سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی...

نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی

چکیده :برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همه ی هستی را درنوردد اعلام میدارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقه مندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست می گوییم. این احتمال هیچ هزینه ای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را می خورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهی...


کلمه: محمد نوری زاد جهادگر و مستند ساز آزاده که بیش از ۱۲۰ روز است که به علت چند نامه انتقادی و دلسوزانه و نیز انتقاد از ریس قوه قضاییه در زندان به سر می برد در نامه ای مشفقانه از زندان اوین دغدغه های خود را برای نظام و انقلاب و کشور با رهبر انقلاب در میان گذاشته است.

متن نامه که در اختیار”کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:

به نام خالق آزادی

سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در زندانم. شصت وهشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سربرده ام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفته ام. درهمه ی این احوال، از جنابعالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم برده ام که اگر قرار باشد تغییری در اوضاع کشور رخ دهد، این تغییر از ناحیه ی شما بسیار شدنی تر و پایدارتر خواهد بود. من شخصاً امیدی به نقش آفرینی سایر افراد و دستگاههای کشور ندارم. شما را از نزدیک می شناسم. به روح بلند شما واقفم. شما نیز نیک و از نزدیک مرا می شناسید.

در این ماه های زندان از آنچه در بیرون گذشت بی خبر بودم، اما در دیدار کوتاهی که فقط یک بار، گذرا، با خانواده ی خویش داشته ام، دانستم که در غیاب من آقای مهندس موسوی و حجج اسلام خاتمی و کروبی با خانواده ی من دیدار کرده اند. نمی دانم چرا، اما بسیار دوست می داشتم خود شما نیز با آن بزرگواری که از شما سراغ دارم، به دیدار خانواده ام قدم رنجه می فرمودید، به آنها دلداری می دادید و به آنان می فرمودید که: فلانی -نوری زاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونی اش، با نوشته هایش، برای منِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میدان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بی سواد و بی ادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخ ترین شکل ممکن به ورطه ی تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمی شود که منِ رهبر قدر زحمت های پیشین او را ندانم و به خانواده اش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم، نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم.

رهبر گرامی، چشم انتظاری خانواده ی من، برای تماشای جمال مبارک شما و رویت نماینده ی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند. اما گرایش من و امثال من به شما، گرایش به شخص خامنه ای نبوده و نیست. ما، در جمال اندیشه های شما، افق های گمشده ی آرزوهای شریف مردم خویش و مردم جهان را می دیدیم. یادم هست این اواخر، وقتی تلاش کردم به دیدار شما بیایم و آقای حسین محمدی -از دفتر شما- ماه ها مرا به امروز و فردا وعده می داد، در نامه ای به او نوشتم: من از خود خامنه ای، به خدای خامنه ای پناه می برم! و دیگر سراغی از شما نگرفتم. و شما نیز! چرا که دانستم شما از محاصره ی آدم های جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز مانده اید. من می خواستم در آن ملاقاتهای احتمالی، همین نگرانیها را با شما بگویم. اما گویا محاصره کنندگان شما از صراحت سخن من و از اندیشه ی من آگاه بودند. همین آقای حسین محمدی، بعد از دیدار اعضای انجمن قلم با حضرتعالی، که حقیر نیز یکی از آنان بود، به من گفت: آقای نوری زاد، من، قربه الی الله از شما میترسم. ترس او، از همان نشست پا گرفته بود که من، بی ملاحظه راجع به اعتیاد گسترده مردم و جوانان به مواد مخدر و آشوبی که در ساختار اجتماعی شهرهای کوچک و بزرگمان درافتاده به آشنا سخن گفتم.

اکنون اما چرا از زندان برای شما نامه می نویسم؟ برای اینکه هنوز ناباورانه، به شما، آری به شخص شما، امید بسته ام. باورم بر این است که: شما مگر برای این انشقاق بزرگ مردمان چاره ای بیندیشید. شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمی بینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک مسئول و یا خود جنابعالی می آیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم اجازه ی سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد گرفت. اجتماع فراوان این مردم، هیچ گاه قابل استناد نبوده و نیست. امروز شما بر کشوری رهبری می کنید که مردمش از دست رفته است. کشوری که در گردونه ی چه کنم های بسیاری گرفتار است. کشوری که اتحاد و یکپارچگی اش، به دست خود شما و اطرافیان شما، به حاشیه رفته است و نگرشی قلیل و تنگ به میدان آمده. نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است. این نامگذاری، نشان می دهد که بعضاً مشاوران شما، افراد صادق و کارآمدی نیستند. من و همه، آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم می شدید. اگر کوشش و تلاش برای شما مهم است، از انرژی آن در آشتی ملی باید بهره ببرید.

رهبر گرامی، می دانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانه ی کسانی که شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید. جامعه ی ما، در جوار یک انفجار بزرگ است. دیگ جوشانیست که ما به خاطر آزار از خروج پرسروصدای بخار آن، چوب کبریتی در سوپاپ آن فرو کرده ایم. من با همه ی اطمینانی که سابقاً در جانبداری از شما می نوشتم، اکنون نیز در جانبداری از شما مینویسم: ما، به روزهای پایانی فرصت آزمون خویش رسیده ایم. روزهایی که دست تقدیر، سنتهای ناب و حتمی خدای متعال، ما را از گردونه ی امتحان به در می برد. امتحانی که در این سی سال فرصت، جز خراش و خرابی با ما نبوده است. ما و شما؛ مردم خویش را از دست داده ایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان میبینید به ضرب زور و اسلحه است. اگر باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلاً سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام می کنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحه ای بر سر نخواهند داشت و آزادند که هرچه می خواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور می کنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ قصد من از این مقایسه، مجیزگویی از غرب یا سایر کشورها نیست. بلکه می خواهم به شکنندگی آرامش و سکوت دروغین جامعه ی خویش اشاره کنم.

رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصره ی خود گرفته اند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند. و از زبان شما سخن غیرواقع برمی آورند. دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!

برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همه ی هستی را درنوردد اعلام می دارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقه مندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست می گوییم. این احتمال هیچ هزینه ای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را می خورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهی اند و با شجاعت تمام، شجاعتی که من شخصاً در شما باور دارم، امسال را سال آشتی ملی اعلام کنید و از ملامت هر ملامتگری نهراسید. که خدا شما و ما را کفایت میکند. خدایی که دست خود و دست مردم را در دست شما می نهد. یاعلی!

فرزند شما: محمد نوری زاد. اوین بند۲۴۰- سلول۵۷

۲۷۶ دیدگاه

  • At 2010.04.24 07:01, سید سراج said:

    غلام همت آن نازنینم
    که کار خیر بی روی و ریا کرد

    محمد نوری زاد با این نامه اش نشان داد که بدون روی و ریا کاری را که خیر می داند انجام می دهد درود بر این مرد آزاده و همت عالی او
    خداش در همه حال از بلا نگه دارد

    []
    • At 2010.04.24 07:45, جواد said:

      این که کسی بتونه از زندان اوین همچین نامه ای (سرگشاده؟؟؟) بنویسه عجیب نیست؟

      []
      • At 2010.04.24 08:09, ناشناس said:

        خیلی زیبا بود

        []
        • At 2010.04.24 08:50, ناشناس said:

          درود بر آزاد مردان راه حق

          []
          • At 2010.04.24 08:56, صبر said:

            نامه این عزیز من را یاد وصیت نامه سید جمال می اندازد. او همه عمر برای اصلاح امور مسلمین نامه ها به سران ممالک اسلامی نوشت و در وصیت نامه اش نگاشت که عمری بذر در سرزمین بی حاصل پاشیدم

            []
            • At 2010.04.24 09:35, کوروش از ایران سبز said:

              آرزو میکنم روزی شاهد آزادی همه ایرانیان آزاده و بازگشت به دامان خانوادهشان باشیم ، آرزو میکنم روز شاهد گرفتن حق خونهای به ناحق ریخته شده در کشور عزیزمان باشیم و سرانجام آرزو می کنم روزی شاهد ریشه کن شدن همه ظالمان و قدرت طلبان در سراسر دنیا باشیم
              آقای نوری زاد و همه عزیزان دربند اندکی صبر ، سحر نزدیک است

              []
              • At 2010.04.24 11:42, سبزابدی said:

                سبزترین سلام بر نوری زاد

                []
                • At 2010.04.24 12:05, محمد said:

                  آقای نوری زاد باید بدانی که سران فتنه چون تورا همراه خود دیدند و کلامت را در راستای اهداف خود پنداشتند برای فریب افکار ابراز ارادت می کنند گول نخور !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
                  و اما اگر صداقت داری و داشتی نامه را محرمانه می فرستادی و اینگونه پرده دری نمی کردی و حالا خربزه خوردی پای لرزش باید بشینی

                  []
                  • At 2010.04.24 13:26, نجفی said:

                    گرچه پیام این نامه کاملن روشن است اما بسیار هم اندوهبار است:
                    این که فردی مثل آقای نوریزاد با اینهمه حجتی که به چشم دیده همچنان خود را دوستدار آن کسی می داند که در ضمن مسئول همه اتفاقات اخیر می شناسدش.
                    ای کاش در مقابل پروردگار عالم هم می شد تعارف و مجامله کرد و این دوست داشتنها را در پیشگاه او هم به عنوان عذری آورد.
                    اما متأسفانه یا خوشبختانه خداوند متعال با هیچ یک از بندگانش تعارف ندارد. خداوند درباره رسول گرامیش که به اعتقاد شیعه ، برترین مخلوق خداوند است فرموده : « ولو تقول علینا بعض الاقاویل * لأخذنا منه بالیمین * ثم لقطعنا منه الوتین * فما منکم من أحد عنه حاجزین »
                    ” و اگر پاره ای گفته ها بر ما بسته بود دست را ستش را سخت می گرفتیم سپس شاهرگش را قطع می کردیم آنگاه هیچ یک از شما مدافع او نبود” (حاقه – ۴۴ تا۴۷)
                    این آیات شاهد آن است که حتی اگر رسول خدا کوچکترین گفته ای از پیش خود به خدا نسبت می داد چنین عاقبتی ( در همین دنیا ) می داشت. خداوند متعال هیچ نامی را نمی خواند. او به قلوب بندگانش و اعمال آنان می نگرد. آن از مقام الهی رسالت، این مقامات دنیایی که ما تراشیده ایم که دیگر جای خود دارد.
                    کدام معتقد به قبر و قیامتی برای حب و بغض غیر الهی عذری می تواند بیاورد؟
                    در این دوست داشتنهایی که در این نامه و امثال آن می بینیم چه اثری از حب و بغض فی الله هست؟ هر چه هست حب و بغض بخاطر هوای نفس است. چون من از قبل فلان آقا را دوست داشته ام و تقدیس کرده ام و مقام عصمت برایش قائل شده ام حالا دیگر هر گناه و جنایتی کند باز نمی توانم او را دوست نداشته باشم!!!!!!
                    این جز هواپرستی چیست؟ همه این آقایانی که از صدر تا ذیل در برابر اینهمه جنایت سکوت کرده اند و نمی توانند پا بر هوای نفس خود بگذارند و پروردگارشان را معیار حب و بغض خود قرار دهند چه عذری در پیشگاه حضرت حق دارند؟
                    (پیداست که منظور من شخص آقای نوریزاد عزیز نبوده و از نظر من ایشان تنها خواسته راه انکار را ببندد، اما آنچه گفتم بلایی است که هنوز گریبانگیر بسیاری از مؤمنان است.)

