رهبر آیندهی جمهوری اسلامی؟
چکیده :به نظر میرسد با وجود آنکه نظام دم از پیشرفت و توسعه میزند و هرروز اخباری مبنی بر بهبود وضعیت زندگی مردم منتشر میکند، درون خود از بحرانهایی که مملکت را در خود میفشرَد آگاه است و میداند با دروغگویی نمیتوان بحرانها را پشتسر گذاشت. برای بقای کشور و نظام، راه دیگری جز بازگشت به مردم و تعدیل سیاستها وجود ندارد، این از روز روشنتر است. ...
کلمه-بامداد راد:
یک. با انتشار خبر درگذشت کیم جونگ ایل -رهبر کرهی شمالی- و اعلام خبر جانشینی فرزندش کیم جونگ اون، معلوم شد هیچ دیکتاتوری جاودان نیست و دیکتاتور حتی اگر بتواند از تعقیب مردمی که به آنها ستم روا داشته بگریزد، گریزی از مرگ ندارد. گرچه مرگ رهبر کرهی شمالی قاعدتاً نباید سبب دگرگونی در راهبردهای این کشور در رویارویی با جهان شود، اما از همان زمان که نام فرزند کیم جونگ ایل بهعنوان رهبر احتمالی آیندهی این کشور مطرح شد و خبرهایی مبنی بر وخامت حال کیم ِ پدر منتشر شد، گمانههایی مبنی بر تعدیل راهبردهای این کشور در دوران رهبری کیم ِ پسر مطرح میشد. کمی که بگذرد خواهیم فهمید این گمانهزنیها تا چه اندازه واقعیت دارند.
گزارهای راستین در بند پیش مطرح شدهاست؛ «از مرگ گریزی نیست» و اینکه با بیماری و کهولت سن، احتمال مرگ بالا میرود. اگر یک مقام رسمی به این وضعیت دچار شدهباشد، مقامهای رسمیای که در قانون پیشبینی شدهاند، برای حفظ ساختار حکومت اقدام به گزینش جانشین آن مقام میکنند؛ همانگونه که حزب کمونیست کرهی شمالی از مدتها پیش کیم جونگ اون را به جانشینی کیم جونگ ایل برگزیدهبود و همانگونه که در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای این موضوع سازوکاری پیشبینی شده که نهتنها رهبر کشور در صورت درگذشت برگزیده شود، بلکه نمایندگان این مجلس که برگزیدگان ملتاند، رهبر را در صورت ازدستدادن ویژگیهایی که سبب برگزیدهشدنش به رهبری شدهاست، از کار برکنار کنند.
صرفنظر از عملکرد مجلس خبرگان که عملاً هرسال به این تشخیص رسیده که شخصی مناسبتر از آیتالله خامنهای برای رهبری مملکت وجود ندارد و ایشان کماکان ویژگیهایی را که سبب برگزیدهشدن به جایگاه رهبری شدهبود حفظ کردهاند، اکنون مشخص نیست در صورت درگذشت آیتالله خامنهای، که به دلایل گوناگون از جمله کهولت سن و خبرهای تأییدنشدهای که از بیماری ایشان وجود دارد و مشخصاً یک سند ویکیلیکس نیز بر این امر صحه میگذارد، احتمال درگذشتشان وجود دارد، چه نفراتی برای مقام رهبری پیشبینی شدهاند.
دو. بیراه نیست اگر گفته شود وضعیت امروز کشور یک وضعیت جنگیست و فقط صدای انفجار است که بهگوش نمیرسد. صرفنظر از عربدهکشیهای خطرناک رسانههای اقتدارگرا بهسرکردگی «کیهان» که مبلّغ بستن تنگهی هرمز هستند -امری که پیشبینی کردهبودم واکنش ایران به حملهی نظامی باشد و اگر جمهوری اسلامی پیشدستی کند و این تنگه را مسدود کند، حملهی نظامی بسیار قریبالوقوع خواهدبود-، هیچیک از شاخصهای اقتصادی وضعیت بهسامانی را نشان نمیدهد. بحران بازارهای طلا و ارز، تورم بالا و توقف چرخ تولید، در کنار فساد دولتی سرسامآور که یکی از علتهای اصلی این بحرانهاست، متأثر از وضعیت جهانی و تحریمهای فلجکنندهایست که اکنون با دور تازهی تحریمها و بهویژه تحریم بانک مرکزی و صنایع پتروشیمی ایران، اساساً حیات جامعهی ایران را تهدید میکند. ما اکنون در لبهی پرتگاهی قرار گرفتهایم که واقعاً مشخص نیست چه سرنوشتی در انتهای این پرتگاه در انتظار کشور است.
پیشتر نوشتهبودم راهکار خروج از بحرانی که روزبهروز بزرگتر و عمیقتر میشود، بازگشت راستین به مردم است و پیشنهاد کردهبودم در یک سخنرانی صمیمانه از مردم عذرخواهی شود و با تغییر مسیر تقابل با جهان به تعامل با آن، در جهت اعتمادسازی و بهبود روابط بهمنظور پیشرفت مملکت گام برداشتهشود. «کیهان» البته واکنش جالب توجهی به آن مقاله نشان داد و با انتشار همراه با جعل و تحریف آن، نشان داد ارادهای از سوی نظام برای عمل به این پیشنهاد وجود ندارد.
