سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمد قوچانی:شعار استراتژیک سبزها…...

محمد قوچانی:شعار استراتژیک سبزها…

چکیده :جریان سبز نه در پی احیای سلطنت است و نه به دنبال حذف اسلامیت. اگر این همان جریانی باشد که به نام خط امام شروع شد و به اصلاحات رسید باید از جمهوری اسلامی همان گونه که امام خمینی گفت حمایت کند. طرح شعارهایی مانند« جمهوری ایرانی» در بدنه جنبش سبز نه تنها به مصلحت نیست که نادرست هم...


کلمه: محمد قوچانی سردبیر مجله هفتگی «ایراندخت» در یادداشتی با عنوان« اصول اصلاح» نقد و نظری دارد بر جریان سبز و پیشنهاداتی را برای اصلاح طلبان برشمرده است.

قوچانی با اشاره به عبور لایه هایی از هواداران جریان سبز از سران آن و البته موضع گیری صریح سید محمد خاتمی، موسوی و کروبی در برابر برخی شعارهای ساختار شکن، نوشته است:.. گذر زمان ثابت خواهد کرد اگر سران جریان سبز به جای رهروی اجتماعی به رهبری سیاسی روی آورند و به جای مطالبات حداکثری به دور از باور خویش از مطالبات حداقلی که بدان باور دارند دفاع کنند و اگر مرز میان اپوزیسیون دولت و حتی حاکمیت را با اپوزیسیون نظام و حکومت رعایت کنند این کار نه تنها به سود اصلاحات که به نقع ایران است و به سود همه ایران چه اصلاح طلب چه اصول گرا و تنها راه این مهم تعریف جریان سبز است نه تعریض بدان…

جنبش سبز بازتولید و توسعه جریان اصلاحات است و جنبش اصلاحات بازفهم و توسعه جناح چپ اسلامی یا چپ خط امامی در دهه ۶۰ که بدون هیچ شک و تردیدی تحت نفوذ آرای امام خمینی بود. بدیهی است در هر یک از این مراحل بازتولید نسبت به مفهوم و مفاهیم اولیه این جریان تحولاتی ایجاد شده است. اما از منظر بازیابی هویت های تاریخی نمی توان آن ریشه های اولیه را نادیده گرفت و به خصوص که هنوز سران این جریان( موسوی، کروبی، خاتمی وهاشمی)هستند که همه هویت خود را از امام خمینی گرفته اند.

قوچانی در باره شعار جریان سبز نوشته است: جریان سبز نه در پی احیای سلطنت است و نه به دنبال حذف اسلامیت. اگر این همان جریانی باشد که به نام خط امام شروع شد و به اصلاحات رسید باید از جمهوری اسلامی همان گونه که امام خمینی گفت حمایت کند. طرح شعارهایی مانند« جمهوری ایرانی» در بدنه جنبش سبز نه تنها به مصلحت نیست که نادرست هم هست. نه تنها متناقض با اغراض موسسان این جریان است بلکه مبهم هم هست.

معنای جمهوری ایرانی روشن نیست. آیا جمهوری لائیک است؟ آیا در این صورت می توان در یک جامعه اسلامی دولتی لائیک بنا کرد؟ آیا جمهوری های مصر یا سوریه یا یمن دموکراتیک هستند؟ .. عقب نشینی اصلاح طلبان از مفهوم جمهوری اسلامی و تحویل آن به جناح مقابل سبب می شود افرادی که در جناح مقابل به دنبال تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی بودند سرمست شوند.

شعار «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد» باید به شعار استراتژیک اصلاح طلبان تبدیل شود..

۴۱ دیدگاه

  • At 2010.02.07 17:20, ناشناس said:

    خوب لین نظر ایشان است!

    []
    • At 2010.02.07 19:14, رضا said:

      منم موافقم. باید روی مسیر حرکت جنبش بیشتر شفاف سازی و تبلیغ کرد تا دشمنان جنبش از ابهامات موجود سوءاستفاده نکنن.

      []
      • At 2010.02.07 19:24, sara said:

        دوستان عزیز سبز
        در استانه ۲۲ بهمن هستیم .برای حفظ وحدت و همدلی بین تمام بدنه جنبش و همین طور ادامه اعتراض مدنی به وضعیت موجود,لطفا تا انجا که ممکن است از سر دادن شعارهای تند و افراطی خودداری کنید و به دیگران هم تذکر بدهید,چه بسا که شعارهای تند تو طئه ای برای تشدید خشونت و ریزش افراد میانه رو و مسالمت جو از بدنه جنبش سبز است.جواب خشونت ,خشونت نیست.جواب دشنام ,دشنام نیست.ما ارام
        اما پایدار ادامه می دهیم.

