نه! این اسلام نیست
چکیده :به نام اسلام افراد را بازداشت می کنند ، به نام اسلام جلوی فعالیت احزاب را می گیرند، به نام اسلام رسانه ها را توقیف می کنند ، صنعت کشور هم که در حال متلاشی شدن است و وضع کارگران و کارآفرینان هم تعریفی ندارد. همه اینها به نام اسلام صورت می گیرد/می گویند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم/به جنبش سبز تهمت وابستگی می زنند و خود دنبال نامه نگاری و جلب توجه هستند/باید دامنه آگاهی را به روستاییان، کشاورزان، صنعتگران، کارگران و معلمان بکشانیم به آنها بگوییم این زندگی، شایسته شما نیست/جوانان هرگز به راه حل های خشن روی نیاورند/راه حلها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت نیستیم دائم باید اعلام...
کلمه:جمعی از ایثارگران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با نخست وزیر امام (ره) دیدار کردند . در این دیدار مهندس موسوی سخنان مهمی را بیان کرد.
به گزارش خبرنگار “کلمه”، میرحسین موسوی در ابتدای این دیدار ضمن تشکّر از ایثارگران گفت: شما افراد ارزشی هستید و برای حل مشکلات کشور دلی سوخته دارید، نه دنبال پست و مقامید و نه دنبال نفع شخصی و نه می خواهید چیزی از اوضاع برای خود برداشت کنید. به همین دلیل سخنان و نظرات شما مهم است خصوصا که ریشه در انقلاب دارید و دلتان برای آن فضای نورانی و معنوی که انقلاب اسلامی بشارت آن را داد تنگ شده است و دنبال آن فضایید.
انقلاب شد تا به آراءوعقاید مردم اهمیت داده شود و فضا باز شود
نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: مشکل امروز ایران ما تهدید همین فضای نورانی است. دلیل اصلی آن هم روشن است، اگر نظام ما کارآمدی لازم را داشت و متوجه این مهم بود که انقلاب شده تا به آراء و عقاید مردم اهمیت بدهیم و فضا را باز کند، بیشتر آحاد ملت – که حالا ممکن است افراد جامعه عقاید گوناگون به این سو و آن سو داشته باشند- در جهت مصالح انقلاب و مصالح ملی حرکت می کنند چنانکه در دوران دفاع مقدس چنین سابقه ای را می توان یافت که از دورافتاده ترین روستاهای کشور تا تهران و سایر شهرها همه جبهه ای پیوسته بودند و همه می دانستندکه برای چه حرکت می کنند.
نخست وزیر امام ضمن با ذکر خاطره ای گفت: در اوایل جنگ به بشاگرد رفته بودیم؛ منطقه ای که قبل از انقلاب برده فروشی در آن رواج داشت. منطقه ای فقیر با فضایی بسته. تنها سرمایه ای که آن مجموعه داشت و ما از درون کپر می دیدیم چند بزغاله و مرغ بود. اما از همین بشاگرد افرادی بودند که خودشان را به جبهه رساندند. وقتی از آنها خواستیم که بگویند چه کاری برایتان انجام دهیم، می گفتند یک حسینیه برایمان بسازید و آن فضا برای بنده فراموش نشدنی است چرا که این فرهنگی بود که در آن وضعیت کشور، شایع شده بود و به حق سرمایه ای عظیم بود. همین پدیده ها بود که در زمان جنگ معجزه ها آفرید.
با گذشت زمان ارتباطمان را با مردم از دست دادیم
موسوی با ابراز دلتنگی نسبت به زمان نورانی از دست رفته اظهار داشت: ما متأسفانه با گذشت زمان ارتباط خودمان را با این مردم از دست دادیم و فکر کردیم که بیشتر از آنها می دانیم و می توانیم به آنها هر چه خواستیم بگوییم و مردم هم باید اطاعت کنند . از عقل جمعی استفاده نکردیم. موقعیت ها و مقام ها و ساخت قدرتی که بر پایه ی منافع و فساد در بعضی ها شکل گرفت موجب شد رجوعمان به توده و اکثریت مردم کاهش پیدا کند و کم کم آن را از دست دادیم و در این زمینه متأسفانه ضعیف شدیم، و فقط پوسته ی اسلامی را نگه داشتیم.
با این شیوه ناکارآمدی و هر مشکل را به نام اسلام تمام می کنند
نخست وزیر امام تصریح کرد: ای کاش این تغییر به نام اسلام نبود و این قدر خسارت نمی داشتیم، چرا باید امروز هر کاری که انجام می شود و هر ناکارآمدی و هر مشکلی که وجود دارد به نام اسلام تمام شود؟ مخصوصاً که با اغراق از اسلام نام می بریم و مدام در اشارات خود از آیات و روایات دم می زنیم حتی در مورد زلزله تهران که امکان وقوع آن وجود دارد و ما هم قبول داریم اما دولت که نباید در این خصوص از اسلام خرج کند. ما همیشه باید فکر کنیم که تهران در خطر زلزله است و برایش همواره راه حل داشته باشیم.
برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کنند
وی با اشاره به کتاب قانون ابن سینا که یک کتاب پزشکی است گفت: نکته ای در این کتاب هست که روی من خیلی اثر گذاشت. بخشی از کتاب راجع به دیوانه ها صحبت می کند و اینکه چگونه باید علاجشان کرد. ابتدا می گوید که درمانش چنین و چنان است ولی بعد بحث روح را می کند و می گوید: روح این افراد را جن تسخیر کرده و به اینجای بحث که می رسد می گوید جایش در این کتاب نیست. آنچه مربوط به پزشکی بود و مداوای آن گفته شد و بعد بحث علمی اش را به آخر می برد.
موسوی افزود:دولت برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کند و اگر به این موضوع ناکارآمدی هم اضافه شود آن وقت هر نوع مشکلی به اسلام نسبت داده خواهد شد.
وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم
موسوی با اشاره به خیل عظیم جوانان و دانشجویان کشور گفت :جوانی را ببینید که در دانشگاه، خودش و یا دوستانش را کتک می زنند، به نام اسلام افراد را بازداشت می کنند ، به نام اسلام جلوی فعالیت احزاب را می گیرند، به نام اسلام رسانه ها را توقیف می کنند ، صنعت کشور هم که در حال متلاشی شدن است و وضع کارگران و کارآفرینان هم تعریفی ندارد. همه اینها به نام اسلام صورت می گیرد بعد هم اگر فسادی مطرح شد همه می گویند این فساد! و نامه می نویسند، یک دفعه می بینیم که تمام بحث راجع به فساد محدود شد به اسلام. این موارد روی جوان مملکت چه تاثیری می گذارد؟
وی افزود: وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم. مگر جوان چقدر تحلیل دارد؟ و چقدر می تواند موضوعات را برای خودش توجیه کند؟ باید این نکته را به وضوح روشن کنیم که مشکلاتی داریم ولی ربطی به اسلام ندارد.
وی این سوالات را مطرح کرد که آیا اسلام دنبال فساد است یا دنبال از بین بردن صنعت؟ ما که می گوییم راهی برای تسلط کفار بر خود قرار ندهید نه به این معنا که به طور مثال تجارت خارجی را قبول نداشته باشیم و یا نباید با جهان ارتباط داشته باشیم، اما چرا اجرای ناقص این کار آن هم به قیمت نابودی محصولات داخلی؟ باز گذاشتن دروازه ها به روی اجناس بنجل خارجی کجایش اسلامی است؟ این موضوع با آموزه های اسلامی در تضاد است.
موسوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وقایع بعد از انتخابات گفت: مردم برادران و خواهران هم هستند. صحنه های زدن، کشتن یا خبرهایی که درباره ی زندان ها هست و توقیف روزنامه ها روی آنان تاثیر بد می گذارد. بنده اصلا به این روزنامه یا آن روزنامه متمایل نیستم ولی مگر چکار کردند که آنها را قیچی کردید و بستید؟
به جای جلوگیری از فعالیت احزاب جوانمردانه با آنان رقابت کنید
وی با اشاره به جلوگیری از فعالیت دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گفت : شما اگر می گویید این حزب ها خوب نیستند یک حزب خوب تشکیل دهید که با اینها جوانردانه رقابت و مقابله کنند تا اگر توانستند خود به خود زمینه اش را در جامعه از بین ببرند.
وی تاکید کرد : قرار بود رقابت سیاسی داشته باشیم و این مرّ قانون اساسی در مورد آزادی تشکل های سیاسی است و به نفع ماست. این به آن معنا نیست که همه تشکل ها خیلی خوب باشند. ممکن است حزبی در کشور شکل بگیرد که تشکل بدی باشد ولی راه حل آن حذف شدن در فرآیند رقابت است که ابواب جمعی مردم در یک فضایی بهترین را انتخاب کنند. این هم متأسفانه به نام اسلام تمام شده است و به همین دلیل کسانی که با این رفتار مخالفند و پایبند ارزش های انقلاب و راه امام هستند باید به شکل های مختلف نشان بدهند که این اسلامی که ما می شناسیم این نیست.
این اسلام نیست…
موسوی افزود:اسلام، کسی را نمی زند، کسی را نمی گیرد، تهمت نمی زند، کسی را در زندان نگه نمی دارد و محدودیت ایجاد نمی کند، اسلام یقیناً مدافع نیرومند اقتصاد ملی و عظمت و استقلال کشور است، این وظیفه ی فوق العاده مهمی است که در رفتار و کردارمان نشان بدهیم که این اسلام مدافع استقلال ماست و حاضر نیست یک ذره از استقلال ما از دست برود. منتها ما که در حکومت نیستیم در کنار حکومتیم.
می گویند از کشتی نظام پیاده شده اید…
وی خاطر نشان کرد : می گویند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم. به عنوان یک مسلمان می خواهیم طوری رفتار کنیم که جوانها را مأیوس نکنیم و حداقل بگوییم اسلامی که می شناسیم این نیست، اسلامی که می شناسیم رحمت دارد، رئوف است، سعه صدر دارد، همه را می پذیرد. با زبان استدلال با افراد روبه رو می شود. اسلام دینی است که می تواند با پیشرفت های جامعه بشری همسو و پیشتاز شود.
توصیه ای از علی(ع) که برای امروز بسیار آموزنده است
موسوی با اشاره به دهه اول انقلاب گفت : در آن زمان در این زمینه ها مشکلی نداشتیم ، ما ابداعاتی در سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد جنگ و … داشتیم و احساس نمی کردیم از قافله بشری در زمینه تلاش برای دستیابی به تکنولوژی، تمدن، سیاست و امثالهم عقب ماندگی داریم. لذا من معتقد بودم در هر موقعیتی که هستیم باید بین همسایه ها، همشهری ها و در سطح ملی این قضیه را نشان دهیم. فکر می کنم آن وصیتی که حضرت علی(ع) در آخرین لحظات داشتند(کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا) حامی مظلومین و مخالف ستمگران باشید یک توصیه ی فوق العاده است. یک نیروی مسلمان و دینی باید شهرت به این پیدا کند که در کنار مظلومین است هر جا که باشد و مخالف ظلم است هر جا که می خواهد باشد.
استقلال در نزد ایرانیان یک ارزش جا افتاده است
به جنبش سبز تهمت وابستگی می زنند و خود دنبال نامه نگاری و جلب توجه هستند
وی این موضوع را دارای اهمیت بسیار عنوان کرد و افزود: همین موضوع هویت اسلامی ما را نگه می دارد. ما واقعا نیازمند آن هستیم که اسلام را خوب معرفی کنیم تا جوان ها و ملت خودمان را نجات بدهیم وگر نه دلیلی ندارد که گرایش ضد دینی گسترده ای را خدای ناکرده در جامعه شاهد باشیم.
موسوی درباره استقلال جنبش سبز گفت: این حرکت(جنبش سبز) صد در صد یک حرکت مستقل است ولی مخالفان به جنبش سبز نسبت ناروا می دهند و آن را به سلطنت طلبها، منافقین، آمریکا و اسراییل منتسب می کنند. در حالی که آنها خودشان با یک حالت زیگزاگی که بیشتر به سیاست خارجی ما لطمه می زند نامه نگاری هایی با سرکرده های قدرت های جهانی دارند. از یک طرف فحش می دهند و از طرف دیگر دنبال جلب نظر چین، روسیه و یا دیگری هستند. آنگاه ما را به رابطه خارجی متهم می کنند. این به این دلیل است که استقلال یک ارزش جاافتاده ای در میان ملت ماست. ملت ما نسبت به این مسئله حساسیت دارد و اگر یک حرکتی را به خارجی ها منتسب کنند طبیعی است که آن حرکت لطمه می خورد و چهره اش مکدر می شود.
آنچه اعتقادات مردم را قربانی می کند
وی افزود: وقتی حکومت می آید روزنامه ها، سخنرانی ها، هیئت ها و احزاب را می بندد و حتی یک کانال نمی توانیم داشته باشیم و یا یک مناظره نمی توانیم انجام بدهیم و … در چنین حالتی است که صدای بیگانه در کشور بزرگ می شود. از یک طرف دولت و از طرف دیگر آنها، سرانجام این وسط چیزی که در دو لبه قیچی از بین می رود همان اعتقادات اصیل است که به نظر من در بدنه اصلی جنبش سبز وجود دارد. ما فکر می کنیم چیزی که در این جنبش مهم است تجربیات خوب سی ساله انقلاب است که باید تلاش کنیم جمع بشود. سپس یک حرکت جمعی داشته باشیم. این فضای پیرامونی ماست که ترسیم کردم، فضایی که هر روز با یک مشکلی روبرو هستیم.
آنها می خواهند جمعیت ما متفرق شود و مردم باید مراقب هم باشند
شمشیر نمی کشیم تنها عنصر پیش برنده ما آگاهی است
موسوی گفت: امروز یکی از نشریات سپاه را خواندم که نوشته باید امتیاز فعالیت مجمع روحانیون مبارز را هم لغو کرد. آنها نگاهشان اینطوری ست، می خواهند تمام تشکل ها را از بین ببرند و یقیناً بعد به حساب بقیه ی تشکل ها و گروه ها خواهند رسید. در چنین حالتی شبکه ها و هیئت ها اهمیت فوق العاده ای پیدا می کنند. مواظب خود بودن، مواظب خانواده بودن، مواظب محله بودن، مواظب جامعه و هر چه پیرامون ما هست بودن، اهمیت زیادی پیدا می کند. ما در این مصاف ، نمی خواهیم که شمشیر بکشیم و با یک حالت رزمی به میدان برویم. ما تنها عنصری که داریم و قدرتش از همه اینها بیشتر است ایمان و آگاهی است. باید این دو را تقویت کنیم. ایمان به یک دین رئوف و دینی که امام مطرح کرد :پیشتاز و روشن، که بتواند در سطح جهانی و در سطح داخل پاسخگوی مشکلات باشد. از طرف دیگر آگاهی نسبت به حقوق اساسی مردم. مردم باید بدانند که حقوقی دارند و حقوق آنها دارد ضایع می شود.
در انتخابات حکومکت نباید برای مردم تصمیم بگیرد
اینگونه نمی شود کشور را اداره کرد…
وی یکی از حقوق مردم را برگزاری انتخابات آزاد عنوان کردو گفت: نباید حکومت برای مردم تصمیم بگیرد. وقتی از دور نگاه می کنیم به زشتی این کار پی می بریم که مثلا چهار پنج نفر که به فرض خیلی آدم های عالی که تمام حسن های جهان در آنها جمع شده باشد، بنشینند یک عده ای را کنار بزنند، عده ای را انتخاب کنند و بعد به یک ملت هفتاد و پنج ملیونی بگویند از داخل اینهایی که ما انتخاب کردیم انتخاب کنید. این بدترین حالت برخورد با یک ملت است. زشتی این کار را نمی-فهمیم ، چون داخل آن هستیم و لمس نمی کنیم. بله وقتی که یک نماینده ای خائن از آب درآمد با او باید با شدت و غلظت برخورد کرد و او را بیرون کرد. از گذشته هم برای این کار راه داشتیم اما حالا انتخابات را به این شکل انجام می دهیم که مدام گزینش انجام دهیم، تمام دهان ها را ببندیم، تمام مراکز اطلاع رسانی را توقیف کنیم تا آن کسی که ما می خواهیم، رأی بیاورد و بعد صندوق ها را هزار جور دستکاری بکنیم و تخلفات عجیب و غریب انجام بدهیم. اینطور که نمی شود کشور را اداره کرد(دراینصورت) کشور به اینجا میرسد که الان تهدیدات خارجی پشت دروازه کشور ماست و از لحاظ سیاسی، امنیتی، اقتصادی تهدیدات داخلی بیشتر است.
وی در فراز دیگری از سخنان خود با اشاره به مسائل اقتصادی کشور گفت: یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی، میزان سرمایه گذاری است که الان پنج،شش درصد است در حالی که باید بین دوازده تا چهارده درصد باشد. این کاهش به معنای ، بیکاری، فقر، فساد، فشار آمدن روی طبقات حقوق بگیر و امثالهم است. یا مثلا گفته شد رشد اقتصادی کشور امسال صفر خواهد شد.البته اطلاعات شفاف وجود ندارد، یک دفعه عده ای می نشینند تصمیم می گیرند و تمام اطلاعات مربوط به فساد و نیز اطلاعات راجع به لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها قطع می شود. افرادی به دنبال آمار و اطلاعات هستند تا برای آینده کشور پیش بینی داشته باشند، عوض اینکه این افراد فرصت شمرده شوند به عنوان تهدید مطرح می شوند. سعی می شود که تمام اطلاعات قیچی شود و نتیجه این می شود که شرایط بسیار وخیمی داشته باشیم.
