ویژگی های جنبش سبز ما و چند هشدار!
چکیده :کسانی که به بهانه مخالفت با نظام به مقدسات اکثریت اجتماع حال حاضر ایران حمله می کنند و یا شعارهای ساختار شکن و تند روانه میدهند تیغ دو لبه هستند و در زمین دشمنان ملت گام برمیدارند زیرا اقایان از یکسو به مردم عادی می گویند که جنبش سبز اگر بر سر کار بیاید دین شما را هدف میگیرد و لا مذهبی را پایه گذاری خواهد کرد و از سوی دیگر زمینه سرکوب جنبش را با استفاده از تریبونهای خاص خود فراهم میاورند و ما را در حالت تدافعی قرار می دهند....
کلمه: اگر چه مخالفان مردم راه سبز امید را بر نمی تابند اما این راه مسیر خود را از کنار سد ها و سنگ ها باز خواهد یافت و آسیب ها و موانع را شناسایی و رفع خواهد کرد تا جایی که روزی خواهد رسید که همه مردم سرزمین ما سبز خواهند بود و شعاراصلی انقلاب پدران و مادران سرزمینمان یعنی “استقلال ،آزادی و جمهوری اسلامی” تحقق پیدا خواهد کرد شعاری که امروز هر چهار رکن آن به واسطه ی بی کفایتی ها و بی تدبیری ها به خطر افتاده است.
ستون “راه سبز امید” برای همین منظور و برای معرفی ویژگی های جنبش سبز و آسیب شناسی و ارائه راهکار از سوی رهبران اصلی این جنبش یعنی مردم ، راه اندازی شده است.
رضا رییسی یکی از سبز اندیشان با ارائه یادداشتی به کلمه از نظرگاه خود ویژگی های جنبش سبز را بر شمرده و هشدارهایی برای ادامه صحیح راه داده است. در این یادداشت آمده:
در طول تاریخ ثابت شده که هرگاه بخواهند به یک حرکت مردمی و روشنگرانه ضربه بزنند بهترین روش که کمترین هزینه ها را هم دربر خواهد داشت ایجاد انحراف در جنبش و ایجاد سطحی نگری در لایه های آن و رادیکاله کردن فضا و خشونت زدگی در آن است که خواه ناخواه باعث انشقاق در حرکت هماهنگ و رو به جلو خواهد شد و آنگاه با کمترین هزینه ممکن زمینه سرکوب و اضمحلال را فراهم خواهند آورد.
کوتاه و مختصر بگویم: جنبش سبز ایران پس از انتخابات بر پایه مسالمت آمیز بودن ،اصلاح نمودن و نفی خشونت و براندازی به واسطه حضور پیشروانی چون میر حسین موسوی و مهدی کروبی و سید محمد خاتمی و اعتماد مردم به آنان شکل گرفت .مردمی که از فشارهای سیاسی و فکری و عقیدتی اقتصادی و معیشتی ناشی از عملکرد دولت نهم و دروغهای لجام گسیخته به تنگ آمده بودند با شعار رای من کو؟ در یک جبهه متحد قرار گرفتند تا حقوق حقه خود را طلب کنند. در این زمان بسیاری از گروههای اپوزیسیون خارج نشین هم چون زمینه را فراهم میدیدند خود را بر موج این جنبش سوار کرده و خواستار مطالبات خود شدند تا اینجای کار ایرادی ندارد هر کسی می تواند به صرف ایرانی بودن خود در این جنبش حضور داشته باشد و این یک امر بدیهی است ولی در چارچوب خواسته ها و مطالبات مردم نه فراتر ازآن هر بازی قواعد خاص خود را دارد که نمی توان از آن عدول کرد.
بعد از مدت زمانی عزیزان خارج نشین گویا خود را سردمدار و صاحب چنبش دانسته و مشغول نسخه پیچی شدند که شعارها این باشد، چرا فلانی اینجوری حرف زد؟و چنین و چنان و در عمل نشان دادند شعار دهن پر کن دموکراسی را خوب بلدند ولی در عمل ذره ای به ان التزام ندارند . وقتی سران جنبش که مورد قبول اکثریت مردم هستند و اصلا با پافشاری انها و همت انان این جنبش شکل گرفته خود را قطره ای از مردم میدانند آنان چرا برای جنبش تعیین تکلیف می کنند؟؟؟
همین به ظاهر دوستان با تند کردن فضا می خواهند مقاصد خود را پیگیری کنند اما بی شک و بدون هیچ اغماضی بزرگترین خطر همین ها هستند(اپوزیسیون خشونت طلب) زیرا با تند کردن فضا و ایجاد اختلاف بین بدنه جنبش بزرگترین ضربه را انها میزنند و نه تندروهای جناح مخالف چون دشمنی انها که بر کسی پوشیده نیست و راه مخالفت با ان واضح و روشن است.
کسانی که به بهانه مخالفت با نظام به مقدسات اکثریت اجتماع حال حاضر ایران حمله می کنند و یا شعارهای ساختار شکن و تند روانه میدهند تیغ دو لبه هستند و در زمین دشمنان ملت گام برمیدارند زیرا اقایان از یکسو به مردم عادی می گویند که جنبش سبز اگر بر سر کار بیاید دین شما را هدف میگیرد و لا مذهبی را پایه گذاری خواهد کرد و از سوی دیگر زمینه سرکوب جنبش را با استفاده از تریبونهای خاص خود فراهم میاورند و ما را در حالت تدافعی قرار می دهند.
مثال ساده اش شعار الله اکبر است که گویا مظلومیت جنبش ما و ظلم ستیزی ان است این شعار چنان کابردی هست که دشمن را در حالت اچمز قرار داده و او را به حالت انفعال خواهد برد. اما مثلا شعار جمهوری ایرانی (که اصلا دچار تناقض اشکار است و معنا ندارد زیرا ما جمهوری امریکای و کانادائی نداریم که جمهوری ایرانی داشته باشیم)این شعار بر اساس اعتراض به کارهائی که به اسم اسلام در کشور ما انجام میشود شکل گرفته ولی راه اعتراض این نیست و جز زمینه سرکوب را فراهم نخواهد کرد . در ثانی تمام سران جنبش معتقد به اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستند قانونیکه وحی منزل نیست ولی میثاقی هست که وجود دارد و تنها چیزی هست که میتوان حول ان اتحاد نمود اگر ایرادی هست که هست براحتی و با تصمیم مردم می توان ان را اصلاح کرد ولی اکنون و بدون هیچ شکی این راه روشن و زمینه اعتلای ما نیست که همه چیز را منکر شده و بخواهیم از نو انچه را خود درست میدانیم بر کرسی بنشانیم اصلا الترناتیوی برای قانون اساسی وجود ندارد و اینجور کلامها بر پایه یک توهم ذهنی شکل گرفته است چه خوب باشد و چه بد
کلام اخر اینکه اگر برخی تندروی کنند و خواسته های حداکثری و ایده الهای ذهنی خودشان را بدون توجه به واقعیتهای جامعه و سود و زیان اعمالشان پیشه خود سازند از سوی بدنه جنبش سبز طرد خواهند شد.















۹۴ دیدگاه
من واقعا از این جنبش خوشحالم که حقیقت درونم در ان بازتاب می یابد(منظورم همین نگرانی از رادیکال شدن فضا که خواست حکومت است یا نگرانی از ایجاد تفرقه)…چون یکی از مشکلات ما با اینها(منظور کسانی که الان حکومت می کنند) این است که واقعیتهای درونیمان اصلا در انها هیچ بازتابی ندارد…………..یکی از کارهایی که این جنبش اجتماعی برای رسیدن به هدف باید انجام بدهد این است که از ایجاد این جو که این جنبش با دین مخالف است و بشدت حکومت انرا تبلیغ می کند جلوگیری کند….هر چند افرادی هستند که خواهان یک نظام فقط دموکراتیک بودند اما این نهال سبز که در دل ما جوانه زده است به ما خیلی چیزها یاد داده است….به ما یاد داده است که ما در سرزمینی زندگی می کنیم که اسلام در دلهای ایرانیان است و جدا نشدنی و سبزها (از هر فکری و عقیده ای) به اکثریت احترام می گذارند. بحث من این است که با خواسته های حداقلی که در بیانیه مهندس موسوی امد جنبش را به صورت جاذبه ای و نه دافعه ای پیش ببریم ……………………………………………
اگر دقت هم بکنیم حکومتی ها نه از منافقین و نه از انجمن پادشاهی هیچ ترسی که ندارند بلکه اتفاقا انها را دوست هم دارند و از انها برای رسیدن به مقاصدشان استفاده می کنند و دریک جمله انها فقط از اصلاح طلبان می ترسند.
