سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اشتباه از خاتمی و هاشمی بود یا از موسوی؟...

اشتباه از خاتمی و هاشمی بود یا از موسوی؟

چکیده :چرا درسال 1376 در دور اول انتخابات ریاست جمهوری اش که آن همه گزارش تخلف از استاندار لرستان به نفع رقیب او در انتخابات بعضی از شهرهای استان لرستان به وزارت کشور شد ایشان بمحض اینکه وزارت کشور پیروزی او را در انتخابات اعلام نمود از شکایت خود صرف نظر کرد.توگویی این تخلف یک امر شخصی بوده و ایشان حق گذشت از کسانی را دارد که در کسوت نمایندگان و مسؤلان دولت رسماً به نفع رقیب او در انتخابات دخالت و تخلف کرده اند! ...


کلمه-غلامعلی رجایی:ساعت ده صبح شنبه ای که برما گذشت یا ما از آن گذشتیم! بر و بچه های ایثارگر شهرک محلاتی وغیرمحلاتی با همسر و فرزندانشان با جناب آقای سید محمد خاتمی در دفتر ایشان در خیابان یاسر دیداری داشتند که من هم در آن حضور داشتم.

ظهرامروز پنج شنبه در راه مسجد امام حسن شهرک، یکی از کسانی را دیدم که در این ملاقات حضور نداشت.او در پاسخ این سؤال من که پرسیدم در ملاقات نبودی، گفت نه عمداً نیامدم و ادامه داد چون آقای خاتمی را نسبت به دو مسأله قبول ندارم و می ترسم اگر به اینگونه جلسات بیایم با او برخوردی پیش بیاید.

پرسیدم،کدام مسأله؟گفت یکی اینکه چرا درسال ۱۳۷۶ در دور اول انتخابات ریاست جمهوری اش که آن همه گزارش تخلف از استاندار لرستان به نفع رقیب او- جناب آقای ناطق نوری – در انتخابات بعضی از شهرهای استان لرستان به وزارت کشور شد ایشان بمحض ا ینکه وزارت کشور پیروزی او را در انتخابات اعلام نمود از شکایت خود صرف نظر کرد.توگویی این تخلف یک امر شخصی بوده و ایشان حق گذشت از کسانی را دارد که در کسوت نمایندگان و مسؤلان دولت رسماً به نفع رقیب او در انتخابات دخالت و تخلف کرده اند!

پرسیدم ، دوم؟گفت دوم اینکه پس از اینکه عده ای در سال ۱۳۷۶ کارناوال عاشورا را با آن فضاحت آشکار و در پوشش طرفدارای از ایشان و در عمل علیه وی در تهران به راه انداختند با اینکه بعداً معلوم شد برپاکنندگان کارناوال شادی در ماه محرم چه کسانی و متصل به چه جایی هستند باز از خود گذشت نشان داد.

داشتم به حرفها و انتقاداتش به جناب خاتمی فکر می کردم که حرف آخر را زد وگفت: بنظر تو اگر این گذشتهای بیجای خاتمی نبود الآن عده ای اینگونه جرئت تاخت و تاز در کشور پیدا می کردند؟حرف حقی زد که برای آن پاسخی نداشتم.

حرفهایش که تمام شد به یاد حرفهای یکی از دوستان نزدیکم که با آیت الله هاشمی رابطه نزدیکی دارد افتادم که چند ماه قبل به مناسبتی به من می گفت درانتخابات سال ۱۳۸۴ که آن همه شب نامه مملو از تهمت و افترا و دروغ از سوی بعضی از هواداران رقیب انتخاباتی آقای هاشمی در سرتاسر کشور چاپ وتوزیع گردید با تلاش نیروهای امنیتی کسانی که میدان دار تهیه وتکثیر و توزیع این شبنامه ها بودند دستگیر و به خطای خود اعتراف کردند که از اعتراف آنها تصویر برداری شد.

این برادر صادق! می گفت در آخرین برنامه ای که قرار بود آقای هاشمی با مردم در تلویزیون سخن بگوید من هم همراه ایشان در استودیو حاضر بودم و سی دی این اعترافات را با خود داشتم. قرار بود آقای هاشمی به این مسأله اشاره کند وسی دی مربوطه را که در جلوی میز او بود به مردم نشان بدهد و آنان را نسبت به عاملین تهیه و توزیع این شبنامه ها آگاه کند.

این برادر می گفت هرچه من که پشت به دوربین و درست در مقابل ایشان نشسته بودم اشاره می کردم به سی دی اشاره کند، نکرد و در نهایت وقت ایشان هم به آخر رسید. پس از پایان برنامه که داشتیم صدا وسیما را ترک می کردیم با ناراحتی از ایشان سؤال کردم چرا به سی دی اشاره نکردید و فرصتی به این طلایی را از دست دادید؟ پاسخ تکان دهده ای به من داد وگفت دیدم انصاف نیست با این افشاگری برادران … برای اینکه من رأی بیاورم در بین مردم بی آبرو شوند!

