سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت‌الله‌العظمی دستغیب: رسالت علی (ع) دعوت مردم به خدای‌تعالی بود نه حکومت بر آنه...
» برای بهبود اوضاع، موسوى و كروبى را آزاد كنيد

آیت‌الله‌العظمی دستغیب: رسالت علی (ع) دعوت مردم به خدای‌تعالی بود نه حکومت بر آنها

چکیده :آقايان موسوى و كروبى و زندانيان سياسى را آزاد كنيد. اين كار موجب دعاى خير خانواده ‏هاى آنها مى‏ شود. به بهبودى اوضاع كمك مى‏ كند و آتشهاى درون را مهار مى‏ كند. دعاى مردم مظلوم وقتى از ته دل باشد مستجاب مى‏ شود همچنانكه نفرين آنها اثر دارد. وقتى لطف و احسانى به خانواده‏ ها شود دعا مى‏ كنند و گرفتاريهاى خودتان هم رفع مى‏ شود....


آیت الله دستغیب در جلسه هفتگی قرآن کریم با اشاره به آیه شصت سوره غافر فرمود: آنكه بنده خدا نيست و خدا را خالق و مدبر خود نمى‏ داند، تكيه بر پول و مقام و زور و بازوى خود دارد. اگر در سختى و شدت قرار گيرد نااميد مى ‏شود و خود و تمام عالم را پوچ مى‏ بيند و دست آخر يا خود را مى‏ كشد يا ديگران را.

به گزارش سایت حدیث سرو، ایشان در ادامه افزود : خداى تعالى هيچ پيامبرى را به سوى قومى نفرستاد كه آنها را مجبور به پرستش خداى يگانه كند. هر كجا رسولى رفت، براى روشنگرى و تبليغ رفت و هر كجا مردمى به پيامبرى ايمان آوردند با علم و اراده خود اين كار را كردند. پس رضاى خدا در بندگى اجبارى مردم نيست.

وی با اشاره به غصب غیر قانونی مسجد یکی از طلاب خود توسط سپاه فرمود : الان بيش از يك سال است كه مسجد حضرت اباالفضل‏ عليه السلام را به زور از آقاى احمدپور گرفته‏ اند. ايشان از ابتداى كلنگ‏ زنى اين مسجد بودند و از آغاز، امام جماعت آنجا بودند. تصرف زورى اين مسجد غصب است و جايز نيست. آقايان سپاه يا هر كس ديگر كه اين كار را كرده، صحيح نبود. بايد مسجد را به ايشان تحويل دهند. مردم اين وضع را كه مى‏ بينند سرخورده مى‏ شوند. روش ائمه اطهارعليهم السلام اينگونه نبوده. به صرف اينكه ايشان در زمان تبليغات رياست جمهورى براى آقاى موسوى تبليغ كرده ‏اند نبايد اين كارها را بكنيد. خودتان گفتيد ايشان مى‏ تواند انتخاب شود. مردم چه گناهى دارند كه اينچنين بر سرشان آورديد و تكه ‏پاره ‏شان كرديد و هر كدام از طلبه ‏ها را كه تبليغ كردند، كنار گذاشتيد؟

متن کامل این سخنرانی در ادامه می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ إنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ«60» و خداى شما فرمود: مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم. كسانى كه در عبادت من كبر مى‏روزند به زودى با ذلت وارد دوزخ مى‏شوند.

وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ خداى تعالى در اين آيه به همه بندگان خود دستور مى‏دهد تا او را بخوانند و به همراه اين دستور، وعده اجابتشان مى‏دهد. براى «اُدْعُوني» دو معنا گفته شده؛ اول: «بندگى‏كردن» دوم: «خواندن».آيه، بنا به معناى اول يعنى خدا را عبادت كنيد تا او شما را به عنوان بنده خود بپذيرد و حوائج مادى و معنويتان را برآورده سازد. دليل اين معنا، قسمت بعد آيه است كه مى‏فرمايد: «هر كس در عبادت من كبر ورزد با ذلت وارد دوزخ شود».البته معناى دوم (خواندن پروردگار) نيز منافاتى با اين معنا ندارد چرا كه هر كس خداى تعالى را بخواند، بندگى او را گردن نهاده است.

آنکه بنده خدا نیست تکیه بر پول و مقام و زور و بازوی خود دارد

كسى كه خود را بنده خدا و خدا را خالق و مدبر خويش مى ‏داند، در مقابل او تسليم است و با اظهار عجز به ناتوانيهاى خويش خواسته‏ هاى مادى و معنويش را از او مى‏ خواهد و در هنگام سختى و گرفتارى دست دعا به سوى او دراز مى‏كند؛ اگر همسر و خانه و وسايل مى‏ خواهد، به او مى‏ گويد؛ اگر از فقر و مرض و ظلم بيمناك است، به درگاه او ملتجى مى‏ شود؛ اگر از مرگ و قبر و برزخ و قيامت خود واهمه دارد به سايه لطف و رحمت او پناه مى‏ برد و… در مقابل آنكه بنده خدا نيست و خدا را خالق و مدبر خود نمى‏ داند، تكيه بر پول و مقام و زور و بازوى خود دارد. اگر در سختى و شدت قرار گيرد نااميد مى‏ شود و خود و تمام عالم را پوچ مى‏ بيند و دست آخر يا خود را مى‏ كشد يا ديگران را و يا به دود و هپروت پناه مى‏ برد. كسى كه بنده خداست گوش به فرمان او است و در هر شرايطى به تكليف خود عمل مى‏كند؛ چون خدا دنيا را دار اسباب قرار داده، او نير براى رتق وفتق امور خود به اسباب چنگ مى‏ زند، پى كار مى‏ رود و روزى حلال كسب مى ‏كند. شخصى نزد امام صادق‏ عليه السلام آمد و از فقر و بيكارى شكايت كرد.

حضرت فرمودند: به فلان جا برو و بنشين تا خداوند روزيت را فراهم كند. او همين كار را كرد. پس از مدتى شخصى آمد و گفت: تو كه اينجا نشسته ‏اى اين اجناس مرا بفروش و اين مقدار براى خودت بردار. ديگرى آمد و پيشنهاد ديگرى كرد تا اينكه كار و بارش رونق گرفت اگر طلبه باشد، با جديت تمام روزى حداقل هشت ساعت مشغول مطالعه و تدريس و تحصيل مى‏شود و خداوند هم توفيقش را زياد مى ‏كند و روزيش را مى‏ رساند لذا امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: دعاي چهار نفر اجابت نمي‌شود: يكي از آنها كسي است كه در خانه بنشيند و از خدا روزي طلب كند. شيخ كليني، كافي، ج 2، ص 511

على ‏عليه السلام، مظهر بندگى پروردگار

رسول خدا صلى الله عليه وآله از دينا رفت در حالى كه دو ماه قبل در واقعه بزرگ غدير جانشينى اميرالمؤمنين‏ عليه السلام را به صورت رسمى به همگان اعلام كرده بود و خداى تعالى نيز آيه «ابلاغ» را نازل فرموده بود. غير از اين نيز بارها و بارها در هر فرصتى كه مى‏ يافت، خصوصى و عمومى به اشاره و تصريح، سخن از برترى، فضيلت و امامت مولا على ‏عليه السلام به ميان مى‏ آورد اما اكنون پيش از آنكه جنازه مطهر پيامبرصلى الله عليه وآله را به خاك بسپارند، به على‏ عليه السلام خبر مى‏ دهند كه كار تمام شد و مسلمانان براى خود خليفه انتخاب كرده، با او بيعت نمودند. بالاخره كار دفن پيامبر صلى الله عليه وآله به پايان رسيد و على‏ عليه السلام از خانه بيرون آمد اما جز سلمان و ابوذر و مقداد كسى را اطراف خود نديد!

