با محمد رضا شجریان آبرو داری کنیم
چکیده :دیگرانی که امروز می خواهند ربنای شجریان را از گوش ها بگیرند و لابد فردا هم حافظ را از گوشه ی تاقچه ها جمع کنند . تا به بی هنری ، سخن گفتن به زبان سعدی را فراموش گردد و نظامی ، روسی شود و مولوی ، رومی باشد و بوعلی هم تازی . دیگرانی ، که می خواهند به نردبان سیاست فرهنگ را پایین بکشند و به ریسمان بی فرهنگی از دیوار فرهنگ بالا بروند و از مثلاً از نو بسازندش . سخن با این مهندسان فرهنگ است ، لازم است که بدانند باد می پیمایند و نور در هاون می کوبند . گره بر آب می زنند و آبروی خود می برند . بد می کنند.، بهتر است بخوانند : این فسانه ی محمود و ایاز نیست ، داستان فردوسی و سلطان محمود است...
کلمه- آل طاها:
ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب نهند آنیم
دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
تو به سیمای شخص می نگری ما در آثار صنع حیرانیم
کمتر کسی است که بهره ای از هنرو ادبیات برده باشد و این غزل را نخوانده و نشنیده باشد و نداند که این غزل از سعدی است و باز هم نداند شجریان آن را به آواز خوانده است . بی راه نیست اگر ادعا کنم این غزل همان اندازه یادآور سخن سرایی سعدی است که یادآور آواز شجریان و اغراق نیست که بگویم : اگر شجریان این غزل را نخوانده بود ، چیزی کم داشت .
این یادآوری توامان ، به این غزل محدود نمی شود و با غزل های دیگر هم تکرار شدنی است : بگذار تا مقابل روی تو بگذریم … سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست … غم زمانه خورم یا فراق یار کشم .. هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم …
کم نیستند غزلیاتی از این دست . غزلیاتی از استاد سخن که با هنر استاد آواز همراه شده اند . انکار نمی کنم که غزلیات سعدی به خودی خود در اوج ادب اند و انکار نمی توان کرد که غزل سعدی وقتی با آواز شجریان به گوش می رسد ، آدم را مدهوش می کند .
این هم نواییِ محمد رضا شجریان و شیخ مصلح الدین سعدی ، به نوعی یاد آور شباهت های این دو استاد ایرانی هم هست . سعدی به همه نوع شعر و نثری طبع ازمایی کرده است. برایش فرقی نمی کند غزل باشد یا مثنوی ، نثر باشد یا نظم و در هر حال خوش درخشیده است . شجریان هم چنین . هر جا که مطبوعش آمده ، به آواز و تصنیف و غزل کم نیاورده است و خوش تابیده است .
***
حُسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق جهان می توان گرفت
بزرگی گفته است ، حافظ حافظه ی ماست و به اتفاق صاحب نظران ، حافظ عصاره شاعران قبل از خویش است و گوهران شعر و شاعران دیگر را به تمامی سفته است . اگر غزلیات حافظ در ادبیات فارسی بی بدیل است ، به سبب آن است که این گوهر نشانی ، در اغلب غزلیات حافظ تکرار شده است . روزگاری نشریه ی کیهان فرهنگی ، هم زمان با بزرگداشت هفتصد سالگی حافظ ، انتخاب سه غزل برتر را در میان حافظ پژوهان و صاحب نظران به اقتراح گذاشته بود و جالب اینجا که ، همه ی آن بزرگان ، با اقرار به ناممکنی این کار و با هزار اگر و اما و اغلب به اکراه ، به این انتخاب تن داده بودند .
تجربه ی حافظ ، در ادبیات فارسی تکرار نشده است اما در موسیقی ایرانی شجریان این تجربه ی حافظانه را تکرار کرده است و این سان ، او نیز در سنت موسیقی کاری کرده است ، کارستان . بسیاری از بزرگان موسیقی به همراهی با او مشهورند و بسیاری دیگر دُر فشانی شجریان را اظهار کرده اند . از این گذشته ، برای پی بردن به این امر کافی است بخواهید بهترین های شجریان را به چند عدد محدود کنید تا به دشواری آن پی ببرید .