جناب رییسی،
شما از کجا میدونید که بیشتر مردم ایران جمهوری اسلامی میخوان؟ آمار و اطلاعات مستندی دارید؟
می گویید: “جمهوری امریکای و کانادائی نداریم که جمهوری ایرانی داشته باشیم”. اگر این منطق رو بپذیریم، مگر هیچ جای دنیا
جمهوری مسیحی یا جمهوری یهودی داریم که جمهوری اسلامی داشته باشیم؟
منظور از شعار جمهوری ایرانی یعنی اعلام عدم علاقه به دخالت و حضور دین (در اینجا اسلام) در حکومت.
حالا اینکه عده زیادی این رو میگویند یا عده کمی، بحث دیگه ایه و تشخیصش لا اقل در حال حاضر جز با رای گیری ممکن نیست.
شما هم که مثل تند روهای نظام، یک پیش فرض غیر قابل نقد در تعریف “خودی” دارید و بقیه رو غیر خودی می دونید…
احسنت به این مقاله …..
اگر آقای موسوی به صراحت و شفاف اعلام کنند که (( کسانی که شعار های تند میدهند و به مقامات نظام توهین میکنند از ما نیستند
و ربطی به جنبش ندارند )) خیلی به آرام شدن فضا کمک میکند . اینجوری بهانه هم به تندروها نمیدهند …
محمد موسوی از شیراز
با نظر اقای ریسی در مورد مسالمت امیز بودن جنبش موافقم
همچنین در مورد سایت ها یا اشخاص خارج نشین که تند روی کرده و به دین اسلام توهین میکنند را محکوم کرده و با اینکه خودم
ادم معتقدی به اسلام هستم اما توهین به هر دین و مسلکی را بسیار ناپسند میدانم و خواهان دموکراسی در ایران مثل همه ایرانیان چه در داخل جه در خارج هستم.
الانم شعار من: اتحاد اتحاد اتحاد با هر عقیده ای که هستید.سعی کنیم به نظرات هم احترام بگزاریم. فکر کنم این اولین قدم دموکراسی باشد.
موسوی زنده باد کروبی پاینده باد
دوستان به نظر من آقای رئیسی خیلی قشنگ اون چیزی که شاید اکثر ما بهش فکر میکردیمو گفتن یه ضربالمثل هست که میگه:کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من هیچکس جز خودمون به داد خودمون نمیرسه ما جامعه آزادی می خوایم که هم به آزادیمون هم به اعتقاداتمون احترام بگذاره اکثر جامعه ما مذهبی هستند همون جور که ما اکثرا مذهبی هستیم
با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور خواسته ها ومطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر.
{ولطفا از دادن شعارهای ساختار شکنانه وتوهینی جدا خودداری کنیم.که این کار تنها از اثر بخشی جنبش مان کم می کند وبجای جذب بیشتر موجب ریزش وکم اثر تر شدن جنبش میشود.}
از جمله شعار های مطالبات محور:
آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست
نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
و {بر محور شعار (رفراندوم)تمرکز کنیم} ونیز {شعارهای اقتصادی هم بدهیم}
وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.
{ونیز می خواستم یک درخواست دیگر از ملت بزرگوار وهمیشه سبز اندیش ایران داشته باشم که علاوه بر دادن شعارها براساس خواستها ومطالبتمان وداشتن نماد سبز که مظهرهویت اسلامی وایرانی ما وجز ماهیت جنبش الهی مردمی ما حساب می شود هر کداممان (((با یک شاخه گل)))در راهپیمایی ها شرکت کنیم که این علاوه بر کاستن از خشونت احتمالی موجب همراهی دیگران هم خواهد شد ونیز این گونه به همه نشان می دهیم که جنبش ما یک جنبش صلح طلب وحق جوست. وبا وجود هرگونه خشونت مخالف است وتنها می خواهدکه ایران واقعا برای همه ایرانیان باشد که در آن حقوق وکرامت همه انسان ها ارزشمند شمرده می شود.}
واز این به بعد برای اثر گذاری بهتر ونتیجه گیری بهتر وسریعتر {نا فرمانی (های)مدنی} را یاد بگیریم وانجام دهیم با صبر حوصله و امید
وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود
سلام دوستان عزیز!
به نظر من واقعا تو نظرات شور و احساس مسولیت و روحیه ی انقلابی موج میزنه!
همه ی نظرات هم درستن! اما مسئله ای که هست اینکه ما باید محور اصلی جنبش رو در نظر داشته باشیم!
و بعد حول اون حرکت کنیم!
این جنبش برای ان برخاست که در مقابل قشری که ادعای دین داری میکنند اما فقط با همین ادعا انواع ظلم هارو انجام میده به ایسته!
این جنبش بر خاست که مقابل عده ای که ظاهرا به طرفداری از دین انواع خوشونت هارو به دیگران تحمیل میکنه و با دیده خود برتر بینی همه ی اتراظات تو نتفه خفه میکنه به ایسته!
در یک کلام جنبش سبز یعنی برابری و برادری! یعنی اینکه همه آزادند تا باشن و نفس بکشن! یعنی جامعه ای که فردی به فرد دیگری با هر آیینی اجازه ی توهین نداشته باشد!
گاهی بعضی ها از وجود اختلاف نظر بین افراد جنبش نگران میشن در صورتی که فلسفه ی وجودی جنبش اینه که ما جامعه ای داشته باشیم که تمام افراد با هر عقیده ای در کنار هم زندگی کنند با احترام به عقاید هم!
ملاک انسان بودن و آزاد آفریده شدن انسان باشه و عقاید مختلف برای ثابت کردن اینکه درست ترند به باتوم و گلوله متوسل نشوند و حقانیتشون رو با حق بودنشون به اثبات برسونن!
اینهرو گفتم که بگم ما که خواهان چنین جامعه یی هستیم میبایست در مبارزات خود از شیوه ها و شعار هایی استفاده کنیم که مغایرتی با محور اصلی خواسته هامون نداشته بشه!
در این جنبش افراد و گروه های زیادی حضور دارن! که هر کدام گرایش های خاص خود رو داره!
شاید کسی معتقد به این باشه که حکومت باید دینی باشه اما دینی که بازیچه ی دست ساستمداران نباشه واسه پیشبرد مقاصد!
فرد دیگری شاید معتقد باشه که اصلا حکومت دینی باعث خراب شدن و صدمه دیدن دین بشه! یا فردی بگه من اصلا دین رو قبول ندارم!
و میلیون ها میلیون عیده و نظر دیگه!
به تعداد میلیون ها فردی که در جنبش سبز هستند میلیون ها عقیده ی مختلف میتونه وجود داشته باشه!
اما چیزی که اصل هست اینه که همه ی این افراد خواهان حفظ آزادی و آزادگی بشرند! و طبعا تمام شعار ها می بایست حول این موضوع باشه چون چیزی هست که همه میخواهیم! هدف جنبش سبز آزادی و آزادگی انسان هست و طبیعتا وقتی ما به این نقطه برسیم اونوقت همه ی افراد میتونن عقیده ی خودشون رو بیان کنند و ازش دفاع کنن! یا به بیان بهتر میتونن در دولت و حکومت با رای خودشو دخالت داشته باشن! در واقع اینکه یکی از افراد جنبش حکومت دینی میخواد یا دیگری ملی میخواد یا دیگری جفتشو می خواد و…. مربوط به شعار ها ومبارزات نمیشه! این عقاید مربوط میشه به بعد از مبارزه با دیکتاتوری و رسیدن به آزادگی!
اون موقع هست که در یک فضای آزاد و انسانی تمام عقاید با دفاع از خود میتونن نماینده هایی داشته باشند و حالا هر عقیده یی که درستی خودشو ثابت کرد پایگاه مردمیش بهتر میشه رای بیشتری هم برای ادارهی امور کشور میاره! البته این به معنای حذف دیگر گروها نیست!
بنابراین ار سربازان سبز وطنم میخواهم که برای رسیدن به هدف والای آزادی و آزادگی مبارزه کنند!
و شعارهایی که میدهند هم بر این اصل استوار باشه و از شعار هایی که به عقیده و تفکر گروه خاصی از جنبش مربوط میشه اجتناب کنند!
هدف ما مبارزه با دیکتاتوری هست! دیکتاتورانی که امروز به اسم اسلام به مردم ظلم میکننند اگر در حکومتی ملی هم بودند ریش را میتراشیدند کراوات میزدند و به بهانه ی دیگری بر مردم ظلم میکردند!
پس هدف را اشتباه نگیریم و با هر عقیدهیی برای اصلی ترین اصل انسانیت مبارزه کنیم!