در اين شرايط تكليف مولا على‏ عليه السلام چيست؟ او كه هم قدرت بازو دارد و هم قدرت معنوى. فقط كافى بود اراده كند تا همه آنها از هر عملى عاجز مانند و تسليم محض مولا شوند. اما آنكه بنده خداست تنها و تنها خشنودى خداى تعالى را لحاظ مى‏ كند و براى رسيدن به اين خشنودى به هر عملى تن مى‏دهد. در عالم تكوين على‏ عليه السلام امام بر حق است، چه كسى بپذيرد و چه كسى نپذيرد اما آيا مجاز است از اين قدرت تكوينى استفاده كند و همه را اجباراً مطيع خود سازد؟

رضای خدا در بندگی اجباری مردم نیست

خداى تعالى هيچ پيامبرى را به سوى قومى نفرستاد كه آنها را مجبور به پرستش خداى يگانه كند. هر كجا رسولى رفت، براى روشنگرى و تبليغ رفت و هر كجا مردمى به پيامبرى ايمان آوردند با علم و اراده خود اين كار را كردند. پس رضاى خدا در بندگى اجبارى مردم نيست. هدف مولا على‏ عليه السلام اين است كه مردم را به سوى خدا دعوت كند و با او آشنايشان نمايد اما انجام اين كار با زور و تهديد و ارعاب، چه با قدرت مادى و چه با قدرت معنوى، هرگز منظور نظر خداى تعالى نبوده و نيست. پس رضاى خدا و تكليف على‏ عليه السلام در صبر است.

حضرت فاطمه زهرا عليها السلام نيز حقش (فدك) را غصب كردند، حق شوهرش را هم غصب كردند و روح پاك و جسم مطهرش را آزردند. فاطمه ‏عليها السلام ريحانه رسول اللَّه و محبوبه پروردگار است. اگر لب به نفرين بگشايد عالمى را زير و رو مى ‏كند و تمام اهل غصب و جفا را روسياه، به خاك هلاكت مى‏ افكند اما آيا رضاى پروردگار در اين است؟ گيرم كه ديگران از ترس به سوى على ‏عليه السلام باز گردند و حق فاطمه ‏عليها السلام و على‏ عليه السلام را پس دهند اما اين، آن چيزى است كه خدا مى‏ خواهد؟ پس رضاى خدا و تكليف فاطمه‏ عليها السلام، صبر است و البته صحبت‏ كردن با مردم و اتمام حجت بر آنها.

پس از شهادت حضرت زهراعليها السلام، اميرالمؤمنين‏ عليه السلام بهانه كافى داشت تا به خانه برود و از اجتماع مسلمين، به قهر، روى گرداند اما آيا با اين كار مردم خداشناس مى ‏شوند و جامعه رو به صلاح مى‏ رود؟ بى‏ ترديد، خير. بايد على ‏عليه السلام باشد تا ظاهر اسلام حفظ شود؛ قرآن از دست فرصت‏ طلبان مصون بماند و احكام اسلامى از ميان نرود. امام، حافظ دين خدا و كتاب الهى و شرايع دين است و مولا بيست و پنج سال، صبورانه در ميان ميدان ايستاد. در حالى كه خار در چشم و استخوان در گلو داشت. سرانجام دوران ابوبكر و عمر و عثمان به پايان رسيد. مردم در اين مدت، هم خلفا را ديدند و هم اطرافيانشان را و مولا على‏ عليه السلام مجالى يافت تا شاگردان و پيروانى راستين پرورش دهد و مردم، على ‏عليه السلام و شاگردان را را نيز ديدند. ديدند كه در يك طرف مال و مال دنيا تبديل به آمال و آرزو و معبود گشته و در طرف ديگر دنيا و ظواهر آن هيچ ارزشى ندارد جز بهره‏ گيرى در راه بندگى خدا. مى‏ ديدند كه چگونه موالى عثمان در حالى مستى اقامه جماعت مى ‏كنند و به تعبير مولا چنان باد كرده ‏اند كه از يك طرف مى‏ خورند و از طرف ديگر قى مى ‏كنند.

رسالت علی ع، دعوت مردم به خدایتعالی بود نه حکومت بر آنها

مردم، على ‏عليه السلام و اطرافيان او را مى ‏ديدند و درمى‏ يافتند كه راه خدا كجاست و چه كسى مى‏تواند اسلام را گسترش دهد و امت را نجات بخشد لذا پس از عثمان اطراف حضرت را گرفتند و او را به عنوان خليفه خود برگزيدند. شخص اميرالمؤمنين ‏عليه السلام در جريان قتل عثمان هيچ دخالتى نداشت جز آنكه تا مى ‏توانست مانع مردم مى‏شد و سعى مى‏ كرد آنها را آرام كند اما كار به جايى رسيده بود كه از دست مولا نيز كارى برنيامد و خليفه توسط مردم خشمگين و ناراضى كشته شد. مردمى كه در ميان آنها عايشه بود كه مى ‏گفت: «بكشيد اين كفتار را» و طلحه و زبير و بسيارى ديگر بودند.

سرانجام پس از بيست و پنج سال رداى خلافت بر دوش اميرالمؤمنين افتاد! اما على خلافت را آرزوى از دست‏رفته خود نمى‏ ديد كه با به دست آوردنش عقده ‏هاى گذشته را باز كند. رسالت او، چه با اين عنوان و چه بدون اين عنوان، دعوت مردم به سوى خداست و اكنون فرصتى مى‏ يافت تا با عملكرد خود روش بندگى خدا را براى همگان تبيين كند، لذا در صراط عدالت، نه دوست مى‏ شناخت و نه دشمن و دقيقاً به همين جهت دوستان ديروزش ترش كردند و عقب نشستند و زبان به بدگويى و طعنه گشودند اما باز هم مولا آنها را از حقوق اسلاميشان محروم نساخت؛ يعنى نگفت چون با من مخالفيد بايد نابود و از هستى ساقط شويد. او بنده خدا بود، نه بنده حكومت و رياست و نفس. او مى‏ خواست آينه تمام نماى خداى تعالى باشد و عدالت و رحمت و مغفرت خدا را به همگان نشان دهد.

عبدالله بن عباس گوید در «ذی‏قار» پیش از جنگ جمل نزد امیر مومنان (ع) رفتم. آن حضرت مشغول پینه زدن کفش خود بود. چون مرا دید، گفت: ما قیمه هذه النعل؟ بهای این کفش چقدر است؟ گفتم: لا قیمه لها. بهایی ندارد. فرمود: و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا. به خدا سوگند این کفش بی‏ارزش نزد من محبوبتر است از حکومت بر شما، مگر آنکه حقی را برپا سازم یا باطلی را براندازم. (خطبه 33 نهج البلاغه)

و همچنین درباره حکومت فرمودند: و لالفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز: دنیای شما در نزد من از آب بینی بز کم ارزش تر است. (خطبه شقشقیه بند 18)

و ان دنیاکم عندی لاهون من ورقه فی فم جراده تقضمها: و دنیای شما نزد من خوارتر است از برگی در دهان ملخ که آن را می‏خاید و طعمه‏ی خود می‏نماید.

