سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مادر اشکان سهرابی: در کوچه و خیابانهای این شهر بدنبال عدالت می گردیم...

مادر اشکان سهرابی: در کوچه و خیابانهای این شهر بدنبال عدالت می گردیم

چکیده :پیگیری های ما مثل تمام همدردهای ما که پیگیرهستند تا قاتل عزیزانشان شناسایی شود متاسفانه تاکنون به نتیجه ای نرسیده است. الان نزدیک به سه سال است پیگیری می کنیم و می گویند هنوز قاتل شناسایی نشده است. نه شهید خسروی بلکه تمام شهدا که خونشان در راه عدالت، حقانیت و وطنشان ریخته می شود ارزشمند است و ما مردم باید پاسدار خون شهیدان باشیم. شاید من یک آدم عامی باشم اما نباید فراموش کنم که در یک مملکتی زندگی می کنم که خون ها به پایش ریخته شده است و علی رغم این همه خون هنوز به آن استقلال و اهداف واقعی اش نرسیده است...


روز سی ام خرداد ماه سال ۸۸ یعنی هشت روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، مردم معترض با حضور گسترده در خیابانها دست به راهپیمایی اعتراضی زدند. اما این حرکت اعتراضی مسالمت آمیز با هجوم وحشیانه نیروهای امنیتی مواجه شد و بسیاری از شهروندان به ضربه گلوله به شهادت رسیدند. کشتاری که مقامات حکومتی هیچگاه مسئولیت آن را بر عهده نگرفتند و تاکنون پی گیری های بازماندگان این جانباختگان به نتیجه نرسیده است.

زهرا نیک پیما، مادر اشکان سهرابی که در روز سی ام خرداد بر اثر اصابت گلوله ماموران امنیتی به شهادت رسید، با بیان اینکه طبق هر سال اجازه برگزاری مراسمی که در شان این شهدا باشد را به ما ندادند، به “جرس” می گوید: “یکسال دیگر گذشت! سه سال از غم دردناک پسر بی گناهم گذشت! در این سه فقط آه کشیدم. امیدوارم این ناله ها و آه های جگرسوزم ظلمی که به فرزندم روا شد را جبران کند و ظالم به سزای اعمالش برسد. در این سه سال چه بر ما گذشت خود اشکان شاهد و ناظر بوده است. نمی دانم چه گفت و چه خواست که اینگونه خوابشان را آشفته کرده و سینه او را سوزانند. اشک های من گواه این هستند که چقدر مرگ او قلبم را سوزانده است. در این سه سال کسی پاسخگوی مظلومیت اشکانم نبود. جوابگوی اینکه چرا سینه او را دریدند، نبود. فریاد تظلم خواهی من به هیچ جا نرسید اما باز هم فریاد می زنم: “به چه گناهی او را کشتید؟” چرا تاوان گرفتن حقش اینقدر سنگین و ناعادلانه بود؟ سه سال در کوچه و خیابان این شهر بدنبال عدالت می گردیم. عدالت کجاست؟ بدانند که با کشتن فرزندم نتوانستند او را ساکت کنند. سینه تیرخورده اش از گلوی من حقش را می خواهد. بگویید چرا فرزندم را کشتید؟ من از خون فرزندم نمی گذرم. تا آخرین لحظه زندگی این پرسش را دارم تا به جواب برسم که به چه گناهی او را کشتید؟ من نه دیه می خواهم و نه دیه می گیرم، فقط بگویید چه کسی و به چه علت پسرم را کشت؟ سه سال، شب و روز ما سیاه است، جواب این روزهای سختی که بر ما گذشت را باید بدهند. پیگیری ها به هیچ نتیجه ای نرسیده است. فقط آنها را به خدا واگذار می کنم و مطمئن هستم روزی آه من گریبان آنها را خواهد گرفت. هر روز صبح که از خواب بلند می شوم آه می کشم و از خدا می خواهم رو سیاهی کسانی که به اینها ظلم کردند و سینه پسرم را سوزانند را ببینم. بترسند از آه مادران داغدار…”

روز سی ام خرداد ماه سال ۸۸ یادآور بزرگترین راهپیمایی اعتراضی مردم به حاکمان مستبد و تمامیت خواه در تاریخ جمهوری اسلامی است. در این روز مطالبات قانونی و اعتراضات مدنی مردم توسط نیروهای سپاه، بسیج و لباس شخصی ها سرکوب و به روی مردم شلیک کردند.

شهید مسعود خسروی یکی دیگر از جانباختگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است. این شهید جنبش سبز در روز سی خرداد مورد اصابت گلوله یک لباس شخصی در یگان ویژه قرار گرفت و شاهدان در صحنه گفته اند یک لباس شخصی داخل یگان ویژه به سوی مردم شلیک می کرده و اولین کسی را که با گلوله زده اند مسعود خسروی بوده است. اما پس از گذشت سه سال پیگیری های همسر این شهید به نتیجه نرسیده است.