دو مسأله آن برادر! با این یکی این برادر! که برای من تعریف کرد شد سه مسأله !

اکنون ، برخی از متخلفان ذکر شده در سه مسأله آن دو برادر در سه دوره قبل ریاست جمهوری بر مسند کار ومسؤلیتند پرسش مهم این است آیا آقایان خاتمی و هاشمی با گذشتی که در باره متخلفان انتخاباتی از خود نشان دادند و مسأله را شخصی و سلیقه ای فرض کردند اشتباه کرده اند یا مهندس موسوی که مسأله را هرگز شخصی نمی داند و بارها گفته و می گوید که حاضر است به شرط اقناع درست مردم از حق شخصی خود بگذرد و این چنین مصمم بر موضع خود ایستاده وپ هنوز که هنوز است با پرداخت این همه هزینه که شهادت خواهر زاده اش سید علی موسوی بخش کوچکی از آن است به نمایندگی از میلیونها شهروندی که به او رأیی سبز داده اند همان حرف عصر و شب انتخابات را که با نگرانی هرچه تمام تر بصورت کتبی و تلفنی و اعزام نماینده با مقامات عالی کشور در میان نهاد می زند که … .

مطلب مرتبط:

نه،مطلب این نبود برادر!+

۷۹ دیدگاه

  • At 2010.03.13 02:15, محمد said:

    باید نقد را پذیرفت
    انصافا این موارد را تک تک اکثر اصلاح طلبان قبول دارند؛ هنر شما در کنار هم قرار دادن این موارد بوده.

    میتوان شمه ای از غرور را در رفتار نمایندگانی که هنوز فرصت اصلاح داشتند ، اما استعفا دادند (تا جایگاه خودشون پیش مردم ضربه نبینه)

    دید!
    باید از خود گذشت..
    میرحسین عزیز ، شاگرد خمینی کبیر است ، انتظار ها هم از او بیشتر است

    دوستان همه باهم دعا کنیم خدا توفیق هدایتش رو از این مرد بزرگ نگیره

    []
    • At 2010.03.13 02:17, ناشناس said:

      با سلام به عزیزان همیشه منتقد

      دوستان میخواهم بدانم ایا این اقای خاتمی نبودند که دست نااهلان را از وزارت مربوطه کوتاه کردند. ایا در زمان رییس جمهور محبوب و مردمیمان اقای خاتمی انهمه اشکال تراشی و اخلال در جهت تخریب چهره ایشان صورت نپذیرفت ؟ ایشان همواره مقاومت کردند. اگر ایشان شکایتشان را پیگیری میکردند کدامین دادگاه پاسخگو میبود مگر نمیبینید با چه کسانی طرفیم؟ در ان زمان ایشان باید یک تنه با اینها روبرو میشدند. جنایتکار یا جنایتکارانی که قصد جان اقای حجاریان را داشتند اکنون کجا هستنتد؟ ایا همانها نیستند که دوباره ماهها ایشان را در بدترین شرایط با وجود اینکه یکبار قصد جانشان را کرده بودند در بازداشت نگاه داشتند. چه میگویید؟ شکایت اقای تاجزاده به کجا رسید؟ همکاران خاتمی عزیز کجا هستند؟ خواهش میکنم چشمهایتان را باز کنید و به جای اینهمه وصله چسباندن به حامیان مردم کمی هم از دشمنانشان انتقاد کنید .

      درود بر راه سبز امید و رهروان سبز اندیش ایران زمین:
      خاتمی و موسوی ورهنورد و کروبی.

      []
      • At 2010.03.13 02:21, رها said:

        زنده باد دوست عزیزم (زنده باد سبز) اصل کلام را شما گفتید .

        []
        • At 2010.03.13 03:12, مسعود از بیرجند said:

          میمیرم واسه همه ی انسانهای آزاده و رو راست و مرد به معنای واقعی….

          []
          • At 2010.03.13 03:13, سبز ۳۶ said:

            همه مردان بزرگی هستند و میبینیم که نه تنها پشت آقای موسوی را خالی نکردند بلکه حمایتهای همه جانبه از ایشان به عمل آوردند تا حقانیت موضع این بزرگوار را همه درک کنند.

            []
            • At 2010.03.13 03:36, هدی said:

              برادران لاریجانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خاتمی ۲۱ میلیون رای مردم پشتش بود چرا حرف نزد اون زمان؟ حالا که بالا خره داریم تاوان میدیم چه اون زمان چه الآن؟؟؟؟

              []
              • At 2010.03.13 04:45, Mohammad said:

                دنیایی از معنی در همین چند سطر نوشته آقای رجایی وجود دارد که متاسفانه هنوز بعضی ها بدلیل وابستگی های دسته ای و یا علاقه شخصی به این و یا ان فرد از درک ان غافل اند. هر فرد تا آنجا که مسله اجحافی شخصی نسبت به وی صورت گیرد میتواند تا آنجا که گذشت و بخشش وی سبب بدعت گذاری بدی برای شخص خاطی و عادت به تکرار ان نسبت بدیگران نگردد و تا آنجا که عمل شخص خاطی منافع عمومی را نقض نکرده باشد میتواند از حق خود گذشت کند. در مورد آقایان خاتمی و رفسنجانی هیچکدام از این معیار ها صادق نیست. آنها یا در پستهای خدمات عمومی (ریاست جمهور) و یا در راه تصدی ان بنمایندگی ا طرف مردم مشغول و یا حرکت میکردند. آنها حق گذشت حقوق مردم را خصوصا در ارتباط با افراد خاطی که به این آرا و یا اعتماد بعمل آمده مردم خیانت کرده بودند نداشتند. هر رهبر و یا نماینده مردمی که از آرا مردمش نتواند صیانت کند، بطور حتم در آینده هم در جهت خواست مردمش نخواهد بود. دوستی سخن از امام حسن و امام حسین بمیان آورده اند. اما آیا اندوست توجه کرده اند که هردوی ان امامان در پی اخذ بیعت مردمشان بودند، و اگر چنین مسولیتی بر عهده آنها گذاشته میشد هرگز از صیانت ان با هیچ قیمتی شانه خالی نمیکردند، همانگونه که اما حسین نهایتا مجبور به مقابله با لشکریان یزیدی شد. درست به اطراف نگاه کنید، و جریانات چند ماهه اخیر را از نظر بگذرانید. قبول که مسائل دیگری از جمله حمایت های غیر قابل قبول از سوی بعضی منابع و مراکز بعمل آمد، اما اگر در زمنی که میبایستی ان ایستادگی ها صورت میگرفت، این مقامات و منابع و مراکز هم جرات انجام این اعمال خطا را نمی یافتند.

                []
                • At 2010.03.13 05:09, sun said:

                  من توی یک کشوره غربی زندگی میکنم از وقتی که اینجا اومدم واقعا از پیشرفته روبه جلو و موفقیتشون هجو واج موندم. یک روز با رییسم سره میز شام بودیم خیلی زن روشن فکر ودنیا دیدهی هست . بهش گفتم همش دارم فکر میکنم چرا سازمان شما اینقدر خوب و مثبت رو به جلو پیش میره ولی تو کشورهای در حال توسعه مردم انگار فقط دوره خودشون میچرخن بعضی موقع هم عقب میرن و اونجاها پیشرفت کند هست . حرف قشنگی زد. گفت: “من توی مسافرت هم متوجه یک تفاوت عمده بین فرهنگ غرب وشرق شدم. در کشورهای شرقی اگر کسی خطایی بکنه باقی سکوت میکنن چشم پوشی جز فرهنگشون هست و بد میدونن بگن فلانی چرا این کارو کردی. ولی ما سکوت نمیکنیم .به عنوان مثال اگه من ببینم تو یک کاری رو خراب انجام دادی صدات میکنم دفترم میگم فلانی این کارت صحیح نیست. و همونجا ازت میخاهم بهم بگی چطور از تکراره این اشتباه جلوگیری میکنی و بد همه باید مواظب باشیم این اشتباه تکرار نشه حتا از سوی بقیه هم تکرار نشه و در مورد این قضیه آموزش میگذاریم قانون میگذاریم . اما شرقا میگن نه بد میشه هیچی نگوبعد دوباره همون اشتباه هی تکرار میشه. “

                  []
                  • At 2010.03.13 05:40, hassan said:

                    درود بر میرحیسن عزیز!

                    []
                    • At 2010.03.13 06:11, ناشناس said:

                      فکر میکنم همون ۸ سال خاتمی مردم برای این روزها آبدیده کرده، برای پیروزی مردم و میرحسین دعا میکنم

                      []
                      • At 2010.03.13 06:33, Ali said:

                        اگر هم هر دو نفر آقایان موضوع را افشاء می کردند تغییری در شرایط بوجود نمی آمد. مگر با افشاء ترور کنندگان سعید حجاریان تغییری ایجاد شد؟ می بینید که اخیراٌ سمتی را نیز در بسیج گرفته است. لذا باید توجه داشت که آب از سرچشمه گل آلود شده است.

                        []
                        • At 2010.03.13 06:50, سبز غریب said:

                          با سلام خدمت همه دوستان

                          از نظر بنده اخلاقیات و سیاست هزگر در یک راستا قرار نگرفته و نخواهند گرفت، این مسئله یک بعدی سیاسی دارد که اکثر افراد با دید اخلاقی به آن نگاه می کنند و باید مسائل مطرح شده آقای رجایی در ظرف زمانه خودش بررسی شود و با توجه به رویدادهای اخیر نمی توان بازخورد سیاسی آن مسئله در گذشته را در حال حاضر برداشت کرد.
                          و در نمای کلی آقایان هاشمی و خاتمی صلابت میر حسین عزیز را نداشته و نخواهند داشت و قیاس به نفس این افراد اساسا اشتباه است.
                          آقای خاتمی یک تئوریسین و اندیشه مدار محض، آقای هاشمی یک سیاست مدار مجرب، آفای کروبی یک مبارز انقلابی اما میر حسین عزیز فازغ از تمام این مسائل یک دولتمرد است که شاخص های سیاسیت اخلاق مدار را در کارنامه خود جای داده است.
                          در این صفحه شطرنج سیاسی سبزها به تمام سلیقه ها احتیاج دارند تا به بلوغ و بالندگی مضاعف برسند و این موءلفه جنبش سبز را در متمایز از تمام حرکت های دمکراسی خواهانه تاریخ ایران و دنیا ساخته است.
                          نکته ای آخر اینکه ما باید در ایران به این ظرفیت برسیم که اگر نیروهای مادی و معنوی را به جای خودش بکار بگیریم و هرگز نیروهای کشور را با خظر حذف قرار ندهیم ولو عامرین به انحراف و خطا را.
                          به امید فرا رسیدن روزی که تمام ایرانیان با هر سلیقه و فکر به عقاید و باورهای یکدیگر احترام گداشته و به زعم آفای خاتمی تکثر گرایی جایگزین تک صدائی گردد.

                          []
                          • At 2010.03.13 07:16, Mohammad said:

                            بهترین دلیل بر صحت نوشته آقای رجایی دیدار نوه امام از آقای تاجزاده است. اگر قرار بود که حقیقت و درستی با مصلحت اندیشی معامله شود ایشان یعنی نوه امام میبایستی از انجام این ملاقات صرفنظر میکرد. این دقیقا همان روشی است که آقایان خاتمی و رفسنجانی در برخورد با تمامیت خواهان… مسلط بر سرنوشت مردم در پیش گرفتند. آقای رجایی شیرمادرت حلال تو با کلماتی ساده الهه لازم بود بگویی گفتید.

                            []
                            • At 2010.03.13 08:07, حمیدرضا said:

                              علیرغم اینکه آقای خاتمی را از ته قلب دوست دارم ولی انتقادات زیادی هم به ایشان دارم که شما بخشی از آنرا بیان کرده اید.

                              []
                              • At 2010.03.13 08:18, علی رضا said:

                                با عرض سلام ,من از هواداران آقای احمدی نژاد بودم و تا مدتها بدون اینکه از نظرات آقای موسوی در مورد مسائل بعد از انتخابات آگاه باشم در مورد ایشان غیبت های زیادی کردم و تهمت زدم. تا اینکه توسط یکی از هواداران ایشان جوابهای آقای موسوی به سؤالهای آیت الله نوری همدانی را دیدم و تازه متوجه بعضی دیدگاههای آقای موسوی در مورد مسائل اخیر شدم.حالا اگر ممکن است می خواستم از ایشان حلالیت بگیرم.

                                محبت کنید این مسئله را با ایشان مطرح کنید و حتما جوابم را بدهید.

                                []
                                • At 2010.03.13 08:23, حسین said:

                                  من هر سه نفر را دوست دارم، اما به اولویت اول خاتمی دوم میرحسین (شیرحسین) سوم هاشمی اما فکر می کنم هر سه بزرگوار در مقطع زمانی خودشان اشتباه نکرده اند. ولی از آقای هاشمی بسیار انتقاد دارم آن هم بخاطر این است که چرا در مرحه دوم انتخابات سال ۱۳۸۴ که این همه به ایشان گفته شد بیا و کنار بکش ایشان به حرف دوست داران انقلاب گوش نداد و با نامه استعفا وارد دفتر شدند و با همان نامه از دفتر خارج شدند. این است دلیل ناراحتی من از ایشان. البته می توان گفت اگر ایشان این کار را کرده بود هم هیچ اتفاقی نمی افتاد و تقلب کار خودش را می کرد

                                  []
                                  • At 2010.03.13 08:40, نازی said:

                                    به نظر من نیز گذشتهای اقای خاتمی گاهی از حد میگذشت و مرا همواره به یاد ضرب المثل ترحم بر پلنگ تیزدندان ستمکاری بود بر گوسفندان میانداخت . به نظر من هم با تمام ارادتی که به ایشان داشته و دارم انسان حق ندارد از مسائلی که به یک ملت مربوط است گذشت کند و ایشان نبایستی از حق مردم ایران گذشت میکردند.