اگر كسى ميرغضب شد و با عمل خود، خود را به آتش جهنم افكند، تقصير خداى تعالى نيست. او بندگان خود را دوست مى‏ دارد و آنها را به سوى رحمت و نعمت و سعادت مى‏ خواند. على‏عليه السلام نيز با حرف و عمل خود، بندگان خدا را به رحمت خدا مى‏كشاند لذا با وجود آنكه حاكم و خليفه بود. سر به خاك مى‏ گذاشت و با ناله و ضجه، اظهار بندگى به درگاه حق تعالى مى‏ كرد و از او طلب مغفرت مى‏نمود.

عالمی که در پی شهرت است و دیگران را تابع خود می داند، بنده خدا نیست

بنابراين آنكه بنده خداست در هر حال و در هر كارى بندگى پروردگار مى‏كند و در پى خشنودى او است؛ اگر طلبه يا عالم باشد براى خدا درس مى‏خواند، براى خدا به آنچه آموخته عمل مى‏ كند و براى خدا رفتارهاى خود را اصلاح مى‏ كند اما عالمى كه در پى شهرت است و همه دلخوشيش به عناوين والقاب دهان‏ پركنى چون مرجع تقليد و آيت اللَّه العظمى است و ديگران را تابع و حلقه به گوش خود مى‏ خواهد، هرگز بنده خدا نيست.

عده ای با عملکرد خود، مردم را از دین زده کردند

الان بيش از يك سال است كه مسجد حضرت اباالفضل‏ عليه السلام را به زور از آقاى احمدپور گرفته‏ اند. ايشان از ابتداى كلنگ‏زنى اين مسجد بودند و از آغاز امام جماعت آنجا بودند. تصرف زورى اين مسجد غصب است و جايز نيست. آقايان سپاه يا هر كس ديگر كه اين كار را كرده، صحيح نبود. بايد مسجد را به ايشان تحويل دهند.

مردم اين وضع را كه می بینند، سرخورده مى ‏شوند. روش ائمه اطهارعليهم السلام اينگونه نبوده. به صرف اينكه ايشان در زمان تبليغات رياست جمهورى براى آقاى موسوى تبليغ كرده ‏اند نبايد اين كارها را بكنيد. خودتان گفتيد ايشان مى‏ تواند انتخاب شود. مردم چه گناهى دارند كه اينچنين بر سرشان آورديد و تكه‏ پاره‏شان كرديد و هر كدام از طلبه‏ ها را كه تبليغ كردند، كنار گذاشتيد؟

اينقدر دشمن و دوست درست نكنيد. مردم ايران دوست مى ‏دارند دوست خداى تعالى شوند بعد هم مى‏ گوييد: نگذاريد جوانها از دين برى شوند. چگونه از دين برى نشوند؟ ما بايد چكار كنيم؟ شما داريد عده ‏اى را با دست خودتان از دين كنار مى ‏گذاريد. عده ‏اى تبليغ زرتشتها مى‏ كنند عده‏ اى تبليغ بهاييها مى‏ كنند، عده ‏اى تبليغ مسيحيها مى‏ كنند، عده ‏اى تبليغ وهابيت مى‏ كنند امروز هم تبليغ جن‏گيرى و رياضت‏ كشى مد شده، مى‏ روند كثافت خود را مى‏ خورند. اينها را خود شما وا داشتيد. مردم داشتند زندگى مى‏ كردند و دنبال دينشان بودند چرا چنين مى‏ كنيد؟

آقايان موسوى و كروبى و زندانيان سياسى را آزاد كنيد. اين كار موجب دعاى خير خانواده ‏هاى آنها مى‏ شود. به بهبودى اوضاع كمك مى‏ كند و آتشهاى درون را مهار مى‏ كند. دعاى مردم مظلوم وقتى از ته دل باشد مستجاب مى‏ شود همچنانكه نفرين آنها اثر دارد. وقتى لطف و احسانى به خانواده‏ ها شود دعا مى‏ كنند و گرفتاريهاى خودتان هم رفع مى‏ شود.


  • ناشناس

    احسنت به اين شجاعت و صداقت و صراحت؛آخوند هاي پاچه خوار حكومت بهتره به خودشون بيان و به خاطر دنيا؛آخرتشون رو تباه نكنند

  • سفير سبز

    نرود ميخ آهنين در سنگ

  • حسین جعفری

    به همین جهت حتی خلافت او به پنج سال هم نرسید. اگر او نیز برای باقی ماندن درقدرت مثل معاویه انواع و اقسام حیله گری ها را به کار می برد و اگرحاضربود خون عده زیادی بی گناه بریزد تا او به خلافتش ادامه دهد، یا تن به پاره ای از معاملات پست وحیوانی می داد حتما او نیز دست کم ده پانزده سالی بیشتر خلافت می کرد. علی به هنگام شهادت شصت وسه سال بیشترنداشت. اما او حتی با برادرش هم آنسان که می دانیم رفتار کرد. وگرنه پس از چهادره قرن نام او به عنوان انسانی والا باقی نمی ماند. او هم مثل شمر ویزید و معاویه ودیگر انسان های بدعاقبت بدبخت روزگار که خود را به جیفه دنیوی فروختند، جزو بدنامان نامش می آمد. خداوند هرانسانی را از دیو آز و کینه و انتقام جویی مصون نگهدارد. اینان که اینجور برای این مرده ریگ حکومت حاضرند تن به هرپستی دهند حقیقتا روحشان را مانند ضحاک به شیطان فروخته اند.

  • پیروزی…

    همه با هم زن و مرد و پیر و جوان بپاخیزید.. ۲۲ خرداد در این راهپیمائی شرکت کنیم
    سربلند و سرافراز باد ملت عزیز و شریف و مظلوم ایران. مردم قهرمان ایران. همه باهم سایه این دیو سیاه جنایتکار و جيره خوارانش را محو و نابود کنیم.. پیش به سوی آزادی ایران و ایرانی برای همیشه. 22 خرداد با حضور میلیونی حمایت کنیم

  • علی اکبر سلطانی

    انشا الله 22 خرداد موسوی عزیز رو آزاد می کنیم……

  • اگاهی تا رهایی

    درود بر این مرجع تقلید
    رحمت به شیر مادرت
    حکومت از این روشنگری ها میترسد
    و چه خوب است که آگاه میکند مردم را در این سال که آگاهی تا رهایی است
    بیخود نیست که میخواهند دین مردم را بوسیله فقر و زور و زندان و…بگیرند
    چون با آگاهی از دین واقعی و حکومت واقعیست(حکومت حضرت علی) که میشود دست اینها را رو کرد
    نفرین خداوند بر ظالمان دوره ما
    پیش به سوی 22 خرداد
    یاحسین میر حسین

