hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ویژگی های جنبش سبز ما و چند هشدار!...

ویژگی های جنبش سبز ما و چند هشدار!

چکیده : کسانی که به بهانه مخالفت با نظام به مقدسات اکثریت اجتماع حال حاضر ایران حمله می کنند و یا شعارهای ساختار شکن و تند روانه میدهند تیغ دو لبه هستند و در زمین دشمنان ملت گام برمیدارند زیرا اقایان از یکسو به مردم عادی می گویند که جنبش سبز اگر بر سر کار بیاید دین شما را هدف میگیرد و لا مذهبی را پایه گذاری خواهد کرد و از سوی دیگر زمینه سرکوب جنبش را با استفاده از تریبونهای خاص خود فراهم میاورند و ما را در حالت تدافعی قرار می دهند.


کلمه: اگر چه مخالفان مردم راه سبز امید را بر نمی تابند اما این راه مسیر خود را از کنار سد ها و سنگ ها باز خواهد یافت و آسیب ها و موانع را شناسایی و رفع خواهد کرد تا جایی که روزی خواهد رسید که همه مردم سرزمین ما سبز خواهند بود و شعاراصلی انقلاب پدران و مادران سرزمینمان یعنی “استقلال ،آزادی و جمهوری اسلامی” تحقق پیدا خواهد کرد شعاری که امروز هر چهار رکن آن به واسطه ی بی کفایتی ها و بی تدبیری ها به خطر افتاده است.

ستون “راه سبز امید” برای همین منظور و برای معرفی ویژگی های جنبش سبز و آسیب شناسی و ارائه راهکار از سوی رهبران اصلی این جنبش یعنی مردم ، راه اندازی شده است.

رضا رییسی یکی از سبز اندیشان با ارائه یادداشتی به کلمه از نظرگاه خود ویژگی های جنبش سبز را بر شمرده و هشدارهایی برای ادامه صحیح راه داده است. در این یادداشت آمده:

در طول تاریخ ثابت شده که هرگاه بخواهند به یک حرکت مردمی و روشنگرانه ضربه بزنند بهترین روش که کمترین هزینه ها را هم دربر خواهد داشت ایجاد انحراف در جنبش و ایجاد سطحی نگری در لایه های آن و رادیکاله کردن فضا و خشونت زدگی در آن است که خواه ناخواه باعث انشقاق در حرکت هماهنگ و رو به جلو خواهد شد و آنگاه با کمترین هزینه ممکن زمینه سرکوب و اضمحلال را فراهم خواهند آورد.

کوتاه و مختصر بگویم: جنبش سبز ایران پس از انتخابات بر پایه مسالمت آمیز بودن ،اصلاح نمودن و نفی خشونت و براندازی به واسطه حضور پیشروانی چون میر حسین موسوی و مهدی کروبی و سید محمد خاتمی و اعتماد مردم به آنان شکل گرفت .مردمی که از فشارهای سیاسی و فکری و عقیدتی اقتصادی و معیشتی ناشی از عملکرد دولت نهم و دروغهای لجام گسیخته به تنگ آمده بودند با شعار رای من کو؟ در یک جبهه متحد قرار گرفتند تا حقوق حقه خود را طلب کنند. در این زمان بسیاری از گروههای اپوزیسیون خارج نشین هم چون زمینه را فراهم میدیدند خود را بر موج این جنبش سوار کرده و خواستار مطالبات خود شدند تا اینجای کار ایرادی ندارد هر کسی می تواند به صرف ایرانی بودن خود در این جنبش حضور داشته باشد و این یک امر بدیهی است ولی در چارچوب خواسته ها و مطالبات مردم نه فراتر ازآن هر بازی قواعد خاص خود را دارد که نمی توان از آن عدول کرد.

بعد از مدت زمانی عزیزان خارج نشین گویا خود را سردمدار و صاحب چنبش دانسته و مشغول نسخه پیچی شدند که شعارها این باشد، چرا فلانی اینجوری حرف زد؟و چنین و چنان و در عمل نشان دادند شعار دهن پر کن دموکراسی را خوب بلدند ولی در عمل ذره ای به ان التزام ندارند . وقتی سران جنبش که مورد قبول اکثریت مردم هستند و اصلا با پافشاری انها و همت انان این جنبش شکل گرفته خود را قطره ای از مردم میدانند آنان چرا برای جنبش تعیین تکلیف می کنند؟؟؟

همین به ظاهر دوستان با تند کردن فضا می خواهند مقاصد خود را پیگیری کنند اما بی شک و بدون هیچ اغماضی بزرگترین خطر همین ها هستند(اپوزیسیون خشونت طلب) زیرا با تند کردن فضا و ایجاد اختلاف بین بدنه جنبش بزرگترین ضربه را انها میزنند و نه تندروهای جناح مخالف چون دشمنی انها که بر کسی پوشیده نیست و راه مخالفت با ان واضح و روشن است.

کسانی که به بهانه مخالفت با نظام به مقدسات اکثریت اجتماع حال حاضر ایران حمله می کنند و یا شعارهای ساختار شکن و تند روانه میدهند تیغ دو لبه هستند و در زمین دشمنان ملت گام برمیدارند زیرا اقایان از یکسو به مردم عادی می گویند که جنبش سبز اگر بر سر کار بیاید دین شما را هدف میگیرد و لا مذهبی را پایه گذاری خواهد کرد و از سوی دیگر زمینه سرکوب جنبش را با استفاده از تریبونهای خاص خود فراهم میاورند و ما را در حالت تدافعی قرار می دهند.