        []
        • At 2010.02.07 19:37, بهی said:

          باید دید در صورت به کار بستن توصیه های شما و زمانی که رهبران “به جای مطالبات حداکثری ….” آیا باز کسانی روحیه ی آن را دارند که در خیابان با دست خالی به مبارزه با گلوله بروند و جانشان را در مخاطره قرار دهند؟ باید دید خواسته های بدنه ی جنبش سبز چیست و آن هایی که در خط مقدم جبهه هستند چه می خواهند؟ بدانید که به روحیه ی طرفداران جنبش سبز بیش از رافت و محبت طرف مقابل احتیاج دارید.

          []
          • At 2010.02.07 19:51, negar said:

            نظر آقای قوچانی محترم است.ولی کی میخواهید متوجه شوید که مردم با دیکتاتوری و زور گویی مخالفند!چه از طرف اصولگرا چه اصلاح طلب چه خارج نشین چه با دین چه لائیک!! دوست عزیز آقای قوچانی فکر نمیکنی ” تحکم ” این شعار استراتژیک (حتی با فرض صحیح بودن) خیلی جذابیتی برای مردم مخصوصا جوانان در زمان کنونی ندارد؟؟شاید زمانی این تحکم در شعار از مقتضیات زمان خود بوده ولی الان دوره ای است که کم و زیاد را اجازه دهید مردم تعیین کنند.حمایت من از ساختار دموکراتیکی که انتظارش را دارم نیازی به امر شما ندارد.نظر تند و تحکمانه ای بود که به دل من ننشست.دوست عزیز جوانان امروز دنبال راه قدیمی و اصیل شما میروند اگر به آن ایمان بیارند نه با دستور شما!! شما جنبش سبز را دارید به گروهی خاص با گذشته ای خاص محدود میکنید.چرا؟!!چرا نمی خواهید همه مردم از این جنبش حمایت کنند؟چرا دلخوری ایجاد می کنید؟ا!! جریان سبز متکثر از عقاید گوناگون است که می خواهند خواسته های مشترک خود را به اشتراک بگذارند.می پذیرم اختلاف بر سر شعار جمهوری ایرانی زیاد است پس ندهیم بهتر است و به قول شما مفهوم خاصی البته به صورت غیر مستقیم از خواسته مردم را به دنبال ندارد. اما شک نکید شعار استراتژیک شما هم شعار “اکثریت” نخواهد بود.حتی اگر بهترین شعار باشد.حتی اگر من اشتباه بگویم و شما درست خوب میدانید که این شعار مردم نخواهد بود.این یک واقعیت است.بپذیرید.ممکن است ما اشتباه کنیم که این شعار استراتژریک شما را سر نمیدهیم ولی برای قانع کردن من امر و دستور نفرمایید که بیزارم!! دلیل و مقاله بدهید حال یا مردم می پذیرند و این شعار را می دهند یا نه.ما از تحکم از ” تعیین مفهوم ” کم زیاد کوتاه بلند تنگ گشاد ……خسته ایم.کمی تنها کمی درکمان کنید.متشکرم

            []
            • At 2010.02.07 20:27, رضا said:

              درود بر موسوی عزیز

              []
              • At 2010.02.07 20:58, پریسا said:

                سلام . از همه دوستان سبز خواهش می کنم ۲۲ بهمن قبل از تکرار شعارها کمی فکر کنند و هر شعاری را تکرار نکنند.به هیچ عنوان احساسی نشوید در ضمن امسال در مسیر میدان آزادی تا میدان انقلاب بلندگوهای زیادی نسب شده احتمال می دهم به نیت تحریک ما باشد خواهش می کنم صبور باشید و بردبار .

                بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر بیدادتان را بردباری می کنند.

                همه با هم در ۲۲ بهمن سبز

                []
                • At 2010.02.07 21:12, ناشناس said:

                  مرگ بر دیکتاتور

                  []
                  • At 2010.02.07 21:35, behi said:

                    باید دید در صورت به کار بستن توصیه های شما آیا باز کسانی روحیه ی آن را دارند که در خیابان با دست خالی به مبارزه با گلوله بروند و جانشان را در مخاطره قرار دهند؟ باید دید خواسته های بدنه ی جنبش سبز چیست و آن هایی که در خط مقدم جبهه هستند چه می خواهند؟ بدانید که شما به روحیه ی طرفداران جنبش سبز بیش از رافت و محبت طرف مقابل احتیاج دارید.

                    []
                    • At 2010.02.07 22:13, نصرت جاویدان said:

                      با درود به همه ی دوستان جنبش سبز ! چون حاکمیت خواهان بر خورد ددمنشانه ( برای ترساندن مردم درحرف یا جنگ روانی ) با مردم خواهد بود. به نظر من بهترین روش برای شکست این سیاست حاکمیت این است که همه با آرامش کامل به خیابان ها آمده وبا در دست داشتن یک پرجم سبز روی زمین بنشینند و به این ترتیب مرز جنبش سبز با نمایش فرمایشی حاکمیت پر رنگ و برجسته خواهد شد وفیلم های گرفته سده
                      از این نمایش ها خیلی روشن مردم و جهان را قانع خواهد کرد. آدرس و ایمیل محفوظ

                      []
                      • At 2010.02.07 22:23, حسین سبز اندیش said:

                        با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
                        حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور خواسته ها ومطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر.
                        {ولطفا از دادن شعارهای ساختار شکنانه وتوهینی جدا خودداری کنیم.که این کار تنها از اثر بخشی جنبش مان کم می کند وبجای جذب بیشتر موجب ریزش وکم اثر تر شدن جنبش میشود و باعوامل نفودی که از این گونه شعارها می دهند همراه نشویم وآنها را طرد کنیم.}

                        ازجمله شعارهای براساس مطالبات وحقوق مسلم مان:

                        آزادی رسانه آزادی انتخاب حق مسلم ماست
                        زندانی سیاسی آزاد باید گردد
                        تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست
                        آزادی اندیشه حق مسلم ماست
                        استقلال آزادی جمهوری اسلامی واقعی
                        نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
                        و {بر محور شعار (((رفراندوم)))تمرکز کنیم }ونیز {(شعارهای اقتصادی) هم بدهیم}

                        وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.
                        {ونیز می خواستم یک درخواست دیگر از ملت بزرگوار وهمیشه سبز اندیش ایران داشته باشم که علاوه بر دادن شعارها براساس خواستها ومطالبتمان وداشتن نماد سبز که مظهر هویت اسلامی وایرانی ما وجز ماهیت جنبش الهی مردمی ما حساب می شود هر کداممان (((با یک شاخه گل)))در راهپیمایی ها شرکت کنیم که این علاوه بر کاستن از خشونت احتمالی موجب همراهی دیگران هم خواهد شد ونیز این گونه به همه نشان می دهیم که جنبش ما یک جنبش صلح طلب وحق جوست. وبا وجود هرگونه خشونت مخالف است وتنها می خواهدکه ایران واقعا برای همه ایرانیان باشد که در آن ((حقوق وکرامت همه انسان ها ))ارزشمند شمرده می شود.}
                        و بیاییم از این به بعد برای اثر گذاری بهتر ونتیجه گیری بهتر وسریعتر {{{نا فرمانی (های)مدنی}}} را یاد بگیریم وانجام دهیم با صبر حوصله و امید

                        وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
                        به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود

                        []
                        • At 2010.02.07 22:57, ابراهیم said:

                          من با “بهی” موافقم و به نظرم به همین دلیل است که میرحسین اینقدر برای بدنة جنبش احترام قائل است. در هر حال این جنبش متعلق به همة کسانی است که با ارامش و استدلال خواسته خود را مطرح می‌کنند.

                          []
                          • At 2010.02.07 23:14, asal said:

                            جمله ای قابل تامل از مهندس بازرگان:

                            همیشه و همه جای دنیا استبداد از روزی شروع شده است که یک شاه، یک خاندان، یک طبقه و حتی یک مکتب خواسته است ولو با حسن نیت و به قصد خدمت، خود را یگانه مالک، یگانه مسئول و یگانه مامور بر سایرین تصور کند وخود را بر جامعه تحمیل نموده، وقعی به رضایت و رای مردم ننهد

                            []
                            • At 2010.02.07 23:36, شاهرخ said:

                              لطفا یک نفر جمهوری ایرانی را برای من معنا کند. آیا جمهوری ایرانی با نوع پاکستانی یا انگلیسی و غیره اش تفاوت دارد یا نه؟ درست است که مردم آزادی و دموکراسی و همه چیزهای خوب را می خواهند ولی برای ایجاد یک محیط دموکرات و آزاد نیاز به یک راه و روش درست است. از متفکران جنبش سبز می خواهم همزمان با مبارزه مردم برای شکست دیکتاتوری به فکر فردای بعد از پیروزی باشند تا خدای ناکرده دچار خلا برنامه ریزی نشویم. البته بزرگانی چون مهندس موسوی و حاج آقا کروبی و سید بزرگوار قانون اساسی فعلی را بدرد بخور می دانند. پس من هم می گویم توصیه بزرگان را گوش دهیم و دچار احساسات کور نشویم. یادمان باشد برای اداره مملکت بعد از گذر از این دوران به درایت احتیاج داریم نه احساسات. البته می دانم مهندس و شیخ و سید می دانند که تنها متفکران این جنبش آنها نیستند و به قول دکتر رهنورد جنبش سبز پر از متفکر است. طبیعی است دیگران هم نظرات درستی دارند که همانطور که تا حالا اظهار نظرهای مختلفی را شنیده ایم از این به بعد هم خواهیم شنید ولی در فردای پس از پیروزی همه می دانند که نیرویی مانند سپاه از هیچ کدام از آنها پشتیبانی نخواهد کرد تا بتوانند حرف خود را با زور بر کرسی بنشانند پس مجبورند مثل بعضی ها بی ربط حرف نزنند.

