مشروطه؛ سرآغاز صدسال تلاش برای مشروط کردن قدرت
چکیده :ظلم و جور و خفقان چه در زمان ناصرالین شاه باشد چه پهلوی ها و چه جمهوری اسلامی مردود است و در جمهوری اسلامی ظلم وستم بدتر و سیاه تر است چرا که زیر پوشش نام اسلام چنین تبهکاری هائی صورت می گیرد و همه می دانیم در همان اوان مشروطیت به شکلهای مختلف بعضی از علما از جمله علامه نائینی استبداد دینی را بدترین دانستند. تجربه یکصد سال اخیر و آنچه در یک سال گذشته اتفاق افتاد نشان می دهد در میان مفاهیم کلیدی مربوط به انقلاب مشروطیت از عدالت و آزادی و حکومت قانون، مشروط کردن و مسئول کردن قدرت اهمیت سرنوشت سازتری...
همزمان با ۱۴ مرداد سالروز پیروزی نهضت مشروطه میرحسین موسوی در یادداشتی به بررسی اهداف و ثمرات این نهضت و نیز چشم انداز پیش روی ملت پرداخت.
به گزارش کلمه، متن این یادداشت به شرح زیر است:
در سالروز پیروزی مشروطیت هستیم و طنین نام مشروطیت بیش از یکصد سال است که باخود پیام لزوم مشروط بودن قدرت را حمل میکند. در کنار خواست برای عدالت، آزادی و قانون، تلاش برای مشروط کردن قدرت یکی از دستاوردهای مجاهدت گذشتگان ما و فداکاری آنهاست. گرچه نهادهای برآمده از مشروطیت با استبداد شبهتجددگرای رضاخانی با مانع روبرو شدند وبا دادن قربانیهای بسیار روند مردمسالاری متوقف گشت و دوره ظلمانی پهلوی اول و دوم دستاوردهای اصلی و ارزشهای بنیادی مشروطیت را زیر سایه قرار داد ولی این ارزشها که با دادن قربانیهای بسیار بدست آمده بود با ادامه مبارزات مردم برای رهایی از خودکامگی و اقتدارطلبی و نیل به آزادی و عدالت و حاکمیت بر سرنوشت خود ادامه یافت.
قربانیهای صدر مشروطیت تا سرنوشت سردارملی ستارخان و شهادت نماینده شجاع ملت مدرس و قتل و حبس بسیاری از آزادیخواهان دیگر، شاهدی برای دشواری راهی بوده است که مردم آن را هرگز رها نکردند. نهضت ملی کردن نفت و خیزش مردمی ۱۵ خرداد و مبارزات نفسگیر در سالهای دهه چهل و پنجاه همه وهمه نشان میدهد که آنچه با مشروطیت بدست آمد هرگز از سوی مردم خوار شمرده نشد بلکه همواره آن دستاوردها به عنوان هادی مردم در مبارزاتشان بکار گرفته شد.
پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی در بهمن ۵۷ نتیجه یکصد سال مبارزه با فراز و نشیب ملت ما در طول تاریخ است. امروز مشاهده علایم بازتولید استبداد و خودرایی و گریز آشکار از قانون و حاکمیت روزافزون دروغ نشان میدهد که راه طی شده هنوز به اهداف خود نرسیده است. ظلم و جور و خفقان چه در زمان ناصرالدین شاه باشد چه پهلویها و چه جمهوری اسلامی مردود است و در جمهوری اسلامی ظلم و ستم بدتر و سیاه تر است چرا که زیر پوشش نام اسلام چنین تبهکاریهایی صورت میگیرد و همه میدانیم در همان اوان مشروطیت به شکلهای مختلف بعضی از علما از جمله علامه نائینی استبداد دینی را بدترین دانستند. تجربه یکصد سال اخیر و آنچه در یک سال گذشته اتفاق افتاد نشان میدهد در میان مفاهیم کلیدی مربوط به انقلاب مشروطیت از عدالت و آزادی و حکومت قانون، مشروط کردن و مسئول کردن قدرت اهمیت سرنوشتسازتری دارد.