***
باری ، غرض از مرور این بزرگان ، ستایش آنان نیست که براستی از آن بی نیازند و اگر همین هم برآورده باشم ، جای خرده نیست ؛ اگر مایه ی افتخار نباشد . غرض ، با هم بودن نام این بزرگان هم نیست ؛ که این آمدن و بودن هنر آنان خویش است .
نیت اصلی دیگر است . پسندمان باشد یا نباشد ، بخواهیم و یا نخواهیم ، این بزرگان شناسه های شناسنامه ی ایران زمین اند . فـرِ ، فرهنگ ایرانی و ستون های تمدن بزرگ ایران اند . کاخ بلندی که اینان ساخته اند و گلستانی که آنان پروده اند از تاراج خزان و دیوان در امان مانده است و ماندگاری ایران و ایرانی ، مدیون آنهاست . آنان آبروی جوانی این سرزمین کهن سالند .
سخن اصلی با دیگران است . دیگرانی که امروز می خواهند ربنای شجریان را از گوش ها بگیرند و لابد فردا هم حافظ را از گوشه ی تاقچه ها جمع کنند تا سخن گفتن به زبان سعدی فراموش گردد و نظامی ، روسی شود و مولوی ، رومی باشد و بوعلی هم تازی . دیگرانی ، که می خواهند به نردبان سیاست فرهنگ را پایین بکشند و به ریسمان بی فرهنگی از دیوار فرهنگ بالا بروند و مثلاً فرهنگ را مهندسی کنند و غافل اند که باد می پیمایند و نور در هاون می کوبند و گره بر آب می زنند و آبروی خود می برند و بد می کنند و بد خوانده اند : این فسانه ی محمود و ایاز نیست ، داستان فردوسی و سلطان محمود است .
سخن دیگر هم با “ما” است . با خویشان خویش ، با خودِ خودم . اکنون که نیک بختانه هم زبان و هم زمان یکی از این پهلوانانِ هنریم که جوانمردانه به پای مردم خویش ایستاده است و سوگمندانه آماج نامردمی هاست ، مبادا به رسم مرده پرستی ، قدرش را نیک ، نیک ، نیک ندانیم . بودنش را غنیمت شماریم و لحظه هایش را تکثیر کنیم . هدیه هایمان را به آثارش بیالاییم و گوش فرزندانمان را به صدایش بنوازیم و گوشی هایمان را با ربنایش به مناجات برآوریم .
رسم تمدن و فرهنگ این است : جایی که آب است باید ماند و جایی که آبرو نیست ، باید رفت . با محمد رضا شجریان ، آبرو داری کنیم .















۵۱ دیدگاه
زعمای فرهنگی امروز ما که خودرا ترازوی شناخت مردم از نادره روزکار فرهنگ و علی الخصوص موسیقی اصیل وملی ما استاد بی بدیل جناب شجریان میدانند محبت کرده سری به زنجان و بازار مسگرها بزنندتا شاید هاونی به ارزانی واز سر لطف مسگران به دست گیرند تا شاید ابی از خلیج همیشه پارس و ذریای مازندران بجوشد تا این اقایان گز نکرده از پارگی زبان خود کمی بدر ایند وزبان خود از …….دور نگه دارند که به صرفه و به صلاح نزدیک تر است تا کمتر باد درو کنند استاد عزیز وبزرگ ملت ایران احتیاج به این اقایان که از رطب و یابس به غروری بی اذب ممزوج گشته اندنیازی ندارد پس بگذارند و بگذرند واز سنگینی شاهین ترازوی ادب هنر مردم ایران بهتر و به اندازه کوچکی خود استفاده نمایند و عرض خود نگه دارند والسلام
ضرغامی با هزینه های سنگین درگیر مشکل بزرگتری شده به نام فارسی ۱ … مدتی هم که صدای دلنشین استاد صدای ایران زمین رو میوه ممنوعه اعلام کردن … چقدر احمقه ایشون … ببخشید بی ادبانه گفتم … خدا شاهده اگه ربنای استاد رو پخش می کردن برای لحظه ای هم که شده از خیر فارسی ۱ می گذشتم و کانال ایران و تماشا می کردم ..
