ما دروغ نمیگوییم
چکیده :آن روز میدانست که به سراغش میآیند و آن اخلاق صریح و تند و سادهاش که اتهامات و ناسزاهای امروز را یکسره بر آب میزند، همان روز باز در وجودش گل کرده بود که اگر سؤالی کردند، جز راست نگوید. در جواب صدرا که گفتهبود چرا شما هر پرسشی را پاسخ میدهید گفتهبود: ما دروغ نمیگوییم.سید علیرضا بود که فضای جنگ را در فضای پس از انتخابات برای من آنچنان ترسیم کرد و آنها را که با تنشان شهادت را لمس کردند، آنچنان به من نشان داد که گویی شهادت را "واقعا" میدیدند و آن را برای خود شیرینترین لحظه میدانستند که واقعیت را به خیال پیوند...
کلمه-میثم محمدی:“آقا پس ویژه نامه امام چی شد؟ میخواهم از زبان امام فریاد بزنیم که متحجران و مقدس نمایان واپسگرا هنوز زندهاند و نفس میکشند و انقلاب را نشانه رفتهاند! امام را برسان برادر!”
امروز که این کاغذ سیاه میشود ۲ ماه است که گوینده سخن بالا و معتقد به سخن بالا( در زمان تهیه ویژهنامه امام در روزنامه کلمه سبز) برای دومین بار در زمان پس از انتخابات در زندان است بی اینکه خانوادهاش او را دیده باشند یا وکیلش زیارتش کرده باشد. درست ۷ دی ماه بود که سید علیرضا بهشتی شیرازی، دبیر هیئت دولت اول مهندس میرحسین موسوی، و از اعضای حزب جمهوری اسلامی و عضو سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی در عصر دولت میرحسین در دفترش بازداشت شد و به زندانی نامعلوم رفت و تا امروز هیچ خبری از او نیست.
آن روز میدانست که به سراغش میآیند و آن اخلاق صریح و تند و سادهاش که اتهامات و ناسزاهای امروز را یکسره بر آب میزند، همان روز باز در وجودش گل کرده بود که اگر سؤالی کردند، جز راست نگوید. در جواب صدرا که گفتهبود چرا شما هر پرسشی را پاسخ میدهید گفتهبود: ما دروغ نمیگوییم.
برای سیدعلیرضا بهشتی، اصول انقلاب، اخلاق، معرفت و امام و شهدای جنگ آنقدر مهم بود که میتوانست آن را تبدیل به فلسفهای برای حیات سیاسی نسل ما کند و با آن نوع حرف زدن تند و زیر لبیاش که فهم و سمع خیلی کلمات را از دستت به در میبرد، میتوانست با ظرافتی عجیب ما را به فضای صدر انقلاب ببرد و در جبهه بنشاند و تصویری غیررسمی و غیرتکراری از مفاهیم عینی و آرمانی آن روزها به دستت بدهد و کاری کند که فقط گوش به سخنش بسپاری و آسان حرفش را رد نکنی.
سید علیرضا بود که فضای جنگ را در فضای پس از انتخابات برای من آنچنان ترسیم کرد و آنها را که با تنشان شهادت را لمس کردند، آنچنان به من نشان داد که گویی شهادت را “واقعا” میدیدند و آن را برای خود شیرینترین لحظه میدانستند که واقعیت را به خیال پیوند میدهد. او در نشر روزنه کتابهایی چاپ کرد که برای نسل ما غنیمت بود و قیمتی و نیازهایمان را آنچنان پاسخ داد که تا چند دهه آن را بخوانیم و تمام نشود.
اوج آزادی فکریاش هم در همین بود که بعضی کتابهایی که چاپ میکرد، تماما منطبق بر عقیدهاش نبود اما از آنجا که آزادی را مقدم بر عقیده و مقدمه اعتقاد خالص میدانست، این کار را میکرد و باکش نبود. خودش بود و خطش روشن، اما نشر آگاهی عمومی را رسالت انتشاراتش میدانست و شخصیتش را شاهدی بر تاریخ سرزمینش.
اینک در آستانه میلاد محمد(ص) پیامبر اخلاق و رحمت ایستادهایم. پیغمبری که بزرگترین ویژگی تکرار ناشدنی و اسوهوارش این بود که بزرگترین دشمنانش را به آسانی و بزرگی بخشید. ابوسفیان را که همسرش دندان بر جگر حمزه کشید و قلب محمد را شکست و دیدگانش را بر جنازه بزرگترین یاورش لبریز از اشک کرد،بخشید، آنانی که سنگ بر او زدند را بخشید، آنانی که خاکستر و شکمبه شتر بر سرش ریختند تا دستان کوچک و لرزان و خیس فاطمه آن را از آلودگی پاک کند، بخشید، حکم بن عاص و مروان حکم را که ادای سخن گفتن و خندیدن او را به مضحکهاش تکرار میکردند، بخشید، ابن ابی سرح را که رفتار او با زنانش را در خلوت میدید و بیشرمانه برای دیگران بازمیگفت، بخشید و از تمام آنانی که جادوگرش خواندند و کار را به قصد جانش هم کشاندند، گذشت و فقط بخشید…
اینک ما ماندهایم و روزگار پس از محمد. امیدوارم خدای سید علیرضا و جد پاک و رحمتللعالمین او از همه ما بگذرد و چشمان ما را به دیدن صورت آرام و عمیق و شنیدن صدای زیرلبی و ریزریزش بازکند. آمین.
منبع: ماهنامه نسیم بیداری- شماره ۴















۱ دیدگاه
حالا به خاطر گفتن سخن به حق، فرزندش باید مدتها سلول انفرادی تحمل کند. این است اسلام ناب محمدی؟