سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » می خواهم دین دار باشم نه شریعتمدار!...
» توضیح غلامعلی رجایی پیرامون مقاله ی اخیرش؛

می خواهم دین دار باشم نه شریعتمدار!

چکیده :چرا کسی مانند فاضل آزاده ارجمند، محمد نوری زاد که در قضیه حصر مرحوم آیت الله منتظری آن همه غیر منصفانه در دفاع و حمایت از رهبری در رادیو وغیر رادیو به آن مرحوم تاخت و چنان به رهبری اعتقاد داشت که به کمتر از لفظ مولا با او سخن نمی گفت به دلیل طرح چند نقد و نامه ونصیحت به ایشان، باید این همه در زندان انفرادی بماند و به دلیل اینکه از جناح منتقد نیست کسی راهم نداشته باشد که در مقام دفاع از او...


کلمه:غلامعلی رجایی درباره مقاله اخیرش+ توضیحاتی ارائه کرد که به شرح زیر است:

در این چند روزی که از نوشتن مقاله اندر فوائد خاموشی در وبلاگ شخصی ام می گذرد که در سایت های مختلفی مانند کلمه و دیگر سایت ها بازتاب وسیعی پیدا کرده است، این نوشته با بازتاب های متعددی مواجه از سوی دوستان و خوانندگان محترم مواجه شد:

۱- بعضی دوستان صدیق و رفیقان شفیق با دلسوزی هایی عمیق! مرا از ادامه نوشتن و قلم زدن در چنین عرصه هایی منع کردند. به گمان آنها این گونه نوشته ها تند است و ممکن است با عکس العمل مواجه شود.

۲- بعضی با تأیید این نوشته از آن به راه رفتن بر روی مین تعبیر و بنابراین به من هشدار می دادند که باید تبعات آن را هم بپذیرم.

۳- بعضی در کامنت هایی که در سایت کلمه و وبلاگم فرستادند از اینکه هنوز در کشور آزاد مردانی وجود دارند که با صراحت و شجاعت و صداقت با حکومت و حاکمیت حرف می زنند و دولتمردان را نقد می کنند و از خطای آنان در نمی گذرند احساس شادمانی کرده و با تعابیری که شایسته آنها نیستم اینجانب را شرمنده لطف ومحبت خود نموده اند.

۴- عده ای پس از سخنرانی اخیر رهبری در جمع نمایندگان مجلس خبرگان با ذکر سوابق طولانی ام در جبهه و جانبازی و زندانی سیاسی بودنم در زمان شاه ، سعی در القای این مسأله داشته و دارند که جزو کسانی قرار گرفته ام که از کشتی انقلاب پیاده شده ام!.

۵- بعضی این حرفها را که به بهانه نقد سخنان برادر و دوستم سردار محمد کوثری نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این مقاله نوشته شده و در اصل متوجه مطالب دیگر بوده اند تماماً در جهت نقد ایشان دانسته و به من می گویند بهتر بود این حرفها را بطور خصوصی به ایشان می زدی و از رسانه ای کردن آنها خودداری می کردی.

۶- بعضی هم در تماس های تلفنی و مواجهاتی که با من داشته اند لب به تحسین و در ستی مواد مطروحه در این مقاله گشوده و اینگونه سخن راندن را در جهت اصلاح رویه های موجود حاکمیت از یکسو و تعمیق آگاهی ها و باورهای عمومی جامعه از سوی دیگر اقدامی متعهدانه ، مفید، لازم و ضروری دانسته اند.

ضمن احترام به همه این نظرها و نوشته ها ، بر این باورم که در شرایط کنونی اینگونه نوشتن ها و نقدها آن هم ازسوی کسانی مانند این کمترین و تمام کسانی که در داخل حکومت اند و برای تأسیس و برپایی جمهوری عزیز اسلامی امام زحماتی کشیده و رنج هایی در جهت حفظ و بقای آن کشیده و می کشند و عمیقاً قانون اساسی و اصول آن را باوردارند نه تنها شجاعت و تهور نبوده و راه رفتن بر روی مین و پیاده شدن از کشتی انقلاب و نظام تلقی نمی شود بلکه برترین و بزرگترین خدمت به حاکمیت، مسؤلان و در جهت بقای بهتر نظام عزیز اسلامی ماست.