                              []
                              • At 2010.02.07 23:51, ناشناس said:

                                خشونت طلبان و بدخواهان جنبش سبز می خواهد با سوق دادن شعارهای مردم به سمت شعارهای رادیکال، فضا را برای زدن اتهام به جنبش فراهم کنند….
                                از همه ی سبزهای عزیز می خواهم در چارچوب همان مطالبات و خواسته های جنبش سبز و نکاتی که میرحسین عزیز و اصلاح طلبان در بیانه های شان اشاره داشته اند شعار بدهیم و در بازی آنها گرفتار نشویم……….
                                .بهترین شعارها
                                …الله اکبر……….یا حسین میرحسین………..
                                رفراندوم رفراندوم / این است خواست مردم

                                []
                                • At 2010.02.08 00:08, یک رزمنده said:

                                  پسرم، آقای محمد قوچانی!

                                  جنبش سبز مانند یک نوزاد است که هویتش متاخر بر وجودش است. اصلا تعریف انسان این است که هویتش متاخر بر بودنش است. اینکه جنبش سبز مایل با بازتولید جمهوری اسلامی باشد یا نه؛ وابسته به رفتار و کردار هر دو گروه هیئت حاکمه و سرانِ جنبش سبز است. برای نمونه اگر حکومت همچنان به تخریب بنیانهای جمهوری اسلامی و به ویژه جنبه اسلامی آن ادامه دهد؛ بازتولید جمهوری اسلامی بسیار دشوار خواهد شد. همچنین اگر سران جنبش سبز نتوانند در این بازتولید منافع همه ایرانیان را بگنجانند، بازتولید نظریه ولایت فقیه در سالهای آینده عملی نخواهد بود.
                                  با اینهمه اینک همه سبزها بر درخواستهای حداقلی همراه، نماینده و دبیرکل خود میرحسین موسوی متفقند و دستِ کودتاگران بهانه جو را نیز خوانده اند….

                                  []
                                  • At 2010.02.08 01:32, navid said:

                                    آقای قوچانی توجه کنند که بسیاری بر خلاف ایشان معتقدند جنبش ریشه های بسیار عمیقتری از جریان اصلاح طلبی و “چپ اسلامی ” دارد. میر حسین عزیز ما هم، با هوشمندی سیاسی که دارد ، جنبش را متکثر می داند و به درستی معتقد است که شعارها باید از دل مردم بجوشد. لطفآ شعار القاا نفرمایید . ضمنا، همچنین بسیاری سران جنبش را موسوی، کروبی و البته رهنورد می دانند. خاتمی و هاشمی از حامیان مهم جنبش هستند.

                                    []
                                    • At 2010.02.08 01:41, آوای رسای میهن سبز said:

                                      ببینید جمهوری اسلامی( هر چند عالیه) ولی با این شرایط که دیگران به وجود آوردند لفظ تدافعی شده. جمهوری ایرانی هم اصلا شرایط نداره … چون اهداف پشت سرش نا معلومه. ما مهم برامون ۲ چیزه: ۱- همبستگی سبزها ۲- عدم تعیین مدل حکومتی.. با شعار باید ما در درجه اول همبستگی خود با یکدیگر را اعلام کنیم. ۲- بعد اهداف را تبیین کنیم. البته برای اینکه به کسی برنخوره من این شعار رو پیشنهاد داده که با لفظ اسلامی هم قرابت دارد: استقلال ، آزادی ، جمهوری انسانی
                                      ۲- تبیین هدف: رفراندوم، رفراندوم / این است شعار مردم

                                      []
                                      • At 2010.02.08 02:20, سعید said:

                                        به سرعت اصلاحات صورت نمی گیرد پس مواظب باشید در دام افراط گری نیافتیم. درود بر موسوی

                                        []
                                        • At 2010.02.08 02:37, ناشناس said:

                                          جوانان عزیز همه باور داریم که خواسته اصلی همه حقوق ملت.سربلندی واستقلالکشور وتوسعه همه جانبه است اجازه دهیم رهبران جنبش که صداقتشان در ایام دشواروتدبیرشان در همه شرایط تا کنون اثبات شده است استراتژی حرکت را تعیین ومدیریت نمایند در صداقت گفتار همه شما جوانان عزیزم هیچ تردیدی نیست.یک بسیجی زمان دوران دفاع مقدس.

                                          []
                                          • At 2010.02.08 05:48, *** ستادهای سبز - شعار سبز *** said:

                                            *** ستادهای سبز – شعار سبز *** ( پخش کنید لطفا ! )***

                                            > نهضت ما حسینیه / راه سبز خمینیه …

                                            > روح منی خمینی ، بت شکنی خمینی …

                                            > بانگ «جرس» از سینه ها فریاد دارد / تا جان به تن بر ضد این بیداد دارد …

                                            > زندانی سیاسی آزاد باید گردد / جمهوری اسلامی احیا باید گردد …

                                            > ما پیرو (لشکر) حسینیم / یاور میر حسینیم …

                                            > موسوی ، کروبی / استقلال آزادی / جمهوری اسلامی …

                                            > ما اهل کوفه نیستیم ، «حسین» تنها بماند …

                                            > روحانی مسلمان / برس به داد اسلام …

                                            > مراجع آزاده / آماده ایم آماده …

                                            > درود بر سه سید فاطمی / خمینی و موسوی و خاتمی …

                                            > اصالت بسیجی (سپاهی) ، حافظ جان ملت / اصالت قضایی ، حافظ داد ملت …

                                            > ای سیره ی خمینی ، « سید حسن خمینی » …

                                            > ….
                                            ( لطفا حتی المقدور از شعارهای تند پرهیز شود)

                                            []
                                            • At 2010.02.08 10:30, ناشناس said:

                                              مرگ بر هیچ کس !