پس از رسیدن به آزادی است که میتوانیم اراز عقیده کنیم!
سلام دوستان عزیز!
به نظر من واقعا تو نظرات شور و احساس مسولیت و روحیه ی انقلابی موج میزنه!
همه ی نظرات هم درستن! اما مسئله ای که هست اینکه ما باید محور اصلی جنبش رو در نظر داشته باشیم!
و بعد حول اون حرکت کنیم!
این جنبش برای ان برخاست که در مقابل قشری که ادعای دین داری میکنند اما فقط با همین ادعا انواع ظلم هارو انجام میده به ایسته!
این جنبش بر خاست که مقابل عده ای که ظاهرا به طرفداری از دین انواع خوشونت هارو به دیگران تحمیل میکنه و با دیده خود برتر بینی همه ی اتراظات تو نتفه خفه میکنه به ایسته!
در یک کلام جنبش سبز یعنی برابری و برادری! یعنی اینکه همه آزادند تا باشن و نفس بکشن! یعنی جامعه ای که فردی به فرد دیگری با هر آیینی اجازه ی توهین نداشته باشد!
گاهی بعضی ها از وجود اختلاف نظر بین افراد جنبش نگران میشن در صورتی که فلسفه ی وجودی جنبش اینه که ما جامعه ای داشته باشیم که تمام افراد با هر عقیده ای در کنار هم زندگی کنند با احترام به عقاید هم!
ملاک انسان بودن و آزاد آفریده شدن انسان باشه و عقاید مختلف برای ثابت کردن اینکه درست ترند به باتوم و گلوله متوسل نشوند و حقانیتشون رو با حق بودنشون به اثبات برسونن!
اینهرو گفتم که بگم ما که خواهان چنین جامعه یی هستیم میبایست در مبارزات خود از شیوه ها و شعار هایی استفاده کنیم که مغایرتی با محور اصلی خواسته هامون نداشته بشه!
در این جنبش افراد و گروه های زیادی حضور دارن! که هر کدام گرایش های خاص خود رو داره!
شاید کسی معتقد به این باشه که حکومت باید دینی باشه اما دینی که بازیچه ی دست ساستمداران نباشه واسه پیشبرد مقاصد!
فرد دیگری شاید معتقد باشه که اصلا حکومت دینی باعث خراب شدن و صدمه دیدن دین بشه! یا فردی بگه من اصلا دین رو قبول ندارم!
و میلیون ها میلیون عیده و نظر دیگه!
به تعداد میلیون ها فردی که در جنبش سبز هستند میلیون ها عقیده ی مختلف میتونه وجود داشته باشه!
اما چیزی که اصل هست اینه که همه ی این افراد خواهان حفظ آزادی و آزادگی بشرند! و طبعا تمام شعار ها می بایست حول این موضوع باشه چون چیزی هست که همه میخواهیم! هدف جنبش سبز آزادی و آزادگی انسان هست و طبیعتا وقتی ما به این نقطه برسیم اونوقت همه ی افراد میتونن عقیده ی خودشون رو بیان کنند و ازش دفاع کنن! یا به بیان بهتر میتونن در دولت و حکومت با رای خودشو دخالت داشته باشن! در واقع اینکه یکی از افراد جنبش حکومت دینی میخواد یا دیگری ملی میخواد یا دیگری جفتشو می خواد و…. مربوط به شعار ها ومبارزات نمیشه! این عقاید مربوط میشه به بعد از مبارزه با دیکتاتوری و رسیدن به آزادگی!
اون موقع هست که در یک فضای آزاد و انسانی تمام عقاید با دفاع از خود میتونن نماینده هایی داشته باشند و حالا هر عقیده یی که درستی خودشو ثابت کرد پایگاه مردمیش بهتر میشه رای بیشتری هم برای ادارهی امور کشور میاره! البته این به معنای حذف دیگر گروها نیست!
بنابراین ار سربازان سبز وطنم میخواهم که برای رسیدن به هدف والای آزادی و آزادگی مبارزه کنند!
و شعارهایی که میدهند هم بر این اصل استوار باشه و از شعار هایی که به عقیده و تفکر گروه خاصی از جنبش مربوط میشه اجتناب کنند!
هدف ما مبارزه با دیکتاتوری هست! دیکتاتورانی که امروز به اسم اسلام به مردم ظلم میکننند اگر در حکومتی ملی هم بودند ریش را میتراشیدند کراوات میزدند و به بهانه ی دیگری بر مردم ظلم میکردند!
پس هدف را اشتباه نگیریم و با هر عقیدهیی برای اصلی ترین اصل انسانیت مبارزه کنیم!
پس از رسیدن به آزادی است که میتوانیم اراز عقیده کنیم!
با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور خواسته ها ومطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر.
{ولطفا از دادن شعارهای ساختار شکنانه وتوهینی جدا خودداری کنیم.که این کار تنها از اثر بخشی جنبش مان کم می کند وبجای جذب بیشتر موجب ریزش وکم اثر تر شدن جنبش میشود.}
از جمله شعار های مطالبات محور:
آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست
نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
و {بر محور شعار (رفراندوم)تمرکز کنیم} ونیز {شعارهای اقتصادی هم بدهیم}
وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.
{ونیز می خواستم یک درخواست دیگر از ملت بزرگوار وهمیشه سبز اندیش ایران داشته باشم که علاوه بر دادن شعارها براساس خواستها ومطالبتمان وداشتن نماد سبز که مظهرهویت اسلامی وایرانی ما وجز ماهیت جنبش الهی مردمی ما حساب می شود هر کداممان (((با یک شاخه گل)))در راهپیمایی ها شرکت کنیم که این علاوه بر کاستن از خشونت احتمالی موجب همراهی دیگران هم خواهد شد ونیز این گونه به همه نشان می دهیم که جنبش ما یک جنبش صلح طلب وحق جوست. وبا وجود هرگونه خشونت مخالف است وتنها می خواهدکه ایران واقعا برای همه ایرانیان باشد که در آن حقوق وکرامت همه انسان ها ارزشمند شمرده می شود.}
واز این به بعد برای اثر گذاری بهتر ونتیجه گیری بهتر وسریعتر {نا فرمانی (های)مدنی} را یاد بگیریم وانجام دهیم با صبر حوصله و امید
وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود.
ابتدا باید عرض کنم که این بنده دانشجو خود را عضو کوچکی از جنبش سبز دانسته و آقای موسوی را یکی از یاران صادق آن میدانم. از روشهای خشونت آمیز برای پیشبرد خواسته های جنبش نیز بیزارم، چون معتقدم هدف جنبش ایجاد دموکراسی و نظامی مبتنی بر صلح ، آزادی و امنیت در جامعه است و برای رسیدن به این هدف، وسیله ای از همین جنس لازم است. مانند گاندی معتقدم: هدف ناب(آزادی و برابری) تنها از راه وسیله ناب(خشونت پرهیزی) بدست می آید. سخنان مارتین لوترکینگ(رهبر جنبش حقوق مدنی برای سیاه پوستان آمریکا) را که خطاب به حاکمان وقت ایراد کرد، با تمام وجود می پذیرم:
“ما آمادگی و اشتیاق شما را در وارد آوردن رنج، با آمادگی خود برای استقامت در رنج تکمیل می کنیم. ما نیروی جسمانی شما را با نیروی روحی جبران خواهیم کرد. ما به شما تنفر نخواهیم ورزید، اما به هر حال از قوانین ناعادلانه شما تبعیت نخواهیم کرد. آنچه می خواهید با ما بکنید، ما باز شما را دوست خواهیم داشت. خانه های ما را ویران کنید و کودکان ما را بترسانید؛ ماموران خشونت پراکن خود را به محله ها و اجتماعات ما بفرستید، ما را از خانه بیرون بکشید و بر کوره راه ها به خاک بکشانید. ما را بزنید و نیمه زنده رها کنید، اما باز شما را دوست خواهیم داشت، و ما بزودی با ظرفیتی که در کشیدن رنج داریم شما را مستاصل می کنیم و در راه بدست آوردن آزادی، وجدان شما را وامی داریم تا در این راه تسلیم ما شوید”.
اما سوالی از آقای رئیسی عزیز دارم که امیدوارم همین جا از ایشان پاسخ گیرم:
می توانید نظر خود را به روشنی راجع به اصولی از قانون اساسی که به ولایت مطلقه فقیه و اختیارات بی حد و اندازه ولی فقیه اشاره دارد، ذکر کنید.این تناقص قانون اساسی را چگونه می توانید حل کنید که مثلا از طرفی بر اساس اصل بیست و هفتم آن قانون، برگزاری تجمعات و راهپیمایی های مسالمت آمیز حق مردم مردم است، اما در مقابل، در اصل پنجاه و هفتم رهبر را ولی مطلق امر و امامت امت می داند.