مثال ساده اش شعار الله اکبر است که گویا مظلومیت جنبش ما و ظلم ستیزی ان است این شعار چنان کابردی هست که دشمن را در حالت اچمز قرار داده و او را به حالت انفعال خواهد برد. اما مثلا شعار جمهوری ایرانی (که اصلا دچار تناقض اشکار است و معنا ندارد زیرا ما جمهوری امریکای و کانادائی نداریم که جمهوری ایرانی داشته باشیم)این شعار بر اساس اعتراض به کارهائی که به اسم اسلام در کشور ما انجام میشود شکل گرفته ولی راه اعتراض این نیست و جز زمینه سرکوب را فراهم نخواهد کرد . در ثانی تمام سران جنبش معتقد به اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستند قانونیکه وحی منزل نیست ولی میثاقی هست که وجود دارد و تنها چیزی هست که میتوان حول ان اتحاد نمود اگر ایرادی هست که هست براحتی و با تصمیم مردم می توان ان را اصلاح کرد ولی اکنون و بدون هیچ شکی این راه روشن و زمینه اعتلای ما نیست که همه چیز را منکر شده و بخواهیم از نو انچه را خود درست میدانیم بر کرسی بنشانیم اصلا الترناتیوی برای قانون اساسی وجود ندارد و اینجور کلامها بر پایه یک توهم ذهنی شکل گرفته است چه خوب باشد و چه بد

کلام اخر اینکه اگر برخی تندروی کنند و خواسته های حداکثری و ایده الهای ذهنی خودشان را بدون توجه به واقعیتهای جامعه و سود و زیان اعمالشان پیشه خود سازند از سوی بدنه جنبش سبز طرد خواهند شد.

  • وحید

    بسیارزیبا وگویا حرفی که ازدل براید بردل نشیند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۲:۳۶ ق.ظ  

  • ناشناس

    می توان روی قانون اساسی توافق کرد به عنوان اصلی که وجود دارد اما حاکمیت را از آن جدا کرد. … و رئیس جمهور مترادف قانون اساسی نیستند و اگر اینها را مجبور به عقب نشینی کنیم به این معنی نیست که قانون اساسی زیر پا گذاشته شده است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۲:۵۰ ق.ظ  

  • sina

    احسنت به این گفتارتون .. ولی چرا اینو درشت تو سایت نزدین و براش تیتر جدا باز نکردین تا بهتر به چشم بیاد و حتی کوردلا بخونن وبدونن که افکار جنبش سبز چیه… و در ضمن می تونی اینو در قالب یه مقاله تو روزنانه ها چاپ کنید… خیلی خوب بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱:۰۶ ق.ظ  

  • مهرداد نصرتی مهرشاعر

    خیلی به نکته اصلی نزدیک شدید.ببینید دوستان عزیز باید اذعان کنیم که بخش مهمی از بظاهر سبزهای خارج نشین و دنباله های آنها در داخل اساسا جهت حرکتشان با ما یکی نیست .مثال: در یک برنامه صدای امریکا خانمی که کلیپ های خاص خودش را می ساخت در برنامه حاضر شد و به صراحت جنبه ضد مذهبی و ضد دینی فعالیت خود را مطرح کرد و باید توجه کنیم که ضد دنینی و ضد مذهبی و نه حتی سکولار . این فرد رادیکال خود و فعالیتش را به جنبش نسبت می داد و امثال این فرد با رنگ و بو های متفاوت کم نیستند و همانگونه که این دوستمان نوشته اند آنان براستی خود را فرمانروایان حرکت مردمی می دانند که برای آن خونها ریخته شده و عرض ها بر باد رفته .
    به نظر من بعنوان یکی از ۷۰ میلیون ایرانی که بیش از بیست سال است در آسیب شناسی حکومتها و بخصوص حکومتهای برپایه دین تحقیق کرده و پس از سه عنوان کتاب شعری که توسط بنده تالیف شده , کتاب اخیرم ( نجات دین ) که مراحل پایانی خود را در مسیر آمادگی برای نشر می گذراند در همین باب است به عرض می رسانم که در شرایط فعلی اگرچه قانون اساسی بی اشکال نیست لیکن بهترین گزینه برای الزام دولت به رعایت اصولی است که اساسا انقلاب خونبار اسلامی بر آن موازین استوار است و سیر کردن حدّ خواسته های این حرکت مردمی به سوی بی نهایت در واقع نابود کننده آن است . بخصوص اندیشه براندازی , وسوسه ای است از سوی بدخواهانی که خود دهان گشادی برای لقمه های چرب دارند و در اینصورت غیر از زیان شامل حال ملت نخواهد شد و قطعا این مطلوب هیچ یک از ما نیست . لذا چه بهتر که روشمندی جنبش زیر مجموعه ای از روشهایی باشد که در آن تضمین حفظ نظام لحاظ گشته و امکان سوء استفاده دشمنان آپورتونیست که یا قبلا قطع ید شده اند و یا اخیر هوسهایی را در سر می پرورانند مسدود گردد.
    و بهترین روش در این زمینه تعیین منشور خواسته های جنبش است و باید بپذیریم که اگرچه این عمل باعث ریزش بخشی از همراهان فعلی این جنبش می گردد لیکن ریزشی ها دقیقا همان هایی هستند که موانع دستیابی جنبش به آرمانهای پاک خودش است و این ریزش غیر از رحمت نیست و این امر از جنبه های مختلف قابل بررسی است .
    اعلام منشور خواسته ها بگونه ای شفاف باید توسط اهالی جنبش و با مدیریت سایتی معتبر مثل این سایت بصورت رفراندم فیک ناپذیر باشد که امروزه روشهای آن تقریبا در اختیار کسانی که بدان نیاز داشته باشند قرار دارد و به نحوی است که امکان تقلب در آمار توسط مشتریان گذری را حذف می کند . آنگاه این منشور خود شبه بیانیه ای عمومی خواهد بود که خودبخود به تائید تک تک اعضای جنبش درآمده است و نظرهای شخصی در آن کمترین تاثیر را خواهد داشت.
    چنین بیانیه یا منشوری می تواند جهت طرح از مبادی مختلف به گوش کسانی برسد که جنبش را ابتر می خوانند و آنگاه است که دروازه های تغییرات در روش عملکرد نظام نسبت به یک جنبش مردمی تغییر خواهد کرد و امکان نسبت دادن حرکتهای جنبش به کشورهای بیگانه نیز بی اثر می گردد.
    در هرصورت هیچ سبز واقعی تداوم این ناآرامی ها را نمی پسندد و دوست می دارد هرچه سریعتر مشکلات مرتفع گردیده و ضمن آنکه مردم به حقوق انسانی و الهی شان دست یافته اند جامعه نیز لباس عافیت پوشیده و صلح و ثبات عمومی برقرار گردد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱:۰۸ ق.ظ  

