hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اهداء جایزه‌ بهترین سرمقاله‌نویس و برترین خبرگزاری به حسین شریعتمداری و «فارس»...

اهداء جایزه‌ بهترین سرمقاله‌نویس و برترین خبرگزاری به حسین شریعتمداری و «فارس»

چکیده : در این مراسم سید محمد حسینی از نشریات و رسانه‌هایی که با اخبار، تصاویر، تیترهای اول، سرمقاله‌ها و ویژه‌نامه‌های متناسب با ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با اهدای لوح تقدیر و هدایایی قدردانی کرد.


کلمه: طی مراسمی با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از خبرگزاری فارس به عنوان خبرگزاری برتر در پوشش اخبار مربوط به دهه فجر و بخصوص راهپیمایی پرشور مردم ایران در روز ۲۲ بهمن تقدیر به عمل آمد.

به گزارش خبرنگار فارس، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بعدازظهر امروز سه شنبه طی مراسمی از نشریات و خبرگزاری‌های برتر کشور در پوشش اخبار دهه مبارک فجر و بخصوص راهپیمایی پرشور مردم ایران در روز ۲۲ بهمن تقدیر و قدردانی کرد.

در این مراسم سید محمد حسینی از نشریات و رسانه‌هایی که با اخبار، تصاویر، تیترهای اول، سرمقاله‌ها و ویژه‌نامه‌های متناسب با ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با اهدای لوح تقدیر و هدایایی قدردانی کرد.

بر اساس این گزارش بیژن نوباوه مدیر مسئول روزنامه عصر ایرانیان، محمدرضا راه چمنی مدیرمسئول روزنامه همبستگی، ناصر قدیری مدیرمسئول روزنامه راه مردم، حجت‌الاسلام سید محمود دعایی مدیرمسئول روزنامه اطلاعات، مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، بیژن مقدم مدیرمسئول روزنامه جام جم، کاوه اشتهاردی مدیرمسئول روزنامه ایران، مهدی ضرغامی مدیرمسئول روزنامه حزب‌الله، صالح اسکندری از روزنامه رسالت به دلیل انتشار ویژه‌نامه‌ها و همچنین پوشش مناسب اخبار راه‌پیمایی ۲۲ بهمن به عنوان نشریات برتر معرفی شده‌اند.

در این مراسم همچنین از حسین پرتوی عکاس روزنامه کیهان، حسین شریعتمداری به دلیل یادداشت‌ها و سرمقاله‌های تاثیرگذار و همچنین حسن شایان‌فر برای تحقیقات و پژوهش‌های مستمر در حوزه مطالعات فرهنگی و سیاسی تقدیر و قدردانی شد.

محمدکاظم انبارلوئی به دلیل سرمقاله‌های مناسب ایام دهه فجر، حسین قدیری‌نژادیان از روزنامه وطن امروز، سید نظام موسوی مدیرمسئول روزنامه جوان و همچنین هیئت تحریریه روزنامه‌های جوان، رسالت، کیهان و غلامرضا قلندریان مدیرمسئول روزنامه قدس قدردانی شد.

در بخش خبرگزاری‌ها نیز حمیدرضا مقدم‌فر مدیر عامل خبرگزاری فارس، رضا داوری به نمایندگی از سردبیری خبرگزاری فارس و همچنین محمد کریمی دبیر سیاسی این خبرگزاری به دلیل روشنگری‌ها و فعالیت‌های چشمگیر در حوادث بعد از انتخابات و همچنین پوشش ویژه اخبار دهه مبارک فجر از نظر کارشناسان وزارت ارشاد به عنوان خبرگزاری برتر انتخاب شدند.

در این بخش همچنین از پرویز اسماعیلی مدیرعامل خبرگزاری مهر به دلیل عملکرد مناسب در دهه مبارک فجر و علی اکبر جوانفکر مدیرعامل خبرگزاری ایرنا به دلیل فعالیت‌های مناسب هیئت تحریریه سیاسی این خبرگزاری تجلیل شد.