….
طبق قانون اساسی برخی از مسئولیتهای رهبر عبارتند از:
تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
• نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.
• فرمان همهپرسی.
• فرماندهی کل نیروهای مسلح.
• اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها.
• نصب و عزل و قبول استعفای:
- فقهای شورای نگهبان.
- عالیترین مقام قوه قضاییه.
- رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
- ریییس ستاد مشترک.
- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
- فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
• حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.
• حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
بعنوان نمونه، شما که مانند دیگر انسانهای آزاده از سیاستهای میلی صدا و سیما شکایت دارید، می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا مطابق قانون اساسی، احدی قدرت برکناری رئیس صدا و سیما را دارد؟
می دانیم که مطابق قانون اساسی، بدون تائید رهبری حتی امکان همه پرسی نیز وجود ندارد!
….
از سایت کلمه خواهش می کنم این نقد را منتشر کند و شجاعت لازم را در انتشار افکار داشته باشد.
خیلی باعث تأسفه که یک سری از طرفداران آقای موسوی فکر میکنن ایرانیهایی که معتقد به رفرم جمهوری اسلامی نیستن و اعتقاد دیگری داران دشمن ایرانن. یا فکر میکنن اگر فردی در خارج از کشور زندگی میکنه حقی به خاک میهنش نداره و در نتیجه حق نظر نداره. البته افرادی هستن چه در ایران و چه در خارج که از روی نادانی تبلیغ خشونت میکنن و این مورد انتقاد همه خردمندان آزادی خواه است ولی این دلیل نمیشه که شما هر ایرانی خارج از کشور را که مسیرش با آقای موسوی یکی نیست دشمن خطاب کنین. اگر دولت ایران اسلامی باشه پس حق یهودی، مسیحی که هنوز توی ایران زندگی میکنه چی میشه؟ آیا خواست آنها باید نادیده گرفته بشه؟ آیا آنها نیز دشمن ایران محسوب میشن؟ چرا ما ایرانیها هر قدمی که در یک راه مثبت برمیداریم تبدیل به یک دیکتاتوریش میکنیم؟ چرا همیشه سعی در خاموش کردن مخالف خود داریم؟ چرا فکر میکنیم اگر فردی حرفی غیر از حرف ما زد پس دشمن ایرانه؟
آقای رییسی عزیز؛ شما فقط یک نظر و یک رای دارین؛ از جانب همهٔ مردم ایران سخن نگین؛ بذارید همهٔ مردم ایران چه در داخل و چه در خارج نظرشون را ابراز کنن و نگران برچسب دشمن خوردن نباشن. بسیاری از شیفتگان ایران هستن که خواستار یک سیستم دیگری هستند که همه حق تشکیل حزب داشته باشن حتی اصولگرایان و اصلاح طلبان معتقد به جمهوری اسلامی.
من برای شما و جنبش سبز شما تا زمانیکه که خواستههای خودتونو به مردم تحمیل نکنین آرزوی پیروزی میکنم؛ ولی از سخنان شما این برداشت و ندارم.
پاینده ایران،
یک ایرانی میهن پرست مقیم در خارج از کشور
روح نوشتۀ رضا رئیسی عین واقعیت ومورد نیاز جنبش سبز است وهمان طور که خودشان هم مجدداً توضیح داده اند کوچکترین قصد اهانت به کسی را چه درخارج وچه درداخل ندارد. موضوع خیلی ساده است: جنبش سبز یک جنبش غیرسیاسی بوده است وبعنوان یک جنبش تمام عیار مدنی بروز پیدا کرده است. اکنون اگر جنبش مردم درهمان فلسفۀ ظهورش(اعتراض مدنی) بماند وبعبارت دیگر خواهان اصلاحات باشد بدون خشونت هم باقی خواهد ماند وبه پیروزی هم خواهد رسید. ولی اگر بخواهد از قانون اساسی فعلی عبور کند یک جنبش سیاسی خواهد شد که لاجرم هم خشن خواهد شد وهم انقلابی. جامعۀ ایران پتانسیل انقلاب را ندارد وچه خوب. چون اگر چنین پتانسیلی هم داشت انقلاب بنفع ایران نبود ونیست. مسئلۀ بدیهی این است که اگر مردم ایران خواهان یکنوع دیگر حکومت باشند خواهند توانست در فردای پیروزی جنبش سبز واز طریق صندوق های رأی خواسته اش را اعلام واعمال کند. این حرف را منی میزنم که خودم یک مسلمان هستم وبعداز سی سال زیست گیاهی در جمهوری اسلامی وبه اجبار واکراه اینک درغربت وخارج نشین هستم. یا…هو
دوستان من خودم به آقای موسوی و کروبی علاقه مندم چون اهداف آزادی خواهانه ایی دارند.به نظرم اگه کمی در نظراتمون همون طور که آقای موسوی خواستند از ایشون بت نسازیم خیلی بهتره.ابراز علاقه دوستان گاهی شبیه همون افرادی میشه که الان از… بت ساختن و شما فکر میکنی ممکنه از عشق جنون وار به ایشون دست به هر حرکت تندی بزنند.به اعتقاد من هیچ حکومتی و هیچ شخصی در حکومت جه الان و چه در تاریخ مقدس نیست و اشکالی هم نداره که نباشه اتفاقا طبیعی تر هم است.به نظر من در هر دوره ای آدم ها باید آرمان های اخلاقی رو دنبال کنند نه آرمانهای شخصی رو(چه این شخص در گذشته بوده چه در حال).درست است که یک سری از آرمانهای مورد دلخواه هم اکنون ما در اون شخص بوده اما به نام او جلو رفتن به دلیل اینکه اون شخص کامل نبوده و ایراداتی داشته جز دلخوری برای عدهای که به هر حال دچار زیانی از گذشته شدند بهره ای نداره .ما اگر از اخلاق آزادی و خوبی به صورت کلی صحبت کنیم قطعا جذب بیشتری خواهیم داشت.آوردن مصداق شخص برای این آرمانها اشکالی نداره حتی خوبه ولی اگر بخواهیم بیش از حد این حرکت مردمی رو به شخصی (مخصوصا گذشته) نسبت بدیم چند سال بعد دوباره به مشکل بر میخوریم.اگر با نظرم عده ای از شما دوستان از دستم ناراحت شدین معذرت میخوام
ابتدا یک تشکر خیلی جانانه برای سایت کلمه که اجازه دادن نظر خانم منیره منتشر بشه و حذفش نکرده.به نظرم سایت شما یک روند خوبی رو در درج نظرات پیش گرفته و از حق نگذریم به نسبت قبل که اگر کوچکترین اشاراتی (مودبانه) به سمت مقام رهبری میشد (حتی در جاهایی غیر مستقیم) نظر رو سانسور میکرد الان واقعا فوق العاده شده.من خودم یکی از منتقدین سایت شما در این ضمینه بودم ولی الان همین میزان اصلاح در کارتون رو به فال نیک میگیرم.
من با نظر دوست عزیزم خانم منیره کاملا موافقم. ما در قانون اساس یک سیکل بسته در مورد رهبری داریم.در این روند در بهترین حالت اجرا ما در یک انتخابات ، خبرگان(مرکز ناظر بر رهبری) رو انتخاب میکنیم ،نماینده های خبرگان برای انتخابات را شورای نگهبان انتخاب(فیلتر ) میکنه.جالبش این جاست: اعضای شورای نگهبان رو که ۱۲ نفرند ۶ تاشون مستقیم مقام رهبر انتخاب میکنن(بخش فقها) و ۶ تا دیگرو رئیس قوه قضاییه منصوب رهبری به مجلس پیشنهاد میکنه برای انتخاب! به عبارتی ساده ناظر بر رهبری توسط شخص خودش انتخاب میشود.قطعا هر عقل سلیمی بر این سیکل ایراد رو وارد میدونه.هم میزان اختیارات این مقام به عنوان کسی که به صورت مستقیم از طرف مردم انتخاب نمیشه و انتخاب غیر مستقیم اش هم با سیکل بالا انجام میگیره قابل تامله.حالا اینکه الان جنبش سبز زوده به این مسائل بپردازه یک بحث دیگست که شاید به نظر عده ای منطقی هم باشه.اما نکته ایجاست که لا اقل اگر اکنون ترمیم و اصلاح این سیکل رو اولویت یا فعلا به صلاح حرکت جنبش سبز نمیدونیم یا اگر اکنون خارج از تاکتیک فعلی رهبران جنبش است یا بیان صریح آن توسط رهبران سبز موجت تشدید فضای خشونت میشه ، انکار واقعیت نکینیم و تعصب بیجا نداشته باشیم و نظراتمونو در این مورد به اشتراک بگذاریم.شاید یک سری خواسته ها منطبق با وضعیت فعلی جامعه نباشه ولی بیان کردنش و امید داشتن به اجرای اون خواسته ها در آینده (هر چند دور) روحیه ای مضاعف برای آزادیخوهان است. به نظر من قطعا بعد از پیروزی جنبش سبز مجال اینگونه بحث ها ایجاد خواهد شد و میشه با برگزاری انتخابات آزاد که نتیجه پیروزی سبزمان است به نظری مشترک و اکثریت پسند در مورد موضوع بالا رسید.شروع ما بیانیه ۱۷ است و به قول خانم رهنورد کف مطالبات ما بیانیه ۱۷ است.به امید پیروزی مسالمت آمیز جنبش سبز برای رسیدن به تکثر گرایی.
