سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عکس/حجاریان به دیدار تاجزاده رفت...

عکس/حجاریان به دیدار تاجزاده رفت

چکیده :سعید حجاریان با همه سختی که داشت به خانه مصطفی تاجزاده رفت تا این یار قدیمی را پس از ماهها از نزدیک...


کلمه: سعید حجاریان با همه سختی که داشت به خانه مصطفی تاج زاده رفت تا این یار قدیمی را پس از ماهها از نزدیک ببیند.

۱۸ دیدگاه

  • At 2010.03.12 23:29, ناشناس said:

    گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو / شرح دهم غم تو را،نکته به نکته،مو به مو

    []
    • At 2010.03.12 23:38, توکلی said:

      با دیدن این عکسها خیلی روحیه گرفتم
      انشاالله فردا می رم یه پیرهن سبز بخرم با هاش برم عید دیدنی تا
      ۱-به یاد سبز پوشانی که پارسال بودند و امسال نیستند باشم
      ۲-به بقیه مردم روحیه بدم (خودم با دیدن سبز پوشان در کوچه وگذر روحیه می گیرم)
      ۳-نشون بدم بر خلاف تبلیغات صدا و سیما هنوز جنبش زنده است(سپاس از پروردگار مهربان)
      ۴- بهانه ای بشه برای باز کردن صحبت نزد اقوامی که تحت تاثیر رسانه دروغ جنبش سبز رو جنبش بیگانگان و … می دانند تا نسبت به مسایل ۹ ماهه گذشته آگاه بشوند
      عزیزان امسال در این دید و بازدید ها گرم صحبت های تکراری و معمول و وقت گذران نباشیم به فکر بیدار کردن بستگان به یاد سهراب و ندا و محسن ها و عزیزانی که در بند هستند باشیم امسال مسولیت دیگری داریم.

      []
      • At 2010.03.13 00:46, ناشناس said:

        دورد بر قهرمانان مهین یک شعر هندی هست میکه روزی ابرها میرن کنار و همه خورشید را می بینن ؟؟انشالله متظری روزی هستم که تمام دورغها برملا بشن وهمه توهین کنندهارسوا هرجند تودل ملت حلانهم رسوا شدن

        []
        • At 2010.03.13 01:05, مشت سبز said:

          اگر از غم زندانیان سیاسی و شهدا تا الان نمردم شگفت زده ام و از رویشان شرمنده ام که در خانه نشسته ام ولی تنها چه کار کنم در جامعه ای که همه سرگرم روزمرگی های خویشند من خود را مسلمان نمی دانم و از خدا آرزوی مرگ میکنم در این جامعه

          []
          • At 2010.03.13 01:14, زنده باد سبز said:

            نمیدونم چرا وقتی‌ حجاریان رو میبینم اشکم درمیاد ،درود بر شما ۲ جوانمرد

            []
            • At 2010.03.13 04:56, masoud said:

              salam bar do delawar

              []
              • At 2010.03.13 08:15, ناشناس said:

                به دلاورانی چون شما افتخار میکنم

                []
                • At 2010.03.13 08:16, پیام said:

                  راستش واقعا این عکسها هر ادمی را تحت تاثیر قرار میدهد درود بر موسوی و کروبی و تمام اصلاح طلبان و درود بر جنبش سبز

                  []
                  • At 2010.03.13 08:38, رای من کو؟ said:

                    از آزادیت چقدر خوشحال شدیم ! به امید آزادی دیگر اسیران در بند

                    []
                    • At 2010.03.13 08:42, موحد said:

                      ما پیروزیم

                      []
                      • At 2010.03.13 08:45, رضوانه said:

                        منم با دیدن این عکسها روحیه ام تغییر کرد به شرطی که نوز روی منافع و عقایدشان استوار باشن و به این زودیها شونه خالی نکنند

                        []
                        • At 2010.03.13 09:25, هو 121 said:

                          ۱
                          هوا سرد است و برف آهسته بارد
                          ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
                          زمین را بارش مثقال ، مثقال
                          فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
                          سرود کلبه ی بی روزن شب
                          سرود برف و باران است امشب
                          ولی از زوزه های باد پیداست
                          که شب مهمان توفان است امشب
                          دوان بر پرده های برفها ، باد
                          روان بر بالهای باد ، باران
                          درون کلبه ی بی روزن شب
                          شب توفانی سرد زمستان
                          آواز سگها
                          زمین سرد است و برف آلوده و تر
                          هواتاریک و توفان خشمناک است
                          کشد – مانند گرگان – باد ، زوزه
                          ولی ما نیکبختان را چه باک است ؟
                          کنار مطبخ ارباب ، آنجا
                          بر آن خاک اره های نرم خفتن
                          چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه
                          عزیزم گفتم و جانم شنفتن
                          وز آن ته مانده های سفره خوردن
                          و گر آن هم نباشد استخوانی
                          چه عمر راحتی دنیای خوبی
                          چه ارباب عزیز و مهربانی
                          ولی شلاق ! این دیگر بلایی ست
                          بلی ، اما تحمل کرد باید
                          درست است اینکه الحق دردناک است
                          ولی ارباب آخر رحمش آید
                          گذارد چون فروکش کرد خشمش
                          که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
                          شمارد زخمهامان را و ما این
                          محبت را غنیمت می شماریم
                          ۲
                          خروشد باد و بارد همچنان برف
                          ز سقف کلبه ی بی روزن شب
                          شب توفانی سرد زمستان
                          زمستان سیاه مرگ مرکب
                          آواز گرگها
                          زمین سرد است و برف آلوده و تر
                          هوا تاریک و توفان خشمگین است
                          کشد – مانند سگها – باد ، زوزه
                          زمین و آسمان با ما به کین است
                          شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
                          شب و صحرای وحشتناک و سرما
                          بلای نیستی ، سرمای پر سوز
                          حکومت می کند بر دشت و بر ما
                          نه ما را گوشه ی گرم کنامی
                          شکاف کوهساری سر پناهی
                          نه حتی جنگلی کوچک ، که بتوان
                          در آن آسود بی تشویش گاهی
                          دو دشمن در کمین ماست ، دایم
                          دو دشمن می دهد ما را شکنجه
                          برون : سرما درون : این آتش جوع
                          که بر ارکان ما افکنده پنجه
                          دو … اینک … سومین دشمن … که ناگاه
                          برون جست از کمین و حمله ور گشت
                          سلاح آتشین … بی رحم … بی رحم
                          نه پای رفتن و نی جای برگشت
                          بنوش ای برف ! گلگون شو ، برافروز
                          که این خون ، خون ما بی خانمانهاست
                          که این خون ، خون گرگان گرسنه ست
                          که این خون ، خون فرزندان صحراست
                          درین سرما ، گرسنه ، زخم خورده ،
                          دویم آسیمه سر بر برف چون باد
                          ولیکن عزت آزادگی را
                          نگهبانیم ، آزادیم ، آزاد
                          اینم یه شعر ناز از اخوان تقدیم به سعید حجاریان بزرگ

                          []
                          • At 2010.03.13 10:38, منوچ said:

                            درود بر شما شیر مردان ایرانزمین. محکم و استوار باشیدو بدانید که پشتوانه ای به نام ملت ایران همیشه در کنارتان خواهد بود. درود بر شما و تمام مبارزان سبز ایران.
                            ما پیروزیم…

                            []
                            • At 2010.03.13 16:54, وطن سبز said:

                              واقعا شعری که دوست عزیزم ” ناشناس ” در کامنت اول نوشته اند بسیار به جا و هنرمندانه است. مخصوصا اگر این شعر را یا صدای استاد شجریان به یاد بیاریم. زنده باد جنبش سبز، زنده باد همه زندانیان سبز

                              []
                              • At 2010.03.13 20:00, زری said:

                                ما هستیم. ما خاری بر چشم دزدان رای مردم ایران هستیم. درود بر بهار ایرانی که مبارزه مان را جانی تازه خواهد بخشید. درود بر زنان و مردان ایران زمین.

                                []
                                • At 2010.03.13 20:42, داوُدچ said:

                                  درود برشما دلاورمردان کشورمان ,همچنان محکم واستوار به ایستید که پیروزی سبز اندیشان قطعی است.

                                  ما پیروزیم چرا که حق با ماست ………..

                                  []
                                  • At 2010.03.14 10:15, iran said:

                                    درود خدایان بر شما مرگ بر دشمنان شما

                                    []
                                    • At 2010.03.17 17:38, عباس said:

                                      درود بر اقای تاجزاده عزیز ما مخلص شما هستیم بزرگ مرد

                                      []