بر ماست که کاری زینبی کنیم
چکیده :بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل...
میرحسین موسوی، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، با نگارش یادداشتی ضمن مرور کوتاه فلسفه عاشورا نوشت: «حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در همین نوشته تاکید میکند که «دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند» و «دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود، با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد.»
موسوی این پرسش را مطرح میکند که «در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد؟»
موسوی از همراهان سبزاندیش خود درخواست کرده است «که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی که در این دیار به نام دین برپا شد را برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم.»
وی در پایان توصیه کرده است که همراهان جنبش سبز با شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنند.
به گزارش کلمه، متن کامل یادداشت میرحسین موسوی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون (فصلت، ۳۰)
اینک بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرنها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشانترین نمونهی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنجهایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلتبار ترجیح داد. حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند. حسین (ع) میدید که این بار ارادهی قدرتطلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگهداشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که میتواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانهی ایستادگی در مقابل همهی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند.
حسین (ع) میدانست که ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پلیدیها هویت مییافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند.
قرنها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگونشده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادیخواهی، عدالت و استقلالطلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعهای که در آن انسانها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همهی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود.
حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمتآمیز مردمی قرن، پدیدار شد.
میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدسالهی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش در راه را آزموده بودند. در راهپیماییهای آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانههای دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل میشدند، خودخواهیها به دیگرخواهی، و منها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانهای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادیشان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همهجای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنهی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنجدیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدینگونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بیاعتقادی، که از سر درایت و آیندهبینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزلهی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همین هوشیاری دارد.
اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود میدانند، این بار به این خواستههای برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانهها در مقابل خواست اکثریت صفآرایی کرده بودند، زهرآگینترین تیرهای تهمت و افترا را به سینهی مردمی که خواهان تغییر بودند، رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند تا مطالبهی حق مسلمشان در احترام به رأیهایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.
به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.
همراهان سبزاندیش. دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند و بسیاری از شما در این روزها میپرسید چگونه میتوان با این همه سیاهکاریها که به نام دین انجام میشود، جوانان روشن ضمیر این مرز و بوم را از امواج پیدرپی دینگریزی نجات داد؟ پاسخ این همراه کوچک شما این است که دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دینداری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان بهدر کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همهی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بیسابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیدههای عادی تلقی شوند؛ و در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد. و او که شاهد مظلوم انبوه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گستردهی دروغ در همهی صحنههاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزشهای اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او اکنون به جای چهرهی اصلی دین که چهرهی محبت رحمانی است، با چهرهی عبوسی که جز خشونتورزی و تحکم، زبان دیگری ندارد، روبهروست. او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدانگونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته میشود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض میشود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان میرود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار میگیرد، ماجراجوییهای بیخردانه در سیاست خارجی باب میشود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصههای سوداگری و مالاندوزی در میآورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمیشود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمیتابند.
بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.















۵۶۳ دیدگاه
سلام آقای مهندس موسوی
حرف های نورانیت مثل همیشه توشه ی راه زندگیمان و امید فردایمان هست
چه قدر دیر تورا دیدیم و شناختیم
تو تنها کسی هستی که نه برای قدرت کاندید شدی و نه برای این گونه اهداف دنیایی سختی هارا تحمل می کنی
ما در کنار تواییم
اندکی صبر سحر نزدیک است
یا حسین میر حسین
سلام آقای مهندس موسوی
حرف های نورانیت مثل همیشه توشه ی راه زندگیمان و امید فردایمان هست
چه قدر دیر تورا دیدیم و شناختیم
تو تنها کسی هستی که نه برای قدرت کاندید شدی و نه برای این گونه اهداف دنیایی سختی هارا تحمل می کنی
ما در کنار تواییم
اندکی صبر سحر نزدیک است
یا حسین میر حسین
میر حسین بدان ما بیشمارتریم. ما همراه توییم. آتش اهورا در حلقوم صبور توست. و آب کاریزهای جنوب در رگهای غیرتمند توست. ا ی پارسی ِ آذری ِ رشتیِ لر و کردستانی و بولچ و سیستانی و هر جایی ایران عزیز درود ما همه جاییان ایران بر تو. درود هر ایرانی بر تو. ما ایستاده ایم تا ایستنادن را بدیگران نیز بیاموزیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
در جواب آقای علی باید بکویم که من استاد نیستم و وبه عنوان یک هموطن مسلمان شیعه مذهب از شما سؤالی دارم وآن اینست که : بنظر شما هر یک از مراجع محترم که مرجعیت رهبری را تأیید نکنند خود او مرجع نیست ؟ برادر عزیز وفهمیده ولایی من , مقام مرجعیت که دکترای افتخاری نیست که به أمثال ایشان هدیه کنند و ضمنا مکر منطق شما زور است که یا این آقا را به عنوان مرجع ونائب برحق امام زمان عج انتخاب کنند ویا از خود ایشان صلب مرجعیت میشود !!! مکر مراجعی همجون آیات عظام منتظری , صانعی , دستغیب ,فضل الله و بسیاری دیکر که ایشان واعمال ایشان را تایید نکردنند مرجع وعالم دین وفقیه نیستند ؟ مکر سالیان سال در حوزه های علمیه قم ونجف زحمت نکشیدند ؟ مکر در زمان امام خمینی ره مرجع نبودند ؟ مکر مرجعیت افتخاری همانند بعضی از مراجع جدید از دست مبارک رهبری !!! دریافت کرده بودند که نظام تحت اداره رهبری , مرجعیت آنها را زیر سؤال برد وآنها را منافق وکوردل وبی بصیرت وعامل نفوذی خارجی بخواند؟!!! برادر بابصیرت من بیایید واز خواب غفلت بیدار شوید وحرف امام زمانمان رادر قلب وجانمان زمزمه کنیم که ایشان نائب خاصی ندارند ودر زمان غیبت وظیفه ما شیعیان برحق !!! مراجعه به مراجع فهمیده میباشد نه اینکه بخاطر مسائل جناحی وحزبی وبقول خودتان ولائی همین نمایندکان اباصالح المهدی عج را خارجی وخارج از دین بخوانیم وبیوت ایشان را آتش بزنیم وایشان را حصر خانکی کنیم , ضمنا برای خالی نبودن عریضه بهتر است سه تاییدیه از مراجع نسبت به مرجعیت ایشان را در جراید کثیرالإنتشار بازتاب دهید تا سیه رو شود هرکه دراو غش باشد والسلام على من اتبع الهدى
هر کجا هستم عاشورا و تاسوعا را با شال سبز برای حریت و ازادگی حسین گرامی می دارم
به حق همین شب های عزیز از خدا میخوام یه چیزی م۳ مباهله صورت بگیره . البته اگه قبلش هرطرف حق نیست ایشالا آگاه شه و هدایت شه ولی ایشالا اگه هدایت نمیشه به حق همین شب های عزیز از روی زمین برداشته شه .
سلام به همگی دوستان. من از آقای موسوی خواهش می کنم هر چه زودتر مبانی فکری و عقیدتی و اهداف سیاسی اجتماعی شان را در همین سایت اعلام کنند.
به نظرم ایشان با سکوت خود فقط سعی در جذب هر چه بیشتر نیرو دارد و بس. مثل آقای خاتمی که هنوز هم اصلاحات را تعریف نکرده اند.
آخر باید مشخص شود جبهه سبز چطور هم از آیت الله جوادی آملی خبر می گذارد و هم از اون طرف مخالفین اسلام هم ازش طرفداری می کنند.
لطفا مردم را از بلا تکلیفی در بیاورید. اصلا اگر فردا بگویند امورات مملکت کلا دست آقای موسوی(به نمایندگی مردم) واقعا چه کاری انجام خواهند داد؟
آیا جرات برخورد با افرادی را دارند که مخالف اسلام و ایران هستند یا مجبورند در ازای حمایت های فعلی این قبیل افراد آن موقع هم سکوت کنند؟
بعد از انتخابات معلوم شد که چه کسانی روی ابوغریب را سفید کردند. اتفاقی که میگویید افتاد طناب دار برخلاف فکرتان در دست اربابانتان در هموطن کشی افتاد و اربابان شما از هیچ جنایتی فرو گذا نکردند. ترک یک ماه دیدن رسانه میلی بر شما واجب است تا ببینید کجا ایستاه اید و عزیزان ما را که برای این کشور ایثار کرده اند چگونه سینه اشان سپر گلوله های شمایان گردید. و رضایت شما به اینکار دامنتان را خواهد گرفت که خداوند خود منتغم خون مظلوم خواهد بود .
عتاب از نوشته تان می بارد!! ظاهرا شما از آن قماش افردی هستید که در خارج هم تنها رسانه میلی نگاه می کنید والا واقعیت را خوب می دیدید. کسانی که اعمال و رفتار خود را نه بر اساس حق بلکه “چه چه” و “اه اه” دیگران تنظیم میکنند خسر الدنیا و الاخره هستند. نوع فکر شما نشان دگم بودن تفکرتان است که از ترس ویرانی عقایدتان که احتمالن با باطل آمیخته شده جرات همراهی حق را ندارید. انسان باید دارای فکر سیال باشد و دایم خود را اصلاح کند. لطفا سری به داخل بزنید تا ببیننید چه خبر است. در ضمن امثال شما جرات ابراز عقاید خود را برای هموطن خود در خارج ندارید چونکه منفور خواهید شد. نگویید نه که می شود پیش قاضی و معلق بازی!
السلام علیک یابن رسول الله یا میر حسین
با عرض احترام، به نظر من این شمایید که درک درستی از اسلام و سایر ادیان الهی ندارید، چرا که از مهمترین پیامهای ادیان الهی این بوده که همه انسانها با هم برابرند و باید با همگی مخلوقات خداوند با مهربانی و عدالت رفتار نمود، مسلمان بودن فقط در رعایت احکام نماز و وضو نیست، در صداقت و تعهد نیز هست، در احساس مسئولیت در برابر ظلم به همنوعان است در جهاد علیه ظالم هست، چه بسا کسانی ادعای دینداری نداشته باشند اما نزد خداوند محبوبتر از بسیاری مدعیان دین که در خلوت کار دیگر میکنند باشند. خواهشا سعی کنید مرزبندیهای اضافی را از ذهنتان پاک کنید تا انسانهای بیشتری را عاشق شوید. هر انسانی فارغ از اعتقاد و مذهبش حق اظهارنظر دارد.