                                              بهترین شعار

                                              []
                                              • At 2010.02.08 10:56, امیر said:

                                                با سلام به همه سیزها, بنظر من ما فقط باید برای احیای دمکراسی , آزادی رسانه ای و حق انتخاب نمایندگان بدون دخالت شورای نگهبان باشیم. دیگر مسایل خودبخود بوسیله نمایندگان واقعی مردم در مجلس اصلاح خواهند شد پس من پیشنهاد می کنم که شعار ها در مورد دمکراسی
                                                آزادی مطبوعات و زندانیان سیاسی
                                                و زنده باد ایران باشد و از دادن هر گونه شعار مرگ بر خود داری گردد.
                                                آآآقای موسوی ما با شما هستیم

                                                []
                                                • At 2010.02.08 11:10, mehdi سبز said:

                                                  استقلال آزادی جمهوری اسلامی واقعی

                                                  []
                                                  • At 2010.02.08 11:35, nasser said:

                                                    in ra kayhane shariat madari dikte mikonad

                                                    []
                                                    • At 2010.02.08 14:30, ناهید said:

                                                      “شعار «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد» باید به شعار استراتژیک اصلاح طلبان تبدیل شود..”
                                                      می تواند به عنوان راهبرد باشد

                                                      []
                                                      • At 2010.02.08 14:57, S.M said:

                                                        ببینید من با اینکه به شخصه معتقدم به حفظ کلیت جمهوری اسلامی و با اینکه بازم به شخصه مخالف شعارها رادیکالی هستم اما این نظر شخصی منه و منم با بهی و negar موافقم اینم دیکتاتوری که بگیم رهبران جنبش باید به جای خواسته حداکثری به خواسته حداقلی که موافق با افکار خودشونه توجه کنن!!!!!! ما اینهمه کشته ندادیم که از یه دیکتاتوری خلاص بشیم اسیر یه دیکتاتوری با یه اسم دیگه بشیم آقا جوون دموکراسی یعنی خواسته اکثریت مردم نه اقلیتی که حتی شاید عاقل تر باشن!!!!

                                                        []
                                                        • At 2010.02.08 18:44, میثم said:

                                                          جمهوری اسلامی احیا باید گردد…زندانی سیاسی آزاد باید گردد

                                                          []
                                                          • At 2010.02.08 20:54, mohsen said:

                                                            من با عسل موافقم. حفظ آرامش و پیگیری مطالبات از روشهای مسالمت آمیز و بدون خشونت به نظر من کمک بیشتری می کنه. راهی که افرادی مثل لوتر کینگ طی کردند. کسی که در موضع ضعف دست به وحشی گری و یا خشونت ( حتی زبانی) می زنه اگه به قدرت برسه اطمینانی به اون نیست.

                                                            []
                                                            • At 2010.02.09 01:31, آریان said:

                                                              من با حرفای آقای قوچانی موافقم.
                                                              آن چیزی که اکثریت مطلق جنبش سبز مردم ایران می خواهند انقلابی دیگر همانند سال ۵۷ و تکرار آن همه اتفاق، خواه تلخ و شیرین نیست. آن چه ما می خواهیم آزادی رسانه ها، مطبوعات، فضای دانشگاهی و بحث و مناظره و صد البته توسعه بین المللی و… در سایه وحدت همه ما به روی کار آمدن اصلاحات و اصلاحاتی هاست. اما این بار همانند دفعه قبل دوستان آزاده مان را تنها نمی گذاریم، تا آخرین قدم می ایستیم و در صحنه ایم.
                                                              با درود مجدد به آقای قوچانی
                                                              و تمامی زندانیان آزادی خواه همچون عمادالدین باقی، عیسی سحر خیز، بهزاد نبوی، محسن صفایی فرهانی، عبدالله رمضان زاده، مصطفی تاج زاده، محسن میردامادی، سعید لیلاز، احمد زید آبادی ، عبدالله مومنی و …
                                                              و با سلام به مهندس موسوی و خاتمی و عبدالله نوری

                                                              []
                                                              • At 2010.02.09 02:57, ناشناس said:

                                                                > نهضت ما حسینیه / راه سبز خمینیه

                                                                []
                                                                • At 2010.02.09 07:31, ایرانی سبز said:

                                                                  پاسخ به شاهرخ عزیز: جمهوری ایرانی یعنی نظام سیاسی دموکراتیک که مبنایاش استوار بر اصل منافع ملی باشد نه دین یا حزب یا ایدیولوژی یا نژاد یا دیگر فاکتورهای بی ربط. کدام قسمت این مقوله اینقدر بغرنج است که نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد؟ به نظر میرسد که برخی دوستان از ترس غضب کودتاگران کاسه داغتر از آش شده، اعتراضات مالیخولیایی آنها را پیراهن عثمان میکنند! البته امروز و اینجا جای مناقشه تفرقه آمیز نیست ولی لاجرم به این شعار خواهیم رسید. چه امروز، چه ۳۱ سال دیگر. الان روی راهپیمایی ۲۲ بهمن تمرکز کنیم.