                                    []
                                    • At 2010.03.13 08:43, مهدی said:

                                      سلام
                                      این نوشته من را به یاد یکی از شماره های مجله ای توقیف شده ای شهروند انداخت که در آن شماره بخصوص با دختران آقای هاشمی مصاحبه های جالبی شده بود آقای هاشمی در جواب یکی از دخترانش در رابطه با دستگیری و بعد مرگ آقای لاهوتی علیرغم آنکه می دانست به ناحق به آن سرنوشت دچار شدنددر برابر بی قانونی عده ای … به مصلحت انقلاب سکوت کرد و این عین جمله ای بود که به دخترشان گفتند سکوت بخاطر “مصلحت انقلاب و نظام ” و امروز …

                                      []
                                      • At 2010.03.13 08:57, سیدساسان said:

                                        ایستادگی و مقاومت میرحسین عزیز ما مثال زدنی است
                                        سالها یعنی از وقتی که فهمیدم معنای حق و نا حق چیست به دنبال کسی می گشتم سر حرفخود بماند نه اینکه حقایق را فدای مصلحت بکند بلکه مانند مریدی از مریدان علی (ع) هیچ حقی را فدای مصلحت نکند

                                        []
                                        • At 2010.03.13 09:14, دوست said:

                                          وقتی حکومت تماما دروغ می گوید صحنه هایی را می سازد و اسمش را می گدارد کارناوال عاشورا یا غیره خواستم بگم راحت ترین کار اینه که مردم به دل خودشان مراجعه کنند واقعا می فهمند که حق لاقل الان با کیه… سبز باشید…

                                          []
                                          • At 2010.03.13 09:16, دوست سبز said:

                                            به نظر من آقای خاتمی یک چیز را یاد داد به من و آن اینکه ممکنه با راه درست کوتاه مدت نتیچه نده دلی بالاجره تاثیر می کنه… ما راهتان را در کنار شما ادامه می دهیم به امید پیروزی…

                                            []
                                            • At 2010.03.13 09:20, سبز said:

                                              به نظرم در ان دوره تصمیم درست بود و الان هم درست شاید موسوی هم بود آن موقع همان تصمیم را می گرفت

                                              []
                                              • At 2010.03.13 10:10, نیما said:

                                                نکات پندآموز و اندیشناکی در این نوشتار بود.آب رفته به جوی بر نمی گرده اما از اکنون می شه شفاف تر و جدی تر با اینگونه موضوعات برخورد کرد تا مردم عادی هم بیشتر و بهتر بدانند.

                                                []
                                                • At 2010.03.13 10:14, خاتمی مرد اخلاق وکرامت said:

                                                  قبول کنید تو این هم فشار برای اختلاف افکنی ها کارتون غیر اخلاقیست هرکسی و هر امری باید تو ظرف خودش سنجیده شه چرا چرا از خاتمی ما انتقاد می کنید با اونهم بزرگواری ذاتی این سید رحمت؟کاش زودتر بردارید این مقاله رو .

                                                  []
                                                  • At 2010.03.13 11:37, فاطمه سبز said:

                                                    به نفسم قسم قطره قطره خونم را نثار راه رهبرم میرحسین عزیز خواهم کرد

                                                    []
                                                    • At 2010.03.13 14:14, سید نادر said:

                                                      کاملاَ به جا و درست است. از این نوشته بسیار خوشم آمد که حقیقت را گفته اند. گذشت برای کسانی خوب است که شرم و حیا و ایمان داشته باشد و خطایشان از روی عمد نباشد نه برای کسانی که با برنامه ریزی و آگاهی کامل از عواقب کارهایشان آنرا انجام داده اند. همین کوتها آمدن های این آقایان بود که درجه ی وقاحت آنان را زیادتر کرد و کار را به جایی رساندند که در برابر دید میلیونها نفر بازهم آن دروغها و تهمت ها را تکرار کردند. همین کذشتهای بی دلیل آقای خاتمی بود که در آخر لقب شاه سلطان حسین را برای ایشان به ارمغان آورد. میحسین مرد حق است که در برابر ناحق کوتاه نیامد و نحواهد آمد.

                                                      []
                                                      • At 2010.03.13 15:06, سعید said:

                                                        هم آقای خاتمی کار درستی کردند و هم آقای موسوی. ۷۶ و ۸۸ دوازده سال باهم اختلاف دارند. دو تاریخ با شرایط متفاوتند.

                                                        []
                                                        • At 2010.03.13 15:30, سامان said:

                                                          بابا بی خیال انگار شما یادتان رفته در انتخابات دوم خرداد و بعدش چه جوری بنده خدا آقای هاشمی را کشتید و لقب عالیجناب سرخپوش که از آسمان به مردم نازل نشد همین آقایون اخلاق مدار تو روزنامه های زنجیره ای پدر این مرد را در آوردند
                                                          خودمون احمدی نژاد بد ولی واقعا رفتار شما در انتخابات اخلاقی و انسانی بود من به میرحسین رای دادم ولی قبول کنیم که ما فرشته و اونا شیطان نیستند

                                                          []
                                                          • At 2010.03.13 16:51, وطن سبز said:

                                                            من هم معتقدم هر دو عزیز کار درستی کردند با این تفاوت که میرحسین الان رسالتش خیلی سنگین تر و روشنگرانه تر است.
                                                            در زمان معاویه، امام حسن (ع) با او صلح کرد چون شرایط اون طور بود ولی امام حسین دیگه نباید صلح می کرد، بلکه باید با جهاد و افشاگری یزید را رسوا می کرد.