  • بنده خدا

    بنام خدای رحمان
    جناب اقای دستغیب
    با همه احترامی که برای شخصیت و ازاد اندیشی شما قايلم. پس از مطالعه متن بالا چند سوال به ذهنم خطور کرد:
    1-در کدام سند صحیح تاریخی ذکر گردیده که حضرت صدیقه طاهره به شهادت رسیده ؟
    2-چرا تا حدود پانزده سال پیش در تقویم و یا روزنامه و دیگر نشریات و کتب مرگ ایشان را (وفات حضرت فاطمه )ذکر میکردند ؟
    3-حدیث غدیر را مطرح فرموده بودید”معنی کلمه مولی در حدیث (من کنت مولی فهذا علی مولی)چیست؟
    4-ایا معنی کلمه مولی دوست و یاور نمیباشد؟ همانطور که خداوند در قران کریم خود را مولای مومنین (یاور مومنان )نامیده؟
    5-اگر منظور از کلمه مولی (سرپرست و ولی و قیم ) باشد . استغفرالله پس باید گفت: بنا بر ایه صریح قران خداوند سرپرست و ولی مومنین است و کافران و گمراهان و مشرکین (سرپرستی دیگر دارند)
    6-لطفا بفرمایید ایه ابلاغ کدام ایه شریفه می باشد و صراحتا به چه موضوعی پرداخته است؟چون همانطور که مستحضرید خداوند سبحان در کلام الهی (قران کریم)به صراحت با انسان سخن گفته است و حتی در چندین ایه از جمله سوره (القمر )بارها چنین فرموده: و لقد یسرنا القران للذکر فهل من مدکر. یعنی (به راستی این قران را اسان نمودیم برای فهم . ایا پند گیرنده ای هست؟)
    7-با توجه به ایات ذکر شده و دیگر ایات الهی که خداوند فرموده: (قران برای هدایت مردم است.)(هدی للناس).ابه این نتیجه میرسیم که خداوند در قران کریم صراحتا عوام مردم را مورد خطاب قرار داده و راهنمایی فرموده و نزول قران مختص و برای قشر خاصی نیست و این استنباط که فقط قشر خاصی قران را می فهمند واینکه خداوند در پرده سخن گفته”خلاف نص صریح قران میباشد”.
    منتظر ارشادات حضرتعالی هستم و توفیق روز افزون برای جنابعالی و توفیق بندگی برای این حقیر را از خداوند متعال خواستارم.

  • فرمانده سپاه

    دورد خدا برتو روحانی شجاع آزاده آیت الله دستغب ولی حکومت کار ی انجام ندهید که صبر مردم لبریز بشه آقای خامنه ای آقای موسو ی به فکر مردم هستند خدایا نصرت عطا بفرما مهند س میر حسین موسو ی را در پناه خودت حفظ بفرما

  • دوست

    لبيك لبيك لبيك

  • دوست

    ميخ آهني شايدولي ميخ مردم درهر سنگي كه بخوان فرو ميره
    همه باهم

  • مصطفي

    درود بر آيت ا… سيدعلي محمددستغيب
    كه اسوه روشنكري , شجاعت واستقامتند.ايشان برخلاف بسياري از علما , آبروي دين ومرجعيت ميباشد @

  • سلام

    درود خدا بر همه ازادگان و مراجع حقگو و حق طلب

  • عبدالله

    درود بر انسان آزاده درود بر انسانيت ديگر مراجع از اين سيد حق درس عبرت بگيرن فقط قال وقال نگويند !؟؟؟؟؟؟؟؟

  • آرش

    من افتخار میکنم که هنوز کم نیستند روحانیانی که سمت ملت ایستادند .صالحان هیچگاه در برابر ظلم و زور سر تعظیم فرو نمی آورند

  • عبدالله

    درود براين مرجع بزرگوار آفرين برشما مرجع واقعي خدا نگهدارشما !

  • علی از کرمانشاه

    درود بر ایت الله دستغیب

  • ناشناس

    احسنت به شما. حرف دل ما را می زنید.

  • ۲۲ خرداد امسال

    اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی گفته است: “سخن از آشتی ملی و انتخابات آزاد تا هنگامی که روندها و روش ها عوض نشده و رهبران جنبش در زندان هستند و اجازه فعالیت آزادانه ندارند بی معنی است” .

    اردشیر امیر ارجمند ۲۲ خرداد امسال را “آزمونی” دانسته که نشان خواهد داد آیا حکومت معترضانی را که “خواسته های خود را به مسالمت آمیز ترین شکل ممکن نشان می دهند” تحمل می کند یا نه.

  • سبز

    22 خرداد را همه با هم سبز ميکنيم

  • آرش yp

    منتظر حضور سبز شما در 30 خرداد ( 20 june )

  • ناشناس

    مرگ بر دیکتاتور مخملی

  • شیرازی

    برادر ،آقای دستغیب که نمیان سایت کلمه رو بخونن. شما اگر سوال داری از سایتشون بپرس تا جوابو براتون میل کنند. با معذرت
    dastgheib.ir

  • پیر سبز

    درود خدا بر این انسان با تقوا و شجاع ( تربیت یافته مکتب واقعی قران ) ، که بهمین دلیل نیز قدرت تمیز بالائی پیدا کرده است . خدا حفظش کند . ایشان مثل معدود عالمان دینی است ( نظیر طالقنیها ، منتظریها ، گلزاده غفوریها و ……) که دین را بدنیا و پست ومقام نفروختنند . درودبر کروبی و میرحسین و تمامی زندانیان حاکمان نالایق قرون وسطائی !!!!!!

  • سعيد گراوند كلسرخي

    درود خداوند بر حضرتعالي و همه پيروان واقعي حكومت عدل اسلامي علي وار
    راهش همينه وگرنه سوراخي واسه پنهان شدن هيچ موشي نمونده
    يا الله بحق محمد وعلي وال پاكشان مددي

  • محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید

    واقعاً خیلی لذتبخش بود این کلام ِ حق- کلام ِ همه ی ملّت هستند آیت الله دستغیب- به نظر من این یعنی آیت الله ِ واقعی-
    خیلی دوستش داریم

  • رضا

    احسنت بر مرجع بزرگوار و ازاد اندیش حضرت ایت الله العظمی دستغیب .اینجانب به عنوان یکی از مامومین حجه الاسلام اکبر احمد پور شاهد بودم که عده ای از خدا بی خبر به …چگونه به مسجد حضرت ابوالفضل در شهرک جانبازان شیراز یورش برده و با ضرب و شتم نماز گزاران مسجد را غصب کردند .

    الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

  • حسن

    اين بنده خدا كه سؤالاتي از آيت ا… دستغيب برسيده معلومه كه سني است آقاي سني; جواب سؤالاتتون را در كتاب الغدير تأليف علامه اميني وكتاب اسرار آل محمد وكتاب سبل السلام تأليف مرجع مردمي آيت ا… دستغيب ببينيد.¤¤¤

  • شاهین شهر

    آقای دستغیب یکی از کسانیست که آیت الله العظمی برازنده اوست،
    و خوشا بحال شیرازی ها و کسانی که از وجود این عزیز حق طلب و مردم دوست استفاده میکنن.
    22‏ خرداد روز آزادی ملت ایران،

  • میر جواد

    زنده باد آیت الله دستغیب
    واقعا کار هرکسی نیست که اینجور پشت پا بزنه به مال و ثروت این حکومت.
    کتاب تو ضیح المسائل ایشون رو چطور میتونیم پیدا کنیم
    استان همدان

  • بهشتی

    ۲-چرا تا حدود پانزده سال پیش در تقویم و یا روزنامه و دیگر نشریات و کتب مرگ ایشان را (وفات حضرت فاطمه )ذکر میکردند ؟
    در جواب این سوالت بگم که معنی وفات رو ببین یعنی چی؟
    اگر کسی به شهادت برسدو شهیدش کنند و یا به مرگ طبیعی بمیرد را می گویند وفات کرده
    پس وفات مرگ طبیعی نیست

  • ایرانی

    حقا که روحانیونی چون آیت الله دستغیب پاسدار اسلام ناب محمدیند. 22خردادحقانیت خود را با راهپیمایی سکوت به جهانیان ابلاغ نماییم.

