کلمه-داریوش محمدپور:اکنون بیش از هشت ماه است که از تولد جنبش سبز گذشته است. فراز و فرودهای متعددی را دیدهایم. راه پر سنگلاخی را هم تا به امروز پیمودهایم. خوب است حالا که این جریان دیگر پا به دورهی استقرار و تحکیمِ خود گذاشته است، بیندیشیم و علاوه بر تأمل در دستاوردهای این مبارزهی نفسگیر، چراغِ راهی داشته باشیم برای روزها – و شبهای – پیشِ رو.
برای شروع باید یکبارِ دیگر از خود بپرسیم اصلِ دعوا بر سر چه بود؟ یافتن پاسخ این پرسش، حتی در میانهی این غبار تبلیغاتی و فشار سنگین رسانهای و تبلیغاتی کار دشواری نباید باشد. ملتی از میانِ گزینههای موجود انتخابی کرد (و هیچ کس نمیتواند بگوید کسانی که به موسوی رأی دادند «ملت» نیستند؛ چون پا نهادن به این مسیر یعنی پذیرفتن اینکه هم شورای نگهبان خطا کرده است و هم نظام و بعید میدانم که دستگاه سیاسی ایران حاضر باشد تن به چنین «اعتراف»ی بدهد). دلیل این انتخاب هم به سادگی این بود که یک مشی، یک روش و یک سلیقهی سیاسی را نه تنها نمیپسندید بلکه باور داشت که آن سلیقهی سیاسی سرمایههای مادی و معنوی و دستاوردهای مدنی و ملی ایران را به بازی گرفته است و مجموع کارنامهاش جز تباهی و ویرانی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حاصلی برای ملت نداشته است.
دغدغهی اصلی هم به نظر من استیفای حقوق ملت بوده است (این معنا را میتوان ذیل «جمهوریت نظام» فهمید). عدالت یکی از محوریترین خواستههای مندرج در مضمون استیفای حقوق ملت است. عدالت هم یعنی نظام فارغ از تعلقِ خاطرش یا میلاش به این گرایش یا آن گرایش سیاسی، هنگام اجرای عدالت فرقی میان رییس دولت و روزنامهنگار ساده نگذارد و هنگام اجرای عدالت یکی را عزیزکرده نداند و نخواند و دیگری را جاسوس یا برانداز ننامد. اجرای عدالت یعنی اغماض نکردن در برابر معیارهای دوگانهای که سالهاست در دستگاه قضا رسم بوده است. پس بی هیچ شکی، ملتی که خواستار تغییر است، تشنهی عدالت و حق است و در برابر ضایع شدن حقاش – ولو این حق، حق حتی یک نفر باشد – ایستادگی میکند و خاموش نمینشیند. لذا عدالت، یکی از ارکان مهم مطالبات جنبش سبز است.
ملت ایران، فارغ از سلیقههای مختلف سیاسیاش، عمدتاً ملتی است مسلمان (مسلمان را هم به معنای موسع میگیریم نه با تعریفی تنگ و مضیق که شمار کثیری از مسلمانان فقهی – یعنی «هر» قایل به شهادتین – را بتوان از دایرهاش بیرون کرد). هستهی مرکزی جنبش سبز هم اساساً در پی استقرار سکولاریسم به مثابهی یک ایدئولوژی نیست. لذا، نه در مدعیات اصلیاش مخالف دین بوده است و نه اساس دعوایاش بر سرِ دین است. دینداری و دینورزی ایرانیان نمیتواند و نمیباید در تضاد با عدالتخواهی آنها باشد. آزادی و عدالت را هم نمیتوان به بهانهی دین قربانی کرد. غوغایی هم که رسانههای دولتی بر سر دین به پا میکنند (و سبزها را مخالف دین یا هتاک قلمداد میکنند)، غوغایی است مجازی و بیش از هر چیزی ابزاری است تبلیغاتی برای تضعیف یا متهم ساختن جریانی که به دستاندازی بیحساب و قانونگریزانهی آنها به قدرت معترض است و در برابر بیدادگری آن خاموش ننشسته است. این شیوه هم شیوهای کهن است که ناراضیانِ سیاسی را با برچسب بیدینی یا فسق برانند و تکفیر و تفسیق کنند. مغالطههایی از جنس یکی دانستن خواستههای جنبش سبز با نظریههای اکبر گنجی، همین راه را میرود. فکر میکنم جامعهی ما به این پختگی رسیده است که بداند اگر کسی به هزینه کردن سودجویانهی دین و باورهای مردم اعتراض میکند، طبعاً خارج از دایرهی دیانت نیست. لذا، دینفروشی و اسلامپناهی دروغین و ریاکارانهی کسانی که خود را در سنگر اسلام و ایمان قرار میدهند و آبروی دیانت را به شیوههای مختلف میبرند، خود یکی از زمینههای بروز اعتراض است (این نکته را هم میتوان ذیل «اسلامیت نظام» فهمید).