امروز مدام از ملت ما به نام دین تبعیت بی چون و چرا از کانونهای قدرت خواسته میشود بی آنکه به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود اشارهای شود و یا از کرامت ذاتی انسانها ویا حقوق شهروندی نامی به میان آید و یا به استدلال حق تعیین سرنوشت توسط ملت که حضرت امام در بدو ورود در بهشت زهرا آن را با صراحت اعلام و برهان قوی برای آن اقامه کردند توجهی شود. طرفه آنکه اقتدارگرایان از اینکه در مورد جنایات بر کف خیابانها در روزهای ۲۵ و ۳۰ خرداد و روز عاشورا و کوی دانشگاه و زندانها مورد سوال قرار بگیرند و یا از آنها در مورد قانونگریزیهای گسترده بازخواست شود عصبانی میشوند و به تهمتافکنی و دروغ و خشونت بیشتر روی میآورند. پس از بستن روزنامهها و تبدیل صداوسیما به یک رسانه هتاک و غیرملی و لشگرکشی علیه فضای مجازی که با خلاقیت فرهیختگان اغلب جوان تبدیل به معبری برای تعامل و اطلاعرسانی بدون سانسور و شفاف شده است حتی تاب یک خبرگزاری ملی نیمهجان را نمیآورند واین منفذ گردگرفته را نیز بر خلاف قانون و بدون توجه به عواقب آن کور میکنند. اگر درست نگاه کنیم امروز هیچ مانعی برای پیشروی و گسترش استبداد دیده نمیشود. ازاین روست که دقت در تاریخ مشروطیت به ما میآموزد که مبارزه برای یافتن سازوکارهایی که قدرت را مشروط سازد با اهمیتترین چهره مبارزات مسالمتجویانه است که ملت ما در دور تازه، آن را آغاز کرده است. بخشی از مطالبات جنبش سبز بصورت روشنی این وجه از مبارزه کنونی ملت را آشکار میسازد.
حق تجمعات و آزادی رسانهها و قبول تکثر در سطح ملی بدین دلیل با مخالفتهای جدی از سوی اقتدارطلبان روبروست که به صورت روشن دایره نفوذ قانونگریزانه اقتدارطلبان را محدود میکند. همچنین تمکین نکردن اقتدارگرایان در مقابل مطالبه اجرای بی کم و کاست قانون اساسی نشان میدهد که تاچه حد دل کندن از سریر قدرت و پاسخگو بودن در مقابل ملت برای یال و کوپال دارها و صاحبمنصبان دشوار است. و همه میدانیم اولین قدم در قبول اجرای قانون اساسی اعلام قبول حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود از سوی حاکمان است. غمض عین در مقابل این حق روشن در حقیقت پشت کردن به همه دستاوردهایی است که ملت ایران در طول یکصد سال و بویژه در جریان انقلاب اسلامی آ ن را بامجاهدت فراوان به دست آورده است.
درمیان همه مطالبات و راهکارهایی که برای نیل به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و پاسخگو کردن قدرت و مشروط کردن آن وجود دارد تمهید برای انتخابات آزاد و رقابتی بااهمیتترین آنهاست. انتخاباتی که با گزینشهای شورای نگهبان و نحوه نظارت آن تبدیل به مراسم عزای ملت برای مرگ میثاق ملی نگردد. به همین دلیل همگانی کردن خواست برای انتخابات آزاد و رقابتی یک وظیفه سرنوشتساز برای همه کسانی است که ایران را خانه همه ایرانیان با همه تنوع و تکثر میدانند.















۴۹ دیدگاه
با سلام
اون ممه را لولو برد ،از سخنان گهر بار اون آقا تا بیانات کلاسیک و قانونمند رئیس جمهور منتخب میرحسین موسوی تفاوت از زمین تا آسمان است.
