جنبش سبز مبلغ قرائت رحمانی از دین است
چکیده :ما مبلغ قرائت رحمانی از دین هستیم، قرائتی از دین که واجد حداکثر مدارا نسبت به تمامی دیدگاهها و عقاید است» افزود: « این کار (تبلیغ و ترویج قرائت رحمانی از دین) کار دشواری است، اما جنبش سبز میتواند چنین مسئولیتی را بر دوش خود حس کند.» موسوی اضافه کرد: «من نسبت به گریز نسل جوان از دین و ارزشهای توحیدی احساس خطر میکنم؛ برخوردها و خشونتورزیها و سرکوب در پوشش حکومت دینی، ممکن است بخش قابل توجهی از جوانان ما را از هر دینی گریزان سازد/باید روی «حداقلها» توافق کرد. شعارهایی را برگزینیم که قدرت وصلکردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد/ باید با تعامل و گفتوگو و همفکری همهی جریانهای دلسوز ایران و پیگیر منافع ملی، این کار و راه دشوار و طولانی را پیش برد....
کلمه:مهندس میرحسین موسوی در دیدار جمعی از فعالان ملی-مذهبی اظهار داشت: «برای تامین منافع ملی و رسیدن به جامعهای مطلوب، چارهای جز استمرار این مسیر و تداوم جنبش سبز نداریم؛ روندی که طی آن، نیازمند صبوری و تحمل سختیها و شدائد است.»
به گزارش جرس ، مهندس موسوی با اشاره به این نکته که جنبش سبز اهدافی را پیگیری و مطرح میکند که برگرفته از ارزشها و خواستههای مردم ایران است، تصریح کرد: « باید ایجاد جامعه مدنی بههم پیوسته، با استفاده از تمامی امکانات موجود در کشور را پی گرفت.»
وی تشکیل «سازمانهای مردمنهاد سبز» در حوزههای گوناگون در کشور را از همین زاویه، برای سامان یافتن و تولد تدریجی جامعهی مطلوب، ضروری ارزیابی کرد.
موسوی گفت: «اتفاقی که در ۲۵خردادماه سال گذشته در تهران بوقوع پیوست، و آن حضور مهربانانه و همدلانه توام با مدارا و صبوری و همیاری و نیز کنش مدنی معترضان، نمونه و الگویی از جامعهای مطلوب است.»
وی با تاکید بر این سخن که «باید با ارزشها و اهداف سیاسی، زندگی کرد» اظهار داشت: «کار، کاری طولانی، و مسیر جنبش سبز، راهی پر پیچ و خم و زمانبر است؛ اگرچه شاید جنبش زودتر از آنچه بسیاری تصور میکنند به نتیجه برسد، اما باید صبور بود و استقامت ورزید و برای تداوم جنبش، زندگی کردن با آن را درپیش گرفت.»
صبوری کردن و استقامت هزینه بر است
موسوی تصریح نمود: «البته ایستادن و صبوری کردن و استقامت برای تحقق مطلوبهای جنبش سبز، هزینه بر است و از این گریزی نیست؛ سختیها و فشارها و محدودیتها و سرکوبها و شدائد و زندانها، وجود دارد، اما چارهای جز ادامهی این راه و تحمل این مصائب و پرداخت هزینهها نیست.»
وی در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به این بحث که احزاب نیل به قدرت و تصاحب آن را مدنظر دارند، افزود: «البته ایرادی هم بر احزاب نیست؛ اما در جنبش سبز بحث تصاحب قدرت، فرع بر هدف اصلی است؛ هدف جنبش سبز، متحول کردن جامعه و رسیدن به جامعهای مطلوب و در خور ایرانیان است. این رویکرد (یعنی فرع بودن قدرت) به ما آرامش خواهد داد. اگر بتوان این نگاه را به گونهای آگاهانه در جامعه گسترش داد، بسیار مفید و موثر خواهد شد.»
تغییر با ایده متولد می شود
مهندس موسوی همچنین با تاکید بر این نکته که «مسئلهی آگاهیبخشی، موضوعی بسیار مهم محسوب میشود»، عنوان نمود: «هر «تغییر» وقتی متحقق میشود که «ایده»ای متولد شود. اکنون بهنظر میرسد که ایدهی تغییر متولد شده است؛ هر چقدر این ایده و ابعاد آن را بیشتر تبیین کنیم، امکان بسط و پیشبرد جنبش بیشتر میشود.»
وی افزود: «ما باید بیش از پیش، مردمی را که در «منطقه خاکستری» زیست میکنند (شهروندانی که نه همراه جنبش سبز هستند و نه موافق و همگام صاحبان قدرت و حکومت) نسبت به «منطقه روشن» آگاه، و جنبش سبز دعوت و جذب کنیم.»
موسوی همچنین تصریح کرد: «صاحبان قدرت هم بیش از هر چیز نسبت به بسط آگاهیها در جامعه حساساند؛ چنانکه نسبت به اطلاعرسانی در مورد تعداد شهدای جنبش یا تبیین و خبررسانی در خصوص واقعیت سرکوبها و انتشار اخبار مربوط به رفتارهای غیرانسانی با بازداشتشدگان، حساسیت فراوان و برخوردهای تندی نشان دادهاند.»
مسئلهی رسانه برای ما بسیار حیاتی است
وی با بیان این سخن که «مسئلهی رسانه برای ما بسیار حیاتی است و متاسفانه به علل و دلایل گوناگون ، در این عرصه (رسانه و اطلاعرسانی لازم و کافی) دچار ضعف و نقصایم» اظهار داشت: «ما هنوز از امکانات اینترنت و بستری که فضای مجازی در اختیار ما قرار میدهد، حداکثر بهره و استفاده را نبردهایم.»
وی در بخشی دیگر از سخنان خود تاکید کرد: «همه باید دور هم و کنار و همدل یکدیگر باشیم؛ باید روی «حداقلها» توافق کرد. شعارهایی را برگزینیم که قدرت وصلکردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد. همانطور که رنگ سبز، شاخصی حداقلی برای پیوند یافتن شهروندان معترض به وضع موجود شده است، باید بر محورهایی حداقلی برای پیشبرد و گسترش جنبش سبز اجماع کرد.»
ما به فکر منافع و مصالح ملی هستیم
موسوی همچنین اظهار داشت: «باید برای همگان مشخص شود که ما به فکر منافع و مصالح ملی هستیم؛ بحث خودخواهی مطرح نیست. ما نمیخواهیم کنار ظلم و ظالم بایستیم؛ ما کنار مظلومایم. اگرچه جنبش سبز اهل مدارا و گفتوگوست. باید با تعامل و گفتوگو و همفکری همهی جریانهای دلسوز ایران و پیگیر منافع ملی، این کار و راه دشوار و طولانی را پیش برد.»
مبلغ دین رحمانی
وی با تاکید بر این موضوع که «ما مبلغ قرائت رحمانی از دین هستیم، قرائتی از دین که واجد حداکثر مدارا نسبت به تمامی دیدگاهها و عقاید است» افزود: « این کار (تبلیغ و ترویج قرائت رحمانی از دین) کار دشواری است، اما جنبش سبز میتواند چنین مسئولیتی را بر دوش خود حس کند.» موسوی اضافه کرد: «من نسبت به گریز نسل جوان از دین و ارزشهای توحیدی احساس خطر میکنم؛ برخوردها و خشونتورزیها و سرکوب در پوشش حکومت دینی، ممکن است بخش قابل توجهی از جوانان ما را از هر دینی گریزان سازد.»