از این دو نکته که بگذریم، تأکید فراوان بدنهی اصلی جنبش سبز، که تبلورش در مواضع شفاف و صریح میرحسین موسوی است، «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» است. این یعنی جنبش سبز نه در پی براندازی نظام است و نه به دنبال انقلاب است. ادامهی این موضع و پافشاری بر آن، حتی زیر بار فشارهای تبلیغاتی سنگین رسانهای، از مبانی اساسی نهضت سبز است. این روزها شاید بیش از هر وقت دیگری روشن شده است که در کشور به دو قانون عمل میشود. یکی قانون اساسی کشور که تنها یک بند و یک ماده ندارد و ترکیبی است از «حقوق» ملت و «تکالیف» حاکمان – یا به عبارت دقیقتر «برگزیدگان» آنها در نظام سیاسی. قانون دیگری هم هست که این روزها به آن عمل میشود و آن قانون، قانون قدرت است؛ قانون «حفظ نظام» به هر قیمتی ولو به قیمت زیر پا گذاشتن مسلمات شرعی و نادیده گرفتن بعضی از مواد قانون اساسی. قانونی که همیشه جانب منصوبان و دولتمداران را میگیرد و پیوسته و به شیوهای سیستماتیک از خطاها و قانونگریزیهای آنان چشم میپوشد یا رسیدگی به تخلفات آنها را پیوسته به تعویق میاندازد (از جمله تعلل در رسیدگی به جنایات کهریزک و فاجعهی کوی دانشگاه که با وجود تصریح عالیترین مقام سیاسی نظام باز هم به مثابهی اموری پیشپاافتاده با آنها برخورد میشود) و از سوی دیگر کمترین اعتراضی را – حتی اگر در چهارچوب مواد همان قانون اول انجام شده باشد – به اشد مجازات محکوم میکند و برای خاموش کردن یک صدا و میدان دادن بیحد و حصر به صدایی دیگر، از نقض مکرر حقوق تضمین شدهی ملت در قانون اساسی اول طفره میرود (حبسهای بیحساب و قاعده که در آن ابتداییترین آیین دادرسی و قضایی نادیده گرفته میشود؛ بازداشتهای نامتعارف در اوقات نامتعارف؛ محروم شدن متهمان از حقوق قانونیشان و «مجرم» خواندن صریحِ «متهم» حتی پیش از تشکیل دادگاهی قانونی و زمانی که متهم در حبس است و از هر نوع دسترسی به وکیل محروم است، همگی نمونههایی از این تخلفات است).