  • سبز

    ما به روحانيوني چون آية الله دستغيب افتخار مي كنيم.به اميد پيروزي.امشب همه با هم آزو كنيم.آزادي ميرحسين و كروبي و نابودي ديكتاتور بزرگ.

  • لبیک یا میر حسین

    به این آقایی که سوال داشت بگویید اگر شما سوال اعتقادی داری باید در خود سایت ایه الله دستغیب بروید در بخش سوال و جواب اینجا که جای این سوالات نیست

  • خلاصه متن

    خداى تعالى هیچ پیامبرى را به سوى قومى نفرستاد که آنها را مجبور به پرستش خداى یگانه کند. هر کجا رسولى رفت، براى روشنگرى و تبلیغ رفت و هر کجا مردمى به پیامبرى ایمان آوردند با علم و اراده خود این کار را کردند. پس رضاى خدا در بندگى اجبارى مردم نیست. هدف مولا على‏ علیه السلام این است که مردم را به سوى خدا دعوت کند و با او آشنایشان نماید اما انجام این کار با زور و تهدید و ارعاب، چه با قدرت مادى و چه با قدرت معنوى، هرگز منظور نظر خداى تعالى نبوده و نیست. پس رضاى خدا و تکلیف على‏ علیه السلام در صبر است.

    پس از شهادت حضرت زهراعلیها السلام، امیرالمؤمنین‏ علیه السلام بهانه کافى داشت تا به خانه برود و از اجتماع مسلمین، به قهر، روى گرداند اما آیا با این کار مردم خداشناس مى ‏شوند و جامعه رو به صلاح مى‏ رود؟ بى‏ تردید، خیر. باید على ‏علیه السلام باشد تا ظاهر اسلام حفظ شود؛ قرآن از دست فرصت‏ طلبان مصون بماند و احکام اسلامى از میان نرود. امام، حافظ دین خدا و کتاب الهى و شرایع دین است و مولا بیست و پنج سال، صبورانه در میان میدان ایستاد. در حالى که خار در چشم و استخوان در گلو داشت. سرانجام دوران ابوبکر و عمر و عثمان به پایان رسید. مردم در این مدت، هم خلفا را دیدند و هم اطرافیانشان را و مولا على‏ علیه السلام مجالى یافت تا شاگردان و پیروانى راستین پرورش دهد و مردم، على ‏علیه السلام و شاگردان را را نیز دیدند. دیدند که در یک طرف مال و مال دنیا تبدیل به آمال و آرزو و معبود گشته و در طرف دیگر دنیا و ظواهر آن هیچ ارزشى ندارد جز بهره‏ گیرى در راه بندگى خدا. مى‏ دیدند که چگونه موالى عثمان در حالى مستى اقامه جماعت مى ‏کنند و به تعبیر مولا چنان باد کرده ‏اند که از یک طرف مى‏ خورند و از طرف دیگر قى مى ‏کنند.

    سرانجام پس از بیست و پنج سال رداى خلافت بر دوش امیرالمؤمنین افتاد! اما على خلافت را آرزوى از دست‏رفته خود نمى‏ دید که با به دست آوردنش عقده ‏هاى گذشته را باز کند. رسالت او، چه با این عنوان و چه بدون این عنوان، دعوت مردم به سوى خداست و اکنون فرصتى مى‏ یافت تا با عملکرد خود روش بندگى خدا را براى همگان تبیین کند.

    در صراط عدالت، نه دوست مى‏ شناخت و نه دشمن و دقیقاً به همین جهت دوستان دیروزش ترش کردند و عقب نشستند و زبان به بدگویى و طعنه گشودند اما باز هم مولا آنها را از حقوق اسلامیشان محروم نساخت؛ یعنى نگفت چون با من مخالفید باید نابود و از هستى ساقط شوید. او بنده خدا بود، نه بنده حکومت و ریاست و نفس.

    عبدالله بن عباس گوید در «ذی‏قار» پیش از جنگ جمل نزد امیر مومنان (ع) رفتم. آن حضرت مشغول پینه زدن کفش خود بود. چون مرا دید، گفت: ما قیمه هذه النعل؟ بهای این کفش چقدر است؟ گفتم: لا قیمه لها. بهایی ندارد. فرمود: و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا. به خدا سوگند این کفش بی‏ارزش نزد من محبوبتر است از حکومت بر شما، مگر آنکه حقی را برپا سازم یا باطلی را براندازم. (خطبه ۳۳ نهج البلاغه)

    و همچنین درباره حکومت فرمودند: دنیای شما در نزد من از آب بینی بز کم ارزش تر است.

    اما عالمى که در پى شهرت است و همه دلخوشیش به عناوین والقاب دهان‏ پرکنى چون مرجع تقلید و آیت اللَّه العظمى است و دیگران را تابع و حلقه به گوش خود مى‏ خواهد، هرگز بنده خدا نیست.

    اینقدر دشمن و دوست درست نکنید. مردم ایران دوست مى ‏دارند دوست خداى تعالى شوند بعد هم مى‏ گویید: نگذارید جوانها از دین برى شوند. چگونه از دین برى نشوند؟ ما باید چکار کنیم؟ شما دارید عده ‏اى را با دست خودتان از دین کنار مى ‏گذارید. عده ‏اى تبلیغ زرتشتها مى‏ کنند عده‏ اى تبلیغ بهاییها مى‏ کنند، عده ‏اى تبلیغ مسیحیها مى‏ کنند، عده ‏اى تبلیغ وهابیت مى‏ کنند امروز هم تبلیغ جن‏گیرى و ریاضت‏ کشى مد شده، مى‏ روند کثافت خود را مى‏ خورند. اینها را خود شما وا داشتید. مردم داشتند زندگى مى‏ کردند و دنبال دینشان بودند چرا چنین مى‏ کنید؟

    آقایان موسوى و کروبى و زندانیان سیاسى را آزاد کنید. این کار موجب دعاى خیر خانواده ‏هاى آنها مى‏ شود. به بهبودى اوضاع کمک مى‏ کند و آتشهاى درون را مهار مى‏ کند. دعاى مردم مظلوم وقتى از ته دل باشد مستجاب مى‏ شود همچنانکه نفرین آنها اثر دارد. وقتى لطف و احسانى به خانواده‏ ها شود دعا مى‏ کنند و گرفتاریهاى خودتان هم رفع مى‏ شود.

  • دوست

    در جواب بنده خدا

    به نام خدا
    ابتدا سلامتي و طول عمر حضرت آيت الله دستغيب را از خدا خواهانم
    دوست عزيزي به اسم بنده خدا و در جاي ديگر به اسم بهشتي اشكالاتي را مطرح كرده اند كه جواب هاي مطول و دقيقي دارد اما براي اينكه وقت دوستان را نگيرم سعي مي كنم بسيار ساده و خلاصه پاسخ بگويم.
    -در کدام سند صحیح تاریخی ذکر گردیده که حضرت صدیقه طاهره به شهادت رسیده ؟
    ج _ يك دليل ساده دارد آن اينكه اگر حضرت شهيد نشدند و خليفه وقت دشمني با حضرت نداشت پس چرا شبانه دفن شدند و تا به حال قبرشان مخفي است. اما سند صيحيح توسط راويان شيعه بسيار است و چون شيعيان در خفقان قرار داشتند و نمي توانستند مطالب را آزادانه بيان كنند عوام مردم كه اهل تسنن بودند حرف خليفه و اطرافيان را قبول كرند مبني بر ايكه حضرت فوت كرده است شايد به توان گفت تقريبا مثل اخبار فوت يا شهادت هاله البته ان موقع خفقان بسيار بوده خيلي زياد بيش از انكه الان حس مي كني.