گذشته از اینها از استاد تقاضا داریم اگه صلاح می دونن اجازه پخش صداشونو ازکانال های ماهواره ای صادر کنن و کانال های ایران رو همچنان تحریم کنن …
نظر ها متفاوته ولی حتی احمدی نژاد هم مطمئنن از صدای شما لذت می برند .. مثل دشمنای اسلام در زمان محمد ص که از شنیدن صدای قران پیامبر عزیزم لذت می بردنن..
توروخدا اینقدر یه قضیه رو بزرگش نکنید. دیگه یه جوری درباره ربنای شجریان حرف میزنید انگار که بدون ربنا ماه رمضان هیچی نیست. تو خیلی از مقالات و یادداشتهایی که از افراد مختلف تو سایتتون میذارید همش رو همین نکته تأکید داره که بدون ربنای شجریان اصلا ماه رمضان قشنگ نیست و به دل نمیچسبه و… درسته ربنای شجریان خیلی بین مردم محبوبه ولی گیر دادن زیادی رو یه چیز به این پیش پا افتاده ای ( عدم پخش ربنا از صداوسیما) اصلا کار درستی نیست. لطفا اینقدر شأن ماه رمضان رو پایین نیارید.
سعدی میفرماید صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهانه_آقا ول کنید این افراد رو(صدا وسیما)که همانا انتقاد کردن از انهانوعی است توجه به انها اصل این است که من هنرمند خودم رو میشناسم واحترام قائل هستم و هیچ اصراری هم ندارم برای لذت بردن از صدای استاد اونو از تلویزیون بشنوم.
ostad hamishe dar ghalb ma ja dare
درود بر خسروی آواز ایران
با سلام تو تاپیک قبلی راجع به شجریان دک کامنت داده بودم علیه حسین شریعتمداری حالا عذاب وجدان گرفتم بابت این افترا لطفا این کامنت رو منتشر کنید.
کلمه: احتمالا منتشر نشده است. اما اگر منتشر شده تذکر بدهید حذف خواهد شد.
خیلی زیبا بود افرین بر قلمت
خوشحالم که جنبش سبز سبب شد تا قدر استاد بزرگ آواز زا چنان که باید بدانیم
استاد شجریان هنرمندی است مردمی وصدایش نه در دل مردم بلکه در ملکوت ماندنیست .
این صداست که می ماند
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
این صداست که می ماند
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
رفیق ، نگران مباش .کسانی که با زیبایی می جنگند زشت بودن خود را اثبات می کنند.
رفیق سبز مان ، نگران مباش .کسانی که با زیبایی می جنگند زشت بودن خود را اثبات می کنند.
ربنای شجریان و برای دانلود توی سایتتون بگذارید
واقعا به جا بود..
ما که دست رو دست نذاشتیم و رفتیم ربنای استاد رو دانلود کردیم هر شب قبل از اذان گوش میدیم به نظر من سایت کلمه هم ربنای استاد رو واسه دانلود بگذاره تا همه استفاده کنند.