                    []
                    • At 2010.04.25 04:25, ناشناس said:

                      شیر مادرت حلالت !!!
                      چقدر نوشته های نوری زاد به دل میشینه و واقعیت را میگه …
                      من که خیلی بهشون علاقه دارم …
                      واقعا که مردی

                      []
                      • At 2010.04.25 06:24, خوشرو said:

                        عجیبه برام که این آدمای دلسوز نظام و انقلاب چرا این نامه هاشون رو به جای محرمانه سرگشاده میفرستن.
                        واقعا عجیبه و دلسوزیشون رو زیر سوال میبره!

                        []
                        • At 2010.04.25 08:31, میرمهدی موسوی said:

                          جناب آقای عابدینی!!
                          سعی کرده ام نظرم را به ترتیب در مورد تک تک بند هایی که نوشته اید بیان کنم. امیدوارم فرصت مطالعه آنرا پیدا کنید:
                          - صحبت از اقلیت و اکثریت کرده اید و وانمود کرده اید که معترضان در اقلیتند! می شود بفرمایید اقلیت و اکثریت چگونه تعیین می شود؟ و اگر واقعا اینقدر شما و حاکمان فعلی خیالتان راحت است که در اکثریت هستید پس چرا به درخواست جناب آقای خاتمی برای انجام رفراندوم پس از اعتراضات به نتیجه انتخابات توجهی نکردید؟! چرا اجازه ندادید با انجام یک رفراندوم این (از نظر شما) اقلیت معترض رسوا شوند و به همه آدم و عالم ثابت شود که اینها در اقلیتند و اینهایی (منظور همان معترضان) که اینقدر صحبت از جایگاه اجتماعی می کنند و همه قدرت خود را فقط و فقط در پشتوانه مردمی شان می دانند (و خود شما نیز نیک می دانید که اگر چنین نبود تا به حال شما و حکومت شما اثری از آنان باقی نگذاشته بودید) دیگر نتوانند ادعایی داشته باشند؟!!
                          - گفته اید که ” دم از اطاعت از رهبری میزند اما میخواهد بر رهبر راهبری کند و بجای تمشیت در مسیری که رهبری می نماید بیراهه را انتخاب و به صراط مستقیم بودن آن اصرار دارد.” از شما سوال می کنم که اگر شما فکر می کنید که رهبر همه چیز را می داند و فقط و فقط ایشان هستندکه مسیر را مشخص می کنند! پس چرا رهبر در زمینه های مختلف مشاورانی دارد؟! اگر ایشان صراط مستقیم را بهتر از هر کسی می دانند دیگر جه نیازی به این مشاوران است؟! مگر قرار نیست که ایشان رهبر یک جامعه ۷۰ میلیونی باشند؟ آیا این صحیح است که همه مشاوران و خبر رسانان و تحلیل گران مورد استفاده رهبر فقط وابسته به یک جناح خاص باشند؟! آیا در اینصورت ایشان به درجه رهبری یک حزب متنزل نمی شوند؟ و دیگر می توان ایشان را رهبر کل جامعه دانست و هر چه فرمودند را به قول شما صراط مستقیم نامید؟! حال اگر فردی از افراد این مملکت با رعایت ادب و با اظهار علاقه و دلسوزی نظرات خود را که نظر بسیاری دیگر از افراد این مملکت نیز هست به اطلاع رهبری برسانند باید از طرف شما “خودبین” و تنگ نظر” اتلاق شوند؟!
                          - گفته اید ” شرایط موجود را رهبری فتنه می داند و با دلیل و منطق راه روشن انقلاب را نشان می دهد اما گروهی که بجای حرکت توفنده پشت سر رهبری برای غلبه بر تهدیدات متوالی دشمنان قسم خورده انقلاب دل به رضایت دشمنان خوش کرده اند .” این تهدیدات متوالی که فرموده اید برای چه پیش آمده است؟ چرا این تهدیدات متوالی برای یکی دیگر از کشور های مردم سالار (دموکرات) دنیا پیش نمی آید؟! چرا این تهدیدات فقط برای کشورهای “دیکتاتور سالار” مانند (دیکتاتوری طالبان٬ دیکتاتوری صدام٬ دیکتاتوری کره شمالی و…) پیش می آید؟ چرا این تهدیدات که در زمان حیات حضرت امام صورت عملی (جنگ تحمیلی) به خود گرفته بود نتوانست نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط کند؟ فکر می کنید تفاوت حالا که۳۰ سال از آغاز این نظام می گذرد و باید بیش از پیش مستقر و مستحکم باشد با ۳۰ سال پیش چیست که این تهدیدات را واقعا هم نگران کننده می کند؟ و شما هم به درستی به نگران کنده بودن آنها اشاره کرده اید. از نظر بنده مهمترین عامل نگرانی در حال حاضر فاصله افتادن بین مردم و نظام است. چرا که اگر نظام طبق خواست اکثریت بود هیچ وقت این تهدیدات اینقدر نگران کننده نمی شد و چه بسا که اصلا چنین تهدید هایی به این شدت وجود نداشت.
                          چگونه و با چه منطقی و استدلالی شما طرفداران آقای احمدی نژاد به خود اجازه می دهید هر کسی را که مثل شما فکر نمی کند به راحتی وطن فروش و وابسته به دشمنان و بیگانگان نظام معرفی کنید؟! چرا اینقدر راحت خیل معترضان وضع موجود را که اتفاقا از سر دلسوزی بر سرنوشت نظام و انقلابشان به وضع موجود معترضند به اینکه ” به رضایت دشمنان خوش کرده اند” متهم می کنید؟! یعنی ایران اینقدر خائن و وطن فروش دارد؟! یعنی اینهمه جوان معترض که اکثریت آنها زیر ۳۰ سال سن دارند و همه رشد و پرورش آنها در همین نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است به رضای دشمنان این نظام دل خوش کرده اند؟! یعنی حداقل ۷۰ درصد از دانشگاهیان این کشور (به قول حجت الاسلام محمد محمدیان نماینده رهبری در دانشگاه ها که گفته بودند “۷۰ درصد دانشگاهیان به کسی رای داده‌اند که اکنون در راس مدیریت کشور نیست”) به رضایت دشمنان خوش کرده اند؟!؟!؟! فکر نمی کنید که اتفاقا افرادی چون شما و آقای احمدی نژاد هستید که خواسته یا نا خواسته در خدمت دشمنان نظام قرار گرفته اید و موجبات رضایت آنها را فراهم کرده اید و متاسفانه همچنان به این وضع دلخوشید؟ همانطورکه بارها از سوی سران اسرائیل و اخیرا توسط فرمانده نیروهای آمریکایی “دیوید پترائوس” گفته شده است که احمدی نژاد و اظهاراتش بیشترین خدمت را در پیشبرد سیاستهای آنان داشته است!!