ta key in siasate yek bamo do hava . hala ke melat mardane eystadand ta hoghoghe az dast rafet ra bestanand. in sokhanane shoma kamelan ba khaste melat bigane ast. ma bishomarim
همه با هم در روز ۲۲بهمن (نه ) بزرگ به اسلام طالبانی
ایرانیان داخل و خارج نیاز دارند تا با اکثریت همراه شوند.
پرهیز از خشونت و پرهیز از شعار ساختارشکننده.
همه با هم با یک شاخه گل – نه – به خشونت و -نه- به اسلام طالبانی در روز ۲۲ بهمن
بنام انکه جان را فکرت اموخت
سلام به رئیس جمهور عزیزمان اقای موسوی
در کل حرف این دوستمان صحیح است اما با این
طرز فکر موافق نیستم اینسوی اب ویا ان سوی ا اب
همان شعار خودی و غیر خودی تداعی میکند
هرکس راه اقای کروبی خاتمی ومیرحسن عزیز را
دنبال میکند سبز است انهم سبز علوی دیگران هم حق
بیانشان را دارند جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد
ونه یک کلمه کم رهبریت در قلبها جا دارد انرا نمتوان سر کوب
کرد بر خلاف برداشت دیگران جنبش سبز علوی پیروز شده است
پیروزی در خیابان بدست نمی اید در صندوق دل و صندوق انتخابات
بدست میاید که انرا بدست اوردیم نهایتا با دولت کودتا این کار را میتوان کرد
سر سفره نا پاک انها ننشینیم
خداوند پاک وبی نیاز نگهدار رهروان حضرت امام خمینی(ره) وشما سبزان علوی
منم با نظر آقای رئیسی کاملا موافقم
دقت شود جنبش سبز بخشی از نهضت اصلاحات است… قطعا نقاط ضعفی دارد
بنده راه نجات کشور را همین اصلاحات می بینم
قطعا هر کدوم از ما به یک حداقلی از جدایی دین از سیاست اعتقاد داریم، به گونه ای که نه سیاست به گمراهی برود و نه دین قربانی این امر گردد
قطعا هر کدوم از ما به حداقلی از آزادی های سیاسی اعتقاد داریم، و قطعا نمی خواهیم آزادی های اجتماعی به کمتر از شان انسانی و ایرانی ما برسد
قطعا بخشی از جامعه ی ما اصولگرای تند رو هستند و کاری از دست ما برای آنها بر نمی آید، اگر احساس خطر کنند شمشیر می کشند
نیت آن است، که بتوانیم در برابر افراط و تفریط ها، در برابر این دشت بی فرهنگی، نه یک شبه که در طی سالها جامعه را بیدار سازیم، و ساختارهای غلط را با تکیه بر احترام متقابل و علم بر اندازیم
<>
به نظرم این مسائلی که آقای رئیسی بیان می کنند چندان صحت نداره .
هر عملی عکس العملی داره
از طرف دیگر دوستان تبعیدی در خارج ، بر ما نیستند بلکه با ما هستند و اگر هوشمندانه باهاشون تعامل بشه ، بسیار برای جنبش سبز مفید هستند و بازوهای جنبش در خارجند.
از طریق این دوستان میشه به دولت های خارجی فشار آورد و توجه دنیا رو بیشتر با جنیش جلب کرد .
اقای رویسی این طرز نگاه فقظ اختلاف و دو دستگی ایجاد می کنه و جنبش رو ضعیف می کنه.
جنیش سبز برای همه است ، اگر بعضی دوستان تبعیدی می خواهند جنبش رو مصادره کنند شما هم دقیقا دارین همین کارو می کنید.
بسیار به جا بود. باید افراد سودجو و خودسر را از جنبش سبز حسینی با این روش جدا کرد.
با درود به آقای طوسی
بدبختانه این روش قیم منشی نمیخواهد دست از سر این جنبش بردارد.چندی قبل پنج تن از این آقایان اتاق فکر سبز خارجه نشین شدند.و حالا شما برای جنبش نسخه میپیچید.و از گسترش جنبش احساس وحشت میکنید،…،مگر پویندهها،مختریها،فروهره.و بسیاری دیگر از فرزندان این کشور شعار ساختار شکن میدادند.خیر آقای عزیز اینها فقط سرکوب را میشناسد چه ساختار شکن باشی یا نه باشی . خلاصه …. احتیاج به خون این جوانها دارد .آقای ریسی شما چی را میخواهید نجات بدید. زنده باشد صندوق رای.
از آنجاییکه رهبران جنبش سبز مسلمانند،طبیعیست که شعار و آرمان اسلامی راهگشای این جنبش باشد.بله،درست است که بقول کاربر “مریم”باید باهمه عقاید،با احترام و محبت رفتار کرد،ولی لزوما نباید قانون و یا حتی شعار غیراسلامی داد.اگر ما مسلمان واقعی باشیم میتوانیم نه فقط با یهودی،حتی با زندیق هم زندگی کنیم.اگر به صحبتهای میرحسین در مناظرات دقت کنید ،به همین نتیجه میرسید.حضرات عالیه،چه دشمن و چه دوست،چه بخاهند و چه نخاهند، این جنبش و جوشش مردمی ،خاستگاه کاملا مذهبی دارد و از اولین شعارهایش “الله اکبر”بود.باشد که میرحسین و یارانش در راستای ظهور حضرت ولی عصر قدم بردارند.
نوشته اید: “کلام اخر اینکه اگر برخی تندروی کنند …از سوی بدنه جنبش سبز طرد خواهند شد”
متاسفانه چنین نخواهد شد زیرا اقای موسوی نقش ضعیفی در مدیریت جنبش از خود نشان داده است. او را با اقای خمینی در سال ۱۳۵۷ مقایسه کنید. ان موقع صدای چه کسی غیر از ایشان شنیده می شد؟ هم اکنون صدای اقای … بلندتر است وتازه چندین نفر دیگر هم اظهار وجود می کنند.
نوشته اید: “زیرا اقایان از یکسو به مردم عادی می گویند که جنبش سبز اگر بر سر کار بیاید دین شما را هدف میگیرد…”
مگر اقای … همین کار را نکرده؟ مگر او نفوذی است؟
متاسفانه ما مردم چاره ای نداریم تا برای حفظ دینمان به همین سیستم موجود رضایت دهیم.
دوستان بر چسب نزنید.به جای اینکه راه را جدا کنید عقل مداری ترویج نمایید در بین کسانی که روحیه تند روی دارند.با جدا کردن خود از دیگران زمینه شکست را فراهم می آورید.هر جامعه ای به تفکرات مختلف نیاز دارد.چه تندرو و چه مدبر و مصلحت اندیش.عزیزانی که در این رسانه ها مطلب می نویسید، خواهش می کنم توجه کنید به کلمه، کلمه ای که بر قلم می رانید. وظیفه شما بسیار سنگین و حساس است. درد ما عدم تحمل ماست ، پس بیایید از خود شروع کنیم و از همین جامعه اعتراضی خود تحمل را ترویج نماییم. من کاملا قبول دارم که تفکرات تندروانه زمینه سرکوب را فراهم می اورد و سخنان نسنجیده راه را بر اینده ای روشن مسدود می کند.اما کار شما در رسانه های جنبش به همین علت سخت و دشوار است و به راستی همانند راه رفتن روی یک تار مو می باشد.با کوچکترین لغزشی بیرق جنبش فرو می افتد و دیگر یک جامعه ی وسیع نخواهیم بود زیرا کسی به بیرقی که رسانه ها بر افراشته اند اعتماد نمی کند اگر فرهنگ برچسب زنی و قربال کردن همچنان ادامه پیدا کند.