کسانی که تصور میکردند جنبش سبز هدفاش سرنگون کردن نظام است، حق دارند اگر سرخورده و مأیوس باشند. کسانی که هم دوست دارند جنبش سبز را برانداز قلمداد کنند و توطئهگر، اغتشاشگر و فتنهجو، حق دارند اگر عصبی و عصبانی باشند. هر دو گروه راهِ میانه و معتدل را یا گم کردهاند یا اساساً نمیخواهند. ما هم که نه در پی براندازی هستیم و نه سودای پیافکندن عالمی از نو و آدمی دیگر داریم حق داریم اگر خود را همچنان سبز بدانیم و در عین حال دایرهی سبز بودن را چنان وسیع بگیریم که «حق» هیچ ایرانی را، چه در داخل و چه در خارج کشور، به هیچ بهانهای پایمال نخواهیم. حق چیزی نیست که به فرموده بتوان کسی را از آن محروم کرد. اگر طلب عدالت و مطالبهی آزادیهای قانونی (و آزادیهایی که هر انسان و هر مسلمانی از آنها برخوردار است) «حق» است، هیچ کس در هیچ مقامی نمیتواند این حق را از کسی، چه سبز و چه غیرسبز، دریغ کند. سبز بودن یعنی پرهیز از تمامیتخواهی و سیاه و سفید دیدن ملت؛ سبز بودن یعنی طبقهطبقه نکردنِ مردم و به رسمیت شناختن تفاوتها و اختلاف سلیقههای آنها. اجرای عادلانهی قانون میتواند مانند چتری بر سر تمام ملت باشد و خواستهی جنبش سبز از این روشنتر نمیتواند باشد که نظام نمیتواند با سوءظن یا به بهانهی اینکه عدهای با من مخالفاند و خلاف کردهاند (به فرض اثبات خلافکاری آن عده)، حقوق جمعِ کثیر دیگری را پایمال کنند یا در استیفای حقوقشان تعلل کند. جنبش سبز ملت را دوپاره نمیخواهد. شاید یکی از مهمترین وظایف ما همین است که آرامش به کشور بازگردد و ملتی که دوپاره شده است دوباره یکپارچه شود در عین حفظ اختلاف سلیقهاش. اما مهمتر از آن بازگشت به عدالت است (عدالتی که آزادی هم برای همگان در ظل آن محقق شود و هیچ کس عزیزکرده در برابر قانون نباشد).
مطمئنم که میتوان زوایای بیشتری را از این موضوع دید و شکافت، اما تا همین حد هم طولانی نوشتهام و باید باقی را در یادداشتی دیگر نوشت، اما اگر به اختصار بخواهم بگویم شاید مجموعهی بیانیهها و مصاحبههای موسوی، منشور و آییننامهای روشن و شفاف برای جنبش سبز است که همهی نکات بالا را میتوان به وضوح در آنها دید.







RSS
Facebook
Twitter
بسیار عالی و زیبا ممنون دوست سبزم
گلایه از کلمه : چرا با وجود در اختیار داشتن چنین بزرگوارانی کمتر از قدرت آنان در پیشبرد اهداف که همانا مهمترین آن آگاهی بخشی به افراد جامعه است استفاده می شود؟
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۲:۰۸ ب.ظ
مطالبات ما برگرداندن کرامت انسانی و عزت نفس به همه ایرانیان است. برقراری عدالت بین همه ایرانیان از هر فرقه و کیش و آیین، آنچنان که علی (ع) مینمود. مطالبات ما در خون هزاران شهید جنگ تحمیلی نهفته است. مطالبات ما در بند بند وصیت نامه امام(ره) نهفته است. خواسته های ما دین مداری بر پایه اخلاقیات است. ما به دنبال اجرای احکام واقعی دینی که عاری از هر آلودگی دنیوی و زیاده خواهی و منفعت طلبی و تملق گویی و چاپلوسی است، می باشیم. ما به دنبال اجرای عقلانی پیاده کردن دین و قانون هستیم نه متعصبانه و کورکورانه پیاده کردن آن. ما حاضر به خدایی نمودن هیچ مقامی در کشور نیستیم که انتقاد از ان حکم محاربه داشته باشد و بدنبال منتسب سازی معصومیت نیز برای هیچ کس نیستیم.هدف ما آگاهی یافتن و آگاهی دادن است. به امید نابودی جهل جاهلان
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۲:۳۵ ب.ظ
سبز بودن یعنی طرفدار دین داری،مردم داری، کشورداری، گفتگو ، وحدت، آزادی، علم، پیشرفت و عدالت طلبی.