بر این باورم و از امام عزیز که رحمت و رضوان خدا بر او ونسل محترم او باد آموخته ام که اگر می خواهم دین دار و دین مدار باشم و نه شریعتمدار! می بایست از رویه دینداران در کسوت اهل کسب و منفعت و سود ومصلحت و بده وبستان و کسانی که در نظر و سخن و تئوری انقلابی هایی دو آتشه اند ولی در صحنه عمل بر قاعده و مشرب سود و فائده رفتار می کنند عمیقاً بدور باشم .

بر این باورم اینگونه نوشته ها و نقدها که دوست و دشمن آنها را صادقانه و بدور از هرگونه حب و بغض شخصی من با این و آن می دانند خود خدمتی بزرگ به بقای این جمهوری است.

همه کسانی که لا اقل در این سه دهه مرا شناخته اند می دانند که هیچگاه بفرموده کسی ننوشته ام و بفرموده کسی از نوشتن دست نکشیده ام.چون نقد صریح و صادقانه حکومت و حاکمیت را به تعبیر زیبای پیر جماران که همه مدیون روشن بینی اوهستیم ، موهبتی الهی می دانم .

بر این باورم این نوشته ها و نقدهای امثال من نه تنها شجاعانه و متهورانه نیست و نباید پاسخ تهدید و طرد و زندان و..داشته باشد بلکه با ظرفیت هایی که در نظام هست و باید باشد نه تنها حرفهایی تقریباً معمولی است! بلکه حتی حکومت باید در عمل دیگران را به اتخاذ این رویه ها تشویق نماید.

چرا باید رفتارحکومت بگونه ای باشد که وقتی نوشته های کسی مانند این کمتر از کمتر! به دلیل تشرف به عتبات موقتاً مدتی کوتاه متوقف می شود نامه ها و تلفن ها وکامنت هایی آکنده از نگرانی دوستان در این جهت زده و نوشته شود که لابد نیروهای امنیتی مرا دستگیر کرده اند!

چرا کسی مانند فاضل آزاده ارجمند، محمد نوری زاد که در قضیه حصر مرحوم آیت الله منتظری آن همه غیر منصفانه در دفاع و حمایت از رهبری در رادیو وغیر رادیو به آن مرحوم تاخت و چنان به رهبری اعتقاد داشت که به کمتر از لفظ مولا با او سخن نمی گفت به دلیل طرح چند نقد و نامه ونصیحت به ایشان، باید این همه در زندان انفرادی بماند و به دلیل اینکه از جناح منتقد نیست کسی راهم نداشته باشد که در مقام دفاع از او برآید؟

آیا در جمهوری اسلامی نصیحت و نامه به رهبری باید سزای دستگیری وحبس و زندان و محکومیت داشته باشد؟ دراین صورت تفاوت ما با حاکمان پیش از انقلاب که داعیه حکومت اسلامی وعمل به سیره نبوی وعلوی نداشتند چیست؟!

کجای اسلام و کدام یک ازآموزه های اسلامی این رویه را تأیید کرده و می کند؟

من برای کسب و منفعت و نان به این عرصه نیامده ام که با احتمال خطری دکان کسب بربندم و مثل بعضی ها بگونه ای زندگی کنم که در قبال ستمها و قتل مظلومانی که می بینند بگونه ای سکوت کرده اند و دم فرو بسته اند که گویی به قدیسانی می مانند که چون روزه سکوت گرفته اند حرف زدن و سخن گفتنشان روزه آنها را باطل می کند! و هنوز مشرک نشده ام که در جهت شهرت و کسب نامی قلم بزنم که به آن احتیاجی ندارم چه آن را در دست مردم نمی بینم!

نظام چرا باید من و امثال مرا دستگیر کند؟

کجای اسلام و قانون اساسی و سیره امام صرف متفاوت نوشتن و گفتن و اندیشیدن شهروندها را با حاکم وحاکمیت و حکومت جرم می داند؟

چه کس و چه کسانی باید تاوان این بدبینی مردم را به نظام بپردازند و آیا قابل پرداخت هست؟

در آستانه میلاد پر برکت رسول گرامی اسلام که درود خدا بر او و آل پاک و بی کینه او باد !هستیم.کاش نسیم رحمتی از مدینه بوزد و مشام جان و دل و اندیشه ما را معطر کند تا از هر چه کینه مندی و تنگ بینی و طردخواهی است فاصله بگیریم.