جانم به فدایت…
بنام خدای خمینی(س)
اولا: که مردم ما به دنبال اسطوره سازی نیستند بلکه این افراد هستند که اصولا اسطوره میشوند و مورد علاقه مردم!همین الان شما میتوانید میزان ارادت به دو رهبر جمهوری اسلامی، یعنی حضرت امام(س) و آقای خامنه ای را به بوته این امتحان بگذارید تا متوجه خبط و اشتباه خود شوید!و میرحسین نیز از آن جمله است!میرحسین چون اصولا صاحب فضایلی است که کمتر سیاستمداری به آن آراسته است، همچون امام(س)، مورد علاقه این مردم قرار گرفته است!
ثانیا: قیام عاشورا نه تنها برای ما که برای همه الگوست!در بسیاری از نقاط جهان از گبر و بت پرست و هندو و ….علاقه و عشق به امام حسین(ع) بنابر فطرت پاک بشری بصورت نهادینه است و اینکه شخصیتی چون میرحسین از امام حسین(ع) قلم بزند و مورد انتقاد شما قرار بگیرد، این دیگه از اون حرفاست!
ثالثا:ماجرای کتاب آیت الله صالح آبادی مورد نقد بسیاری از علما از جمله شهید مطهری قرار گرفته است که شما با یک سرچ ساده در گوگل میتوانید به آن برسید و جوابهای کاملا متقن و مستدلل را بخوانید!راستی شما آیا ولایت فیقه را قبول دارید؟اگر ندارید محض اطلاع جنابعالی میگویم که نویسنده کتاب شهید جاوید این اصل را بطور کامل قبول دارد. در ضمن کتاب شهید جاوید براحتی در دسترس است و میتوانید خیلی راحت آنرا دانلود کنید!خداوند همه ما را به راه اهل بیت(ع) مکرم نبی (ص) هدایت فرماید!
حسین آقا بفرمایید که آیا مخالفین اسلام را باید کشت!!! آیا مخالفین اسلام باید مسلمانان را بکشند؟! آیا سی سال خشونت علیه مسلمانان غیر خودی و قتل و کشتار شکنجه و ترور آنها کافیتان نیست حسین آقا. لطفا شما بفرمایید مدلتان چیست!! موسوی بارها گفته است که هر کس در ایران زاده شضده حق دارد حرفش را بزند. نگفته حق دارد توهین کند! قدری کتاب بخوانید آقای محترم. جهان بزرگتر از اینهاست که شما می بینید.
میرحسین هیچ چیزی نیست مگر یک چیز! شناسنامه ی اخلاق ایرانی و ایرانیت. با تمام قدش و با تمام تاریخیتش. برای همین هم … است.
زنده باد انقلاب سبز ملت بزرگ ایران برهبری هفتاد ملیون نفوس هفتاد ملیون رنگ، هفتاد ملیون همرنگ ، برنگ سبز. حتا تو!
ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.
آقا پیام، خدا خیرتون بده. اصل مطلب رو گفتین.
میر حسین عزیز هیچ وقت دوست نداشت، وارد مقایسه تاریخی بشه، اینو بعد از ۱۴ خرداد امسال و اتفاقات تاسف بار برای حسن آقای خمینی هم گفت.
منتها وقتی آقایون تو روزنامه و شبکه های تلوزیونی و …همین طور مقایسه می کنند و جنبش سبز رو با لشگر عمر سعد و …مقایسه می کنند، که هیچ توی نماز جمعه هم مداحین و سخران ها رو تشویق می کنن به اینکه وقایع عاشورا رو با فتنه ۸۸ گره بزنند، دیگه چاره نمی مونه…
برای نمونه این لینک سایت الف رو که تازه توکلی جز معتدلین هست رو ببینید:
http://alef.ir/1388/content/view/88535/
جنبش سبز رو بازمانده های لشگر عمر سعد دونستن که نفس کشیدنشون حرامه…
یا حسین
سلام
عجب وضعییه ها!!
هر کی به نام حسین و قیام عاشورا یه مشت حرف بار مردم میکنه !!!
از همه می خواهم حرف دو طرف را کاملا بشنوند تا بشود قضاوت کرد سخنرانی های دکتر عباسی به خصوص سخنرانی آژاکس در اصفهان خیلی کمک می کنه
vvvvvvvvvvvvvvvvvvv
درود بر یار سبز امام
به امید فردای روشن ایران وایرانی
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. درود بر موسوی آزادمرد ایران زمین. درود برتمامی سبزاندیشان اصلاح طلب مرگ بر تمامی دیکتاتوران تاریخ. ما تا آخرین نفس ایستاده ایم.درود بر خاتمی و کروبی دلاور. یا حسین میرحسین.
سلام دوست عزیز روز عاشورا کسانی جلوی امام حسین جنگیدند که داعیه دار مسلمانی به معنای واقعی کلمه بودند….