سبز بودن یعنی خواستار سربلندی ایران.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۲:۵۰ ب.ظ
سبز بودن یعنی مبارزه با دروغ، ریا، تهمت….
سبز بودن یعنی مبارزه را زندگی کردن….
سبز بودن یعنی…
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۳:۰۴ ب.ظ
خیلی سبز بود ،دمت گرم .سبز بودن یعنی با دلت با مولا حرف زدن
سبز بودن یعنی بدون صندلی خالی با حضرت حرف زدن
سبز بودن یعنی اینکه تلاش کنی به سمت نور حرکت کنی نه اینکه نور ببینی و هاله بین بشی
سبز بودن یعنی در مجلس خمیازه نکشیدن و مال بیت المال را حرام نکردن
سبز بودن یعنی اینکه اگه ۴ یا ۵ برادری به قدرت رسیدی بشی عین برادران شیردل و از حق دفاع کنی نه اینکه …
سبز بودن یعنی اینکه تلویزیون یا روزنامه دولتی ارث پدریت نیست مال مردم پس به نفع گروهی سؤ استفاده نکنی
سبز بودن یعنی اینکه وقتی روزنامه کیهان میخونی دائم از شر شیطان رانده شده به خدا پناه ببری
سبز بودن یعنی اینکه یه بانو داشته باشه که اهل عشق و معرفت باشه
سبز بودن یعنی اینکه دروغ نگی ،تظاهر نکنی،چاپلوس نباشی
سبز بودن یعنی ایمان داشتن به اینکه مردی ۶۸ ساله با عشق و ایمان ،با عطر امام همراه مردم در حرکته
سبز بودن یعنی اینکه بدونی یه شیخ دلیر با تو هم آواست
سبز بودن یعنی اینکه یه خاتمی و یه گروه اصلاح طلب واسه آگاهی و بیداری مردم از جان و مال خودشون گذاشتند
سبز بودن یعنی شهدا و خانوادهاشون ،باکریها و همتها رو به یاد داشتن
سبز بودن یعنی ندا،سهراب و علی موسوی و دهها گل پرپرشده که واسه سبزی ،خون دادند
سبز بودن یعنی همراه با کلمه رها از عجله و شتاب در انتظار سپیده دم باشی
و در آخر سبز بودن یعنی ایمان داشتن به رشدکردن ،و سبز شدن همه آنهایی که توان رشد و سبز بودن را ندارند
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۴:۱۱ ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دست اندرکاران سایت کلمه
من یک سوال مهم دارم که امیدوارم هرچه زودتر جوابمو بدید چون خیلی مهمه ایمیل شما مگه info@kaleme.com نیست؟ پس چرا من یک میل رو دوبار به این آدرس فرستادم به شما نرسیده و برگشت خورده و فکر می کنم اشکال از آدرس شماست خواهش میکنم سریع تر راهنمایی بفرمایید هرچند تا همین الانم زیادی دیر شده و از مناسبت میل من گذشته ولی امیدوارم حداقل بیشتر از این طول نکشه و بتونم این میل رو به دست شما برسونم. ممنون از زحماتتون
==
کلمه: لطفا تا اطلاع ثانوی با ایمیل kaleme.info@gmail.com در ارتباط باشید.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۷:۳۸ ب.ظ
آقای عزیز اگه اینطور که شما می گید بود که دنیا گلستان می شد.اگر کفار قریش نبودند،ابو لهب و ابو سفیان و …. با پیامبر مخالفت نمی کردند که حکومت عدل الهی برقرار می شد و دیگه این همه بزن و ببند و ببر نبود.یا زمان امامان معصوم و بعد از اونها تا زمان حال.