    ۲-چرا تا حدود پانزده سال پیش در تقویم و یا روزنامه و دیگر نشریات و کتب مرگ ایشان را (وفات حضرت فاطمه )ذکر میکردند ؟
    ج _ اگر ادعاي فوق صحيح باشد تقويم و روزنامه و نشريه نمي تواند مرجع احكام و اخبار اسلامي باشد بلكه مرج قران، قول و عمل پيامبر و دوازده امام عليهم السلام است.

    ۳-حدیث غدیر را مطرح فرموده بودید”معنی کلمه مولی در حدیث (من کنت مولی فهذا علی مولی)چیست؟
    ج _ يقينا سرپرست است.

    ۴-ایا معنی کلمه مولی دوست و یاور نمیباشد؟ همانطور که خداوند در قران کریم خود را مولای مومنین (یاور مومنان )نامیده؟
    ج _ خير . يعني پيامبر در آن گرماي سوزان همه را چندين ساعت در زير آفتاب جمع كرد كه بگويد هر كه من دوست اويم پس علي نيز دوست او هست آخه فايده اين كار چي مي تواند باشد كدام شخص عاقلي اين حرف را قبول مي كند؟

    ۵-اگر منظور از کلمه مولی (سرپرست و ولی و قیم ) باشد . استغفرالله پس باید گفت: بنا بر ایه صریح قران خداوند سرپرست و ولی مومنین است و کافران و گمراهان و مشرکین (سرپرستی دیگر دارند)
    ج _ ولي معاني متعددي دارد و در تمام موراد به يك معنا استعمال نشده است.

    ۶-لطفا بفرمایید ایه ابلاغ کدام ایه شریفه می باشد و صراحتا به چه موضوعی پرداخته است؟چون همانطور که مستحضرید خداوند سبحان در کلام الهی (قران کریم)به صراحت با انسان سخن گفته است و حتی در چندین ایه از جمله سوره (القمر )بارها چنین فرموده: و لقد یسرنا القران للذکر فهل من مدکر. یعنی (به راستی این قران را اسان نمودیم برای فهم . ایا پند گیرنده ای هست؟)
    ج _ نه عزيز دلم اشتباه ترجمه كردي به راستي اين قران را آسان نموديم براي ذكر و ياد خدا يعني هر كسي كه قران بخواند به اندازه فهمي كه از قران داره متذكر به وجود خداوند مي شود يك حكايت واقعي را برايت تعريف كنم كه خيلي وقت نيست اتفاق افتاده:
    يك روزي بن باز نابينا، عالم وهابي با طلبه اي شيعه قرار مناظره ميزاره اول مناظره شرط مي كند كه فقط و فقط بايد از قران دليل بياوري و ظاهر قران هم ملاك است پس نبايد بگويي اين كلمه يا اين آيه تاويل دارد يا تفسير دارد فقط ظاهر آيه ملاك است طلبه شيعي بلند ميشه كه جلسه رو ترك كنه به بن باز مي گن نتونست و داره جلسه رو ترك مي كنه مي خنده مي گه ديدي كم آوردي اون طلبه هم اين آيه را مي خواند:
    وَ مَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبيلاً ) اسراء / 72
    و هر كه در اين دنيا نابينا باشد، در آخرت نيز نابينا و گمراه‏تر است.
    يعني با اين ملاكات كه تو مي گي، تو كه نابينا هستي آن دنيا هم حتما نابينا و گمراه هستي و دليل ندارد ما مناظره كنيم.

    و منظور از آيه ابلاغ اين ايه است:
    (يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ) مائدة / 67
    اى پيامبر! آنچه از سوى پروردگارت [درباره ولايت و رهبرى على بن أبى‏طالب اميرالمؤمنين عليه السلام‏] بر تو نازل شده ابلاغ كن و اگر انجام ندهى پيام خدا را نرسانده‏اى. و خدا تو را از [آسيب و گزند] مردم نگه مى‏دارد قطعاً خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند.

    ۷-با توجه به ایات ذکر شده و دیگر ایات الهی که خداوند فرموده: (قران برای هدایت مردم است.)(هدی للناس).ابه این نتیجه میرسیم که خداوند در قران کریم صراحتا عوام مردم را مورد خطاب قرار داده و راهنمایی فرموده و نزول قران مختص و برای قشر خاصی نیست و این استنباط که فقط قشر خاصی قران را می فهمند واینکه خداوند در پرده سخن گفته”خلاف نص صریح قران میباشد”.
    ج _ اينكه كه گفته مي شود قرآن براي هدايت انسانها است طبق نص قرآن صحيح است ولي (هدي للناس) نمي رساند كه فهميدن معنا و مفهوم قرآن احتياج به مفسر و معلم ندارد آيا شما مي تواني يك كتاب تخصصي پزشكي را بدون استاد بخواني و بفهمي تا چه برسد به قرآن كه به اعتراف خود قران (لارطب و لايابس الا في كتاب مبين انعام / 59) هيچ تر و خشكي نيست مگر اينكه در قرآن آمده است.
    با تشكر از وقتي كه گذاشتيد و مطالعه كرديد.
    براي سؤال از شخص آيت الله دستغيب مي توانيد از اين آدرس استفاده كنيد.
    http://www.dastgheib.com/index.php?option=com_contact&Itemid=3

  • ناشناس

    حقا كه امثال آقاي دستغيب با موضع گيريهايشان براي روحانيت آبرو خريدند بهتر است ساير روحانيون هم سكوتشان را بشكنند و موضع صريحي در باره اتفاقاتي كه در مملكت در حال رخ دادن است بگيرند

  • ش

    به این آقایی که از همدان پیام زدند و رساله ایشان را میخواستند باید بگویم که رساله چاپ شده بود و قرار بود در همه جا پخش شود لکن به دلیل مسائلی که خودتان بهتر میدانید حکومت مانع شد به طوری که در شیراز در کتابفروشیه ایی که این کتاب را داشتند برخورد میشد و جمع اوری می کردند اما شما میتوانید این رساله را به صورت نرم افزاری از سایت ایه الله دستغیب دانلود یا حضورا در شیراز در مسجد قبا خرید کنید
    یاحسین میر حسین

  • مرتضي

    از وجود نازنين مرجع شجاع ومردمي آيت الله العظمي دستغيب بسيار متشكريم/

  • منتظر المهدی

    با سلام و درود به مرجع بزرگوار حضرت آیت اله دستغیب که خداوند اورا حفظ کند
    تفاوت بزرگ حکومت حضرت علی (ع) با حکومت جمهوری به اصلاح اسلامی در این است که حضرت علی حکومت را به این دلیل ارزشمند می دانست که حق مظلومی را بستاند و با ستمگران برخورد کند و در این راه هیچ مصلحتی هم قبول نمی کرد نمونه بارز آن عدم سازش مصلحتی با معاویه و طلحه و زبیر که هر سه از کسانی بودند که با رانت خواری حقوق مظلومان را در خانه های خود انبار کرده بودند
    اما به نظر رهبران حکومت جمهوری اسلامی آنچه مهم است حکومت است و چیز های دیگر مثل عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم و برخورد با مفسدان اگه به مصلحت حکومت نباشد نه تنها لازم نیست بلکه حرام نیز می باشد