                                                                  []
                                                                  • At 2010.02.09 18:18, علی said:

                                                                    وعده دیدار ما ۲۲بهمن میدان ازادی سبزباشید سبزسبز

                                                                    []
                                                                    • At 2010.02.09 22:28, ناشناس said:

                                                                      ‫مگر در زندان ‫چه بلائی بسر اینها میاورند که بعد از آزادی از نو متولد میشوند؟در کشور های غیر دمکراتیک که زور و فشار حکومت میکند،تحقق فضای آزاد سیاسی برای دراز مدت ساده لوحی است.نمونه اش نورالدین کیانوری و احسان طبری که عمری را برای برقراری نظام سوسیالیستی به سبک شوروی در ایران مبارزه کردند،عاقبت بعد از چند روز بسر بردن در زندان،شروع به خواندن و تفسیر قران کردند!!!کی باور میکند از روی اعتقاد بود.خلاصه اینکه : کار هر کس نیست خرمن کوفتن/ گاو نر میخواهد و مرد کهن.

                                                                      []
                                                                      • At 2010.02.10 09:17, مجید said:

                                                                        سلام من با همه موافقم
                                                                        بیاید ۲۲ بهمنو مثل ۲۵ خرداد کنیم که هیچ سواستفاده ای نتونن بکنن. نزاریم عاشورا تکرار شه تا با کمترین هزینه و آسیب، بیشترین بهره را ببریم.
                                                                        یه کشور، یه دولت – اما به رای ملت(تاکید می کنم: اما به رای ملت)
                                                                        دیکتاتور،دیکتاتور این آخرین پیامه-ملت سبز ایران آماده قیامه
                                                                        شرمتان باد ای خداوندان قدرت، بس کنید.
                                                                        ندا،سهراب،…آسوده بخوابید که ما بیداریمو پرچم ایرانمونو پس می گیریم.
                                                                        خاک پای همه سبز پوشای آزادی خواه دنیا هستم.

                                                                        []
                                                                        • At 2010.02.10 15:30, ناشناس said:

                                                                          Dostan, fekr nemikonam hichkodam az ma … az aval khastar jomhorie irani boode bashim. Pas havasemono khoob jam koonim.Va nagozarim ke baziche shavim.

                                                                          []
                                                                          • At 2010.02.10 18:24, ذره said:

                                                                            شاخص ما خمینیه/ رنگ سبز حسینیه

                                                                            []
                                                                            • At 2010.02.10 19:39, داد said:

                                                                              شاخص ما آزادی و دموکراسیه

                                                                              []
                                                                              • At 2010.02.18 15:34, سبز از تهران said:

                                                                                درود بر قوچانی عزیز که هنوز هم در این فضای رادیکال توانسته دید واقع بینانه و مستقل خودش را حفظ نماید. ما به مردانی همچون قوچانی که بدون تعصب همه چیز را نقد می کنند افتخار میکنیم

                                                                                []
                                                                                • At 2010.02.19 22:54, زبان سبز said:

                                                                                  برای محمد قوچانی : شاید هم اصلاح ِاصول !

                                                                                  انتظار برای انتشار اینترنتی متن کامل « اصول اصلاح» نوشته ی محمد قوچانی ، طولانی شد و برای یک دختر ایرانی که به «ایران دخت» دسترسی ندارد ، تحمل این انتظار سخت تر می شود. دست به دامن دوستان شدم ، تا یکی دیگر از گزارش های خواندنی محمد قوچانی را کامل بخوانم . اما ؛ « اصول اصلاح » بر خلاف انتظار ! یک «گزارش مطبوعاتی» نبود ، بلکه تحلیل مفصل و کاملی بر جریان سبز * بود و البته حاوی پیشنهاداتی برای اصلاح طلبان . برای من که از «باز تعریف» جنبش سبز هراسانم و خاطره خوبی از سیاسی کاری مطبوعاتی ها و مغلطه نویسی های مطبوعاتی ندارم ، کافی است تا سراسر نوشته ی «محمد » را با یک ذهنیت منفی بخوانم . پنهان نمی کنم که از همان آغاز نوشته را با نگاه انتقادی خواندم و البته «این نگاه» ، هیچ گاه خاطره ی خوب سردبیر خوش ذوق «شرق» و گزارش نویس ممتاز «جامعه» و یکی از موفق ترین نام های عرصه رسانه در « عصر ما» را فراموش نخواهد کرد . بی گمان ، پس از محمود شمس ، محمد قوچانی در کنار ابوالفضل فاتح ، مشهورترین و موفق ترین نام در عرصه ی رسانه در جمهوری اسلامی است . نام هایی که اگر مجالی برای حضور در عرصه رسانه ملی داشتند ، روزگار ملت به گونه ای دیگر قلم می خورد …

