کلمه: غلامعلی رجایی-این روزها با پر رنگ شدن خبر دستگیری شرور ریگی توسط دوستان زحمتکش وزارت اطلاعات که به هر صورت که انجام شده باشد از الطاف خدا به مردم شریف ایران می باشد دامنه تبلیغات صدا وسیما در باره حضور میلیونی مردم در راه پیمایی ۲۲ بهمن کاملا فروکش کرده است.
در این نوشته قصد من آن نیست در این باره سخنی که از قضا بسیاراست! گفته شود.آنچه باعث قلمی شدن این سطورشد اظهارات شگفت آور دوست وبرادرپاسدارسابق ونماینده کنونی مردم شریف تهران درمجلس شورای اسلامی ،سردار کوثری است که اخیرادر مصاحبه ای گفته است :
تعداد۱۴ میلیون نفری که به مهندس موسوی رای داده اند به ۴تا ۵ هزارنفر تقلیل یافته است!!
این ادعا ی خنده آور و البته تأسف برانگیز مرا به یاد سر مقاله کیهان که در همان روز شهادت خواهر زاده مهندس موسوی که در آن مطالبی تقریبا به این مضمون آمده بود انداخت که مهندس موسوی با درک این مطلب که طرفداران او در جامعه بشدت ریزش کرده اند بناچار به پروژه کشته سازی !!روی آورده است و این بارمی خواهد با قربانی کردن خواهر زاده خود مظلوم نمایی کند! تا بیش از این در ورطه فراموشی نیفتد!
این مطلب را که از سردار کوثری که از زحمت کشیده های جنگ است و اجر خدماتش هم عند الله محفوظ، خواندم هم خیلی تعجب کردم وهم خیلی متأسف شدم .تأسف از آن جهت که بروبچه های جنگ تا آنجا که من می شناختم و می شناسم غالبا اهل انصاف در قول و عمل ودرست گویی بوده وهستند.
نادرستی این اظهارات آن هم از سوی یکی از نمایندگان مجلس تکان دهنده است .
درست مثل بعضی حقایق که تصورشان مترادف با تصدیقشان است مثل گفتن واژه برف و تصورسفیدی آن، شنیدن این اظهارات بی پایه برلبان هرشنونده لبخندی تلخ پدید می آورد.
اینجاهاست که آدم در می یابد چرا شیخ سخن، سعدی، بابی را در بوستان خود بنام اندر فوائد خاموشی آورده است!
راستش من هر چه فکر کرده ومی کنم هنوز نتوانسته ام بفهمم آقای کوثری این اکسیر تقلیل وتبدیل ۱۴ میلیون طرفدار رابه ۴تا۵ هزار را ازقوطی کدام عطاری و برمبنای چه محاسبه وبر اساس چه معادله ای بدست آورده است! لطفی کنند و رهنمونی به امثال این کمترین بدهند تا بیش از این در ورطه گمراهی نمانند!
اینگونه حرف زدن حتی زیبنده یک شهروند عادی نیست چه رسد به نماینده مجلس آن هم از شهری مثل تهران و از برادری مثل سردار کوثری.
آنچه باعث اینگونه حرف زدن ونوشتن و.. توسط آقای کوثری و کسانی امثال بی مثل و مثال ! سر مقاله نویس کیهان و…می شود دلائل زیادی دارد که مجال پرداختن به همه آنهانیست.
در میان همه علل وعوامل اینگونه داوریها یک عامل بیشتراز دیگر عوامل خود رامی نمایاند:دست کم گرفتن هوش آحاد جامعه و سطح درک آنها که متأسفانه باید گفت بین این عامل وسطح درک صاحبان این گونه قضاوتها در مورد مردم و برداشتهایشان ازآنان رابطه مستقیمی وجود داشته ودارد.
بنا به تصور آقایان
۱- تمامی کسانی که در راه پیمایی ۲۲ بهمن شرکت کردندهمه از یک طیف وجناح بودند ودر بین آنها حتی یک منتقد ومعترض به فرآیند و نتیجه انتخابات وحوادث تلخ پس از آن وجود نداشته است!
۲- کسانی که در راه پیمایی ها وتجمعات گذشته به طرفداری از موسوی به خیابانها می آمدند وبی شمار بودند، با مشاهده مردمی که در۲۲بهمن به خیابان ها آمده بودند یا جرئت حضور نیافتند و یا با درک واقعیت ها! و یا روشن شدن بعضی حقایق! اینقدر از تعدادشان کم شده که می توان گفت روبه اضمحلال رفته اند!
حال باید دید آیا اینگونه برداشت و نگرش نسبت به رخداد۲۲ بهمن و طرفداران موسوی درست است یانه.