آره اگر مذهبی های جنبش سبز هم حقیقت رو وارونه بفهمند مانند سپاهیان ابن زیاد و در برابر حقیقت جبهه بگیرند همان بهتر که نباشند و بروند در سپاه حسین بن علی غیر مذهبیانی بودند که قبل از دین به انسانیت و حقیقت پی بردند و در سپاه اباعبدا… جنگیدند و شهید شدند… همانا که اینها از هزاران مذهبی که فرایض دینی خویش را انجام می دهند و از تشخیص حق و باطل عاجزند ارجشان بیشتر است…
از سایت کلمه ومهندس موسوی تقاظا دارم بیشتر درباره تقتلب درانتخابات صحبت کنند وبا دلائل قاطع به روشنگری دراین باره بپردازند ومانع سواستفاده جناح حاکم گردند زیرا احساس میکنم بدلیل خفقان موجود ومکرهای رسانهای دولتی نیاز به این کار بیش از پیش احساس میشود با تشکر یک سبز بوشهری
سلام و درود بر تو ای میرحسین,ای یاور حسین(ع)
اوّلا واسه نگاه متحّجرانه ات که به اندازه ی اعماق بی اطّلاعیته عمیقا متاسّفم.از ۲۰:۳۰ وزارت اطّلاعات نشستی چهار تا تکّه از اون عاشورای حماسی رو نگاه کردی فکر کردی از همه چیز مطّلعی:
اگر تو همون فیلم هم دقّت می کردی می فهمیدی فیلمبردار افتاده دنبال یه دختر و جوری روش زوم کرده که تصویر تار شده.هر وقت هم اتّفاقی تصویر می رفت رو بقیّه ی شرکت کننده ها،فوری فیلم و قطع و وصل می کردند.
اگر می خوای بدونی کف و سوت مردم برای چی بود،واسه اینکه جوونا یه گروه از پلیس ضدّشورش(که انصافا عین آدم آهنیا تیپ زده بودند) رو که افتاده بود به جون تظاهرات کننده ها،بالاخره یه گوشه گیر انداختند و خلع سلاح کردند.واسه همین وقتی کلاهشون یا جلیقه ضدّ گلوله شون یا سپرشون به آسمون پرت می شد،مردم هلهله ی پیروزی سر می دادند (بلا تشبیه،یه همچین کاری هم همراهان امام حسین (ع) انجام می دادند وقتی یکی از سپاه عمر سعد کشته می شد)
دیگر اینکه اینجا اینترنته،واسه قدّاره کشا کنتور نمی اندازند.پس تو هم واسه خودت هی رجز خونی کن.به خیالت،طرفت مردم سرزمین لی لی پوتند که وایستند توی نوعی بیای از تیر چراغ برق آویزونشون کنی؟البتّه کم ندیدیم که دست روی ناموس مردم بلند کنید.مگه این که منظورت خانوما باشه که غیرت بالاتو می رسونه.یادت باشه فحّاشی و توهین هم معصیته،هم مجازات داره اگر به دین امام حسین (ع) معتقدی
اگر هم بیایم بیرون،به خاطر حقّ قانونیمون میایم و به تو و بزرگترانت هم مربوط نیست.قانون اساسی مملکت به ما حق داده تحت شرایطی معلوم،می تونیم تظاهرات کنیم . ما که همیشه به وقتش اومدیم.تو هم بیا در خدمتیم.
کاش اگه پای حرفت بمونی،روزی که فاتلین جوونای بیگناهمون،پای میز یک محاکمه ی حقیقی میرن،تو نیای خودتو لای شاکیان جا بزنی.
در نهایت هم تو رو به یک حرف شیرین از رسول الّله (ص) ارجاع میدم و پیشنهاد می کنم بری خوب روش فکر کنی:
هر گاه دیدی دو گروه از مسلمانان در مقابل هم صف آرایی کرده اند و یک گروه سرکشی می کنند،تو به صفی بپیوند که در مقابل سرکشان ایستاده.(نزدیک ترین منبع ای سخن هم:کتاب حماسه ی حسینی شهید مطهری)
من نوعی به خاطر اعتقاداتم به خیزش سبز پیوستم و به آزادی عقیده ی هم وطنانم هم احترام میذارم.حالا هر کس از هر مسلکی هست،دستش به خون مردم آلوده نباشه واسم کافیه
اینو تو ذهن متحجّرت فرو کن.البتّه می دونم رشد،اوّلش سخته:
اختلاف عقیده جرم نیست.حدّاقل جامعه ی با عقاید متفاوت،خیلی خیلی بهتر از جامعه ی تک صدایی و یک شکل و یک دست و یک عقیده است.
من نمی خوام کشورم مثل کره شمالی بشه که توش ماشین سواری عامّه مردم و موبایل داشتن هم ممنوعه و مردمش هر صبح رو باید با رژه ی صبحگاهی آغاز کنند.البته نظر اکثریت جامعه مهمتره
به امید اینکه روزی به جای تعصّب و بازوت،به منطقت هم رجوع کنی
لبّیک یا حسین
فقط می گم دوست دارم همین.
پدر بزرگوارم جناب مهندس موسوی
با سلام
من در کارهای آموزشی در یکی از دانشگاههای تراز اول با دانشجویان فراوانی ارتباط دارم. آنها افسرده از شرایط خفقان حاضر و امیدوار به آینده هستند.
