سرمقاله/ تروریسم آمریکایی
چکیده :این سخنان از یکی از ارکان کشوری بیرون آمده که مدعیست راهبر مبارزهی جهانی با تروریسم است. اینجا دیگر ماهیت سپاه قدس اهمیت خود را از دست میدهد، اینجا مهم ترویج تروریسم از سوی کشوریست که بیش از هر کشور دیگری در دنیا داعیهی مبارزه با تروریسم را دارد و به همین بهانه، هم هزینههای فراوانی را به کشورهای دیگر تحمیل میکند، هم آدمهای زیادی را میکشد و حتی در تریبون رسمی کنگرهاش هم چنین سخنانی مطرح میشود... چرا فرماندهی در این سطح، که رهبر جمهوری اسلامی شخصاً در مراسم تشییع جنازهاش حاضر میشود، باید در جریان انتقال مهمات از یکی از انبارهای سازمان تحت امرش حاضر باشد و کشته شود؟ این حادثه چگونه اینقدر دقیق فردی به این اهمیت را از میان برمیدارد که گفته میشود فناوری موشکی بهواسطهی وی در ایران متولد شده و توسعه یافتهاست؟...
کلمه – بامداد راد:
خبرگزاری فرانسه نوشتهاست:
چرا آنها [فرماندهان ارشد سپاه] را به قتل نرسانیم؟ آنها قریب به هزار آمریکایی را کشتهاند، چرا ما عامدانه آنها را ترور نکنیم؟ نمیگویم که اقدام نظامی انجام دهیم، من پیشنهاد میکنم عملیات محرمانه انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آنها اعمال کنیم.
جک کین (فرمانده پیشین نیروی زمینی آمریکا)، نشست کنگره
آنان [همان] بهاندازهی ما دارای منطق نیستند، فکر نمیکنم بتوانید بدون به قتل رساندن یکی از آنها مرعوبشان کنید. قاسم سلیمانی خیلی زیاد سفر میکند، بروید او را دستگیر کنید یا به قتل برسانید!
رویل مارک گریچ (کارشناس پیشین بخش خاورمیانهی سیآیاِی و کارشناس مؤسّسهی دفاع از دموکراسی)، همان
در ادامهی این اظهارات، برخی از نمایندگان کنگره اعلام کردند انجام هرگونه اقدامی را دربارهی ایران دور از ذهن نمیدانند، اما در ضمن از ابراز موافقت با اظهارات جک کین هم امتناع کردند.
اول. سرلشگر قاسم سلیمانی، رزمندهی جنگ تحمیلی و فرمانده سپاه قدس -شاخهی برونمرزی سپاه- است. ادعا شده او و مجموعهی تحت امرش «قریب به هزار نفر» را در خارج از کشور کشتهاند. چنین ادعایی هیچ سندی ندارد، حتی اگر چنین اسنادی هم موجود باشند و بنا به دلایل امنیتی منتشر نشدهباشند، چنین اظهارنظراتی چه معنایی جز هواداری از تروریسم دارد؟ اگر واقعاً چنین ادعایی درست است، آیا نباید در دادگاه صالح مطرح و به آن رسیدگی شود؟ آن هم در حالی که این کشور مدعی مبارزه با تروریسم است و پس از ۱۱ سپتامبر، به بهانهی مبارزه با تروریسم به عراق و افغانستان حمله کردهاست.
من قاسم سلیمانی را نمیشناسم، شناخت درستی هم از مجموعهی تحت امرش ندارم. ادعاهای اینچنینی هم زیاد شنیدهام، از دخالت این نیرو در سرکوب معترضان سوری گرفته، تا اینکه سپاه قدس حتی در تجهیز مخالفان قذافی نقش داشتهاست.
یک چیز در این میان واضح است، آن هم اینکه این سخنان از یکی از ارکان کشوری بیرون آمده که مدعیست راهبر مبارزهی جهانی با تروریسم است. اینجا دیگر ماهیت سپاه قدس اهمیت خود را از دست میدهد، اینجا مهم ترویج تروریسم از سوی کشوریست که بیش از هر کشور دیگری در دنیا داعیهی مبارزه با تروریسم را دارد و به همین بهانه، هم هزینههای فراوانی را به کشورهای دیگر تحمیل میکند، هم آدمهای زیادی را میکشد و حتی در تریبون رسمی کنگرهاش هم چنین سخنانی مطرح میشود.