حداقل برای کسانی که در روز ۲۲بهمن حضور گسترده آن همه نیروهای امنیتی رادرجهت دفاع از امنیت راه پیمایی تهران دیده و از نزدیک شاهد حضور متر به متر نیروهای امنیتی،اطلاعاتی ، بسیج و. در خیابانها و..بوده اند این پرسش بی پاسخ مطرح است که:
با یک حساب سر انگشتی معلوم می شود اگرتعداد۴تا ۵ هزار نفر طرفدارموسوی ادعایی آقای کوثری را به کل شهرهای کشور تقسیم کنیم سهم تهران به ۱۰۰ نفربیشتر نمیرسد. دراین صورت این سوال مهم مطرح می شود که پس برای چه و به چه منظور آقایان ،این همه با بسیج و بکارگیری نیروهای امنیتی کشور،آنان را در جهت مقابله با این تعداد مخالف انگشت شمار به زحمت انداخته و برای اولین بار به مراسم سالگرد باشکوه این انقلاب هنوز باشکوه ،وانشاءالله همیشه باشکوه ،اینگونه به شهرها چهره پلیسی بخشیدند؟
اگر تعداد مخالفین وضع موجود آنگونه که سردار کوثری می گوید اینقدرکم شده باشد که تعدادشان در سطح کشوربه ۴تا۵ هزار رسیده است چه نیازی به این همه حملات تبلیغی رسانه های مکتوب وصداوسیما به جنبش موسوم به سبز است؟
جناب کوثری چرا وچگونه از درک این مسأله غفلت کرده است که ما دراین مدت نه ماهه پس از انتخابات بیش از این تعداد در سطح کشور زندانی سیاسی معترض و منتقد و..داشته ایم برفرض که خانوده ها ودوستان وبستگان این افراد را نادیده بگیریم خود اینهاتعدادشان از این عده ادعایی ایشان بیشترنیست؟!
اشتباه محاسبات دوستان در این است که گمان می کنند هر کس در ۲۲ بهمن به خیابان آمده لابد موافق سیاستهای موجود است ولذا هیچ اعتراضی به وضع کنونی و باز داشتها و روند محاکمات واعتراف گیریها و..نداشته و اگر قبلا داشته با حضور خود در راه پیمایی عملا نشان داده که معترض وضع موجودنیست!
به نکته جالبی اشاره کنم . هفته ای که گذشت در جایی! و در جلسه ای! و با حضور عده ای! کارشناس خبره درباره بررسی ابعاد مختلف راه پیمایی ۲۲ بهمن دعوت شده بودم یکی از کارشناسان به نکته جالبی اشاره کرد وگفت آنچه در ابتدای سخنانم می خواهم به آن اشارتی داشته باشم این است که در فرمایشات تمام دوستان دو نکته دیده می شد: یکی آنکه همه در راه پیمایی ۲۲ بهمن شرکت داشته اند و دوم آنکه تمام دوستان نسبت به وضع موجود کاملا معترض اند.
پس از این فرمایش یکی از اعضای جلسه گفت من با تمام اعضای خانواده ام در این راه پیمایی حضور داشتیم اما در جیب فرزندانم پارچه های سبز وجود داشت.
نادرستی این محاسبه نادرست از نادیده گرفتن طیفهای مختلف فکری شرکت کنندگان در راه پیمایی ۲۲ بهمن که این روزها در تحلیل بعضیها دیده می شود روشن تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد.
دوستان بهتر است چشمها رابشویند وبهتر ببینند.برخلاف تصور بعضی مانند جناب کوثری، من مانندخیلی ها بر این باورم که ازتعداد طرفداران موسوی و منتقدان به نتیحه انتخابات کاسته نشده است .
آنها که در این روز بزرگ و پر حماسه ملت ایران حضوری چشمگیر داشته اند انقلاب را کما کان از آن خود و خود راصاحب آن دانسته و می دانند.
معترضین حاضر در این راه پیمایی ، خود را بخشی از جامعه ایران عزیزدانسته و می دانند ونه تنها به قول آقای کوثری، تحفه آمریکا نیستند بلکه همواره دل در گرو انقلاب امام داشته و دارند و از قضا انتقادشان نسبت به وضع موجود از همین اعتقاد راسخشان به انقلاب وآرمانهای امام و دغدغه حراست از آن سرچشمه گرفته و می گیرد.
آیا بجای اینگونه سست وسبک حرف زدن نباید در برابر این هوشمندی بخش وسیعی از مردم که در عین حال که نقدها واعتراضهایی جدی به حکومت وحاکمیت دارند باز برای اثبات وفاداری خود به انقلاب اینگونه به خیابانها می آیند وشعار استقلال آزادی و جمهوری اسلامی را سر می دهند به درگاه لایزال الهی سر به سجده شکر و سپاس برد؟
سپاس، از این جهت که آنان هنوز خود رادر محدوده خانواده بزرگ انقلاب دانسته ومی دانند.ونمونه اش همین حضور آقایان موسوی و کروبی و خاتمی که متاسفانه رسانه های مرتزق از بیت المال هنوز که هنوز است دست از هرگونه تهمت وفحاشی به آنان برنداشته اند و با لقب مسخره آمیز سران فتنه ازآنان یاد می کنند!
دردمندانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف نمود که:
۱- بعضی از دولتمردان ونخبگان سیاسی اصولگرا، با چشم پوشی ازبرخی از حقایق و واقعیتهای موجود وبا نادیده گرفتن بخش عظیمی از مردم به این تصور ونتیجه خطرناک رسیده اند که می شود با نا دیده گرفتن میلیون ها منتقد ومعترض هم این راه را طی نمود!
وکیست نداند داشتن چنین تصور وتفکری که شاه مقبور هم به آن معتقد بود برای ادامه حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی سمی کشنده و مهلک است!
۲- ادامه روش سرکوب منتقدان ومعترضان و زندان کردن آنان اگرچه در کوتاه مدت ممکن است به ایجاد آرامشی در شرایط شکننده کنونی – که از قضا بسیارفریبنده است – در ذهن بانیان ومعتقدان این روشهای ناپسند که به هیچ وجه زیبنده جمهوری امام نیست منجر شده باشد اما این همه واقعیت نیست.سرکوب بخشی از آحاد جامعه و سوختن و از بین بردن سرمایه های ارزشمند نظام مانند آسیب به اعتماد عمومی ملت به حاکمیت، لطمه جبران ناپذیری به چهره و وجهه پر ازعطوفت نظام زده واگر خدای ناکرده این روند ادامه یابد ،خواهد زد و دراین صورت مردمی که به نظام معتقد بودند و برای برپایی آن جانفشانی ها کردند به این باور تلخ خواهند رسید که نظام چهره رحمت وعطوفت خود رانسبت به بخشی از مردم از دست داده است.
۳- تلاش در جهت تقلیل طرفداران موسوی وبه تعبیر بهتر، منتقدان به نحوه برگزاری و اعلام نتیجه انتخابات و آمریکایی دانستن موسوی! ودیگران تلاشی بیهوده و ساده اندیشانه است و دردی را دوا نکرده ونمی کند. منتقدین چرا کم شده اند؟در این مدت نه ماهه چه اقدامی از سوی دولت در جهت اقناع آنها در این مدت شده است که آنها را نسبت به وضع موجود خوش بین نموده است؟ به گمان من آنها اگر بر تعدادشان اضافه نشده باشد که قراینی در این زمینه سراغ دارم کم هم نشده است.
۴- باید خدا را شکر کرد که منتقدین در داخل خانواده انقلاب، پشت سر کسانی مانند موسوی وخاتمی وکروبی و..قرار گرفته اند که قطعا از خودی های انقلاب و از کسانی اند که حاضرهستند برای حفظ وحراست از انقلاب امام ومردم حتی جانشان رابدهند .اگر این رویه تهمت مسخره فتنه وادعای مسخره تر محاکمه سران معترض و در عین حال معتقد به نظام ادامه یابد آنگاه ممکن است جامعه معتقد به آنها نومیدانه نگاه خود رابه سمت وسوی دیگری که قطعا در داخل نظام نخواهد بود بکشاند که در این صورت از دست امثال خاتمی وموسوی وکروبی کاری ساخته نیست.
۵- دامنه ناپختگی افراد نخبه باید هرچه کمتر بشود. اظهارات بعضی سیاسیون نشانگر این واقعیت تلخ است که متاسفانه در بعضی نخبگان، رگه های ناپختگی فراوانی دیده می شود.آنان باید درست و راست با مردم خود سخن بگویند و هرگز درک آنان را دست کم نگیرند.اینقدر عوام و خواص نکنند.مگرهمین عوام ها نبودند که به ندای امام لبیک گفتند و ما خواص را یا از زندان های شاه بیرون آوردند و یا به تبعید و فرار سیاسیون به خارج خط پایان کشیدند؟
۶- در روندی که الآن وجود دارد صحنه سیاست به میدان مسابقه ای می ماند که در آن عده ای هم بازیگرند و داور بازی وهم تماشاچی و برگزارکننده بازی!
