ادبیات سبز/شعری از شفیعی کدکنی
چکیده :شفیعی...
کلمه: شعری از شفیعی کدکنی:
طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست
با چشمهای روشنِ براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما :
یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر





صفحه اصلی
بازداشت محمود دردکشان، از مؤسسان و فرماندهان سپاه، در سیامین سالگرد آزادی خرمشهر
تقدیر فعالان دانشجویی از ایستادگی مجید توکلی در مبارزه با استبداد
۹ میلیون ایرانی سواد خواندن و نوشتن ندارند
دلبستگی به منافع ملی در سیاست های دولت غایب است
تشییع پیکر ۹۶ شهید همزمان با سالگرد فتح خرمشهر
با خدا نجنگیم، با خلق خدا هم نجنگیم/ گفتاری از آیتالله صانعی به مناسبت ماه رجب
محکومیت ماموران پلیس مصر به ۱۰ سال حبس، به جرم کشتن تظاهرکنندگان
ترسها، چالشها و روشهای مشترک دیکتاتورها
بیکاری هزاران کارگر کورههای آجرپزی در کرمانشاه/ دستفروشی کارگران بیکار در تاکستان
بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه مازندران در یک تجمع صنفی
مقاومت دولت در برابر حکم دادگاه/ سینماگران: خانه سینما آزاد شد
پیام های بیرونی برای دخالت در ترکیب هیات رییسه مجلس/ می خواهند خانه ملت را دولتی کنند
سه ایرانی دیگر در سوریه ربوده شدند
برخورد یگان ویژه با دانشجویان بسیجی/ علی مطهری: اسامی را اعلام می کنم
افزایش ۱۲ تا ۲۰ درصدی قیمت بلیت مترو
انتقاد هاشمی رفسنجانی از غایبان دوران انقلاب: افراطیون هیچگاه به کشور خدمت نکردهاند
تقدیر جوانان اصلاحطلب از خانواده شهید جهانآرا در سیامین سالگرد آزادی خرمشهر
خانوادههای هاله سحابی و هدی صابر: پرونده باز است؛ دادگاه باید به شهادت شاهدان رسیدگی کند
قیمت آپارتمان در تهران ۱٫۵برابر سانفرانسیسکو
وعده دولت به گاو و گوسفندها هم وفا نکرد؛ دامداری ها علوفه می خواهند
نقض تصمیم دولت برای انحلال خانه سینما در دادگاه
طرح/ در جست و جوی دوم خرداد پس از ۱۵ سال
ریاست مجلس نهم و رقابت باندهای قدرت
پلیس با تجمع اعتراضی مردم در ارومیه برخورد کرد
سمعک های چینی مشکل آفرید؛ بیماران نمی شنوند
حماسه فتح خرمشهر به روایت سردار علی شمخانی
مرخصی درمانی محبوبه کرمی پس از یکسال حبس
انتقال جواد علیجانی به انفرادی به رغم شرایط نامساعد جسمی
دوم خرداد در صفحه اول روزنامه ها
دوران سخت دولت نهم و دهم؛ فرصت سوزی کردیم
استخر مختلط، دیپلمات ایرانی را از وزارت خارجه اخراج کرد
گزارش تصویری/ برداشت گل محمدی و گلاب گیری
درگیری خونین هواداران و مخالفان اسد در لبنان/ ۳۴ نفر در گلولهباران حما کشته شدند
دروغگویی، خشونت و ادبیات زشت و رکیک؛ نشانه اضمحلال مدیران و جامعه
نتیجه دخالت دولت در ورزش: احتمال از دست رفتن ۴ سهمیه المپیک تیم ملی قایقرانی
ارزیابی تاجزاده از سرانجام روند فعلی: حکومت مطلقه فردی و سیاستورزی یک نفره اسلامی
ادعای سخنگوی دستگاه قضایی: مرگ هدی صابر و هاله سحابی طبیعی بود
توافق جدید فتح و حماس برای آشتی ملی
انتقال فریبرز رئیسدانا به بند ۳۵۰ زندان اوین
افتتاح سه باره یک پروژه پتروشیمی با حضور احمدینژاد
درگذشت یک زندانی سیاسی در الجزایر پس از اعتصاب غذا
انفجار مین در حین پاکسازی منطقه چزابه، دو قربانی گرفت
ادامه ماجرای جنجالی کاریکاتور نشریه نامه امیر/ تبدیل حکم شلاق مدیرمسئول به جزای نقدی
همه با هم منتشر کنیم/ روزنامه کلمه؛ اول خرداد ماه
با هم مهربانتر باشیم/ یادداشتی از حسین زمان
پایان اعتصاب غذای اعتراضی محمدرضا معتمدنیا پس از ۴۲ روز
بلاتکلیفی زندانیان سیاسی در تبریز و انتقال آنان به بند متادون
فعالین دانشجویی شیراز، تولد مجید توکلی را جشن گرفتند
شکایت نمایندگان از احمدی نژاد در کمیسیون اصل نود
خاطرات منتشر نشده مهندس بازرگان درباره شهید بهشتی
مدیرکل آژانس هسته ای در تهران؛ گره بحران هسته ای در دست های آمانو
انفجار در نزدیکی خودروی مسئول ناظران سازمان ملل در سوریه
اهدای اولین جایزه رسانهای اتحادیه اروپا به اصغر فرهادی
دلار در مرز ۱۶۷۷ ایستاد؛ سکه ۶۴۹ هزار تومان
جلوگیری از اعزام نسرین ستوده، وکیل دربند، به دادگاه انتظامی وکلا
معاون سابق وزیر صنایع، متهم به رشوهگیری/ متهم پرونده اختلاس در جلسه رده بالای دولتی
چکیده :شفیعی...