میر حسین موسوی عزیز من به عنوان یک عضو کوچک راه آزادی کاملا به اهداف شما در این مصاحبه احترام می گذارم و قبول دارم اگر قرار باشد اتفاقی بی افتد باید زیر پرچم ( جمهوری اسلامی ایران ) باشد ، ما نه جمهوری ایرانی می خواهیم نه چیز هایی دیگر جز آن ، اما مامعنای واقعی جمهوری اسلامی ایران را می خواهیم و نمی خواهیم کسی سرپرست یا ولی ما باشد ، و همیشه در حرفاش از جمهوری اسلامی ایران با عنوان حکومت اسلامی یاد کند، ما مردم شریف و با فرهنگ ایران این را نمی پذیریم و می خواهیم سر نوشت خودمان و کشورمان را خودمان تایین کنییم ، شما رو هم به عنوان ریس جمهور منتخب خود و همراه جنبش سبز می دانیم و رهبر واقعی این راه خود ما مردم هستیم ، و مهمترین چیز برای ما ادامه دادن راه شهیدانی هستند که برای آزادی و عدالت در جبه های حق علیه باطل شهید شدند ، چه در اوایل انقلاب چه در ۸ سال دفاع مقدس و چه در این چند ماه اخیر .
مردم را تنها نزار .
به امید عدالت ، فرهنگ ، پیشرفت و آزادی ایران .
که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد ای شهید .
دست به دست هم دهیم به مهر – میهن خویش را کنیم آباد
بنام خدا
از این همه تحلیل و نظر به شگفت آمدم. خیلی عالی است. چراکه نشان دهنده دغدغه خاطر ما و البته نشانگر اهل فکر و اندیشه و مطالعه بودن افراد این جنبش است.
اما نکته اخلاقی : دیدیم که چند سطر از یک انسان اندیشمند و متفکر چقدر واکنشهای متفاوتی حتی بین خود طرفداران جنبش مقدس سبز داشت. پس این حرکت، بسیار دقیق و ظریف است و باید بسیار مواظب حرفها و تحلیلهای خود در سطح جامعه با سلایق بسیار متنوع باشیم.
ما بسیار نقاط مشترک برای همه اقشار داریم که در واقع همان اصول انسان فطرت گرا است که همان خواسته های اصیل این جنبش نیز هست. ضمنا این را در سیره سیاسی امام خمینی نیز میتوان مشاهده کرد. بخصوص قبل از پیروزی انقلاب.
فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه.
خواست و رای مردم این مردم هستند که تصمیم می گیرند . همه بهتر است این را بفهمند . مردم آزادی و عدالت احتماعی می خواهند تمام.
SHOMA RA B KHODA BEFAHMIED che MEKOYAND va SABOR bashid
شعارهای پخته یا ساختار شکن
جناب رئیسی با کلیات مطالب مطروحه توسط جنابعالی ، یعنی نکوهش خشونت و اینکه برخی افراد فرصت طلب در پی امیال خویشند ، موافقم . اما در جزئیات به نظر این حقیر به خطا رفته اید .
برادر بزرگوار جناب رئیسی بپذیرید امروز خواسته های جنبش سبز به مسئله انتخابات ، تمنای ادب از دولت مردان ، فلاکت اقتصادی و ازاین دست موارد منحصر نیست . این مسائل اهداف مردم بود اما هفت ماه پیش ، قبل از سرکوب ، ارعاب ، شکنجه ،تجاوز ، قتل ، ترور ، و اعدام . اینک صورت واقعی حاکمان هویدا گردیده ، اکنون غایت حکومت اسلامی برای خلق آشکار شده است .
صحنه ی امروز صحنه ی دیگری است . صادقانه بگویم نسل پنجاه و هفتی به عشق باخت ،ما جوانان پر شور آنروز و خس و خاشاک کنونی چنان مجذوب روی ماه امام شده بودیم که ندانسته ساختار حکومتی …. را با آغوش باز پذیرفتیم . ما گمان نمی کردیم قدرت ، …. نشناسد .
ما ولایت فقیه امام را خوانده بودیم و گمان می کردیم فقها دلبسته ی حکومت نمی گردند. پس فارغ البال نشستیم و به تکلیف پرداختیم و سرخوش از بنای جمهوری مزین به نام اسلام به تمنای مدینه ی فاضله روز از پی روز شمردیم . اما هیهات که وقتی از خواب خرگوشی برخاستیم ، دریافتیم آنچه نباید ،بر سرمان آمده است .
این هفت ماه ما را دوباره زنده کرد ، سختی کشیدیم ، زجر فراوان دیدیم و… اما مسروریم که بیدارشدیم و از این رو شعار هایمان گام به گام پخته تر شد ، بله پخته تر نه رادیکالتر
آری رئیسی عزیز من در این جزئیات با شما موافق نیستم ، ما امروز با تفکر شعار اسقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی را سر می دهیم نه از سر عصیان . نمی بینید که خلق به دلیل ناکارامدی مسئولان فوج فوج از دین خدا گریزان می گردند ، وقتی حاکمان خود را نماینده خدا در زمین میدانند و هیچ انتقادی را بر نمی تابند ، هنگامی که به نام دین هر نوع ستمی را روا می دارند ، زمانی که برای نیل به هدف از دین افیونی می سازند که عوام را پری برای پرواز بسازند و خواص را با آن به غل زنجیر کشند و… شما بگوئید آیا بهتر نیست نظام قدسی نباشد تا در برابر مردم پاسخگو گردد ؟
ما شعار مرگ بر دیکتا تور را به اختیار سر می دهیم چرا که با گوشت و پوست و خونمان دریافته ایم که همانطور که مرحوم نائینی فرموده اند ، مستبدترین حکومتها استبداد دینی است . نمی بینید که این حکومت به فرزندان خویش نیز رحم نمی کند ، بهشتی و میردامادی و … جه سخن ناصوابی گفته اند ، چه طریق ناروایی پیموده اند .
ما با افتخار شعار نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران سر می دهیم نه به دلیل اینکه از جنایات رژیم درنده خوی صهیونیست منزجر نمی باشیم و یا اینکه از رنج و مصیبتی که بر آنان می رود در تعب نیستیم ، بلکه به این دلیل که می خواهیم مسئولان کشور به یاد داشته باشند که الدار ثم الجار . آنان به کدامین مجوز ضاحیه را با بیت المال این مردم بازسازی کامل می کنند در حالی که مردم خرمشهر بعد بیست و اندی سال پس از جنگ هنوز آب آشامیدنی ندارند . آنان چگونه برای مردم غزه هر آنچه در توان دارند دریغ نمی کنند ، در صورتی که نه در سیستان و بلوچستان بلکه در روستاهای همین ورامین جنب پایتخت ام القرای اسلامی مردم در میان زباله می لولند .
ما شعار نه غزه نه لبنان سر دادیم تا به حاکمانمان نهیب زنیم چه فرقی میان مسلمان چچنی ، چینی با مسلم بوسنی و غزه است که برای یکی گریبان چاک می کنید و فریاد وا اسلاما سرمی دهید و تاله های آن دگر اندک خراشی به وجدان اسلامیتان وارد نمی کند .
ما گفتیم نه غزه نه لبنان تا به مسئولان بگوییم ، شمایان سی سال از این مردم خدا جوی خواستید که از قدس حمایت کننند، راهپیمایی کنند ، بذل جان و مال نمایند و خود می دانید که هرگز دریغ نکردند ، اما امرور تنها تمنای آن داشتند که یکبار وفقط یکبار به خیابان بیایند و سخن خویش بگویند ، موافق شما نباشند در مخالفت شما کلامی بر زبان رانند و شما دریغ که کردید هیچ ، جمعی از آنان را به دیار باقی فرستادید و آنگاه حتی مجال برگزاری سوگواری و یا حداقل فاتحه ای بر مزارشان را ندادید .
ما به حق فریاد کردیم که مرگ بر روسیه و چین ، تا شاید آقایان به یاد آورند که یکی از شعارهای اصلی این انقلاب نه شرقی و نه غربی بوده است ، ما مرگ بر روسیه نگفتیم تا در مقابل آمریکا سر خم کنیم ، ما به تمام این دول حق میدهیم که در پی منافع کشورشان باشند این منافاتی با این ندارد که که در مقابل خوی امپریالیستی هر مستکبری سر تسلیم فرود نیاوریم . اما به عینه می بینیم که برای آنکه دست اندرکاران امور ژست ضد آمریکایی بگیرند، اجازه داده اند ، روسها ، چینی ها ، سوریه ، ونزوئلا، … وحالا برزیل مانند گاوی شیرده به دوشیدنمان بپردازند . ما می خواهیم بگوییم امام فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ، نفرمود که ما با ریاست مدبرانه احمدی نژاد بر جهان مایه ی فلاکت آمریکای جهانخوار و حتی لیبرالیسم جهانی خواهیم شد .