قابل توجه آقای افتخاری که فکر میکنه میتونه جای استادشو بگیره, آقای افتخاری ما یه ربنا گوش میدیم اونم ربنای استاد شجریان رو .. پس از استادت خجالت بکش
ز صدق آینه کردار صبح خیزان بود
که نقش طلعت خورشید یافت جام شما
واقعا کامنت پایین صحیح می فرماید که سبز بود یعنی همین که چیزی ندارد که بد باشید و باید به بالیم به زیبایی های سخن نه چاپلوسی های ان به اصطلاح شاعر فرهنگستان هنر
یا حسین میرحسین
سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست/قیمت سنگ نیفزاید وزر کم نشود
از کودکی با ایششان الفت دارم اما از سال پیش بدیشان دل سپردم
دو مرد و دو داستان
از روزی که شجریان مواضع سیاسی خود را در برابر حمایت از مردم صریحااعلام داشت ، تا به امروز ، کمتر از یک سال می گذرد اما واکنشهایی که در برابر این امر نشان داده شد ،بیانگر این حقیقت بودکه مردم هنرمندی را که دوست دارند و سالها با هنر او به آرامش رسیده اند ، تنها نمی گذارند و به سادگی از وی نمی گذرند حتی اگر حکومتی از نوعی که ما داریم ، چه به خواست وی و چه علی رغم میل او ،صدایش را پخش نکند، زیرا امروزه دیگر هنر تنها در اختیار بلند گوهای حکومت نیست و پریرو تاب مستوری ندارد، و با این عکس العملهایی که در مخالفت با پخش ربنای شجریان ، آنهم در ماه رمضان صورت گرفت ، دامنه ی محبوبیت این استاد بزرگ آواز ایران ، بیش از پیش گسترش یافت و آنها یی هم که روزه نمی گرفتند ،محض رضای خدا، یکی از سی دی های ربنا را خریدند و به مدد سیاست ، دمی چند به عوالم روحانی سفر کردند اما مساله تنها به ترانه ها و ربنای شجریان محدود نیست ، بلکه مهم این است که هنر مند در یک سو آرام بخش مردم در سختی ها و رنجهایشان است و در ثانی در مواقع دشوار تاریخی، در کنار مردم و همدرد و همگام آنان می باشد ،همچنانکه باربد و نکیسا وعارف قزوینی و شیدا بسیاری از هنر مندان دیگر ،چنین بودند ، خوشبختانه ،شجریان این دو رسالت مهم را به کمال ادا کرده و توقع مردم جامعه را نسبت به هنرمند اصیل ووفادار به آرمانهای دوستدارانش درست ترین واکنش تاریخی را نشان داده است ،او که چهل سال است در صحنه ی هنری ایران درخشیده و امتحان هنر و تهد خویش را توفیق به انجام رسانیده است ، در نظرهمه ی هنرمندان آواز و موسیقی و حتی کسانی که با روش سیاسی او موافق نیستند ،هنر مندی است ماندگار که تاریخ موسیقی ایرانی چنین آوازه خوان مسلط و بزرگی را هر گز سراغ نداشته است ، او ازاز حیث هنری از افتخارات نسل ما و تاریخ هنر معاصر ماست، ما ، در لحظات خاص با خود بودن و تنهایی که هیچکسی را در خلوت ما راه نیست ، صدای شجریان را گوش می کنیم و با آن دل و جانمان را از شراب هنری او سرمست می سازیم،به دلیل همین خصلتهای اصیل دو گانه است که با شنیدن صدای شجریان ، هم حس هنری لطیف خود را ارضاء می کنیم ، هم صدای ناله های پنهان و بر زبان نیامدهی جامعه ی خویش را می شنویم و شجریان را در کنار هنرمندان جاودانه ی تاریخ هنر می نشانیم و به وسیله وی ،راز جاودانگی هنر و هنر مند در همه ی جهان را درک می کنیم و می فهیمیم که چه صدا هایی شایستگی ابدی بودن هستند و جواز محبوبیت همیشگی را دریافت می دارندو در جایی می نشینند که برای حاکمیتهای مستبد نیز ستیز با آنها آسان نیست و متضمن هزینه های گزافی است که طبعا به توصیه ی عاقلترهایشان اورا تحمل می کنند ، بهترین نمونه در این زمینه ، خود شجریان است که با انکه پس از مصاحبه های صریح و بی پروایش در خارج از کشور ، در باره ی حوادث یک سال اخیر ، بی هیچ هراسی ، در میان حیرت همگان به وطن بازگشت و حکومت را وا می داشت که با محدویتهایی که برای وی ایجاد کرد بر تعداد بیشمار دوستداران او بیفزاید و برمؤ منان این سر زمین ثابت کند که برای این حکومت ، ” دعا، قران و نهج البلاغه” مهم نیست ،قران و نهج البلاغه یی که در خدمت قدرت حاکم بو در جهت نیات آن حرکت کردن معتبراست.