  • سارا

    نقل قول از نویسنده :

    “کسانی که به بهانه مخالفت با نظام به مقدسات اکثریت اجتماع حال حاضر ایران حمله می کنند ”

    ۱٫ این مقدسات چه هستند ؟

    ۲٫ نویسنده از چه طریقی به این مقدسات رسیده است ؟

    ۳٫دقیقاً کی و کجا به این مقدسات توهین شده است ؟

    ۴٫چه کسانی تا کنون جنبش را به پیش برده اند ؟

    ۵٫ اگر برای نویسنده مقدور است بفرماید که روزهای قدس و ۱۳ ابان و ۱۶ آذر و عاشورا کجا بوده است ؟

    ۶٫ منظور از تندکردن فضا چیست و مسئول اصلی آن کیست ؟

    ۷٫ آیا خشونت در ذات حکمران کنونی است و یا صرفاً واکنشی است به ما به اصطلاح اغتشاشگران و ….؟

    ۸٫ نویسنده لطفاً پیشنهادهای خود را جهت مبارزه با اعدام های اخیر ارائه دهد

    درپایان
    چه فردی مسؤول اصلی وقایع این ۷ماه و ۸ سال مبارزه با اصلاحات است ؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱:۳۱ ق.ظ  

  • پایگاه اطلاع رسانی جنبش سبز.

    سلام.
    ببخشید یک سوال داشتم

    اقای رییسی خودشون الان کجای این جنبش قرار دارند؟
    از کلمه میخواهیم که برای دوستداران بازگو بکنند که اقای رییسی چه شخصی هستند؟
    به هر حال این مسایلی رو که ایشون ذکر کردند. عقاید شخصی خودشون است.
    اگر اقای موسوی این چنین حرف هایی میزد. خوب موضوع فوق العاده فرق میکرد.
    ما همه گوش به فرمان موسوی هستیم.
    همون طور هم که گفتیم عاشقان موسوی و اصلاحات و همه همه که الان اکثریت جامعه رو تشکیل میدهند. شکی نیست که هم عقیده موسوی هستند . و اگر موسوی روزی این گونه صحبت ها رو بکند شکی نیست که مردم هیچ مشکلی نخواهند داشت و میپذیرند.به خصوص من که عاشق موسوی هستم. اگر بخواهیم تظاهرات واقعی و با شکوه بعد از انقلاب تا الان رو مثال بزنیم, تظاهرات ۲۵ خرداد است که توسط جنبش ملیونی سبز صورت گرفت و یک رفراندوم فوق العاده بود. و باید در تاریخ ایران ثبت بشود. پس ما باید این رو متوجه دیگران بکنیم که اگر اقای رییسی میان این گونه صحبت میکنند. پس من شخصا به جرات میگم که ایشون مخالف حقایقی هستند که الان همون خارج نشینان دارند بازگو میکنند.
    اقای رییسی یک سوال داشتم؟! ایا وقتی صدای سیمای میلی کشور میاد همون طور بر علیه اصلاحات صحبت میکند . و میاد شعار هایی که بر علیه موسوی و کروبی میدهند رو میگزارد . میان برنامه های یک طرفه اجرا میکنند. و به همه توهین میکنند. و مردم رو گاو گوساله خطاب میکنند. ایا ما حق دفاع نداریم؟ما که رسانه ای نداریم تا حرف دلمون رو بزنیم. ایا به قول شما همون خارج نشینان نباید پشتیبان مردم باشند؟ اون ها کاملا از جنبش حمایت میکنند. و فرق اون ها با صدا سیمای میلی ما این است که انتقاد پذیر هستند. البته من نمیام حرف های امثال نوری زاده که یک ادمی هستش که فقط تحریک میکنه و شعار به مردم یاد میده رو تایید بکنم….

    اقای رییسی شما نظر شخصی خودتون رو اینجا بیان کردید. و سایت کلمه موظف بود که در کنار عنوان این موضوع. می نوشت نظر شخصی اقای رییسی. و الا اکثرا که این مطلب رو خوندند. شکی نیست که زیاد اهمیت ندادند به مضوعی که شما بیان کردید. این که شما هیچ ارزشی برای خارج نشینان که دارن از حق ملت ایران دفاع میکنند قایل نبودید. اقای مخملباف بد صحبت میکنه.؟ شما انتظار دارید بیاد بگه نه اقا نباید سرکوب بکنند . و مردم مسالمت امیز تر بیان؟!!!!! این موضوع رو همیشه بیان میکنند. ولی ۲۵ خرداد مردم چی گفتند. که باید تیر بخورند. چاقو بخورند. مثل شخص خودم.