در کجای دنیا در عرصه رقابت وسیاست اینگونه عمل می کنند و اینگونه با حریف مسابقه می دهند که با کمترین مشاهده نشانه اعتراض وانتقاد ناراضی به روندبازی و قضاوت قاضی! دراعلام نتیجه بازی!کارت زرد وقرمز داور مبنی بر دستگیری و زندان ومحاکمه وحبس منتقد ومعترض بالا می رود؟ دراین صورت چه کسی از جناح رقیب که از رقابت خود دربازی گذشته نتیجه ای جز حبس وزندان و..نداشته در بازی بعدی حاضر به حضور در عرصه رقابت خواهدشد؟
۷- بسیار ساده اندیشانه است تصور شود با برگزاری با شکوه بزرگداشت سالگردپیروزی انقلاب بخشی ازمردم، مساله انتخابات را به ورطه فراموشی سپرده اند.اینگونه نیست . اگر به این سخن اعتقادی نیست کافی است برای یکبارهم شده دست به یک خودآزمایی بزنند وبه منتقدین اجازه تجمعی آرام را در سرتاسر کشور بدهند. اگر متوجه حضور کم جمعیت شدند شادمانه! به روش های خود ادامه بدهند ولی اگر نتیجه چیز دیگری بود فورا و برای حفظ مابقی وجهه نظام از روندی که در پیش گرفته اند باز گردند و از مردم عذر بخواهند و آب رفته را البته اگر بتوانند به جوی باز گردانند.
۸- هیچ انقلابی بدون انقلابیونی که آن را آفریده اند باقی نمی ماند.از اموری که برای برون رفت از این بحران وسر درگمی فوری می نمایاند آن است که می بایست به روند خروج و به تعبیر مناسب تر،اخراج نخبگان و انقلابیون از درون نظام وحاکمیت سریعا پایان داده شود.طرد نخبه ها از صحنه مدیریت جامعه و دعوت آنهابه الگوگیری از مردم! وادار کردن انقلابیون به سکوت وگوشه نشینی وعزلت واعتراف وتوبه وندامت وبردن آنها به ندامتگاه! نه تنها هیچ مشکلی را برطرف نکرده ونخواهد کرد بلکه به شهادت تاریخ بردامنه مشکلات موجود هم خواهد افزود.
۹- ادامه روند و رویه کنونی بعضی مبنی بر ابجاد بغض ونفرت وتنفردربخشی ازجامعه نسبت به بخش دیگری از آن و مردم را با دامن زدن به احساساتشان در برابر یکدیگر قرار دادن، رویه ای صد درصد اشتباه، بی نتیجه وغیرعقلانی برای هرحاکمیت است.برای رضای خدا هم که شده قدری چشمها رابیشتر باز کنند وبه کسانی که باحضورمیلیونی خود در صحنه انتخابات آن همه شور وشعور وحضور آفریدند این همه تهمت وابستگی به خارج یا انتساب به امویان! نزنند واین همه برای موساد! و انگلیس! وانجمن پادشاهی! وته مانده های فاسد رژیم ستم شاهی پهلوی عامل وعوامل مفت ومجانی نسازند ونتراشند.این سیره حکومتی امام نیست. چرا اینقدرما اهل تهمت شده ایم ودست خود زنان عالم را از پشت بسته ایم!؟
منبع: وبلاگ غلامعلی رجایی
توضیح غلامعلی رجایی پیرامون مقاله اخیرش+







RSS
Facebook
Twitter
از سردار کوثری و امثال ایشان نه گله ای است نه توقعی بیش از این ،ولی تاسف برای کسانی است که کار کشته سیاستند و یاورانی چون
کوثری را برای خود بر میگزینند. واز صدها جوان صادق و خدوم و خالص چون تاجزاده و میر دامادی و رمضانزاده گریزانند.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۱۱:۱۳ ق.ظ
نور صدق در وجود آقای رجایی بصیرت او را به کمال نزدیک کرده است. اما نمی دانم که در شجاعت از کجا وام میگیرد.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۱۱:۴۱ ق.ظ
به این ۴هزار نفر اجازه یک تجمع سکوت بدهند تا همه بحث ها کلا بخوابد
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۱۱:۴۲ ق.ظ
فرمودید” درروندی که الآن وجود دارد صحنه سیاست به میدان مسابقه ای می ماند که در آن عده ای هم بازیگرند و داور بازی وهم تماشاچی و برگزارکننده بازی!
در کجای دنیا در عرصه رقابت وسیاست اینگونه عمل می کنند و اینگونه با حریف مسابقه می دهند که با کمترین مشاهده نشانه اعتراض وانتقاد نا اضی به روندبازی و قضاوت قاضی! دراعلام نتیجه بازی!کارت زرد وقرمز داور مبنی بر دستگیری و زندان ومحاکمه وحبس منتقد ومعترض بالا می رود؟ دراین صورت چه کسی از جناح رقیب که از رقابت خود دربازی گذشته نتیجه ای جز حبس وزندان و..نداشته در بازی بعدی حاضر به حضور در عرصه رقابت خواهدشد؟”
این به طور خلاصه یعنی تعریف و ساختار” جمهوری اسلامی” یعنی ساختار “جمهوری تزئینی” و “جمهوری همچون زیور اسلام”. اگر اسلام زیباست چرا تزئین اش می کنید؟
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۱۱:۴۷ ق.ظ
۱این دلیل نمیشه که این اقا جبهه رفته حتما ادم خوبیه . تازه دفاع از وطن وظیفه است و نباید برای رفتن منت سر مردم بگذارند . ۲ اکه ما ۴ هزار نفریم یه رفراندوم ازاد بزارن خیال خودشون و ما رو راحت کنن
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۱:۲۲ ب.ظ
با سلام و احترام
۱- آنچه حقیقت دارد این است که نه تنها از طرفداران مهندس موسوی کاسته نشده بلکه افزون تر هم شده اند!