                          - گفته اید “هجمه ضدانقلاب را به آرمانهای بزرگ انقلاب جنبش سبز نامیده و از فرصت نارضایتی های معیشتی مردم برای جنجال سازی سوء استفاده میکنند..” بنده می گویم کدام عقل سلیمی است که باور کند٬ همه یاران و نزدیکان و زحمت کشان انقلاب در زمان امام خمینی (ره) از قبیل خانواده آیت الله دستغیب٬ خانواده آیت الله قدوسی٬ آیت الله صانعی٬ آیت الله سید حسین تبریزی٬ آیت الله موسوی خوئینی ها٬ آیت الله طاهری اصفهانی٬ خانواده آیت الله روح الله خاتمی٬ آیت الله هاشمی رفسنجانی٬ آیت الله موسوی اردبیلی٬ آقای عبد الله نوری٬ آقای کروبی٬ آقای میرحسین موسوی٬ آقای خاتمی٬ آقای بهزاد نبوی (چریک مبارزه با شاه)٬ خانواده شهید باکری٬ خانواده شهید همت٬ خانواده شهید جهان آرا و بسیاری دیگر که ذکر نامشان در این مجال نمی گنجد و در آخر و مهمتر از همه خانواده و بازماندگان امام خمینی (ره) ضد “انقلاب خودشان” باشند؟!؟!؟! آیا فکر نمیکنید که خیلی عاقلانه تر باشد که فکر کنیم ٬ برعکس٬ کسانیکه در زمان امام به علت افکار متحجرانه و تند روانه به درستی مهجور شده بودند و حتی برخی از آنها ٬ به خاطر همان عقاید جاهلانه شان٬ مخالف مبارزه امام با رژیم ستمشاهی بودند حالا با کینه از بی توجهی های زمان امام به صحنه آمده اند و اگر نگوییم از نظام انتقام می گیرند حداقل می توانیم بگوییم که از تفکر امام و از نزدیکان به امام انتقام می گیرند؟ و دانسته یا ندانسته (از روی جهل ناشی از عقیده های متحجرانه) به ایران٬ نظام جمهوری اسلامی و مردم خیانت می کنند؟ اصلا چرا باید اتفاقا در ۵ سالی از تاریخ این نظام که بیشترین درامد نفتی کل تاریخ کشور ایران حاصل شده است اینقدر “فرصت نارضایتی های معیشتی” وجود داشته باشد که این زحمت کشان انقلاب که از بد روزگار (حاکم شدن هم فکران شما) ضد انقلاب معرفی می شوند٬ و به قول شما تیشه برداشته و به ریشه انقلاب خود ساخته بیفتند؟! عاقلانه تر نیست اگر ما مردم فکر کنیم که اتفاقا آنها نه تنها ضد انقلاب نیستند بلکه نگران انقلابشان و انقلاب مردمند که از بد روزگار به دست “خودبینان” و “تنگ نظران” جاهل افتاده است؟ چرا ما مردم به این فکر نکنیم که شاید امام خمینی به مخالفان مهندس موسوی به درستی گفته بود که شما حتی عرضه اداره یک نانوایی را ندارید!!! مگر امروز در عمل این نظر بلند ایشان ثابت نشده است؟؟
                          - گفته اید ” همه اینها را انقلابی درون انقلاب ملت پنداشته و هرگز نمی گوید چرا به قانون تمکین نمی کنند” بنده می گویم مگر نه این است که قانون را مردم یک جامعه آنهم برای ایجاد نظم٬ رفاه٬… و مهمتر از همه تضمین حقوق خودشان تدوین و جاری و ساری می کنند؟ حال چرا باید بخشی از این قانون را با قدرتی و امکاناتی که از همین مردم به عاریت گرفته ایم چوب کنیم و بر سر صاحب همین قانون “مردم” بزنیم؟ و بخش دیگر قانون را که همان حقوق صاحبان قانون است پایمال کنیم؟!
                          - گفته اید ” چرا بخاطر اتهام ناروای تقلب که منشاء تمام حوادث گردید از محضر قانون و ملت عذرخواهی نمیکند؟” در جواب این سوال شما بهتر می دانم متنی را که بر گرفته از یکی سایت مشخص است و در صورت لزوم منبعش را اعلام خواهم کرد٬ بیاورم:
                          ۱_ یکی از سفرای فعلی ایران، در مجلسی خصوصی می گفت: “اوضاع انتخابات در خارج کشور، همیشه به نفع جناح منتقد بوده است. هم انتخابات قبل(نهم) که رای اول را آقای هاشمی رفسنجانی آورد و هم این دوره که ایرانیان خارج کشور همه به موسوی رای دادند، منتها شرایط داخل با خارج خیلی فرق می کند.” بعد گفت: “سی و چند نفر از نمایندگان و سفرای جمهوری اسلامی که از جانب شخص احمدی نژاد انتخاب شده بودند، نامردها به موسوی رای داده بودند! تویی که خودت حکم سفارتت را از رئیس جمهور میگیری، چرا خیانت می کنی؟! آقای احمدی نژاد هم هر سی و چند نفر را عوض کرد …”
                          ۲_ زاکانی نماینده فعلی مجلس گفته بود: “صدا و سیمایی که از یک صندوق ۸۰۰ تایی آن، ۷۵۰ رای موسوی خارج می‌شود در این زمان ضعیف عمل کرده است.” فردی از کارشناسان تلوزیونی هم (در جمعی خصوصی) می گفت: “بر در و دیوار برخی مکان های صدا و سیما شعارهای مرگ بر فلانی نوشته شده است”.
                          ۳_ نماینده ولی فقیه در یکی از دانشگاه های کشور گفته بود: ۷۰ درصد دانشجویان به شخصی غیر از رئیس جمهور فعلی رای داده اند و معلوم است که پس از اعلام نتایج سرخورده می شوند و اعتراض می کنند.
                          ۴_ یکی از اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی که سابقه ی اطلاعاتی دارد می گفت: “یکی از دوستان اطلاعاتی به من گفته است که ما در تهران حدود ۶ میلیون ضدانقلاب داریم که به موسوی رای داده اند!” همچنین وی میگفت: “بعد از انتخابات ۵۰ نفر از مسئولین طراز اول وزارت اطلاعات، گزارشی تهیه کرده و به رهبری و احمدی نژاد ارسال نمودند. با توجه به اینکه از آنها خواسته بودند تا ببینند ریشه ی اعتراضات مردم در چیست، آنها هم به وظیفه ی خود عمل کرده و به صورت محرمانه نامه نوشتند که اعتراضات ربطی به انقلاب مخملین ندارد و یک موضوع داخلی است و به هیچ وجه توسط بیگانگان طرح ریزی نشده است. بعد از این گزارش هر ۵۰ نفر را به جرم اینکه برخلاف مقام رهبری سخن گفته اند از کار برکنار نمودند. بعد احمدی نژاد محسنی اژه ای را برکنار نمود و اعلام کرد که ۷۰ درصد نیروهای وزارت اطلاعات باید تغییر کنند!”
                          ۵_ یکی از قمی های حامی احمدی نژاد می گفت: در قم آقای موسوی رای اول را داشت. در روز انتخابات مردم در صف های رای علناً ابراز می کردند که به چه کسی رای می دهند و با افتخار هم می گفتند موسوی!