    به نظر من اقای رییسی شما نباید این گونه ارزش خارج نشینان رو بیارید پایین. به هر حال مردم ایران عاشق کسانی میشوند که از ازادی و حقیقت دفاع بکنند..

    راستی یک سوال دیگه داشتم. اقای رییسی شما گفتید که: همین به ظاهر دوستان با تند کردن فضا می خواهند مقاصد خود را پیگیری کنند اما بی شک و بدون هیچ اغماضی بزرگترین خطر همین ها هستند(اپوزیسیون خشونت طلب) زیرا با تند کردن فضا و ایجاد اختلاف بین بدنه جنبش بزرگترین ضربه را انها میزنند؟؟!!!!!!
    ۱=ببخشید همین ها میخواهند چه مقاصدی رو برای خودشون پیگیری بکنند؟؟؟؟
    ۲= صدای سیمای کشور امد چندین بار پاره کردن عکس خمینی کبیر رو نشان داد. که کاملا ساختگی بود و در این شکی نیست که کار خودشون بود و با این کار میخواستند جنبش رو خراب بکنند که موفق هم نشدند. خوب صدا سیما میان این حرکت رو چندین بار نشون میده. این کار باعث شد که مردم و طرفداران خودشون رو تحریک بکنند. و بیان تظاهراتی تشکیل بدهند و بترین توهین ها رو به جنبش و موسوی خاتمی کروبی و ……. بکنند. ایا این کار نباید با پاسخ مردم رو به رو میشد؟؟؟؟؟؟ منظورم این است که شبکه های خارج نشین میان واقعیت ها رو میگویند. حالا ما جنبش تحریک بشویم یا نشویم دیگه به خودمون بستگی داره. پس همین خارج نشینان هم جواب صدا سیمای میلی رو میدهند.
    شما اومدین انیجا و فقط خارج نشینان رو محکوم کردید؟!!!!!! دلیل خاصی داره؟
    ممنون میشم جواب بنده رو از طریق ایمل بدید.
    از سایت کلمه میخوام که نظر بنده حقیر رو منتشر بکند.plz

    طالب سبزیم نه ارکان ریا
    بهر حفظ موسوی مهدی بیا . مهدی بیا

    با تشکر.
    ——————————————————–
    کلمه: با تشکر از اظهار نظرتان. منظور نویسنده اپوزیسیون خشونت طلب بود وگرنه هر ایرانی در هر جای دنیا یک رای دارد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۲:۲۰ ق.ظ  

  • Shiwa

    اگر جنبش سبز به قول خودتان مال شما است، بفرمایید بکشید و نابود شوید ولی‌ تعجب نکنید که آینده تلخی‌ در انتظارتان است. با کشتن نخبگان یا تبعید آنها به کجا میرسید؟ آیا فکر می‌کنید در فضا وحشت میتوانید سال‌ها حکومت کنید؟ آیا فکر می‌کنید با سوً استفاده از دین میتوانید پایدار بمانید!؟ جنبش سبز را ما به خشونت نکشیده ایم بلکه نظام عزیزتان! هنوز در خوابید! این معترضان فرزندان دوران ۳۰ سال نظام تان هستند، و نه ایرانیان در خارج از کشور.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۲:۳۰ ق.ظ  

  • ناشناس

    دمتون گرم با این کار … اونوری ها رو زدید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۲:۳۹ ق.ظ  

  • haghi

    dorood bar raeese jomhoor

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۳:۱۹ ق.ظ  

  • فرید-اصفهان-

    باید بپذیریم این ساختار اصلاح پذیر نیست. . . .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۳:۳۳ ق.ظ  

  • مرگ بر دیکتاتور

    شما چطوره یکبار هم در رابطه با شعار زیبای مرگ بر دیکتاتور یک مقاله بنویسی ، یا اون هم خدایی نا کرده به بعضیها بر میگرده و شعار درستی نیست ؟
    من بعنوان فقط یک نفر از جنبش سبز به اقای موسوی و کروبی احترام میزارم و قبولشونم دارم ، نگرانی من پر پر شدن جوانان هست ، جوانان ما دارن پر پر میشن اونوقت سایت کلمه هنوز داره سر این یک شعار کلنجار میره ، ولی بشنو کلمه عزیز ، چیزی که بر این جنبش وارد پذیر نیست ، تفرقه هست
    خدا شاهد هست که بعنوان عضوی از جنبش سبز خواستار مجازات … بحران هستم
    مرگ بر دیکتاتور

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۳:۴۵ ق.ظ  

  • مریم

    دوستان عزیز باید قبول کنیم این افراد هم همگی ایرانی هستند ولی عقایدشان با ما فرق می کند و شاید رفتارهای نادرست ما انها را در چنین شرایطی قرار داده ما باید یاد بگیریم همه عقاید را بشنویم و به ان احترام بگذاریم.ما با رفتار صحیح خود و با محبت باید انها را جذب کنیم.ایرانی که از خارج از کشور با ما همراه شده ولی با اعتقادات خود ,او هم دوستار ایران است و شاید شبانه روز در رویای برگشتن به ایران به سر می برد.ایرانی در هر جایی دوست من است و ما با هم و با محبت قرار است ایران را بسازیم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۳:۴۹ ق.ظ  

  • حسین

    کلمه جان، حرف دلم را زدی. اینو از اول می زدی…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۴:۰۵ ق.ظ  

  • Shiwa

    نویسند عزیز خواهش می‌کنم که ویدئو مسجد قبا را نگاه کنید. آیا این اشخاص که در این جلسه داد میزنند و هوار میکشند از خارج به ایران آماده اند برای اختشاش!؟ برای گرفتن رنگ سبز از شما؟! دوست عزیز آزادی فقط سبز نیست!