البته پذیرش این حقیقت برای آنان عذاب آور و تلخ است، لذا سعی دارند با وارونه نمایی به خود دلداری بدهند و به خیال خود فضای ناامیدی را در جامعه ایجاد کنند تا مردم معترض خاموش شوند و اعتراض های شان را پی گیری نکنند… که البته نتیجه ی عکس دارد.
۲- اگر شرف دارند و به سخنی که می گویند ایمان دارند بعد از ۹ ماه و بعد از این همه درخواست قانونی از سوی گروه ها و جناح های اصلاح طلب، فقط برای یک روز یک مجوز سکوت به معترضین بدهند (بدون وجود هیچ نیروی لباس شخصی و انتظامی و …) به قول کروبی عزیز امنیت اش را هم خودمان تامین می کنیم… این تجمع می تواند در یک بیایان، مثل کویر قم و در خارج شهرباشد تا آقایان نگران شکسته شدن شیشه ها و ایجاد ترافیک و راه بندان و از این قبیل مسائل نباشند (که البته همیشه هم خودشان در به راه انداختن ناآرامی ها پیش قدم بودند) آن وقت بیایند و با اطمینان بگویند که طرفداران میر حسین کم شده اند یا نه…
حرف حساب و منطقی جواب ندارد…. اما افسوس که اینها اصلن منطق ندارند!
در واقع به صلاح شان نیست که منطقی و از روی حساب و کتاب حرف بزنند چون می دانند که کم می آورند!
۳- چرا به آیت الله هاشمی رفسنجانی اجازه نمی دهند مطابق با سال های قبل، خطبه های نماز جمعه را برگزار کنند و همچنان امام جمعه ی موقت تهران باقی بمانند؟ چرا می گویند به صلاح نیست که ایشان در نماز جمعه حضور یابند؟ آیا از همین ۴ الی ۵ هزار نفر می ترسند و نگران اند؟
۴- همین ترس ها، نشان می دهد که ما « بی شماریم » !
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۱:۵۰ ب.ظ
معترضان شرکت کردند چون نمی خواستند ۲۲ بهمن توسط کسانی مثل احمدی نژاد که نقشی در روزهای پرخطر نداشتند ، مصادره شود .
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۲:۵۶ ب.ظ
البته نظر آقای کوثری درست است ولی طفلکی ریاضی یا یادش رفته یا بلد نیست که بگوید عدد ۴۰۰۰ را بتوان ۳ برسانید میشود تعداد سبزها
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۶ ۷:۱۳ ب.ظ
من میخواستم شال سبز ببندم برم راهپیمایی، ولی مادرم با اسرار زیاد نگذاشت و من هم موافقت کردم، مدام میگفت ما کی رو داریم بیاد تو رو از اون تو در بیاره. مرد خونه تویی….. ولی من رفتم به راهپیمایی با نماد سبز در جیبم و حرفهای مردم رو هم شنیدم، دستگیری رو با چشمم دیدم. دیدم اتوبوسی رو هم که گاردی ها جلوش صف کشیده بودند (احتمالا برای پر کردنش از اراذل و اوباش غیور و شهید پرور) … دیدم زمانی که رییس دولت از فناوری حرف میزد و صداش از بلندگوها مدام قطع و وصل میشد و بعضی موقع ها صدای بی سیم با بلندگوهای پخش فرمایشاتش تداخل میکرد و بعضی موقع ها میخواستم بگم با موبایل کنار دستگاه پخش وای نایستید… عجب مراسمی بود…
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۷ ۱:۲۹ ق.ظ
وقتی نظامی هایی که درتمام دنیابه … معروفندیکشبه سیاسی بشوندوردای نمایندگی مجلس راآنهم بطورانتصابی برتن کنندبایدهم اینگونه سخن بگویندبرآنهاحرجی نیست
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۷ ۴:۵۷ ق.ظ
با درود برشما این مطلب را در سایتهای دیگر هم منتشرکنیدچون روشنگرانه است برای همه کسانیکه بدنبال حقیقت هستند
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۷ ۸:۰۱ ب.ظ
چکارشون دارید بذارید چند صباحی دلشان خوش باشد
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۷ ۹:۰۸ ب.ظ
هم کوثری هم فضلی و جوان و همدانی و جعفری و فیروزآبادی و …. همگی سیاسیون مثل مرتضی نبوی ،احمدتوکلی،باهنر و … می دانند که تعداد معترضین بیشتر شده که کمتر نشده،ما داریم توی این جامعه زندگی می کنیم و به چشم خود حقایق رو می بینیم.