بنا بر این گزارش در پایان این گزارش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یک سفر حج را به مصطفی کواکبیان مدیرمسئول روزنامه مردم‌سالاری و محمد علی وکیلی مدیرمسئول روزنامه ابتکار هدیه کرد.

  • هموطن سبز

    چرا که نه؟! مگر تعجب دارد؟ لطایف و عجایب این روزها تمام شدنی نیست…
    شریعت مداری چنان خوش خدمتی هایی را بجا آورده که چنین صله هایی دریافت کند دیگر! همین امروز در سیاهه اشان تیتر زده بودند:
    « ده دروغ بزرگ سران فتنه روی هیتلر را سفید کرد!! » (یا یه چیزی تو همین مایه ها- من که اعصاب نگاه کردن درست و حسابی به سیاهه ی اینها رو ندارم به نظرم کفاره داره!)
    شما کافیست فقط به همین تیتر کمی بیندیشید… خیلی راحت انبوهی از برداشت ها خواهید داشت! مثل:
    ۱- نویستده ی این تیتر اصلاً نمی داند دروغ چیست و راست کدام است یا می داند و خودش را به … زده ( می دانید که منظورم کدام … است! )۲- نویسنده یا راجع به «هیتلر» هیچ چیز نمی داند یا درباره ی «سران فتنه»!
    ۳- یکی توضیح دهد که چگونه روی هیتلر به دلیل ده دروغی که نویسنده مدعی است سران فتنه گفته اند سفید شده! ( آمپر هم که نمی اندازد! حالا چرا ده تا؟! ) مگر روسیاهی هیتلر به دلیل دروغ هایش بوده است؟! یا مثلاً هیتلر نه تا و نصفی دروغ گفته بود؟!
    ۴- این درست که دروغ بد است و دروغگو دشمن خداست و احتمالاً دروغ گفتن روی شخص یا اشخاصی را ( حالا هرکی! هر قدر بی ربط تر بهتر! ) سفید می کند اما در راه بدست آوردن و یا حفظ قدرت توسط کودتاگران مباح بلکه واجب تاکیدی است!!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۶:۰۶ ب.ظ  

  • مهرداد نصرتی مهرشاعر

    در این میان بخصوص شریعتمداری براستی شایسته جایزه است . دلیلش هم روشن است در حالیکه سلمان رشدی در آن سوی دنیا وقتی جسارتی به انبیاء الهی بخصوص حضرت ختمی مرتبت روا می دارد چنان مورد حکم عتاب آمیز امام هجرت کرده مان ( ره ) قرار می گیرد که در خانه اش در غرب دنیا هم احساس آرامش نمی کند و هرلحظه انتظار مرگی سخت را می کشد اما اینجا یک مدیر روزنامه آیات الهی را ابزار تمسخر کرده آیه شریفه استرجاع را آنچنان که لایق خود اوست منحرف می کند تا هرکسی آن نوشته را خواند بخندد و ان شاء الله بزودی در سرای جزاء این ملائک عذاب خواهند بود که بر وی خواهند خندید لیکن با این همه نه کسی او را تحریف کننده می خواند و نه حکمی در مورد او صادر می گردد و چنین جسارت و پررویی که از این شخص صادرشده و اینچنین رها و آزاد مغرور از آنچه کرده هنوز در امن و امان دنیوی است جای جایزه های بیش از این ها را دارد .
    در اینجا با عذر خواهی از مدیریت محترم پایگاه خبری تحلیلی کلمه بعلت طولانی شدن این کامنت بد نیست مقاله ای را که در سایت جنبش راه آزادی منتشر شد ( با عنوان مرگ کژدم )را بیاورم تا ما نیز او را بی نصیب نگذاشته باشیم . وسیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل . الم یجعل کیدهم فی تضلیل . و ارسل علیهم طیرا ابابیل .ترمیهم بحجاره من سجیل .فجعلهم کعصف ماکول / صدق الله العلی العظیم.

