبه ها نبودیم. حداقلش این بود که نخبه ها همراه با ما مبارزه می کردند وکار حکومت را سخت تر میکردند تا دست این نااهلان نیفتد

  • مادر سبز

    این مساله بهانه ای می شود در دست جنگ طلبان و قدرت طلبان که زمینه ی هر راه حل صلح آمیزی با غرب را مسدود کنند به نظر من امریکا اشتباه بزرگی می کنند چون صرف ادعای یک گروه دلیل بر صداقت انها نیست ! مردم با گروهی که به دولت صدام پیوستند تا بر علیه مردم خودشون بجنگند اعتماد نمی کنند حتی دادن اطلاعات راجع به فعالیتهای اتمی هم در عرف دیپلماتیک به معنی جاسوسی است مخالفت با حکومت ایران هم فقط از نظر این گروه بدست آوردن قدرت است و کشتار تمام مخالفین به سبک پل پوت ! من شخصا انها را گروهی فرصت طلب و قدرت طلب میدانم که هیچ هدفی جز دیکتاتوری مذهبی از نوع انیفورم پوش ان ندارند و اگر از این حاکمان جنایتکارتر نباشند کمتر هم نیستند .دولت امریکا نباید رابطه ی دوستانه با ملت ایران را با این کار از دست بدهد این اشتباه تاکتیکی تمام راهها را مسدود میکند می توانند انها را در سراسر دنیا بپذیرند و تابعیت بدهند به عنوان فرد نه گروه

  • علمدار

    الحق که علمدار حسین هستی سایت کلمه خدا قوت

  • محمد

    موافقم. سازمان مجاهدین قاتل ملت ایران است و با دشمن ما در جنگ همکاری کرده. همانطور که از بشار به علت کشتار مردمش نفرت داریم از سازمان مجاهدین خلق هم به خاطر اسلحه کشیدن به روی ملت ایران متنفریم.

  • ابراهیم

    سلام
    به خدا خیلی وقته که مرده اند.در سرزمین دشمن بودند با تکبر رهبرشان اقدام به ترور کردنند نیروهای خودشان را شدیدا به خاطر رهبر متکبرشان سرکوب کردن

  • ناشناس

    مجا هدین و این حکو مت گران متحجر سرو ته یک کرباس هستند هردو مستبد خون ریز و خشونت طلب و عوام فریب هستند

  • اولاد پیغمبر

    مجاهدین خلق از فرزندان این ملت هستند . انها زمانی قربانی توطئه مشترک امریکا و ارتجاع بودند. انها فرزندان این اب و خاکند . افرادی باسواد و کار ازموده . یاد نمیبریم زمانی نه چندان دور که زن و مرد و نوجوانان هم گرایش با انها را فله ای اعدام کردند . در حقیقت بشریت را اعدام کردند . فقیه عالیقدر مرحوم منتظری که خدا ایشان را رحمت کند به خاطر دفاع از انها خانه نشین شد . چرا ما باید واقعیت را از کودکانمان کتمان کنیم . ما از گفتن حقیقت و کلمه حق نباید بهراسیم . به جای حمله کردن یکطرفه با انها به گفتگو بنشینیم . بالاخره یکطرف واقعیت را میپذیرد . ما از چه میهراسیم !

  • ناشناس

    مجاهدین اگر به صفات انسانی معتقد باشند باید افراد زندانی در پادمان بغداد را آزاد بگذارند که به هرکجا که دلشان خواست بروند. آنها در پایگاههای اشرف درست مثل زندانیان هستند که به دنیای خارج دسترسی ندارند و با بیرون هم نه می توانند تماس تلفنی داشته باشند نه دسترسی به اینترنت دارند و نه ای میل درست مثل زندانیان که بیست و چهارساعته زیرا نظارت هستند. افسوس بر عمر جوانان با استعدادی که از بیم جور و ستم جمهوری اسلامی به دامان افعی مجاهدین پناه برده و گیر افتاده اند. ای رهبران مجاهدین اگر حرفهای من تهمت و افتراست شما طی اعلامیه ای رسما اعلام کنید که تمام کسانی که در پادمان بغداد به سر می برند آزادند که به هر شهر و کشوری که میخواهند بروند و سازمان برای آنها هیچگونه محدودیتی قاتل نیست. بگذارید اگر من حرف بی ربط می زنم روسیاه شوم و گرنه شما در روسیاهی همچنان باقی بمانید.