آقای رئیسی شاید شما و خاتمی عزیز شعار های ما ساختار شکن بدانید ولی باورکنید مردم ستمدیده این مرز و بوم این ها را از سر غلیان احساسات بر زبان جاری نمی کنند . ما یکبار طعم انقلاب را چشیده ایم و در پی انقلاب دیگری نیستیم . اما می خواهیم این ساختار خود ساخته را اصلاح کنیم و بدین میبالیم .
و در آخر دوست عزیز با کلمه ی خارج نشینان همه را به یک چوب مرانید ، که یقین دارم چنین قصدی ندارید ، توصیه می کنم یکبار دیگر اندرز دوستانی چون مهاجرانی ، بهنود و… را در مذمت خشونت مطالعه بفرمایید.
به امید پیروزی جنبش سبز
خیلی خوب بود کاشکی همه این را می فهمیدند
سلام
نمی دانم چرا شما دائما تکرار می کنید که قانون اساسی یک میثاق است. این قانون به هیچ وجه مورد قبول جوانان هم نسل من نیست. من چنین میثاقی نبسته ام و هرگز نخواهم بست. نمی خواهم تاوان میثاق نابخردانه پدرانمان را پس بدهم، اگرچه میثاق پدرانمان پس از امضا تغییر یافت .
انسان والاترین مخلوق خداوند است و ولی و قیم نمی خواهد.
با همه عشقی که به رئیس جمهور میر حسین دارم می خواهم درد اکثریت جنبش سبز را هم ببیند.
جوانان امروز مانند کسی هستند که از قطار پیشرفت جا مانده اند و وقتی بر میگردند پل های پشت سرشان را خراب می بینند . در طی این سی سال عزت و افتخار را درک نکرده اند. از لجاظ معیشتی در مقایسه با جوانان قبل از انقلاب، یک جوان تحصیلکرده امروزی قدرت اقتصادی کمتری نسبت به یک شاگرد مغازه خورده پا با سواد ابتدایی در قبل از انقلاب دارد( به لحاظ نرخ تورم و هزینه مسکن). پس انقلاب برای من مفهومی خاص ندارد. پس کمی هم به جای ما فکر کنید.
با آرزوی ایرانی آزاد و سربلند و پر افتخار
همه با هم در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن شرکت میکنیم و با روزه سکوت خودمان را نشان میدهیم
به نظر من تنها راه روشنگری در فضای کنونی جامعه استفاده از بیانات گوهر بار امام راحل(ره) و موشکافی سخنان و ایده های گرانقدر ایشان می باشد و در صورتی که این کار سنجیده وبا یک کار علمی دقیق و مستدل صورت گیرد مورد استقبال عموم مردم قرار خواهد گرفت. همانطور که در زمان انتخابات و در مناظره ها با استناداتی که مهندس موسوی به سخنان امام خمینی از جمله فرمان هشت ماده ای حضرت امام کردند بسیار راهگشا بود و مورد استقبال مردم قرار گرفت. جناح حاکم این مسئله را به خوبی دریافته است و سعی می کند جهت رسیدن به اهداف خود از سخنان امام استفاده ابزاری کند و با پخش مکرر قسمت های گزینش شده سخنان امام از طریق صدا و سیما برای سرکوب مخالفین خود استفاده کند. طرفداران مهندس موسوی نیز باید سعی کنند از همین طریق مقابله به مثل کنند یعنی مصداق انحرافاتی که در فضای کنونی جامعه صورت گرفته است، اعم از انحرافات ایجاد شده در شورای نگهبان، دولت، قوه قضاییه، سپاه، بسیج، انتخابات و غیره را در سخنان امام خمینی یافته و به صورتی روشنگرانه مانند سی دی ۹۰ سیاسی در اختیار عموم مردم قرار گیرد. همه ما جوانان مهندس موسوی که خوهان اصلاح روند کنونی جامعه هستیم باید در این راه تلاش کنیم و نگذاریم هدف سبز ما که مهندس موسوی بارها در بیانیه های خود به ان اشاره داشته اند به انحراف کشیده شود.
به امید ایرانی اسلامی، ازد، اباد و همیشه سبز
کسانی که برای نجات مرزهای توران زمین به جبهه رفتند، در دیف اول به خصوص، در قلب ما هستند.
بهترین گزینه برای رسیدن به آزادی «اتحاد و همبستگی ست». من خودم زرتشی ام. چون پیشرفت مردم و مملکتم رو می خوام، به جنبش سبز پیوستم.
جنبش رو با عقاید شخصی و مسیر های خاص از حرکت باز ندارید. این جنبش متعلق به مردم هست. متعلق به شخص خاصی چون آقا فلانی و خانم فلانی نیست. البته این اشخاص هم جزء ملت و مردم هستن و در چهار چوب خواسته های مردمی حق دارند.
هیچ کس یا سازمانی نمی تونه دیگری رو از ورود و ماندن در این جنبش طرد کنه. اصلا این اختیار رو ندارند. به جای این دست و پا زدن های بیهوده در آب به فکر ساختن کشتی برای آزادی و رهایی از پس ماندگی و بدبختی باشیم. بیاییم فکر کنیم چگونه می شه با تمام مردم جنبش در ارتباط بود؟ هزینه ای رو برای ایجاد یک تارنمای محکم و کارای اینترنتی بپردازیم. تارنما رو با تبلیغات به مردم معرفی کنیم (مثلا همه می دونند که تارنمایی به نام گوگل وجود داره). بعد تو تارنما پرسش های تعقلانه و رو به پیشرفت رو در غالب پاسخ های گزینه ای بسیار تعقلانه و رو به پیشرفت در اختیار مردم قرار بدیم. با این کار این جنبش ثبت رسمی می شه و سمت و سو و نحوه ی رسیدن به آزادی رو به راحتی می فهمه و انتخاب می کنه. شاید مسیر خشونت تایید بشه! چرا باید من به دست کسی که سر فرزند من رو بریده بوسه بزنم؟
ما باید با شعار مرگ برآمریکا و مرگ بر دیکتاتور جلو برویم (آمریکا این همه هزینه برای ما نمیکنه
منظوری داره نباید به آمریکا رو بدیم)
با نظر آقای ناصر کاملا موافقم
دوست عزیزمهرداد نصرتی مهرشاعر از خواندن نوشته تان دلم گرفت.آیا فکر میکنید که این تقسیم بین ما و دیگران به نفع جنبش سبز هست؟ اگر هر کس اینطور سلیقه ای سرگم جدا کردن نخودها و لوبیلها بشودآنوقت برای هر سلیقه ای شاید دونفر همراه باشد و باز میشود جریان تا به الان که آنقدر سرگم به اختلافاتمان و نپسندیدنهای شخصی و کینه توزی های فردی میشویم که خانه را باد برده و ما هنوز سرگرمیم.این نفاق افکنی های «دوستانه» را بگذاریم کنار. ایرانیان خارج نشین سرمایه ها و مغزهای از کشور رفته اند و ما نیاز به آنهایی ها و اینها یی ها داریم.این جنبش شما نیست که تایین میکنید کی اجازه دارد و کی اجازه ندارد. این جنبش مردمی و مال ایرانی هست،حال هرکس و هر کجا. این یک حرکت بدون خشونت هست و این تنها ملاک هست.ما بهتره که گفته های آقای موسوی را دقیق تر بخونیم و در جهتی که دشمنان جنبش میخواهند یعنی جدا کردن و تفرقه افکنی در بین خودمان نباشیم.ما همه ایرانیم با عقاید مختلف واین دقیقا نقطه قدرت و ابتکار ماست. در پایان امید موفقیتتان را دارم من منظورم به دوست نویسنده نیست بلکه برداشت منه و میخواهم با همراهانم در میان بگذارم :جدیدا نوشته های زیادی در صفحه های اینترنتی رواج پیدا کرده که در زیر نقاب دوست قصد تفره افکنی و یا تبلیغ به خشونت در بین هواداران سبز را دارند. آدم بعضی اوقات فکر میکنه که لباس شخصی ها ماموریت جدیدی در دنیای اینترت بهشون داده شده.