محمد.ت
آقای موسوی به شما اطمینان میدهیم که ما هرگز از مطالبات مشروع و قانونی خود دست بر نخواهیم داشت و تا انقلاب را به مسیر اولیه آن یعنی “مردمسالاری” برنگردانیم از پای نخواهیم نشست. آنانی که فکر میکنند با تبلیغات شبانه روزی و شستشوی مغزی و منطق وارونه ملت ایران را به حدی کودن خواهند کرد که فرق بین ریا و راستی و تفاوت بین خود خواهی و حق خواهی را تشخیص ندهند کور خوانده اند…
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج.
خدایا حافظ میر ما باش
اندکی صبر سحر نزدیک است……………….
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
یا حسین میر حسین
این روزها متاسفانه صحبتهایی را می شنوم که در آن به مقایسه رهبران سبز می پردازند و کم شدن تحرکات را به آنان نسبت می دهند. البته این صحبتها از روزهای اول بود ولی هم اکنون آنرا از زبان افراد آشنا و نه از فضای مجازی شنیدم.
در اینجا می خواهم خطاب به آن دسته از دوستان بگویم که همانطور که مهندس موسوی می گویند و آقای کروبی آنرا تایید می کنند جنبش سبز می بایست در زندگی مردم جاری باشد و راهکارش آگاه سازی توده ها باشد و اگرنه پیروزی زودرس بر فرض ممکن بودنش منجر به اختلافها و مشکلاتی می شود که پخته نبودن مردم برای رسیدن به آن پیروزی دلیلش است در حالیکه هم اکنون با آگاه سازی مردم و بالا بردن تحملمان می توانیم چنان کنیم که وقتی فردای آزادی فرا رسید از این آزادی برای خورد کردن یکدیگر استفاده نکنیم و قدرش را بدانیم و تلاش نماییم تا درخت آزادی تنومندتر شود و نه آنکه نهال آزادی را در بدو تولد بخشکانیم.
مهندس موسوی در این نوشته به درستی همانطور که قبلا نیز اشاره کرده بودند و آقای کروبی نیز بارها گفته اند، مشکلات را ناشی از مشروط نبودن قدرت برای ارکان قدرت می دانند و خوب است دوستان عزیز این صحبت صریح را پاس دارند و ادبیاتی که در آن به این شخص و یا آن دیگری که حاکم است دشنام داده شود را طلب نکنند، بلکه همین گونه بپسندند و بیان کنند که مطمئنا جذب بدنه مردم به خصوص بدنه مذهبی آن در سایه چنین ادبیاتی ممکن خواهد بود.
با دورود به یار بی کسان. اقای موسوی در این چند هفته اخیر یک تفاوت کیفی در موضع گیرها ی شما به چشم می خورد که در خور جنبش است ومبارک است چرا که جنبش از همین خواسته ها به وجود امده. لطفا عنایت بفرمائید که تمامی کسانیکه در راه ازادی جان باختند بر گردن جنبش ما حق دارند از شما تقاظا دارم درمورد بی گناهانی که در بی دادگاها محکم به اعدام میشوند موضع گیری سریع بفرمائید تا شرایط را مثل سال شصت وهفت نکنند . اگر دران موقع محذوریت داشتید ونتواستید اعتراض بکنید الان می توانید .با امید به حکومت مردمی وقانون
هرگاه اجتماعی انسانی شکل میگیرد موقعیت قدرتی در آن بوجود می آید تا بعضی از نیازهای اجتماعی چون امنیت برآورده شود. قدرت چیزی است که از تاب انسان خارج است و خیلی زود گوهر انسانی فرد را پست و بی مایه میکند. قدرت انسان را به بیماریی روانی به نام بیماری نمرود مبتلا می کند و انسان برای خود مقام ربوبیت قائل می شود، همچون نمرود می پندارد که می تواند انسانی را مورد عفو قرار دهد یا حکم پایان زندگی انسانی دیگر را صادر کند. فرعون نیز به این بیماری مبتلا شد وقتی گفت: انا ربکم اعلا. فرعون ادعای آفرینندگی نمی کرد بلکه ادعا پرودگاری و ربوبیت داشت.