  • سام ایرانی

    خیانت مجاهدین تمام شدنی نیست. آخوندها رو مجاهدین سر کار آورده اند. و حالا هم بدلیل اینکه در جریان سیاسی سهمی نداشتند خیانتهایشان چندین برابر شد

  • ناشناس

    دیگر نخواهیم گذاشت شما فراماسون های صهیونیست کشور را اداره کنید

  • ناشناس

    ترسم از آن است که بیگانکان شما را هم به وادی که آنها رفتند بکشانند.کمی هوشیار بودن وعاقلانه رفتار کردن فکر نمیکنم بریاتان بد باشد

  • ناشناس

    اگر به خاطرات زندان دوران ستم شاهی رجوع شود نوع برخورد مجاهدین نسبت به گروههای دیگر بوضوح مشخص است که از همان هنگام نوعی تذبذب مائویستی تفکر غالب جهان بینی انانی که در مرکزیت قرار داشتندحاکم بود واز همین رو انشعاب سازمان مائوئیستی پیکار که ابتدا اعلامیه های خود را با عنوان مجاهدین خلق بخش میم لام یعنی مارکسیست لنینیست بیرون میدادندو با ترور همرزمان خویش دگر اندیشی را بر نتافتند و پس از انقلاب هم دکتر ایت نفوذی حزب زحمتکشان بقایی با درک این پاشنه اشیل انان را که خود را مالک انقلاب میدانستند به مقابله با انقلاب وایجاد بدبینی دراتحاد نیروهای لنقلابی کشانید . این سازمان با درک مخدوش از نیروهای انقلاب حاکمیت را به ارتجاع ولیبرالیسم تقسیم بندی کرده که پایه اولیه تعارض با نظام نو پایی که در جهت مرحله تثبیت فاز انتقال را طی میکرد چیده ومائوئیسم وکاستریسم مبتنی بر تئوری مسعود احمد زاده عملا جبهه واحدی را در مقابله با ملت تشکیل دادند حزب موتلفه هم در ایجاد جنگ فرسلیشی علیه این سازمان جهت خیزش مرحله بعدی در سرکوب سایر گروهها مثل ملی مذهبی ها بزرگترین خیانت را کرد . مجاهدین که یک گروه چریکی بودند تا سیاسی از هر وسیله ای برای پیش برد مقاصد خود فرو گذاز نکرده از سمتگیری به سوی اتحاد شوروی تا امروز که به عنوان پادوی جناح جنگ طلب امریکا محسوب می شود ومتاسفانه تا جاسوسی توجیهایدئولوژیک محسوب می شود .مجاهدین خلق یا پلپتیسم( ایدئولوژی پلپت در کامبوج که سه ملیون کامبوجی را با فرستادن به روستا ها قتل عام و از جسد انان به عنوان کود در مزارع برنج استفاده کرد ) ایرانی در شرایطی که جنگ میهنی با تمام کشورهای سلطه گر ومتجعین عربی با دست صدام تحمیل شده بود برای تحقق ایدئولوژی رژی دبرهای یعنی انقلاب در انقلاب به عامل مستقیم وستون پنجم ارتش عراق در امدند و عملا نشان دادند که هیچ بویی از نیروی مات ودمکراسی خواهی ملی نبرده واعتقادی به مردم ندارند .توجیه سیاسی تا جایی کشیده شده که هر گروه را اتهام سیاسی بزنند . مجاهدین خلق در راستای همین ایدئولوژِ ی شهرک اشرف را به عنوان پادگان درست کردند نه مامن عدهای پناهنده وتمام ساکنین ان چون دوران چین مائو ملبس به لباس نظامی وؤژه های نظامی ورزم انفرادی وجمعی متمرکز بوده است نگاهی کلی به تمام بخش های ماهوارهای انان بوضوح نشان می دهد که اموزش یک زندگی طبیعی ودرس انسان دوستی هزاران کیلو متر با نگرش دوستار خلق بودن یعنی بشر دوستانه فاصله دارد که مطلوب دیکتا تور های نظام در سرکوب هر صدای نقادانه است واز همین توجیه اعدام جمعی سال ۶۷ به وقوع پیوسته وابله های سیاسی باقبول اقائات جناح حاکم به صورت شایعه رهبران جنبش سبز را شریک جنایات لاجوردی ها قلمدادکرده ومجاهدین هم با شوق وشعف سعی در القای ان در جامعه می کردند که تیرشان به سنگ خورد اما امروز مجاهدین خلق تفاوتش با دیروزشان در این است که بنا به خصلت بیمارگونه تروریستیشان این بار با جورج دبلیئ بوش ها ولابیipac همپیا له شوند واز تحریم ها تجزیه کشور وحمله نظامی به میهن استخدام وتشویق کنند اری این است فاجعه گروهی که از رمانتیسم انقلابیگری تا سطح مزدوری خاندان منحوس پهلوی سقوط وچهرهی ضد ملی خود را نشان دهند غافل از ان که اینان به لحاظ سفاهت سیاسی الت دست جنگ طلبا ن وفرح ورضا پهلوی هستند