گسترش آگاهی مهمترین زمینه تغییر به نفع اسلام
وی افزود: کار ما آگاهی دادن به مردم نسبت به این مشکلات و بسط و گسترش آن است. حقوقی که مردم دارند گسترش این آگاهی ها و اطلاع از حقوق خود یعنی همان اصلی ترین و مهم ترین عنصری است که می تواند زمینه تغییر را به نفع اسلام و انقلاب و آتیه ی کشور ایجاد کند به شرطی که حالت اجماع نسبت به این مسأله بوجود بیاید. من فکر می کنم بعد از انتخابات در این زمینه پیشرفت کرده ایم.
میزانی برای سنجش موفقیت جنبش سبز
وی میزان حضور مردم در تجمع های خیابانی را معیار درست برای سنجیدن جایگاه جنبش سبز عنوان نکرد و گفت : ما نباید بگوییم که خیابان ها زمانی از جمعیت زیاد و در زمانی کم بود و بر این اساس بسنجیم که جنبش سبز در کدام نقطه ایستاده است. باید شاخص و اطلاعاتی داشته باشیم که ببینیم آگاهی از این حقوق چقدر است تا اینکه بدانیم در آینده چگونه باید کشور اداره شود؟ آیا این آگاهی در سطح جامع گسترده تر شده یا کم کم دارد دایره اش تنگ تر می شود. اگر ما نسبت به این موضوع پیشرفت داشتیم زمینه ی تغییر جدی را در کشور ایجاد کرده ایم.
آنچه جریان حاکم را به رسانه ها حساس کرده است…
موسوی تاکید کرد دلیل حساسیت جریانی که برسر کار است نسبت به رسانه ها همین است و این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر هیچ بحرانی نداشتیم که روزنامه ای مانند بهاربسته نمی شد و یا یکی دو مناظره ای که بیشتر نگذاشتند پا بگیرد و برنامه قطع یا یکطرفه شد. تمام این ها نشانگر اهمیت این مطلب است که قدیم می گفتند پاشنه آشیل و یا چشم اسفندیار.
دامنه آگاهی را به روستائیان و کارگران و کشاورزان بکشانیم
همه باید در صدا و سیما تریبون داشته باشند
وی آگاهی را مهمترین مسئله عنوان کرد و گفت: باید آگاهی را گسترش دهیم، باید دامنه آگاهی را به روستاییان، کشاورزان، صنعتگران، کارگران و معلمان بکشانیم به آنها بگوییم این زندگی، شایسته شما نیست. شما حق دارید که یک نماینده بفرستید.شما حق دارید که صنعت مستقل داشته باشید، اقتصاد ملی خوبی داشته باشید. از چنین حقوقی برخوردارید. شما حق دارید در جامعه صحبت و نظر خودتان را اعلام بکنید و به نظر شما باید اهمیت داده شود این صدا و سیما از پول جیبی شما اداره می شود. شما باید پشت این تریبون ها باشید.
وی با اشاره به خاطره ای از حضرت امام (ره) گفت: یادم هست که حضرت امام رحمه الله علیه میگفتند چرا اینقدر عکس من در روزنامه ها چاپ می شود . اصلاً غدغن کردند. در یک جلسه خصوصی به آقای محمد هاشمی رئیس وقت صدا و سیما از بابت زیاد نشان دادن تصویر ایشان گلایه و ابراز ناراحتی زیاد کردند. خود بنده از میدان امام مقابل ساختمان مخابرات رد می شدم دیدم شیشه هایش از بالا تا پایین عکس امام را زده اند، ناراحت شدم زیرا آن حالت اغراق آمیز، وضعیت آن اداره را به هم می زد و با اعتقادات ما هم ناسازگار بود. نمی دانم نبوی یا غرضی وزیر مخابرات بود، تماس گرفتم و گفتم جمع شود و جمع شد. خیلی طول نکشید حاج احمد آقا با من تماس گرفت و از قول امام از من تشکر کرد و خب این وضعیت آن موقع امام بود.
با این انتخابات واتفاقات بعد از آن ، ایده برگشت به حقوق اساسی متولد شد
وی خاطرنشان ساخت: باید به مردم اینها را انتقال بدهیم و اینکه حکومت دینی و جمهوری اسلامی به معنای باز شدن تمام راه ها برای ابراز نظر و خلاقیت آنها و بودن آنها در صحنه واقعی است نه اینکه آنها نتوانند از این صدا و سیما و امکانات عادی هم استفاده کنند.برداشت من این است با این انتخابات واتفاقات بعد از آن یک ایده ای در داخل کشور مبنی بر برگشت به حقوق اساسی متولد شد که برگشت ناپذیر است. کافیست که از این، مثل یک گیاه و گل پاسداری کنیم وبگذاریم تناور وگسترده شود. در قرآن آمده است که خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر دهند. این آگاهی زمینه تغییرات وسیعی را در جامعه و حکومت ایجاد خواهد کرد.
جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم
موسوی تاکید کرد، باید برای راهمان برنامه داشته باشیم و بیش از همیشه باید به این مسئله معطوف شویم که این جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم و با گسترش آگاهی ارتباط به روزی با آنها داشته باشیم و به آنها بگوئیم وضعیت کارگری و اقتصادی و… موقعی خوب می شود که نمایندگان واقعی شان در مجلس باشند ونمایندگان مردم هم بتوانند در صدا و سیما نظرات آنها را نقل کنند و مردم هم بتوانند مواظب فساد باشند.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به دوران ابتدایی پیروزی انقلاب گفت: در ابتدای این انقلاب اینجور نبود که بگویند شما چرا ریخت و پاش کردید؟ بلکه همه مراقب یکدیگر بودند. آن ایمان و اعتقاد گسترده باعث می شد مراقب خویش باشند. کافی بود در اداره ای کسی کمی پایش را از گلیم اش جلوتر بگذارد خود کارمندان بر خورد می کردند و خود جامعه این حالت را داشت. جدا شدن شما از این نوع نظارت ها یقینا باعث فساد می شود که البته این به منشوری نیاز دارد که تهیه شود.
سینه به سینه و با خلاقیت انتقال اطلاعات کنیم
وی موضوع مهم دیگر را در ارتباط با فعالیت های رسانه ای برشمرد و گفت: ما باید روش هایمان را به روزتر کنیم. حالا که روزنامه نداریم باید راه های تازه ای پیدا کنیم ضمن آنکه دنبال روزنامه هستیم تا از طریق قانونی رسانه داشته باشیم اما از طریق رسانه های مجازی که یقیناً جزء حقوق ماست از طریق هیأت ها از طریق خانواده و سینه به سینه باید اطلاع رسانی کنیم. این اطلاع رسانی هم باید حول مسئله ای که در آن اجماع داریم با روش های جدیدی که در حین کار به دست می آوریم انجام دهیم .دائم باید فکرهای نویی ارائه دهیم که یک جمع خلاق را داشته باشیم و روش های نو برای جامعه مان داشته باشیم.
وی با ذکر مثال از یک تئوری که در هنر مطرح هست گفت : در نظریات فلسفی هنری بحثی است مبنی بر این که یک طیفی از هنرمندان نگارگر وقتی می خواهند نقاشی کنند اول می نشینند راجع به آن فکر می کنند ،اجزاء، حجم و رنگ را در ذهن می آورند در ذهن که تکمیل شد هنرمند در جلوی بوم قرار میگیرد و شروع به نقاشی کردن می کند. یک طیف دیگر هستند که می گویند، با احساس زیبا شناسی و با تناسب رنگها کار را آغاز می کنیم اما از اول حاصل کار را تعریف نمی کنند .در نظریات سیاسی مشابه این دو را می توانید پیدا کنید.قبل از انقلاب مارکسیست ها خیلی فعال بودند. دلیل انشقاق آنها این بود که سعی می کردند یک حکومت بی طبقه ای را با تمام ابعاد و ویژگی هایش ترسیم بکنند و به طرف آن حرکت کنند. برای همین طرح چینی استالینی داشتیم که متمایل به آلبانی انورخوجه و یا حکومت از نوع کاسترو و امثال اینها بود.در گروههای اسلامی هم همینطور بود آنها هم ترسیم کاملی از حکومت داشتند که در نتیجه یک نوع جدایی و انشقاق و یک دید افراطی در اینها ایجاد کرده بود.
وی تصریح کرد: اگر ده سال قبل از انقلاب به حضرت امام (ره) می گفتند حکومت شاه که سرنگون شد ابعاد حکومت شما چیست؟ ایشان مثل کمونیست ها و مارکسیست ها نظر مشخص نمی دادند مبنی بر اینکه ابعادش، مشخصاتش این باشد مجلسش این باشد، بعد براساس آن باید حرکت بکنیم.
معیاری که جنبش سبز بر اساس آن حرکت می کند
موسوی با اشاره به جنبش سبز خاطر نشان کرد: جنبش سبز بر اساس معیارها و الگوهای دوم حرکت می کند، معیاری که می گوید حقوق اساسی مردم باید رعایت شود، عدالت و آزادی باید باشد. این کار تحقق نمی پذیرد مگر آنکه همه ملت را دور هم جمع بکنیم. این ملت و شهروندی که مالیات می دهد محترم است و هر کس که قوانین داخلی کشور را رعایت می کند محترم است.از اول هم اساس بر همین بود. روزهای اوّل پیروزی انقلاب گروههای چپ و راست حتی غیر مذهبی ها خدمت امام می رسیدند و دائم با ایشان ملاقات می کردند.برای اینکه تصور بر این بود نظامی داریم که تمام اقشار را می تواند در بر گیرد. این هیچ نوع منافاتی با جمهوری اسلامی حکومت اسلامی و حکومت دینی نداشت.
نخست وزیر امام افزود: هم اکنون هم تصور و ایده ایی که جنبش سبز باید ارائه دهد این است که بتواند بیشترین نیروی ممکن را در خودش جمع کند.همان جوانی که امروز به خاطر بد کار کردن حکومت از دین بیزار شده است وقتی درست عمل کنیم راه بازگشت او را فراهم کرده ایم و این برای ما اهمیت زیادی دارد. یعنی بازگشت وسیع مردم به سمت دین موقعی است که از دین شعارهای خوب و سعه صدر ببینند، کار آمدی ببینند. در آن حالت ما کمترین روی گردانی را از دین و از اسلام و ارزشها و میراث های فرهنگی و قدیمی مان خواهیم داشت.
وی به روشن شدن بیشتر مشخصات جنبش و این حرکت تاکید کرد و گفت: با این مشخصات و این حرکت را به مردم منتقل کنیم .باید به مردم بگوییم ما دنبال قدرت و دسترسی به قدرت نیستیم. حکومت مال همان کسانی باشد که الان هست اما این معیارهایی که مطابق اسلام و فطرت است را رعایت کنند. مردم را کتک نزنند و بگذارند مردم آراء خودشان را راحت در صندوق ها بریزند ، بگذارند مردم حرف بزنند، همان که قانون اسلامی تصریح دارد، بگذارند رسانه ها آزاد باشند. ما نمی خواهیم رسانه ایی باشد که به دین فحاشی کند.
زندانیان گمنام …
به راحتی انگ محارب می زنند
وی با اشاره به زندانیان گمنام گفت: الان در زندان متأسفانه غیر از افرادی که شناخته شده اند زندانی های عجیب و غریبی می بینید که پنج سال – شش سال به دلیل اینکه در ۲۵خرداد در راهپیمایی شرکت کرده اند محکوم شده اند. ما می گوییم این را دین نمی پذیرد، اسلام نمی پذیرد،این با هیچ مبنای دینی که ما می شناسیم سازگاری ندارد. بیایید ثابت کنید که دین اسلام چنین است. تا یکی کوچکترین تکانی می خورد زود یک مارک محارب میزنند. الان زندانیانی هستند که ناشناس هستند، پرونده بعضی شان اصلا گم می شود ،برخی هستند ماهها اصلا کسی سراغشان نمی رود. آنکه مشهور است به او می رسند چون بالاخره اسمش در سایت ها مطرح است. افرادی هستند که تکلیفشان واقعاً روشن نیست، ما می گوییم اسلام با این مسئله سازگاری ندارد.
موسوی افزود: می گوییم مرّ اسلام را بگویید، آیا مرّ اسلام با اینها سازگار است. ما چنین چیزهایی نداریم.این حرف ها را مردم می پسندند دلیلش این است که با فطرت آنها و اعتقادات دینی آنها و با تجربه روزانه آنها سازگار است. در خصوص مسائل سیاسی اقتصادی هم همین طور است. کجای اسلام گفته شما دائم در تمام دنیا بگردید و برای خودتان دشمن ایجاد بکنید. در دنیا در سطح بین الملل تقریباً هیچ کشوری نیست که در داخل یک بلوک رسمی نداشته باشند تا درآن جمع، تصمیم گیری جمعی بکنند. درآمریکا که ابرقدرت است و نیروی نظامی، بمب اتم، رسانه و سرمایه وسیعی دارد که در تمام دنیا در گردش است به عنوان یک قدرت بزرگ در رابطه با مسئله هسته ای با ما مشکل دارد ببینید با این مشکل چگونه مواجه می شود.یعنی کشوری که یقینا از لحاظ قدرت مادی، استغنایش از ما بیشتر است. او سعی میکند بین متحدینش وفاق ایجاد کند حتی رقبایش چین و روسیه را راضی کند تا درباره پرونده هسته ای ایران به یک اجماع حداکثری برسد.حال، ما که به این روش ها توجهی نداریم هیچ، کارمان این شده است که دشمن گیری کنیم.
از حقوق اساسی ملت نباید بگذریم
مهندس موسوی تصریح کرد: از حقوق اساسی خودمان نباید بگذریم اما ضعف و ناتوانی و عدم تدبیرمان را هم نباید به اسلام نسبت بدهیم. این اصلاً ربطی به اسلام ندارد ما می توانیم کشوری اسلامی و بهترین موقعیت و دوستان را در جهان داشته باشیم و از طرق سیاسی در جاهایی که لازم است از خودمان دفاع کنیم .چنانچه ملت ما در دفاع مقدس نشان دادند بر سر ارزش ها حاضرند تا آخرین قطره خون بایستند. با این که به طور قطع بهترین فرصت های توسعه کشور را با افزایش قیمت نفت از دست دادیم و درآمدهای عظیمی که در چهار پنج سال اخیر به دست آوردیم همه را به باد فنا دادیم و متأسفانه برعکس موقعیت کشور را به سمت بدتر شدن با بد استفاده کردن از درآمدها بردیم. من میگویم اینها باید شناخته شود و دوستان، آنهایی که در زمینه اقتصاد نظریه پردازند به یک شکل، آنهایی که از نظر فرهنگی صاحب نظرند به شکل دیگر، این آیتم ها را به اطلاع مردم برسانند تا زمینه دگرگونی در این وضع ایجاد شود.
مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم
کم هزینه ترین راه برای نجات کشور از مشکلات…
راه حلها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت نیستیم دائم باید اعلام بکنیم
موسوی خاطرنشان کرد :از طرف هم باید دلسوز باشیم و مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم و بگوییم راهی که شما می روید بیراهه است. در اطلاعیه شمارۀ هفده یک موضوع اساسی را طرح کردیم که خیلی توجه نشد، گفتیم شما فکر نکنید وقتی با کسی قرارداد می بندید اصلاً جنبش سبز وجود ندارد. شما همین چهار پنج تا کار را بکنید خواهید دید این آب گل آلود کشور و این وضعیت بحرانی کشور به سمت بهبود خواهد رفت. ما راه حل ها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت دیگری نیستیم دائم باید اعلام بکنیم. بگوییم که کم هزینه ترین راه برای اینکه کشور از این مشکلات نجات پیدا کند این است که شما در رویه تان تغییراتی ایجاد کنید.
هر کس که بر خلافشان حرف بزند را صهیونیست و منافق می نامند
وی این موضوع را مطرح کرد که در سیاست خارجی وقتی یک رویه مهم در یک کشور می خواهد اتفاق بیفتد و می خواهند تصمیم بگیرند حتی درآن کشورها سعی میکنند نظر اپوزسیون را هم جلب کنند. لااقل از دشمنان تان درس بگیرید که هیات دولتش در کنار حزب رقیب می نشینند و در مورد یک موضوع بزرگ بحث می کنند . این جلسات هر سال بک بار دو بار در سال پیش می آید و در همه دنیا این وجود دارد.
مرده هایی سیاسی که توسط حکومت زنده شدند
به اعتقاد موسوی، این روشی که هر کس بر خلاف شما صحبت کند و راه حلی ارائه دهد را صهیونیست یا منافق می نامید و او دلبسته به آمریکا، برانداز و محارب می شود این به نفع شما و به نفع کشور نیست ،این تقویت محارب و منافق است. منافقین با این جنایت هایی که در داخل کشور داشته اند ، با این همکاری هایی که با صدام داشتند مرده ای شده بودند که ننگ ابدی بر پیشانی انها مانده است. شما وقتی فرزندان این ملت که دو سه میلیونشان در یک روز یک خیابان را پر می کنند به منافقین نسبت می دهید ، آیا شما منافقین را تضعیف می کنید؟ یا نفاق را تقویت می کنید؟از آنطرف جریان سالمی که در کشور جامعه را متمایل به اسلام می کند، شما پیشانی بند جبهه آنها را که به عنوان یادگاری حفظ کرده اید پنهان می کنید که به آنها نگویند بسیجی و طرفدار امام.