اگر در جامعه و دانشجویان تحرک کمی می بینید از خفقان است نه رضایت بر شرایط حاضر.
من برای پیروزی جنبش سبز تا حد امکان تلاش می کنم و لحظه شماری می کنم.
سلامت باشید
سلام به پویندگان راه حق و درود به آزادی خواه حال ایران زمین .دوستان آزادی خواه من بدانید که فردا مال ماست.فقط بدانیم که با بودن مظلوم ضالم شکل و جان میگیرد .اجازه ندهیم که کسی به ما زور بگه.ما بیشماریم و پر امید تنها راه نجات ما آگاهی است و بس .کاخ ظلم رو فقط دانائی و آگاهی ویرانش میکنه.
بنام خدای خمینی(س)
با عرض تسلیت شهادت امام حسین(ع) توسط اسلام معاویه!
برادر گرامی: در پاسخ به سوالی که مرتبا از سوی شما (کلا طرفداران راست)مطرح میشود مرتبا پاسخی سوال گونه از سوی طرفداران سبز طرح میگردد که اگر میگویید حمایت میکنند لطفا مستندات آن را ارائه دهید تا ما هم بدانیم!؟برادر گرامی: چیزی که ازهمان اوائل اعتراضات و الان هم کاملا محرز است اتحادی کاملا مشخص بین جریانهای به اصطلاح ا ص و ل گ ر ا با سلطنت طلبها و….در مخالفت صریح، آلوده به بد اخلاقی شدید و زشت(دروغ و فریب و…) بر عیله سید بزرگوار موسوی دیده میشود طوریکه اگر ما میخواستیم مثل آقای شریعتمدار(واقعا شریعت ندار رکیهان) قضاوت کنیم می بایست میگفتیم دست هر دوتای اینها در یک کاسه است!اگر شما بگویید که مثلا صدای آمریکا یا مثلا بی بی سی تظاهرت مردم را نشان میدهد و تبلیغ میکند و مثلا باتوم را نشان میدهد و یا تحریک میکند که شعارهای آنچنانی بدهند(موردی که کاملا با واکنش صریح و محکم موسوی و کروبی روبرو میشود!) از آنطرف هم میرحسین و کروبی را کاملا زیر سوال میربند و میکوبند نه تنها رسانه های بیگانه بلکه بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان و چسبیده های به اصلاح طالبان نیز میرحسین و عقاید خط امامی(س) وی را سم میدانند و شدیدا میکوبند و اصولا پشت سر موسوی ایستادند را(شخصی که به زعم اینها در دهه شصت ترمز کشیده!)دیوانگی میدانند و این متاسفانه از دروغهای بزرگ بعد از انتخابات آقایان است که بخورد شما میدهدند و چون بلاخره جواب گرفته اند ادامه میدهند!
بنام خدای خمینی(س)
“امام حسین(ع) و عاشورا حقیقتی غیر قابل انکار!”
اولا: که مردم ما به دنبال اسطوره سازی نیستند بلکه این افراد هستند که اصولا اسطوره میشوند و مورد علاقه مردم!همین الان شما میتوانید میزان ارادت به دو رهبر جمهوری اسلامی، یعنی حضرت امام(س) و آقای خامنه ای را به بوته این امتحان بگذارید تا متوجه خبط و اشتباه خود شوید!و میرحسین نیز از آن جمله است!میرحسین چون اصولا صاحب فضایلی است که کمتر سیاستمداری به آن آراسته است، همچون امام(س)، مورد علاقه این مردم قرار گرفته است!
ثانیا: قیام عاشورا نه تنها برای ما که برای همه الگوست!در بسیاری از نقاط جهان از گبر و بت پرست و هندو و ….علاقه و عشق به امام حسین(ع) بنابر فطرت پاک بشری بصورت نهادینه است و اینکه شخصیتی چون میرحسین از امام حسین(ع) قلم بزند و مورد انتقاد شما قرار بگیرد، این دیگه از اون حرفاست!
ثالثا:ماجرای کتاب آیت الله صالح آبادی مورد نقد بسیاری از علما از جمله شهید مطهری قرار گرفته است که شما با یک سرچ ساده در گوگل میتوانید به آن برسید و جوابهای کاملا متقن و مستدلل را بخوانید!راستی شما آیا ولایت فیقه را قبول دارید؟اگر ندارید محض اطلاع جنابعالی میگویم که نویسنده کتاب شهید جاوید این اصل را بطور کامل قبول دارد. در ضمن کتاب شهید جاوید براحتی در دسترس است و میتوانید خیلی راحت آنرا دانلود کنید!خداوند همه ما را به راه اهل بیت(ع) مکرم نبی (ص) هدایت فرماید!
می خوام به دوستانم که با هم دیگه دارن سر حرفای خودشون و … بحث میکنن بگم الان فقط زنده نگه داشتن جنبش و حضور در عاشورا برای حمایت از فعالیت روز دانشجو و پیوستگی (حضور)است
بخواست خدا آنگاه که میر حسین فرمان دهد کاری حسینی خواهیم کرد تا بازماندگانمان کاری زینبی کنند.
ای میر دلیر!
می ترسم این مردم چنان به ستم خو کنند که ستمگران هر روز ستمگر تر شوند و آب هم از آب نجنبد.