تا دنیا بوده همیشه همین بوده،اگه آقای موسوی رییس جمهور می شد و اگر می خواست آرمان های فراموش شده ی امام و انقلاب را زنده کنه که همه چی گُل و بلبل می شد،پس …. ها هویج هستند که مهندس موسوی به همین راحتی بیاد و کاسه کوزه ی اونا رو به هم بریزه؟!
سودای قدرت و نفس سرکش هرگز نمی ذاره آب خوش از گلوی مردم پایین بره.وگرنه در شرایط فعلی تشخیص حق و باطل که کار سختی نیست؛معلومه کی غاصب هست و کی محق.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۱۰:۱۳ ب.ظ
امروز میدان ونک و بعضی اتوبان ها(مثل صیاد شیرازی) می دیدم که داشتند جدول هایی رو که به رنگ سبز بود،سیاه می کردند.
نشانه ی سیادت هم آبی و پرچم ایران هم سفید و قرمز و مشکی هست.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۱۱:۲۵ ب.ظ
سبز بودن یعنی ریشه داشتن در ایران زمین , بودن با مردمان این بوم و زمین
سبز بودن یعنی وارسته بودن از قدرت فساد آور
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۸:۰۳ ق.ظ
با تشکر از نویسنده محترم متن ،خدمت این دوست عزیز ناشناس عرض می کنم که این تغییر دادن رنگها ناشی از احساس ضعف و حقارت است ، و جا دارد برای مبتکر و مجری این کارها دلسوزی و آرزوی شفا کنیم.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۸:۱۲ ق.ظ
سبز رنگ صلح و صفا و صمیمیت و ارامش است ولی سبز شما سبز فتنه سبز خشونت سبز بی عدالتی سبز جوسازی سبز دروغ سبز قدرت سبز رشوه سبز بی عقلی سبز زورگویی سبز بی رحمی سبز آمریکایی سبز اسرائیلی سبز بی رویه می باشد
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۱۰:۰۱ ق.ظ
راستی دکتر زیبا کلام دیشب مناظره ای عالی و جالب انجام دادند که در اینجا به کلام زیبای شان آفرین می گویم و تشکر می کنم…
نمی خواهید به آن بپردازید؟
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۱:۲۸ ب.ظ
سبز بودن یعنی انسان بودن و احترام گذاشتن به حقوق انسانی دیگران، فقط و فقط به صرف انسان بودن آنها ، نه نوع دین و فرقه و گروه و نژاد و اندیشه ی آنان
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۱:۳۲ ب.ظ
هی هات منت ذلت
سبز یعنی استقامت در برابر ظلم تا رسیدن به پیروزی
همانگونه که ائمه ما اسارت کشیدند اما زیر بیرق ظلم را نگرفتند.
الان چه ساده بعضی ها خود را به این عزیزان(ائمه)نزدیک میدانند
در حالیکه مکتب پیامبران و ائمه همیشه بر ارشاد و عدالت بود نه بر جبر زور
به نظر شما پیامبر چرا بعد از به قدرت رسیدن در مکه هیچوقت از زور برای بیعت گرفتن استفاده نکرد؟
چون لا اکراه فی الدین .چرا یاران حضرت با وفا بودند؟ برای اینکه با پول و مقام آنها را به دست نیاورده بود
همه آنها از روی علاقه و ایمان در کنار حضرت جمع شده بودند.
یک ماه حقوق نیروهای خودسر رو دیر بدهید خواهید دید که ………..
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۱:۳۹ ب.ظ
جنبش سبز خواستار حاکمیت رای مردم است و از همین نقطه هم شروع شد.
حالا ممکنه رای مردم دوباره همین قانون اساسی و جمهوری اسلامی باشه یا نه.
