کلمه-گروه سیاسی: بیانیه شماره ۱۸ مهندس میرحسین موسوی و اعلان منشور جنبش سبز واکنشهای متفاوتی را در میان فعالان سیاسی به همراه داشت. برخی از آنها با مطرحنمودن انتقاداتی جدی، نظر منفی درباره آن ابراز داشتند، اما اکثر افراد در کلیت رضایت خود را از منشور اعلانشده بیان میکردند و تاکید داشتند که با اتکا به این منشور میتوان چشمانداز روشنی را برای جنبش رهاییبخش سبز متصور بود. علاوه بر اینها، انتشار منشور در زمانی که رهبران جنبش زیر حملات و اتهاماتی چون عقبنشینی و امثال آن بودند، روحی تازه را در جنبش سبز دمید و امید را دوباره در میان سبزها زنده ساخت. با این حال، نباید فراموش کرد که چنین متنی نیازمند خوانشی انتقادی، نظریات تکمیلی و شرحی تبیینی است که در نهایت ثمره این تبادل نظرها و اندیشهها را ملت ایران برداشت خواهد نمود. پس ضروری است بدون هیچ تعارف و یا احتیاطی درباره بخشهای مختلف آن گفتگو شود و مفاهیم اصلی آن در جامعه به روشنی تبیین گردد.
از جمله مفاهیم مهمی که در منشور جنبش سبز بدان اشاره شده بود و البته در واکنشها نیز مورد توجه قرار گرفت، مفهوم «عقلانیت جمعی توحیدی» است. این مفهوم اگرچه برای اولین بار نیست که در فضای فکری و سیاسی ایران مطرح میشود، اما نخستینبار است که در فضایی چنین گسترده و تا این حد جدی مورد توجه قرار میگیرد و لاجرم ضروری مینماید که اولا عناصر مختلف آن تبیین شود و ثانیا زمینه مناسب برای مباحثه انتقادی درباره آن در عرصه عمومی فراهم آید.
«عقلانیت جمعی توحیدی» چیست؟ این اصطلاح برای نخستین بار از سوی گروهی از فعالان فکری و سیاسی ایرانی در جزوهای راهبردی با نام «الگوی زیست مسلمانی» مطرح شد. این جزوه حاصل فعالیت چندساله فکری و مباحث فراوانی بود که این جمع در سالهای اخیر و با تامل و بازخوانی انتقادی تجربه انقلاب اسلامی، به عنوان راهبردی کلان برای رهایی از معضلات و نابسامانیهای اجتماعی کنونی مطرح نموده بود. این گروه فکری از همان آغاز و آگاهانه خود را از تبدیل شدن به حزبی سیاسی برکنار داشتند و با تاکید بر ضرورت فعالیت در فضای جامعه مدنی و تقویت آن به عنوان راهکار بنیادین اصلاح انحرافها و تقویت امتیازها، حتی حاضر به فعالیت سیاسی برای دستیابی به قدرت نیز نشدند. این جمع فکری که مجموعهای از یاران و همراهان قدیمی و صمیمی میرحسین موسوی را تشکیل میدادند، در اواخر سال ۱۳۸۷ و با اعلام کاندیداتوری او برای ریاستجمهوری به عنوان مشاوران امین در کنار او قرار گرفتند و اگرچه در همان آغاز همپیمان شدند که در صورت پیروزی مهندس موسوی در انتخابات هرگز وارد فضای اجرایی و دولتی نشوند و رسالت اصلی خویش در حوزه عمومی را ادامه دهند، در ادامه و متاثر از فشارها و برخوردهایی که با هرگونه فعالیت فکری و اجتماعی صورت گرفت، ناگزیر برنامههای خود را تا حدود زیادی به تعلیق درآوردند. چنانکه همگان میدانند برخی از اعضای برجسته این جریان فکری به زندان افتادند، برخی دیگر از حقوق اجتماعی خویش محروم شدند و حتی برخی تحت فشارها مجبور به جلای وطن شدند. اما دغدغه برای «زیست نیک» انسانی همچنان پابرجا ماند و هریک از آنها بهگونهای کارهای خود را در مسیر اعلانشده ادامه داد.
به نظر میرسد اینک که فضای فکری جامعه ایرانی با خصیصههای عملی این جریان فکری در حوادث پس از انتخابات آشناتر شده است و پایمردی و همراهی اعضا و علاقهمندان آن برای احیای کرامت و حقوق انسانی و دفاع از راستی و امانتداری را به روشنی مشاهده کرده است؛ فرصت مناسبی فراهم آمده که با انتشار مجدد «الگوی زیست مسلمانی» به عنوان یکی از متنهای فکری پشتیبان «منشور جنبش سبز» زمینه برای آشنایی بیشتر مردم با گستره فکری همراهان اندیشهای مهندس موسوی و همچنین نقد و گفتگو درباره آن فراهم آورد. اما در این میان دو نکته را باید حتما در خاطر داشت.
نخست آنکه اگرچه تهیهکنندگان این متن از مشاوران و همراهان مهندس موسوی هستند، اما این هرگز بدان معنا نیست که پیوندی سازمانی میان او و این گروه وجود داشته باشد و در نتیجه هرگز نمیتوان مدعی شد که این متن دربردارنده تعقلات فکری و اندیشهای مهندس موسوی است. نکته مهم دیگری که باید در نظر داشت آن است که –همانگونه که در بالا اشاره شد- این متن در بازخوانی انتقادی تجربه انقلاب اسلامی و جستجوی راهی برای برونرفت از انحرافات و مشکلات گریبانگیر جامعه ایرانی معاصر نگاشته شده است.
تجربیاتی که کشورمان از خرداد ۱۳۸۸ تا کنون شاهد بوده است یقینا در تحلیلها و ادراکهای همه ما از سیر تحول جامعه ایرانی بسیار تاثیرگذار بوده و به جرات میتوان مدعی شد اندیشههای همه ما درباره آن در طول این مدت دگرگونیهای فراوانی را مشاهده کرده است. متن «الگوی زیست مسلمانی» نیز از این قاعده مستثنا نیست. در نظر آوردن تحولات اخیر میتواند دگرگونیهایی را در بخشهای مختلف این متن ایجاد نماید که این البته امری مستحسن است و شاید باید گفت این آرزوی تدوینکنندگان این متن بوده است که در فضایی انتقادی، مورد بررسی و تحلیل و اصلاح قرار گیرد. بنابراین، متن «الگوی زیست مسلمانی» و مولفههای اساسی آن در صورت انتشار در فضای اجتماعی معاصر میتواند به عنوان یکی از پایههای گفتگویی درون جنبش سبز مورد توجه قرار گیرد و با اصلاح و تکمیل در نهایت پلی به متن مورد اجماع همه علاقهمندان و دلسوزان این سرزمین باشد برای رسیدن به فردایی بهتر برای ایران.






RSS
Facebook
Twitter