ویژگی های دولت دوران حضرت امام (ره)
چکیده :دولت دوران دفاع مقدس که بنده در آن حضور داشتم، دولتی دمکراتیک بود یعنی آقای موسوی در صدد تحمیل نظرات خود بر وزرا نبود بحثی که از قبل معلوم شده بود مطرح می شد و بعد از اظهار نظر همه کسانی که نظری داشتند رای گیری می شد و نظری که رای بیشتری آورده بود به عنوان مصوبه دولت اعلام می...
سید کاظم اکرمی
(وزیر آموزش و پرورش دولت مهندس موسوی)
توصیه های امام به دولت
حضرت امام خمینی(س) با دید الهی و معنوی افراد را از این که نام و عنوانی پیدا کرده اند برحذر می داشت که مبادا گرفتار خود خواهی شوند. مثلاً وقتی مرحوم شهید رجایی به ریاست جمهوری رسید بعد از بیان عظمت جهان هستی به ایشان می گوید:” ما اگر بندگى خدا را بپذیریم و قلب ما منور بشود به نور بندگى خدا و عبودیت، این امر ناچیزى که به حساب در عالم نمىآید، در ما تأثیر نباید بکند. شما دیروز نخست وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یک شاگردى بودید و بعد از این هم معلوم نیست کى از اینجا بروید. ممکن است- خداى نخواسته- همین حالا که بیرون رفتید و یا همین حالا یک بمبى اینجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخواند. وقتى مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست جمهور و بعدش فرق بکند؟ مگر ریاست جمهور چه هست؟ کسى که دلش به نور توحید روشن است مگر عالم چه هست؟ همه عالم چه هست؟ همه عالم در مقابل عظمت خداى تبارک و تعالى چیزى نیست. تمام این عالم مادى در مقابل عالمهاى معنوى که هست قدر محسوسى ندارد. آن وقت ما براى یک کدخداى ده یا یک کدخداى شهر، یا کدخداى یک کشور خیال بکنیم که خیر، ما الآن یک چیزى هستیم و دیگران به نظرمان کوچک بیایند و خودمان را بزرگ.(صحیفه امام،ج۱۵،ص۷۱)
توجه مکرر به دینداری و تقوا و همچنین تبعیت از قانون اساسی و قانونی عمل کردن یکی دیگر از توصیه های امام امت بود. سفارش دیگر ایشان به عدالت بود؛ در موردی فرمودند: ما یک حکومت عادل مىخواهیم. عادل یعنى دزد نباشد لااقل! (صحیفه امام، ج۵، ص: ۵۱۴) و می فرمودند: و من کراراً به آقایان عرض کردهام و حالا هم باز تکرار مىکنم که خدمتگزار باشید به این ملتى که آن دستهاى خیانتکار را قطع کرد و این امانت را به شما سپرد. شما الآن امانت بزرگى از دست این ملت تحویل گرفتید و مقتضاى امانتدارى این است که آن را به طور شایسته حفظ کنید و بهطور شایسته به نسل آینده و دولتهاى آینده تحویل بدهید، و مادامى که اینطور باشید ملت پشت شماست، و مادامى که ملت همراه شما باشد هیچ آسیبى به شما و به کشور نمىرسد. (صحیفه امام، ج۱۸، ص: ۷۹-۷۸)
امام به مشارکت دادن مردم در کارها اهمیت زیادی می دادند و معتقد بودند دولت باید مردم را در کارها مشارکت دهد. در قضیه مدارس غیر انتفاعی امام این سفارش را به وزارت آموزش و پرورش کردند و اضافه کردند مشارکت اقشار محروم و مستضعف اولویت دارد.
توجه دیگر ایشان به وحدت بود، امام در سراسر ده سال رهبری تا توانستند به وحدت توجه کردند و سیره خودشان هم این بود که گروههای مومن و انقلابی با هم کار کنند و هرگز گروهی را بر گروهی دیگر ترجیح ندادند. امام عملاً به همه یاد می دادند که از تحمیل رای بپرهیزند و خودشان نیز در موارد زیادی نظر خود را کنار می نهادند و نظر مشاورین را می پذیرفتند.