                                                            []
                                                            • At 2010.03.13 17:19, ناشناس said:

                                                              ‫اشتباه هردو این بود که در این عرصه وارد شدند و برای جمعی جایر در داخل و خارج آبرو خریدند. اگر مملکت را به حال خود گذاشته بودند و انقدر اصرار نمیکردند که مردم را به انتخابات و دلسوزان را به مشارکت دعوت کنند تا حالا تکلیف همه معلوم بود!

                                                              []
                                                              • At 2010.03.13 17:21, وحید said:

                                                                به گمانم اشتباه از “محسن رضایی” بود….

                                                                با همه ی اختلافات و احترامی که با او درام
                                                                اما به گمانم اگر ایستده بود…. اگر در روزگاری که کروبی و میرحسین آبروی خود را گذاشتند و ایستادند، او هم ایستاده بود، قصه بسیار فرق میکرد….

                                                                []
                                                                • At 2010.03.13 17:42, هموطن said:

                                                                  جناب سید نادر !

                                                                  پیامبر خدا از قاتل عمویش گذشت و او را قصاص نکرد و کوچکترین آزاری به او نرساند. تنها از او خواست که روبرویش ظاهر نشود چون او را بیاد سیدالشهدا حمزه می انداخت. پدرو مادرم به فدایش! بنابراین گذشت همه جا مورد دارد حتی در مورد قاتل عموی رسول خدا. چه برسد به ماها که سرتا پا غرق گناهیم.
                                                                  خاتمی بهترین کار و درست ترین کار را کرد. خاتمی چهره اش، سخنش و رفتارش همه نشان از آرامش روحش می دهد و این نیاز دیروز و امروز مردم ماست. آرامش!!! نمی خواهم تملق بگویم. ایشان بارها این حالت خود را بروز داده در مواقع گوناگون. بنابراین این قیاس کلا بی معنی است. میرحسین شخصیتی و خاتمی شخصیتی دیگر است. انشاالله در راه حق استوار باشند.

                                                                  ضمنا با نظر “”" سبز غریب”"” کاملا موافقم. ای کاش امثال ایشان بیشتر بودند.

                                                                  []
                                                                  • At 2010.03.13 17:51, سبز حسینی said:

                                                                    با خوندن این مقاله یاد صحبت میرحسین رئیس جمهور عزیز در مناظره انتخاباتی افتادم. اونجا که خیلی رک و صریح خصلت اصلی حاکمان کنونی ایران رو به مردم گفت، به این مضمون که” اینها کسانی هستند که راست راست توی دوربین نگاه میکنند و دروغ میگن”

                                                                    بله میرحسین کانون اصلی همه مشکلات مردم رو به خوبی شناخته بود و برای مبارزه با این کانون فساد پا به عرصه گذاشته بود.اینکه دروغ و تقلب و جنایت مباح میشه وقتی که کسی که ناخدای اینهاست از این مفاسد خم به ابرو نمیاره و این چاپلوسان ثناگو را بر مومنان حقگو ترجیح داده…

                                                                    سخنی هم با معاویه های زمان که “معاویه وار” شهره شان و بهترین تمثیلشان شده: آنان که اکنون خشنودند که بسیاری بیگناه را بیرحمانه و ظالمانه در بند کردند و شکنجه کردند و زدند و کشتند و چون فاجرانی که خدا معرفی شان کرده اخبار دروغ پخش کردندو تهمت به مومنان بستند و به آرامش پیش از طوفان دلخوشند.
                                                                    به قول آقای هاشمی که در نامه مهمشون گوشزد کردند: که سرچشمه شاید گرفتن به بیل…چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

                                                                    منهم به این آقایون میگم که هر چیزی که خلاف طبیعتش رفتار کنه خودبخود نابود میشه. آیا میشود انقلابی که بر پایه حق و آزادی و راستی پیروز شد خلاف طبیعتش به پیش رود؟ حتی اگر به روی خودشون هم نیاورند و خودشون رو پیروز بدونند شکست خورده هستند چون راستگو به دروغ شناخته نمیشه و مومن به ظلم. همانطور که انقلاب به تقلب و دیکتاتوری و سانسور و دروغ شناخته نمیشه.چون طبیعت انقلاب این نبوده و همین آقایون مثلا انقلابی دو آتشه اکنون که به انقلابیون اصیل ما میتازند بزرگترین براندازان این انقلاب بودند و هستند.

                                                                    به قول موسوی عزیز خطر انحراف انقلاب تا بدانجا پیش رفته بود که سکوت کردن جایز نبود و آمدن برای نجات این کشتی دور شده از مسیر طبیعی اش بالاترین وظیفه و مسئولیت بود.

                                                                    جمله طلایی میرحسین عزیز خطاب به احمدی نژاد و باندش” ” آقایون راست راست به دوربین نگاه میکنند و دروغ میگویند” “

                                                                    []
                                                                    • At 2010.03.13 21:21, ناشناس said:

                                                                      غلامعلى هم چنان در ارزوى دستگیرى.