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آیا ندیدی پروردگار تو با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا کید و فتنه آنان را تباه نکرد؟! و بر آنان پرندگان ابابیل را فرستاد . که آنان را با سنگهای سجیل (دوزخی ) رمی ( سنگباران) کنند. و بدینصورت آنان را مانند علفهای جویده شده کرد./ به حقیقت که خداوند عظیم و اعلی راستگوست.

    خداوند علیم در کتاب حکیم ( قران مبین) می فرماید که : ما خودمان این قرآن را نازل کردیم و خود نیز از آن پاسداری و نگاهبانی می کنیم.

    چه بد که انسان گاه فراموش می کند که قطره ای آب بوده است واین پروردگار اوست که آن قطره آب را تبدیل به موجودی صاحب جسم و روح می کند و سپس او را باز به خاک بازگردانده و سپس می پوساند آنچنان که از او جز استخوانی پوسیده برجای نماند .

    چه بد که انسانی در طول این فرصت حیات دنیا خود را چنان آلوده آن کند که فراموش کند سرنوشت بازگشت بسوی خدا حتمی است .

    و چه بدتر اگر این انسان در طی حیات آنقدر جسور و گستاخ شود که در کلام پروردگار خویش فضولی کرده و برای بهره دنیا کلام رب العالمین را منحرف کند.

    س ۲ /آیه ۷۵ : افتطمعون ان یومنوا لکم و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون

    ترجمه :آیا طمع و امید به آن دارید که برای شما ( به دین شما ) ایمان بیاورند در حالیکه عده ای از آنان کلام خدا را می شنوند و بعد از آنکه در باره تفکر و تعقل کردند آن را تحریف می کنند در حالیکه می دانند ( که چه گناه بزرگی را مرتکب می شوند)

    آیا نشنیده است آن انسان ، آیه ای که در آن خداوند وعده عذاب داده است به کسانی که چیزی از پیش خود بنویسند و آن را به خدا نسبت دهند ؟

    س ۲ / آیه ۷۹ : فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمنا قلیلا . فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم مما یکسبون

    ترجمه : پس وای بر آنها که با دست خود چیزی می نویسند و سپس می گویند این از سوی خداست ، تا بدینوسیله به بهایی اندک برسند . پس وای بر آنان از آنچه خود نوشتند و وای بر آنها بخاطر آنچه بدان کسب کردند.

    چه نالایق است کسی که شامل حال این آیات گردد و همگی ما به خداوند پناه می بریم تا مبادا اسیر فتنه ای این چنین گردیم و خداوند بهترین پناهگاه هاست.

    بسیار دیده ایم که هرگاه قران از دستان فردی به دستان فرد دیگر منتقل می گردد با احترام آن را تحویل گرفته می بوسد و بر چشم می گذارد . آری این است روش برخورد مسلمان با کلام حق تعالی.

    و بحمدالله به ندرت پیش می آید که نادانی آنقدر بی شرم باشد که برای تمسخر رقیب خود در هر بعدی ( از جمله بعد سیاسی ) از ابزاری چنین محترم یعنی کتاب الله استفاده که در واقع سوء استفاده کند.

    . دریغا از آن روح الهی که بر صندلی اش در حسینیه جماران می نشست و از آنجا بردلها فرمانروایی می کرد.

    و چه دردناک است دیدن صندلی خالی او و آن ملحفه سپید که برآن کشیده شده در زمانی که فتنه ها چون پاره های شب تاریک بر ما حمله ورند.

    دردا و هزار دردا از دیدن آن صندلی خالی و نشنیدن فریادهای اعلام خطر او :

    من و حسینیه ….