    آیا کسانی‌ که طناب دار را به گردن دانشجو، خبر نگار، آزادیخواه، پژوهشگر و حق جویان میاندازد از خارج از کشور آمده اند که فضای خشونت ایجاد کنند، تا شما سبزتان را از دست بدهید!؟ آیا ایرانیان خارج از کشور شکنجه گران نظام هستند؟!

    آیا ایرانیان خارج از کشور به نماز جمعه میروند و پشت بلند گو با بیشرمی اعدام تمامی‌ مخالفان را میخواهند!؟ آیا ایرانیان خارج از کشور هستند که جوانان دلیر ایران را به قتل میرساند؟!

    حرف شما چه فرقی‌ با تهمت نظام دارد، از اسرائیل، آمریکا، انگلیس و و …. گرفته همه تقصیر در خشونت در ایران دارند به غیر از شما؟!

    دوست عزیز این آقایان موسوی و کروبی بودند که جوانان را آماده برای آمدن به خیابان کردند و نه ایرانیان در خارج؟! کجا هستند، نمیخواهند رای خود را پس بگیرند؟! خون آنها رنگین تر از خون جوانان سرزمین ما است؟!

    آیا نظام برایتان این قدر ارزش دارد؟! نه این نظام نیست که برایتان ارزش دارد؟! این ایران نیست که برایتان ارزش دارد! فقط پول مفت نفت است که برایتان ارزش دارد!

    در این ۳۰ سال چه پیشرفت های علمی داشته اید,‌ به غیر از کپی‌ کردن، جعل مدرک، انرژی هسته‌ای با کمک روسیه، خرید بنزین از خارج، راه اندازی اینترنت با کمک شرکت‌های اروپایی، خرید سیستم‌های کنترل اینترنت و تلفن ملت از زیمنس، خرید باتووم و دستگاه شوک برقی از کشور آلمان، خرید هواپیما از روسیه، مونتاژ کردن رنو و پژو به اسم ایران خودرو، کشیدن لولهای گاز با کمک روسیه، کپی‌ کردن فیلم، موسیقی، سافت ور، و هزاران مورد دیگر! آیا این هم بگردن ایرانیان در خارج از کشور است؟!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۴:۱۲ ق.ظ  

  • رکاوند

    بهترین کاری که در این برحه از زمان باید انجام داد همینه نباید بطور یکدفعه دنبال تمام خواسته ها بود.باسرکار اومدن جنبش سبزقدرت تودست ماست اونوقت حرفامونو میزنیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۵:۰۰ ق.ظ  

  • arash

    mizan raye mellat ast entekhabate azad baghiyash khodesh moshakhas mishe

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۶:۰۵ ق.ظ  

  • زنده باد سبز

    عین واقعیت بود ،بعضی‌ از دوستان ناراحت شدند ،این پائین آوردن‌شان ایرانی در خارج از کشور نیست ،من خودم هم در خارج زندگی‌ می‌کنم ،اما هممون داریم زندگیمون رو می‌کنیم،درسته ،درد داریم واسه اینکه مردم در فشارند، واسه انقلاب و نظاممون که اینهمه شهید دادیم به خاطر اینکه ،آبرومون توی دنیا رفته ،اما در برنامه زندگیمون هیچ خللی پیش نیومده ،اما هم وطن‌های ما در ایران دارند تمام فشار رو تحمل میکنند،از جان و مال و عمر خودشون گذاشتند واسه حفظ ارزشهایی که باور دارند،برای آزادی،برای کشور و دین و … . پس اگر ما واقعاً عشق مردم و کشورمون هستیم از این سخنان نباید ناراحت بشیم.بلکه باید با تمام وجود با سیاست مردم و جنبش سبز امید پیش بریم ،هر چند که میرحسین ادعای رهبری نداره ،اما ما با تمام وجود همراه ایشون و دیگران باشیم،در ضمن متن عالی‌ بود من یک کمی‌ توی دلم از آقای کروبی دلخور بودم ،این متن رو که خوندم خجالت کشیدم ،طلب بخشش