در زیر سیستم های اجتماعی را با توجه به نوع توزیع قدرت دسته بندی می کنیم.
حکومت تام: در این سیستمهای اجتماعی همه قدرت اجتماع به یک فرد واگذار میشود. اگر حاکم به خواسته ای اجتماعی مایل باشد آن خواسته برآورده میشود و اگر به خواسته ای اجتماعی مایل نباشد آن خواسته هیچگاه برآورده نخواهد شد. یعنی یک ائتلاف اجتماعی (یک خواسته اجتماعی) برنده است اگر وتنها اگر حاکم عضو آن ائتلاف باشد.
حکومت مشروطه: در این سیستمهای اجتماعی قدرت بطور مشروط به یک فرد واگذار میشود. اگر حاکم به خواسته ای اجتماعی مایل باشد آن خواسته برآورده میشود به شرط آنکه مورد تایید مردم باشد، و اگر به خواسته ای اجتماعی مایل نباشد آن خواسته هیچگاه برآورده نخواهد شد. یعنی یک ائتلاف اجتماعی (یک خواسته اجتماعی) برنده است اگر وتنها اگر آن ائتلاف شامل حاکم و اکثریت باشد.
حکومت اکثریت: در این سیستمهای اجتماعی قدرت در دست اکثریت است. اگر اکثریت به خواسته ای اجتماعی مایل باشد آن خواسته برآورده میشود و اگر به خواسته ای اجتماعی مایل نباشد آن خواسته هیچگاه برآورده نخواهد شد. یک ائتلاف اجتماعی (یک خواسته اجتماعی) برنده است اگر وتنها اگر اکثریت باشد.
نکته. در هر سه سیستم بالا در هر زمان تنها یک ائتلاف برنده میتواند وجود داشته باشد.
حکومت توزیع شده: در این سیستمهای اجتماعی قدرت توزیع شده است، به این ترتیب که می تواند تعداد ائتلافهای اجتماعی برنده بیشتر از یک باشد به شرط آنکه خواسته این ائتلافها با هم در تضاد نباشند. اگر خواسته های اجتماعی با هم در تضاد نباشند همه آنها برنده و قابل انجام در سیستم اجتماعی هستند و اگر بین دو خواسته اجتماعی تضاد باشد آنگاه خواسته برنده خواسته اکثریت است. در این سیستمها حقوق خصوصی و حقوق اقلیت لحاظ میشود.
همیشه محکم استوار آرام درود خدا برتو
جنبش سبز هر چه سریعتر باید رسانه های تصویری خود را بوجود آورد . راههایی برای کمک مردم چه از نظر مالی و چه از نظر معنوی اندیشیده شود. مردم می خواهند کمک کنند . راه را باز کنید تا مردم انسجام پیدا کنند. راه کار ارائه کنید. راه نقد کردن را برای مردم ایجاد کنید.
سایتهایی رسمی از طرف جنبش برای دریافت نظرات مردم ایجاد کنید و به نظرات آنان پاسخ دهید تا دلگرم شوند. راهکارهایی ایجاد کنیدتا مردم بتوانند جنبش را نقد کنند و این نقد رادر نتیجه ببینند.
والا ما هم به بیراهه می رویم.
همواره همین طور حق گو و آزادی خواه و مترقی باشی انسان بزرگ
خواسته مردمروشن است : حاکمیت ملی…….اجرای قانون…….انتخابات ازاد و……..
موانع نیز : خودکامه گی……قدرت طلبی……تحجر ….ابزار کردن دین ….و…….
اما وقتی به مصادیق پرداخته میشود یا کلی گویی است یا موانع فرعی ترعنوان میشود
مثل دخالت سپاه درامور …….خوشک سری جنتی ……..بی کفایتی رییس جمهور ….