تا وقتی رای گیری نشده بهتره به جای حرف زدن از طرف مردم، حول شعار حاکمیت رای ملت متحد باشیم
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۳:۳۰ ب.ظ
جنبش سبز خواستار حاکمیت رای مردم است و از همین نقطه هم شروع شد.
حالا ممکنه رای مردم دوباره همین قانون اساسی و جمهوری اسلامی باشه یا نه.
تا وقتی رای گیری نشده بهتره به جای حرف زدن از طرف مردم، حول شعار حاکمیت رای ملت متحد باشیم
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۳:۳۱ ب.ظ
ناشناس ساعت ۱۰:۰۱ : ببین قرار شد زیادی جوک تعریف نکنید. خندیدن زیاد خوب نیست. قربونم بری که اینقدر عاشق صلح و صفایی.لابد کهریزک مال سبزها بود که توش آدم کشتین نه؟ یا اینکه آدم کشتن به نظر شما خیلی کار آرامش بخشی هست!! البته که برای کسانی مثل شما آدم کشتن کار بسیار لذت بخشیه . اونم اگه از نوع سبزش باشه. بقیه صفاتی هم که گفتی قضیش از این قراره که وایسادی جلو آینه از خودت تعریف کردی. حالا روز قیامت معلوم میشه کی ظالمه. بشین منتظر.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۵:۴۶ ب.ظ
سبز کسی سبز خشونته که مردمی رو که برای احقاق حقوقوشن با ارامش راهپیمایی میکنن میکشه-سبز کسی سبز بی عدالتیه که از حقوق کارگرای کشورس میزنه و میده به لبنان و فلسطین و …-سبز کسی سبز جو سازیه که کوچکترین روزنه ی اطلاع رسانی رو میبنده و از رسانه ی ملی که باید متعلق به همه ی ایرانیان باشه به نفع خودش استفاده میکنه و جوسازی-سبز کسی سبز دروغه که تو چشای مردم نیگاه میکنه و میگه کشور ما ازادترین کشور دنیاست و انتخابات دهم هم ازادترین انتخابات-سبز کسی سبز رشوه است که برای حفظ ابروی نداشته اش به مردم فریب ورده کیک و ساندیس و مرخصی و … میده تا بیان مثلا حمایتشونو ازش نشون بدن-سبز کسی سبز بی رحمیه که جوون ۲۰ ساله رو تو دادگاه نمایشی محکوم به اعدام میکنه و … بازم بگم
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۷:۰۵ ب.ظ
سبزبودن یا نبودن مشکل رو حل نمیکنه چرا به جای این که تو سر و کله هم بزنیم نمی آییم دست در دست هم بدیم تا ایران رو مثل گذشته مثل دوران هخامنشی و یا ایام گذشته یک پارچه نکنیم چرا باید نشست تا ایران به دست بعضی ها که ادعای پیغمبری می کنند یا استغرالله ادعای خود خدا بودن رو میکنند نابود بشه یا چرا باید ملت ایران در دنیا این همه بد نام بشن چرا یه آمریکایی یا هر کسی دیگه ای به ما بگه تروریست چرا مقام های دولتی ایران باید این جور به مردم فشار بیارن به اونا بگن شما حق ندارین آزادی داشته باشین یا اگه نفس کشیدن ذست اینا بود میگفتن نفس هم نکشین وچرا های دیگه که نمیخوام بگم و اما یه سوال واقعا چرا ایران این همه حقیر شده ؟ ایرانی که یه زمانی دنیا رو اداره میکرد افسوس ……………………………….
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۷:۱۶ ب.ظ
سبز بودن
یعنی به درجه ی تشخیص حق و باطل رسیدن
یعنی در راه آرمان های سبز جنگیدن و همه نوع هزینه دادن
یعنی آگاه سازی ذهنیت های سیاه و سبزشان کردن
و ما همچنان سبز خواهیم ماند ان شاءالله
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۷:۴۴ ب.ظ
ناشناس ساعت ۱۰:۰۱
ای عزیز بهت تبریک میگم که سایت کلمه رو مطالعه میکنی و میدونی که کدوم سایت راست حسینی داره خبر رسانی میکنه.