                          یکی دیگر از دوستان شیرازی می گفت: پس از تهران، اعتراضات در شیراز بسیار گسترده بود. در ایام انتخابات تمامی شهر و ماشین ها و مردم و مغازه ها تصاویر میرحسین را چسبانده بودند و طرفداری می کردند.
                          در خبری که ۲۰ خرداد بر روی خروجی خبرگزاری اصولگرای مهر قرار گرفت نوشته شده بود: “همزمان با سخنرانی محمود احمدی نژاد در مصلای امام جمعه اهواز، بیش از ۱۰۰ هزار نفر از حامیان میرحسین موسوی در شهر اهواز در حمایت از کاندیدای خود گردهم آمدند. برگزار کنندگان این مراسم ابتدا با هدف حضور هفت هزار نفر و تشکیل یک زنجیره انسانی از میدان شهدا و خیابان سلمان فارسی (نادری) تا انتهای کیانپارس اهواز اقدام به برگزاری این مراسم کردند ولی به دلیل استقبال بی شمار حامیان موسوی موفق به تشکیل زنجیره انسانی نشدند و اقدام به راهپیمایی در سطح شهر اهواز کردند… این در حالی است که این تجمع بدون حضور سخنران و یا یکی از اعضای برجسته ستاد میرحسین و تنها به صورت اعلام پیامکی بین مردم صورت گرفت، در عین حال هیچ پلاکارد یا بنری نیز برای برگزاری این مراسم در سطح شهر نصب نشده بود.” (+)
                          از مشهد، اصفهان، تبریز، بوشهر، لرستان، کرمان، زنجان، مازندران و غالب مراکز استانها هم خبر می رسید که میرحسین موسوی نظر قاطع شهروندان را به خود جلب نموده است.
                          ***
                          از موارد یک و دو و سه و چهار به این نتیجه می رسیم که رای مردم خارج کشور به آقای موسوی بوده است. رای برخی از خود منتصبین دولت و حامیان سابق احمدی نژاد هم موسوی بوده است. رای صدا و سیما هم به آقای موسوی بوده است. رای دانشجویان کشور هم به آقای موسوی بوده است. رای مردم تهران هم به آقای موسوی بوده است. رای مردم شهرهای بزرگ هم به آقای موسوی بوده است. حالا بگذریم از روایت آراء (برخی) خانواده ی شهدا و (برخی) سپاهی ها و بسیجی ها و دیگر اقشار مردم مثل هنرمندان و کارگران و کشاورزان و … .
                          حامیان احمدی نژاد می گویند: «اعتراضات مربوط به تهران و آن هم نقطه ی شمالی و مرفه نشین آن است و ۲۴ میلیونی که ما می گوییم مربوط به شهرستان ها و روستاها و مناطق فقیر نشین کشور است!»، به عبارت دیگر ۲۴ میلیون انسان گرسنه و فقیر در کشور داریم! و از طرفی دیگر آراء استان سیستان و بلوچستان(محروم ترین استان کشور) که توسط وزارت کشور احمدی نژاد اعلام شده است، میرحسین موسوی با اختلافی قابل توجه رای اول را آورده است!
                          جالب آنکه ۵ سال پیش که خیلی ها از رای آوردن احمدی نژاد تعجب کرده بودند، استدلال ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد این بود که به دلیل اینکه احمدی نژاد شهردار تهران بوده است، اکثر مردم تهران به وی رای دادند و این را اضافه کنید به شهرهای بزرگی چون اصفهان و شیراز و مشهد که یک دفعه آراء احمدی نژاد را افزایش داد!
                          بالاخره نفهمیدیم که ما ۲۴ میلیون فقیر و بیچاره و گرسنه ( یا حداقل روستایی) در کشور داریم که به آقای احمدی نژاد رای داده اند یا آراء میلیونی شهرهای بزرگ باعث پیروزی ایشان شده است؟! ضمنا با توجه به آمار وزارت کشور که در سایت آن موجود است، روستاییان کشور معمولا از ابتدای انقلاب تا به امروز بالای ۸۰ تا ۹۰ درصد در اکثر انتخابات ها شرکت داشته اند و این شهرها و مراکز استان های بوده اند که بعضاً زیر ۳۰ درصد شرکت می کردند. ما آخر متوجه نشدیم که از این جمعیت روستایی (که آراء شان از ۱۲۰ درصد هم عبور کرد)، چگونه ۱۰ میلیون آدمی که تا به حال در انتخابات ها شرکت نمی کردند، به وجود آمد؟!
                          وقتی آن روزها به سید محمد خاتمی می گفتند “رئیس جمهور محبوب ۲۰ میلیونی”، نگارنده که به ایشان رای نداده بود واقعا این محبوبیت را بین جوانان و مردم عادی احساس می کرد و تسلیم شده بود. خاتمی هرکجا که می رفت با یک جمعیت انبوهی مواجه می شد که برایش کف میزدند و خوشحالی می کردند گویی فرشته ی نجاتشان آمده است.
                          همه آن فیلم ثبت نام کاندیداهای دور نهم ریاست جمهوری را دیده ایم که یک کشاورز روستایی اردبیلی، از روی سادگی و علاقه ی خودمانی اش می گوید: “اگر رئیس جمهور شدم، آقای خاتمی را وزیر کشاورزی می کنم!” شاید آن موقع خندیدیم و از این گفته ی به ظاهر خنده دار عبور کردیم ولی متوجه نشدیم که همان روستاییان فقیر هم از شدت علاقه ی به خاتمی او را بر راس همان کاری دوست می دارند باشد که خودشان در آن مشغول اند … و هنوز هم این روستاییان به او عشق می ورزند.
                          اما امروز واقعا معلوم نیست چرا یک رئیس جمهور مقتدر و محبوبی با رای بی نظیر ۶۳ درصدی! برای مراسم تحلیف با یک هلی کوپتر و در فضایی کاملا پلیسی و امنیتی حاکم بر شهر به مجلس می رود؟! چرا وقتی این آدم بسیار محبوب بعد از انتخابات به اصفهان و میدان نقش جهان می رود، از زمانی که عمو پورنگ برنامه تلوزیونی برای کودکان در همین مکان به صورت زنده اجرا می کرد(سال ۸۷)، به مراتب کمتر پر می شود؟! چرا ما این ۲۴ میلیون رای را نمی بینیم و طرفداران این فرد را همان قشر خاصی که همیشه حامی جناح راست بوده اند، (برخی) حقوق بگیران دولتی و برخی نظامیان و بسیجیان می بینیم؟
                          - واما در آخر شما گفته اید “ملت بعد از خروشهای میلیونی خود در صحنه عذر تاخیر در پشیمانی اینان را نخواهد پذیرفت و به سرعت رو به اضمحلال در دنیا و عقاب آخرت پیش می روند” که فکر می کنم با توضیحات بالا این فرمایش شما دیگر نیازی به پاسخ نداشته باشد.