می ترسم ستمگران چنان این کشور را تاراج کنند که رمقی برای این نسل و نسل جوانتر نماند.
و می ترسم ما با دعای “الهم مشغل الظالمین باظالمین” چنان سر در گریبان بریم که سومین گروه از ستمکاران پدید آیند و بر مردم چیره شویند.
شما رهبر جنبش سبز ما هستی؛ هر چه بفرمایی همان خواهیم کرد.
این جمله معرف حضورتان که هست
مهم این نیست که کی چه میگوید مهم اینست که
حرف حق را که میزند
و کدام اطلاعات با واقعیت نزدیکتر است
حقیقت فقط نزد خداست
جناب آشنای دیگر
میشه لطفا توضیح بدید که ولایت فقیه کدوم یکی از ۵ اصل دین هست؟
توحید – نبوت – امامت – عدل – معاد
کدومشون درباره ولایت فقیه هست؟
ثانیا، نمیدونید که همین اصول رو باید با عقل خودتون قبول کنید نه پدر و مادر و معلم و غیره؟ که در غیر این صورت مسلمونی شما قبول نیست؟
دوست عزیز که از بیان و احساست معلوم است که پاک و بی ریا هستی
این نگاه تو درست نیست. همه بدبختی های این انقلاب از همین عشق کورکورانه شروع شد که ” شما رهبر مائی و هرچه بفرمائی همان خواهیم کرد” خوب آنطرفی ها هم همین کا را می کنند. نه اسلام و نه پیامبر و نه میر حسین موسوی چنین چیزی را نمیخواهند . عقلانیت و اخلاق کلید حل مشکلات ماست.
من پیش از اینکه پیرو رهبری باشم منم و پس از آن باورمند به اینکه یکی از ما هستم و آنگاه باورمند به این فلسفه که ما همیم؛ ما یکدیگریم در بیشمار چهره. هر یک از ما دیگری هستیم در احتمالی دیگر.
ازینرو خود را پاره ای از یک پیکر بزرگ می دانم؛ منم منم نمی کنم و سرم می شود که هر پیکری به سری نیاز دارد همچنانکه به چشمی و گوشی و دستی و دیگر پاره هایی.
در پیکر من چشم بر دست منت نمی گذارد که من می بینم و تو به جنبش می آیی همچنانکه دست بر چشم منت نمی گذارد که من از تو برابر هر تهدیدی پشتیبانی می کنم. دست نمی گوید که چرا خار در من فرو رفت تا چشم بی آسیب بماند یا چرا سوختم تا تو نسوزی.
در این پیکر که داریم هر پاره هوش و تواناییِ خود را دارد همچنانکه دانا بر محدودیت های خود است.
میر حسین بهتر از هر کسی می داند که چگونه رهبری است و بر کدامین پیروان رهبری می کند. “من دنبال مردم می روم” این جمله از اوست.
با این همه، گلایه من از میر حسین این است: «آیا نمی شد یا نمی شود بهتر از این رهبری کرد؟» و شاید اشتباه کنم. شاید تاریخ پاسخ دهد که “خودسازیِ سبز” و پیروزی دیررَس بهتر است از یک پیروزی زودرس و بدفرجام.
مهندس چان فقط مواظب باش تو شناساندن دین و احیانا تفسیر آن ، بدعت ایحاد نکنی و اگر از عمق مطلبی آگاهی کافی نداشتی ان را بیان نکنی.چون تو این دوره زمونه همه اسلام شناس شدند و هر کی نظر خودشو به عنوان دین بیان می کنه.شما لطفا دقت کن.
در ضمن اگه شما ، کلمه و دوستان تلاش کنند خود را از موضع بالاتر ببینند و نقد کنند و احیانا در صحبت ها و بیانیه ها و رفتارها و حمایت و…های بعد از انتخابات اشتباهی دیدند ان را برطرف و اگه خوبی دیدند ان را تقویت کنند خیلی عالی می شه .امیدوارم به دستتون برسه…
دوستدارت مهدی.
من خیلی از نظرات رو خوندم
واقعا سوالی که نه اینجا و نه هیچ جای دیگه جوابی براش وجود نداشته این بوده که چرا کسانی کافر بودن و یزیدی بودن آنها بر همگان آشکاره از میر حسین دفاع میکنند(دیدیم عده ای همایت رسانه های بیگانه از میر حسین را رد میکنند!!!!!!!! خدایی یکم انصاف هم خوب چیزیه به قدری این مسئله واضحه که …..) یکم در خلوت تفکر کنیم آمریکایی و انگلیسی که سالها نقت این مردم رو بالا میکشیدن و خون مصدق رو برای ملی کردن صنعت نقت تو شیشه کردن به چه دلیل دارن از ایشون حمایت می کنند؟
الف) حمایت از مردم ایران چون به مردم ایران عشق می ورزند
ب) فکر میکنند میر حسین بهتر اسلام رو اجرا میکنه ( اونها هم که کشته مرده اسلامن)
ج) آبکی زدن حالیشون نیست دارن چی کار میکنن
د) دنبال منافع خودشونن
دوستان عزیز من اطلاع پیدا کردم که گروهی وظیفه دارند زمانی که میرحسین عزیز بیانیه یا مطلبی را بیان می کنند و در سایت درج می شود به صورت گروهی و مخالف وارد نظرات شده و با درج مطالبی تعیین شده موضوع بحث را در کنترل خود در بیاورند.چراکه سایت های دروغ پراکنی این افراد از رونق افتاده و تنها جایی که می دانند میتوانند مخاطب فراوان پیدا کنند در بیانیه های رهبران جنبش سبز است.پس از همه دوستان سبز اندیش و استوار در راه آزادی می خواهم که درباره این افراد نظر ندهند ماهیت این افراد برای همه مردم ایران مشخص شده است ما نیازی به دفاع از خود نداریم این حاکمیت و این گروه اندک طرفداران هستند که برای حفظ این صندلی بی وفای قدرت دست به هر کاری می زنند سبز باشید که پیروزی نزدیک است.