  • حسن

    بسمه تعالی
    با تشکر از شما دوست عزیز (بنده خدا) که محترمانه سؤالات خود را مطرح کرده اید و انتقاد از کسانی که به ایشان نسبت هایی داده و انگیزه هایی تراشیده اند . جواب سؤال 3 و 4 و 5 به شرح زیر است . برای جواب کامل تر به ترجمه ی کتاب الغدیر مراجعه شود.
    ۳-حدیث غدیر را مطرح فرموده بودید”معنی کلمه مولی در حدیث (من کنت مولی فهذا علی مولی)چیست؟
    ۴-آیا معنی کلمه مولی دوست و یاور نمی باشد؟ همانطور که خداوند در قران کریم خود را مولای مومنین (یاور مومنان )نامیده؟
    ۵-اگر منظور از کلمه مولی (سرپرست و ولی و قیم ) باشد . استغفرالله پس باید گفت: بنا بر ایه صریح قران خداوند سرپرست و ولی مومنین است و کافران و گمراهان و مشرکین (سرپرستی دیگر دارند)؟
    جواب 3 و 4 و 5 : در کتاب الغدیر علامه امینی بحث مفصلی راجع به کلمه ی ولی دارد از جمله آنکه این کلمه در عربی 27 معنی دارد که در دو معنی از این معانی بیشترین ظهور را دارد . یکی تولیت و حاکمیت و دیگری محبت و در مورد معنی دوم یعنی محبت گفته است که سفارش پیامبر (ص) یا به محبت و نصرت مردم نسبت به علی (ع) بوده یا محبت و یاری او به مردم ؟
    1- اگر امر به مردم باشد که علی را واجب است دوست بدارند که مطلب جدیدی نبوده چون محبت عام نسبت به همه ی مؤمنین واجب است « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة »(حجرات-10) و علاوه بر آن باید می فرمود : « من کان مولای فهو مولی علی» نه آن گونه که فرموده است : « من کنت مولاه …» و اگر محبت خاص مراد باشد که این همان محبت نسبت به رسول خداست که لزوم تبعیت را به همراه دارد. « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ »(آل عمران-31) ( ای پیامبر بگو اگر خدا را دوست می دارید از من تبعیت کنید).
    2- اگر مراد وجوب محبت علی (ع) نسبت به مردم بوده ، باید فقط به خود او گفته می شد . مگر آن که کسی بگوید شاید خداوند می خواسته همه مردم بفهمند که علی باید آن ها را دوست بدارد و محب و ناصرشان علی است که خود این هم دلیل است که می خواسته محبت آنها هم به علی تشدید شود و متابعت از او کنند که همان امامت است.
    در مورد معنی اول که سرپرستی و حاکمیت است در قرآن در جاهای مختلف ذکر مولی به همین معنی آمده ، مانند « وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُم‏ » در سوره ی حج آیه ی 78 که فخر رازی از علمای اهل سنت آن را مانند قرآن خالی از اشکال می داند از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده است که عبد به مولای خود نگوید مولای ، چون به معنی حاکم و سرپرست است و حاکم خداوند است ( و یا هر کس که خدا تعیین کند) . در آیه ی ولایت :« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏» (المائده- 55) فرموده است منحصرا ولی شما خداوند و رسول او و کسی است که در نماز انگشتر به فقیر می دهد . و با ظرافت خاصی بدون آن که نامی از علی (ع) در این آیه ببرد (مبادا قرآن دستخوش تحریف غاصبین قرار گیرد ) به ولایت و سرپرستی حضرت علی (ع) اشاره کرده است و اگر به معنی محبت بود که منحصر به خدا و رسول و عطا کننده ی انگشتر نمی شد.
    اما اینکه گفته اید اگر خداوند سرپرست مؤمنین است پس کافران باید سرپرست دیگری داشته باشند، اتفاقا طبق نص قرآن همین طور است : « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ »( البقره – 257) چون خداوند سرپرست مؤمنین است آن ها را از ظلمات به نور می برد و چون طاغوت سرپرست کافرین است آنها را از نور به ظلمت می برد . راستی این طاغوت که بوده که کافر را از نور اسلام خارج کرده است ( معلوم می شود آن کافر اول مسلمان بوده است) . در قرآن حتی بنی آدم را سرزنش کرده است که چرا شیطان را می پرستید و گفته است شیطان به اولیاء و دوستان خود که سرپرستی او را پذیرفته اند وحی می کند.

  • علی

    بسمه تعالی
    با تشکر از شما دوست عزیز (بنده خدا) که محترمانه سؤالات خود را مطرح کرده اید و انتقاد از کسانی که به ایشان نسبت هایی داده و انگیزه هایی تراشیده اند . جواب سؤال 3 و 4 و 5 به شرح زیر است . برای جواب کامل تر به ترجمه ی کتاب الغدیر مراجعه شود.
    ۳-حدیث غدیر را مطرح فرموده بودید”معنی کلمه مولی در حدیث (من کنت مولی فهذا علی مولی)چیست؟
    ۴-آیا معنی کلمه مولی دوست و یاور نمی باشد؟ همانطور که خداوند در قران کریم خود را مولای مومنین (یاور مومنان )نامیده؟
    ۵-اگر منظور از کلمه مولی (سرپرست و ولی و قیم ) باشد . استغفرالله پس باید گفت: بنا بر ایه صریح قران خداوند سرپرست و ولی مومنین است و کافران و گمراهان و مشرکین (سرپرستی دیگر دارند)؟
    جواب 3 و 4 و 5 : در کتاب الغدیر علامه امینی بحث مفصلی راجع به کلمه ی ولی دارد از جمله آنکه این کلمه در عربی 27 معنی دارد که در دو معنی از این معانی بیشترین ظهور را دارد . یکی تولیت و حاکمیت و دیگری محبت و در مورد معنی دوم یعنی محبت گفته است که سفارش پیامبر (ص) یا به محبت و نصرت مردم نسبت به علی (ع) بوده یا محبت و یاری او به مردم ؟
    1- اگر امر به مردم باشد که علی را واجب است دوست بدارند که مطلب جدیدی نبوده چون محبت عام نسبت به همه ی مؤمنین واجب است « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة »(حجرات-10) و علاوه بر آن باید می فرمود : « من کان مولای فهو مولی علی» نه آن گونه که فرموده است : « من کنت مولاه …» و اگر محبت خاص مراد باشد که این همان محبت نسبت به رسول خداست که لزوم تبعیت را به همراه دارد. « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ »(آل عمران-31) ( ای پیامبر بگو اگر خدا را دوست می دارید از من تبعیت کنید).
    2- اگر مراد وجوب محبت علی (ع) نسبت به مردم بوده ، باید فقط به خود او گفته می شد . مگر آن که کسی بگوید شاید خداوند می خواسته همه مردم بفهمند که علی باید آن ها را دوست بدارد و محب و ناصرشان علی است که خود این هم دلیل است که می خواسته محبت آنها هم به علی تشدید شود و متابعت از او کنند که همان امامت است.
    در مورد معنی اول که سرپرستی و حاکمیت است در قرآن در جاهای مختلف ذکر مولی به همین معنی آمده ، مانند « وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُم‏ » در سوره ی حج آیه ی 78 که فخر رازی از علمای اهل سنت آن را مانند قرآن خالی از اشکال می داند از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده است که عبد به مولای خود نگوید مولای ، چون به معنی حاکم و سرپرست است و حاکم خداوند است ( و یا هر کس که خدا تعیین کند) . در آیه ی ولایت :« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏» (المائده- 55) فرموده است منحصرا ولی شما خداوند و رسول او و کسی است که در نماز انگشتر به فقیر می دهد . و با ظرافت خاصی بدون آن که نامی از علی (ع) در این آیه ببرد (مبادا قرآن دستخوش تحریف غاصبین قرار گیرد ) به ولایت و سرپرستی حضرت علی (ع) اشاره کرده است و اگر به معنی محبت بود که منحصر به خدا و رسول و عطا کننده ی انگشتر نمی شد.
    اما اینکه گفته اید اگر خداوند سرپرست مؤمنین است پس کافران باید سرپرست دیگری داشته باشند، اتفاقا طبق نص قرآن همین طور است : « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ »( البقره – 257) چون خداوند سرپرست مؤمنین است آن ها را از ظلمات به نور می برد و چون طاغوت سرپرست کافرین است آنها را از نور به ظلمت می برد . راستی این طاغوت که بوده که کافر را از نور اسلام خارج کرده است ( معلوم می شود آن کافر اول مسلمان بوده است) . در قرآن حتی بنی آدم را سرزنش کرده است که چرا شیطان را می پرستید و گفته است شیطان به اولیاء و دوستان خود که سرپرستی او را پذیرفته اند وحی می کند.