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۸:۳۲ ق.ظ  

  • رضا رئیسی

    اولا بنده همینطوریکه دوستان در سایت کلمه نوشته اند قطره ای هستم از میلیونها میلیون سبز اندیش که دیدگاه شخصی خودم رو نوشته ام و انرا بری از نقد نمیدونم و بخاطر احساس خطری که نسبت به تندرویها داشتم این مطلب را به قلم اوردم چون بزرگترین دشمن جنبش سبز را دوستان نادان و یا بهتر بگم خودشیفته ای میدانم که ایده الهای ذهنی خودشان را برای این جنبش نسخه پیچی می کنند و در اینراه بدون ذره ای تحمل و دور اندیشی بر طبل تفکرات لائیک و تندروی خود میدمند و تا انجا پیش میروند که به اسلام عزیز هم توهین می کنند اما در جواب دوستان:
    خانوم سارای عزیز ایا شما به بعضی سایتهای طرفدار جنبش سبز تشریف بردین؟ نیازی به نام بردن نمی بینم ولی در این سایتها ضمن تشکر از کاربران فهیم بیشمار انها (که نقش عمده ای در اطلاع رسانی جنبش دارند)عده ای معدود با سوء استفاده از فضای موجود در انها بدترین توهینها را به مقدسات این ملت می کنند و خود را طرفدار جنبش سبز می نامند خودتان را جای یک مخاطب ساده بگذارید مطلبی که سرشار از الفاظ رکیک و توهین امیز انهم به مقدس ترین عقاید مردم (قران ائمه و تشییع)هست چه طرز فکر و برداشتی را در مقابل مخاطب قرار میده و ایا انها را نسبت به ما بدبین نخواهد نمود؟بنده کمترین هم در کنار هموطنان سبز اندیشم در مناسبتهای مختلف حضور داشته ام و از لطف دوستان هم بی بهره نبوده ام اما عزیز دل اشک اور باتوم خورده ام ولی شعار ساختار شکن نداده ام چون اگر پای در عرصه نهادی از خود برون باید شد باید سود و زیان را سنجید باید عاقبت اندیش بود باید واقعیتها را فدای احساسات نکرد
    بی شک کسانیکه در مقابل مردم حق جو و بی سلاح بدترین خشونتها را میورزند مقصر اصلی هستند و خود بارها دیده ام که برخورد خشن انها باعث تند شدن فضا و شعارهای ساختار شکن میشه ولی اگر ما تند بشویم یعنی در زمین انها بازی کرده ایم انها با ما اینچنین برخورد می کنند تا فضا را برای شانتاژتبلیغاتی رسانه ای خود باز بکنند حرف حقیر این بود که نباید بازی بخوریم و دچار احساسات زود گذر بشویم
    در باب خشونت لجام گسیخته حرف بسیار است ولی تفکری انحرافی که در زمان امام راحل مجال جولان نمی یافت به تدریج با سیطره بر بعضی ارکان قدرت و استفاده از رانت انتخاباتی و حذف مخالفان در بازی بدون رقیب خود را باز تولید نموده و در این انتخابات خود را به منصه ظهور رساند و دیدیم و دیدید چه کردند را ه حل هم رسیدن به فضای باز است تا نوری بر تاریکخانه انها بتابد و دستهای پیدا و پنهان انها را بر همگان روشن سازد و این جز با فضای ازاد اطلاع رسانی میسر نخواهد شد اگر مهندس موسوی عزیز و دیگر اصلاح طلبان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را میخواهند اگر در بیانیه متفکرانه شماره ۱۷ ایشان ۵ راهکار میدهند و در ضمن ان ازادی مطبوعات و انتخابات ازاد و قانونی را می خواهند از همین رو است ولی مثلا همین دوستان تندرو که در مطلب فوق الذکر به انها اشاره داشتم بعد از صدور این بیانیه و صحبتهای اخیر حجت الاسلام کروبی این عزیزان را اماج حملات خود نموده و انها را به سازش و عدول از مواضع متهم کردند .
    تفکر خشونت طلب و قهقرائی که در بعضی ارکان نظام به شدت تبلیغ و ترویج می شود چون بر پایه هم اندیشی و عقل جمعی دچار مشکل شده و ناچار به حذف شدن است نفع خود را در خشونت طلبی و انشقاق در جامعه می بیند پس به هر قیمتی بر کوس خود خواهد دمید و اینجاست که ما باید با دوری از تندروی و اصل مسالمت امیز بودن انان را مرعوب منش و خرد جمعی خودمان بکنیم
    اعدامهای اخیر را هم می توان در همین راستا دید و گرنه چه لزومی دارد افرادیکه که هیچ ارتباطی با انتخابات نداشته و در ان دخیل نبوده اند را در اقدامی ناگهانی و بر خلاف نص صریح قانون که حضور وکیل و خانواده متهم را در محل اجرای حکم الزامی میداند مورد اجرای حکم قرار داد هیچ انسان وطن دوستی اعمال گروهکهای همچون منافقین و یا انجمن پادشاهی را تایید نمی کند اما یک فرد ۱۸ ساله چه نقشی می تواند در این گروها داشته باشد ؟و اصلا چه فعالیتی برای او متصور است؟ و اصولا روند شکل گیری پرونده که دچار اشکالات اساسی بوده چرا باید به اجرای چنین حکم سنگینی برسد؟ سئوالهای بی پاسخی هست که البته جواب انرا همه میدانیم .بنده در حدی نیستم که بخواهم راه حل بدهم ولی راه روشن اطلاع رسانی و روشنگری است تا هزینه این اعمال خشن را دو چندان نموده و از تکرار انها جلوگیری شود . همانطور که عزیزان فعال در حقوق بشر و جبهه مشارکت با بیانیه های خود نشان دادند که منفعل نبوده و هوشیار هستند و خواهند بود