باید به حضرات گفت ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟
وی با اشاره به خاطره ای از دیدار با خانواده یکی از شهدای سبز گفت : آنجا موضوع جالبی را دیدم . عکس های قبل و بعد از انتخابات این شهید برای من خیلی تکان دهنده بود، زیرا نشان می داد که یک جوان دانشجوی آنچنانی ، با آن طبع جوانی در جریان بحث های انتخاباتی و راه پیمایی ها چنان تغییر کرده بود که با ته ریش و پیشانی بند یاحسین(ع) یعنی همان چهره ی بسیجیان در طول دوران دفاع مقدّس که مادران آنها را می بوسیدند و روانه ی جبهه می کردند عکس گرفته بود. خب وقتی یک جریان سالمی در کشور وجود دارد به این حضرات باید گفت: ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟
برخی اشکالات به دلیل محدودیت هاست
موسوی همچین در تبین خطوط و چارچوب جنبش سبز گفت: در عین حال من قبول دارم که کمی با عدم تعیین ها روبرو هستیم با توجه به اینکه ما تشکیلات نداریم چون هر تشکیلاتی را بر می چینند، روزنامه نداریم و… می تواند خطر ساز باشد. لکن باید یک خطوط کلی انشاا… تبیین شود.الان هم در جامعه مخصوصا در فضای دانشگاه وضعیت بهتری ایجاد شده و جامعه دانشجویی به سمت عقلانیت بیشتری رفته است. طبیعی هم هست ، در یک دانشگاه پنجاه دانشجو را ممنوع التحصیل کرده و ده نفر را گرفته اند . بچه ها محتاطتر شده،این به معنای بازگشت نیست به معنای بیشتر فکر کردن است و به دنبال راه حل های تازه تر رفتن است.
خشونت هرگز؛ راه حل ها فقط مسالمت آمیز باشد
موسوی اظهار امیدواری کرد تا راه حل های اسلامی مسالمت آمیز خدای نکرده در این جریانات فراموش نشود و جوانان هرگز به راه حل های خشن روی نیاورند. چون با این همه دستگیری و سرکوب و زدن و گرفتن به جامعه نمی توان مطمئن بود. در آینده حرکت های خشن و تند یقیناً به ضرر ملت ماست و به ضرر جنبش سبز است که باید مراقب باشیم این اتفاق نیفتد .
وی در پایان با یاد دوباره روزهای جبهه و جنگ گفت: ملت کم قربانی نداده است و بنده در انتها باز هم برمی گردم به صحنه های جبهه ها. من همیشه غبطه می خوردم به آن فضاهای نورانی، طوری نشود که از آن فضاهای روحانی نتوانیم به راحتی در جامعه صحبت کنیم. زیرا الان چنین حالتی بوجود آمده که کم کم این ارزش ها هم دارد زیر سؤال می رود.
میرحسین موسوی دعا کرد تا انشاالله خداوند این بحران را در نهایت به نفع ملت و انقلاب ختم کند تا ما شرمنده ی خون شهدا نباشیم.















۲۲۲ دیدگاه
در پاسخ به دختر سبز موسوی، من هم تا حدودی با پاسخ مهدی موافقم.
اکنون وقت آن نیست که ما بر سر اختلافاتمون تاکید داشته باشیم و نباید سعی کنیم که اعتقادات طرف مقابل رو زیر سوال ببریم بلکه باید به دنبال نقاط مشترک مانند رسیدن به آزادی، آزادی اندیشه، آزادی عمل، آزادی عقیده، آزادی فعالیت احزاب و صنف ها و مطبوعات،…، عدالت واقعی، رسیدگی به وضع بیکاری، کارگران، معلمان و… و… و انتخابات آزاد به معنای واقعیش باشیم.
کشورمون از تفکرات بسیار متفاوت تشکیل شده و این آسان آست که هر تفکری را صرفا به دلیل نوع تفکرش کنار بزاریم (همون رویه ای که اکنون می بینیم)، ولی هنر جمع کردن اکثریت برای رسیدن به هدف مشترکه و دادن این امیدواری که همه ی اختلافات ما میتواند بر سر صندوق رای در انتخابات آزاد حل شود. وقتی احزاب، مطبوعات آزاد و انتخابات آزاد وجود داشته باشند و آگاهی مردم و استقامتشون سر خواستشون بالا بره مطمعنا به این راهی که انقلاب منتهی شد نخواهیم رفت.
و آخر نظر من اینه که قبل و بعد از پیروزی سعی نکنیم بت بسازیم از کسی و یا تفکری رو برتر از دیگران قرار دهیم، تنها بزاریم انتخابات آزاد مشکلمون رو حل کنه. امیدوار باش به سرانجامی خوش
در ضمن روز کارگر و معلم رو فراموش نکنیم که اینها دو نیروی اساسی هستند برای جنبش سبز.
در انتظار خواندن بیانبه مهندس موسوی به این دو مناسبت
“ما بیشماریم”
سلام بر سیدمظلوم وشجاع
بازمانده دوران دفاع از ملت با یک پا
هستم همراهت ای سید
وقیحانه برخورد میکنند وباکرامت پاسخ می دهی همچو جدت حسین ابن علی
آری برای تو همراهان سبز علوی وحسینی ات قایق نظامی که قرار بود اسلامی باشد واکنون نه تنها که اسلامی نیست بلکه انسانی هم نیست جایی ندارد تو وما باید سوار بر سفینه النجاه حسین ع اسلام حقیقی نه اموی را برجهانیان بنماییم
این اتهامها و حمله ها بس شیرین وزیباست
دیدی که زینب برای عاشورا گفت “من جز زیبایی ندیدم
بابا جون خسته نشدی این همه لجن پراکنی کردی این همه دروغ رواج دادی این همه چوب لای چرخ نظام گذاشتی، تو باعث شد دشمن کشورمون نسبت این نظام بیشتر دندون تیز کنه و پروتر بشن و جرات پیدا کردن که توهین کنند. من جای تو باشم میروم به درگاه خداوند زجه میزنم و درخواست استغفار می کنم که لطمه بزرگی به پیکر اسلام و نظام اسلامی زدی. بابا بسه دیگه الان همه مردم می شناسن تورو، چشمت نره پی این ۳۰۰-۴۰۰ نفری که دور و اطرافت هستند کل کشور ۷۵۰۰۰۰۰۰ نفر هستش نه ۴۰۰ نفر.
اقای موسوی راست گفتی اسلام تو با اسلام اینها فرق دارد . در اسلام تو باید کشت باید همه جاها را آتش زد باید دخترها و پسرها حرمت را بشکنند باید ناموس مردم ، از هم تشخیص داده نشود ….
سایت کلمه اگر جرات دارد قسمتی را در خصوص نظرخواهی از جنبش سبز بگذارد که آیا مردم از این جنبش به اصطلاح سبز راضی هستند یا نه
ما بچه های ملایر همچنان سبزهستیم وخواهیم ماند تا موفقیت جنبش سبز.
با ایشان میمانیم که باشیم
من با دختر سبز موسوی موافقم. فکر هجرت کردن به خارج (نه فروختن کشورم) به ذهن من هم رسیده . من خیلی دوست دارم اگه شرایطش رو داشته باشم . به یکی از سرزمین های اسلامی (نه اروپا و آمریکا) هجرت کنم و از ایران برم. ولی خوب هر جا ی دنیا که بری خونه ی آدم نمی شه.(این در مورد خارج که خیلی ها حساسند و البته حق هم دارن چون هر کس می ره . یه راست می ره اروپا و آمریکا که از لحاظ اخلاقی و فساد اونجا تو خطر می افته و ممکنه از لحاظ سیاسی اصلا ضد انقلاب و اسلام بشه . به خاطر این می گن کشورشو فروخته. ولی من همون دیدگاه سید جمال الدین اسد آبادی رو قبول دارم .همه ی بلاد اسلامی سرزمین منه . و زیاد به این مرز بندی ها اهمیت قائل نیستم . و همونطور که دوست دارم از ایران در مقابل آمریکا دفاع کنم . از فلسطین در برابر اسرائیل و………)
در مورد اختلاف شدید دیدگاه ها هم با دختر سبز موسوی موافقم . به نظر من ای کاش می شد یه حزب سیاسی درست کنیم تا در اونجا دیدگاه مون رو مطرح کنیم . چون مهمترین حرف ما اجرای قانون اساسی هستش . همین قانون . ولی بعضی ها همراه جنبش هستند که به قانون اساسی ما اعتقاد ندارند . به نظر من این ها از دشمن هم دشمن ترند . ممکن کسانی اصلا امام خمینی رو قبول نداشته باشند و همراه ما هستند در حالی که ما داریم دیدگاه امام در مورد جمهوری اسلامی رو مطرح می کنیم.
کسانی هم که خودشون رو ولایت پذیر می نامند و ادعا دارند . اولا برند یه سر به سایت امام خمینی بزنند . بعد ادعا کنند . (من مطمئنم وقتی که به سایت امام خمینی سر بزنند و تفکرات امام رو راجع به جمهوری اسلامی شنید . می فهمه تفاوت هاش رو با حکومت الان و همچنین تند رو های سبز هم اگه سر بزنند می بینند که باید دنبال چی باشند و تفاوت های ۱٫جمهوری اسلامی (از دید امام) با ۲٫جمهوری اسلامی (از دید شریعتمداری ها) یا ۳٫جمهوری ایرانی( که فکر می کنند خوبه ولی این طور نیست) . به نظر من کسانی که به مورد اول اعتقاد دارند راه درست رو می روند . و مطمئنا میر حسین موسوی مورد اول رو قبول داره نه مورد سوم رو. پس سبز تندرو تکلیفت رو روشن کن با مورد اول هستی یا نه؟ اگه نیستی نباید بری با رنگ سبز بنویسی جمهوری ایرانی که با این کارت بیشترین لطف رو به صدا و سیما این باند احمدی نژاد می کنی.)
آقای به اصطلاح دلسوز ۴۰۰ نفر آگاه ارزششون هزاران برابر بیشتر از میلیون ها نفر نا آگاه هستش. اون میلیون ها نفر هم اگه آگاه بشن مطمئن باش لحظه ای ای با این جمهوری اسلامی نمی ماندند و منتظر آمدن جمهوری اسلامی با دیدگاه لینک زیر می شوند. باید این جمهوری اسلامی اصلاح بشه و برود به طرف لینک زیر
http://www.imam-khomeini.com/ShowItem.aspx?id=11643&cat=11609&lang=fa
امیدوارم این نظر درج بشه چون هی تلاش می کنم. سه ساعت می نویسی بعد چون فیلتر شده این سایت نظرات نمی ره.
موسوی شیرین گفتی..
دوستت داریم مرد. ولی کلمه عزیز نمیشود این سیل عظیم کامنت ها را به صورت صفحه به صفحه نشان داد؟
سبز میمانیم تا پیروزی..
بسیجی هم بسیجی های قدیم، امروزی هاشون بجز فحش و ناسزا چیزی بلد نیستند..
مورد توجه جناب ناشناس که پشت هم ۲-۳ تا پست گذاشته بود.
البته جنبش سبز به نظر و عقیده مخالف احترام میگذارد به شرطی که از ادبیات لمپنی (مانند رئیس دولت …) استفاده نکند و دلیل و استدلال کافی برای ادعای خود بیاورد و اگر نه انگ و تهمت زدن به دیگران از آب خوردن راحت تر است( کاری که حکومتیان و رسانه هایشان میکنند).
آقای موسوی لطفا بفرمایید ما چگونه میتوانیم مثل شما از کشتی این نظام پیاده شویم.؟
نظامی که هیچ نظمی در آن یافت نمیشود .
در زندانهایش مردم بیگناه کشته میشوند.
حمله به دانشگاههایش به عادت ارباب قدرت تبدیل شده است.
ارکان قدرت در آن فقط دروغ میگویند و به دروغگویی افتخار میکنند.
رئیس دولتش بی ادب ترین دکتر دنیاست.
قرار بوده استقلال داشته باشد اما حتی سنگ قبر را هم وارد میکند.
تهمت به افراد در تمام رسانه هایش ترویج میشود.
افرادش هرچه مفسدتر باشند به قدرت بیشتری دست پیدا میکنند.
آقای موسوی لطفا راهنمایی بفرمایید
آقا بهمن عزیز
از شما و همه بینندگان این کامنت خواهش می کنم سری به لینک زیر بزنین و فایلهای سخنان آقای مهندس نبوی را در زمان استعفا از نمایندگی مجلس ششم که در چهار قسمت قرار داده شده گوش کنین یا متن تایپ شدشو بخونین. آقا بهمن امید وارم گوشه ای از ابهامات شما پاسخ داده شود:
http://www.emruznews.com/2010/04/post-594.php
بنده ضمن تایید سخنان خانم “نرگس” در جواب “دختر سبز میرحسین” که متن آنرا در زیر آورده ام چند نکته دیگر را نیز به آن افزوده ام:
“”"من هم اعتقادات شما را دارم والبته چادری هستم من در بحث با دیگران ابتدا می خواستم طرف مقابلم را جنبش سبزی کنم در حالی که این اشتباه است در مقابل گروه اول که از دولت حمایت می کنند باید اشتباهات انها را بهشون گوشزد کرد والبته فقط گفت وسخت گیری در پذیرفتن انها نکرد وایات قران را استدلال قرار دهیم
در مقابل گروه دوم که بسیار افراتی وضد انقلاب جنبش سبزی هستن انها را با مبانی اسلام واخلاق ومنش امام اشنا کرد وبه انها بگوییم که امام هم اشتباهاتی داشته واین جزیی از وجود هر انسان است اما در مقابل خدماتی که کرده قابل مقایسه نیست
نکته دیگه اینکه تا طرف ما حرف های ما را تا حدودی قبول کرد از او بخواهیم نسبت به این وضع موجود تنها معترض باشد همین کافی است
همچنین سعی کنیم با رفتار و کردار خود مردم را به جنبش خود دعوت کنیم مثلا در فامیل وآشنا بنگرند که فلانی که جنبش سبزی است مهربان است ویا بخشنده است از خود گذشتگی می کند و……
ودر اخر در مورد رفتنتان به خارج من هم خیلی در این مورد فکر کرده ام اما اینجا مملکت ماست برای من است برای توست من وتو باید این مملکت را بسازیم پدران ومادران ما انقلاب کردند در زمان جنگ به جبهه ها رفتند اتفاقا دولتی ها می خواهند ما برویم مغز های این کشور بروند تا بیشتر مردم را در جهل نگه دارند مثل قضییه زلزله که گفتن تهران راخالی کنید.
(کسانی که به خدا توکل کنند هیچگاه غصه نمی خورند.)”"”"
دوستان و یاران سبز! شاید خیلی از شماها مانند بنده وقتی تنها رسانه در دسترسمان فقط و فقط صدا و سیما بود٬ مانند خیلی از مردم فعلی٬ به علت تبلیغات جهت دار و مغرضانه صدا وسیما٬ بدون آنکه از پشت پرده خبرهای ظاهرا معمولی هر روز و هرشب صدا و سیما خبر داشته باشیم٬ در صورتیکه قرار بود بین حاکمان و مخالفان آنها یکی را انتخاب کنیم طبیعتا با پس زمینه ذهنی ای که در ذهنمان حک کرده بودند حق را به حاکمان خود می دادیم. و با آن ذهنیت وقتی کسی سخنانی از جنس مخالفان با مطرح مطرح می کرد٬ از پیش در ذهن خود گناهکار و مجرم و ضد انقلاب می دانستیم و نیازی نبود که دادگاهی تشکیل شود و برایمان اثبات نماید که ایشان مجرم است یا خیر و این را که حکومت چرا آنها را آزاد گذارده به معنای وجود آزادی در مملکت خویش فرض می کردیم و خویشتنداری حاکمان را نیز به بزرگ منشی آنها تعبیر می کردیم. متاسفانه این موضوع واقعیتی است که درحال حاضر میان بسیاری از هموطنانان جاری است.
برای یافتن درمان این درد بزرگ کافیست به این فکر کنیم که ما چگونه اول “اصلاح طلب” و حال “سبز” شدیم؟ آیا کسی یا کسانی پیش ما آمدند و با چند بار صحبت ما را اصلاح طلب کردند؟ آیا فرد یا افرادی تصمیم گرفتند که ما را به جنبش سبز بپیوندند؟ مطمئنا نه! بلکه این خود ما بودیم که به تدریج با اطلاعات و اخباری که کسب می کردیم٬ در ذهن خود تحلیل می کردیم و تشخیص می دادیم که چه کس یا کسانی حق می گویند و سخنان و برنامه چه گروهی بیشتر در راستای منافع مردم و جامعه است.
تا آنجا که یادم هست (زمانیکه سن کمتری داشتیم) وقتی مبلغان حکومتی داشتند به اصطلاح آموزه های دینی یاد ما می دادند خیلی وقتها دستورات سیاسی دیکته شده از بالا و حتی گاهی برداشت شخصی خود از مسائل روز را با رنگ و لعاب دینی تحویلمان می دادند و در کنار آن به صورت تلویحی ما را از اینکه ٬مبادا گول کسانیکه خلاف آنرا می گویند بخوریم٬ می ترساندند. حال اگر کسی ٬ قبل از آنکه ما از پشت پرده آن موضوعات مطللع شده باشیم ٬ قصد تغییر نظر ما را داشت این تصور را داشتیم که او قصد فریب ما را دارد و با احساس افتخار از اینکه از قبل در برابر این فریبکاری واکسینه شده ایم با آن مواجه می شدیم. اما وقتی به تدریج وارد جامعه شدیم و بسیاری از حقایق به طرق مختلف برایمان روشن شد و دسترسی مان به اطلاعات بیشتر شد تازه متوجه شدیم چه افکار بلند و نابی که به عمد از آنها بر حذر داشته می شدیم!