موسوی همچنین در تبیین چشمانداز تحولات کنونی، با اشاره به این نکته که «باید انعطاف داشته باشیم و روی یک شکل و شمایل از جنبش تصلب پیدا نکنیم»، توضیح داد: «نقاشهای مدرن هنگام خلق اثر عمدتا” دو رویکرد دارند؛ یک گروه آنچه را که مشاهده کردهاند و یا تصور کردهاند متحقق میسازند و به روی بوم میآورند؛ و گروه دیگر، کار را شروع میکنند و بدون تصوری از اثر نهایی بهتدریج و بر روی بوم، نقاشی نهایی را سامان میدهند و متولد میکنند. آنچه در جنبش سبز در حال وقوع است را میتوان از نوع رویکرد و روش گروه دوم توصیف کرد.»
گفتنی است در این دیدار که به بهانه سال نو انجام گرفت،مهندس عزتالله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی-مذهبی ضمن آرزوی سلامتی و صبوری و پیروزی برای مهندس میرحسین موسوی و تمامی همراهان جنبش سبز در سال جدید، با اشاره به حضور غیرمنتظره و ستایشبرانگیز شهروندان معترض در روز ۲۵ خرداد، تسامح و مدارا و تساهل قابل توجه در جنبش سبز را مورد اشاره و تصریح قرار داد. مهندس سحابی همچنین یا تاکید بر لزوم فعالیت شبکههای اجتماعی سبز، و نیز اهمیت رهبری و هدایت جنبش سبز، بر پیشگیری و مقابله از برخی آفات و آسیبها در جنبش، بهخصوص تفرقه و جدایی تاکید کرد.
دکتر حبیبالله پیمان نیز در سخنانی، «کیفیت استمرار» جنبش اجتماعی امروز مردم ایران، تقویت و سامان دادن «شبکههای اجتماعی» جنبش سبز، و ضرورت تداوم رفتار توام با مدارا و مهربانی و گذشت و همبستگی مردم در مقطع انتخابات و بهخصوص روز ۲۵ خرداد را در «متن زندگی روزمره و مناسبات اجتماعی شهروندان» مورد اشاره و تاکید قرار داد. دکتر پیمان بقا و تداوم جنبش سبز را در پیوند وثیق مطالبات و ارزشهای سیاسی شهروندان با رفتار اجتماعی و زیست روزمرهی آنان ارزیابی کرد و بر کاوش و پیگیری راهکارهای اجرایی و عینی در این خصوص، تصریح نمود.
گفتنی است در این دیدار افزون بر مهندس سحابی و دکتر پیمان، برخی از فعالان ملی-مذهبی ازجمله دکتر محمدحسین رفیعی و محمد بستهنگار و نیز تعدادی از وابستگان جنبش مسلمانان مبارز حضور داشتند.















۱۰۶ دیدگاه
«نقاشهای مدرن هنگام خلق اثر عمدتا” دو رویکرد دارند؛ یک گروه آنچه را که مشاهده کردهاند و یا تصور کردهاند متحقق میسازند و به روی بوم میآورند؛ و گروه دیگر، کار را شروع میکنند و بدون تصوری از اثر نهایی بهتدریج و بر روی بوم، نقاشی نهایی را سامان میدهند و متولد میکنند. آنچه در جنبش سبز در حال وقوع است را میتوان از نوع رویکرد و روش گروه دوم توصیف کرد.»
میرحسین عزیزم، پدرم، هربار که گفته هایت را میخوانم و میشنوم نکته ها و ظرائف زیادی میاموزم.روح لطیف و هنرمند تو جذب کننده دلهای جوانان آگاه و اندیشمنده.آرزوی تمامی انسانهایی که از ظلم و خشونت و جنایت به اسم سیاست و یا دین و یا هر دست آویز دیگری، خسته شده اند همینه که ای کاش روزی انسانهایی اندیشمند و هنرمند و با دلهایی پاک در راس امور کشور و همچنین جهان قرار گیرند تا انسانها صلح و عدالت رو تجربه کنند.افسوس و صد افسوس..ما مردم ایران تلاش خود را کردیم و انسانی چنین صالح را انتخاب کردیم ولی سیاستبازان دغلکار و دروغگو اراده ظالمانه خود را بر ما تحمیل کردند.ولی بدانند اکنون نیز بر خواستهای بر حق خودمون ایستادگی میکنیم و نمیگذاریم ایران بازیچه مطامع گروهی اقلیتِ صاحب زور و زر و تبلیغات قرار بگیره.درود بر رئیس جمهور عزیزم میرحسین موسوی و درود بر تمامی مجاهدان و تلاشگران راه حق و آزادی…
استقامت و صبوری وظیفه اصلی ماست .
درود بر تمام آنان که س ب ز هستند
dorod bar mirva shikhe sabz man dorod ma ta akher jan eisatadeim
با سلام
به نظر من عزیزان دانشجوی مستقر در خوابگاه ها پس از اینکه مطمئن شدن افرادی که به قول اقای مهندس موسوی درمنطقه خاکستری هستن را با جمع کردن و پیش کشیدن صحبت و ابتدا با گوش کردن سخنان طرف مقابل که چرا با اینکه مخالف جریان حاکم هستن با جنبش سبز مخالفن سپس با اوردن سند برای حرف های خود که در جواب شخص مخالف است که میشود با پرینت گرفتن از صحبت های مهندس موسوی و عکس های وقایع باشد یا رایت کردن روی سی دی (خواهشن مطالبی که میگویید یا بر روی سی دی است صد در صد موثق باشد
همیشه با روی خوش برخورد کنیم
لباس وظاهرمان غرب گرا نباشد بر روی تاریخ و فرهنگ سرشار خود که از داریوش و کوروش بگوییم
تا در روزهای تاریخی خرداد ملیونها حامی سبز به خود اضافه کنیم
یاحسین میرحسین
اقدام زیبایی بود. صحبت های بسیار پر باری بود.
چه زیباست اتحاد و صبوری در برابر تازیانه های طوفان
درود بر میرحسین موسوی مرد بزرگی که حرف دل ما مردمو میزنه و ما همیشه در کنارشیم
« فردی که محور تفکراتش نقد عقلانی پیرامونش باشد، روشنفکر است. روشنفکری که دغدغة دین داشته باشد و معتقد باشد که میتوان از توصیههای دینی دفاع عقلانی نمود، روشنفکر دینی است. تفاوت روشنفکر دینی و عالم دینی این است که در نظر عالم دینی ،معرفت دینی است که معیار درستی و نادرستی یک اندیشه است ولی در نظر روشنفکر دینی ، عقل معیار درستی و نادرستی است. جنبش روشنفکری دینی، جنبشی است که میتواند بازگشت به اصالت دینی را نوید دهد. به این ترتیب ، دین تبدیل به اصالت افراد در جامعه میشود و نه هویت آنها. » نقل به مضمون از دکتر عبدالکریم سروش.