مریم خسروی، همسر شهید خسروی خاطرنشان کرد: “پیگیری های ما مثل تمام همدردهای ما که پیگیرهستند تا قاتل عزیزانشان شناسایی شود متاسفانه تاکنون به نتیجه ای نرسیده است. الان نزدیک به سه سال است پیگیری می کنیم و می گویند هنوز قاتل شناسایی نشده است. نه شهید خسروی بلکه تمام شهدا که خونشان در راه عدالت، حقانیت و وطنشان ریخته می شود ارزشمند است و ما مردم باید پاسدار خون شهیدان باشیم. شاید من یک آدم عامی باشم اما نباید فراموش کنم که در یک مملکتی زندگی می کنم که خون ها به پایش ریخته شده است و علی رغم این همه خون هنوز به آن استقلال و اهداف واقعی اش نرسیده است….”

گفتنی است، بازماندگان شهدای این روز لحظه ای دست از تلاش برای شناسایی آمران و عاملان این کشتارها بر نداشتند و تاکنون پاسخی در این زمینه نگرفته اند. بسیاری از پرونده ها مختومه اعلام شد و برخی دیگر باز اما بی پاسخ مانده است.

شهدای روز سی ام خرداد ماه سال ۸۸ عبارتند از: ندا آقا سلطان، حمید حسین بیگ عراقی، سالار طهماسبی ، ابوالفضل عبدالهی، محسن حدادی، ایمان هاشمی و میلاد یزدان پناه، فاطمه سمسارپور، رضا طباطبایی، اشکان سهرابی، بهزاد مهاجر، مسعود هاشم زاده، کاوه سبز علی پور،مسعود خسروی ، عباس دیسناد ،علی فتحعلیان، محمد حسین فیض و شهدای گمنام دیگر…


  • عبید سن خوزانی

    پروین خانم گرامی: جای اجرای عدالت کوچه و بازار نیست. در کوچه و بازار باید احترام و انصاف و مراعات حقوق دیگران در نظر گرفته شود که متاسفانه از آنها خبری نیست. جای عدالت و اجرای آن قوه قضاییه و مجریه است که متاسفانه خود قوه مجریه تبدیل شده است به دستگاهی نوکر صفت که فقط دستور ارباب کلش را اجرا می کند، بدون آنکه به جرم و اتهام توجهی داشته باشد. ما را میگیرند و می بردند و پس از تجاوز جسمی و روحی و شکنجه در زندان ما را به دادگاه قلابی برده و با بوق و کرنا محاکمه می کنند و عکس و تفصیلات را در روزنامه ها و فیلم را در تلویزیون ها نشان میدهند و از فردا همه با نام و چهر ما آشنا می شوند. اما بزرگترین دزدی تاریخ در مملکت خراب شده ما روی میدهد و عده ای رسواتر از آرسن لوپن این مملکت را می چاپند و هنگامی که روزنامه ها در این مورد قلم فرسایی می کنند، بزرگ ارتشتاران فرمانده که تاکنون با “حکم حکومتی” دوران بنی عباس عده زیادی را از مجازات معاف کرده است، دستور می فرمایند “کش” ندهید و پس از ماهها هنوز از مجازات این عده خبری نیست برای اینکه از خودی ها هستند و بعد هم به جای نوشتن و اعلام کردن نام آنها ابجد و حوز و الفبایی جلو می روند به عبارت دیگر در این بیدادگاهها مجرمین را که خیر بلکه الفبا را محاکمه می کنند. آنوقت پروین خانم گرامی شما در کوچه و خیابان دنبال عدالت می گردید؟

  • سبز

    وااااااااااااای

  • کامران

    مادرم؛خواهرم مطمئن باشید هم آه جگر سوز شما و هم نفرینهای آغشته به نفرت ما؛به همین زودیها بساط ظلم فرعون ایران را در هم خواهد پیچید.اگر چنین نباشد باید در عدالت خدا شک کرد.

  • بازگشته

    مادر عزیز اشکان زیبا و عزیز که در غم از دست دادن جوان دوست داشتنی ات بارها و بارها گریستم.
    فقط خواستم به تو بگویم ، که در هیچ جایی از این جمهوری اسلامی به دنبال عدالت مگرد، که نخواهیش یافت . ما که برادر ۲۲ ساله ی رشید و شجاعمان را در راه انقلاب توسط شکنجه ی ساواک در آخرین روزهای عمر حکومت طاغوت و برای برپایی حکومت اسلامی از دست دادیم و با همه ی تلاشمان که تنها به دنبال قاتلین شناخته شده و احیای شرفش بودیم و هستیم ، هنوز و هنوز پس از ۳۳ سال از عمر این عدالت اسلامی !!!!! به عدالتی که نرسیدیم هیچ، ظلمی بدتر از ظلم طاغوت هم بر ما روا می شود . جالب است اگر بدانید که یکی از این نهادهای مرتبط به من گفت : شما مگر به قیامت اعتقادی ندارید؟ بروید در قیامت حقتان را بگیرید. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. آری خواهر من قیامت و آخرت و عذاب گویا فقط برای ما نوشته شده نه اینان . پس مگرد زیرا برای اینان عدالت تنها نانوشته ای است که خود را به آن می خوانندش تا دنیای جاودانه اشان را به حکومت بگذرانند و در نگاه اینان مردم و حقشان پشیزی نمی ارزند.

  • ناشناس

    امیدوارم به حق “پنج نفر آل عبا” روزی به جای این “ریزگرد ها” “درشت گردها” راه بیفتد و همه بزند به کمر و چشم و چال این رهبران و سردمداران بی چشم و روی حکومت ما که این اندازه مردم ما را اذیت می کنند و آزار میدهند. اینم مملکته واقعا؟