  • ساقي سبز

    احسنت

  • حقیقت

    سلام دوستان . اگر تاریخ رو مطالعه کنیم هیچ حکومتی تو ایران بیشتر از پنجاه سال دوام نیاورده . پس مطما باشید که سالهای یاحتی ماهای پایانی این حکومت ریاکاره که به اسم اسلام به خودشون حق میدن که هرکسی رو که خواست غیر از اسلام حرفی بزنه زندان یا اعدام کنن .به امید خدا ظلم پایدار نیست.

  • ناشناس

    سلام. دوست عزیزی که سوال کرده بودند میتوانند پاسخ خود را در کتاب الغدیرعلامه امینی و برخی سایت ها پیدا کنند.پیشنهادم آن است که در مراجعه برای دانستن از افراد مختلف بشنوید حتی اگر با سلایق سیاسی ما جور نبودند.

  • بنده خدا

    بنام خدای رحمان
    در جواب (اقای دوست)
    خداوند در قران کریم فرموده است: هر گاه میان شما اختلافی بود به قران رجوع کنید..
    قران کلام الهی و فصل الخطاب مسلمانان است و هیچ شکی در ان نیست. وقتی که خداوند در چندین ایه از قران می فرماید : ولقد یسر ناالقران (قران را اسان نمودیم) و بیان للناس (برای مردم بیان نمودیم) هدی للناس (هدایت است برای مردم)و دیگر ایات….
    با اینهمه تاکید خداوند بر اسان بودن فهم قران و بیان شدن قران برای مردم و هدایتگری قران برای مردم و…… باز هم شما در انکار این ایات میگویید: قران برای فهم قشر خاصی نازل شده ؟
    استغفرالله خداوند که کار لغو و بیهوده انجام نمی دهد که کتابی را برای هدایت مردم انهم 1400 سال پیش نازل کرده باشد ولی این مردم به گفته شما قاذر به درک ان تا به امروز نباشند و باز هم به گفته شما حتما باید یک واسطه باشد تا هر طور که خواست ان را برای مردم تفسیر و یا بازگو کند.؟
    خداوند کریم در قران راه هدایت و سعادت و نجات را تبیین نموده است. (که همانا پیروی از قران است و لا غیر)با توجه به ایه38 سوره انعام که خداوند میفرماید:( ما در این کتاب هیچ چیز را فرو گذار نکردیم. ) اگر راه دیگری برای هدایت و سعادت ما بود یقینا خداوندی که عالم به همه امور است ان را نیز برای ما بیان میکرد.

    برادر دینی” در مورد اینکه اینجانب را مورد تفقد خویش قرار داده و نابینای دنیا و اخرت (یا همان کور دل و گمراه)خوانده اید” قضاوت این موضوع را به یگانه قاضی روز محشر که فقط و فقط او را میپرستم واگذار مینمایم.
    چون قصد مناظره با شما را ندارم” صرفا چند ایه از کلام الهی را ذکر مینمایم “انشاالله راهنما و راهگشای حقیقت است.(اگر بدون تفسیر و تعبیر و نگرش خاصی قرانت شود.)
    سوره الزمر ایه18 … سوره فصلت ایه 44 .. سوره توبه ایه 34 .. سوره احزاب ایات66 و 67 …سوره بقره ایات 165 تا 167 سوره الروم ایات 31 و 32 و…………
    در پایان از خداوند متعال میخواهم که همه ما علی الخصوص اینجانب را به راه راست هدایت فرمو ده و از گمراهی و غلو در دین بر حذر داشته و در اخرت با حضرت ختمی مرتبت و خاندانش محشور فرماید…..

  • آرمین

    میدونم چاپ نمیکنیدولی بذاریدبگم.جناب دستغیب درست میگید مردم دنبال دینشون بودن ولی متاسفانه شما تقلب درانتخاباتی رامطرح کردید که هنوزیک سند دال برتقلب ازطرف دوستان شما ارایه نشده.

  • ناشناس

    آخوند شجاع . مرد و با ایمان

  • بنده دیگر خدا

    دوست عزیز سوالات بسیار خوبی را مطرح فرمویید ولی فکر نکنم جایگاه این سوالات اینجا باشد به فرض صحیح بودن سوالات شما اگر زمامداران ما به همین اندازه آقای دستغیب هم از قرآن فهمیده بودند تا حالا مملکت گلستان شده بود به هر حال هر سخن جایی هر نکته مقامی

  • ناشناس

    اولا اگر کلمه مولا اگر هم به معنای دوستی با حضرت علی (ع) باشد یعنی هر کی تا به حال دوست پیامبر(ص) بود باید دوست علی (ع) هم باشد ایا شما که با پیامبر دوست هستید مخالف نظر پیامبر عمل می کنید یا سعی می کنید رضایت پیامبر جلب کنید وبه خواست هاپیامبر عمل کنید ایا کسانی که سعی در عمل به مخالفت پیامبر می کردند دوست پیامرند؟حال کسانی که تمام تلاش شان را کردند که خلا ف حضرت علی عمل کنند ایا به حرف پیامبر بی توجهی نکردند ,ایا قران به تبعیت از پیامبر دستور نداده؟
    با نگاهی به ایاتی مربوط به این حدیث مشخص می شود که در واقعیت رسالت علی (ع) دعوت مردم به خدای‌تعالی بود وحکومت بر آنها بود اما متاسفا نه حضرت رامجبور به خانه نشینی کردند
    “يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ” سوره مائده:آیه67
    چرا “من کنت مولی فهذا علی مولی ” باعث میشود که خداوند پیامبر را مخاطب قرار دهد که اگر انجام ندهی رسالتت را به پایان نرساندی؟