سوال اساسی اینجاست
چه کسی بسط ید به سپاه داد؟
چه کسی جنتی را همه کاره کرد ؟
چه کسی این مجری بی لیاقت را بر مصدر قدرت نشاند؟…
خدایا حافظ میر ما باش
شکی نیست که نام موسوی در کنار بزرگانی مانند .مصدق, امیر کبیر و ستارخان ……..قرار خواهد گرفت با این تفاوت که مصدق زمان این بار تنها نخواهد ماند. ما تا آخر ایستاده ایم .
مطمئنا امروز با وجود این همه زن ومرد و پیر و جوان تحصیل کرده و آگاه , استبداد دوام نخواهد آورد و تلاش صد ساله برای احقاق حق حاکمیت مردم به نتیجه خواهد رسید. اندکی صبر سحر نزدیک است.
موسوی مصدقی دیگر است …. راه او آزادیه میهن است.
گر این نصیحت میر بشنود اهلش
به شاهراه حقیقت گذر تواند کرد
با سلام
طولانی تر شدن مبارزات ملت برای آزادی می تواند (بر خلاف انقلاب سال ۵۷) بخش عمده ای از مردم را درگیر تغییرات کند.
امیدوارم این نوزاد تازه متولد شده آزادی که کم کم دوران طفولیت خود را پشت سر می گذارد سعادت ملت ایران را نوید دهنده باشد.
میرحسین عزیز ملت ایران ارزش افرادی مانند شما را می داند
درود بر اسطوره ی ایران جناب آقای میر حسین موسوی رهبر آزادی خواهان
بزرگ مرد ایران به شما افتخار میکنیم
یقیناً پیروزی از آن ملت است.
جنیش سبز در خون تمامیه ایرانیان آزادی خواه تا پیروزی نهایی جاری می باشد….پیروزی نهایی بسیار نزدیک است…درود به رهبران جنبش سبزموسوی و کروبی عزیز
قدرت مطلق در دست شخص یا گروه ویژه بودن در طول تاریخ به دیکتاتوری تبدیل شده حتی اگر توجیه دینی داشته. ولی باید توجه کرد که از همان ابتدای انقلاب این پتانسیل در قانون اساسی ما نهفته بود و به سرعت بالفعل شد و در سال ۶۸ توجیه قانونی پیدا کرد. متاسفانه نتیجه انقلاب اسلامی نه تنها مشروط شدن قدرت نبود که تمرکز قدرت در یک نقطه با تمجیه دینی بود. به امید قانون اساسی سبزی که قدرت حاکمان از مردم باشد.
سبز باشید
Ali bood
بعضیا چطور هنوز به انقلاب۵۷ امیدوارند؟
واقعا تعجب میکنم
به نظر من باید قدرت دست یک نفر به صورت مشروط باشه نه اینکه یه نفر رو مشروط کنیم
اگه در زمان مشروطه کلا شاه حذف می شد امکان بازتولید استبداد کم خیلی کم بود یعنی همه کاره نخست وزیر می شد برای ۴ سال الان نیز در چنین شرایطی هستیم باید همه کاره رئیس جمهور شود زیرا بر فرض که برای مدتی آزادی مشروط برقرار شد چه تضمینی وجود دارد ۵۰ سال بعد کسی که قدرتش مشروط شده همان بلا را که سر مشروطه آورد سر مشروطیت خود نیاورد بنابراین همه نهادها باید با نظر مستقیم مردم انتخاب شود
ما جوانان این سرزمین از خرداد۱۳۷۶ تا کنون با تمام وجود در حال مبارزه در جهت معرفی چهره های دشمنان آزادی بوده ایم و تا کنون پیشرفت چشمگیری داشته ایم. بسیاری از این چهره ها در طول این سالها نقاب از چهره برداشته اند و امروزاین اشخاص برای کمتر کسی ناشناخته اند. این برای قدم اول بسیار مهم بوده است و مطمئنأ تا آخرین نفس این مسیررا ادامه می دهیم.