اما مرد دیگری که بی تردید او نیز از بزرگان موسیقی ایرانی است ، علیرضا افتخاری است که هیچ کس در هنر و ذوق وی تردید ندارد و مسلما شرط “هنرمندی ” را هم دارد ، اما غافلانه نشان نمی دهد که با مردم است و جهت حرکت جامعه ی خویش را درک می کند و و همراه مردمی که او را دوست داشته و به اوج شهرت رسانده اند نیست. آن چنان که پس از دست دادن آگانه یا از سر سهو و غفلت وی با احمدی نژاد و در آغوش گرفتن وی و بیان این که ” آقای رییس جمهور دوستت داریم”،در این فضای اختناق ، چنان مورد ادبار مردم قرار می گیرد که در مصاحبه یی اعلام می کند که زن و فرزندم از این فضا به ستوه آمده اند ومی خواهم از ایران بروم و در فرانسه مقیم شوم ،اینجاست که اهمیت مردمی بودن هنر بخوبی آشکار می شود ،کسی که هم هنر مند وهم مردمی است علی رغم خطر مسلمی که جان و مال اورا تهدید می کند ، با اعتماد به درستی راه خود ،به وطن باز می گردد و شخصی که فقط هنر مند است واز فریاد درد مردم ، خاموش مانده است ، با اعتراض مردم به رفتار نا هنجار وی ، مردم گریزی خود را نشان می دهد وعکس المل وی چنین می شود که قصد فرار و جلای وطن کند و با زبانی خاص از همان رییس جمهوری که دام اینهمه بدنامی را برای او فراهم آورده است می خواهد که به یاریش بشتابد و ادب خدمتگزاری وی را پاداش دهد .اما نمی داند که اگرچه مسلما از حکومت دوست دارد که از وی پشتیبانی کند ،اما ین امر موجب نفرت بیشتر مردم از رفتار وی خواهد شد و مسلما نامه نگاری به احمدی نژاد نیز گرهی از مشکل وی را نخواهد گشودو او نه تنها مردم را از دست داده است ، ااز یک سوراخ دوبار گزیده می شود.
جالب آن است که استاد افتخاری از مردم می خواهد تا هنر را با سیاست در نیامیزند و متاسفانه نمی داند که هنر سیاسی مهم نیست بلکه هنر متعهد به مردم و همراه با انان هنر است و این تعهد بار باری است که ملاک ماندن یا نماندن است و هنرمند باید در همه ی عمرخویش بار آن را به دوش بکشد حتی اگر این تعهد همیشه چون دار بر دوش وی سنگینی کند.
اگر شجریان در همان لحظه ی ورود به ایران دستگیر و اعدام هم می شد ، برای او فرقی دنداشت و تاریخ گواهی می داد که او دین خویش را به ملت خویش ادا کرده است و محبوبیت وی صد چندان می شد.