    در مورد سئوال پایانی شما فرد ملاک نیست ادمها میایند و میروند این یک جریان فکری هست نوع تفکر است که باید ابشخور ان را دید و تاریکخانه انها را هویدا نمود مسئله ما افراد نیستند جریانها و تفکرات خاصی هستند که همانطور که گفتم باید با روشنگری و هم اندیشی توطئه های شوم انان را که هدفش اسلام حقیقی و ارمانهای اصیل انقلاب که جریان اصلاح طلبی خواستار بازگشت به ان اصول است را خنثی نمود .
    در جواب دوست عزیز به اسم پایگاه اطلاع رسانی نازنین مطلب بنده را یکبار دیگر بخوانید من یک کمترین هستم در بیشمار انسان سبز اما عزیز دل مهندس موسوی عزیز خود را ذره ای از این جنبش میداند ایشان فرمودند جنبش خود را به کیش شخصیت الوده نکنید . حرف ایشان برای تک تک ما حجت است چون خود را به عنوان سرباز مخلص و ازاده ای نشان دادند که بر سر حقوق مردم و منافع ان ذره ای عقب نشینی نمی کنند و در دریای خروشان ملت چون دری گرانبها درخشیدند ولی نحوه گفتار شما زیبنده نیست ایشان مطیع اوامر و بله قربان گو نمی خواهند یار هم اندیش می خواهند که ان شاء الله همگی ما قابل باشیم
    بنده نگفتم که دوستان خارج نشین اظهار نظر نفرموده و حرفهای خود را نزنند اتفاقا بر دستان تک تک انها هم بوسه میزنم که فرسنگها دورتر از این سرزمین قلبشان و قلمشان برای اعتلای این اب و خاک می تپد عزیز من به کسانی اعتراض کردم که خود را تافته جدا بافته میدانند و از راه رسیده و خود را بر سفره حاظر و اماده می بیند و صید ماهی خود می خواهند حتی نظر و فعل انها هم بر چشم ما ولی نه اینکه خود را سردمدار و خط دهنده بدانند و هر چه را که خود می پسندند عین حق دانسته و غیر خود را باطل واپسگرا و متحجر بنامند این جنبش یک خط سیر و افق دید روشن دارد که در اعمال گفتار و بیانیه های پیشروان (تعمد من در استفاده از لفظ پیشرو و نه رهبر بخاطر خواست قلبی این عزیزان و دوری از شخصیت پردازی نا لازم است)ان هویدا و واضح است و عدول از این راهکارها بی گمان جنبش را با سردرگمی و سپس ریزش روبرو خواهد نمود
    بنده انتقادم از شخص و یا اشخاص نبود به نوع عملکرد اعتراض داشتم و دارم یکبار دیگه هم میگم همانطور که توهین صدا و سیما عملی بسیار زشت و قبیح است بخصوص که با استفاده از بیت المال به دنبال اهداف جناحی خود است اما این دلیل بر توهین بعضی عزیزان خارج نشین هست؟ما باید از انها یاد بگیریم؟زیباترین شعار حامیان مهندس موسوی در طول انتخابات به اذعان بنده و خود جنابعالی ایا شعار ادب مرد به از دولت اوست نبود؟ ما اینچنین است که در قلب مردم حکومت می کنیم و نه بر جسم انها
    و اما در جواب خانوم شیوا:عزیز من زیباترین مفاهیم دموکراسی و ازادی را در کلام خدا و دین رحمانی اسلام میدانم نباید استفاده ابزاری و غلط بعضی افراد باعث بشه شما نسبت به دین خدا و کارکرد بی بدیلش در دوران معاطر و بلکه تمام اعصار بدبین بشوید دستهای مرموزی درکار است تا چهره اصیل و انسان دوست دین خدا را جور دیگری جلوه بدهد . که میفرماید هر چه عیب است از مسلمانی من و تو است ورنه اسلام زه هر عیب و خطا عاریست(البته حضور ذهن نداشتم برداشت ازاد کردم)!اتفاقا بنده شیوه اصلی نگارشم طنز نویسی هست و بارها در مطالبم این را نوشته ام که اقایان عزیز بیخود ما را به امریکا و انگلیس وصله و پینه نکنید ما را از انجا به اینجا هیلبورد نکرده اند ما فرزندان این اب و خاک و نسل همین انقلابیم که اگر درایتی بود بر این ازاد اندیشی و ظلم ستیزی ما بوسه باید میزدید که انحراف را بر نمی تابیم
    و اما کلام اخر : بزعم بنده کمترین جنبش سبز ما اگر بخواهد پویا و رو به جلو حرکت کند لا جرم باید با نقد خود و پالایش انحرافها مسیر روشن خود را هر روز فروزان تر کند و نباید با مصلحت اندیشی و برای اینکه مبادا به این و ان بر بخورد (وبقول عامیانه امروز را ولش کن فردا خدا بزرگ است)راه خود را بدون پالایش طی کند که لازمه هر جنبشی پویائی در گام اول اصلاح خود است تا بتواند اصلاح بزرگتر را زمینه ساز گردد موفق و پیروز باشید
    دوستان عزیز در سایت وزین کلمه از لطف شما و احساس دغدغه مشترک و ویرایش مطلب بسیار سپاسگذار امید است تا با هم اندیشی فردای بهتری برای ایران عزیزمان فراهم گردد در پناه خالق سبز اندیشان سبز باشید . راستی این مطلب را در کمال خستگی مفرط و بی خوابی نوشتم اگر اشتباه لفظی یا قلمی هست اصلاح بفرمائید . سپاسگذار