    … و صندلی ملافه ای بروی خود کشیده است
    دوباره جار می کشد : خطر!
    خطر !
    خطر!
    مگر چه دیده است؟!
    ***
    دوباره تیغه ها مقابل هم اند و کفّه ها مساوی اند
    – ترازویی بدون هیچ ثقل ، به عدل منطقی رسیده است _
    ***
    طنین موج این خطر !
    خطر !
    خطر!
    مرا گرفت
    کف از دهان و ….
    …. رعشه ای که ریشه در تمام من تنیده است .
    ***
    مراقبات ویژه ای شده است ,
    که در کُما بماند این مریض
    نگاه من : به کیسه خون آن سرُم …..
    …. و قطره ای چکیده است .
    ملافه اش کنار می رود :
    خدای من !
    تویی کتاب نهج ؟!
    و جار می کشد نگاهبان که :
    وقت سر رسیده است !

    ***
    برانکاردی از مقابلم گذشت
    و سوی سردخانه رفت
    _ و مرده بر ،
    که رنگ صورتش شبیه رنگ مرده ها پریده است –
    آهای مرده بر !
    بمان !
    بمان!
    _ ملافه را کنار می زنم _
    خدای من!
    …. و این کتاب دیگری که مردی از خدا شنیده است!
    ***
    …. و اینک این دو بار سهمگین ،
    _ که تاب این کتابها نبود _
    و کفّه ها بدون آن ،
    دوباره در تعادلی لمیده است.
    ***
    دوباره روبروی صندلی ،
    … حسینیه
    …. ملافه ای سفید….
    دوباره جار می کشد :
    خطر!
    یکی بپرسد او چه دیده است؟!
    کجایی امام ؟!
    کجایی تا ببینی اینبار نه در یک کشورغربی بلکه در سرزمین تو ، روزنامه داری بواسطه امنیت سیاسی و روابط رانت خوارانه اش قران را مایه تمسخر رقیب سیاسی اش کرده و هیچ کس نیست که از او بپرسد چرا ؟! چراکه رطب خورده منع رطب نتوان کرد :
    اگرچه بهار تو را دی کنند
    اگرچه بر آئینه ها قی کنند
    اگرچه شب و روز هو هو زنند
    و تکرار نامت پیاپی کنند
    در این عصر تکرار فتنه که قوم
    برآنند تا ناقه را پی کنند
    کسی نیست تا خورده گیری کند
    رُطب خورده منع رُطب کِی کنند؟!

    کجایی تا بدون در نظر گرفتن هیچ رفاقت و مصلحت اندیشی حکم برائت از او را صادر کنی و فرمان دهی تا کسی که در روزنامه اش آیه شریفه استرجاع را تحریف کرده و سپس آن را ابزار مسخرگی خودش قرار داده است به دار مکافات بیاویزند.

    اماما !

    گرچه تو نیستی اما خدای تو حاضر و ناظر است و ای کاش بودی و می دیدی که دجال پس از تحریف کلام حق ، چگونه به قهر الهی دچار و لحظه به لحظه انتظار ورود به دار مجازات اخروی را می کشد و ببینی که دل زخم خوردگان از این کژدمی که نه دوست و دشمن می شناسد و نه احترام خدا و کلام او را نگه می دارد و فقط به بقای سیاسی خود و دارو دسته هتاک و افتراء زنش می اندیشد ، از مرضی که بدان دچار گشته راضی است و به جای دعای خیر دعا می کنند ای کاش اجل بر وی کمی تعجیل می نمود .

    اماما !