من به افتخاری احترام می گذارم و دوست دارم ما مردم رفتار وی را نوعی جو زدگی یک هنر مند در دامی که وی را در آن انداخته اند ، بدانیم ،همچنان که خود او نیز تلویحا به جو زدگی خویش در برابر رفتار احمدی نژاد که به سوی وی آمده است و اورا در آغوش کشیده است ، اشاره می کند وشاید اگر من و شما هم غافلگیرانه در چنین وضعی قرار می گرفتیم ، بیش و کم رفتاری چنین از خود بروز می دادیم اما شاید زبان نگاه می داشتیم وبه آقایی که دزد آراء مردم است نمی گفتیم که اورا دوست داریم به مصداق همان مثل معروف که: گفتند برقص اما نگفتند خوب برقص”.عکسهایی که خبرنگاران حکومتی از این واقعه گرفته اند ، مؤید این نظر است که دار و دسته ی احمدی نژاد، از ساده دلی این هنرمند ، نهایت سوء استفاده را کرده اند،در اینجا می خواهم خواهشش کنم
که علی رغم همه ی اینها ، آزادی و حرمت هنرمندان را نگاه داریم و چون دولتیان و کیهانیان ،به ترور شخصیت افراد نپردازیم ، افتخاری به هرحال بیش از سی سال است برای ما خوانده است و بسیاری از ما اورا دوست داشته ایم و می دانیم که، هنر مند است ولی هنرمندی که بر عکس تمایل ما مردم به خطا در این برهه ی تاریخی به بهانه ی جدایی هنر از سیاست ، از بار مسیؤلیت و تعهد اجتماعی خویش غافل مانده است ، بیایید اورا ببخشیم وبه هنر اصیلش بنگریم و راه را برای جبران اشتباهش باز بگذاریم و اورا در میان خودمان نگاه داریم و آواره ی غربت نکنیم، تا لذت بخشش یک اشتباه ، به وسیله ی ما ملت باعث شود که او دیگر بار فریب گرگ درنده یی را که جامه ی بره پوشیده است ، نخورد ووطن گریز نشود و صدایش انعکاس صدای مردم میهنش گردد.
هرچند اکثریت دولتمردا و روحانیون و نظامیامون در بدترین شرایط به این مردم پشت کردند ولی در عوض اکثریت هنرمندا و ورزشکارا و دانشگاهیامون حامی مردم و مبارزاتشون بودن.
اشعار بزرگان ایران زمین را بارها خوانده اید و خوانده ایم . چه آنها که صد ها سال پیش سروده شده اند و چه آنانی که صد ها روز پیش فرم گرفته اند . نکته اینجاست زمانیکه همان اشعار از حنجره داودی و خدا دادی استاد محمد رضا شجریان سوار بر پرنیان موسیقی ایران زمین بالا و پائین می شوند به گونه ای جلوه می کنند گویا برای نخستین مرتبه به گوش می رسند ! پنداری اینان مکمل یکدیگرند . دیر زمانی است که شنیدن آواز بی همتای شجریان به درخواست خود ایشان از صدا . سیما ( که البته آن را هم باید گفت صدا چون سیمای بدون تصویر همان صداست ! ) ممنوع گردیده که به فرموده حافظ : ” گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش” . درد این نیست که همین دستگاه وابسته صوتی تصویری لیاقت انعکاس ربنا را نداشت ! درد بر اندیشه ریا کارانه آن نماینده ایست که نان را آنچنان به نرخ روز می بلعد که دچار سو هاضمه شده و همه عمر نفخ می کند آنجا که “صدای چوب خشک را بر صدای استاد ترجیح می دهد ” البته بر ایشان نیز خرده نباید گرفت چرا که توانائی دریافت امواج صوتی گوش ایشان به همان اندازه دریافت صدای چوب خشک است همان گونه که دیگری از دریافت صدای میلیون ها انسان ظرفیت دریافت صدای “خس و خاشاک ” پیدا کرده و گمان می کند این همان صدای میلیون ها انسان است ! عرض کردم حافظ می فرماید ” گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش” قلم فرانسه
استاد شجریان عصاره۱۵۰ سال موسیقی سنتی ماست . او نه تنها صدای دلنشینی دارد وخوب می خواند بلکه اوسری به آستان ادب فارسی دارد واز همین باب است که ،اول اشعارپر مغز را دست چین می کند و بعد می خواند .علاوه براینها او اشعار منتخب را خوب می نویسد و خود مدرک ممتاز انجمن خوشنویسان را دارد . خلاصه او مولف وپیش قراول هنر موسیقی سنتی و موسیقی بعد از انقلاب هم ، مرهون خلاقیت های اوست زیرا بسیاری از آهنگ های انقلابی متأثر از نوای گرم و مرهون خلاقیت این استاد بی بدیل است ،حتی بسیاری از نواهای مذهبی متأثر از همین ربنای استاد است. آری براستی استاد در قلب مردم نه در قلب تلویزیون و حاکمیت بی کفایت .