ولی عرض بنده اینه که ،بگذارید به قول آقاین بعد از عید قیمتها آزاد بشوند(شکر،برنج،روغن،حمل و نقل و به طبع آن لوازم یدکی و به طبع آن ارزاق و گوشت و مرغ و .. اونوقت خواهید دید همون طرفداران احمدی نژاد او را به زیر خواهند کشید.
بسیجی یه شهروند هست مثل من و شما ،وقتی نتونه مایحتاجش رو تامین کنه میشه معترض،شکو گرسنه این چیزا رو نمی شناسه،اونوقت همون وکیل فرمایشی مجلس هم رای به عدم کفایت این آقا می ده،همون نماینده ی ولی فقیه و امام جمعه هم رای به تغییر او می ده و خلاصه حذف او معادل میشه با بهبود اوضاع.
ولی این وسط چه خون ها که بی گناه ریخته شده،آبروها که برده شده،تحقیرها و توهین ها،فرزندان یتیم و از همه مهمتر پشت پا زدن به خون اونهمه شهیدی که جانشان را برای این انقلاب و مملکت دادند.
اونوقت آقایانی که این روزها با سخرانی های تحقیر آمیزشان از پشت تریبون هایی که به مدد همین مردم که اموی می خوانندشان بدست آوردند و یا روزنامه های بیت المال که انگار ملک طلق پدرشان هست باید تا ابد در دوزخی که خود باعث آن شدند بمانند و بسوزنند و بسازنند.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۷ ۹:۴۹ ب.ظ
مسوولان باید در مورد مقصرین حمله کوی دانشگاه صراحتا اعلام نظر کنند.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۷ ۹:۵۶ ب.ظ
بسیار عالی نوشتید و حتمامتوجه هستید که با این نوشته از کشتی پیاده شدید. تا مردان شجاعی مثل شما وجود دارند ایران وایرانی امیدوار روزهای سبز وبهتری است.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۸ ۲:۱۲ ق.ظ
اعلام نظر که نه مسولین باید افرادی را که در این فیلم بودند شناسایی و دستگیر کنند و نیز کسانی را که فرمان حمله به کوی را دادند و نیز کسانی را که اجازه ورود این اوباش را به داخل کوی را دادند این فیلم گویای همه چیز است واگر مسولین کاری نکنند معلوم می شود که خواست و دستور خودشان بوده.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۸ ۷:۴۴ ق.ظ
من سبزم اما بااینکه باز یک گروه نظر خود را نظر تمام سبزها بدانند سخت مخالفم.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۸ ۴:۱۴ ب.ظ
ریزش حامیان جنبش سبز در راهپیمایی مردمی ۹ بهمن که به فرموده رهبری نقطه عطف کم نظیری در تاریخ پرشکوه انقلاب است به اثبات رسید ولی متأسفانه هیچیک از رهبران و تحلیلگران سبز از جمله جناب رجایی حاضر به تحلیل درست و واقع بینانه آن نشدند و با ابداع واژه هایی مثل راهپیمایی های مهندسی شده که توهین بزرگی به ملت ایران است سر خود را زیر برف نگه داشته اند.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۸ ۷:۵۵ ب.ظ
آقای محمود اگه جرات دارین و فکر می کنین که جنبش سبز ریزش کرده یک مجوز راهپیمائی به ما ریزش کرده ها بدین دیگه تا بفهمیم که کی درست میگه. از ترس سرتون رو کردین زیر برف
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۸ ۱۰:۱۱ ب.ظ
من یکی از رای دهندگان به اقای مهندس موسوی هستم . به دوست عزیزم محمود می گم که بدونه اگه توی یکی از ادارات یا ارگانهای دولتی شاغل باشی متوجه ریزش حامیان اقای احمدی نژاد میشی نه ریزش حامیان اقای موسوی و مضاف بر این هم اگر حکومت اجازه یک راهپیمایی رو به حامیان مهندس موسوی بده اونوقت معلوم میشه که چه کسایی هنوز هستند ولی جو اختناق نمی زاره حرف بزنند
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۸ ۱۰:۲۳ ب.ظ
البته یادتون نره که در روستاها سهام خیلی ها به بعد از انتخابات موکول شده بود و هنوز دریافت نکردند در حالی که رای به آقای احمدینژاد دادهاند و حالا کلی شاکیاند که کو عدالت و سهام ما.