نتیجه آنکه همانطور که مهندس موسوی عزیز فرموده اند مهمترین استراتژی افزایش “ایمان و آگاهی” است. در این راه نیز مطمئنا “صبر و استقامت” می باید داشت. فراموش نکنیم که امسال و هر سال دیگری سال “صبر و استقامت” بر “حق” است و “ان الله مع الصابرین”.
برای افزایش آگاهی نیز مطمئنا بهترین راه یاد دادن شیوه دسترسی به اطلاعات صحیح است. به عبارت دیگر تا جائیکه امکان دارد ماهی گیری را به مردم یاد دهید. خیلی از هموطنانمان به اینترنت دسترسی دارند ولی از امکانات خبری آن استفاده نمی کنند و فقط وقت خود را صرف چت و وب گردیهای بی ثمر می کنند! خیلی از مردم در منزل کامپیوتر دارند ولی از آن فقط برای دیدن فیلم و بازی های کامپیوتری استفاده می کنند! و اگر بدانند که با ۱۰ الی ۱۵ دقیقه وصل شدن به اینترنت در هر روز یا حتی هر دو-سه روز یکبار که هزینه خیلی ناچیزی هم دارد می توانند به اخبار ناب ٬ بدون هیچگونه سانسور و حتی بدون نیاز به استفاده از شبکه های غیر قابل اعتماد (VOA و BBC)٬ دسترسی داشته باشند ما قدم بزرگی در راه رسیدن به هدف خود که همانا آگاهی رسانی دائمی به مردم است برداشته ایم.
مطمئنا در هر خانواده یا فامیلی فردی یافت می شود که روشنفکر تر از بقیه است. بهتر است به سراغ آن افراد برویم و شاید کافی باشد که فقط او را مطلع کنیم و شیوه مطلع شدن را یادش بدهیم و کار آگاه کردن سایر خانواده را به عهده او بگذاریم.
مطمئنا در هر روستایی یک یا چند نفری که با سواد ترند و ارتباطات بیشتری دارند و مورد قبول اهالی نیز می باشند یافت می شود. شاید این فرد معلم و یا عضو شورای ده باشد. تمرکزها باید روی چنین افرادی باشد. مطمئنا اگر این افراد آگاه شوند زبان هم ولایتی های خود را بهتر می فهمند.
درمورد خانواده ها و جمع های مذهبی نیز این مهم است که کسیکه اقدام به اطلاع رسانی می کند از نظر منش و ظاهر قرابت نسبی داشته باشد.
یادمان باشد ما قرار نیست کسی را اصلاح طلب و یا هوادار جنبش سبز کنیم! همانطور که کسی با ما چنین نکرده است. مطمئن باشید که اگر احساس کنند به سراغ آنها رفته ایم تا فکر و ذهنشان را مال خود کنیم و اختیار تفکر و تحلیلشان را از آنها بگیریم در برابر ما جبهه خواهند گرفت و نه تنها نباید منتظر همراه شدنشان باشیم بلکه باید نگران سرخوردگی٬ نا امیدی و خستگی خود باشیم!
ما کافیست روزنه های رسیدن به روشنایی را بنمایانیم. وقتی هرکسی به روشنایی رسید خود با فطرت و ذاتی که خداوند در او نهاده خود خوب را از بد تشخیص می دهد. مطمئنا همیشه تعداد کسانیکه طمع مال و مقام در آنها چشم فطرتشان را کور کرده در اقلیتند.
سبز باشید و پایدار
جلوی امدن بهار را نمیتوان گرفت
پس بیایید درختی بکاریم که زیبایی بهار بیشتر باشد گل در بهار خود میروید
باز هم می گویم
تا این جنبش رهبر نداشته باشد به هیچ نتیجه ایی نخواهیم رسید
این جنبش حتما به یک رهبر نیاز دارد
مردم می ترسند بدون حضور یک رهبر در خیابانها حضور پیدا کنند
میر حسین عزیز منتظر رهبری تو هستیم
آقا بهمن عزیز از شما خواهش میکنم قبول زحمت کرده و متن ذیل را که یکی از همراهان جنبش سبز به عنوان “جوانه سبز امید” در یکی دیگر از صفحات همین سایت و در جواب ابهامی مشابه شما در خصوص علت اعلام پیروزی زود تر از موعد و دلائل موید رخ دادن تقلب بزرگ در انتخابات درج کرده اند مطالعه بفرمایید. ضمنا برای دسترسی به شرح تفصیلی مستندات تقلب قبل و حین انتخابات در سایت گوگل عبارت “بیانیه تفصیلی کمیته صیانت از آرا مهندس موسوی” را جستجو کرده و آنرا نیز مطالعه بفرمایید:
# یکی از جوانه های راه سبز امید به هموطن گرامی مان آقای حسن عابد
فروردین ۳۰م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۶ ق.ظ
خدمت آقای عابد ، هموطن گرامی مان
با سلام
اتفاقات بسیاری روی داده روزی آید که شما نیز متوجه آن ها خواهید شد .انشا الله آن روز دیر نشده باشد. قسمت های از این پاسخ مربوط به صحبت هایتان در سخنرانی قبلی آقای موسوی است که از آنجا که خیلی دیر منتشر شد دوباره خدمتتان بیان میکنم.
یا از همه ی آنچه که اتفاق افتاده خبر ندارید یا نمی خواهید همه ی آنچه را که رویداده ببینید .
انتخاباتی برگزار شد گروهی معتقد بودند تقلب صورت گرفته ودر این میان یکی از ایراداتشان ناظرین انتخابات بود.این موضوع راهم بعد از اعلام نتیجه انتخابات اعلام نکردند بلکه قبل از انتخابات و با توجه به طرفداری هایی که رییس شورای نگهبان وبخشی از اعضای آن از آقای احمدی نژاد کردند .آقای موسوی در نامه ای به رهبری این موضوع را بیان کردند در این نامه موضوعات مهم دیگری نظیر کارشکنی در فهرست نمایندگان ایشان در انتخابات، دخالت تعدادی ازفرماندهان بسیج وسپاه بهره گیری رئیس دولت از امکانات دولتی در تبلیغات ….. ،و خواستند از رهبری که اقدامی صورت دهند.
کاری صورت نگرفت. با این حال در موقع رسیدگی شورا گزارشی نیز از سوی کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی منتشر شد ، که با هیچ پاسخ مستدل ومنطقی مواجه نشد.
اما در مورد قانون شکنی
هنوز انتخابات تمام نشده بود که به ستاد مرکزی آقای موسوی وهمچنین ستاد دیگر ایشان حمله شد.
در ادامه نیز قبل از اینکه شورای نگهبان انتخابات را تایید کند در یک اقدام عجولانه وغیر قانونی انتخابات را تایید کردند.مجددا رهبری در فرصتی اضافه ۵روزه که به شورا دادند، تلویحا در سخنرانی شان انتخابات را تایید کردند
اما شاید بگویید اقای موسوی نیز بی قانونی کرده که گفته برنده قطعی انتخابات بنده هستم .
آقای موسوی در این مورد نیز بعدا توضیحات مبسوطی دادند.(که در روزنامه اعتماد ملی مورخ۲۵ مرداد چاپ شده است) آن را حتما بخوانید من قسمتی از آن را در زیر می آورم:
“از چند روز قبل از ۲۲خردادستادهای ما با موج عظیمی از تماس های مردمی حاکی از اطلاعات دقیقی در مورد تحرکات در دست انجام و سناریوهایی که برای روز انتخابات وبعد از آن طراحی شده است مواجه گردید، به صورتی که در شب انتخابات مجبور به صدور اطلاعیه ای برای فراخواندن مردم به خوش بینی نسبت به مجریان و پرهیز از قصاص قبل از جنایت شدیم. اما آنچه در فردای آن شب دیدیم عبارت از به اجرا درآمدن پیش بینی های ارائه شده به ما یکی پس از دیگری وقرائن بی شماری بود که سلامت جریان حوادث را زیر سوال می برد.” وی با بیان اینکه تعلیمات اسلامی ما را ملزم می کند که نسبت به اعمال مومنین با حسن ظن برخورد کنیم .گفت: “اما همین تعلیمات به مااجازه نمی دهد که تن به دروغ دهیم.”
موسوی در ادامه سخنان خود به حوادث روز انتخابات پرداخت وگفت:”با تمام این احوال در ابتدا فکر می کردیم که شاید آنچه شاهد آن هستیم ناشی از سو تدبیر است. برای همین خود من تلاش کردم با مسئولان کشور تماس بگیرم ، و همان روز دو بار با رئیس قوه قضائیه ، دوبار بادادستان کل کشور ، دو بار با رئیس مجلس وچهار بار بابیت رهبری موضوع را مطرح کردم.
علاوه بر این گروهی از طرف ستاد به دیدار وزیر کشور رفتند تا نگرانی های مردم را منتقل کنند وعجیب بود که وزیر کشور در حالی که در آن روز قاعدتا تنها کارش باید رسیدگی به مسائل انتخابات باشد پس از مدت زیادی معطل کردن افراد اعزام شده به آنان وقت ملاقات نداد.”
وی ادامه داد :” این موارد قرائنی بود که یکی پس از دیگری انباشته می شد تا اینکه از عصر روز ۲۲خرداد حمله به ستادهای انتخاباتی اینجانب آغاز شد وسپس به ستاد مرکزی وسایر ستادها در سطح کشور گسترش یافت.”ایشان ادامه می دهند:”بنده یک رای بیشتر نداشتم ومی توانستم از حق خودم بگذرم ولی از حقوق مردم نمی توانستم بگذرم ، چون ما مسلمان هستیم وآموزه های دینی به ما اجازه نمی دهد به دروغ تن بدهیم .قصد ما این بود که پس از تلاش نفسگیر ایام انتخابات ، نتیجه هرچه باشد آن را بپذیریم ، اما آنچه اتفاق افتاد ما وجامعه را به این سمت کشاند.”
از روزهای قبل از انتخابات نگرانی از تقلب در انتخابات وجود داشت از اینکه اس ام اس قطع می شود ( خبر نگار قلم نیوز در تماس بامسئولان شرکت مخابرات علت این اختلال سراسری و بی سابقه راجویا شدپاسخ این مدیران را به سوال را می خوانید: وفاغفاریان (رئیس هیات مدیره شرکت مخابرات):به هیچ وجه قطع نیست! صابرفیضی(مدیرعامل شرکت مخابرات):نه!قطع نشده!
صدوقی (مدیرعامل شرکت ارتباط سیار ):کی گفته قطع شده؟!داوود زارعیان (مدیر کل روابط عمومی شرکت مخابرت):تکذیب می کنم قطع نیست!ابوالفضلی(مدیر کل روابط عمومی همراه اول ):قطع نشده!من خودم چند دقیقه قبل پیامک فرستادم و ارسال شد! با همه این انکار ها این سیستم درتمام طول انتخابات قطع ماند.)
اما شاید بگویید قطع sms چه ربطی به تقلب دارد؟ یکی از اعضا ستاد مهندس موسوی این موضوع را در مصاحبه با خبرنگار اندیشه نو مطرح کرد:”این اقدام برای اختلال در عملکرد کمیته صیانت از آرای میرحسین بوده است .وی افزود ما تالاری را جهت اعلام آن لاین تخلفات انتخابات در نظر گرفته بودیم.به صورتی که هر تخلف درهر یک از حوزه های سراسر کشور به وسیله smsبه نرم افزار اعلام می شد وخبرنگاران داخلی وخارجی در کمترین زمان از تخلفات حتی در دورترین نقطه کشور آگاه می شدند……”.
همچنین خبرهایی از جلوگیری از ورود ناظران به برخی از شعبه ها آمد ،
از چنین اتفاقاتی زیاد افتاد
در نهایت با توجه به این همه اتفاقات واینکه تعرفه در بسیاری از حوزه ها تمام شده بود (در حالی که بیش از ۱۵ میلیون تعرفه بیشتر چاپ شده بودو همچنین به غیر از این رئیس شورای نگهبان دستور داددر یک روز مانده به انتخابات یک سری تعرفه بدون سریال نیز چاپ شود که هیچگاه تعداد آن ها نیز اعلام نشد…)
ساعت تمدید انتخابات نیز از بیم اینکه درصد مشارکت از حد خود بالاتر نرود(باتوجه به اینکه باهمین مفدار تمدید ساعت در بیش از نیمی از حوزه ها درصد مشارکت بیشتر از واجدین شرایط بود) به شکل غیر منتظره ای وبرخلاف انتخابات های پیش تنها تا ساعت ۹ تمدید شد (در صورتی که میزان مشارکتی که اعلام شده بود میلیون ها نفر با انتخابات های قبلی تفاوت داشت.) وقرار شد تنها آنهایی که در حوزه ها هستند رای شان رابدهند البته بافیلم هایی که روزهای بعد منتشر شد مشخص شد حتی این کار نیز در، تمامی شعب انجام نشده
هنوز انتخابات تمام نشده بود (رای گیری)که خبرگزاری فارس آقای احمدی نژاد را برنده اعلام کرد
اقای عابد باتوجه با این اتفاقات که تنهابخشی از آنچه که رخ داده بود ،بود وهر کدام نشانی از برنامه ای تعیین شده حکایت می کرد آقای موسوی تصمیم گرفتند که در کنفرانس خبری که چند ساعت بعد از اتمام رای گیری وبا توجه به اخبار رسیده از سوی ناظران ستاد ایشان در سراسر کشور، این موضوع را اعلام کنند .
دستگیری بسیاری از همان شب بعد از انتخابات شروع شد که در مواردی تاریخ برگه ی دستگیری نشان می داد ۱۹ خرداد صادر شده است، یعنی چند روز قبل از انتخابات.
و…….
در مورد مناظره که نیز فرمودید…اتفاقا این یکی از خواسته های ما در آن روز ها وهمچنین اکنون این است که آقای موسوی به نمایندگی از جنبش، اعتراضات ومسائل را مطرح کنند .اما این رانیر فبول نکردند. و بعدها هم گفتند:برنامه باید غیر زنده باشد .
اما در مورد اقتصاد کوپنی آقای موسوی بار ها عنوان کردند این ویژه دوران جنگ بوده ودیگر جواب نمیدهد.(نقل به مضمون)
در مورد نکته سوم لطفا یک بار دیگر صحبت ها را کامل بخوانید: “عظمت جنبش از فعالیت انسان های بی شماری ناشی می شود که آشکار و پنهان در حدی که می توانند در گشوده کردن این راه به آینده ی سبز کمک می کنند و در این راه حتی یک دعای خیر از یک فرد گمنام در یک گوشه ی دورافتاده ی کشور مغتنم است. در راه سبز کسی فکر نمی کند که کار بزرگ انجام می دهد، بلکه همه فکر می کنند که کار درست انجام می دهند. همه باید بدانند که ما می خواهیم کار درست انجام دهیم. ما می خواهیم از کرامت ذاتی انسان ها دفاع کنیم.”جنبش سبز اصولی وآرمان هایی دارد که مسلما عمل کردن در چهارچوب آن ها کار درست محسوب می شود نظیر: احترام به اندیشه های دیگران،حق ویژه ای برای خود قائل نبودن و دوری از خشونت. وهمچنین آرمان هایی دیگری که همه ی همراهان سعی می کنند آنها نهادینه شود: پرهیز از شعار مرگ جز برای نقش دیکتاتوری، دوری از افراط وتفریط،حق حیات و بیان برای مخالف قائل بودن،سیاه وسفید نکردن و مهمتر از همه اصلاح خودمان که آیه الله منتظری نیز در یکی از نصایح آخر شان این مهم را بیان کردند.
اما در مورد نظام بگذارید با هم ببینیم معنی نظام چیست ؟
کلمات: نظم، نظام، تنظیم، منظم ، ناظم و … از یک ریشه هستند و تماماً حکایت از ترتیب و تناسبی بین اجزای یک شیء یا یک موضوع میکنند. به نخ یا رشته نازکی که مرواریدهای ریز و درشت گردن بند یا دانههای تسبیحی را به یکدیگر متصل و ردیف میکند، در ادبیات عرب “نظم” میگویند. به “شعر” نیز به دلیل سجع و قافیهای که همچون رشته، کلمات را به هم ردیف میکند، “نظم”، و به سخنان غیر منظم، “نثر” گفته میشود. همچنین، درختان کاشته شده در کنار جوی یا پرندگان در حال پرواز، به شکلی مرتب را “منظوم” میشمارند.
به این ترتیب ” نظام”، نخ و رشتهای بیش نیست و اصالتی ندارد. اصالت متعلق به مرواریدهائی است که ردیف شدهاند. اهمیت در کلماتی است که با قافیهای منظم، شکل شعر گرفته و مقصودی را به مخاطبین القاء میکنند. اگر آن مرواریدها گسیخته گشته و کلمات درست ادا نشوند، نه گردنبندی وجود دارد و نه شعری سروده شده است.
“نظام جمهوری اسلامی ایران” نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ نظام، در معنای لغوی خودش، همان رشته و ریسمانی است که قرار بوده سه رأس مثلث: “جمهوری”، “اسلامی” و “ایرانی” را به هم متصل کرده و سیستمی را جایگزین “سلطنت موروثی” کند که “جمهورایرانیان” به اختیار خود و با تکیه بر اخلاق و ارزشهای اسلامی، همچون آزادی، امنیت، استقلال، کرامت و حقوق اساسی انسان و…. بتوانند به رشد و شکوفائی برسند. حال اگرحق ِ “جمهور” مردم عملا با نظارت استصوابی شورای نگهبان، تقلب انتخاباتی و سیستم ولایت مطلقه فقیه، یعنی انکار تئوریک و عملی آراء مردم پایمال گردید،(همان طر که بارها در طول اتفاقات بعداز انتخابات دیدیم افرادی میگفتند تقلب شده ولی چون رهبری فرمودند ما دیگر مسئله نداریم مثل آقای رضایی و….. )و ارزشهای “اسلامی” قربانی قدرت طلبی و تمامیت خواهی طبقه ممتازی شد، و”ایرانیت” خلاف اسلامیت و ملی گرائی خلاف دینداری تلقی و تبلیغ گردید، در اینصورت “نظام” مفهوم خود را از دست داده و تبدیل به شخص حاکم یا نظریه ویژهای (ولایت فقیه) خواهد گردید که درتعارض آشکار با همان سه اصلی است که مردم برای تحقق آن انقلاب کردند.
