سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ویژگی ها و پیامد های خودکامگی در آموزه های امام علی (ع)...
» بخش سوم؛ تکفیرگری و ستایش دوستی

ویژگی ها و پیامد های خودکامگی در آموزه های امام علی (ع)

چکیده :نشانه دیگر فرد، گروه و حکومت خودکامه ستایش دوستی و چاپلوسی طلبی است. این افراد و گروه ها زمینه را برای ستایش دیگران و اظهار چاپلوسی ایشان فراهم می کنند و آن را رشد می دهند و گذشته از رضایت نفسانی که نسبت به این امر دارند، به واسطه این ستایش ها، ناسالمی ها و تباهی ها و ستمگری های خود را می پوشانند و به توجیه اعمال خود می پردازند. در نگاه امیر المؤمنین علی(ع) این پست ترین حالات خودکامگی است به ویژه آنکه این خصوصیت از جانب حکومت ها و حاکمان...


کلمه گروه معارف: در شماره (۱) و (۲) از مجموعه مباحث نشانه های خود کامگی از دیدگاه امام علی (ع) ، ۵ نشانه که شامل:خود معیاری، خود خدا پنداری، اندازه نشناسی، مطلق انگاری و توهم گرایی بود مورد بررسی قرار گرفت و اینک دو مورد دیگر از این نشانه ها با توجه به کلام امیر مومنان علی (ع) مورد توجه قرا ر می گیرد.

تکفیرگری

تکفیر گری : خود را یک سر و گردن از دیگران بالاتر دیدن، یعنی امتیاز ویژه ای برای خود قائل بودن؛ فرد، گروه و حکومت خودکامه چنان خود را بزرگ می پندارد که به راحتی خود را در حریم قرار می دهد و صاحب حرمت می داند و مخالفان خود را از دایره حرمت بیرون می داند، و آنها را به هر امر انحرافی متهم می سازد و گاه امر به جایی می رسد که ایشان را کافر و زندیق می خواند.

نمونه بارز چنین خودکامگی در بیان امیر المؤمنین علی(ع)، خوارج اند که در جنگ صفین حَکَمیّت را به امام(ع) تحمیل کردند و پس از پذیرش آن از سوی حضرت و نوشته شدن پیمان حکمیت، شکستن این پیمان را خواستار شدند و چون امام(ع) تن به پیمان شکنی ندادند و پیرو نادانی و بی بصیرتی و خود محوری آنان نشدند، وی را تکفیر کردند و از اسلام خارج دانستند.( شرح ابن ابی الحدید ، ج۲، ص۲۳۸) پس از آن خوارج برای مقابله با امام سپاهی تشکیل دادند و در نهروان موضع گرفت. امام(ع) نیز در برابر ایشان با سپاهی به پیش آمد و پیش از شروع جنگ در میان دو سپاه ایستاد و فرمود: «ای دار و دسته ای که خوی لجاجت و گمراهی شما را به شورش واداشته و خواهش نفس و کجروی، شما را از حق دور کرده است! همانا شما را می ترسانم از اینکه فردا صبحگاهان، بر کناره این نهر یا کرانه این صحرا هلاک شده فرو افتید بدون آنکه از پروردگارتان دلیلی روشن و حجتی آشکار داشته باشید. آیا شما را از این حکمیت و داوری باز نداشتم و آگاهتان نکردم که درخواست آنان چیزی جز فریبکاری و نیرنگ از سوی ایشان نیست؟ پس فرمان مرا سرپیچی کردید و خِرَدورزی و دوراندیشی را کنار نهادید و نافرمانی ام کردید، تا آنجا که به حکمیت و داوری تن دادم و از آن دو حَکَم و داور پیمان گرفتم و به ایشان فرمان دادم که آنچه را قرآن زنده داشته ، زنده دارند و آنچه را قرآن میرانده، بمیرانند. اما آن دو از فرمانم سرباز زدند و به خواهش نفس عمل کردند . از این رو وضع ما همین است که در ابتدا بود . پس به کجا می روید ؟ و کجا به سرگشتگی کشانده می شوید؟» (تاریخ طبری، ج۵، ص۸۴ )

سخنگوی خوارج گفت: « اما بعد، ای علی(ع)! آنگاه که مابه حکمیت و داوری روی آوردیم، مرتکب کفر شدیم . پس تو نیز اگر که چون ما توبه کنی ، ما با تو و از تو خواهیم بود؛ و اگر خودداری کنی ، ما یکپارچه با تو به نبرد بر می خیزیم که بی گمان خداوند خیانت پیشگان را دوست نمی دارد.»( تاریخ طبری، ج۵، ص۸۴ )

امام علی(ع) در پاسخ به ایشان فرمود: «سنگِ بلا بر سرتان ببارد چنانکه نشانی از شما باقی نگذارد. پس از ایمانم به خدا و جهاد کردنم در رکاب رسول خدا(ص) بر کفر خودم گواه باشم ؟ “اگر چنین کنم ، گمراهی بوده ام که از هدایت بهره ای نداشته ام”(انعام، ۱۵۶).»( نهج البلاغه، کلام۵۸)