                                                                                  یاد آوری می کنم که خرده گیری این قلم ، نه بر محمد قوچانی است نه بر جریان اصلاح طلبی و نه بر اصلاح طلبان . این خرده ها در ادامه همانی است که در خصوص مصاحبه و پیشنهادهای عباس عبدی نوشته شد و بر مبنای همان استدلال که این خرده ها را «باید » بر این بزرگان گرفت، تا امکان «سوء برداشت» و « سوء نتیجه » و «سوء استفاده » کم تر شود.

                                                                                  تحلیل قوچانی با یک پیش بینی آغاز می شود : « گذر زمان ثابت خواهد کرد اگر سران جنبش به جای مطالبات حداکثری بدور از باور خویش ، از مطالبات حداقلی که خود بدان باور دارند دفاع کنند و مرز خود را با اپوزیسیون نظام رعایت کنند ، نه تنها به سود اصلاحات که به نفع همه ی ایران است » و « البته این مهم با تعریف جریان سبز محقق می شود و نه تعریض به آن » . همین پیش بینی کافی است تا قوچانی « تعریف و تصویر » خود را از « هویت ، روش و شعار و اصول اصلاح برای جریان سبز » این گونه ارائه دهد :

                                                                                  «هویت جریان سبز» همان هویت جریان اصلاحات و البته باز تولید و توسعه ی جریان اصلاحات است و جریان اصلاحات هم باز تولید و توسعه ی جناح چپ اسلامی یا خط امامی . و البته هویت سران سبز هم روشن است : اسلام ، ایران ، انقلاب ، امام و سابقه ی آنها ..« روش جریان سبز » پرهیز از خشونت است . جریان سبز بیش از آن که حرکتی محتوایی باشد نهضتی در روش است و این روش همانا پرهیز از خشونت است و معیاری برای مرز بندی با کسانی که با خشونت سخن می گویند و سرانجام محمد قوچانی ، بر مبنای آن «هویت» و این «روش» ، شعائر جریان سبز و اصول اصلاح را این گونه خلاصه می کند : ۱٫ جمهوری اسلامی ، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد ۲٫ میزان رای ملت است ۳٫ زنده باد مخالف من ۴٫ دانستن حق مردم است . ۵٫ فراموش نکن اما گذشت کن ۶٫ حکومت قانون ۷٫ استقلال در کنار آزادی ..

                                                                                  آن گونه که من می فهمم ، « گزاره ی بنیادین» ، تحلیل محمد قوچانی این گزاره است :

                                                                                  « هویت جریان سبز همان هویت جریان اصلاحات است و البته باز تولید و توسعه ی جریان اصلاحات و جریان اصلاحات هم باز تولید و توسعه ی جناح چپ اسلامی یا خط امامی »

                                                                                  در متن تحلیل ، هیچ «استدلالی» برای اثبات این گزاره ی بنیادی نیامده است در حالیکه این گزاره ی بنیادی نه «بدیهی» است و نه «اجماع نسبی» بر آن وجود دارد . اگرچه «شهود» کسانی چون محمد قوچانی که در بطن جریانات و تحولات سیاسی ایران قرار دارند قابل احترام و «تامل» است اما صرف «این شهود» ، نمی تواند «مبنایی استراتژیک» برای باز تعریف «هویت» یک جنبش باشد ، به خصوص که تردید جدی بر «ملزومات تاریخی» این گزاره وارد است . یعنی: بروز گفتمان اصلاحات و ظهور جریان اصلاح طلبی و اصلاح طلب شدن بسیاری از سیاسیون ، پس از پیروزی « جنبش اصلاحات» بود و هم چنین بروز گفتمان سبز ها و ظهور جریان سبز ! تالی «جنبش سبز » . به عبارتی دیگر می توان جریان اصلاحات را مخلوق «نه ی بزرگ » در دوم خرداد و جنبش سبز را مخلوق «تقلب بزرگ» در بیست و دوم خرداد دانست .

                                                                                  این گزاره ی بنیادی اگر به تناقضی نیانجامد ، صرفا قابل تردید و تامل است و نه انکار . اما بیان روشن و شفاف و قابل تحسین ِقوچانی از « مانیفیست ِخود » ، امکان تناقض یابی را برای نگاه انتقادی من فراهم می کند .