    تو نیستی ولی خدای تو هست و خداوند همواره در جای حق نشسته است . / والسلام علی آل یس/مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۶:۱۸ ب.ظ  

  • ناشناس

    :)))))))))

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۶:۱۹ ب.ظ  

  • مهرداد نصرتی ( مهرشاعر)

    در این میان بخصوص شریعتمداری براستی شایسته جایزه است . دلیلش هم روشن است در حالیکه سلمان رشدی در آن سوی دنیا وقتی جسارتی به انبیاء الهی بخصوص حضرت ختمی مرتبت روا می دارد چنان مورد حکم عتاب آمیز امام هجرت کرده مان ( ره ) قرار می گیرد که در خانه اش در غرب دنیا هم احساس آرامش نمی کند و هرلحظه انتظار مرگی سخت را می کشد اما اینجا یک مدیر روزنامه آیات الهی را ابزار تمسخر کرده آیه شریفه استرجاع را آنچنان که لایق خود اوست منحرف می کند تا هرکسی آن نوشته را خواند بخندد و ان شاء الله بزودی در سرای جزاء این ملائک عذاب خواهند بود که بر وی خواهند خندید لیکن با این همه نه کسی او را تحریف کننده می خواند و نه حکمی در مورد او صادر می گردد و چنین جسارت و پررویی که از این شخص صادرشده و اینچنین رها و آزاد مغرور از آنچه کرده هنوز در امن و امان دنیوی است جای جایزه های بیش از این ها را دارد .
    در اینجا با عذر خواهی از مدیریت محترم پایگاه خبری تحلیلی کلمه بعلت طولانی شدن این کامنت بد نیست مقاله ای را که در سایت جنبش راه آزادی منتشر شد ( با عنوان مرگ کژدم )را بیاورم تا ما نیز او را بی نصیب نگذاشته باشیم . وسیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل . الم یجعل کیدهم فی تضلیل . و ارسل علیهم طیرا ابابیل .ترمیهم بحجاره من سجیل .فجعلهم کعصف ماکول / صدق الله العلی العظیم.

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آیا ندیدی پروردگار تو با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا کید و فتنه آنان را تباه نکرد؟! و بر آنان پرندگان ابابیل را فرستاد . که آنان را با سنگهای سجیل (دوزخی ) رمی ( سنگباران) کنند. و بدینصورت آنان را مانند علفهای جویده شده کرد./ به حقیقت که خداوند عظیم و اعلی راستگوست.

    خداوند علیم در کتاب حکیم ( قران مبین) می فرماید که : ما خودمان این قرآن را نازل کردیم و خود نیز از آن پاسداری و نگاهبانی می کنیم.

    چه بد که انسان گاه فراموش می کند که قطره ای آب بوده است واین پروردگار اوست که آن قطره آب را تبدیل به موجودی صاحب جسم و روح می کند و سپس او را باز به خاک بازگردانده و سپس می پوساند آنچنان که از او جز استخوانی پوسیده برجای نماند .

    چه بد که انسانی در طول این فرصت حیات دنیا خود را چنان آلوده آن کند که فراموش کند سرنوشت بازگشت بسوی خدا حتمی است .

    و چه بدتر اگر این انسان در طی حیات آنقدر جسور و گستاخ شود که در کلام پروردگار خویش فضولی کرده و برای بهره دنیا کلام رب العالمین را منحرف کند.

    س ۲ /آیه ۷۵ : افتطمعون ان یومنوا لکم و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون

    ترجمه :آیا طمع و امید به آن دارید که برای شما ( به دین شما ) ایمان بیاورند در حالیکه عده ای از آنان کلام خدا را می شنوند و بعد از آنکه در باره تفکر و تعقل کردند آن را تحریف می کنند در حالیکه می دانند ( که چه گناه بزرگی را مرتکب می شوند)

    آیا نشنیده است آن انسان ، آیه ای که در آن خداوند وعده عذاب داده است به کسانی که چیزی از پیش خود بنویسند و آن را به خدا نسبت دهند ؟

    س ۲ / آیه ۷۹ : فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمنا قلیلا . فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم مما یکسبون

    ترجمه : پس وای بر آنها که با دست خود چیزی می نویسند و سپس می گویند این از سوی خداست ، تا بدینوسیله به بهایی اندک برسند . پس وای بر آنان از آنچه خود نوشتند و وای بر آنها بخاطر آنچه بدان کسب کردند.

