شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» نگاهی به نقش طبقات فرودست در انقلاب یاسمین و دلالت‌های آن برای فعالان سبز

» درسی از انقلاب تونس برای سبزها

دوشنبه, ۱۸ بهمن, ۱۳۸۹

چکیده : صرف سخن گفتن از موضوع عدالت اجتماعی یا مطالبات کارگری در کنار مطالبات دموکراتیک نمی تواند موجب ایجاد ائتلاف بین مثلاً گروه های طبقۀ متوسط و گروه های کارگری بشود. به همان میزان که ساختن پیام هایی با مضامین عدالت اجتماعی از سوی سبزها اهمیت دارد، رساندن این پیام ها به گروه های مورد نظر هم مهم است.


کلمه – محمدعلی کدیور

چنان که از شواهد و قرائن پیداست اتحادیه های کارگری تونس نقش نسبتاً مهمی در انقلاب یاسمین ایفا کرده اند. هرچند آغازکنندۀ اعتراضات کارگران تونسی نبودند، ولی با آغاز شدن اعتراضات در شهر سیدی بوزید و گسترش آن به شهرهای اطراف، شعبه های محلی اتحادیۀ کارگری تونس هم به اعتراضات پیوستند. اتحادیۀ کارگری تونس قدمتی نزدیک به هشتاد سال دارد، و در مبارزات ضداستعماری تونسی ها هم حضوری فعال داشته است

چنانکه بعضی از نویسندگان و تحلیلگران ایرانی نیز اشاره کردند، حضور اقشار فرودست در انقلاب یاسمین و شروع اعتراضات از حاشیه و گسترش یافتن آن به مرکز و طبقات متوسط چون وکلا و دانشجویان در مراحل بعدی از وجوه افتراق بین انقلاب تونس و جنبش سبز مردم ایران بوده است. بر همین مبنا، به نظر می رسد که جنبش سبز نیازمند آن است که در همراه شدن و همراه کردن طبقات زحمتکش و کارگران و معلمان دست به کوششی بیش از پیش بزند.

یکی از وجوه این امر توجه بیشتر به ارزش های عدالت اجتماعی و تاکید بر مطالبات اقشار فرودست در گفتمان سبزهاست. این تاکید البته تاکید درست و به جاییست. مبارزه با نظام مستبدی که حاضر به هیچ نرمش و گشایش در برابر مخالفانش نیست نیازمند تشکیل ائتلاف هایی که طبقات و اقشار متعدد اجتماعی را دربرگیرد. با این همه، به نظر می رسد که تاکید تحلیلگران و منتقدان بر جنبۀ گفتمانی این موضوع بیش از اندازه است. صرف سخن گفتن از موضوع عدالت اجتماعی یا مطالبات کارگری در کنار مطالبات دموکراتیک نمی تواند موجب ایجاد ائتلاف بین مثلاً گروه های طبقۀ متوسط و گروه های کارگری بشود.

تشکیل چنین ائتلافاتی نیازمند برخی اقدامات عملی دیگر نیز هست. در درجۀ اول، به همان میزان که ساختن پیام هایی با مضامین عدالت اجتماعی از سوی سبزها اهمیت دارد، رساندن این پیام ها به گروه های مورد نظر هم مهم است. پیامی که به مقصد نرسد اساساً بی فایده است. رساندن این پیامها، در وضعیتی که سبزها زیر فشار سرکوب قرار دارند و دارای محدودیت رسانه ای هستند نیز البته امری است که نیازمند همت و اقدام عملی بدنۀ جنبش است. در واقع در حالی که بدنۀ جنبش می تواند در ساختن پیام مشارکت داشته باشد، در مسألۀ رساندن پیام بار اصلی به دوش آنهاست. جنبش سبز برای اقداماتی از این دست نیازمند عده ای جوشکار است. منظور از جوشکار در اینجا فعالانی است که بتوانند بین دو گروه ارتباط برقرار کنند و پیام ها و مطالبات آنها را به یکدیگر منتقل کنند. تحقیقات انجام شده در زمینۀ ائتلاف سازی در جنبش های اجتماعی نیز حاکی از آن است که نقش این جوشکارها به اندازۀ قرابت های ایدئولوژیک در شکل گیری ائتلاف درون و بین جنبش های اجتماعی اهمیت دارد.

به علاوه، امر دیگری که می تواند در جهت ایجاد پیوند بین طبقات فرودست و متوسط موثر باشد فعالیت هایی است که توجه دو گروه به یکدیگر را در عمل نشان دهد. این نکته ای است که می توان در عمل برخی گروه های اسلامی در منطقه دید. گروه اخوان المسلمین به عنوان مثال، شبکۀ خیریۀ گسترده ای در مناطق مختلف مصر دارد. در واقع، موفقیت اخوان المسلمین صرفا در ایدئولوژی، پیام سازی، و پیام رسانی آن نبوده است. اخوان از طریق شبکه های خیریه اش توانسته پیوندهای محکمی با طبقات فرودست در کشور مصر برقرار کند.

البته انجام چنین فعالیت هایی از طریق مخالفان در ایران البته با چالش های خاص خود مواجه است. اولین چالش در این زمینه گفتار پوپولیستی دولت است. در واقع هر گفتاری در ایران که بخواهد توجه ویژه به طبقۀ فرودست بکند رقیبی جدی در ایران دارد. ثانیا، دولت ایران باالنسبه دارای نهادهایی مانند بهزیستی، کمیته امداد، و حتی بسیج است که بسیاری کارویژه های رفاهی را با قوت انجام می دهند. این دو امر البته چنین فعالیت هایی را در ایران دشوار می سازد، ولی ناممکن نمی کند. فعالان جنبش قطعاً می توانند فعالیت هایی را متناسب با وضعیت ایران تعریف کنند و به مرحلۀ اجرا درآورند.