امید عزیز بیاییم مرگ برامریکا را کنار بگذاریم. مهمه که ما چه میخواهیم نه اینکه قصد دیگران چه هست. ۳۱ سال مرگ برها ما را به کجا رساند جز اینکه به اسم اینکه ما در خطریم هرچه مخالف بود به زندان رفت یا کشته شد. ما هیچ دشمنی نداریم که به بهانه اون بخواهند سرکوبمان کنند. الان هم بنا به برداشت بعضی ها چند میلیون ایرانی سبز عوامل دشمنندوجاسوس امریکا. پس بیاییم به خودمان نگاه کنیم و مواظب باشیم خودی سرمان کلاه نگذارد. من تفاوتی بین چپاول خودی و چپاو ل امریکا نمیبینم، در هر دو حالتش عوارضش یکی هست آنهم گرسنگی. این شعار برای شخص من متعلق به یک تاریخ گذشته ماست و چماقی به دست قدرت طلبان که با آن ما را مدام هخ میدهند و میترسانند و چپاولمان میکنند و با همان چماق هم تو سرمان میزنند.
ناصر عزیز از خواند نوشته ات لذت بردم امیدوارم بیشتر بنویسی و موفق باشی
این مقاله بسیار عالی بود ، جدا آفرین . این اواین باری است که بنده چنین تحلیل زیبا و شفافی را مشاهده میکنم ، و با تک تک کلماتش کاملا و ۱۰۰% موافقم . جنبش سبز ، قبل از اینکه یک جنبش زیر بنایی اجتماعی سیاسی باشد ، یک حرکت زیر ساختار فنی مهندسی اجتماعی است که باید کاملا مسولانه عمل کند . رادیکالیزم و افراطی گرایی تهت هیچ عنوان مسول نیستند . من همیشه بر این عقیده بودم ، که ما ایرانیان ، بخصوص تحصیلکرده ها ، باید زیر مجموعه تفکری و ملی مردم در داخل مرزهای ایران باشیم . چه در زمان اصلاحات اول ، و جنبش دانشجوی ، و چه هم اکنون ، این دو حرکت ، با خون جگر داخل مرزی ها به وجود آمد ، و شهید و اسیر و مجروح داد . ما خارج از مرزیها تا کنون چه کردیم؟ یک گروه سیاسی به من نشان بدهید که تا امروز با عملش از مرزهای ایران به سوی داخل عبور کرده باشد ، و به همراه خود افراطی گرایی ، حمله نظامی ، و همکاری با بیگانگان دشمنی چون صدام حسین ملعون را به ارمغان نیاورده باشد ؟ صــــفر !!
من انتظار ندارم که عزیزان خارج از مرزها بیشتر از ایم به کار گروهی و فعالیت بپردازند ، میدانم که فعالیت سیاسی به صورت حتی محدود زیر نظر است ، اما قلبا خواهش میکنم که هموطنان بخصوص خارج از کشور ، در مقابل انانی باایستند که با طرح خواسته های از من در اوردی ، و بعضا خارج از حوصله چون خدا ستیزی ، اسلام ستیزی ، براندازی مسلحانه و همکاری با کشورهای خارجی جدا پرهیز کنند ، چون با طرح اینگونه مسایل، بنزین در اتش دولت کودتا میریزند ، و او را قدرتمند تر میسازند . ما میتوانیم موج سواری کنیم ، جنبش سبز خانه تفکری و اجتماعی همه ما است ، اما هیچ کدام از ما حق نداریم خودمان موج منفی ایجاد کنیم و پس از ضربه وحشتناک طرف مقابل بی سر و صدا متفرق گردیم و با ز هم به بحثهای بیهوده بسنده کنیم که بله ! مقصر همه ، حتی آدم فضایها بودند ، جز خود ما !
آن کسی که مطالباتی دارد ، باید خودش حتی سر سوزنی فعالیتی داشته باشد ، فعالیت سر سوزنی ما کجا هستند ؟ اول به این سوال ساده پاسخ دهیم ، بعد همانند بختک به جان آنانی باافتیم ، که حتی بستن یک نوار سبز بر مچش ، میتواند او را حتی پای دار بکشد ، من خارج از کشوری کجا ؟ آن شیر دل سلحشور کجا ؟
از سایت کلمه تقاضا دارم این مطلب را درشت کنند ، و هر چه سزیعتر لینکش را داغ کنند ! سپاس فراوان .
البته ما که بخیل نیستیم شما سبزها یکروزی قدرت رو بدست بگیرید. ولی مگر نه اینست که این بدست گیری قدرت باید از راه دمکراتیک باشد؟ در یک کلام انتخابات؟ مگر چقدر از انتخابات گذشته که این بازیها را هر روز براه می اندازید. شما که مثلا منادی دروغ نگفتن بودید، چرا بزرگتری دروغ تاریخ معاصر ایران رو در باره تقلب شدن در انتخابات گفتید؟ این اردو کشی های خیابانی از کسانی که صدای دمکراسی خواهیشان گوش دنیا را کر کرده بعید است. بدتر از آن بالیدن به شعار بی محتوای رای من کو. در کدام دمکراسی شما چنین شعار سخیفی را سراغ دارید؟ مگر قرار است در دمکراسی رای شما به شما داده داده شود؟ این چه هوچی گریست که شما می کنید؟ به شما اجحاف شده ،قبول.ولی این دلیل نمی شود که از راههای غیر دمکراتیک بخواهید حرفتان را به کرسی بنشانید. چرا همیشه می خواهید بر موج احساسات سوار شوید؟ بس است دیگر. یک زمانی علم شنگه گروگانگیری را به راه انداختید و لطمات جبران ناپذیر به این مملکت وارد کردید. حالا که بعد ٣ دهه دنیا تازه داشت با ما کنار می آمد دوباره یکی دیگه علم کردید؟ شما که ادعاهای تحصیل کرده بودن دارید و فهم جهانی.دیگه وقتی شما اینکارها رو می کنید از او محافظه کاران چه انتظاری می شود داشت.
با سلام به همه سبز اندیشان : بنده حدود ۵۵سال دارم من به شما فرزندان عزیز وسبزم توصیه میکنم باشعارهای تند و خارج از خواسته های منطقی دلیلی برای تهیه سناریوهای دروغین بدست دروغگویان ندهید . این دولت سرتا پادورغ با توسل به همه امکاناتی که دراختیار دارد
وبا استفاده از بهترین تکنولوژی وارداتی ومونتاژنمودن فیلم (سناریوی عاشور )نظر حد اقل افرادی را که در دامان خود می پروراند را میتواند جلب کند و از اعتقادات آنهابدلیل عدم امکان دسترسی به خبر های واقعی سوءاستفاده نماید . لذا سیاست این دولت است که تجمعهای مردم را در چنین روز ها به آشوب تبدیل کند . توصیه میشود باهر مرام ومسلکی که دارید وهر خواسته ونیازی که احساس میکنید بانماد سبز در روز ۲۲بهمن صبورانه شرکت نمائید.صبور باشید موفق باشید اندکی صبر سحر نزدیک است . پاینده جنبش سبز ایران
تا خر هست همیشه یکی پیدا میشه خر سواری کنه .
از این جمله هر دو طرف میتونن استفاده کنن( این وگفتم تا کسی منو به جانب داری متهم نکنن )
درهالی که ۳۰ ۴۰ کشور اروپایی دارای یک قانون اساسی میشه مردم ما هنوز احمقانه به فکر ………….
باید این ذهنیت را داشته باشین که هرکی اومد سر کار یه نقاد باشین مثل دکتر شریعتی و……
زنده باد ایران هرچی که باشه . زنده باد مردم هرکی که باشن
با نظر نویسنده و آقای حسن از دانمارک و ایرانی مسلمان کاملاً موافقم. یادمان نرود که رنگ مقدس سبز به نشانۀ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام برای این جنبش انتخاب شد. و نیز دین که کاملترین نسخۀ آن اسلام است (با تذکر اینکه دین در نزد خدا یکیست و در مراحل زمانی مختلف و با آمدن یهودیت، مسیحیت و اسلام تنها تکمیل شده است) چیزی نیست جز یک برنامۀ کامل (از طرف خالقمان که مسلماً بهتر از خودمان ما را می شناخته) برای اجرای هرچه بهتر تمام شئونات زندگی از جمله ادارۀ اجتماع.
جناب آقای رئیسی لطفا بفرمائید که در جمهوری اسلامی مورد نظر شما آیا یک غیر مسلمان حق اینرا خواهد داشت که کاندیدای رئیس جمهوری شود و اگر رای آورد رئیس جمهور شود؟
افراط و تفریطدر هر حرکت اجتماعی (حزب دسته ان جی او و بالاخره یک جنبش اجتماعی)باعث انحراف خواهد شد .ولی این مسئله نباید مانع ابراز عقیده وبیان آزاد دیگران شود .این موضع گیری رهبران است که باید درنهایت محل رجوع باشد تا بتواند بموقع از انحراف جلوگیری شود.با آرزوی بهاری سبز سبز