موسوی یک روشنفکر دینی است و جنبش سبز ، یک جنبش روشنفکری است . حیات آن نیز در گرو نقد است. نقد در گرو آگاهی است.
با سلام در مورد فرع بودن کسب قدرت که مورد نظر اقای موسوی است باید بگویم اگر هدف جنبش سبز استقرار مردمسالاری است که قطعا همین است دیگر کسب قدرت فرع نیست بلکه برگرداندن قدرت بصاحب اصلی ان یعنی ملت است باید شعار ولایت باجمهور مردم است که اقای خمینی در پاریس اعلام فرموده بودندرا شعار محوری قرار داد وبر سر ان ایستاد
اسلام و درود خدا بر نخست وزیر مورد تائید امام ره…..الحق که سیاستمداری است عاشق ایران و دارادی درد دین
vaghti nazarat ro mikhonam mibinam bazi dostan cheghad kam tahavol va bi sabr hastand
ama dostane sabz va mohandese aziz ie pishnahad ma ke resane nadarim ama ager aghaie mosavi safarhaii ostani manande avaiele entekhabat shoro konand va beravand ham rohe tazeii be dostane sabz az didareshon midahand ham mitavanad resaneie khobi albate kond dar tamame iran bashad resaneii mosavar va moteharek
be javanebesh fkr nakardam dar hade piishnahade ama mishe rosh fkr kard
lotfan be mohandes mosavi masalaro dar miab begozarid
پیشنهاد میکنم اونایی که فیلم شکست ناپذیر رو ندیدن برن ببینن.امیدوارم میر حسینمون هم نلسون ماندلا ی ایران بشه.
true Peace is not merely the absence of tension ,it is the presence of justice
صلح راستین تنها غیاب تنش نیست بلکه حضور عدالت است.
مارتین لوترکینگ
mir hossein aziz
lotfan ellam e yek hozor khiabani ra be mardom bedahid.
hamantor ke goftid nabayad jonbesh dochar e sarkhordegi va rozmaregi shavad.
nemidanam cheghadr inkar dorost ast amma motmaenam ke bayad be yek sorati mardom hozor va hambastegi khish ra be rokh in hakeman neshan dahand,
آقای موسی صدر شما به چه جرأتی کسی مثل مهندس بازرگان رو به امیرالمؤمنین تشبیه میکنید؟؟ اونم اینجوری ” علی زمان ” مگه شخصیت والای حضرت علی بازیچه هست که هر کسی رو به اون حضرت تشبیه میکنید. درسته آقای بازرگان آدم خوبی بوده ولی جنابعالی یه کمی رو حرفاتون فکر کنید.آیا افرادی مثل مهندس بازرگان اسلام رحمانی میخواستند؟؟ اونا به جنایتکاران رژیم شاهنشاهی که تو زندان بودن قول داده بودن که آزادشون کنن یا حداقل از اعدام نجاتشون بدن. اونم جانیهایی مثل هویدا و نصیری و… تو اسلام رحمانی نیومده که جنایتکار رو آزادش کنید بره برای خودش. بلکه باید به سزای اعمالش برسه.
اون آقا یا خانم ایران سبز هم واقعا براش متأسفم. میرحسین و همه سبزها دارن برای اینکه بی لیاقتی مثل شما با آرامش زندگی کنه تلاش میکنن. فکر میکنی اگر میرحسین بکشه کنار مردم هم ساکت میشن؟؟ اصلا مردم هم ساکت بشن فکر کردی مملکت گل و بلبل میشه و آرامش برمیگرده؟؟ من نمیدونم امثال شما وقت تقسیم عقل کجا بودین.در ضمن شما نمیخواد سنگ دوستان در بندت رو به سینه بزنی اونا اگه ناراضی بودن خانواده هاشون علیه میرحسین شکایت میکردن.
آقای موسوی هرچی میگذره احترامم به شما بیشتر میشه. توروخدا ببینید آخه وقتی افرادی مثل ایران سبز هستند که یک چوب پنبه بزرگ تو گوششون گذاشتن و حاضر نیستن حرف حساب بشنون آخه ما چه جوری با این افراد برخورد کنیم. طرف خودش داره میبینه به خاطر دسته گلهای آقایون چقدر داره تو زندگیش بدبختی میکشه اما تا اسم جنبش سبز و موسوی رو جلوش میاری مثل آتشفشان منفجر میشه و میگه شما سبزها برید رد کارتون همش دنبال قرتی بازی هستید مثلا اگه موسوی وسبزها بیان سرکار اینجا بهشت میشه؟!! منطق رو میبینید؟؟ من واقعا نمیدونم با چه زبونی با این آدمها حرف بزنم.
اما خداییش کاش یه جوری میشد ارتباط ما سبزها با رهبرمون بیشتر میشد. احساس میکنم خیلی از ایشون دور هستیم. حداقل خودم که حتی تو ایران هم نیستم. آقای موسوی فکر کنم خودتون میدونید که بین شما و دوستدارانتون یک دلبستگی به وجود اومده کاش ارتباطتون رو با مردم بیشتر میکردید.
سبزهای ۸۸ هیچ وقت بدبخت نخواهند شد انشاالله.ناشناس جان این شما هستید که با اسلام زاویه دار شدید و بدبخت دنیا و آخرت هستید.
یاحسین میرحسین
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد درنیاوردهایم
مست از بوسههایی هستیم که هنوز نگرفتهایم
از روزهایی که هنوز نیامدهاند
از آزادی که در طلباش بودیم
از آزادی که ذرهذره به دست آوردیم
پرچم را بالا بگیر تا بر صورت بادها سیلی بزند
حتی لاکپشتها هم هنگامی که بدانند به کجا میروند
زودتر از خرگوشها به مقصد میرسند
یانیس ریتسوس
ناشناس
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۹ at ۱:۳۸ ب.ظ
سلام – پیشنهاد میدم سبزها بحث علامت دادن رو به رای بذارن – میشه قرار گذاشت بعضی روزهای هفته سر یه ساعت های خاصی هرجا که امنه تو اماکن عمومی علامت جنبش رو نشون بدن – باور کنین خیلی موثره – خطری هم نداره – حکومت هم خیلی می ترسه – یا حسین میرحسین
سارا
من موافقم—یه چیزه دیگه میتونیم تو روزایی که برای سبز ها روز مهمی هست دوستان لباس یا شال یا مانتو یا حتی اگر امنیت بود دستبند سبز ببندند-اینطوری هم دلگرمی بیشتر میشه هم قدرت هم امید هم نشون میدیم چقدر بیشماریم–نظرتون چیه؟
خوشحالم که یه سری کارای کوچولو واسه جنبش سبزمون میکنم مثلا پخش اخبار جدید و سبز در بین مردم و اماکن عمومی–
مهندس موسوی عزیز کاملا از پاشنه آشیل جنبش که همانا نبود رسانه و کمرنگ شدن شعارها و اهداف فراگیر می باشد آگاه هستند و بسیار راهبردی راهکارهای رفع نقاط ضعف را بیان می دارند.