اگر قرار است در نظامی که ادعا میشود “اسلام ناب محمدی” است، قرآن حاکم باشد، خداوند در این کتاب فرمان داده است:
“امانات (مقامات و موقعیتهای جامعه) را به اهلش (شایستگانش) برگردانید و براساس عدالت حکومت کنید”
إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا (نساء ۵۸)
“امانت”، که برگرداندنش به شایستگان در آیه فوق فرمان داده شده، برحسب تعریف امام علی(ع)، همان “نظامی” است که اُمت را متحد میکند. پس مفهوم نظام چیزی جز پایبندی به امانات (به همان معنای اجتماعی آن) نیست:
فرض الله…. والامانه نظاما للامه (نهج البلاغه حکمت ۲۵۲)
حال می بینیم این برداشت شما از نظام چگونه عامل اصلی تفرقه و تشتت وتجزیه “همگرائی” ملت ومولد “واگرائی” بوده است. تنها راه بازگشت به الفت و اتحاد ملی، “نظامی” است که براساس احترام به حقوق متقابل ملت و زمامدار تنظیم شده باشد.
مفهوم کلمه”نظام” در دیدگاه امام علی(ع) به عنوان الگوی رهبری در میان شیعیان، چیزی جزپایبندی به رعایت حقوق اجتماعی مردم نبوده و فقط چنین “نظامی” است که موجب “الفت” ملی و “عزت” دینی خواهد شد:
فجعلها (الحقوق اجتماعی) نظاما لالفتهم و عزا لدینهم ( خطبه ۲۰۷ – ۲۱۶)
اما در مورد چهار چوب بندی شعار ها دیدم اتفاقا آقای موسوی از همان ابتدا تاکید داشتند حتی در همان سخنرانی شان در مردادماه که قسمت هایی ش را بیان کردم دیدم مطرح شده.
اما در مورد چهار چوب بندی افراد همان طور که آقای موسوی بارهاگفتند:
“ایران یعنی بیش از هفتاد ملیون شهروند آزاد و با فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ. ما از این کثرت و تنوع نمی ترسیم. ما اصولگراها را دوست داریم همانطور که همه ی اقشار ملتمان را. و همه ی فرهنگ های موجود را. و همه ی قومیت ها و همه ی زبان ها را دوست داریم.”
ما می خواهیم فردا همه درکنار هم باشیم. نمی خواهیم به هر کسی بازدن برچسب موجب واگرایی شویم .البته مادامی که اصول سبز بودن رعایت شود .مثلا نگوید چون ما در مبارزات بودیم پس قدرت اکنون باید دردست ما باشد .وهمچنین اصول دیگری که خدمتتان گفتم….جنبش سبز اکنون تبلور آن روز است.
اما در مورد کف وسوت ؛ در روز عاشورا سرکوب شدیدی حکم فرما بود هر گوشه که دسته ای حرکت می کرد به شدت سرکوب می شد. اما جمعیت به قدری زیاد بود که هر جا که سرکوب میشد دسته دیگری به راه می افتاد. خود من دیدم در خیابان شریعتی نیروهای گارد با مردم شدید برخورد کرده بودند وداشتند به نقطه دیگر می رفتند که مجددا حدود یک ربع بعد دوباره از آنجا تظاهراتی آغاز شد بسیار آرام و شعار هایشان هم محدود به روز عاشورا و همچنین در سوگ آقای منتظری بود.در ابن بین گه گاه روی دیوار ها نیز شعار هایی نوشته می شد که برخی شروع به تشویق کردن می کردند البته همان موقع بسیارانی که میدانستند همین کار رانیز صداوسمای دروغ وریا به شکل دیگر جلوه می دهد به سرعت جمعیت را آرام می کردند.
جمعیت از کنار تکیه ها ومساجد گذر می کرد.دراین بین نیز تکایا از راه پیمایان استقبال می کردند وشربت و..می دادند. کف وسوت هایی هم در زمانی که تعدادی از دستگیر شدگان توسط مردم آزاد می شدند زده شد. حال وجدان خود را قاضی کنید این کار بی حرمتی به اماممان حسین (ع)است؟آن جنایت ها وقتل هایی که در روز عاشورا انجام شد دیدید…؟کارناوال عاشورای ۱۳۷۶ رانیزکه به خاطر دارید؟ و…….
ضمنا آقای موسوی دولت را نامشروع خوانده اند .ولی اکنون این دولت مسئول است واگر هم به همین رویه ادامه داده شود خسارت هایی جبران ناپذیری بهایران می خورد….اما در این میان برهر شخصی واجب است برخیزد ونقد کند تا آنها که مسئول نظارت اند جلوی قهرمان نابود کردن سرمایه های ملی را بگیرند ……..
مانیز خواسته ای جز برقراری قانون را نداریم .می دانیم قانون بد است ومشکل دارد ولی روشن ترین وکم هزینه ترین راه این است .
آقای عابد، دهانمان را بسته اند و خود فریاد می زنند، بیم دارند ذره ای از انچه که رویداده بر مردم مشخص شود خود حجم خبرها وحملات رامقایسه کنید.
آقای عابد انسان با ولایت زنده نیست بلکه با لطف وفرصتی که از سوی خداوند به او اعطا می شود زنده است در این میان ولایت تاثیری ندارد. چه بسا پیروی کورکورانه موجب زیانخوردن در این دنیا وآخرت شود
انشا الله همه مان روسفید باشیم ودر تاریکی ها گرفتار نشیم.
ما هم بی شک تا کنون اشتباهاتی داشته ایم .امیدواریم با روحیه جمعی وهمراهانی چون شما از خطا هایمان کاسته گردد وهمه روزی سبز در کنار هم حق بیان و زندگی کردن داشته باشیم.
آقای موسوی نیز از همراهان عزیزمان است در این مسیر ما بت نداریم. هرکداممان ممکن است اشتباهی کنیم
در این میان این وظیفه هرکداممان است که همدیگر را نقد وراهنمایی کنید .
این که امروز به اینجا رسیدیم به خاطر این که فضای نقد برای حاکمان وجود نداشته.
(نامه های نوری زاد را خواندیه اید؟ وحال نحوه برخورد با او را دیده اید؟…..در یک کلام هدفشان اینست که آنچه ما می گوییم ومیکنیم درست است.)
ببخشید خیلی طولانی شد .اتفاقات بسیاری روی داده
انشا الله روزی می رسد که شما نیز همه ی انچه که رویداد را خواهید فهمید.به امید آن روز
از صبر حوصله تان ممنونم
سلام خدمت مهندس
با بیانیه دادان شهارهای الکی نمیتوان کاری کرد، فقط مردمو از خودتون خسته میکنین..!
ما دیگه نمیتونیم مثل خرداد و تیر ۸۸ بریزیم خیابون.
داره باورم میشه شما فقط دنبال هدف خودتونین نه ما مردم مظلوم…!
نه شما و نه کس دیگری ما رو نجات نمیده جز صاحب الزمان!
“یا مهدی بیییییییییییییییییا”
اول به دوست عزیز ناشناس بگویم که ” قسمت نظر خواهی و این جلف بازی ها برای یک سایت بزرگ مانند کلمه لازم نیست. دوم اینکه شما هم اگر جرات دارید به میان مردم بروید تا شاهد باشید که مردم در حال حاظر از چه افرادی متنفر و حامی چه کسانی هستند. سوم اینکه شما میتوانید به سایت تایم بروید و ببینید که الان میر حسین موسوی با ۱۵۰۰۰۰۰ رای در صدر جدول برترین شخصیت های دنیا قرار گرفته است. درضمن شما که حرفی برای گفتن ندارید , چرا ایجا کامنت ارسال می کنید؟؟
در رابطه با اون ناشناس عزیز البته فریب خورده که فرمودند اقای موسوی راست گفتی اسلام تو با اسلام اینها فرق دارد. باید به عرض شما برسانم که دوست عزیز من حالا نمی دانم شما بر چه اساسی گفتید در اسلام اقای موسوی باید کشت؟ واقعا من متوجه نمیشم ! کی کی رو کشت؟ ما کشتیم یا لباس شخصی ها و افراد داخل حکومت ملت را کشتند؟؟؟ پس این ۱۰۰ کشته یا شاید بیشتر که حکومت باعث بانیش بود , این ها چی بودند؟ البته این ۱۰۰ نفر که کشته شدند شاید داشتند بالای پل هوایی با هم بازی می کردند که یک دفعه از اون بالا سقوط کردند یا اینکه شاید دوستانشون شیطنت کردند و ماشین اقا پلیسه رو دزدیدند و رفتند دوستان خودشون رو با ماشین زیر کردند. شاید این ۱۰۰ نفر این گونه کشته شدند. حالا من نمیدونم شاید شما ظاهرا خیلی دیگه توهم زدید. در رابطه با این اتیش زدن ها , خوب دوست دارند اتیش میزنند. به شما و دولت کودتا چه ربطی داره؟ اگر ناراحت هستید خوب به قول اون ناشناس اولی جرات دارید بیایید با ما برخورد کنید. درضمن بی سواد جان باید به عرض شما برسانم که اتیش زدن سطل ها به خاطر خنثی کردن اون گاز اشکاور هایی است که حکومت با بی شرمی به سوی هم وطنانش مینداخت. این رو هم عرض کنم که اون افرادی که بی جهت اتیش میزدند , اون ها همه منافق و ضد جنبش سبز بودند.
عزیز من به شما چه ربطی داره که دختر پسر ها کجا هستند و چه کار می کنند؟! چه کسی هرمت ها را شکست؟ مگر اون دختر و پسر که امد به خیابان ها , چه کار ناپسندی از خود نشان دادند؟ البته اعتراضات مردم بر علیه دولت منتصبی از نظر شما کاملا ناپسندیده است.. همه دنیا شاید این بودند که ملت سبز ایران مظلوم واقع شدند و این دولت و حکومت بود که بدترین شکل ممکن جواب این مردم بی سلاح را داد. ولی در رابطه با اسلام شما حامیان دولت. خوب من قصد ندارم توضیح بدم ، چون واقعا زبون ما مو دراورد. امیدوارم به خودتون بیایید.
دلسوز , دادا دلم برای تو میسوزه . اگر ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر هستیم , خوب مجوز صادر کنند.
به امید روزی که عده ای سر عقل بیان.
آقای موسوی همان بهتر که نگذاشتند رای بیاوری .چرا که اگر می گذاشتند دیگر چهره پلیدشان نمایان نمی شد وکشف عورت نمی شدند
من سوالی از مهندس موسوی دارم که اگر ایشان به این سوالم جواب دهد تمام نظرات و رفتار ایشان بعد از انتخابات برایم توجیه می شود. ولی الان نظراتشان را اکثرا قبول دارم ولی ریشه احساس می کنم اشکال دارد.من بر این باورم که آقای مهندس موسوی فردی متشرع می باشد به همین خاطر می پرسم که شما چگونه با مسئله ولایت فقیه رفتارتان را توجیه می کنید. دوستی می گفت دقیقا روز بعد از خطبه مقام رهبری مهندس را با چشمان خود دیده (حوالی خیابان بهبودی) که داشت الله اکبر می گفت. و برای اینکه احتمالا مردم تنها نباشند به خیابان آمده بود. آیا رهبری از آمدن به خیابانها منع نکرده بود؟ من به بعضی از جوان ها که به مسائل از دید سیاسی یا اجتماعی می نگرند کاری ندارم بلکه از مهندس موسوی انتظار دارم بنا به شرع مقدس پیرو ولی فقیه باشند. حتی اگر اشتباه هم می کند. به نظر من بهترین کاری که مهندس می توانست انجام دهد این بود که می گفت (حداکثر) من این انتخابات را قبول ندارم و دلیل هم دارم ولی فقط برای این که رهبری فرمودند استخوان در گلو سکوت می کنم و چیزی نمی گویم. واقعا این بهتر نبود؟ گرچه مهندس را به لحاظ شخصیتی دوست دارم اما سوالات جای خودش را دارد.
امید ما در این مقطع تنها همین سخنان میر حسین است
سلام به میرم و همه حامیانش
دوستم بهمن مطالبی اعلام کرد و جواب خواست منم وظیفه دارم پاسخشونو بدم
۱٫در مورده تمسخر ریسس جمهور و …فرمودید!سری بزنید به دوران سید محمد خاتمی (میدونم ازش بدتون میاد) عزت و افتخار در خارج و داخل با فعل مقایسه کنید.(اصلا هم کاری با انگلیس و امریکا و ….ندارم)منظور روابط عالی با سویس و ارژانتین و ژاپن و … است!الا چی؟؟؟؟این ها هم تمسخر نبوده ولی خنده ی عجیبانه بود از صحبتها و اینکه هیچ عاقلی نمیگه این ادم بیش از یازده میلیون رای اورده باشه!اونم از طرفه افرادی سطح پایینه جامع و بسیجیان و و ….سطح پایین جامعه هم بر اثر نا اگاهیی ماننده شهرستان ها و تازه برخی مناطق جنوب تهران!سری به بالا و مرکز و غرب و شرق تهران و اصفهان و شیراز و تبریز و ارومیه و مشهد و اهواز و …بزنید و بعید میدانم اونجا حکومت وضع مطلوبی داشته باشه !!احمدی فقط برای رای سراغ قشر پایین میرفت!!!!چرا اینو نمیگید که چرا (به قول نمایده ولی فقیه در دانشگاه ها) ۷۳% دانشجویان به میر حسین رای دادند؟؟؟اون ۲۷% میشه حدس زد چه قشری بودن که….(البته فکر کنم ۷% فقط دانشگاه امام صادق بودن)!!!چرا هنرمند های بزرگ مثل پرویز پرستویی و متعمد اریا و محمد اصفهانی و مهدی مقدم و شجریان و تهمینه میلانی و حاتمی کیا و …همه به میر رای میدن و از ورزشکار ها هم صحبت نکنیم بهتره نمونش رو دیدیم در بازی با کره….اما در مورده خانم هاشمی گفتی بگم که چگونه است شما کروبی رو مسخره میکردید مشکلی نبود!!به خصوص اطافیان حامی دولت….حقیقتا ادمهای دوره احمدی با دوره خاتمی قابل قیاس نیستند(نبوی و حجاریان و تاج زداه و رمضان زاده و مومنی و میدامادی و ….با مثلا حسینیان و مشایی و رسایی و ملکی و علی ابادی و …
۲٫صحبت از مدرک کردید !خوب شما یک مدرک به من نشون بده که تقعلب نشده؟؟؟لابد شما ارا رو شمردید؟؟؟شورای نگهبان هم که ۹۰% با احمدی بودن!!!کروبی هم که مدرکی نشون داد که یک صندق ۹۹ رای داشته و یک دونه اعلام کردن! خودتون (بین طرفدران دولت) باور کرده بودید قبل انتخابات که قافیه رو باختید….چون همه جا سبز بود…اما در مورده اون استدالال موسوی که چگون از قبل میگفت تقعلب شده بنا بر همان تقعلبات گسترده در دو دوره قبلی مجلس و دوره هاشمی و احمدی بود که همه دارن کاری میکنن اصلاحات پیروز نشه و تازه بین اقشار هم صحبت از تقعلب همیشه بود ….
۳٫در مورده رهبری گفتی!ایشون معصوم نیستن!!اما م هم نیستن!من ضده ولایت نیستم اما این ولی فقیه رو دیگر قبول ندارم …
راستی شما که ادعای زیاد بودن طرفدار رو دارید یک رفراندوم برگزار کنید!!مثل اما م که ۲ بار اینکار رو کرد ….بنظرت چند درصد رای میارید؟؟؟(حتما این سوالم رو جواب بده)
۴٫از اسلام گفتی!همین الان برو سری به نهج البلاغه که هممون بهش ایمان و اعتقاد داریم بزن!برو نامه ۵۳ !میبینی چی نوشته؟نوشته خون ناحق نریزید!پایه های حکومت رو خون ناحق سست و ویران میکنه و به دیگری انتقال میده.حکمش هم قصاص هست و جز این گریزی نیست….میگه که هیچ چیز مثل خون ناحق برکت و رحمت از حکومت دور نمیکنه و قطعا اون حکومت حالا هر چی باشه پایدار نمیمونه …حالا یک سوال دارم حکومت (به قول خودش)۳ جوان زیره ۲۵ سال رو بر اثر شکنجه کشته(در جنایات کهریرزک)… پس دیدی که چاره ای نیست جز… تنبیه شدید سران ….و نه چند نیرو و سرباز!جورج بوش و صدام هم خودشون خون ناحق نمیرختن افرادشون میریختن خون ناحق بریزن……… و حالا سوالم شما که برای ۴ کف و دست سوت تو روز عاشورا ناراحتی وقتی فهمیدی جوانانت در کهریزک مردن چرا معترض نشد؟؟؟اصلا دلت سوخت؟؟لابد گفتی فدای جانه رهبرم!