خودکامگان به همین سادگی در جایگاه داوری درباره دین و ایمان و حرمت آدمیان می نشینند و حکم صادر می کنند. خوارج اولیه از بین رفته اند ولی روح خارجی گری همچنان زنده است و خودکامگانی از جنس آنان همانگونه داوری می کنند و به خود اجازه می دهند که حکم تکفیر دیگران را صادر کنند. حصن و حصاری به دور عمل خود بکشند به گونه ای که هیچ کس را یارای ورود به حریم ایشان نیست ولی خود به هر حریمی وارد می شوند و هرگونه که نفسشان به ایشان امر کند قضاوت کرده، حکم صادر می کنند؛ تا جایی که حتی حکم صادره را برای یاران آنها نیز به اجرا در می آورند اینگونه است که علی(ع) پس از آنکه خوارج، عده ای یاران آن حضرت را به جرم پیرو علی(ع) بودن به شهادت رساندند اینگونه می فرماید:

«پس اگر به گمان خود جز این نپذیرند که من خطا کردم و گمراه گشتم، چرا همه امّت محمد(ص) را به گمراهی من گمراه می پندارید و خطای مرا به حساب آنان می گذارید و به گناهان من ایشان را کافر می شمارید؟»( نهج البلاغه، کلام۱۲۷)

ستایش دوستی

نشانه دیگر فرد، گروه و حکومت خودکامه ستایش دوستی و چاپلوسی طلبی است. این افراد و گروه ها زمینه را برای ستایش دیگران و اظهار چاپلوسی ایشان فراهم می کنند و آن را رشد می دهند و گذشته از رضایت نفسانی که نسبت به این امر دارند، به واسطه این ستایش ها، ناسالمی ها و تباهی ها و ستمگری های خود را می پوشانند و به توجیه اعمال خود می پردازند. در نگاه امیر المؤمنین علی(ع) این پست ترین حالات خودکامگی است به ویژه آنکه این خصوصیت از جانب حکومت ها و حاکمان باشد:

«و بی گمان از پست ترین حالات والیان در دیده مردم شایسته، آن است که درباره ایشان گمان برده شود دوستدار بزرگ منشی اند و کارشان را به حساب کِبر و خود بزرگ بینی بگذارند و خوش ندارم که در خاطر شما بگذرد که من دوستدار ستودنم و خواهان ستایش شنیدنم. و سپاس خدای را که چنین نیستم. و اگر هم ستایش دوست بودم، بی گمان آن را به خاطر فروتنی در پیشگاه خدای سبحان ترک می کردم؛ چراکه بزرگی و بزرگواری تنها سزاوار اوست.»( نهج البلاغه،خطبه۲۱۶)

امام علی (ع) اجازه جلوه یافتن ستایشگری و چاپلوسی به کسی نمی داد و حکومت خود را از آلودگی ستایش دوستی و علاقه به شنیدن چاپلوسی دیگران پاک نگه می داشت و می فرمود: «و چه بسا مردمان که پس از کاری که در آن کوشش کرده اند ستایش را دوست دارند. ولیکن مرا به نیکی مستایید تا از عهده حقوقی که مانده است برآیم و واجب هایی که بر گردنم باقی است ادا نمایم.»( نهج البلاغه ، خطبه۲۱۶)

در همین راستا مولی علی(ع) در جهت نگهبانی از حکومت خود در برابر ستایش دیگران، راههای میدان یافتن آن را می بست و در عهدنامه مالک اشتر او را چنین راهنمایی کرد:

« و به پارسایان و راستگویان بپیوند؛ آنگاه آنها را به شیوه ای پرورش بده که به ستایش و چاپلوسی تو نپردازند و به وسیله باطلی که انجام نداده ای تو را شادمان نسازند؛ زیرا بسیاریِ چاپلوسی و ستودن، به خود نازیدن پدید می آورد و به خود بزرگ بینی نزدیک می سازد.»(نهج البلاغه ، نامه۵۳)

بپاخیز ای انسان! باید با تلاش خود هر یک از نشانه های خودکامگی را از صفحه روح و اعمالت پاک کنی.

۴ دیدگاه

  • At 2010.09.05 17:35, yare sabz said:

    از گروه معارف تشکر فراوان میکنم
    خواهش میکنم این کار را ادامه داده و متن ها را بیشتر کنید تا مردم بفهمند که اینی که الآن هست اسلام نیست.
    به امید روزی که اسلام واقعی حکم فرما شود
    یا حسین

    []
    • At 2010.09.05 18:09, حسن said:

      آیا لازم نبود بیانیه سپاه بیشتر مورد توجه قرارگیرد و تحلیل شود سپاه برای اولین بار در این موضع قرار گرفته و این خیلی معنا داره چرا به سادگی از کنارش می گذرید اون روزهایی که همین خودسرها آدم میکشتن حاضر به انتشار این بیانیه نشده ولی الان چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      []
      • At 2010.09.05 21:28, دوست said:

        با تشکر از زحماتتون اگر ممکن جای مطلب را ثابت کنید چون زود پایین میره ومطلب به این مفیدی ممکن کمتر خونده بشه مثلا دفعه پیش بعضی دوستان علاقه مند نتونستند بخونند

        []
        • At 2010.09.05 23:42, ناشناس said:

          احسنت
          جزاکم الله

          []