دوم. بهتازگی مرکزی وابسته به سپاه در اطراف کرج منفجر شدهاست. دلیل این انفجار تاکنون معلوم نیست، گمانهزنیها از بروز یک حادثه تا حملهی اسراییل حکایت میکنند؛ هرچند اعلام شده این مرکز یک انبار نگهداری مهمات بوده و در جریان جابهجایی مهمات این انفجار بهوقوع پیوستهاست، اما اولاً انفجار یک انبار مهمات متوالیست و نه یک انفجار مهیب، ثانیاً دود آن نه سفید که مشکیست. ضمن اینکه روایتی هم هست که این مرکز ِ شدیداً محافظتشده را یکی از محلهای نگهداری موشک بالستیک شهاب۳ معرفی میکند. سرلشگر حسن تهرانیمقدم -رییس سازمان جهاد خودکفایی سپاه- در میان کشته های این رخداد بوده و وزیر جنگ اسراییل، هرچند هرگونه دخالت کشور متبوعش را در این رویداد رد میکند و لابد استدلالش این است که اسراییل را با تروریسم چه کار، ابراز امیدواری میکند چنین وقایعی در آینده نیز تکرار شود!
این سازمان یکی از مهمترین مراکز سپاه است؛ جاییست که در آن قرار است آنچه تحریم شده، با «خودکفایی» تولید شود و مهمترین حیطهی پژوهشی آن مسائل نظامیست. چگونه به همین سادگی رییس این سازمان راهبردی کشته میشود؟ چرا فرماندهی در این سطح، که رهبر جمهوری اسلامی شخصاً در مراسم تشییع جنازهاش حاضر میشود، باید در جریان انتقال مهمات از یکی از انبارهای سازمان تحت امرش حاضر باشد و کشته شود؟ این حادثه چگونه اینقدر دقیق فردی به این اهمیت را از میان برمیدارد که گفته میشود فناوری موشکی بهواسطهی وی در ایران متولد شده و توسعه یافتهاست؟
سوم. تروریستهایی که تروریسم را محکوم میکنند و دزدان دانهدرشت ۱۳رقمیای که خود را عدالتمحور مینامند. در هر سو از عالم، این سخن جوزف استالین که «دیپلمات راستگو مانند آهن چوبیست» بهگونهای رخ مینماید؛ دقیقاً همانگونه که جورج اورول در جهان هراسآور «۱۹۸۴» از دوگانهباوری سخن میگفت. اورول اگر زنده بود، شاید تعجب میکرد تصویری که ترسیم کردهبود، اینچنین با جزئیات به واقعیت تبدیل شدهاست.















۱۴ دیدگاه
من با این مقاله به هیچ وجه موافق نیستم چرا که این ایران است که بیش از هر کشوری کشتن را آموخته است نه آمریکا،آمریکا هر چی است کارش پنهان کاری و لاف زنی نیست واضح و صریح می گوید. همین فرمانده ی سپاه در جریان سرکوب ها مسول قتل صدها جوان ایرانی است. من ایران را دوست دارم اما یک گرگ خویش درنده گی است حالا این گرگ ایرانی باشد پس بهتر که به هلاکت رسید.
چه خوب هست که به این بهانه به ترورهایی که جمهوری اسلامی در این سی سال هم کرد اشاره میفرمودید. یا مبحثی را باز نکنید ، یا اگر باز گردید کامل باز کنید.
با تشکر از سایت محترم کلمه ، انشاالله فیلتر نفرمایید.
امیدوارم کلمه منتشر کند
جناب روشن فکر بامداد راد به جای اینکه دوباره مثل زمان انقلاب ژست ضد آمریکایی گرفتن رو برای خودت ارزش به حساب بیاری بیا و بگو آلترناتیو تو چیست؟ چگونه باید با رژیمی که از صبح تا شب دروغ می گوید و تابع هیچ قاعده و قانون و عرفی نیست برخورد کرد. تا تقی به توقی می خوره امثال شما بیانیه ضد جنگ صادر می فرمایید گو اینکه جنگی اصلا در کار نیست. خیلی جالبه که از زبان شما عین حرف های امنیت خانه مربوطه را می شنویم و کلمه هم آن را در ستون خاص منتشر می کند!! این رژیم همین طوریش هم خدا را بنده نیست و مردم را قلع و قمع می کند. وای به روزی که اینها صاحب سلاح اتمی بشوند! لطفا کمی فکر کنید و بعد سخن بگویید. اگر چنین عملیاتی انجام نشود گزینه بعدی جنگ رویاروست. آیا خواهان آن هستی؟ عملیات انفجار کرج قطعا با همکاری بخش های ناراضی سپاه صورت گرفته. چون حتی در داخل سپاه هم افرادی هستند که از آینده ای که این رژیم برای ما متصور کرده می ترسند! آنوقت شما نشستی از پای اینترنت و سخن سرایی می کنی؟ آیا شما می گویی هیچ کس هیچ کاری نکند و همه اجازه دهند که این رژیم هر کاری را که دوست دارد انجام دهد؟
بنده انجام این عملیات را کار تروریستی نمی دانم. شما وقتی با حامی سرکوب و تروریسم طرف هستی باید لانه آن را از بین ببری.