دوستانی که فکر می کنند سخنان میرحسین تکرار شعار می باشد توجه داشته باشند که اهداف تا برآورده نشدن، آرزو و شعار باقی می مانند و باید تکرار شوند و برای رسیدن به آنها راهکار ارائه شود تا بالاخره به مرحله عمل برسند و از جنبه شعاری در بیایند همانطور که شما تا خانه ای برای زندگی نداشته باشید برای به دست آوردن آن تلاش می کنید و مدام از برنامه هایتان برای رسیدن به آن می گویید و مهم همین است که برنامه داشته باشید و راهکارها را بدانید که مهندس موسوی به زیبایی آن راکارها را بیان نمودند.
اگر هم بعضی از دوستان انتظار دارند مهندس موسوی از مردم برای اعمال خشونت دعوت کند و به اصطلاح با حرکتی انقلابی کشور را فتح نماید و یا گله دارند که چرا مهندس موسوی در روزهای بعد از انتخاب با یک بیانیه آتشین مردم را به خیابان فرا نخواند تا کار را یکسره کند باید بگویم راه را اشتباه رفته اند و از ماهیت جنبش سبز اطلاع پیدا نکرده اند. هنوز دیر زمانی از انقلاب مردم ایران در ۳۰ سال گذشته نمی گذرد و مهندس موسوی نیز از نسل ان انقلاب است. اگر مردم در آن انقلاب به جای اعمال خشونت و تسویه حساب و اعدام متخصصین و مدیرانی که شاید مسئولیتی نیز داشتند و نیز اعدام مسئولینی که بعضا کوهی از تجربه بودند از پتانسیل نهفته در مدیران و متخصصان آن زمان استفاده می نمودند و به جای نابودی گذشته و شروع نمودن از صفر مدیریتی، به اصلاح ساختارهای ناکارمد قبلی می پرداختند، حالا یک کشور سردرگم حرکت انقلابی ۳۰ سال قبل خود نبودند، حرکتی که ابتدا ماهیتی اصلاح طلبانه داشت.
حال مهندس موسوی عزیز و بسیاری از راهبران جنبش سبز می خواهند اگر انقلابی می شود در حوزه آگاهی های مردم باشد، که اگر اکثریت آگاه باشند بدون هیچ خشونتی روند امور اصلاح خواهد شد زیرا که حکومت بر جمعیت کثیری دانا و آگاه، حاکمانی توانمند می طلبد که می بایست موجبات رشد کشور را تامین نمایند.
یا حسین میرحسین
با سلام به تمام هموطنان خواستم به تمام دوستان مخالف عرض کنم اگر رهبر معترضان به انتخابات به جای میر حسین موسوی که خود از دلسوزان و دوستدار وطن میباشد شخص دیگری بود با این همه طرفدار و هوا خواه هیچ فکر کرده اید بر مملکت ما چه میگذشت قدر دان این آرامش و با نظمی باشید شاید فکر میکنید سبزها زور خود را زده اند وجلوی نیروهای نظامی و شبهه نظامی کم آوردند ولی توجه داشته باشید در همان شلوغیها او دعوت به آرامش میکرد تا به جنگ خیابانی وبه چشمان خود دیدیم تعداد کمی در جواب متفرق نمودن وزور گوی سربازها مقاومت میکردند و عکس العمل نشان میدادند که آنهم مورد تائید میر حسن و دیگر معترضین نبود حال تجسم کنید اگر فرمان بر این بود که شما هم بکوبید بشکنید و … غیره اکنون چه پیش آمده بود پس رهبری او ستودنی میباشد و جنبه او مثال نزدنی واین را بزرگان نظام نیک میدانند که اگر غیر از این بود …
با درود بر موسوی.جنبش سبز بهترین بستر همدلی و اتحاد ملت ایران است.
امام خمینی فرمود تا من هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دست لیبرالها بیفتد. آقای موسوی چه شد؟ شما که دم از امام می زدید! هم نشینی با لیبرالها! مبارک باشد. در ضمن متاسفم که سایت کلمه هم در بخش کاربران رو به مکر و فریب آورده . چون یک جمله کوتاه از مخالفین موسوی درج می کند بعد چند مقاله به اسم کاربران در پاسخ آن می گذارد. اگر راست می گویید مطالب بلند مخالفان را هم درج کنید!
با سلام خدمت برادر م میر حسین موسوی
خواهشمندم جهت تداوم نهضت سبز که خواسته یا ناخواسته رهبر ی آنرا پذیرفته اید برنامه های مشخصی ارائه نمایید اما بنده هم پیشنهادی دارم که خواهشمندم پس از بررسی ودر صورت پذیرش آن را ابلاغ فرمایید.
با توجه به تهدید اتمی آمریکا علیه ایران که به نفع… دولت حاکم بر سرنوشت ملت ایران شده است خواهشمندم جهت مخالفت با سیاستهای امریکا که همواره در مقاطع حساس به فریاد حاکمان بی عرضه ایران می رسد خواهشمندم یک روز را به عنوان اعتراض نمادین به سیاستهای امریکا علیه ایران ابلاغ واز همه مردم بخواهید تا در این روز یک راهپیمایی سراسر ی برگزار کنند .
درود بر کوشندگان راه آزادی
این دیدار بسیار مهم است نقطه شروعی برای جلوگیری از واگرایی ها…
این جوانه به سهم خوداز همه ی دوستان وهمراهان عزیز خواهش می کنم ،هرکسی درحد توانایی خود گامی در راستای آگاهی بخشی بردارد از پخش cd -dvdگرفته ، چاپ و پخش بیانیه ونشریه های سبز تا صحبت هایی تن به تن.
هر کسی هر روز ، خود فکر کند چقدر در این راه گام برداشته و زندگی خود را سبز کرده…..
ما به سان بهار می آییم..و جلوی آمدن بهار را نمی شود گرفت….
آقای موسوی از جوانی که با عمرش بازی می شود چه انتظاری دارید؟ کسی که امنیت شغلی- اقتصادی- روانی-جانی-حقوقی ندارد یه هر آنچه که قبلا اعتقاد داشته شک می کند فکر کند نکند منشا بد یختی های من این باشد نکند آن باشد .
تاریخ تکرار میشود و حسین زمان در هر مقطع تاریخی بروز و ظهور مینماید. مسئله اصلی در ایران عدم دسترسی مردم به اطلاعات به خصوص قشر خاکستری است. مثلا مردم در روستاها غیر متخصص، دهان بین و سطحی هستند(اگرچه سخت کوش ، تلاشگر و تولید کننده اند) ولی به دلیل عدم آگاهی همواره در طول سالهای گذشته مورد بهره برداری و استثمار قرار گرفته اند. امیدوارم جامعه روشنفکر ایران با برنامه ای که مشارکت گروه های مختلف متخصصین به خصوص در روابط اجتماعی را میطلبد روی این موضوع و ایجاد این آگاهی کار کنند. به هر حال میرحسین به نظر حقیر اوج آگاهی سیاسی و اجتماعی محض در دنیای آشفته و آلوده امروز است که متاسفانه در مقابل انبوهی از ناآگاهی قرار گرفته.