دست بر قضا اگر برای نمونه شما شبکه بی بی سی را ببینی متوجه می شوی:
_ اولا صراحتا اعلام می کند رسانه ی جنبش سبز نیست؛
_ دوم اینکه بیانیه های میرحسین را پخش نمی کند؛
_ سوم اینکه تیترهای انحرافی می زند و پیام میر حسین را قلب می کند؛
_ چهارم اینکه اخبار جنبش سبز را یکدهم شبکه العربیه پوشش خبری نمی دهد و خلاصه اینکه حمایت و پشتبانی که پیشکش؛ “ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان”
بنابر این پرسش چهارگزینه ای نخست این است: چرا بی بی سی با جنبش سبز دشمن است؟
۱_ از پیروزی جنبش سبز می هراسد زیرا خاطره ی خوبی از نهضت ملی شدن نفت ندارد.
۲_از دشمنانِ جنبشِ سبز خوشش می آید به این نشانه که استوانه ی کوروش را که کشورش به محمدرضا هم قرض نداد به آنها امانت داد.
۳_خودش جاسوس در هند و جاهای دیگر تربیت کرده و با کمک ماسون جهانی این کودتا را به راه انداخته است.
۴_ هیچیک از پاسخها به تنهایی کافی نیست؛ بیشتر بیاندیشید.
شبکه الجزیره هم که می دانید در قطر است و قطر گاز پارس جنوبی را ده بیست سال بدونِ ما هورت کشیده و اکنون نیز تا ما یک هورت بکشیم با کمک خارجی ها هوررررتی می کشد که نگو و نپرس. بنابرین طبیعی است که در اوج جنبش سبز در عاشورای سال گذشته، تنها شبکه ای بوده باشد که در ایران خبرنگار داشت؛ گزارشی از جنبش سبز نمی داد و بر همین منوال پارازیتی هم نمی شد.
شبکه العربیه با محمد علی نجاح و حسن فصح قصه ای دیگر دارد و الحق جنبش سبز را پوشش خبری می دهد. دل دوستان عربی دان شاد!
و چرا؟ زیرا اولا آن دو تحلیلگر آدمهای خوبی هستند که در ایران زیسته اند و از دل ایرانی شده اند. ثانیا چون آل سعود که در رقابت با حکومت ایران است، بد نمی بیند ذهن اعراب را از یمن و جنوب عربستان به سوی شمال بکشاند ” عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد”
چقدر آل سعود که سالها متهم به دیکتاتوری بود از دیکتاتورتر شدن حکومتِ ایران خوشحال شد.
شبکه تلویزیونی “وی اُ اِی” یا صدای آمریکا، قصه ی دیگری دارد و اگرچه مشتری اش نیستم؛ چند بار دیده ام که چگونه به فرمول ” نه سیخ را بسوزان و نه کباب” پایبند است.
و چرا؟
اولا آمریکاییان شق القمر کردند که به جای یک جمهوریخواهِ دو آتشه، یک دمکراتِ سیاه پوست با نامِ اسلامی را انتخاب کردند. لابد او باید ژست آزادیخواهی بگیرد و از جنبش سبز نیک بگوید.
ثانیا شما که مشتری صدای آمریکا هستی؛ بشمار ببین چند خبر از جنبش سبز پخش می کند و چند بار از تهدید هسته ای ایران یاد می نماید. در چشمِ جمهوریخواه های آمریکا، جنبش سبز و هر جنبش یا سکون ِ دیگری وسیله ای است برای فشار بر ایران تا بمب هسته ای نسازد. حالا کی بمب هسته ای خواست؟ نه دولت ایران می خواهد نه رهبر جمهوری اسلامی و نه جنبش سبز و رهبرش. مگرنه؟
والله والله والله ما توهمین تلویزیون شیطانی دو سه سال پیش سریالی راجع به انقلاب دیدیدم که در آن افسران شاهی در شورایی برای مقابله با امام اصلی ترین راهکار را برداشتن “حمایت” دولت فرانسه از امام میدانستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوست عزیز چرا صدا و سیما حرام است (با فتوای عارفترین مرد این مملکت یعنی آقای بهجت)!!!!!
جواب این دو تا سوال را به خصوص سوال اول را بده , مثل بقیه مخالفین نروی دیگه برنگردی.
صدها بار گفتم اگر دشمنان قصد براندازی نظام را داشتند کافی بود فناوری استراق سمع را به آنها نمیدادند, به همین راحتی!!!!