خب نتیجه گیری سر مقاله چیه؟! سه تا محور گفته شده و منطقا باید نویسنده در انتها مقصود و جمع بندیش را ارئه می داد.
ارزش سرمقاله نداشت که هیچ معلوم هم نشد چی می خواد بگه. شما هم گاهی کم می آرید
کلمه جان این مطلبی که با هاش سر مقاله ات را شروع کردی می دونی مال چند هفته پیش است؟ بابا آپدیت
سپاسگزار از سایت محترم کلمه برای انتشار تمامی انتقادها
با این کار باعث شدید که بهتون افتخار کنم.
من به عنوان یک کرمانی قاسم سلیمانی را خوب میشناسم کسی که بسیاری از شهدای والامقام کرمانی خود را مرید او می دانستند وبخاطر جانفشانیهایش در جنگ هنوزهم بسیاری از اصلاح طلبان و سبزهای کرمان از جمله خودم برای وی احترام قائلند ایشان در دوم خرداد ۷۶ از حامیان خاتمی بود و به همین دلیل از کرمان به تهران فراخوانده شد. امیدوارم همه اینهایی که درباره وی می گویند شایعه باشد ویا ایشان در این کارها فقط فرمانبردار باشد چون حاج فاسمی که ما کرمانیها میشناختیم بسیار مردمی بود.
امریکا همیشه مثل سگ وق وق می کنه
بارها من محضر دوستان مطبوعاتی عرض کرده ام که مقاله های تحلیلی، انشای مدرسه نیستند که فقط قلم شیوا کافی باشد. باید به شعور و وقت مخاطبان ارزش قاثل شد. حیف نیست چنین متنی سرمقاله سایت وزین کلمه که به نوعی تریبون اصلی جنبش سبز است باشد
البته چند سال پیش نیز فرانسه ایران را تهدید به بمب اتمی کرد، آنهم فکر کنم از زبان رییس جمهور. بنابراین این سخنان تازگی ندارد. اما نکته مهم آن است که ایراد اصلی در ما است که شرایط را به گونه ای فراهم می کنیم و کارها و رفتارمان به گونه ای است که دیگران شهامت آن می یابند این گونه در مورد ما سخن بگویند.
نکته دیگر آن است که حتی اگر این کارها توطئه است و توسط بیگانگان صورت می گیرد، کار میمون و مبارکی است. زیرا نباید تیغ را به دست افراد نادان داد. کسانی که به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمی کنند.
و البته تاسف آورتر آن که حماقت افرادی مانند خامنه ای، احمدی نژاد و برادران لاریجانی، کار را به جایی رسانده است که اسراییل که خود دارای سلاح هسته ای است، داعیه دار حمله به ایران به خاطر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای شده است. اکنون احمقی که اسراییل را تهدید به حمله می کرد کجاست؟
بیخیال حاجی فرمانده شبکه ی ترودیستی رو که جاج آقای مردمدار نمیذارن یکی میذارن که بتونه بکشه.
امریکا اگه کاری بکنه حتی روح من و شما هم از اون خبر دار نمیشه ولی اقتدارگرایان هم بدشون نمیاد کارایی بکنن که خودشونو بیشتر تو مملک نشون بدن مثلا همین انفجار مهمات و شهید شدن چند تا از این فرمانده ها
با تشکر از کلمه
واقعا نفهمیدم که منظور نویسنده چه بود؟ به هر حال کشور جهان سومی ما را چه به مبارزه با آمریکا؟ برای یک مسابقه ساده کشتی هم که شده یک وزن کشی میکنند بعد وارد گود مبارزه و مسابقه میشوند. آخر چرا سرمایه های کشور را هدر میدهیم؟ کشوری مثل ایران باید قدرت نظامی خوب و بازدارنده ای را صاحب باشد در این شکی نیست ولی اگر کل کشور از هست و نیست ساقط شد و بخش خصوصی و طبقه متوسط به خاک نشستند و همه چیز فدای نظامی گری شد چه سود؟