                                                                      []
                                                                      • At 2010.03.13 21:36, توانا said:

                                                                        آقای هاشمی سیاستمداری با مروت است و آقای خاتمی سیاستمداری اهل مدارا.آنانکه با هاشمی بدی کردند دوستانش بودند ولی آنانکه با خاتمی بدی کردند از دشمنان او بودند و در این بین مردم دخالتی نداشتند فلذا عکس العمل این دو سیاستمدار به درستی اتخاذ شد که با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا.

                                                                        ولی عده ای با مردم بدی کردند و عکس العمل میرحسین نیز به درستی اتخاذ شد که اگر آن دو بزرگوار هم جای میر حسین بودند چه بسا همین رویه میر حسین را اتخاذ می کردند.

                                                                        میر حسین می گوید من آنجایی هستم که مردم هستند.او مردم را دنباله رو خود نمی خواهد بلکه خود دنباله رو مردم است.

                                                                        از سوی حاکمیت به مردم ظلم شد و تاکنون حاکمیت از مردم عذرخواهی نکرده است و میر حسین هم کماکان پای حرف خود مردانه ایستاده است.

                                                                        []
                                                                        • At 2010.03.14 01:36, امید همیشه سبز رشت said:

                                                                          از اینکه تو کشورم یکی پیدا شد راست میگه،حق و میگه نمی ترسه،واسه پست و مقام نیست،
                                                                          دنبال حق مردمه به خودم افتخار می کنم
                                                                          قدیما بابام در موردش خیلی می گفت اما ندیده بودمش،تا که اومد
                                                                          واسه مردم،واسه ملتش،واسه همه خوبیها،واسه اینکه سیاهی سبز شه،
                                                                          ولی…
                                                                          دلم گواه می ده این اشکای اقیانوس سبز بی جواب نمی مونه
                                                                          الان که حقش ضایع شده محبوبتره شاید چون مثل امام حسین مظلومه نمی دونم…

                                                                          []
                                                                          • At 2010.03.14 01:50, بهروز said:

                                                                            من فکر نمی کنم زیاد فرقی می کرد . مگر حمله کنندگان به اقای حجاریان که به دادگاه رفتن چه اتفاقی برایشان افتاد ؟ دادگاههایی مثل این انقدر برگذار شده اند که نشانه خروار باشند

                                                                            []
                                                                            • At 2010.03.14 03:02, ناشناس said:

                                                                              ‫کاش آنقدر که از برای رقبای سیاسی خود مراعات کردند، به فکر جوانان و نوجوانانی بودند که به دنبالشان روانه شدند و جان و مال و آبرو و پدر و فرزند فدای شعارهاشان کردند. کاش در کنار عیادت از شیخ یزدی یک سری به کهریزک و اوین زده بودند.

                                                                              []
                                                                              • At 2010.03.14 05:36, فواد said:

                                                                                درود بر سبز قامتان ایران : هاشمی ، خاتمی ، کروبی ، موسوی ، سید حسن خمینی ، صانعی ……..

                                                                                []
                                                                                • At 2010.03.14 10:25, نجفی said:

                                                                                  با سلام به دوستان عزیزم
                                                                                  ۱- نقد و انتقاد از خودمان بسیار عالی است. انتقاد از خودمان و همراهانمان باعث می شود که اشتباهات را تکرار نکنیم.
                                                                                  پس انتقاد کنید. اشتباهات بزرگان را مطرح کنید. اگر امیرالمؤمنین علیه السلام خود را از شنیدن سخن حق بی نیاز نمی داند(خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه) هیچ کس دیگری هم خود را به بلندی مقام آنجناب نمی داند که از سخن حق بی نیاز باشد.

                                                                                  ۲- اما لازم نیست هر نقد و انتقادی می شود همه بپذیرند. در برابر هر نظری ممکن است دهها نظر متفاوت ابراز شود چنانکه در این صفحه و صفحات دیگر این سایت می بینیم.
                                                                                  با هم بحث کنیم و مشاجره نکنیم.

                                                                                  ۳- هر حادثه تاریخی را باید در شرایط خودش سنجید. مقایسه عملکرد دو فرد یا دو گروه یا دو ملت در شرایط کاملن متفاوت ، غیرعاقلانه است.
                                                                                  ما حتی فرزندانمان را که در یک خانه و در یک شرایط بزرگ می شوند با هم مقایسه نمی کنیم.

                                                                                  یک زمانی خاتمی بخاطر مردم و آرامش و امنیت کشور گذشتهایی کرد و یک زمان موسوی بخاطر مردم و سعادت کشور دیگر سکوت را جایز ندانست. هر دو این ها به نظر درست می رسند.
                                                                                  فراموش نکنیم که موسوی علیرغم اصرار وسیع دوستداران انقلاب در سال ۷۵ ،حاضر نشد در انتحابات ۷۶ کاندیدا شود و همینطور در سال ۸۴٫
                                                                                  آیا درست است که بگوییم ایشان حق ملت را پایمال کرد؟ مسلم است که ایشان آن زمان این گوشه گیری طولانی را به صلاح مملکت و خود دید و این زمان این همراهی ملت را به صلاح می بیند.