من اگر اختیاری داشتم در آستانه این عید بزرگ و در روزهای منتهی به نوروز در زندان ها را باز می کردم و تمام زندانیان سیاسی را که در اولین ساعات پس از انتخابات بدون هیچ جرمی دستگیر شدند و نیز جوانان دانشجوی دستگیر شده پس از عاشورا را آزاد می کردم.

حال که اختیاری ندارم از بزرگان کشور و دین اعم از مراجع عظام و نمایندگان خبرگان ومجلس و اعضای مجمع تشخیص و ائمه جماعات عاجزانه می خواهم بمیدان بیایند و در جهت آزادی زندانیان سیاسی این ماه ها وساطتی کنند و چهره عطوف نظام مقدس اسلامی را به آن باز گردانند.

به عنوان یک شاگرد تاریخ ازمعلم خود می گویم که:

هیچ حکومتی ازعقوبت سخت مردم و منتقدانش به نتیجه ای نمیرسد و از بخشیدن منتقدان و مخالفانش ضرری نمی بیند.

۲۸ دیدگاه

  • At 2010.03.01 23:19, داوود said:

    گویا مهمان بعدی هتل اوین شما هستید برادر! آتش را به سوختبار سرود و شعر فروزان داشتیم و خواهیم داشت. اوین شده است عین خط مقدم،
    چه تلخ…

    []
    • At 2010.03.02 00:01, abdullah said:

      salaam jenab aghay Rajaee. dorrod bar shoma va ghalam va delsozi shoma. jaye tasof ast keh emrooz nasihat va andarz be hakemaan jorm shodeh ast. in az sireh imaaman ma be door ast. baz ham benevisd va benevissd agar choon nourizad aziz dar band shavid. nam va avazeh amir momenaan ali be edalat va ensaniat boland ast na be hokomat va ghodrat.

      []
      • At 2010.03.02 00:44, حامد said:

        یاحق هم رزم.به امید روزی که حق برقرار گردد

        []
        • At 2010.03.02 00:53, سبز سبز said:

          من یک سوال داشتم …
          توی این کشتی…، اگر کسی اعتراض کرد که چرا دارید ته کشتی را سوراخ میکنید، یا گفت این راهی که میرید اون راهی نیست که اول گفتید که ما سوار شدیم ، باید اون نفر یا نفرات را انداخت تو دریا ؟
          خوب گیرم ما رو انداختید تو دریا ، با کشتی سوراخ چکار میکنید … با راهی که داره شما رو به سمت سخره ها میبره چکار میکنید …
          اگه اون عده ای که تو کشتی موندن ، کشتی در حال غرق شدن رو ببینند چکار میکنند … اگر ته راه سخره ها رو ببینند چکار میکنند …

          حنای شما تا زمانی رنگ داره که سوراخ کشتی رو نشون بقیه ندید
          حنای شما تا زمانی رنگ داره که راه غلط کشتی رو همون راه درست به بقیه اعلام کنید
          وای به روزی که سوراخ رو ببینند و راه رو تشخیص بدهند …

          اندکی صبر سحر نزدیک است …

          []
          • At 2010.03.02 01:17, ناشناس said:

            کاش بیشتر به یاد آقای نوریزاد باشیم که ایشان بی هیچ دلیل مظلومانه در سلول عمر می گذرانند.

            []
            • At 2010.03.02 02:25, یاسین said:

              هشداربرخی دوستان مصلحت اندیش شما،من رابه یادمرحوم دکترشریعتی می اندازد.درمقطعی که حملات به حسینیه ارشاد وشخص اوبالا گرفته بود،عده ای ازدوستان نزدیک آن مرحوم همین مصلحت اندیشی هارامی کردند.می گفت: به من نصیحت می کنندکه فلانی راببین ،۳۰سال است که منبرمی رود،ولی تاحالاازهیچ گروهی مخالفت واعتراضی به منبراونشده ، دکترهم درجواب آنهاضمن داستان “خاکشیریسم ودلّّاک حمام” گفته بود:من دلم به حال خودم نمی سوزد،بلکه به حال علی می سوزد که اگربه نصایح اطرافیان خیرخواهش!گوش داده بودواینقدرمصلحت رافدای حقیقت نمی کرد،سرنوشت خودوفرزندانش برای همیشهء تاریخ، شهادتهاواسارتهاوزندانهاومسمومیتهادرسیاهچالهای مستبدین تاریخ نمی شد.