  • ناشناس

    سازمان خائن مجاهدین خلق نزد ملت ایران مرده است. اینها گروهی تک رو، قدرت طلب و تروریست هستند و ملت ایران و حتی نسل جوان که آنها را خوب نمی شناسد نیز از آنها متنفر هستند.

  • ناشناس

    سر نوشت همه گروه های انقلابی خشونت استبداد و خود محوری و خود شیفتگی رهبران ان ها است .رهبران ان ها به نا چار مجبور به تسویه
    و دیکتا توری هستند برای بقا ء خود یا ترور می کنند یا اعدام . رهبران همین کره شمالی .سوریه اسد صدام عراق و لیبی و….. بلو ک شرق را
    مطا لعه کنید تا بی خود از سازمان هائی مانند مجا هدین دفاع نکنید .همین رهبر مستبد خود مان سر گذشت و زندگی او را بر رسی کنید
    ببینید چگونه او به خود شیفتگی و خود خواهی رسیده که ایران را تا همین جا نا بود کرده و همه انقلا بیون را که این انقلاب را به پا کردند و او را از پائین به بالا بردند چگونه سر به نیست و نابود و زندان اعدام و منزوی می کند این خسیسه سازمان ها و حکو مت های اید ئو لوژی و سر کبگر است که هرکس به ان بالا برود پائین امدنی نیست . همین گروه رجوی هر بلائی سر سازمان اوردند باید پائین دستی ها ان را بپذیرند و هورا بکشند و ان را پیروزی بخوانند

  • beii

    مجاهدین به این دلیل به ارتش عراق پسوستند که اگر به ایران می امدند اعدام میشدند ولی بارم هم ماهیت این گروه حتی برای اغضای ان هم کاری نکرده چه برسه به ملت
    باید انها را ازا کنند تا بتوانند ار گروه جدا شوند