اظهار نظر حضرت امام(س) در مورد دولت به امور کلی مربوط می شد. در چهار سالی که بنده عضو هیات دولت بودم جز رابطه هدایت و حمایت نسبت به دولت چیزی به یاد ندارم. ایشان تقریبا همه امور را به نخست وزیر ارجاع می دادند. خود بنده وقتی برای مدیران کل آموزش و پرورش اجازه استفاده موقت از اتومبیل را تقاضا کردم فرمودند از آقای موسوی اجازه بگیرید. البته تاکید بر قانون گرایی و توجه به اقشار محروم هم مکرر از ایشان شنیده می شد.
ویژگی های دولت دوران حضرت امام(س)
دولت دوران دفاع مقدس که بنده در آن حضور داشتم دارای ویژگی های خاصی بود.اول آن که دولتی با برنامه بود. به این معنی که هر یک از وزرا هر سال برنامه ای را به نخست وزیر تقدیم می کردند و قرار بود در آن مسیر حرکت کنند. بنده خودم در ابتدای ورود به آموزش و پرورش کتابجه ای تحت عنوان «مشکلات آموزش وپرورش »تهیه کردم وهر یک از معاونین سعی داشتند در هر سال چند مشکل را حل کنند. سازمان برنامه و بودجه هم بر کار و حرکت وزارتخانه ها نظارت داشت و به آقای نخست وزیر گزارش عملکرد می داد.
دولتی دمکراتیک بود یعنی آقای موسوی در صدد تحمیل نظرات خود بر وزرا نبود بحثی که از قبل معلوم شده بود مطرح می شد و بعد از اظهار نظر همه کسانی که نظری داشتند رای گیری می شد و نظری که رای بیشتری آورده بود به عنوان مصوبه دولت اعلام می گردید.
دولتی ساده زیست اما بی تبلیغات و جاروجنجال بود. صبحانه وزرا صبحانه ای بود که مردم می خوردند نان و پنیر و چای شیرین. در ایام عید و ولادت ائمه علیهم السلام شیرینی مختصری داده می شد.
دولتی مستضعف گرابود، یعنی علاوه بر این که با توجه به شرایط جنگی همه مردم از سهمیه و کوپن قند و چای و روغن و برنج (تا آنجا که به یاد دارم) برخوردار بودند، سعی وافری برای حل مشکل مردم می شد. البته توجه دارید که دولت ۴ میلیارد دلار درآمد داشت که ۲ میلیارد آن صرف جنگ تحمیلی می شد.دولتی مردم گرا و دور از دسته بازی و فرقه گرایی بود. به یاد دارم روزی آقای مهندس موسوی از حضور فردی برای عضویت در وزارتخانه ای سخن گفت یکی از آقایان بیان داشت که آن شخص با شما همفکر نیست، مهندس ناراحت شد و گفت کی گفته است همه باید مانند من فکر کنند جوانی است شایسته و مومن و تحصیلکرده و بالاخره ایشان به هیات دولت پیوست.















۵ دیدگاه
درود بیکران بر مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ
مثل آقای موسوی مسلمان واقعی کم پیدا میشود برخلاف جانماز ابکشان امروز
مثل آقای موسوی مسلمان واقعی کم پیدا میشود برخلاف جانماز ابکشان امروز
جناب آقای اکرمی
سلام!
دستت درد نکند. مردم حرف شما را که می شنوند آرامش پیدا می کنند. به خدا دلمان شکسته است خیلی سخت می گذرد.
خیلی ها سختی کشیدند تا مملکت سامان پیدا کند خیلی ها شهید شدند ولی امروز از آن دوران مثل دوران بدتر از قرون وسطی یاد می شود. شما می دنید که دولت، یک دولت پاک و مردمی بود. نه کسانی که بازیگر حرفه ای اند و شو اجرا می کنند.