              []
              • At 2010.03.02 03:37, ناشناس said:

                چگونه با چنین عملکردی که دوست و دشمن در مورد نظام می گویند به فرزندم بگویم دیندار باش!! کسی کمکی کند و رهنمودی دهد ممنون می شم

                []
                • At 2010.03.02 08:44, کوروش آریایی said:

                  بر خلاف فرمایش حضرتعالی ما اصلا به فکر مرزبندی خودی و غیرخودی نیستیم. همه ایرانی ایم. … شخص آقای نوریزاد از نظر ما فراتر از گرایشهای سیاسی اش یک انسان آزاده و اندیشمند است. ما خواهان آزادی همه دوستان دربندمان هستیم که جرمشان سرفرازی برای ایران عزیز است. ما هدفمان اصلاح افکار متعصبانه است. اینکه شخصی را در حد معصومیت و عاری از هرگونه خطا بدانند. و ایراد به او را برنتابند و به اسارت به کشند یا به طناب دار، در هیچ آیین و دینی پیدا نمی شود. از افکار جاهلانه و نابخردانه شان است اینکه انسان بی دفاعی را به بدترین وجه میزنند و حیدر حیدر می کنند. هدف ما آگاهی یافتن و آگاهی دادن است. به امید روزی که همه ایرانیان در ایران عزیز گردهم آیند و فارغ از هر مسلک و مرام و گرایشی برای اعتلای ایران تلاش نمایند. پایدار باشید

                  []
                  • At 2010.03.02 09:48, حامد said:

                    خدایا جه می خواستیم وچی شد؟؟؟؟؟؟؟؟ افسوس و صد افسوس؟/ امیدوارم به آرمانهای مقدس جمهوری اسلامی امام عزیز و شهدای گرانقدر باز گردیم دلتنگم دلتنگم : دنیا برایم زندان شده است ترا به خدا ای حاکمان ای قدرتمندان جامعه را بسوی صفا و صمیمیت پیش از انتخابات برگردانید ما دلمان برای ارمانهای انقلابمانم می تپد ما دلمان برای اماممان وخاندانش می تپد ما دلمان برای بهشتی و فرزندانش می تپد ما دلمان برای همه زحمتکشان صادق برای این اب خاک می تپد . دشمن سازی منافق سازی فتنه گر سازی بس است ما همه از سربازان و یاران نظام جمهوری اسلامی هستیم خدا شاهد است مونس تنهاییهایم شده گریه کردن وزجه زدن ترا به خون شهدا صلح وصفا را به جامعه برگردانید آخر نوری زاد جهادگر مخلص چی گفت که حالا باید در کنج زندان باشد رجائی عزیز دکتر عزیز من با قلم راسخ جنابعالی مدت طولانی است آشنا هستم راست می گویند با این نوشتن ها انگار هوس انفرادی در سر داری و باید بروی و به جرم ناکرده اعتراف بکنی و بازگردی؟؟؟؟؟

                    []
                    • At 2010.03.02 09:56, علی51 said:

                      دارین مقدمه چینی می کنید که اوین نرین؟!
                      نه برادر،پی سربازان گمنام و بازجویان تواب کن باید به بدن همه منجمله شما بخوره،پس آماده باش،فکر کردی جستی ملخک؟

                      []
                      • At 2010.03.02 11:04, سعید said:

                        احسنت بر این سرداران واقعی جنگ که نامشان زیبنده تاریخ خواهد بود

                        []
                        • At 2010.03.02 12:31, سبز said:

                          واقعا چرا همه ما سبزها از آقای نوریزاد غافل شدیم !؟؟؟ مگر او همراه ما نبود ؟
                          اما آقای رجایی به شما قول می دهم پس از رفتنتان به زندان حتما به یادتان می مانیم !
                          حق نگهدارتان !
                          VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV

                          []
                          • At 2010.03.02 12:43, حافظ . ن said:

                            انشاءالله همه کسانی که مدعی دینداری هستند آزاده و منصف هم باشند.
                            آقای رجایی با کل نوشته‌تان خصوصا اینکه «آیا در جمهوری اسلامی نصیحت و نامه به رهبری باید سزای دستگیری وحبس و زندان و محکومیت داشته باشد؟ دراین صورت تفاوت ما با حاکمان پیش از انقلاب که داعیه حکومت اسلامی وعمل به سیره نبوی وعلوی نداشتند چیست؟!» موافقم اما دو نکته را هم نپسندیدم.
                            آنجایی که از جناب نوری‌زاد نوشته‌اید و بر بی‌گناهی‌شان تاکیید کرده‌اید در پایان کنایه‌وار (شاید) نوشته‌اید که:«و به دلیل اینکه از جناح منتقد نیست کسی راهم نداشته باشد که در مقام دفاع از او برآید؟» جناح منتقد یعنی دقیقا چه کسانی؟ منظور از جناح منتقد چیست؟ و اساسا منظور از دفاع چیست؟ دفاع در مقام وکیل؟ و یا پشتیبانی دوستان و هم‌اندیشان از عملکرد و بی‌گناهی‌شان؟
                            من فکر می‌کنم جناب نوری‌زاد در جنبش سبز و در بین دوستان سبز حداقل بسیار بسیار مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفته‌اند با وجود اختلاف‌نظرهای عمیقی که در بین هست. من خودم از تحسین‌کنندگان ایشان هستم اما راه به بی‌انصافی نبریم.
                            و دیگر اینکه نوشته‌اید «هیچ حکومتی…از بخشیدن منتقدان و مخالفانش ضرری نمی بیند.» بخشیدن منتقدان؟؟؟؟؟؟؟ مگر حکومت باید منتقدان را ببخشد؟ مگر اصلا انتقاد جرمی است نیازمند عفو و بخشش؟ آزادی بیان و پس از بیان و انتقاد حق است.
                            پایدار باشید.

                            []
                            • At 2010.03.02 13:14, x said:

                              khodavand be shoma ajr dehad ke ba sokhanane khod marhani bar delhay sooznak ma mishavid omidvaram yki az sarbazane emame zaman bashid jame“ teshne sokhanane gohar bar ast arezo dashtam kashki man ham yek ensan msooll boodam tashayad kochaktarin kari mikardam va seday mazlomiyati ra be goosh masoolin miresoondam vali che konam ke joz gerye kardan va doa va ha rooz ckandin bar khandane doay faraj kari nemitavanam bekonam kheli delam gerefte

                              []
                              • At 2010.03.02 13:37, ن-خ said:

                                افسوس باید خورد به حال کسانی که هنوز به این ظلمات توهم دارند

                                []
                                • At 2010.03.02 15:53, علی said:

                                  به یاد تمامی آنهائی که در بندند و فرزندان خردسال دارند، فرزندانی که فقط می توانند بگوید اون بده اون خوبه! آن خردسالان به کی می گویند بد؟؟؟؟؟؟

                                  []
                                  • At 2010.03.02 16:52, دشتستانی said:

                                    خدایا چه می شد اگر صاحبان قدرت دردستگاه های حکومتی چنین می اندیشیدند شاید مستحق نیستیم خدایا پناه می برم به تو از تشنگان قدرت نه عاشقان خدمت

                                    []
                                    • At 2010.03.02 18:27, م.م said:

                                      سلام- درود بر شما آقای رجایی- به امید آزادی ایران از چنگال رانت خواران و بیداری جاهلان

                                      []
                                      • At 2010.03.02 19:45, سام said:

                                        شما را دستگیر می کنند چون می خواهید انسان بمانید ودر حکومت بزرگترین گناه انسان بودن و انسان ماندن است

                                        []
                                        • At 2010.03.02 21:49, ناشناس said:

                                          برادر رجائی لطفاً کمتر حرف حق بزن…

                                          []
                                          • At 2010.03.03 00:09, فریدون said:

                                            من آن کسی هستم که نوشتم از کشتی پیاده شدید. شما هم میدانید که از کشتی پیاده شده اید برای اینکه آنقدر دید سیاسی و اجتماعی دارید که می دانید که کشتی بقول کسی که بنام سبز سبز کامنت گذاشته بود مدتهاست تهش سوراخ شده. فقط کاپیتان کشتی است که آن را نمیبیند یا نمی خواهد ببیند. نوری زاد عزیز هم آن را مدتها قبل دید. خدا حفضش کند……

                                            []
                                            • At 2010.03.03 00:22, ناصر said:

                                              برادر خوبم خود بهتر از من می دانی که
                                              هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
                                              امروز مشکل گفتن نیست ، توقع حاکمان از خلایق سکوت کردن نیست ، فریاد است البته در تائید و تکریمشان ، نگرانی آنان بیان نیست که بسیار به آزادیش اعتقاد راسخ دارند ، اگر حضرتعالی ، نوری زاد ، احمد قابل و هر اهل قلمی به مزد بنویسند آنچه را که خوشایندشان است ، نه تنها مانعشان نمی گردند که از حمایتشان هم برخوردار خواهند شد .
                                              عزیز من امثال شما به مسائلی واقف گشته اید که نباید می شدید ، بدتر از آن به افشای راز پرداختید که خلاف مروت و جوانمردی است و حال که اسرار هویدا کرده اید ، تمنای قرب یار دارید ، زهی خیال باطل ، خدای راسپاس گویید که فقط از کشتی نجات جایتان گذاشته اند و گرنه حق این بود که به دریا طعمه کوسه هایتان می کردند .
                                              پس از این حقیر بپذیرید تا مانند اعتماد توقیف و مانند ایراندخت لغو مجوز از هستی تان نکرده اند خود داوطلبانه و با کمال میل ، مهر بر لب نهید و یا به مجیز گویی بپردازید که خیر دنیا و آخرت در آن است .

                                              []
                                              • At 2010.03.03 02:01, محمود said:

                                                من هم به نوبه خود از راه دور به آقایان نوری زاد و رجایی درود می فرستم. اجرتان با امام زمان که می دانم قلب نازنینش اکنون پر از درد است.

                                                []
                                                • At 2010.03.04 00:03, س. ن. آ (علی) said:

                                                  دوست نادیده و عزیز سلام
                                                  افسوس که این مزرعه را آب گرفتست
                                                  وین خلق مصیبت زده را خواب گرفتست

                                                  ما قطعآ قصدمان از براندازی حکومت شاهنشاهی تحت رهبری زعیم عالی قدر امام خمینی تحویل مملکت به این شکل نبود.

                                                  خدا ما؛ شما؛ و این ملت شریف را تا ظهور آقا امام زمان از شر اشقیای داخلی و خارجی حفظ بفرماید

                                                  []
                                                  • At 2010.03.04 08:27, ناشناس said:

                                                    خدای را شکر که هنوز هم نفس های گرمی هستند که فریاد حق سردهند و از ملامت نترسند خدا عاقبت شان را بخیرگرداند.

                                                    []
                                                    • At 2010.03.04 17:27, نا شناس said:

                                                      اقای رجایی به اصلاح این حکومت امیدوار مباشید.قدری تامل و تصور لازم است تا دریافت که اگر حکومت عدالت بورزد، آزادی را پاس بدارد ،روادار

                                                      ی نمایدو…عملاٌ تیشه به ریشهء خود میزند. بقای این حکومت بسته به تبعیض ، دروغ ،سانسور ،نا آگاهی مردم ،سخت گیری روز افزون و…ا

                                                      است.

                                                      []
                                                      • At 2010.03.06 07:17, فاطمه فاطمی said:

                                                        سلام

                                                        در ضمن تحسین کسانی که آزاد اندیش بوده و آزادانه می نویسند ، هر چند عواقبش را می دانند .

                                                        آنچه به نظر این حقیر خود نوعی انحراف از اسلام می آید بکار بردن جملاتی چون : جمهوری اسلامی امام و یا راه امام خمینی

                                                        و یا اهداف امام خمینی و یا سیره امام خمینی و …………………… امام خمینی

                                                        بابا مگه اسلام محمدی (ص) نیست ؟؟؟!!!! مگر خداوند دستورات بندگی را در قرآن و عترت قرار نداده ؟؟؟؟!!!!!!

                                                        آخه چرا کسی نمی گه صراط مستقیم ، سیره رسول ( ص ) ، کلام معصوم

                                                        ارادتمند

                                                        فاطمی

                                                        []
                                                        • At 2010.03.06 09:16, حسینی said:

                                                          سلام ، اخوی حرفهای شما وصدها مثل شما مصداق این بیت است که:نرود میخ اهنی در سنگ .ولی باید گفت وتکلیف گفتن است زیرا کلام همچون آب جاری مسیر خویش را می یابد وسرانجام گفته ها جامه عمل خواهد پوشید .

                                                          []