با این همه، به نظر میرسد با وجود آنکه نظام دم از پیشرفت و توسعه میزند و هرروز اخباری مبنی بر بهبود وضعیت زندگی مردم منتشر میکند، درون خود از بحرانهایی که مملکت را در خود میفشرَد آگاه است و میداند با دروغگویی نمیتوان بحرانها را پشتسر گذاشت. برای بقای کشور و نظام، راه دیگری جز بازگشت به مردم و تعدیل سیاستها وجود ندارد، این از روز روشنتر است. اما اعلام این موضوع از سوی حکومت و برداشتن گامهای عملی و مؤثر در این راستا، نیاز به نوشیدن یک «جام زهر» دیگر دارد و انجام چنین کاری از سوی آیتالله خامنهای، با توجه به جایگاهی که از ایشان در میان هواداران سرسختشان ایجاد شده، تقریباً ناممکن است.
سه. اینجاست که بقای نظام به جانشین آیتالله خامنهای گره میخورد و او آن کار ناممکنی را که آیتالله خامنهای قادر به انجام آن نیست، به انجام خواهدرساند و دستکم بخشی از مطالبات مردم و جهان را که به بقای نظام یاری میرساند اجرا خواهدکرد. چنین فردی لزوماً فردی میانهرو است، راهبردهای نظام را تعدیل میکند و سیاست تنشزدایی را در پیش خواهدگرفت. «ولایتمداران»ی که امروز میخواهند آیتالله خامنهای را با نام «امام خامنهای» مشهور کنند، در صورت درگذشتشان سوگواری شایستهای برگزار و با رهبر جدید بیعت خواهندکرد. مزار باشکوهی برای رهبر پیشین ساخته میشود و «کفنپوشان»ی که «گوش به فرمان خامنهای» بودند، اکنون «گوش به فرمان» رهبر تازه خواهندشد، حتی اگر او تا پیش از این یکی از «خواص بیبصیرت» بودهباشد و راهبردهایی که اتخاذ میکند، کاملاً در تضاد با راهبردهای رهبر پیشین باشد.
در بزنگاههایی اینچنین، که فروپاشی محتمل میشود، ساختار دست به نوسازی خود میزند و از خیالپردازی فاصله میگیرد و به اراده و خواست مردم نزدیک میشود. همانطور که از مرگ گریزی نیست، از حاکمیتِ مردم بر سرنوشت خودشان نیز گریزی نیست.















۹ دیدگاه
وجود مراجع تصمیم گیری متعدد، ازجمله رهبری موجب سردرگمی و هرج ومرج در مدیریت کشورشده است.
اساسا” چه کسی گفته است که باوجود یک رئیس جمهور ومجلس(نه البته این مجلس فرمایشی) حتما” نیاز به وجود یک روحانی به عنوان رهبربرای هدایت کشوراست؟!
نتیجه همین می شود که پس از سی وچند سال کشور درسراشیبی سقوط قرارگرفته است.
از حاکمیتِ مردم بر سرنوشت خودشان گریزی نیست.دیروزودداردولی سوخت وسوزندارد.اندکی صبرسحرنزدیک است.
احسنت عالی بود و مختصر….
تاحدی زیادی با تحلیل فوق میتوان موافق بود و بنظرم همانطور که رهبری فعلی نتوانست جایگاه امام خمینی را کسب کرده و محبوبیت کاریزماتیک حضرت امام را پیدا نکرد و فقط با استفاده از خشونت و ارعاب و زندان و تحقیر ممتد مخالفان و هم چنین استفاده از تکنولوزی و علم و ساختن سپاه قدرتمند توانست مملکت را فقط جمع کندو از فروپاشی ان فقط جلوگیری کند با توجه به اینکه اکثر مردم به حقانیت اصلاح طلبان واقف شدند و در حقیقت قلب مردم با خاتمی و کروبی و میر حسین است اما از ترش حاکم ستمگر شمیشرهاشان علیه انان است رهبر بعدی هر که میخواهد باشد نمی تواند ان رعب را در دل مردم ایجاد کرده(چون رهبر فعلی مانند صدام حسین عدی و قصی نپروانده است ) و به تبع ان وحدت ایجاد کند لذا رهبر بعدی اگر در حول رضایت مردم حرکت نکند در اسرع وقت شاهد سقوط کامل نظام خواهیم بود
دست پخت رهبر فعلی برای هیچ وارثی در اینده قابل خوراندن به مردم نیست لذا اگر رهبر اینده نتواند با مردم همراه شود بدون شک شاهد سقوط کل حاکمیت و نظام خواهیم بود امیدوارم حاکمان بعدی نظامیان چکمه پوش نباشند
فاتحه مملکتی رو باید خواند که مردمانش برای بهبود اوضاع جامعه منتظر مرگ رهبر ان جامعه باشد به راستی که کره شمالی وایران چنین است و این جز حکومت مستبدان و دیکتاتورها نیس
یاداشت خوبی بود.
اضافه کنم: ایران نه تنگه هرمز را خواهد بست و نه با بمب اتمی به جایی و نا محتمل تر از همه به اسرائیل حمله خواهد کرد! همه این هارت و پورت ها بر ای گرفتن تضمین های امنیتی از غرب برای بقای خود رژیم است.
دو سال پیش یکی از کارشناسان یکی از انستیوتهای تحقیقات استراتژیک دریایی نظامی آمریکا در پاسخ به پرسش امکان درگیری ناوگان ایران و امریکا در خلیج فارس گفت: نیروی دریایی ایران میتواند صدماتی به ناوگان آمریکا بزند و مزاحمت هایی ایجاد کند ولی در ظرف چند ساعت نیروی دریایی ایران در زیر آب خواهد بود. این مصاحبه در یکی از روزنامه معتبر امریکا بود که متآسفانه نام و تاریخ دقیق آن یادم نیست.
چه تخیلاتی…..
تاوقتی دیکتاتور داریم روزگاراین مردم ومملکت همین است/