دست نفست ستارهها را چیده است
شب با دف ماه تا سحر رقصیده است
همچون سحـر از عطر اذان سرشاری
انگار لـب تـو را خدا بوسیــده است *
تقدیم به استاد شجریان
دست نفست ستارهها را چیده است
شب با دف ماه تا سحر رقصیده است
همچون سحـر از عطر اذان سرشاری
انگار لـب تـو را خدا بوسیــده است *
تقدیم به استاد شجریان
حکایتی ز دهانت به گوش جان آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
از جوانی آن مرد هنر را دوست می داشتم ، اما هم اکنون عاشق اویم که علاوه بر زنده داشتن هنر برای دفاع از ملت نیز بپا خواست .
میدونم که شما هم(حکومتی ها) مثل من میدونین که استاد شجریان صد ها برابر بین مردم محبوب تر شدن… ولی خودتونو زدین به نفهمی.
بی همگان بسر شود/ بی تو بسر نمیشود.(سبزترازهمیشه)
پاسخ به شاعرک دربار آخوندی که به دنبال آبرو برای اربابانش و شهرت برای خودش است… قلم به مزدی خوب است ولی نه تا این حد آویزان از میان پاچه دربار!
لب فروبند شاعر رفته به خواب
حیف باشد یاوه هایت را جواب
چند بگرفتی که می گویی جفنگ ؟
بر دل مردم مزن اینگونه چنگ !
بیش از این مغرور و یاوه گو مباش
تو کجا و بلبل عرش و نواش؟
ساز نیست اما هزار آوا هست
آن ندا ها را تو هیچت یاد هست؟
سرخرویان شهید و نوجوان؟
ماهرویان دلیر و مهربان؟
کشته های دست ارباب تواند
شعر تو اما هنوز در گیر و بند
…
ذره ای بد گفت از آوای عشق؟
این چنین بشکست این سودای عشق؟
شرم برتو! بر وجود یاوه ات!
اووف بر خُلق چنین بیگانه ات
گوش تو تنها به صوت ربنا
ربنایش رفته تا عرش خدا
آن خدای مهربان مهرورز
بهتر از این طاغیان کینه ورز
ربنایش پلکان نور و شور
کرده از گوش ملائک هم عبور
روزه خود می گشاید کبریا
می شناسد ربنایش را خدا !
” لب فرو بند از جفنگ و از عتاب
سوی خان آسمانی کن شتاب
طفل جان از شیر سلطان باز کن
بعد از آن با ملتی انباز کن
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی دامن این ملت بگیر”
احسنت و افرین بر شما و ایشان که اینگونه روح ایرانی را به رقص در آورده است. :-) میدونم از کلمات ممنوعه استفاده کردم و فیلتر میشه اما میخواستم از قدردانی نویسنه سپاسگذاری کنم.
استاد شجریان صدای تو نه در دل مردم بلکه در ملکوت است. ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا…
ما میدانیم قدر خوبان را نیک نیک…..
البته ببخشید که من دخالت می کنم ولی فکر می کنم که نظامی گنجوی آذری بود نه روسی
البته کسانی که سنگ بزرگان گذشته را به سینه می زنند برای بزرگان این زمانه چه کاری انجام داده اند
اختر عزیز
زمانی که بچه بودیم نه از دین چیزی میدونستیم نه از افیون و نه از توده ها
ما در ماه رمضون روزه کله گنجشکی میگرفتیم و در سحرها همچنان خواب الود سرسفره افطاری می شستیم و به همراه مادر و پدرهامون مختصر غذای باقی مونده از افطار رو میخوردیم و تند تند – تا تیک تیک ساعت بگه که دیگه بسه و روز و روزه شروع شد. و ما در اون روزها و دقایق و ثانیه ها خاص یک چیز رو بیشتر از همه می شنیدیم.و تو خاطرمون تا به امروز هم حک شد دعاهای ذبیحی – سخنرانی های راشد – ربنای شجربان و اذان موذن زاده اردبیلی/ از اون لحظه ها تنها اذان موذه زاده باقی موند . که خودش دیگر در این جهان نیست
اگر راجع به شجریان و ربنا صحبت می کنیم و ربنای او را نمی خواهیم که از دست بدیم باید به سراغ ذبیحی و راشد هم بریم. قصه تلخ اون ها رو هم برای نسل بعد تعریف کنیم .