    چه نالایق است کسی که شامل حال این آیات گردد و همگی ما به خداوند پناه می بریم تا مبادا اسیر فتنه ای این چنین گردیم و خداوند بهترین پناهگاه هاست.

    بسیار دیده ایم که هرگاه قران از دستان فردی به دستان فرد دیگر منتقل می گردد با احترام آن را تحویل گرفته می بوسد و بر چشم می گذارد . آری این است روش برخورد مسلمان با کلام حق تعالی.

    و بحمدالله به ندرت پیش می آید که نادانی آنقدر بی شرم باشد که برای تمسخر رقیب خود در هر بعدی ( از جمله بعد سیاسی ) از ابزاری چنین محترم یعنی کتاب الله استفاده که در واقع سوء استفاده کند.

    . دریغا از آن روح الهی که بر صندلی اش در حسینیه جماران می نشست و از آنجا بردلها فرمانروایی می کرد.

    و چه دردناک است دیدن صندلی خالی او و آن ملحفه سپید که برآن کشیده شده در زمانی که فتنه ها چون پاره های شب تاریک بر ما حمله ورند.

    دردا و هزار دردا از دیدن آن صندلی خالی و نشنیدن فریادهای اعلام خطر او :

    من و حسینیه ….

    … و صندلی ملافه ای بروی خود کشیده است
    دوباره جار می کشد : خطر!
    خطر !
    خطر!
    مگر چه دیده است؟!
    ***
    دوباره تیغه ها مقابل هم اند و کفّه ها مساوی اند
    – ترازویی بدون هیچ ثقل ، به عدل منطقی رسیده است _
    ***
    طنین موج این خطر !
    خطر !
    خطر!
    مرا گرفت
    کف از دهان و ….
    …. رعشه ای که ریشه در تمام من تنیده است .
    ***
    مراقبات ویژه ای شده است ,
    که در کُما بماند این مریض
    نگاه من : به کیسه خون آن سرُم …..
    …. و قطره ای چکیده است .
    ملافه اش کنار می رود :
    خدای من !
    تویی کتاب نهج ؟!
    و جار می کشد نگاهبان که :
    وقت سر رسیده است !

    ***
    برانکاردی از مقابلم گذشت
    و سوی سردخانه رفت
    _ و مرده بر ،
    که رنگ صورتش شبیه رنگ مرده ها پریده است –
    آهای مرده بر !
    بمان !
    بمان!
    _ ملافه را کنار می زنم _
    خدای من!
    …. و این کتاب دیگری که مردی از خدا شنیده است!
    ***
    …. و اینک این دو بار سهمگین ،
    _ که تاب این کتابها نبود _
    و کفّه ها بدون آن ،
    دوباره در تعادلی لمیده است.
    ***
    دوباره روبروی صندلی ،
    … حسینیه
    …. ملافه ای سفید….
    دوباره جار می کشد :
    خطر!
    یکی بپرسد او چه دیده است؟!
    کجایی امام ؟!
    کجایی تا ببینی اینبار نه در یک کشورغربی بلکه در سرزمین تو ، روزنامه داری بواسطه امنیت سیاسی و روابط رانت خوارانه اش قران را مایه تمسخر رقیب سیاسی اش کرده و هیچ کس نیست که از او بپرسد چرا ؟! چراکه رطب خورده منع رطب نتوان کرد :
    اگرچه بهار تو را دی کنند
    اگرچه بر آئینه ها قی کنند
    اگرچه شب و روز هو هو زنند
    و تکرار نامت پیاپی کنند
    در این عصر تکرار فتنه که قوم
    برآنند تا ناقه را پی کنند
    کسی نیست تا خورده گیری کند
    رُطب خورده منع رُطب کِی کنند؟!