ام درباره اون چیزایی که نوشته بودی ، احتمالا در زیر درختی نشسته بودی و متوجه نشدی که در این مدت توی مملکتمون چی گذشته؟البته یا خدایی نکرده چماق بدست گرفته بودی و همه چیز رو دیدی؟
در هر دو حالت فقط اینو بدون…….
میر حسین موسوی ادعای قدرت نداره
و فقط دنبال حق مردم است که بر دوش اوست
مگر او نگفت که دوباره انتخابات سالم برگزار کنید من توی اون شرکت نمی کنم.
چی داری میگی ………
ما از میر حسین این رفتار را دیدیم که شیفته اش شدیم.وگرنه میرحسین هم یه نفر است مثل تمام هموطنان مثل تو مثل من و …..
تعصب را بذار کنار رفیق ، اگه بی ریا هستی از مزایای بسیج استفاده نکن.
یا حسین میر حسین
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ۱۱:۳۱ ب.ظ
«جنبش سبز، جنبش عشق و زندگی است، نه نفرت و مرگ»
به امید پیروزی جنبش سبز در چارچوب جنبشی مدنی، اخلاقی، عقلانی و منطقی.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۸ ۱۲:۱۶ ب.ظ
یا حسین میرحسین
رییس جمهور موسوی
رهبری جنبش سبز را هیچگاه فراموش نکن
ما به امید تو زنده هستیم
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۸ ۲:۵۵ ب.ظ
۲۰ اسفند ماه ۱۳۸۸ سالروز کاندیداتوری رئیس جمهور مهندس میر حسین موسوی و جشن تولد اولین سال پدید آمدن جنبش عظیم راه سبز امید بر خداوند آفریننده سبز و همه سبز اندیشان مبارک.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۸ ۳:۳۶ ب.ظ
سلام : سلام تهیت خداوند بر فرشتگان در بهشت است
بعد از انتخابات امروز موفق شدم با عبور از فیلتر وارد سایت کلمه بشوم . خیلی خوشحالم !!! آخه در کشور تقریبا کاملا آزادی مثل ایران که رئیس جمهور آن در هالع ای از نور انتخاب شده است آزادی کاملی وجود دارد و تمامی موافقان و مخالفان از تمامی ابزار لازم برای اظهار عقاید خود برخوردار هستند خوشحالی مرا صد چندان کرده است !!!!
به سادات شیر دل خاتمی و موسوی بگوئید سبز اندیشان بعد از طوفان ۸ ماه گذشته مرحله بازسازی خود را تکمیل کرده اند و برای گرفتن حقوق قانونی خود مصمم تر از ۸ ماه گذشته آماده جانفشانی تا مرز شهادت هستند . تا … یک یا حسین دیگر
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۸ ۸:۳۷ ب.ظ
زنده باشید و سبز
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۵:۰۴ ب.ظ
سبز=امر به معروف و نهی از منکر
شعور
بصیرت واقعی
عطو فت و مهربانی
معنویت
سیاست بر مبنای اخلاق
تفکر ماکیاولی را مردود دانستن
دلسوزی برای انسانها
صداقت
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۸:۵۰ ب.ظ
سبزه در ظروف سبز پشت ماشینها هنگام تردد در شهرها و جاده ها.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۲۰ ۱۰:۴۶ ق.ظ
متاسفانه فکر نکنم شما خودتان هم کاملا مفهوم دموکراسی را درک کرده باشید، چون از میان نظرات فقط آنهایی که به مذاقتان خوش بیاید درج میکنید.
این هم ادامه همان سیاست سانسور است که ما را به اینجا رسانده است.
یا حق
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۲۲ ۱۱:۵۹ ق.ظ
زنده باد سبز (جنبش سینه سپر کرده در راه آزادی)
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۲۶ ۱:۳۱ ب.ظ