                          از اینکه طولانی شد از همه معذرت می خوام
                          با درود به مرد بزرگ و آزاده “نوری زاد” عزیز
                          سبز باشید و “صبور” و “مقاوم”

                          []
                          • At 2010.04.25 10:32, علیرضا said:

                            وقتی ایمان با شرافت وآزادگی گره میخورد پدیده ای به نام حماسه خلق میشود ومحمد نوری زاد از درون زندان و زیر تازیانه دژخیمان بر سر ظلم فریاد حق خواهی میکشدوخواب راحت ستم را آشفته می سازد.همانگونه که مولایش موسی بن جعفر در زندان هارون الرشید ولی امر مسلمین آن دوران نمودواینجاست که حقیقت درخشان وابدی تشیع در کلام حسین به خاطر می آیدکه در میان شمشیرهای سپاهیان خلیفه مسلمین گفت:هیهات من الذله

                            []
                            • At 2010.04.25 10:33, ema said:

                              درود بر حر زمانه مان…

                              []
                              • At 2010.04.25 12:55, یوسف said:

                                درود بر نوریزاد، اجر نوریزاد و نوریزادها با امام حسین(ع)…

                                []
                                • At 2010.04.25 13:26, کروبی بت شکن said:

                                  ‘گر مرد رهی میان خون باید رفت وز پای فتاده سرنگون باید رفت
                                  سلام برمرد ازاداندیش و استقامت مدار
                                  اقای خامنه ای جواب بدهید؟

                                  []
                                  • At 2010.04.25 14:10, من شهیدم said:

                                    جالب بود

                                    []
                                    • At 2010.04.25 14:12, خدا پرست said:

                                      یک روز امام خمینی در دوران شاه گفت اگر استاندار تهران نمی داند که زندانهای شاه چه جنایاتی رخ داده و مرتکب میشوند ، پس لیاقت استانداری را ندارد و اگر اطلاع دارد مجرم است. سئوال بنده حقیر این است که آیا …. نیز مصداق این سئوال و شرایط استاندار دوران شاه خائن هست یا نه؟ بنابراین آقای نوری زاد چه توقعی از این نظام دارند؟

                                      []
                                      • At 2010.04.25 14:35, s0gol said:

                                        شهامت جناب نوری زاد ستودنی است.