به امید فردایی بهتر برای ایرانیان
کار آقای موسوی و حرفاش قابل تقدیر که از پیله تفکرات فقه مذهبی مورد القای حاکمان ایران بیرون آمدن و همه تفاوت یک ملت رو میبینند و میگویند که این تفاوت را دوست دارند ,فقط یک نکته که باید بگویم این هست که اجازه بدهند مردم مشکل اعتقادشون را بدون دخالت هیچ کس و هیچ چیز در خلوت خودشون حل کنن و جنبش هم نماینده دین خاصی نشه و نباشه ,
سپاسگزارم
ای شادی آزادی
روزی که تو بازآیی
با این دل غمپرورد
من با تو چه خواهم کرد
غمهامان سنگین است
دلهامان خونین است
از سر تا پامان خون میبارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل عاشق را
در راه تو
آماج بلا کردیم
میگفتم روزی که تو بازآیی
من قلب جوانم را
چون پرچم پیروزی
برخواهم داشت
وین بیرق خونین را
بر بام بلند تو
خواهم افراشت
مهندس عزیز حقوق اقلیت ها یادتون نره اینجا تو تبریز یه تفکری داره در مقابل جنبش سبز تشکیل میشه درسته که علیه دولته ولی تفکر بسیار غلطی هست این تفکر خودرا تقریبا جدای ایران عزیزمیبینه استقلال اذربایجان ارزوی انان هست
حضور پر شور مردم تبریز تو بازی های تراکتور هم بیشتر به همین خاطره که نوعی اعلام وجود میکنند
البته جنبش سبزی ها در تبریز بسیارند ولی این تفکر استقلال اذربایجان در حال ریشه انداختن هست مهندس عزیز بیشتر هوا تبریز رو داشه باش یاشاسین اذربایجان یاشاسین موسوی
میر حسین، امیر لشکر مسلح به مهربانی ست. درود بر او باد و هم همسرش زهرا.
جای بسی خوشوقتی است که فعالان جنبش سبز – به ویژه کسانی که دارای شان راهبری هستند – همچون مردم به دور از تعلقات و وابستگیهای پیشین خود ، با یکدیگر دیدار داشته و به تعامل مشغول باشند . زیرا راه رسیدن به آرمانهای مردم از مسیری میگذرد که مهندس موسوی به درست بر آن پای فشردند : راه سبز امید از طریق فعال کردن هسته ها و حلقه های دوستی و گسترش رفت و آمدها ، به دور از ایدئولوژی آنان .
البته چنانچه در این آمد و شدها به بحث پیرامون چگونگی فعالیت جامعه مدنی و گسترش روابط میان فعالان و علاقمندان جنبش ملی سبز ایران پرداخته شود و شرایط برای فعال کردن مردمان علاقمند به جامعه ای آزاد و به دور از خشونت فراهم شود، نتایج چنین جلساتی پر بارتر خواهد بود . البته این بدان معنا نیست که فقط به امر تشکیلاتی کردن جنبش بسنده کنیم و بس ، بلکه باید در هر زمانی آگاهی رساندن به اقشار مختلف جامعه را از یاد نبریم . فراموش نکنید همین ریزشی که در ۱۰ ماه اخیر از جناح حاکمیت و مردم طرفدار آنها حاصل شد ، نتیجه همین آگاهی رسانی هاست . با درس گرفتن از انقلاب مشروطه و بهمن ۵۷ ، این نهال نوپای اصلاح طلبی را از گزند بلایای پیشین دور داریم .
ستیز من تنها با تاریکی است و برای نبرد با آن شمشیر برنمیکشم ; چراغ می افروزم
(منتسب به کوروش هخامنشی یا زرتشت پیامبر)
پیشنهاد میشود برای تبیین حداقلهای مورد قبول حداکثر مردم به هیچ نوع ایدئولوژی توجهی نشود. تنها وجه اشتراکی که باید مورد تاکید قرار گیرد فقط و فقط ایران است.
ما تا اخر راه ( پیروزی ) با میر حسین هستیم و سختیها را امیدوارانه طی میکنیم .
آری ملتی خوشبخت است که فردایش را با گامهای مقاوم و عزم جزم امروزش آنچنان بسازد که از نقصان و معایب دیرمزش در آن رد پائی هر چند خرد و ناچیز اثری نباشد ….. چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید !…… بیائیم یک بار و برای همیشه ایرانی بر پایه ی دموکراسی بنا کنیم ایرانی که در آن هر ایرانی ای با هر سلیقه و گرایشی آزادانه و بی دغدغه زندگی کند ، زندگی !!! آنچه که ما بر اثر اشتباهات پدران و مادران احساسی مان از آن محروم شدیم ! جنبش سبز را باور کنیم و هرچند آهسته ولی با صلابت و استوار به سوی هدف مشترکمان که همانا ایجاد کشوری آزاد و آباد و دموکراتیک است گام برداریم ، همه ی ما کم و بیش در این یک ساله هزینه هائی را پرداخت کرده ایم پس مومن به هدف بزرگمان آنگونه که ” میر حسین ” عزیز گفت جنبش سبزمان را بیش از پیش به دیگران بشناسانیم که ما پیروزیم چون حق با ماست !
“”" اندکی صبر سحر نزدیک است “”"
یا حسین میر حسین
حداقل ها یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خط امام و قانون اساسی واسلام ناب حداقل بردارنیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟………………….
هموطنان عزیزم و همراهان عزیز در جنبش سبز
روزی نیست که خبری در مورد ورشکسته شدن این کارخانه یا آن کارخانه نشنویم. روزی نیست که نشنویم فلان تعداد از کارگران فلان کارخانه از کار اخراج شدند. روزی نیست که نشنویم کارگری می گوید گرسنه ام و ۱۰ ماه است حقوق نگرفته ام! وای خدای من …
حتی تصورش هم برایم مشکل است! چظور می توان پس از این همه وقت حتی زنده بود؟ آیا این چیزی جز استثمار و بردگی مردم ما توسط این حکومت نالایق است؟ چند روز دیگر در ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر است. کارگر زجر کشیده و گرسنه و تحقیر شده ایرانی !
sal esteghamat va bordbari ast.sabur bashid ta behtarin tasmimha ra begirid.
با سلام، توجهتان را به مقالهٔ “دموکراسی و امور جزئی” از آقای تقی رحمانی در سایت جرس جلب میکنم.
توجه به حقوق اقوام ایرانی یا اقشاری از جامعه مثل کاسبین و … از وظائف مهم ماست. سبزها یک گروه در
بین دیگر مردم نیستند. این جنبش در بطن جامعه جاریست و متعلق به همهٔ مردم از گروههای اجتماعی یا قومی
متفاوت است.
نکته ی مهم دیگر، این بخش از مقاله مذکور است :
“فراموش نکنیم تجربه ثابت کرده که ملاحظه کاری در مقابل جناح راست باعث نشده که اصلاح طلبان مورد توجه جناح مقابل قرار بگیرند. چه خوب بود که رهبران ،برخی از مدیران جنبش و روشنفکران درون حاکمیتی جنبش سبز درباره این تجربه فکر کنند و آنگاه بازتر عمل می کنند هر چند که تا کنون نشانه های امیدوار کننده ای مشاهده شده اما این مهم نیازمند ارتباط گسترده تر ، شفاف تر و علنی تر است.”