زنده باد موسوی
عالی بود
افرین
الهی آمین
ای سبزترین فصل بهانه تا شکفتن / ای بازترین پنجرۀ رو به پریدن / تو فرصت معنا شدن آینه هایی / آموخته ایم از تو که جز راست نگفتن
یا حسین میرحسین
زنده باد موسوی عزیز …
سیر تکاملی در بیانیه های شما به وضوح به چشم می خورد و شما به مرور پخته تر و کامل تر شده اید. ملت ایران و سبزها با تمام وجود به شما و شیخ افتخار می کنند.
موسوی نمونه آرمانمرد ایرانیست
کاش قدرت بدانیم و بعدها حسرت نخوریم و شرمنده فرزندانمان نباشیم
همیشه برای سلامتی و طول عمر میرحسین عزیز دعا می کنم ،او یگانه ی روزگار ماست.
سلام. خوشحالم که جناب موسوی ه چنین نظری رسیده اند. امیدورام که عضویت شان را در هیات بازنگری قانون اساسی – ۱۳۶۸ – که اختیارات مطلقه ای را برای ولی فقیه قائل شدند، مورد بازنگری و نقد قرار دهند.
مصلحت اندیشی را کنار بگذارید یکبار برای همیشه اقای میر حسین
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
صداقت سلامت بصیرت از سخنان ایشان می بارد
امروز تکرار آن جمله معروف میر را در گرماگرم تابستون سال گذشته را میشنویم که گفت (به مضمون): اگر نظام به قانون برنگردد مردم آنرا برمیگردانند
هر کجا هست خدایا بسلامت دارش
یا حسین میرحسین
بجز یک قسمت با بقیه اش موافقم.بهتر بود از شیخ فضل الله صحبت نمی کردید کسی که به جای مشروطه مشروعه می خواست
hamishe ba to mimanim ya hosien mirhosien
عالی بود
مهندس می خواهم نظر شما را درباره ی احکام اعدام اخیر بدانم
به نظر شما اعدام جعفر کاظمی به جرم شرکت در راه پیمایی روز قدس رواست؟
بسیار خوب بود.
یاحسین میرحسین
میر عزیز شک نکن که همیشه با توییم
از ظلمهای بزرگ حکومت اینکه عامه مردم از شنیدن سخنان گهر بار موسوی محرومند
شناخت و تعمق در سر فصل های تاریخی ایران همچون مشروطه ، نهضت ملی نفت ، و سرفصل شناخت جنایتکاران سال شصت و هفت یک گام اساسی به پیش است . امیدوارم آقای موسوی با عدم سکوت در رابطه با احکام اعدام جدید این شک را به ذهن القا نکند که سکوت به توعی علامت رضاست و به احکام اعدام جدید به مثابه نکمیل کار ناتمام نگاه میکند
کسی که معتقد به پلورالیسم دینی است چگونه از جمهورس اسلامی انتظار اسلامی بودن را دارد؟
این باز هم از آن حرف های دوپهلوی پیرمرد است.
۱-
حکایت خردمندان هفتگانه یونانی:
منتسکیو می نویسد ؛از خردمندان مذکور پرسیدند که کاملترین حکومت ها کدام است؟ “سلن” مقنّن آتنی گفت: آنکه دشنام یکفرد در همه تاثیر کند.
۲-
“بیاس” گفت؛ آنکه قانون بجای حاکم کار کند. “سالیس ملیوسی” فیلسوف گفت ؛حکومتی که برابری اموال در آن باشد. “پتیاگوس” گفت؛ آنکه درستکاران حکومت کنند نه شرّان.
۳-
“گلئوبوس” گفت؛ آنکه قانون بجای خطیب نطق کند.
“سرمامدرس” از این سخنان اینگونه نتیجه گرفت ؛پس باید دانشمندان پارسا حکومت کنند!
” از وب سایت اکبر اعلمی”