دست شما معلم مبارز متدین پیشکسوت را می بوسم
بنام خدای خمینی(س)
در اواسط دهه شصت در ماه مبارک رمضان میهمان افطاری به افتخار نخست وزیر محبوب امام(س) در بانک صنعت و معدن ترتیب داده میشود. میزی طویل و بزرگ و غذاهای جور وا جوری که روی آن چیده میشود. به محض آنکه سید بزرگوار موسوی وارد سالن میشود و چشمش به آن وضعیت میفتد سریع از آنجا بیرون میرود و بلافاصله یک نامه توبیخی برای بانک نوشته و بانک را توبیخ میکند! محافظین ایشان تعریف میکردند روزی خانم رهنورد میوه ای را که برای مهمانان خارجی دولت خریده بودیم پس فرستادند و خواستند که میوه ای ساده و ارزان همانند سایر افراد جامعه تهیه شود نه میوه تجملاتی! دقت کنید: علاقه وافر حضرت امام(س) به سید بزرگوار و به طبع آن عشق وافر بچه های جنگ به این سید بزرگوار دقیقا در این خصوصیات بارز ایشان نهفته است که برای همه محرز بود! ساده زیستی، مستضعف محوری، اسکتبار ستیزی، و ولایت محوری به معنای واقعی کلمه میرحسین آنچنان باعث نفوذ عشق و علاقه ایشان در دل بچه های جنگ شده بود که در واقع موسوی را از جنس شهدا میدانستند و آگاه بودند که مخالفت با ایشان از کجا آب میخورد و چه کسانی و چه باندی با چه نظریات اقتصادی به دنبال حذف ذهنیت اقتصادی موسوی از صحنه سیاسی دهه شصت هستند. چیزیکه باعث شد شخصیت بی نظیر اقتصادی – معنوی چون مرحوم بزرگوار عالی نسب علت اساسی گرایش خویش به میرحسین برشمرد همان خصوصیت مستضعف محوری میرحسین بود! مطمئنا فاصله تاریخی ۶۰ الی ۶۴ به شناخت عمیق حضرت امام(س) و بچه های جنگ نسبت به سید بزرگوار بسیار کمنقش مهمی ایفا کرد و این همان مسئله ای بود که امام(س) بارها در برابر سنگینترین تهاجمات گروه مخالف ایشان(بخوانید حضرت امام(س)) گاها با سخنانی بسیار تند پشتیبانی نمودند! در سال ۶۴ که برای دومین بار میرحسین بعنوان نخست وزیری انتخاب میشود علیرغم فشار بسیار زیاد طیف مخالف از جمله شخص رییس جمهور میبینیم که امام(س) تا آنجا پیش میروند که در جواب آقای خامنه ای تغییر میرحسین را خیانت به اسلام عنوان میکنند! هرچند که آقای رضایی مدعی است وقتی بنده به امام(س) گفتم که بچه های جنگ به میرحسین علاقمند هستند ایشان بر ماندن میرحسین پافشاری کردند ولی وقتی رابطه بین بچه های جنگ و حضرت امام(س) را بررسی میکنیم و میبینیم این رابطه از سر، از تو به یک اشارات و از ما به سر دویدن بود نه هیچ چیز دیگر متوجه میشویم امام(س) اگر صلاح را در تعویض میرحسین میدانستند هرگز لحظه ای درنگ نمیکردند این مورد را میتوان براحتی از حمایتهای قاطعانه حضرت امام(س) بعد از آن نیز دید بخصوص در عدم قبول استعفاء و همچنین نامه ۳/۹/ ۶۷ یعنی حدودا ۳ ماه بعد از استعفای سید بزرگوار که میفرمایند:از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار «شبهات و القاعاتی» در اذهان عامه به وجود آورند و «زحمات بىشائبه و طاقت فرساى» شما را خصوصا در مساله «جنگ خدشهدار» نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى «لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى» مىدانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمىکنم، و «الآن نیز شما را تأیید و حمایت» مىکنم! نامه ای که متاسفانه توسط مکتب بولنیسم آقایان حذف شد!!تعجب بنده از گفته آقای محسن رضایی و کلامی است که در خصوص عدم حمایت کامل دولت جنگ از در سال ۵ جنگ بود ایراد کرده بود! دقت کنید: در اواسط سال ۶۴ محسن رضایی خود اذعان میدارد که بچه های جنگ به میرحسین علاقمند هستند(و مطمئن باشید تا آخر هم همین بود!) ولی چطور ایشان مدعی است در سال ۵ جنگ یعنی درست همین سال ۶۴محسن رضایی این ادعا را میکند!!؟ و جالب است باز حضرت امام(س) قاطعانه ترین حمایتها را از این سید بزرگوار بعمل میاورد!!؟ چیزیکه مهم است چه بخواهند و چه نخواهند سید بزرگوار پرچمدار خط فکری حضرت امام(س) چه در دهه شصت و چه در دهه ۸۰ است و بس!