۵٫در اخر از ۲۲ بهمن و ۹ دی گفتی فقط میگم که این ها پیروزی نیست شما ها با کلی تبلیغات و حکومت نظامی و ساندیس و …میکشونیون تو خیابان ولی ۲۵ خرداد رو دیدی؟؟نه ندیدی ….چون اگه میدیدی میفهمیدی که چقدر حامیان میرحسبن پشتش هست….تازه اینم فراموش نکن این اجتماع ۹ دی و ۲۲ بهمن پیروزی نبود پیروزی مضحک بود چون این مانند مسابقه دو است که یکی دست و پاش بست است و دیگر دمه لب خط با دوپینگ وایستاده و رد میشه و میگه من بردم!!!پس خیلی مضحکه!!پیروزی زمانی که طرفین بدون ذعب و بدونه حمایتی خواستی با مجوز بیان ان وقت وزن مشخص میشه…
۶٫ما از خشنودی امریکا خشنود نیستم!!اما اگه صدا و سیما کمی مثل منظره گذاشتن و نشان دارن همه تصاویر عدالت رو انجام میداد هیچ کس سمت بیگانه نمیرفت !تازه امریکا و انگلیس هر چی باشتن از چین و روسیه کمونیست بهترن!!!!!
امیدوارم همه پخش بشه و اقا بهمن کمی به رهبر فقط نگاه نکنه به مادران ان جوانانی که ترو شدن وشکنجه شدن و بهشون تجاوز شده (مثل یکی از اعضای خانواده من) فکر کنه!اقا بهمن قرار نیست جوانان زیره ۲۵ سال در کهریزک بمیرن مباد پشت رهبر شما خالی بشه!!!!!
آقا یا خانم دلسوز!
نادان نباشی بهتر از این است که دلسوز باشی
در جواب بهمن و ناشناس و … ۱- از اونجایی فهمیدیم تقلب میشه که حتی خودکار هایی که بعد از نوشتن بی رنگ میشد رو روز قبل تو شبکه ۵ اعلام کرد که صحت داره مجریش هم محمد سلوکی بود و از مردم خواست با خودکار های خودشون بنویسن نه حوزه -از اونجایی که شب انتخابات ساعت ۷-۸ شب تو خبر گزاری جمهوری اسلامی تیتر زد احمدی نژاد با بیش از ۶۰ در صد ارا رییس جمهور شد هنوز رای گیری تموم نشده بود .از اون جایی که فاطمه رهبر ۳ روز قبل از انتخابات گفته بود ما منتظر رای ۲۴ ملیونی احمدی نژاد هستیم از اون جایی که چند شب قبل انتخابات پول و سهام عدالت بین مردم تقسیم شد . از گزارشات مردمی که حتی سر صندوق رای هم خرید رای میشد حتی تو ی یکی از شعبه های تهران – دربند- مادر یکی از اعضایی که اونجا برای رای گیری اومده بودکنار صندوق نشته بود و همه رو قسم میداد که به احمدی رای بدن . از همون جایی که جنتی دبیر شورای نگهبان گفته بود ما نمیذاریم خاتمی دوباره تکرار بشه ! مگه ۲۱ ملیون نفر واقعی به خاتمی رای نداده بودن؟ پس چرا اون داره تصمیم میگیره که دوباره تکرار بشه یا نه ؟الهام عضو شورای نگهبان تو مصلی برای احمدی نژاد سخنرانی کرد و این بر خلاف قانون بود از اونجایی که تاساعت ۱۲ ظهر ۲۳ خرداد هیچ رای باطله ای وجود نداشت و تعداد رای کل باتعداد رای نامزدها برابر بود و بعد از اعتراضات یادشون افتاد باید ۳۰۰ هزار تا هم رای باطله بذارن وتازه ۲۰۰ هزار تا از رضایی کم کردن .
۲- کجای حرف موسوی دعوت به اشوب و کشت و کشتاره ؟ ما نه انقلاب میخواهیم نه اشوب. موسوی همیشه گفته من جزو جنبش سبزم نه رهبرش .در ضمن اگه ما میخواستیم ا نقلاب کنیم نفری یه چوب دستمون میگرفتیم و یه روزه همه چیزموتموم میکردیم نه با دست خالی و فقط شعار .شما عزیزم فقط یک بار تو تظاهرات سبز ها شرکت کن تا بفهمی کیه که حمله میکنه ؟وفقط به صدا و سیمای میلی توجه نکن اونا روز رو شب میکنن همین الان تو یو تیوب سرچ کن تظاهرات ۲۵ خرداد اون روز اصلا تظاهرات سکوت بود بالای سه ملیون در اون تظاهرات شرکت کردن خیلی بیشتر از ۹ دی ولی همین تظاهرات رو پلیس و بسیج به اتش کشید وتو فیلمها معلومه که نیروی انتظامی با باتوم به شیشه ماشینهای پارک شده میزنه و میشکنه بعد به نام طرفدارای موسوی میذاره حتی امام جماعت مسجد لولاگر هم اعلام کرد اونایی که مسجد رو اتش زدن مردم نبودن (در سایت تابناک هم درج شد ). یا روز ۵ شنبه میدون امام خمینی که حتی مردم به دهنشون چسب زده بودن و با شمع و گل اومده بودن چی شد ؟ کی زد و کشت اگه یک بسیجی کشته شده بود که صد بارتوصدا و سیما نشونش داده بودن . مگه روح الامینی وامیر جوادی فر و رامین قهرمانی که تو کهریزک شهید شدن دروغه؟عزیزم فقط بدون تعصب نگاه کن وقتی با گاز اشک اور به مردم حمله میکنن اون هم نه گازاشک اور معمولی گاز اشک اوری که بیهوش میکنه چارش فقط اتیش و دوده مردم بخاطر مبارزه با دود گاز اشک اوره که سطل ها رو اتیش زدن وگر نه مگر دیوانه اند .حتی وقایع روز عاشورا، فیلم پیش درامد حماسه پل کالج رو سرچ کن خلاصه ی همه چیزو میگه . مردم دارن سینه میزنن نه دست و سوت ولی تلویزیون چی نشون داد ؟عزیزم! ادمی که دروغ میگه میتونه تقلب هم بکنه با همون بهانه ای که دروغ میگه. خدا خودش فرموده در روزگار فتنه به دروغ گوها رجوع نکنید .کی دروغ میگه اینایی که نوشتم خودم با چشم خودم دیدم خودم تو تظاهرات بودم من سر خونی و سینه شکافته شده دیدم بسیجیایی که با باتوم و چوب بهمون حمله کردن رو دیدم با لباس بسیجی. نیروی ضد شورش که اصلا رحم نداره و حتی به جانباز جنگ هم حمله میکنه دیدم . فقط درست ببین . در مورد رهبر میتونم قسم بخورم تمام طرفداران موسوی و جنبش سبز روز ۲۹ خرداد پای تلویزیون بودن تا ببینن رهبر چی میگه و منتظر بودن تا ایشون حتی به عنوان یه قاضی عادل به دو طرف دعوا نگاه کنه ولی ایشون حتی در نگاه کردن هم عادلانه برخورد نکردن و حتی تهدید هم کردن و ما رو به امریکا و اسراییل وصل کردن و عامل بر انداز. وگفتند هر کس بیاد خیابون اعتراض کنه خونش پای خودش این یعنی اجازه کشت و کشتار به نیروهای انتظامی ومایی که اعتراض داشتیم باید به کجا دیگه مراجعه میکردیم وقتی حتی رهبر هم به حرف ما گوش نداد؟ ایشون گفتند شما برید به شورای نگهبان اعترض کنید یا چند نفر رو میذاریم که پیگیری کنن ولی هیچ تقلبی صورت نگرفته و امکان نداره تقلب بشه .بعد شما انتظار داری اگه تقلب هم شده بود شورای نگهبان یا اون چند نفر حکم بیان بگن اره تقلب شده وبر خلاف حرف رهبر حرف بزنن؟ لطفا برو مباحث ولایت فقیه رو بخون ولی فقیه گر یک دروغ بگوید ولایتش باطل است اگر حقی رو نا حق کنه …اگر یک اشتباه بکنه ولایتش باطله (امام خمینی .صحیفه نور ) این یعنی ولی فقیه مثل ولایت امامان نیست که دایمی باشه یا الهی باشه چون انسان معمولیه و رهبر در این برهه اشتباه کردن .
به شورای نگهبانی که همشون طرفدار احمدی نژادن میرفتیم شکایت میکردیم ؟رضایی هم در نامه ای که به شورای نگهبان نوشت گفت طبق شهادت ناظرین سر صندوقهای رای ۷ ملیون رای داشته .حالا رضایی میتونست ندید بگیره چون به حالش فرقی نداشت ولی اگر موسوی سکوت میکرد خیانت بود بخاطر همین سر قولش ایستاد .اگر این طور نبود چرا مهدوی کنی به موسوی گفت که مثل امام حسن از حق خودت بگذر و صلح کن؟در حالی که این حق مال موسوی نبود بلکه مال مردمی بود که تا ساعت ها تو صف ایستادن بهش رای بدن .خود حکومت میدونه که تقلب شده ولی هیچ وقت نخواهد گفت .در ضمن ما حتی برای رهبر هم نگرانیم .کسی که تمام ۳۰ سال گذشته بجز دوره خودش رو نفی میکنه مطمئن باش وقتی استفادش از رهبر هم تموم شد به رهبر هم خیانت میکنه .
اما در مورد بی بی سی و خارج نشینان .این حرفارو شاه هم میزد و میگفت کسایی که دارن انقلاب میکنن از بی بی سی خط میگیرن .تمام رسانه های فرانسه با امام مصاحبه میکردن و تمام اتفاقات ایران در صدر اخبار بود ایا این نشون دهنده ی این بود که راه امام خطاست؟یا در جریان انفلاب حزب توده ،فداییان خلق و کمونیستها هم از انقلاب حمایت کردن و در تمامی تظاهرات ها همراه مردم بودن ایا این نشونه ی باطل بودن راه امام خمینی بود؟ نه !حرف حق رو باید قبول کرد حتی اگر از زبان کافر خارج بشه(حضرت علی)
سید سبز پوش خاتمی عزیزچند سال پیش در جمع خبرگان رهبری اعلام کرد که به مردم نگوییم ما عین اسلام هستیم زیرا ما انسانیم و ممکن است اشتباهی از ما صورت بگیرد ان وقت است که مردم میگویند اسلام همین است – سران حاکم توجهی به به این نکته ننمودند تا کار به اینجاها رسید که …
بهمن آقا
اینکه فرمودید اون شب شمارش آرا (وحتی کمی قبل تر) آقای موسوی چگونه پی بردند که داره تقلب میشه ، فکر می کنم سئوال ساده لوحانه ای است . جناب ، ایشان یکی از کاندیداها بوده اند ، کمیته ای برای صیانت از آرا توسط ایشان و آقای کروبی تشکیل شده بود ،قرار بر این بود طبق قانون انتخابات بر سر هر صندوقی یک ناظر از طرف هر کاندیدا حاضر باشد ، وقتی از اطراف و اکناف کشور خبرهای ناگوار می رسد وقتی چند روز قبل از انتخابات خبر از رای ۲۴ میلیونی احمدی نژاد می دهند ، به نظر شما خیلی سخت است که انسان متوجه تقلب شود . برای آگاهی بیشتر به سایت بالاترین رجوع فرموده و گزارش ۳۷۵ صفحه ای در مورد دلایل تقلب را مطالعه فرمایید شاید لااقل به دوستان گرامتان اندکی شک نمایید .
فرموده اید :آیا واقعا خرد کردن رهبری از سوی موسوی برابره با تغییر پست دادن یکی از افراد دولت؟؟!!! سئوال ساده ای دارم ، اگر رهبری رفتار و کردارشان مطابق قانون و شرع است چگونه ممکن است توسط موسوی خرد شود ، گمان نمی کنید اگر نگویم سقوط ، حد اقل تزلزل جایگاه ولایت در این ۹ ماهه بدلیل عملکرد نادرست خود ایشان بوده است ؟ شما فکر می کنید مردم ، امر شکنجه در کهریزک را از چشم چند افسر خود سر می بینند ؟ دوست عزیز حمله ی گارد ویژه به کوی دانشگاه و انتصاب آن به افراد ناشناس توسط رهبری می خواهید چه وجهه ای از رهبری در اذهان به جای گذارد ؟ من حقیر که بعد از فرمان آتش ایشان در نماز جمعه کذایی به چشم خود سرکوب و کشتار مردم بیگناه را نظاره کرده ام و مادران و پدران داغدار باید سپاس ایشان را بگویند ؟ برادر من حرمت امام زاده را متولی آن نگه می دارد. اجازه دهید در مورد ولایت پذیری یار غارتان هیچ نگویم که اظهر من الشمس است .
گفته اید :شما تحت چه اطمینانی و به اعتبار چه کسی دارین مردم رو به شورش و کشت و کشتار فرا میخونین؟ عزیز من موسوی تا کنون ۱۷ بیانیه صادر کرده و چند ین سخنرانی داشته است ، تقاضا دارم فقط و فقط یک مورد مستند نشان دهید که او مردم را به شورش فرا خوانده باشد تا من از سبز بوده خود نادم گردم . او و دیگر رهروان واقعی جنبش سبز از روز آغاز تا کنون همواره به مبارزه ی مسالمت آمیز اصرار داشته اند ، البته کتمان نمی کنم که چند جوان ناپخته سودای دیگری داشته اند .
فرموده اید :انقلاب خیلی امر مقدسیه اما نقش رهبری اون خیلی پر اهمیت تره. امام در زمان شاه برای رسیدن به هدفش حاضر نشد حتی یه دروغ بگه یا کسی رو تمسخر کنه یا از اصولی که داد میزد تخطی کنه…. کدامیک از این خصلت ها در آقای موسوی هست؟ دوست من پرسشی ساده دارم شما از کجای بیانات رهبران جنبش سبز متوجه شده اید که آنها در پی انقلابند ، آیا کسی که به انقلاب فکر می کند دم از عمل به قانون اساسی می زند ؟ فرض که شما درست بگویید ، موسوی در کجا مدعی رهبری این انقلاب کذایی شده اند ، برادر خوبم ما خود انقلاب کرده ایم و کمتر از شما عاشق رسیدن به سر منزل مقصودش نیستیم ، اما فرق ما با شما در این است که به عینه می بینیم این انقلاب از مسیر واقعیش خارج شده و در پی باز گرداندن آن به ریل اصلی هستیم . اهداف انقلاب ما زندان ، سرکوب ، شکنجه ، بستن مطبوعات ، خفقان و …نبود ، اما فضای کنونی جز این است ؟ در اینجا برای آگاهیتان اعلام می دارم همین سایت کلمه بسیاری از کامنت های این کوچکترین در نقد رهبری را برای محفوظ ماندن حرمت ایشان یا درج نمی کند ویا به سانسور آن می پردازد .
نگاشته اید : من نمیگم برعکس حرف امریکا و انگلیس عمل کنیم اما جایی که اصول مملکت با حرفشون تناقض داره نباید از تعریف و تمجید اونا خرسند باشیم و به هر ترتیبی که شده در صدر اخبار باشیم. گویا این شمایید که سرتون رو زیر برف کردین و این همه خدعه و خبرسازی و یک جانبه نگری رو توی بی بی سی و سی ان ان نمی بینین… ، عزیز برادر اولا تکذیب و تصدیق د شمنان این ملت برای هر انسان صاحب فراستی به اندازه ی پشیزی ارزش ندارد ، ثانیا شما بفرمایید چگونه است که با کوچکترین صخه گذاری بر عملکرد این دولت عدالت پرور در هر گوشه این کره ی خاکی ،صدا و سیمای میلی مطلب را چنان در بوق کرنا می کند که گویا انبیاء عظام در تائیدشان سخنی بر زبان رانده اند ، اما همین که اینان از مردم به پاخواسته و رنج کشیده ، زندانیان زجر دیده ، شهدای پر کشیده ی جنبش سبز سخنی بگویند از ایادی شیطانند و فوری به حرام بودن شنیدن کلامشان فتوی می دهید. دوست عزیز برای روشن شدن حرمت یا جواز این رویکرد تقا ضا دارم به مقاله ی فرزند برومند استاد شهید مطهری در توضیح این رویکرد ناصواب مراجعه نمایید .