                                        []
                                        • At 2010.04.25 16:07, من said:

                                          چه جوری این نامه از زندان خارج شده؟

                                          []
                                          • At 2010.04.25 16:38, ناشناس said:

                                            حر را حالا بهتر می شناسم

                                            []
                                            • At 2010.04.25 22:16, خوزستان سبز said:

                                              سلام خدمت کلمه عزیز
                                              از شما استدعا دارم که به داد خوزستان برسید…
                                              واقعا متاسفم که نه موافقان نه منتقدان دولت و نظام هیچکدام یادی از خوزستان غریب نمیکنند.
                                              ای آقایان خوزستان در حال نابودیست. نمی دانم که میدانید یا خود را به ندانستن زدید.
                                              این گرد و غبار مردم استان خوزستان را از زندگی سیر کرده است. چند هفته دیگه که دمای خوزستان به بالای ۵۰ درجه میرسه و با وجود این گرد و غبار غلیظ و سمی شرایط زندگی حتی برای حیوانات هم نیست چه رسد به مردم مظلوم خوزستان.
                                              این در حالیست که رییس جمهور برای منافع جناحی خود د ر حال راه انداختن طرحی برای کم کردن جمعیت استان تهران است آن هم با چه هزینه گزافی که ان هم پول نفت استان خوزستان است.
                                              به جناب اقای موسوی بگویید که درود ما بدرقه ی راه اوست

                                              []
                                              • At 2010.04.26 02:57, majid said:

                                                درود

                                                []
                                                • At 2010.04.26 04:31, ایران دوست said:

                                                  درود برهر ایرانی غیرتمند.امیدوارم که این نامه ها قطعا به مقصد برسدکه اگر چنین باشد در گذر زمان بی تاثیر نیست.فقط امید که دیر نباشد.زنده وپاینده باد ایران عزیز اسلامی وامید به روزی که ایران مهد آسایش وآرامش برای تمامی انسانها با هر دین واعتقادی باشد.یا الله یامحمد یاعلی یازهرا

                                                  []
                                                  • At 2010.04.26 05:10, *** said:

                                                    ناز نفست برادر آزاده
                                                    تو که عاقبت به خیر شدی خدا رهبرت را هم عاقبت بخیر کند تا مردم هم عاقبت بخیر شوند.

                                                    []
                                                    • At 2010.04.26 05:56, شایق said:

                                                      دست حق و علی به همراه و پشت و پناهت آقای نوری زاد عزیز،انگار دست حق از آستین آقای نوری زاد بدر آمده و اتمام حجت نموده است.وضعیت کشور آنگونه است که او ترسیم کرده است.

                                                      []
                                                      • At 2010.04.26 07:28, احسان said:

                                                        (سبز باشید V)

                                                        به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن
                                                        زانرو که
                                                        بنیان جور و جفا بی بنیاد می گردد

                                                        []
                                                        • At 2010.04.26 08:01, محسن said:

                                                          این حرکات در این روز ها دیگر واقعا رقت انگیز است.
                                                          دل آدم میسوزد برای آنهایی که هنوز به هر علف هرزه ای دست می اندازند تا شاید غرق نشوند. در لجنزاری که غافلانه(دست کم) در آن افتاده اند و لجوجانه در آن دست و پا می زنند.
                                                          این ادبیات لمپن و بی ادبانه و ژست کبک سر در برف گرفتن ها که دیگر اثری ندارد. مگر نمی دانید؟
                                                          نامه ساختن و نامه پراکندن و بیانیه تایپ کردن که وضع شما را بهتر نمی کند. مگر نمی دانید؟
                                                          خداوند همه نابینایان را شفای عاجل دهد..

                                                          []
                                                          • At 2010.04.26 08:30, محمد حسین said:

                                                            در خانه گر کس است ، یک حرف بس است

                                                            []
                                                            • At 2010.04.26 14:07, محسن said:

                                                              حق را بگویید هر چند به ضرر خود و خانواده تان باشید ولی حیف که …

                                                              []
                                                              • At 2010.04.26 18:11, امیر said:

                                                                عالی بود به امید آزادی همه

                                                                []
                                                                • At 2010.04.27 03:49, رزمنده دوران دفاع مقدس said:

                                                                  جناب آقای نوری زاد دعای ملت ایران بدرقه راهتان باد و زجر هایی که در زندان میکشید اجر آخرتتان. دست بوستان هستیم و چشم انتظار افقی روشن که در آن کسی بخاطر گفتن سخن حق خفه نشود. ان افضل الجهاد کلمة حق عند سلطان جائر. رسول اکرم (ص )

                                                                  []
                                                                  • At 2010.04.27 08:06, مشت سبز said:

                                                                    آقای نوری زاد راه درستی را در پیش گرفته اند.برای آنکه انتقاد تاثیر داشته باشد باید به نقاط مثبت نیز اشاره شود هرچند… تنها قلم امثال ایشان میتواند ریشه های ظلم را بخشکاند.باید دیگر بزرگان سبز نیز از شجاعت ایشان درس بگیرند.چه ننگی بزرگتر از آنکه در حکومت اسلامی کسانی به خاطر انتقاد در زندان هستند.نوری زاد خیلی مردی
                                                                    با تشکر از کلمه.به امید خدا در هنگام ظهور شمایید که رو سفیدید

                                                                    []
                                                                    • At 2010.04.27 11:35, بهروز1366 said:

                                                                      این حرفها رو قبول ندارم دلیل دارم

                                                                      []
                                                                      • At 2010.04.27 11:50, بهروز1366 said:

                                                                        احسنت

                                                                        []
                                                                        • At 2010.04.28 16:19, ناشناس said:

                                                                          اللهم اصلح امور المسلمین.