نتیجه: از ما سبزها فقط ۴هزار نفر مانده که کتک نخورده و تهدید نشده
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۸ ۱۱:۲۳ ب.ظ
الحق که درست تحلیل کرده اید با درود بر شما
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۹ ۱:۰۲ ق.ظ
رحمت به شیری که به تو دادند آقای رجایی، در جایی دیگر آقای کلهر ادعا می کنند که تنها هشت میلیون طرفدار آقای موسوی هستند و در جای دیگر این آقا این جمعیت را به ۴ یا ۵ هزار نفر تقلیل می دهند حداقل این آقایان با خودشان هم هماهنگ نیستند.
اندکی صبر سحر نزدیک است
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۹ ۱۰:۰۵ ق.ظ
تا زمانی که به معترصین اجازه یک راه پیمایی ساده و آرام در سراسر کشور داده نشود این همه مانور در باره راه پیمایی ۲۲ بهمن خود فریبی است.
کاش این آقایان به جای این همه ترس و بیم نک ذره شعور و شرافت داشتند. به امید آن روز.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۹ ۷:۰۳ ب.ظ
شما ها که اذعای جمعیت تون میشه پس چرا موقع ۲۲ بهمن جرات نکردید اعلام وجود کنید تازه اشم اینکه اینقدر صبر کنید تا همین علف سبزی که میخواید سبز بشه
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۹ ۸:۰۱ ب.ظ
با نظر مهران موافقم:”مسوولان باید در مورد مقصرین حمله کوی دانشگاه صراحتا اعلام نظر کنند”
این اخرین فیلم مربوط به کوی دانشگاه واقعا تکان دهنده بود…
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۹ ۹:۰۱ ب.ظ
احسنت بر شیر مرد که در این فضای غبار آلود روشنگری میکنید
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۰۹ ۱۰:۵۴ ب.ظ
چرا باور نمی کنید سبزی بنام سبز شما کمرنگ تر شده است.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۰ ۱۱:۰۲ ق.ظ
بنام آنکه عقل و شعور داد ،
جناب آقای دکــتر رجایی عزیز ، خودتان هم اشاره نمودید ، اینان فکر میکردند طرفداران جنبش ســبز همان ۴-۵ هزار نفری هستند که قبلا\” جلو کودتای قبلی را در ۲ خرداد ۱۳۷۶ گرفته اند ، ودر همین فکرو خیال و به تلافی همان سال (۷۶) این بار پیشدستی نموده و به خیال خودشان همه اصلاح طلب ها را گرفتند و جلو تر به زندان انداختند ، اما زهی خیال باطل ،
به وحدانیت خدا قسم من خود به اکراه و از روی ناچاری به مهندس موسوی رای دادم ، لیکن امروز خدای را شکر میکنم و جناب مهندس موسوی را در ردیف بزرگانی همچون مصدق ، امیرکبیر ، گاندی و دیگر بزرگان سیاستمدار تاریخ میدانم ،
یک سوال اساسی برایم پیش آمده که هنوز نتوانستم جوابش را پیدا کنم و در همین جا از تمام آزادیخواهان درخواست مینمایم که اگر میدانند پاسخ دهند آن این است : اگر فرض کنیم ، فقط فرض کنیم ( چون شخصا\” در مورد جناب آقای دکتر احمدی نژاد چنین نمی اندیشم ) هر دوی این آقایان یعنی هم آقای مهندس موسوی و هم آقای دکتر احمدی نژاد به نظام جمهوری اسلامی و به کشور ایران علاقه مند باشند و با توجه به اینکه هر دو این آقایان هم امتحان پس داده بودند و هر غیر سیاستمداری هم می توانست تشخیص دهد که مردم از مدیریت آقای مهندس موسوی مخصوصا\” از سیاست های اقتصادیشان خاطره دارند ( هنوز هم شنیده میشود روغن در زمان جنگ فلان قدر بوده فلان جنس فلان قدر بوده و … بیشتر اقلام مصرفی و خوراکی ، همان طوریکه در مورد خودکار بیگ و… زمان هویدا یادآوری میشود) و در مورد سیاست های اقتصادی حیف و میل درآمدهای نفتی ، ساخت خانه هایی در کشورهای آمریکای لاتین و کارخانه های متعدد دوچرخه ، مخابرات و … در همین کشورها و سیاست های پرتنش خارجی آقای دکتر احمدی نژاد مبنی بر اینکه ممکنه جنگ بشود و… مردم برای خداحافظی ایشان روزشماری میکردنند
و این موضوعات قابل تشخیص بوده ، آنوقت نظام علیرغم این همه مشاهدات چرا دست به چنین ریسکی زدند !! …. به اعتقاد اکثریت مردم رای ملت اصلا\” شمارش نشد و با یک حساب دو دوتا و رو کم کنی انتخابات ۷۶ آقای احمدی نژاد را که حتا محبوبیت اشتباهی ۴ سال پیش را هم از دست داده بود به عنوان رئیس جمهور به مردم معرفی کردنند !!!!!