مرقوم فرموده اید :الان اونها شدن دایه ی مهربان تر از مادر. همون امامی که موسوی نخست وزیرش بود بارها سفارش کرد که پشت رهبری بایستید، از ولایت حمایت کنین و … آیا می ارزید برای هدیه کردن ” این آزادی مسلم!” به مردم (که گویا فقط افرادی هستند که به موسوی رای دادن) این همه پشت رهبری رو خالی بکنن؟ در مورد دایه هایمان به اندازه ی کافی گفتم ، اما در باب حمایت از ولایت ، متاسفانه شما نومن ببعض و نکفر ببعض عمل می کنید ، دوست من آیا همان امام گرام در کتاب ولایت فقیه شان نفرموده اند که اگر ولی فقیه به اندازه درهمی جفا کند از ولایت ساقط است ، بدیهی است که حضرتعالی از ایشان تکدر خاطری نداشته باشید ، اما آیا خانواده آن جوانی که تنها به خاطر اعتراض در روز عاشورا سرش در زیر چرخهای پاترول سربازان گمنام ولی عصر له شد ، آیا مادر شهیدان اعرابی ، روح الامینی و دهها شهید دیگر حق ندارند فکر کنند رهبرشان در حق آنها جفا کرده ، ایا این همه زندانی نباید در مخیله شان خطور کند که رهبری در انجام ظلمی که بر آنان رفته دخیلند ؟ آیا همه ی اینانی که از کشتی نظام پیاده شده اند ضد انقلاب اند ، ناله های خواهر شهیدان باکری را نشنیده اید ؟ از حال خانواده حاج همت خبر دارید ؟ از بستگان امام ، شهید بهشتی ، قدوسی ، اشرفی اصفهانی ، خاتمی ، صدوقی و… چطور…
گفته اید :چرا فکر می کنین افرادی که در ۹ دی و ۲۲ بهمن از رهبری و دستورات ایشون حمایت کردند با اتوبوس و به طمع ساندیس اومدن تو صحنه؟ بس کنید این همه تبلیغات مسموم و رنگین رو. همه ی ما خواهان آزادی و دموکراسی هستیم اما این راهی که شما ها برگزیدید در آمدن از چاله و افتادن تو چاهه. قبول که از سر درد برخی از دوستان سبز ما چنین میگویند ، اما حضرتعالی سری به گوگل بزنید تا خود به عینه ببینید چه حجمی از اتوبوسها به صورت خودجوش برای راهپیمایی به تهران آمده بودند . بگذریم که اگر نخواهم از بقیه ی سبزها مایه بگذارم لااقل این حقیر و خانوده ام ، برادر هایم و بستگان دیگر در آن جمع حضور داشتیم ، اما در فضای پادگانی موجود جرات ابراز هویت نکردیم . دوست من حضرت عباسی در این سی سال بیست و دوم بهمنی اینگونه دیده بودید ؟
و بالاخره با قلم روانتان نگارش کرده اید :گفتم آزادی! این آزادی میدونین از نظر خیلی از اونایی که پشت سر موسوی راه افتادن چه معنایی داره؟ اگه میدونستین از خنده روده بر میشدین که واقعا برای چه “آزادی” خنده داری دارن از ایشون حمایت میکنن. اگه تو خارج از کشور باشین و معنای آزادی اخیلی از افرادی که در جستجوی اون اومدن خارج رو بفهمین، اون موقع متوجه منظورم میشین که داریم چی ها رو به خاطر چی ها فدا میکنیم. شما اینطور فکر کنید که ما معنی آزادی را نمی دانیم و حتی نمی دانیم خارج نشینان از ظن خود یار موسوی شده اند . اما به خدای محمد ما اراده مان از آزادی همان است که در صحرای کربلا فرزند غریب زهرا از نابکاران حاکم خود طلب می نمود . والسلام . موفق و موید باشید .
صبر واستقامت تا صبح ظفر
درجواب دلسوز………مگر ما۴۰۰نفرنیستیم؟اینکه نگرانی ندارد اجازه یک تجمع ارام به۴۰۰نفرکه این همه های وهوی نداره
ببین الان ما در عصری زندگی می کنیم که اکثر آدمها می تونند بروند به اینتر نت (مثلا سایت ۴shared) و واقعیت رو دانلود کنند و ببینند. این سایت هم بازه و دانلودش هم راحته . چطور من تونستم بروم کشتار عاشورا رو دانلود کنم و ببینم . اونها هم باید می دیدند. بجای اینکه بروند تو سایت های خبر سازی مثل رجا نیوز و فارس و یا روز نامه ی کیهان بخونند و یا تصاویر مونتاژ شده صدا و سیما رو بینند. بروند و واقعیت رو دانلود کنند و ببینند. لازم نیست اعصاب خودت رو خورد کنی و با آنها سر و کله بزنی . براشون دعا کن هدایت بشوند . اگر نشدند و ظلم رو به هر نحو ممکن محکوم نکردند و خدای ناکرده طرفدارش شدند و تایید کردند . خودشون ضرر می بینند. و با این تعصب می میرند.
البته راه حل های کامنت نرگس خانم درسته در مورد بحث با دیگران. و من این جمله ایشون رو قبول دارم که باید در رفتارمان نشان دهیم در فامیل و نزدیکان که فلانی که پسر مومن و خوش اخلاقیه طرفدار مهندس موسویه.
گفتار صدق مایه ی ازار میشود—–چون حرف حق بلند شود مارمیشود
مهم ……….مهم………..مهم………..مهم……….مهم…………..مهم
تازگی ها افراد زیادی در سایت های اینچنین کامنت هایی از قبیل ما از شعار خسته شدیم و انتقاد از میر حسین عزیز و … می گذارن این و وقتی در کنار این قرار می دیم که به تازگی آمار زنگ زدن این افراد به تلویزیون های خارجی هم بالا رفته به این نتیجه می رسیم که همون آقایونی که تا دیروز مردم رو توی خیابون ها می زدن حالا می خوان از این طریق خیلی روشنفکرانه به شبکه های اجتماعی ما نفوذ کنن و ما رو ناامید یا بدبین کنن ، کاری که ما اجازه اش رو به اونها نمی دیم و در این پروژه هم شکست شون می دیم!
موسوی از کشتی نظام سیاه به کشتی نجات سبز هجرت کرده است. آینده سبز تقدیم ایشان وهمه سبز اندیشان باد.
اگر ا ین جنبش رهبر داشته باشد که فعلا ندارد در ۲۲ خرداد حماسه ایی دیگر رقم خواهد خورد
چرا این جنبش رهبر ندارد. ؟
بیانیه دادن فایده ندارد
اقای صالحی خودتون خوب میدونید در عالم فقط ۱۴ معصوم داشتیم که اطاعت از اونها برابر اطاعت از خداونده ( ایه اولی الامر ) بعد از اونها هیچ کس دیگری معصوم از گناه و اشتباه نیست . ولی فقیه انسانی است قابل خطا و اشتباه ولی( اگر یک اشتباه کند از ولایت ساقط است اگر یک دروغ بگوید از ولایت ساقط است .امام خمینی .صحیفه نور )پس ولایت ایشون دایمی نیست و با هر اشتباه از ولایت کنار میرن .ایا به نظر شما ایشون در این انتخابات با عدالت برخورد کردن؟عدالت اولین شرط رهبریه ولی ایشون نه تنها به حرف ما و اون تظاهرات ارام ما که به اعتراف خود حکومت ۲۵ خرداد بالای ۳ ملیون نفر تو تظاهرات شرکت کردن توجه نکردن بلکه مارو تهدید کردن هر کسی به خیابون بیاد خونش پای خودشه و ما رو برانداز معرفی کردن .حالا میدونید تو اون تجمع چه ادمایی بودن ؟خانواده شهدا جانبازان ،ازادگان ،خانواده شهید همت، باکری و…جانباز قطع نخاع ،بدون پا شیمیایی و ملیونها ادمی که برای این انقلاب بهترین عزیزاشون رو و جونشون وسلامتی رو برای این وطن داده بودن و ادمای عادی که یک ماه برای این وطن و انتخابات ابرو مندش زحمت کشیده بودن تا از راه مسالمت امیز کشورشون رو از دست متحجرین و مسلمون نما نجات بدن ودر قبالش هیچ چیزی نخواسته بودن وحالا بعد از سالها کسانی که قرار بود چشم و چراغ این مردم باشن براشون یه سوال جدی ایجاد شده بود و رایشون رو میخواستن ولی چه جوابی گرفتن ؟تهدید باتوم شکنجه و انگ ضد انقلاب و وابسته به موساد و اسراییل .ااگر به خیابون نمی امدن شما بگو چطور اعتراضشون رو بیان میکردن الان با اینهمه تظاهرات مردم رو نفی میکنن و انکار حالا اگر تو خونه هاشون نشسته بودن چی؟ اگر موسوی سکوت کرده بود خائن بود چون حق الناس به گردنش بود نه حق خودش که بگذره .وقتی باید استخوان در گلو سکوت کرد که حقی از مردم بر گردنت نباشه مثل حضرت علی چون مردم باهاشون بیعت نکردن سالها سکوت کردند اما وقتی مردم برای بیعت هجوم بردند قبول کردند (با اینکه معصوم بودن و حق خدادادی برای زمامت داشتند ) ولی با رای مردم رهبری رو قبول کردن.
من هم با نظر ناشناس موافقم
رهبر این جنبش کیست؟
آیا فقط بیانیه کفایت می کند؟
با سلام
من کلی حرف دارم که میدونم اگه بخام همش رو بنویشم حوصلتون سر میره پس سعی میکنم خلاصش کنم و از شما هم عاجزانه خواهشمندم تا آخرش و بخونید
من اصلا تو سیاست نبودم ولی با جریاناتی که قبل و بعد از انتخابات روی داد حالا کاملا سیاسی شدم و به اهدازه ی فهم خودم ماجرا ها رو تحلیل میکنیم امسال باید کنکور بدم و این جریانات بد جوری تمرکزم رو گرفته ولی هر طور شده یه دانشجوی سبر خواهم شد
نظر من اینه که مردم خیلی خوب میدونند که کی داره راست میگه و کی داره دروغ میگه پس ما نباید از چیزی بترسیم
دکتر شریعتی میگه : اگه میخای برده نشی بخوان و بخوان و بخوان
خوب من هم خوندم تا برده نباشم
کاملان هم از جنبش سبز حمایت میکنم من چیزهایی رو تو این تجمعات دیدم که تا حالا ندیده بودم .
ما میایم تو خیابون برای برقراری عدالت برای مبارزه با ظلم کاری که تمام امامانمان جونشون رو تو این راه دادن
همین دلیل ها نشون میده که جنبش سبز یه حرکت پاک و مخلصانست
بچه ها تو مدرسه بهم میگن سرت و به باد میدی ولی من گوشم بده کار نیست اصلا ما به دنیا اومدیم که سرمون رو به باد بدیم دیگه مگه غید از اینه بهتره که باد بیاد و سرمون رو ببره مگه ما خونمون از اونایی کشته شدن رنگشن تره یا پدر مادرامون خون دل بیشتری برامون خوردن
به هر حال تا ته راه رو وایسادم نه برای فرد خاصی بکه برای دفاع از ایمان و عقیده و خاک کشورم
هیچوقت هم ایمانمرو فدای مصلحت نمیکنم
راستی از آقای موسوی میخام درباره ی بسته شدن برخی حسینیه و هیئت هم افشاگری کنند تا عده ی بیشترب قداست جنبش سبز رو باور کنند دم همه ی سبز ها گرم
با یاد امام شور و شعور حکیم بی بدیل زمان و مقتدا همیشه ام خمینی عزیز روز ۲۲ خرداد وضو گرفته و با غسل شهادت در صحنه خواهیم بود
دین ما دین عقل است دین سبزه و سوسن دین لطافت و مهر دین عشق و محبت
ما منتظر شهادتیم و منتظر قیامت تا اگر پل صراطی بود که هست یقه خیلی ها که امروز یقه ندارند و یقه میدرانند را بگیریم
ما منتظران ظهور حضرت عشق هستیم
وای به حال دین فروشانی که نکبت امروزمان نتیجه بی عقلی و بی تدبیری انان است
سلام – خشته نباشید
اولین نقطه ی مثبت این بود که کیفیت صدا و تصویر بالاست و میشه اون رو پخش کرد .
هدف من از همراهی جنبش سبز اینه که فردایی که میخوام تو جامعه سر شغلی برم – جایی کار کنم .. ۴ نفر آدم دلسوز توی پست و مقامی باشند . نه یه عده آدم دروغگویی که فقط پارتی بازی بلدند .
واقعا الان شما امثال مشایی و صادق محصولی و اینا را با افرادی مثل
نبوی – تاج زاده – ابطحی – حجاریان – صفایی فراهانی
مقایسه کنید .
وقتی کشوری خود شخص رئیس جمهور تو مناظره ها میاد علنا دروغ میگه و مظلوم نمایی میکنه خب وزیر و معاونشم میشن امثال صادق محصولی و مرحوم کردان و و طبیعتا اونا هم زیردستاشونو از نوع خودشون میگذارند .
بیاییم با کمک به جنبش سبز جامعه ای آرام داشته باشیم . جامعه ای که در جهان حرفی برای گفتن داشته باشیم .
بدرود
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسدامام خمینی
آری اسلام آن است که امام گفت اسلام ناب محمدی نه اسلام آمریکایی و متحجرین
دیشت به طور اتفاقی تلویزیون دولتی در منزل ما روشن بود و امام خمینی رضوان الله تعالی علیه داشت برای عده ای سخنرانی می کرد.
که به نظرم پخش این سخنرانی از دست تسخیر کنندگان صدا و سیما در رفته بود.
ایشان می فرمودند شما دو مسئولیت دارید.یک مسئولیت کوچک و یک مسئولیت بزرگ
آن مسئولیت کوچک حفظ نظام است و ….
و آن مسئولیت بزرگ حفظ چهره اسلام است و …
به نظرم هم اکنون حاکمیت فقط به دنبال همان مسئولیت کوچک است و از مسئولیت بزرگ غافل شده است.هدف , وسیله این حاکمیت را توجیه می کند.
افراد را می کشند , زندانی می کنند , توهین می کنند , به جان مردم حمله ور می شوند و ….
آیا حاکمیت گمان می کند راه امام را می رود.
امامی را که ما می شاسیم هم اکنون در کلام و اخلاق و ادب و دلسوزی و … مهندس موسوی تجلی کرده است نه در کسانی که داعیه دار ولایت فقیه هستند و پشتیبان ولایت فقیه هستند تا به خودشان آسیب نرسد و ریاکارانه و منافقانه در دستگاههای حکومتی نفوذ کرده اند و آقا آقا می کنند و در منرل شان به حاکمیت ناسزا می گویند.
اینکه روز کارگر در تمام دنیا به رسمیت شناخته شده است ولی روزی به نام کارمند در دنیا بوجود ندارد به دلیل آن است که کارگران از حاکمیت ارتزاق نمی کنند و اگر کم کاری کنند کارفرمایشان عذر ایشان را می خواهد.ولی متأسفانه در کشور ما روزی را به نام کارمند نام نهادند. کارمندانی که چه کار بکنند و چه کار نکنند حقوق خود را می گیرند.متأسفانه اکثر کارمندان دولت دست چین شده اند و افراد دلسوز و حق گرا و حق بین را به هر نحو ممکن اخراج و یا منزوی کرده اند.
کارگری شرف دارد بر این کارمندی و کارگران بر خود ببالند که نان حاکمیت را نمی خورند.
معلمان هم اگر چه حقوق از حاکمیت می گیرند ولی با کارمندان متفاوت هستند و متأسفانه معلم ها هم نمی توانند با دانش آموزان خود رو راست باشند و تقیه می کنند.
اگر اینگونه پیش برود باید نظامی را در انتظار باشیم که اخلاق در آن مرده است و اسلام آمریکایی و متحجرین در آن ترویج می گردد.متحجرین گروهی بودند که امام از دست ایشان دق کرد و نتوانست ایشان را سرجایشان بنشاند.امام توانست شاه را بیرون کند و صدام را سر جایش بنشاند ولی نتوانست شر ایشان را از سر مردم کم کند و متأسفانه بعد ایشان حاکمیت نتوانست ادبیات امام را دنبال کند و گویی که جنگ اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی فروکش کرد و ….
باز هم از تمام دوستانی که برای کامنت من ارزش قائل شدن و جواب دادند ممنونم مخصوصا از جناب میرمهدی موسوی که با شناختی که از ایشون از کامنتاشون در زیر چند تا از مطالب سایت پیدا کردم به نظرم بسیار انسان فهمیده و باکمالات و مودبی اومدن و چندین بار از نظرات ایشون لذت بردم مثل کامنتشون در همین جا در جواب بهمن خان.
دوست عزیز من با صحبت های شما کاملا موافقم و متاسف که فرمودید ما هم یک روزی از همین دسته بودیم و حرف کسی روقبول نمیکردیم و آخر سر هم خودمون آگاه شدیم نه با حرف دیگران ولی مساله من دقیقا همین جاست اصلا ناامیدی من از همین جا شروع میشه چون من هم به همین نتیجه رسیدم وبعد فهمیدم که اگر این طور باشه و این افراد هم قرار باشه مسیر مارو طی کنند حالا حالاها نباید به پیروزی جنبش سبز و آگاهی تمام مردممون امیدوار باشیم چون حداقل زمانی که طول کشید تا امثال ما آگاه بشن ۱۰ سال بود و یک سری افرادی که مثل الان ما بودند و اون موقع از ما آگاه تر بودن ولی تعدادشون خیلی کم بود همین تلاش های امروز مارو کردن ولی چون اکثر ماها در خواب غفلت بودیم فاجعه کوی دانشگاه ۷۸ اتفاق افتاد و آتیشی که به پا شد رو تونستن خاموش کنند قبول دارم که آتیش این دفعه خیلی عظیم تر بود چون افراد بیشتری آگاه شده بودند و هنوز هم نتونستن خاموش کنن اما اگر نتونیم تعداد بیشتریرو همراه کنیم کم کم تبدیل میشیم به آتیش زیر خاکستر که بالاخره یک روزی دوباره شعله ور میشیم ولی چند سال باید طول بکشه و باز چند نفر قربانی بشن تا کسانی که امروز حرف مارو نمیفهمند و مقابل ما هستند اون موقع همراه ما بشند از طرفی هم اگر بخواهیم منتظر این افراد بشیم که خودشن راهو پیدا کنند اون موقع توصیه های مهندس موسوی بی معنی میشه که همش دعوت به اطلاع رسانی و آگاهی بخشی میکنند بحث من اینه که اگر اینطور باشه الان کاری از دست ما برنمیاد و باید منتظر بشیم که باز یک اتفاق ناگوار دیگه ای مثل انتخابات ۸۸ پیش بیاد تا این افراد هم به خودشون بیان و حقیقتو بفهمن و شاید این دفعه هزینه چنین اتفاقی به بهای از دست رفتن کل کشورمون و اسلام تموم بشه و این دردآور و نگران کنندس وگرنه اگر شما هم نگین من مطمئنم با این نادونیه مملکت گردونامون و با این سیل عظیم معترضین بالاخره این حرکت به یک تغییر و دگرگونی عظیم ختم میشه و در اون هیچ شکی ندارم ولی اینکه کی باشه و به چه تغییری ختم بشه مهم و نگران کنندس من از یک انقلاب دوباره که تنها تفاوتش با انقلاب قبلی دین گریزی و دشمنی با دین باشه میترسم از اینکه عاقبتمون با این مقاومت های الکی وبی تدبیریهای حکومت به عاقبت عراق و افغانستان تبدیل بشه من آرزوم این بوده و هست که بالاخره مبارزات ۱۰۰ساله مردممون به آزادی ودموکراسی واقعی در سایه اسلام واقعی ختم بشه و از اینکه به هر بیراهه ای غیر از این راه بیفتیم میترسم و الانهم بلاتکلیف موندم نمیدونم دیگه چه کار از دستم بر میاد که از یک طرف افرادی رو آگاه و همراه کنم واز طرفی هم جلوی تندروی و بیراهه رفتن تندروهای سبز رو بگیرم و از طرفی بتونم به کمک دوستان سبز به این دولت و حکومتیها بفهمونم دست از لجبازی ومقاومت الکی و زیاده خواهی و جاه طلبی بردارن و بذارن کشور به راه درستش بیفته امیدوارم این دفعه تونسته باشم منظور واقعیم رو برسونم چون احساس میکنم دوستان هیچ کدوم حرف منو درست درک نکردند.