                                                                          []
                                                                          • At 2010.04.29 03:40, saltanatpour ebrahim said:

                                                                            Very good letter, I loved it. I want every Iranian , to write similar letter for idiot khamenaei Pirooz bad IRAN,

                                                                            EATH TO STIPID
                                                                            ARAB LEADERS

                                                                            LONG LIVE PERSIAN GULF

                                                                            []
                                                                            • At 2010.04.29 03:57, امید سبز said:

                                                                              درود بر کسی که در بند چنین شجاعانه سخن می گوید و تعریفی از سربلندی و غیرت را به رخ می کشد.

                                                                              []
                                                                              • At 2010.04.29 23:00, محمد said:

                                                                                درود بر حر زمان
                                                                                و …

                                                                                []
                                                                                • At 2010.04.30 15:07, افشین said:

                                                                                  امیدوارم آقای امیر محبیان، مرتضی نبوی، ناطق نوری، باهنر، توکلی و حتی اون ده نمکی هم این نامه را ببینند. کامل بخوانید و دقیق. اگر مسلمان نیستید آزادمرد باشید

                                                                                  []
                                                                                  • At 2010.04.30 17:41, جمشید said:

                                                                                    تا می توانید برای اقا بنویسید شاید بدست ایشان برسد. با سلام به اقا ی نوری زاد . فکر نکنم نامه به دست اقا برسد گرچه من با نوشتن نامه به جائی نرسیدم.

                                                                                    []
                                                                                    • At 2010.04.30 18:16, علی said:

                                                                                      گرگها خوب بدانند در این غریب

                                                                                      گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

                                                                                      گرجه مردان قبیله همگی کشته شدند

                                                                                      توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

                                                                                      آب اگر نیست نترسید که در قافله مان

                                                                                      دل دریایی وچشمان تری هست هنوز

                                                                                      []
                                                                                      • با سلام
                                                                                        برادر عزیزم لطف میکنید شواهد تقلب را برای بنده به این ایمیل (…) ارسال نمایید! بنده مقداری از این مسائل را بخاطر اینکه فکر میکردم مجددا خواهم توانست بیابم متاسفانه بدون یاداشت برداری پاک کردم ولی الان حسرت انها را می خورم! در عین حال شواهدی زیادی نیز در دست دارم از جمله خاموشی پیوسته حوزه ها رای گیری، بسته شدن درب بعضی از پایگاه های رای در گیری در ساعت ۴ بعد از ظهر از جمله در شیراز و….!از شما بسیار ممنون هستم! از وب سایت کلمه هم درخواستی دارم : بنده بعنوان یک شاهد تمام عیار در دهه شصت و حمایت قاطع حضرت امام(س) از موسوی در پی تهیه مطلبی به دنبال کتاب ۵ گفتار سید بزرگوار موسوی بودم که متاسفانه آنرا حتی با رجوع به انتشارتی مربوطه و ستادهای انتخاباتی نیافتم!لطفا هر طور که صلاح میدانید برای یافتن این کتاب بنده را راهنمایی نمایید! در ضمن به تمام دوستان توصیه میکنم بیش از این به دوستان عزیز در سایت کلمه بخاطر سانسورهای احتمالی فشار وارد نفرمایید که به نظر بنده در حال حاضر با توجه به مسائل موجود و حتی جذب حداکثری چاره ای جز این نیست و به نظر بنده کلمه نهایت سعی خود را در این خصوص انجام میدهد هر چند در هنگام انتخابات(و حتی همینک) در خصوص وقایع دهه شصت و جهلی سنگینی که در این خصوص بر عام طرفدار دولت حاکم است میبایست اطلاع رسانی دقیتری صورت میپذیرفت! به امید پیروزی پیروان واقعی حضرت امام(س) – میرحسین امام(س)!

                                                                                        []
                                                                                        • At 2010.05.01 16:55, طیبه said:

                                                                                          عالی بود

                                                                                          []
                                                                                          • At 2010.05.02 14:18, یه نفر said:

                                                                                            مثل این که آقای نوری زاد هنوز نفهمیدن سر منشا تمام این بلاهایی که سر مردم اومده و می یاد چیه و کیه .می خواستم بگم هرکس به ایشون دسترسی داره بهشون بگه:
                                                                                            « خودتونو خسته نکنین آقای نوری زاد
                                                                                            خانه از پایبست ویران است…»

                                                                                            []
                                                                                            • At 2010.05.02 18:14, شب دلتنگی said:

                                                                                              ماشالله نظرات

                                                                                              []
                                                                                              • At 2010.05.03 07:34, بای بک said:

                                                                                                آقای نوریزاد جسارت به خرج داده و جای تحسین دارد اما مشکل ما شخص نیست بلکه ساختاری است که این همه قدرت را به یک شخص داده و او را در جایگاهی بالاتر از قانون اساسی نشانده
                                                                                                به امید آزادی برای همه مردم ایران در همه مناطق با هر زبان، نژاد و مذهبی

                                                                                                []
                                                                                                • At 2010.05.04 07:14, ناشناس said:

                                                                                                  برای شما متاسفم که با این همه ادعای منطق و اخلاق و تحمل نظرات مخالفین ، تحمل حتی یک نظر منطقی مخالف خود را ندارید و اینجانب هیچوقت نظر خود را در این بخش نمی بینم و از درج نظرات مخالفین فقط در صورتی که در آن فحش باشد برای بدنام کردن چهره مخالفین خود استفاده می کنید . واقعا الحمدا… که امثال شما را مردم شناخته اند . بیش از حد هم دست و پا زدن شما را بیشتر در این منجلاب فرو خواهد کرد پس دست و پا بزنید .

                                                                                                  []
                                                                                                  • At 2010.05.05 05:40, اسکندر said:

                                                                                                    متاسفانه آقای نوری زاد انسان کم اطلاعی هستند از جایگاهی که رهبری برای خود می دانند بی اطلاع هستند

                                                                                                    []
                                                                                                    • At 2010.05.05 06:03, مرداس said:

                                                                                                      واقیعیتها گفته شد….

                                                                                                      []
                                                                                                      • 226 old comments are not displayed. Click to display all comments