در کنار ربنای شجریان باید که صدای دبیحی و راشد رو هم از انباری های گرد و خاک گرفته بیرون بیاریم و بگیم:ما در موقع ساکت کردن این صداها سکوت کردیم که تا به اینجا رسیدیم. و بگیم که ما هم مقصر بودیم که در مقابل این دد منشی در خانه هایمان افطار ها و سحرها را بدون این صداها برگزار کردیم و اونها رو از خاطر بردیم . چون صداهای کودکیمان دیگر جرم بود و می بایستی به صداهای دیگری عادت می کردیم
و اینکه ما الان بزرگ شدیم و می دانیم دین چیه – افیون چیه و توده چیه
–در یک کامنت برای یک دوست–
واقعا ربنای استاد شجریان در رمضان امسال خالیه!!!!یادش بخیر سالهای قبل!!!!!
موفق باشید.یا حسین میرحسین
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل
ضرورت است درد سر خمار کشم،
گُلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم.
زنده باد شجریان!
جالب بود .
یاد ضرب المثلی افتادم که میگه آدم بی آب می تونه زندگه کنه بی آبرو نمی تونه .
این روزگار می گذرد . تاریخ ورق می خورد . محمود ها و ایاز ها می روند . آنچه می ماند شجریان است .
شجریا نادره روزگاره . خوشحالم که می بینم شما هم به یاد او هستید
هرچه در باره ی او بنویسید و بگویید کم گفته اید
شجریان اگر در کشور دیگری بود الان صدها مجسمه از او ساخته بودند
۲۵۰۰سال استبداد در روح وجان اقایان رخنه کرده و خود را تافته جدا بافته میدانند و روز روشن را سیاه میبینند واینها شب پرستانند و وای بر من ایرانی که دارند دست دستی و ازسر نخوت و غروری بیجا مرا از تاریخ واز ادب و معرفت ایرانی خود جدا و به اجانب متصل میکنند برایبیشتر مردم معلوم گردیده که این اقایان نه به هیچ صراطیمستقیم و نه به صراط جهل خود هم باور ندارند و وای بر این ادمای مردم فریب به درجاتی در جهل خود باقی مانده وبه ادبار رسیده اند که حتی سایت هایی که به خدا باوری ندارند ربنای ملی و اعجاب انگیز استاد را گذاشته اند ولی از سنگ پای قزوین هم ابایی ندارند وچه سود نرود میخ اهنین بر سنگ والسلام
درود بر صدای همیشه بیدار
من نیر به همراه همه ی دوستان ارادت خود را نسبت به ان هنرمند عالیقدر ابراز می دارم.موضع افرادی نظیر شریعتمداری کاملا روشن است.اینها همیشه چهره ی حقیر خود را در ارتباط با مبارزان مردمی به کثیف ترین شکل نمایانده اند.
از این متن زیبا وگرانسنگ لذت بردیم باشد که هنرمندانی دیگر چون افتخاری و… درس بگیرند و آزادمرد باشند.
آقا اینا اگر جرات دارن بگن یک روز طرفداری شجریان بیان بیرون همین
It was very great, thank you.
نظامی گنجه ای بود . ترک بودنش هم محصول تاریخ تحریف شده ی شورویه . کار استالین و رفقاس . البته ترک بودن اون هم چندان بی اعتبار نیست ولی در زمان اتحاد جماهیر شوروی می خواستن اون رو ترک روسیه قلمداد کنن
برای استاد شجریان :
در حق تو ناسپاسی کرده اند
از هنر حق ناشناسی کرده اند
ای صدایـت اوج فریـاد وطــن
ربنایت را سیاسی کرده انــد
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه نا باور خیال پرست