اولا میر حسین عزیز هیچ وقت خودش رو رهبر ندونسته و همیشه گفته دنباله رو مردمه . و واقعا خوش به حال حکومت که رهبر مخالفانش میر حسینه چون فقط کافی بود دستور شورش و حمله میداد الان هیچ کدوم از شماها نبودین که الان حرف مفت بزنید .چون میر ما میر اخلاقه وگرنه با شما هتاکان اگه میخواست مثل خودتون حرف بزنه که فاتحتون خونده بود . ماانقلاب نمیخواهیم چون باز کلی جوون کشته میشن تازه معلوم نیست دوباره چه چیزی از دل اون بیرون بیاد ولی اصلاحات رو میشه انجام داد امام حسین هم انقلاب نکردن بلکه با تمام خانوادشون برای اصلاح امور جدشون به سمت کوفه حرکت کردن.یا حسین میر حسین
بسیار خوشحالم که جناب آقای مهندس موسوی آنچه را که سالها به آن اعتقاد داشت و عمل می کرد، بالاخره بیان کرد.
با این کار تمامی افراد خودی که از صحنه های مختلف کشور حذف شده اند،
دیگر متوجه شده اند که توسط یک یار امام راحل کنار گذاشته نشده اند،
بلکه توسط یک همراه آقایان مورد گفتگوی ایشان از صحنه ها کنار گذاشته شده اند.
حال باید نفس راحتی کشید و از خداوند منان تشکر کرد!
اتحاد و در دام نفاق گرفتار نشدن رمز پیروزی ماست.زنده باد سحابی<زنده باد موسوی <زنده باد دکتر صدری نیا
از برکات جنبش سبز که کاملا محسوس و قابل مشاهده است افزایش بی بند وباری زنان در سطح جامعه پس از وقایع انتخابات است این برای من که محل کارم در خیابان ولی عصر می باشد قبل وبعد از انتخابات قابل تمیز است باور نمی کنید بررسی کنید تا به شما اثبات شود این آن قرائت رحمانی است .؟؟؟
ناشناس عزیز با سلام
اولا از اینکه زحمت می کشید و از سایت “کلمه” بازدید می کنید به نوبه خود از شما تشکر می کنم. شما فرموده اید “هرگروهی با جمهوری اسلامی و ولایت زاویه دار شد بدبخت شد” خوشحالم که شما جزء اون دسته از هموطنان هستید که هنوز جمهوری اسلامی را قبول دارید و ولایت فقیه را نیز به عنوان جزئی از اصول آن (انشاالله). ولی هموطن گرامی اگر شما کمی بیشتر خود را زحمت بدهید و فقط جهت اطلاع هم که شده متن بیانیه ها و سخنرانی های آقای موسوی را مطالعه بفرمایید متوجه خواهید شد که تقریبا بدون استثنا در همه آنها به “اجرای بدون تنازل همه اصول قانون اساسی” که همانا جوهره جمهوری اسلامی تشکیل شده در سال ۵۷ می باشد و اصل ولایت فقیه را نیز در خود دارد اشاره وتاکید شده است! خواهش می کنم ابتدا بیانیه ها و سخنرانی های آقای موسوی را بخوانید و سپس آنرا با قانون اساسی که حتما قبلا آنرا مطالعه فرموده اید! تطبیق دهید تا انشاالله بتوانید بدون غرض و حداقل در خلوت خود بین خود و خدایتان قضاوت کنید که آیا این آقای موسوی و جنبش سبز است که با قانون اساسی جمهوری اسلامی زاویه پیدا کرده است یا سیستم حاکم فعلی؟!
به عنوان مثال چند اصل که مانند اصل ولایت فقیه جزئ اصول همین قانوان اساسی اند جهت اطلاع شما می آورم:
اصل۲
جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به: ۱- خدای یکتا ( لااله الاالله ) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او. ۲- وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین. ۳- معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا. ۴- عدل خدا در خلقت و تشریع. ۵- امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام. ۶- کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا، که از راه: الف- اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین، ب- استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها، ج- نفی هر گونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تامین می کند.
اصل۹
در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
(در این اصل قانون اساسی نگران بوده که نکنه به اسم قانون کسی بخواد آزادی های مشروع مردم را سلب بکنه و نمی دونسته که روزی می رسه که بعضی ها حتی خودشون رو فراتر از قانون می دونن و برای سلب آزادی مردم حتی قانون را هم زیر پا مگذارند!)
اصل۱۱
به حکم آیه کریمه “ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون” همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
(در مورد این بند ما الان متحدامون تو دنیا بیشتر مسلمان هستند یا کمونیست؟!)
اصل۱۵
زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
(آیا در حال حاضر اقلیت های زبانی اجازه تدریس ادبیات زبان خود را دارند؟)
اصل۱۹
مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
(آیا در حال حاضر مردمی از ما که حتی از یک رنگ، نژاد و زبان برخوردارند حقوق مساوی دارند؟! آیا الان طرح امتیازات برای به اصطلاح اعضای بسیج، سپاه و… زمینه های دیگری از تبعیض را فراهم نکرده؟)
اصل۲۳
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
(این اصل که در عمل دیگه هیچی ازش باقی نمونده!!)
اصل۲۴
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد تفصیل آن را قانون معین می کند.
(حالا این اصل در عمل تبدیل شده به اینکه: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی “دولت” به جای “اسلام” یا حقوق “دولت” به جای “عموم” باشد تفصیل آن را هم آقای “محمد علی رامین” تعیین می کند!)
اصل۲۵
بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
اصل۲۶
احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
اصل۲۷
تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
(این اصل هم اصلا اشتباهی است! زیاد جدی نگیرید!)
اصل۳۲
هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
(این اصل نیز ایضا!!)
اصل۳۵
در همه دادگاه ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
اصل۳۶
حکم به مجازات و اجرا آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
(این اصل هم نیاز است به روز شود چون نیروهای امنیتی ما در این چند سال ارتقا علمی و فنی پیدا کرده اند و خود می توانند بدون تشریفات قضایی در محلی که دستشان به مجرم (از نظر ماموران امنیتی) حکم و مجازات و اجرای آنرا یکجا انجام دهند!!)
اصل۳۷
اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
(این اصل هم به تقاضای شرایط وارونه شده است!!)
اصل۳۸
هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
(این اصل هم ایضا!!)
اصل۳۹
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
(ایضا!!)
اصل۸۴
هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.
اصل۸۶
نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رای خود کاملا آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرائی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد.
(این خبر برا همین امروزه در سایت “کلمه”: با شکایت دولت یک نماینده مجلس به دادگاه احضار شد!!)
اصل۱۰۹
شرایط و صفات رهبر: ۱ – صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه. ۲ – عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. ۳ – بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. در صورت تعدد واجدین شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد مقدم است.
اصل۱۱۱
هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود. یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می باشد. در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده می گیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد دیگری به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقها، در شورا به جای وی منصوب می گردد. این شورا در خصوص وظایف بندهای ۱ و ۳ و ۵ و ۱۰ و قسمت های ( د ) و ( ه ) و ( و ) بند ۶ اصل یکصد و دهم، پس از تصویب سه چهارم اعضا مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام می کند. هر گاه رهبر بر اثر بیماری یا حادثه دیگری موقتا از انجام وظایف رهبری ناتوان شود، در این مدت شورای مذکور در این اصل وظایف او را عهده دار خواهد بود.