کلمه: شعری از شفیعی کدکنی:
طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست
با چشمهای روشنِ براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما :
یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

۱۵ دیدگاه
ران ملخی به دربار سلیمان برده و این مختصر به حضور حضرت استادی جناب دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی تقدیم می گردد. چندی است از این دیار رفتست یار ما گوئی دلش گرفت از این دیار ما او پیر کدکن است؟ نه پیر راه ما. قلم فرانسه
ای بغض فرو خورده فرود آی ای دماوند دگر باره بلند آی
از مقام رهبری می خواهم این شعر رو حتما بخوانند. این شعر را اگه من می نوشتم به ایشان تقدیم می کردم!
“طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست
با چشمهای روشنِ براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما :
یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر”
این نوشته مال خیلی وقته پیشه و راستش روم نمی شد در برابر صاحبان نظر و ادبیات مطرحش کنم اما به قول “الف.بامداد” عزیزمان “”مجال
بی رحمانه اندک بود و
واقعه
سخت
نامنتظر.”
((اینک منم
ایستاده بر غریو یک فریاد خاموش
اینک منم
نشسته در ظلمت یک زندان
اینک منم
جوانۀ پرشور عشقی پاک
آری
اینک منم
خون رگهای دشمنان فردات))
اگه ۶۳ درصد به آقای… ۸۸ رای داده بودن باید یک ملت شاد میشد . ملت ۱۱ ماهه عزادارن .عزادار فرزندان این ملت ،عزادار جمهوریت و اسلامیت و عزادار انسانیت و اخلاق
.
از نگاهت، بت نمی سازم ؛
که از بت سازی و اسطوره سوزی سخت بیزارم
که از آئینه ی تاریخ ، صدها قصه ی پرغصه از این عادت بدعاقبت دارم
من از تو بت نمی سازم ، ولی انصاف هم شرط است ؛
من از تو شاه و از این رقعه ، “شه” نامه نمی سازم
ولی نادیدن مهراوه ی مردانه ات، رسم مروت نیست .
نشاید از کنار عطر گلگونت ، بدون هیچ احساسی ،
بسان اشتر ولگرد صحراها گذر کردن
من از آرامش مژگان رسامت در آن شب های طوفانی
چه شیرین نکته ها دارم ؛
چه آن چشمان زیبایت به من درس محبت داد
و سرمشق شکیل پاکی و شرم و حیا و حجب و عفت داد؛
به من آموخت، تا در کوره ی دنیا
همان که بسترش آوردگاه مرد و نامرد است،
همان شهری که فرزندان قداره بدست بلعم باعور و
سجاده بدوشان سپاه زور ،
به قصد قربت آینده ای از نور
بروی صورتم با کینه و نفرت، هزاران تیر زهرآلوده از دشنام و لعن و تهمت ناراست اندازند
همانجا که غریو طعنه هاشان، سینه ام سوزد
چگونه صبر ، نابازم
چگونه دست بر تکرار این رفتار بی مقدار نایازم
خرامان ، سر به زیر و دل به درگاه خدا آرم ، دست بردارم
براشان آیه ی امن یجیب و ربنا خوانم .
آری، میر مردم دار
من اندر سرسرای نرگس مستت چنین دیدم ، چنین خواندم.
و پایان سخن اما ، فقط یک نکته می ماند
حلالم کن ، ببخشایم، اگر گاهی خلاف نقشه ی سبزت خطا رفتم
ببخشایم اگراز کوره در رفتم ، فراموشم بشد میثاق خردادت،
زبان بگشودم و فریاد بی اندازه سردادم بر این نابخردان و زشت گویان زبان نافهم.
ببخشای و حلالم کن؛ شرمسارم من
شعر از صدراَ
با اینکه دلم گرفت وقتی این اشعار رو دیدم این بیت از یکی از شعر های آخریم افتادم.
چهره خندان و شادان نیست دیگر در وطن گوییا این باغ را شاخ طرب خشکیده است
کاشکی بار دگر- عشق را گلچین کنیم— خانه ی دل را پر از- سوسن و نسرین کنیم
بی شرمانه ست این کار.لطفا از شعر و اسم استاد شفیعی کدکنی سو استفاده نکنید.استاد قاطی بازی های سیاسی نمی شن.خواهش می کنم هر کسی رو هم رنگ کردید استاد ما رو رنگ نکنید.
گفتنی ها کم نیست
منو تو کم گفتیم
آفرین به استاد
گفتیم و خواهیم ماند
شاگرد استاد!،نکنه منظئر جناب کدکنی این بوده که همه چی آرومه؟من چه قد خوشبختم.؟
این شعر هم از دکتر شفیعی کدکنی تقدیم به تمام آزادگان:
در چهار راه رنگ بازی ها
زیباترین رنگ ها سبز است.
از میان حلقه
دو ستاره پیدا
سر به آسمان است
همهمه ای برجا
آخرین آرزو
سیگاری یا حرفی
با صلابتی مشکی
همرنگ یک قو
نهاد چشمش را
در دست پسری
مردکی آمد
عینکی آفتابی
پسرک خندید
یک مرد کم شد
در دور دست انگار
خورشید برخاست