                                                                                  به این دو پاراگراف از نوشته ی محمد قوچانی دقت کنید :

                                                                                  “…(باید) معیار اصلی را در مرز بندی با افرادی قرار داد که چه به نام دین ، چه به نام آزادی ، چه به نام عدالت با خشونت سخن می گویند . بدیهی است بر مبنای چنین معیاری هرگز نباید مرزبندی با تروریست هایی که حوادث ۷ تیر و ۸ شهریور ۱۳۶۰ را به وجود آوردند و یا خیاتکارانی که در دفاع ایران از خود در برابر عراق به صدام حسین پیوستند را فراموش کرد . حتی اگر درباره ی مدیریت جنگ و صلح انتقادای داریم در پاسداری از خون شهیدانی که برای ایران و اسلام شهید شدند نباید تردید کنیم . “

                                                                                  “فراموش نکن اما گذشت کن : جریان سبز باید بر مبنای «نفی کینه» باشد . حوادث اخیر فرصت عمیقی ایجاد کرده است تا افراد انتقام های تاریخی خود را از هم بگیرند … بازی بزرگان به رویارویی جوانان تبدیل شده است . در این جا درباره ی هیچ یک از این اختلاف ها نباید قضاوت کرد . درباره ی این که چگونه ملی مذهبی ها از قدرت کنار رفتند ، درباره ی این که چه کسی حزب اللهی ها را منزوی کرد و…شان این جنبش «داوری» نیست .توصیه به فراموشی هم نمی توان کرد . اما می توان گذشت کرد . می توان بخشید و عفو کرد . نه فقط دولت مخالفانش را که مخالفان دولت را … این یک بخشش ملی است .. شان یک ملت بزرگ همان است که حافط گفته است با دوستان مروت با دشمنان مدارا …”

                                                                                  در این دو بند ، اختلاف هویت اصلاح طلبی و منش اصلاح طلبی با هویت جنبش سبز و رفتار سبز ها هویدا شده است . قوچانی یک اصلاح طلب است و چون یک اصلاح طلب می اندیشد و لذا در «مرز بندی» با مخالفان دهه ی شصت «تردیدی» به خود راه نمی دهد و به صراحت و قاطعیت «داوری» می کند و آنان را «خیانتکار» و « تروریست» می خواند ، اما ؛ چون قرار است به رفتار سبز ها تمکین کند ، پیشنهاد می دهد : فراموش نکن ، اما گذشت کن .

                                                                                  بازگشت به «معیاهای » های محمد قوچانی در همین نوشته ، نشان می دهد ، این« مرز بندی ِ» آشکار ، صرفا یک سهو یا خطا دریک تحلیل نیست بلکه یک « تناقض بنیادی» است ، که تفاوت جریان اصلاحات را با جنبش سبز ( و نه جریان سبز ! ) آشکار می کند . تناقض مهمی که حتی در تحلیل محافظه کارانه ی قوچانی هم آشکار شده است . «اتفاقی نیست» که قوچانی در این تحلیل به کرات به این «مرز بندی» تاکید کرده است . این «مرز» همان جایی است که انسان های آن طرف مرز خیانت کار و تروریست اند اما انسان های این طرف قابل بخشش . آنسان های آن طرف سیاه اند و انسان های این طرف سفید و لابد رای انسان های آن طرف باید گم شود ، تا دنبالش بگردند و اعتراض کنند و هر روز سر راهمان ، « سبز » شوند و ما هم از سر ناچاری و برای حفظ نظام آنها را دستگیر کنیم . انسان هایی مثل محمد قوچانی !

                                                                                  باری ، جایی که گزاره های بنیادین یک تحلیل ، در خطر انحلال و انکاراند ، پرداختن به اصل آن تحلیل «منطقی» نیست ، اگر چه گفته شود این نوشته ای تحت شرایط و معذوریات کنونی است .معذوریاتی که همواره وجود دارند و داشته اند و خواهند داشت . شاید هم ریشه ی مشکل به همین « معذوریات کنونی» بر می گردد و به جای «اصول اصلاح» باید به دنبال «اصلاح اصول» باشیم .

                                                                                  پی نوشت : محمد قوچانی به نیکویی و بسیار بجا از تدوین «مانیفیست جهان شمول هر زمانی و مکانی» پرهیز می کند تا از خطر ایدئولوژی سازی احتراز کند و به جای آن از مانیفیست سیاسی و اجتماعی می گوید که محصول گفتگوی مانیفیست های فردی است . اما آن جا که از اصول اصلاح می گوید و در نخستین بند پیشنهاد می دهد : «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد » گویی یک مانیفیست «هر زمانی» ارائه می دهد .

                                                                                  نویسنده : سارا زرتشت

                                                                                  []
                                                                                  • At 2010.02.20 14:12, سعید said:

                                                                                    جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه بیشتر هنوز هم نظام مورد نظر مردم ایران خواهد بود . یعنی اگر رفراندمی برگزار شود بین چند گزینه مثلا جمهوری ایرانی یا جمهوری دموکراتیک ایران یا جمهوری دموکراتیک اسلامی و جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیشتر من با حدس خود وبا شناختی که از مردم ایران دارم مردم همین گزینه جمهوری اسلامی ایران بدون کم و کاست را انتخاب خواهند کرد. محتوای این جمهوری هم می تواند یک حکومت دموکراتیک به بار آورد اگرالان نیست به خاطر این است که مسیر را اشتباه رفته ایم.

                                                                                    []