حالا اون ۵۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ درآمد نفتی بماند
یا حجة ابن الحسن ,,, ریشه لباس شخصی رابکن
دوست عزیز قسمت اول را خوب آمدی “بحث را در کنترل خود در بیاورند” اما قسمت دوم “چون از فیلترینگ سایتهای مخالف عاجزشده اند” چاره را در کامنت گذاری در این سایتها دیده اند , به علت همان قسمت اول که فرمودی
آقای دوستدار عاشقان حسین
در زمان انقلاب, BBC از امام و انقلاب حمایت می کرد و چون حمایت می کرد باید بگوییم چرا؟
یا حسین میر حسین
پیروز باشی
بسم الله الرحمن الرحیم
عجبا ، شما چگونه کار زینبی می کنید که یزیدیان زمان شما را حمایت می کنند ، آیا در شناخت یزید زمان دچار شبهه و اشتباه شده اید یا خود را به خاطر دنیا به خواب زده اید. یزید و یزیدیان زمان ما مستکبرانی هستند که دستشان به خون کودکان غزه و عراق و افغانستان و حتی ژاپن آلوده شده است. یزیدی که برای فروش صلاح جنگ بر می افروزد . یزیدی که به خاطر منفعت خود از هیچ عملی پرهیز نمی کند. و چون دولت و ملت آزاده ای در برابرش می ایستد قصد سرکوبش را دارد. و شما حامی چنین پلیدانی هستید. و آلت دستشان در برآورده کردن خواسته هایشان.
کسی را که خوابیده است می شود بیدارش کرد اما کسی که خود را به خواب زده هرگز. شما در پی انجام کاری هستید که صدام ها و ریگی ها از پی انجام آن بر نیامدند و نخواهند آمد. و همین یکی از دلایل حقانیت این نظام است. که به لطف خدا و خواستش به ظهور حضرت حجت متصل خواهد شد.
اگر مشکلی در مملکت ما هست علتش مسلمان سست عقیده و بی وجدان است. مسلمانی که یزیدیان زمان از او حمایت می کنند. مسلمانانی که نام اصلاح طلبی بر خود نهاده اند. و مدت ها در این کشور دست اندر کار بوده اند. شما را ارجاع می دهم به آیات ۱۱ و ۱۲ سوره مبارک بقره.
ما مدافع اسلام واقعی هستیم ، اسلامی که نامش لرزه بر اندام استکبار می اندازد. اسلامی که باعث استقلال و پیشرفت بدون وابستگی هست.
اگر خواهان عرت هستید ، تمامی عزت از خداست.
سلام بر اسوه صداقت و شجاعت
میر حسین عزیز
به امید نزدیک شدن پیروزی قطعی ملت ایران
اندکی صبر سحر نزدیک است
یا حسین …. میر حسین
آنها که رفتند کاری حسینی کردند
و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند
وگرنه یزیدی اند !
دکتر علی شریعتی
Aghay Rahim baratun motasefam ke hanuz afkaretan dar doran jahellyat arab gir kardeh ast. Enghar dar in donya tanha NEGARANI SHOMA ZOLF ZANAN hast. Motasefim barayetan ke dar Euoupa ham zendegi mikonid.
زنده باد میرحسین
من به احمدی نژاد رای دادم اما بعد از انتخابات فهمیدم که … هر دو خائن هستند. تنها مرجع تقلید ما آیت ا… صانعی و تنها رهبر ما موسوی است
خوب است با تانی ببینیم چه می گوییم. فهم مردم را اندک ندانیم. اگر خدارا هم ناظرندانیم به مردم حق بدهیم گفتارمان را بااعمالمان بسنجند. اگر نخواهیم و نتوانیم در این نوشته به آنالیز و تحلیل همه آنچه شما آن را به راحتی نقد می کنید و محاکمه می کنید و حکم محاربه صادر میکنید بپردازیم لااقل می توانیم خود را با خود بسنجیم. شما واقعا چه کردید . این درست است که با کسانی که خودتان هم در ظاهر با آنها مشکل داشته اید هم پیمان شوید این دورویی و نفاق نیست . پیرو ولی فقیه خود را معرفی می کنید و حالا تمام قد به مخالفت می پردازید و این را افتخار می دانید . مقام معظم رهبری که عوض نشده اند پس چه شد که در چند روز همه کافر مرتد زورگو خونخوار دیکتاتور شدند. آیااین قدرت طلبی شما نیست که وقتی دستتان به قدرت نمی رسد قانون بد می شود رهبر بد می شود نظام بد مشود همه یزیدی می شوند و فقط شما حسینی می مانید تزویر بس است به خود بیایید در ساختمانی نشسته به دور از اجتماع و افکار عمومی فکر می کنید این چند نظر که در سایت می بینید نمونه جامعه هستند سرتان را از برف بیرون بیاورید. دیکتاتور کسی است که نعد از ۳۲ سال قانون اساسی کشور را زیر پا میگذارد و مردم را هم به این امر تحریک می کند. خیلی ساده است مردم ممکن است ابتدا بپذیرند ولی زود هم به اشتباه خود پی می برند و دیدگاه خود را اصلاح می کنند. گوش شنوا نعمت بزرگی است .