                                                                                  و صد البته هیچ کدام ما نباید به هیچ انسانی نمره صفر یا صد بدهیم.
                                                                                  و اصلن اینقدر درباره شخصیت افراد قضاوت نکنیم چون این قضاوت تنها از سوی “علام الغیوب” صحیح است و ما هیچ غیبی نمی دانیم.

                                                                                  []
                                                                                  • At 2010.03.14 14:15, ناشناس said:

                                                                                    چقدر شما دموکراتین اییینهمه نظر مخالفو چاپ کردین……. دموکراسی زیادی هم خوب نیستا!!!!

                                                                                    []
                                                                                    • At 2010.03.14 15:41, الماس said:

                                                                                      منم با نظر ” زنده باد سبز ” و ” سبز غریب” کاملا موافقم. آقای خاتمی کلا مرد صلح و آرامش هستند و قطعا سازشهایی که اون زمان کردن برای بازگرداندن آرامش به کشور بوده. اگر قرار بود ایشون با هر سروصدایی که مخالفانشون راه مینداختن جوش بیارن و غائله ای به راه بندازن که دیگه زندگی برای ملت نمیموند. به نظر من هم آقای خاتمی و هم آقای موسوی تصمیمات درستی گرفتند.

                                                                                      اون آقا یا خانمی که فرمودن چرا از خاتمی ما انتقاد میکنید: دوست عزیز یکی از اهداف جنبش سبز اینه که راه انتقاد از هر شخصی باز بشه. آقای خاتمی که معصوم نیستن چرا نمیشه ازشون انتقاد کرد؟

                                                                                      []
                                                                                      • At 2010.03.14 18:04, ناشناس said:

                                                                                        از ماست که بر ماست

                                                                                        []
                                                                                        • At 2010.03.14 19:00, smas said:

                                                                                          میرحسین مردانگی خود را خوب نشان داد اما فراموش نکنیم اگر نبود خاتمی وپایمردی هایش ما بیداری امروز را هرگز نداشتیم اگر خاتمی بارها جلوی تندرویها را گرفت برای آن بود که نهال نوظهور اصلاحات در هما روزهای اول توسط این اقتدتر گرایان از ریشه کنده نشود خاتمی،خاتم انگشتر ایران است

                                                                                          []
                                                                                          • At 2010.03.14 21:11, رضا said:

                                                                                            انشالله خداوند طول عمرت دهد مهندس عزیز

                                                                                            []
                                                                                            • At 2010.03.15 00:13, مادر سبز said:

                                                                                              افرین اقای رجائی کاملا حرف دل مرا زدید مدتها بود که این مطلب توی گلویم گیر کرده بود.

                                                                                              []
                                                                                              • At 2010.03.16 09:14, ایرانی said:

                                                                                                من اشکال را از هیچ یک از این عزیزان نمی دانم، هرسه بر مبنای مختصات فکری خویش انسانی ترین کار ممکن را کردند و می کنند.
                                                                                                اشکال از کسانی است که وقتی انسانیت را از کسی می بینند به عوض اینکه شرمنده شده و از کار خود پشیمان شوند برعکس پررو می شوند.
                                                                                                و اشکال بعدی بر ما( عوام ) است که سعی نمی کنیم اطلاعات درست را به دست بیاوریم و پرونده سازی هایی به مانند کارنوال عاشورا بر ما تاثیر می گذارد و اگر هم دسترسی به اطلاعاتی داریم دیگران را آگاه نمی کنیم و سخن خیر را پیش خود نگه داشته و شر را پخش میکنیم.

                                                                                                []
                                                                                                • At 2010.03.17 12:45, حمیرا said:

                                                                                                  من فکرمی کنم اگر خاتمی حضور ۲۵ خرداد امسال راپشتوانه خود می دیدهمین کاری رامی کردکه آقای موسوی انجام میده، هرعملی رادرظرف زمانی خودش بایددید.

                                                                                                  []
                                                                                                  • At 2010.03.19 20:42, فرزاد said:

                                                                                                    من هرگز نسبت به مصلحت اندیشی و روشن فکری اقای خاتمی شک نداشته ندارم ونخواهم داشت.ایشان همیشه چهره ای ثابت قدم و شجاع بوده اند.درود بر موسوی و خاتمی

                                                                                                    []
                                                                                                    • At 2010.03.20 07:47, پریسا said:

                                                                                                      با سلام و تبریک سال نو و آرزوی سرسبزی برای همه ایرانیان عزیز
                                                                                                      اگر آقای خاتمی و یا آقای هاشمی سکوت نمی کردند و در برنامه های تلویزیونی سخن می گفتند دیگر عزیر ملت نبودند اصلا در آن صورت چه فرقی با امثال احمدی نژاد داشتند؟

                                                                                                      []
                                                                                                      • 29 old comments are not displayed. Click to display all comments