  • Mohammad

    مجاهدین خلق بدنام ترین گروه سیاسی ایران است

  • seyamak

    ۱ـ در ایران فردا حقوق طبیعی و خدشه ناپذیر بشر، برای هر ایرانی باید تأمین شود. حق زندگی، حق آزادی و حق امنیت.
    آحاد ملت ایران ـ با هر جنسیت، نژاد، دین، قومیت و زبان ـ در مقابل قانون، برابر شناخته میشوند. ما به «بیانیه جهانی حقوق بشر» متعهدیم.
    ۲ـ در ایران فردا جمیع آزادیهای فردی به رسمیت شناخته میشود. آزادی در بیان، پوشش، ازدواج و طلاق ، اشتغال، رفت و آمد، انتخاب محل اقامت و تابعیت.
    ۳ـ اساس مشروعیت نظام کشور و قوانین و مقامهای آن، آراء مردم است. در ایران فردا، حق تصمیمگیری در مهمترین امور سیاسی جامعه و حق تغییر حکومت برای مردم محترم شمرده میشود و برای تأمین و تضمین دمکراسی، شوراهای مختلف در همه شئون گسترش مییابد.
    ۴ــ ما خواهان یک جمهوری کثرتگرا هستیم که در آن آزادی کامل احزاب، اجتماعات و سندیکاها تضمین شده باشد.
    ۵ـ در ایران آزاد فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم. این، پاسخ ما به شقاوت و خونریزی بیرحمانه یی است که آخوندها در ایران حاکم کردهاند. شکنجه تحت هر عنوان ممنوع خواهد بود، مجازاتهای بیرحمانه و تحقیرآمیز به هر عنوان، از جمله تحت نام مذهب ، جایی نخواهد داشت.
    ۶ـ مقاومت ایران به جدایی دین و دولت معتقد و پایبند است. در ایران فردا، اصل آزادی مذاهب محترم شمرده میشود، در قوانین کشور هیچ دینی ممنوع نخواهد بود، هیچ دینی بر دین دیگر امتیازی نخواهد داشت و هیچ یک از شهروندان به دلیل اعتقاد یا عدم اعتقاد به یک دین یا مذهب در حقوق فردی و اجتماعی مزیت یا محرومیتی نخواهد داشت.
    ۷ـ ما به «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» متعهدیم. در ایران فردا زنان و مردان در کلیه حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برابر خواهند بود. و زنان در رهبری سیاسی جامعه مشارکت برابر خواهند داشت.
    ۸ـ در ایران فردا از بهره‌کشی جنسی از زنان در همه اَشکال آن ممانعت میشود، چند همسری ممنوع است. خشونت جسمی، جنسی و روانی علیه زنان جرم شمرده میشود.
    ۹ ـ در ایران فردا، ستم و تبعیض و بی حقوقی در مورد کودکان، جایی ندارد و کار کودکان ممنوع است.
    ۱۰ ـ دادگستری ایران فردا، یک نظام قضایی واحد خواهد بود. یک نظام قضایی دو درجهای مبتنی بر اصل برائت، حق دفاع ، حق دادخواهی و حق برخورداری از محاکمه علنی با حضور هیاٌت منصفه، که در آن نفی تبعیض در قضاوت و استقلال کامل قضات و استقلال کانون وکلا ، تضمین شده باشد.
    ۱۱ـ در ایران فردا، بازار آزاد محترم شمرده میشود، فرصتهای اقتصادی به صورت عادلانه در اختیار آحاد مردم قرار میگیرد و هرگونه محدودیتی برای اشتغال آزادانه لغو میشود.
    ۱۲ـ ما برآنیم که در ایران فردا، یکایک افراد جامعه باید از امکان دسترسی کامل به تسهیلات اجتماعی و مشخصاً آموزش، بهداشت، درمان و ورزش برخوردار باشند. و دانشگاههای کشور به صورت مستقل توسط شورای منتخب استادان و دانشجویان اداره شود.
    ۱۳ـ در ایران فردا، حق عادلانهٌ خودمختاری مردم کردستان ایران به‌رسمیت شناخته می‌شود. ما خواهان رفع ستم مضاعف از همه تنوعات ملی وطنمان در چارچوب یکپارچگی تجزیهناپذیر ایران هستیم.
    ۱۴ـ در ایران فردا از دخالت در امور سایر کشورها خودداری و از دخالت دیگران در امور داخلی کشورمان ممانعت میشود. ما خواستار صلح، احترام متقابل در روابط بینالمللی، حُسن همجواری و برقراری روابط دیپلماتیک با همه کشورهای جهان هستیم. و ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.

  • ناشناس

    همین حکومت فعلی مان روی مردم خودش اسلحه میکشه شما دیگه از بقیه گروههای خارج از کشور چه انتظاری دارید؟