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۰ ۱۲:۲۹ ب.ظ
جناب آقای رجایی در جایی از متن فرموده اند: “متاسفانه رسانه های مرتزق از بیت المال هنوز که هنوز است دست از هرگونه تهمت وفحاشی به آنان برنداشته اند و با لقب مسخره آمیز سران فتنه ازآنان یاد می کنند”. تا آنجاییکه بنده به یاد دارم و شواهد و قراین به صحت اعتقاد بنده دلالت دارد، لقب سران فتنه را …. بکار بردند که در جایی از آنها بعنوان “افراد غافل” نیز نام برده شد. لذا بنظر می رسد صدا و سیما به نوعی به وظیفه خود عمل می کند.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۱ ۱۲:۲۶ ب.ظ
من و امثال من نرفتیم جبهه که جبهه نرفته هایی مثل احمدی نژاد و مشایی و محصولی حالا میدانداری کنند و نسل بسیجی های جنگ ندیده را طوری تربیت کنند که تبدیل به چماق قدرت بر سر مردم شوند.یادم است از مرخصی از اهواز به تهران میامدیم اتوبوس جا نداشت در کف اتوبوس نشستیم تا خود تهران و حاضر نشدیم جای بچه کوچکی را که روی صندلی پیش پدرش نشسته بود بگیریم. واینگونه بسیجیان محبوب مردم شدند ولی حال انهمه محبوبیت تبدیل به کینه و نفرت شده است. این نتیجه غفلت از وصیت امام است که گفت نگذارید انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان بیفتد. حال باید نوریزاد مخلص بسیجی در زندان انفرادی بپوسد و احمدینژاد جبهه ندیده و فرقه اش بتازند.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۱ ۱۱:۳۱ ب.ظ
کسانی که بعد از ۳۰ سال از انقلاب هنوز از انقلاب حرف می زنند بدانند که هیچ کشوری بعد از این مدت دیگر حرفی از انقلابش نمی زند و فقط جشنی به مناسبت آن می گیرد. اما چرا در ایران هنور اسم انقلاب بر زبان انفلابیون و طرفداران آن است؟ به نظرم اگر انقلاب واقعن ایجاد یک تحول اساسی بود امروز کسی انقلاب ۵۷ را انقدر بزرگ نمی کرد امروز می گفت ایران ۸۸، عزیزان در ایران هنوز انقلابی رخ نداده اگر چه بیش از نیم قرن برای آن تلاش کردیم. روزی که واقعن انقلاب کردیم فردایش دیگر ایران است نه صحبت انقلاب.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۲ ۵:۵۶ ب.ظ
به نظر بنده نه تنها از تعداد طرفداران میر کم نشده بلکه به خاطر این همه مظلومیت و نجابت میر طرفداران بیشتری هم پیذا کرده
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۳ ۳:۱۳ ب.ظ
من در دانشگاه آژآد اسلامی قزوین درس میخونم – حدود ۲۶۰۰۰ دانشجو در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین در حال تحصیل هستند که طی یک نظر سنجی حدود %۹۵ این دانشجویان حامی جناب آقای مهندس موسوی هستند
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۴ ۱۲:۵۰ ق.ظ
نه خیر خیلی هم کم شده ! اصلاً دیگه طرفداری نداره! میگی نه ؟ از ۱۱۸ بپرس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۴ ۱۰:۰۴ ق.ظ
متاسفانه شما نه چشماتون میبینه و نه گوشاتون میشنود چرا ۹ دی رو نمیتونید ببینید . اونروز که دیگه نمیتونید ادعاکنید شما ها هم بودید. بترسید از فردای قیامت . من اشتباهات اقای احمدی نژاد رو بهیچ عنوان تایید نمیکنم . ولی حاضر نیستم شاهد میدان داری غربی ها و بیگانگان تو مملکتم باشم . هر مشکلی هم ایران عزیز داشته باشه بهتر از اینه که مملکت به بیگانه بدیم .
امید وارم اینقدر شهامت داشته باشید که منعکس کنید.
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۴ ۵:۳۲ ب.ظ
ناشناس عزیز چرا آخه فکر میکنید جنبش سبز به دنبال سلطه بیگانگان به کشور؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
بابا به خدا، به پیر به پیغمبر هیچ سبزی حاظر نیست یک وجب خاک این کشور عزیز تر از جان رو به بیگانه بده. اگه مشکلت با سبزها اینه تورو به اون خدایی که میپرستی قسمت می دم یه کم پای حرفهای هموطنان سبزت بشین و ببین چند نفرشون می خوان کشور دست بیگانه بیفته؟ تورو خدا انصاف داشته باش و تهمت به این همه انسان سبز نزن که خیلی گناه بزرگیه؟
0
0
۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۵:۴۲ ب.ظ