    کجایی تا بدون در نظر گرفتن هیچ رفاقت و مصلحت اندیشی حکم برائت از او را صادر کنی و فرمان دهی تا کسی که در روزنامه اش آیه شریفه استرجاع را تحریف کرده و سپس آن را ابزار مسخرگی خودش قرار داده است به دار مکافات بیاویزند.

    اماما !

    گرچه تو نیستی اما خدای تو حاضر و ناظر است و ای کاش بودی و می دیدی که دجال پس از تحریف کلام حق ، چگونه به قهر الهی دچار و لحظه به لحظه انتظار ورود به دار مجازات اخروی را می کشد و ببینی که دل زخم خوردگان از این کژدمی که نه دوست و دشمن می شناسد و نه احترام خدا و کلام او را نگه می دارد و فقط به بقای سیاسی خود و دارو دسته هتاک و افتراء زنش می اندیشد ، از مرضی که بدان دچار گشته راضی است و به جای دعای خیر دعا می کنند ای کاش اجل بر وی کمی تعجیل می نمود .

    اماما !

    تو نیستی ولی خدای تو هست و خداوند همواره در جای حق نشسته است . / والسلام علی آل یس/مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۶:۳۰ ب.ظ  

  • سبزعلی

    واقعا حق این عزیزان بود این عناوین اصلا نمیتونه ذره ای از زحمات این بزرگان رو جبران کنه!
    ان شالله به زودی مزدشون رو از دست مردم میگیرن!
    یه ذره دندون رو جگر بذارن.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۶:۴۷ ب.ظ  

  • زنده باد سبز

    انتظار داشتید جایزه به کی‌ داده بشه؟خوب اینکه معلومه وقتی‌ دولت دروغ گوست از دروغ پرداز و دروغ نویس پشتیبانی خواهد کرد،اگر غیر از این بود جای حیرت داشت،در این دوره از ایران،منتظر باشید هرچه نا‌ خلاف هست یا رئیس بشن یا وزیر یا جایزه بگیرند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۸:۱۶ ب.ظ  

  • فاطمه

    سایت عزیز کلمه چرا بعضی کامنت ها رو چند بار چند بار میذاری و برای بعضی هم اصلا یا ارسال نمیشه یا پیامی با مضمون زیر میاد:
    خواننده محترم شما تند تند کامنت می نویسید یا شما تا حالا پیام گذاشته بودید…یا یه چیزی تو همین مایه ها!!!
    مثلا همین پیام دوست عزیزمون مهرداد نصرتی که کامنتش دو بار گذاشته شده!!!!
    درضمن وقتی یک پیام رو ارسال میکنیم هیچ علامتی مبنی بر اینکه این پیام ارسال شده به ما نشون نمی ده…و ماهم فکر میکنیم که لابد ارسال نشده و نتیجه همین الان میشه که دوتا کامنت عین هم از دوستمون هست…راستش من زیاد از این چیزا سر در نمی یارم ولی فکر کنم بچه هایی که اینجا کامنت می ذارن حداقل انتظار دارن که کامنتشون ارسال شه..درست و کامل..
    البته نمی خوام زحمت شما دوستان عزیزمان را دست کم بگیرم اما فکر می کنم که بهتر که بیشتر به این امر توجه کنید..
    مثلا چرا پیامی که یک بار ارسال شده و در بخش نظرات ثبت شده رو دوباره میذارید؟؟؟؟
    با تشکر…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۸:۵۷ ب.ظ  

  • الماس

    واقعا برای خودمون متأسفم که یه مشت روانی دارن بر ما حکومت میکنن. این کارا فقط برای اینه که رو اعصاب مردم راه برن. خدا از سر تقصیراتتان نگذرد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۹:۲۰ ب.ظ  

  • mohsen

    aghaye shariatmadari namayande ye rahbar mibashand .
    D:

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۱۱:۴۸ ب.ظ  

  • سبز ۳۶

    تقدیر هم وقتی ارزشمند است که از شخص صاحب کلام و اندیشه دریافت شود. در این اوضاع حق کشی و تعطیل روزنامه ها، اصولا صاحب قلمان

    متفکر و اصیل در چنین مراسمی شرکت نمیکنند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۲:۴۳ ق.ظ  

  • 349

    به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۵:۳۶ ق.ظ  

  • ناشناس

    مرگ بر سایت شما که ظرفیت پذیرش دیدگاههای مغایر با سایت را ندارید .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۵:۴۱ ق.ظ  

  • بابک

    جالبه خودشون جایزه رو می دن به خودشون نمی دونن مردم ایران واسه این جوایز تره هم خورد نمیکنن
    حسین بازجو شریعتمداری بهت تبریک میگم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۵:۵۹ ق.ظ  

  • mohamad payravan

    labod bazjo h-sh poshtash be koh abo ohod ast
    nefryn abady bar o bad. mohamad az alman.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۶:۱۵ ق.ظ  

  • الف

    اگر این آغایان غیر این کنند ما باید ناراحت شویم.این درست روندی ست که حاکمان زور انجام می دهند و خشنودم که هر روز راسخ تر می شوم و دیگر شکی در ظلم و زور بودن حکومت و غصبی بودن دولت نمی ماند
    باز هم باید گفت
    خدایا شکرت که دشمنان ما را انسان هایی احمق قرار دادی
    یا حق

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۶:۳۵ ق.ظ  

  • آریا

    ناشناس عزیز at:5.41 ق.ظ
    صلح و زندگی بر شما. بابا اینقدر تنگ نظر نباشید.همه رسانه ها وسایت ها که در اختیار شماست.نتوانستید این سایت فیلتر شده “کلمه” تنها امید جنبش سبزرا ببینید؟از چه میترسید مگر نمگوئید که حق با شماست؟ این را هم که قبول دارید مردم شعور دارند.بگذارید روزنامه ها وسایت ها آزادانه بنویسند ونقد کنندو مردم قضاوت و انتخاب کنند امثال شما که قیم مردم نیستید.به قول سید بزرگوار و مظلوم حجت الاسلام والمسلمین سید محمدخاتمی”زنده باد دشمن من” آره عزیز برادر. آروزی مرگ خوب نیست .زنده باد آزادی و پر رهرو باد(که هست) جنبش سبز مردم ایران.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۹:۵۸ ق.ظ  

  • پدر

    حتما یک چاقوی خوش دست دسته استخونی ساخت زنجون واسه کشتن بچه های مردم وقلم با جوهر خون برای پرونده سازی بهش جایزه دادند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۵:۰۱ ب.ظ  

  • زنده باد سبز

    در جواب کامنت” فاطمه” وقتی‌ برات این جمله میاد که تند تند مینویسی ،تو از رو نرو بزن بک و دوباره کامنت رو ارسال کن برای بر دوم ارسال میشه ،من همیشه همینجوری میشه ،اما بهش میگم به همین خیال باش و کامنتم رو دوباره ارسال می‌کنم و سریع ارسال میشه.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۸:۴۲ ب.ظ  

  • سبز سبزم

    باسلام در حکومتی که امثال حسین بازجو بهترین مقاله نویس میشوند فاتحه روزنامه وروزنامه نگاری خوانده است رامین وحسینی دست در ست هم باکمک محمود وشاه عمامه سر در حال نابودی فرهنگ این مرز وبوم هستند ولی ایرانی ثابت کرده که همیشه در مقابل اندیشه های سخیف ایستاده و آنها را نابود میکند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۲/۲۷ ۴:۵۲ ب.ظ  

  • ناشناس

    حالا واقعا از شوخی گذشته ….این طنز سال بود یا خبر واقعی؟؟؟؟؟؟؟؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۱/۰۲ ۸:۳۶ ق.ظ