اصل۱۶۸
رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیات منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می کند.
دوست عزیز ناشناس ما فکر می کنیم چشمانمان باز است ولی با اینحال سعی می کنیم باز هم دقت و توجه خود را بیشتر کنیم. انشاالله که چشمان شما نیز غبار تعصب و چشم عقلتان غبار جهل و خرافه نگرفته باشد! ضمنا منظورشما را از جمله آخر (همین تو برادر کامنت منتشر نکننده!) متوجه نشدم؟
ناشناس عزیز با سلام
اولا از اینکه زحمت می کشید و از سایت “کلمه” بازدید می کنید به نوبه خود از شما تشکر می کنم. شما فرموده اید “هرگروهی با جمهوری اسلامی و ولایت زاویه دار شد بدبخت شد” خوشحالم که شما جزء اون دسته از هموطنان هستید که هنوز جمهوری اسلامی را قبول دارید و ولایت فقیه را نیز به عنوان جزئی از اصول آن (انشاالله). ولی هموطن گرامی اگر شما کمی بیشتر خود را زحمت بدهید و فقط جهت اطلاع هم که شده متن بیانیه ها و سخنرانی های آقای موسوی را مطالعه بفرمایید متوجه خواهید شد که تقریبا بدون استثنا در همه آنها به “اجرای بدون تنازل همه اصول قانون اساسی” که همانا جوهره جمهوری اسلامی تشکیل شده در سال ۵۷ می باشد و اصل ولایت فقیه را نیز در خود دارد اشاره وتاکید شده است! خواهش می کنم ابتدا بیانیه ها و سخنرانی های آقای موسوی را بخوانید و سپس آنرا با قانون اساسی که حتما قبلا آنرا مطالعه فرموده اید! تطبیق دهید تا انشاالله بتوانید بدون غرض و حداقل در خلوت خود بین خود و خدایتان قضاوت کنید که آیا این آقای موسوی و جنبش سبز است که با قانون اساسی جمهوری اسلامی زاویه پیدا کرده است یا سیستم حاکم فعلی؟!
به عنوان مثال چند اصل که مانند اصل ولایت فقیه جزئ اصول همین قانوان اساسی اند جهت اطلاع شما می آورم:
اصل۲
جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به: ۱- خدای یکتا ( لااله الاالله ) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او. ۲- وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین. ۳- معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا. ۴- عدل خدا در خلقت و تشریع. ۵- امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام. ۶- کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا، که از راه: الف- اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین، ب- استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها، ج- نفی هر گونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تامین می کند.
اصل۹
در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
(در این اصل قانون اساسی نگران بوده که نکنه به اسم قانون کسی بخواد آزادی های مشروع مردم را سلب بکنه و نمی دونسته که روزی می رسه که بعضی ها حتی خودشون رو فراتر از قانون می دونن و برای سلب آزادی مردم حتی قانون را هم زیر پا مگذارند!)
اصل۱۱
به حکم آیه کریمه “ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون” همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
(در مورد این بند ما الان متحدامون تو دنیا بیشتر مسلمان هستند یا کمونیست؟!)
اصل۱۵
زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
(آیا در حال حاضر اقلیت های زبانی اجازه تدریس ادبیات زبان خود را دارند؟)
اصل۱۹
مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
(آیا در حال حاضر مردمی از ما که حتی از یک رنگ، نژاد و زبان برخوردارند حقوق مساوی دارند؟! آیا الان طرح امتیازات برای به اصطلاح اعضای بسیج، سپاه و… زمینه های دیگری از تبعیض را فراهم نکرده؟)
اصل۲۳
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
(این اصل که در عمل دیگه هیچی ازش باقی نمونده!!)
اصل۲۴
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد تفصیل آن را قانون معین می کند.
(حالا این اصل در عمل تبدیل شده به اینکه: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی “دولت” به جای “اسلام” یا حقوق “دولت” به جای “عموم” باشد تفصیل آن را هم آقای “محمد علی رامین” تعیین می کند!)
اصل۲۵
بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
اصل۲۶
احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
اصل۲۷
تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
(این اصل هم اصلا اشتباهی است! زیاد جدی نگیرید!)
اصل۳۲
هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
(این اصل نیز ایضا!!)
اصل۳۵
در همه دادگاه ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
اصل۳۶
حکم به مجازات و اجرا آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
(این اصل هم نیاز است به روز شود چون نیروهای امنیتی ما در این چند سال ارتقا علمی و فنی پیدا کرده اند و خود می توانند بدون تشریفات قضایی در محلی که دستشان به مجرم (از نظر ماموران امنیتی) حکم و مجازات و اجرای آنرا یکجا انجام دهند!!)
اصل۳۷
اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
(این اصل هم به تقاضای شرایط وارونه شده است!!)
اصل۳۸
هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
(این اصل هم ایضا!!)
اصل۳۹
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
(ایضا!!)
اصل۸۴
هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.
اصل۸۶
نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رای خود کاملا آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرائی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد.
(این خبر برا همین امروزه در سایت “کلمه”: با شکایت دولت یک نماینده مجلس به دادگاه احضار شد!!)
اصل۱۰۹
شرایط و صفات رهبر: ۱ – صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه. ۲ – عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. ۳ – بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. در صورت تعدد واجدین شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد مقدم است.
اصل۱۱۱
هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود. یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می باشد. در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده می گیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد دیگری به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقها، در شورا به جای وی منصوب می گردد. این شورا در خصوص وظایف بندهای ۱ و ۳ و ۵ و ۱۰ و قسمت های ( د ) و ( ه ) و ( و ) بند ۶ اصل یکصد و دهم، پس از تصویب سه چهارم اعضا مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام می کند. هر گاه رهبر بر اثر بیماری یا حادثه دیگری موقتا از انجام وظایف رهبری ناتوان شود، در این مدت شورای مذکور در این اصل وظایف او را عهده دار خواهد بود.
اصل۱۶۸
رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیات منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می کند.
دوست عزیز ناشناس ما فکر می کنیم چشمانمان باز است ولی با اینحال سعی می کنیم باز هم دقت و توجه خود را بیشتر کنیم. انشاالله که چشمان شما نیز غبار تعصب و چشم عقلتان غبار جهل و خرافه نگرفته باشد! ضمنا منظورشما را از جمله آخر (همین تو برادر کامنت منتشر نکننده!) متوجه نشدم؟
“ایران سبز” عزیز
شما و دوست های دانشجوی شما مجبور نیستین که پی گیر حرف های آقای مهندس موسوی باشین که چوبشو بخورین!! آیا آقای مهندس کسی را دنبال شما یا دوست های دانشجوی شما فرستادن که کاری بکنید؟! تازه اگه بر فرض محال اینکار رو هم کرده باشن٬ فکر نمی کنم در نظامی که همه قدرت و امکاناتش را برای جلوگیری از مهندس و فعالیتش بسیج کرده و به مخالفاش همه جور امکانات برای همه جور فعالیت ٬حتی فراقانونی٬ می دهد٬ مهندس بتواند شما را مجبور به کاری کند!!! اگر هم بدون اینکه فعالیتی در حمایت از مهندس موسوی انجام داده باشید دچار زندان و یا هر اتفاق دیگری که آرامش شما را بر هم زده شده اید باید دنبال مقصرش در میان کسانیکه دوستان شما را بی گناه به زندان انداخته اند و یا آرامش شما را به هم زده اند باشید!
VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV
درود بر شما
VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV
خیلی از دیدار میر حسین و ملی مذهبی ها که این سال ها بی هیچ چشمداشتی به نام آزادی و آبادی ایران کوشیدند شاد شدم درود بر ایرانی آزاده
“باید …برای تداوم جنبش زندگی کردن با ان را در پیش گرفت” یعنی بخشی از زندگی مان گردد با ان خو بگیریم تا به تاریخ نپیوندد شاید روزی در نقطه ای با هم تلاقی کند ( چیز ی که حاکمیت در صدد زدودن این حادثه میمون از اذهان است با تکرار ۹ دی و ۲۲ بهمن)
“هدف جنبش سبز متحول کردن جامعه و رسیدن به جامعه ای مطلوب و در خور ایرانیان است” ساختن جامعه ای در حد و اندازه ایرانیان نه در حد فارس ترک بلوچ کرد.. بلکه در حد یک پیکر واحد از هر قوم و نژادی
“ایده تغییر متولد شده است …” اندیشه های خموده و پریشان به وحدت نزدیک خواهند شد چون حرکت را شروع کرده اند یکدیگر را یافته اند دوشا دوش در کوران تلاش برای تثبیت قانون ..و این رفتن زیباست
“صاحبان قدرت بیش از هر چیز به بسط اگاهی در جامعه حسا س اند” اگاهی سم مهلک برای قدرت . پس با تمام توان در صدد محدودیت وممنوعیت برای گسترش ان با سانسور فیلتر زندان ارعاب اخبار جعلی….
“باید بر محور های حداقلی برای گسترش جنبش سبز اجماع کرد” احاد جامعه در یک سری فاکتور ها با هم توافق دارند مثلن شاید برابر در مقابل قانون بودن– احترام به عقاید دیگران تا جایی که نقض حقوق سایر افراد جامعه نکند …..انگاه قادر خواهد بود همه را جذب کند واندیشه سبز جاری شود
“جنبش سبز اهل مدارا و گفتگو ست .. با تعامل باید پیگیر منافع ملی بود” با هدف تامین منافع ملی جنبش سبز حاضر به تعامل گفتگو ومشورت است به نوعی عقل جمعی
“باید انعطاف داشته باشیم” استانه تحمل هر سبز باید بالا باشد تا تاثیرات درست و مثبت را جذب کند و هیچکس احساس غیر خودی نکند . یک ایران برابر برای هر ایرانی باشد.
مهندس موسوی ابتدا از دغدغه های سرزمین مادری گفتند (اصل را بر این نهادند)سپس در مرحله دوم به دل نگرانی های اعتقادی پرداختند. این برداشت من از گفته های ایشان بود.
چه چیز را باید می گفتند که نگفتند ؟! راتان سبز و پر رهرو باد.
چرا خبر به این مهمی دیر بر روی سایت کلمه قرار گرفت؟ از رییس جمهور موسوی ممنونیم.
در جواب ونوس محترم:
متاسفانه این نظر شما نشان میدهد که حتی خیلی از ما جنبش سبزی ها نیز از حداقل اطلاعات تاریخی و سیاسی بی بهره ایم .
از شنیدن اسم بازرگان خیلی برآشفته شده اید مجال نیست اما مختصر بگویم :
فکر بازرگان ، طالقانی ، موسی صدر و چمران از یک چشمه می جوشد و این همان فکر اسلام رحمانی و اسلام اصیل انسان دوستانه ی محمد و علی بود که در اول انقلاب در اوج انقلابی گری و عصیان گری و در یک نگاه در اوج طغیان ما انقلابیون به کنار گذاشته شد و آنها علی وار بزرگترین تهمت ها را به جان خریدند ، حذف شدند و در توده ای از بی خبری ها و جهالت های امت ظاهرا مدفون شدند. امت محمد! و در مظلومیتشان همین بس که هنوز امثال من و شما آنها را نشناخته ایم و به آنها تهمت ناروا می زنیم.
بدان که اول انقلاب علی خانه نشین شد و جبت و طاغوت پرستیده شدند دقیقا مثل صدر اسلام و امروز ما از لحاظ تاریخی بی شباهت به شورش های زمان عثمان و روی آوردن مردم به علی نیستیم اما علی و تفکرش یارانی چون من و شما دارد که بعضا “هر” را از “نر” تشخیص نمیدهیم .
آیا بازرگان که سالهل در اوج خفقان و سکوت اغلب روحانیون علم مبارزه و روشنگری و اسلام خواهی و قرآن پژوهی را در دانشگاه بلند کرد و سالها با همرزمانش طالقانی و سحابی و…. زندانی و شکنجه شد را میتوانیم با آقایان میراث خوار انقلاب مقایسه کنیم؟
این تهمت که شما به بازرگان زدید (طرفداری از هویدا و نصیری) حرف سخیفی است که امثال خلخالی و طاغوت هایی مثل او برای تطهیر اعمال جنایت کارانه ی خویش به خورد امثال من و شما داده اند و متاسفانه ادامه ی همین تفکر دوستان ما را در کهریزک و اوین به مسلخ برده است .
بازرگان میگفت : حتی امثال هویدا و نصیری نیز باید در دادگاه صالح که قاضی آن فرد جنایت کاری نباشد و در حضور وکیل و هیات منصفه محاکمه شوند( که حقوق مسلم هر فردی حتی جنایتکار بود)، رویه و سنت عادلانه ای که عدم رعایت آن هنوز جان ما و دوستان ما را در زندان تهدید می کند!
اینجانب نیز در سالهای بعد از انقلاب دور از تفکر آقایان نبوده ام و سالها نیز در جبهه و اسارت ظاهرا سابقه ی خدمتی داشته ام اما امروز آشکارا بگویم دینم و دنیا و آخرتم را از امثال تفکر آقایان جدا کرده ام .
به امید آن که با اصلاح و جبران و تواضع و ملت دوستی و دوری از دنیا و قدرت بتوانیم در روز حساب با چهره ای شاداب اولیاء خود محمد(ص) و علی(ع) و چمران و بازرگان و موسی صدر و طالقانی را ملاقات کنیم.
به امید موفقیت وپیروزی
یا حسین میرحسین
هر وقت مقدرات مردمی بدست فردی افتاده وجامعه ای به ان درجه از انحطاط رسید که سرنوشت ان بسته به نظر ودست یکنفر بود.هر قدر ان فرد وطنبرست ومردم دوست وخیر خواه باشد .امید رستگاری برای چنین مردمی نیست.گذشته باید درس عبرت وچراغی برای اینده باشد.و ما باید گوش به فرمان باشیم وباتمعنینه وصبر جلو برویم.زیرا میخواهیم.سمنو.ببزیم.نه نیمرو…….یاحسین