راستی باید بگم واقعا از کامنت های در جواب دوستم بهمن (از یک سبز) و جواب بهمن و ناصر خان لذت بردم علی بود واقعا جامع و کافی و خلاصه جوابهایی بود که باید به امثال این دوستان داد.
در ضمن مسئولین محترم سایت کلمه خواهش میکنم استدعا دارم حداقل این یک سوالم رو جواب بدید از شما یا مهندس موسوی که در جواب کامنت های قبلیم هیچ جوابی دریافت نکردم فقط میخوام بدونم واقعا این سایت بامهندس موسوی مرتبطه و حقیقتا ایشون از نظراتی که اینجا داده میشه مطلع میشن؟ اگه اینطوره پس چرا هیچ وقت سوالاتی که از ایشون پرسیده میشه نه از طریق شما نه از طریق خودشون جواب داده نمیشه؟ مگه مهندس نمیخوان این جنبش زنده وپویا باشه پس چطور انقدر راحت از کنار سوالات دغدغه ها و مشکلات اعضای جنبش میگذرند یعنی این همه وقتی که ما صرف تایپ نظراتمون میکنیم و با این همه بدبختی و مصیبت اونو برای شما ارسال میکنیم ارزش یک جواب ساده و خشک و خالیو نداره. به هرحال باز هم از زحمات شما ممنونم و امیدوارم حداقل این سوالمو بی جواب نذارید.
==
کلمه: مهندس موسوی نظرات را مطالعه می کنند و حتی نظراتی که احیانا در سایت منتشر نمی شود برای ایشان ارسال می شود.ضمن اینکه بسیاری از دغدغه ها شما دوستان در سخنان مهندس مطرح می شود ولی این حق را بدهید که با این حجم پیام ها نمی شود به تک تک آنها پاسخ داده شود.
دوستان اینقدر نگویید چنبش رهبر نداره دیگه باید چیکار کنن؟
در جواب دوستی که گفته جنبش ۴۰۰ نفره خوبه خود رسانها تون اعلام کردن ۱۳ میلیون رای آورده مهندس
البته خوب وقتی همه تو تلویزیون دروغ میگن دیگه حتی خودیا شونم باور نمیکنن جه برسه به مردم.
همراه عزیز! منظور بنده این نبود که دست روی دست بگذاریم تا شاید سایر مردم خودبخود آگاه شوند! نظرم این بود که یاد دادن مسیر دسترسی به اطلاعات مهمتر ٬ اثربخش تر و پایاتر از رساندن اطلاعات است. البته این به معنی مهم نبودن اطلاع رسانی نیست. “هر شهروند یک رسانه” ها نقش کاتالیزور را در این بین بازی می کنند. بنده فکر می کنم وقتی کسی خودش خبری و یا تحلیلی را بخواند یا از افراد مورد اعتمادش بشنود تاثیر گذار تر است تا اینکه خبری یا تحلیلی را٬ بخصوص از کسیکه از نظر اعتقادی یا سیاسی قبول ندارد٬ بشنود. بنده و شما چاره ای جز این نداریم که به حق دیگران برای انتخاب مسیرشان احترام بگذاریم. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم آنست که سعی کنیم آنها را نسبت به واقعیاتی که وجود دارند و آنها از آن بی اطلاعند حساس کنیم. با آوردن شواهد مستند سعی کنیم ثابت کنیم که بسیاری از اخبار و اطلاعات منتشره از صدا و سیما جهت دار گمراه کننده و در خیلی از موارد دروغ است. آنها را قانع کنیم که صدا و سیما خود راقیم مردم می داند و فقط اخباری را که خود صلاح می داند به مردم می رساند. آنها را قانع کنیم که لازم است در این شرایط برای کسب اطلاعات کامل تر و واقعی تر کمی خود را به زحمت بیندازند. و مسیرش را نیز نشانشان دهیم.
دوست عزیز نا امید نباشید. سرعت افزایش آگاهی نسبت به ۱۰ سال پیش خیلی بیشتر شده. این افزایش سرعت تصاعدی بوده و هست. هم تعداد افراد آگاه که می توانند نقش آگاهی رسانی ایفا کنند بسیار بیشتر شده اند٬ هم نفوذ اینترنت افزایش یافته و هم وسایل ارتباط جمعی چون رادیو و تلوزیون های ماهواره ای.
ضمنا ماهیت پدیده های اجتماعی که قرار است تغییر و تحولی را از پائین به بالا بسط دهد همین است که زمانبر است. به عنوان مثال اگر شما به تاریخچه جنبش مدنی ضد نژاد پرستی در آمریکا توجه فرمایید متوجه می شوید که حدود ۵۰ سال پیش فردی چون دکتر مارتین لوتر کینگ و همراهانش با آگاهی از خطراتی که تهدیدشان می کرد جنبش را آغاز کردند و برخی مانند خود ایشان جانشان را در این راه گذاشتند و این جنبش بعد از ۵۰ سال ٬ تازه آنهم نه بطور کامل ٬ شاهد تحقق آرزوهای رهبرانش است.
به هر حال باید اکثریت جامعه به اهداف این جنبش آگاه شوند و به این اطمینان برسند که آنچه این جنبش می خواهد قدرت نیست. بلکه محقق شدن حق مردم برای حاکمیت بر سرنوشت خود است. بلکه رسیدن به حق مردم برای دسترسی به اطلاعات برای فراهم شدن امکان تصمیم گیری صحیح توسط آنان است. برای شفاف شدن جامعه است تا کسی از تاریکی های موجود برای رسیدن به مطامع شخصی و گروهی سوء استفاده نکند. و همیشه کسانی در راس قرار بگیرند که برای احقاق حقوق اکثریت توانا ترند. واین همه یک شبه اتفاق نمی افتد. نمی شود انتظار معجزه داشت. برخی زودتر از من و شما از این ضعفها و اشکالات مطلع شده اند و در این مسیر از ما جلوترند (به قول شما سبزهای تندرو) برخی نیز هنوز مطلع نشده اند و از نظر ما کمی عقب ترند. فکر کرده اید چرا توسط مهندس موسوی امسال سال صبر و استقامت نامگذاری شده است؟ برای اینکه پیمودن این راه که همانا آگاه کردن اکثریت جامعه است با وضع موجود جز با صبر و استقامت و با تلاش و همت مضاعف امکانپذیر نیست. شاید اگر این تغییر و تحول قرار بود از بالا به پایین رخ دهد با توجه به امکانات ٬ پول فراوان و بویژه رسانه های سراسری که دراختیار حاکمان است خیلی سریعتر و با هزینه اجتماعی کمتری می توانست رخ دهد. اگر در بیانیه ها و سخنرانی های مهندس موسوی نیز دقت کرده باشید به درستی به این نکته مهم اشاره و حتی تاکید کرده اند. ولی دریغ و صد درد که انگار امیدی به آنها نیست!
دوست عزیز نباید نگران این باشید که مردم از دینی که این روزها توسط حاکمان تبلیغ و اجرا می شود گریزان شوند. مهم این است که مردم ارزش های انسانی را که تا آنجا که بنده می دانم در همه ادیان ناب و دست نخورده یکسان است فراموش نکنند و دروغ و تقلب و باند بازی و شیادی و… به عنوان ارزش پذیرفته نشوند. کسانی را که معتقد به ارزش های ناب انسانی و الهی هستند بپذیر و بزرگشان بدار! بگذار این ارزش ها را تحت هر نامی خواستند معرفی کنند. مگر برای شما فرقی می کند که دوست عزیزت فرزندش را که اتفاقا مورد علاقه شما نیز هست فاطمه بنامد یا مریم؟!
در خصوص اینکه گفته اید ” ولی چند سال باید طول بکشه و باز چند نفر قربانی بشن تا کسانی که امروز حرف مارو نمیفهمند و مقابل ما هستند اون موقع همراه ما بشند” باید عرض کنم بله این نیز یکی از واقعیت های موجود است. اگر به اینکه مسیری که طی می کنیم صحیح است اعتقاد داشته باشیم نباید نگران باشیم که جانمان را در این مسیر از دست بدهیم. اگر به این گفته قرآن (و مهندس موسوی در پیام نوروزیشان به نقل از قرآن) که شهدا زنده اند و نزد خدا روزی دارند اعتقاد داشته باشیم دیگر دلیلی ندارد نگران از دست دادن جانمان باشیم. البته این به معنی عدم رفتار عقلانی نیست. اتفاقا استرتژی آگاهی رسانی و صبر و استقامت در این راه عقلانی ترین راه ممکن است که حدالمقدور هزینه های این چنینی را کاهش می دهد. ولی ممکن است زمانی برسد که بهترین راه عقلانی احتمال از دست دادن جان را نیز به همراه داشته باشد. کاری که امام حسین (ع) و یارانش کردند و اتفاقا در آن مورد خاص احتمال مذکور خیلی بالا بود. ما در طول روز ماه و سال خبر ناراحت کننده مرگ بسیاری از هموطنانمان و یا حتی غیر هموطنانمان را به بسیاری از دلایل (تصادف٬ سکته٬ وقایع طبیعی و…) می شنویم. البته شنیدن خبر مرگ افرادیکه به دست عده ای دیگر به ناحق کشته می شوند از نظر بنده و شما بسیار ناراحت کننده تر است و برای ما به عنوان شنونده میزان تاثر ناشی از شنیدن این دو نوع خبر اصلا قابل مقایسه نیست. ولی اگر خود را جای افرادی بگذاریم که در راه حق کشته می شوند می توانیم این نوع مرگ را نسبت به مرگ های طبیعی یا مصنوعی-طبیعی (تصادف یا سایر حادثه ها) بهترین نوع مرگها (همان که شهادت نامیده اند) بدانیم. برای درک بهتر موضوع کافیست مقایسه ای بین آن سری از یاران امام حسین (ع) که با ایشان ماندند و ظاهرا کشته شدند و سری دیگری که از ایشان جدا شدند و ظاهرا زنده ماندند بکنید.
فرموده اید ” از طرفی هم اگر بخواهیم منتظر این افراد بشیم که خودشن راهو پیدا کنند. اون موقع توصیه های مهندس موسوی بی معنی میشه که همش دعوت به اطلاع رسانی و آگاهی بخشی میکنند” عرض می کنم که اتفاقا نه این انتظار بهترین نوع انتظار هاست. انتظار فعال در راه رسیدن به روزی که همه مردم آگاه بشن٬ همه طرفدار حق بشن و به حقوق دیگران احترام بذارن زیبا ترین نوع انتظارهاست!
سبز باشید و پایدار
“دختر سبز موسوی” ببخشید فراموش کردم از ابراز لطف و تعریفی که از بنده کرده بودین تشکر کنم. ضمنا صداقت شما در نوشته هاتون مثال زدنی است.
کلمه ی عزیز در راستای اگاهی بخشی جرا از دوران نخسوزیری موسوی جیری نمی نویسید جراااااااااااااااااااااااااااااااااااا اخه جرا بابا! اخه من سنم کمه جیزی از اون دوران نمیدونم به منبعیی هم جز شما اعتماد ندارم (حداقل یه کتاب معرفی کنید )(اصلن شما جرا هر هفته یه کتاب(در هر موردی ) نمی معرفید ) ها؟ —۰۰–۰۰–۰۰– هشدار هشدار جنابه کلمه من حداکثر تا ۳,۴ روز دیگه به سایتت سر میزنم بایییییییییییید جوابمو بدین –۰۰–۰۰–۰۰– از دوستون اگاه هم دعوت به عمل می اید که که من رو اگاه کنند
==
کلمه: سایت کلمه در دوران انتخابات و بعد از آن درباره نخست وزیری مهندس موسوی مطالب بسیار زیادی منتشر کرد و در آینده هم منتشر می کند. نخستین مصاحبه تفصیلی مهندس موسوی بعد از ۲۰ سال سکوت با سایت کلمه در دی ماه ۱۳۸۷ انجام شد که آن مصاحبه به طور کامل درباره دوران نخست وزیری ایشان بود. می توانید در اینترنت جست و جو کنید و بیابید.
من به موسوی اون موقه علاقه مند شدم که تو Tv دیدم علم الهدی به موسوی عزیز میگه ابتر ولی بنده خدا ازین غافل بوده که تو زمون پیمبر به یه جاهلی مثل این خدا چه پاسخی داده ((انا اعطیناک کل کوثر….)) منم که تو این ماجرا مظلومیت شهید زنده جنگ(موسوی عزیز) دیدم ارادتم دو چندان شد همین جا از کلمه می خوام به آقای موسوی بگید که یه پسری تو یه گوشه ای از ایران با صدای بلند فریاد میزنه :موسوی پدر ایرانه ((خدایه من سفیدیش ریشش است سیاهیش خوبیایه گذشته )) خواهشن این شعرو به موسوی عزیز برسونید شاید تسکینی شد بر تهمت های دین فروشان
سبز فقط رنگ تو است رهبرم
این رنگ سزاوار تو است رهبرم
من جان به کف دربار توام رهبرم
تاجان به جان دارم از توام رهبرم
دشمن تو دشمن ماست رهبرم
اسرائیل و آمریکا دشمن ماست رهبرم
جانم باگل سرخ شهیدان تقدیم به تو رهبرم
آماده ام آماده ام امر توام رهبرم
میرحسن و کروبی دشمن تو و من است رهبرم
دستور گرفتنشان از تو و گرفتن این نا مسلمانان از من است رهبرم
فریاد مرگ بر آمریکا از تو و اسرائیل صهیونیستش از من است
سبز فقط سبز علی رهبر فقط سید علی…………….مرگ بر منافق مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر دشمن جان علی مرگ بر اسرائیل مرگ برآمریکا مرگ
از سایت کلمه یک درخواست و یک پاسخ از این سایت را دارم بنده شعاری در اهداف راه جنبس سبز ساخته ام می خواهم بدانم این شعارم به دست میر حسین موسوی خواهد رسید؟ باتشکر. تو رو خدا این شعارو به موسوی نشون بدین
این شعار رنگ ماست ، مرگ بر آمریکاست
این رنگ به رنگ سبزیست ، مرگ بر انگلیس
قسم به رنگ سرخم با رنگ سبز درخشم
مرگ بر منافق شده شعار عشقم
اولا” بسیجی عزیز!!!!
به خودت مسلط باش ، خونسردی خودت رو حفظ کن،یه لیوان آب خنک بخور و یه کم هم به فکر سلامتیت باش بخدا اینجوری که تو داری میری زبونم لال با تیر چراغ برقی،درخت چناری … چیزی تصادف میکنی ها !!!
ثانیا” عزیز دل برادر !!!!
این گوری که داری براش تو سر و کله ی خودت می کوبی بخدا مرده ای توش نیست باور کن ……… این راهو قبلا” من رفتم ها !!!!
ثالثا” اخوی،حاجی،سید!!!!!
_شاید مرد نیستی!_
بیشترین خدمت رو به این کشورهای بقول شما دشمن !! همین دوستان شما از جمله رئیس جمهور و ….. کردن پسر خوب یا دختر عزیز ! یه کم واقع بینی هم بد نیست ها ، فقر و فساد و محرومیت از در و دیوار کشور بالا رفته بعد حضرات پیاز میخورن که اشتهاشون باز بشه با این وضع و اوضاع موشک هوا کردن های پیاپی و مانورهای پشت سر هم با اون هزینه های هنگفت چه توجیهی داره مثلا” با این کارشون کیارو میخوان بترسونن ، آمریکا یا اسرائیل رو ؟ ……. عزیزم دولتی که حمایت مردمش رو پشت سر خودش حس میکنه احتیاجی به این کارها نداره با این پولها میتونه به ملتش سرویس بده و انجام وظیفه کنه که از صدتا موشک و مانور و …. انرژی هسته ای براش مفیدتره ، اگه دوستانت راست میگن و تو کلامشون صداقت دارن_ که ندارن _ یه رفراندوم برگزار کنن تا ببینن حرف حساب مردم چیه اونموقع منو تو هم بهتر میتونیم با هم حرف بزنیم چون در واقع ما با یه کم اختلاف مشترکات بسیاری با هم داریم و این ایران برای ماست که میمونه همین !!