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۸:۳۵ ق.ظ  

  • فرمانبردار

    اصولاً حکومت در شرایط فعلی هرگونه انتقاد و اعنراض را از نتفه خفه می کند و برایش مهم نیست شما اعتراضتون مسالمت آمیر است یا خشونت آمیز. شما فرزند بهشتی مظلوم هستید یا یک روزنامه نگار یا …. و شما تا زمانی در این دایره قراردارید که مثل یک بچه خوب و بی سر و صدا باشی و الا نفس بکشی نفست را می برند.
    وحدت هم از دید این آقایان یعنی اینکه همه آحاد ملت به تعبیر آقای رضایی دست در دست همدیگر به دست بوسی برویم تا بقیه قضایا خود به خود حل بشود وانشائ الله آحاد ملت سرافراز شوند و ……

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۹:۱۳ ق.ظ  

  • پیرو امام

    ممنونم از آقای رئیسی عزیز که مدت هاست برای جنبش سبز می نویسند.تا اونجایی که اطلاع دارم ۶ بار وبلاگش فیلتر شد ولی ایشون از پا ننشست و هر بار با قلمی تیزتر وقدمی استوارتر شروع کرد.

    جنبش سبز ما موقعیت کنونی خودشو مدیون افرادی امثال آقای رئیسی است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۹:۳۰ ق.ظ  

  • ناشناس

    اکثر خارج نشین ها تقید شان نسبت به مسائل دینی کم است و معمولا تحت نظرات کشورهای دیگر فعالیت می کنند چون بودجه آنها از این کشورها تامین می شود / البته افراد معتمدی هم گاها بتوان پیدا کرد
    وقتی سایت کلمه نظرات یک شخصی رو بیان می کند یعی به نظرات میرحسین نزدیک است.
    و ما فقط باید به رسانه های خارجی به عنوان یک رسانه و ابزار برای انتقال اطلاعات نگاه کنیم و خط فکر و نگرش سیاسی را از سایت هایی چون کلمه برداشت کنیم.
    ما خواهان جمهوری اسلامی مد نظر خمینی کبیر هستم و حاضر نیستیم اسلام را با دست خودمان حذف کنیم و با جمهوری ایرانی عوض کنیم.
    زنده با موسوی پاینده باد اسلام

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۹:۳۷ ق.ظ  

  • سارا

    آقا شما خودتون تا حالا اومدین تو تضاهراتها شرکت کنین عزیز من دیگه مطالبات مردم انتخابات یا برکناری آقای احمدی نژاد نیست خیلی از این فراتر رفته الان خواستار یه نظام کاملا دموکراتیک هستند شما کافیه یه سری به خوابگاه های دانشجویی بزنین اونوقت خودتون میفهمین مردم ماو جوونای این مملکت از چی و چه کسی دلشون پره!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۰:۰۲ ق.ظ  

  • ناشناس

    همواره دین میان دولبه یک قیچی قرار گرفته است یکی دینورزان متحجر جاهل و دیگری مخالفان دین و دینداری . متحجرین جاهل ومتظاهر به ظواهر دین نهایت کاری که انجام می دهند این است که با خشونت و ارایه دینی که مخالف عقل و علم و آزادی انسان است مردم را به سمت لادینی و لا ییسم می کشانند . مگر در اروپای قرون وسطی چه اتفاقی افتاد . پادشاهان در قرون وسطی تحت پوشش دین وبا همکاری به اصطلاح پاپ اقدام به هر ظلم وستمی علیه مردم می کردند وا ز همه جالب تر این بود که در بازار ها کشیش ها برای خود دکان باز می کردند تا گناهان مردم را خرید وفروش کنند مثلا کسی که دزدی کرده پولی به جناب کشیش میداد و او به آن فرد برگه ای می داد که در آن نوشته شده بود گناه تورا خدا بخشید!!!! اما ما از دینی صحبت می کنیم که امام حسین پیشوای همه آزاد مردان دنیا به دشمنانش که فقط برای ریختن خونش آمده بودند گفت اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید یعنی دین را جدا از آزادگی و آزادی نمی داند واتفاقا دین و دینداری را مرتبه بالاتری از آزادگی می داند یعنی آنکه دیندار است باید آزاده باشد و آنکس که ادعای دین می کند اگر آزاده نیست اگر گرفتار خود برتر بینی است اگر گرفتار غرور است اگر اسیر قدرت است واگر قدرت تحمل فکروانتقاد و سخن مخالف با او راندارد این را بداند که دین درستی هم ندارد . زمانی که صحبت از این می شود که می خواهیم نسبت میان امام حسین و آزادی را مشخص کنیم عده ای عربده و فریاد می کشند بدانید آنها مشکلات اساسی در اعتقاداتشان دارند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۲:۱۸ ب.ظ  

  • هادی قدسی

    باسلام
    آقای رئیسی و تمامی کسانی که براین عقیده هستید، اجرای بدون تنازل قانون اساسی یعنی پیروی از رهبری. از شما دعوت می کنم قانون اساسی را بخوانید و درپی آن این سخن ها را تکرار کنید. البته به نظر می رسد که شما این قانون اساسی را قبول دارید، اما می خواهید کسی دیگر رهبر باشد، این را می گویند دسته بازی سیاسی و به زبان فرنگی می شود گروه های مافیائی که در طول حیات خود مدام مشغول نبرد قدرت هستند. اگر چنین است، آقای رئیسی آیا فکر می کنید درجایگاهی قرارداشته باشید که از سوی مردم و ” مقدسات” آنان سخن بگوئید؟ می توانید بگوئید و بنویسید، اما “این ره که تومیروی به ترکستان است”. اگر می خواهید درعقیده خود ، یعنی احترام گذاشتن به قانون اساسی صادق باشید، باید حکم رهبری را در مورد انتخابات بپذیرید والا دچار تناقض افکار و اعمال می گردید همانطور که این گرفتاری در نوشته شما قابل رویت است. من پیشنهاد می کنم باخودتان صادق باشید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۲:۳۹ ب.ظ  

  • سیامک قادری

    مطلب این دوست عزیز حق است اما متاسفانه دارد فضای منفی ایجاد می کند. بازخوانی بیانیه های میرحسین به تنهایی می تواند راه را بر تندروی سد کند هم لحن ملایم و دوستانه ای دارد و هم زمینه پذیرش عمومی دارد. این تحلیل اگرچه درست است اما قشنگ مطرح نشده است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۳:۳۸ ب.ظ  

  • حسین

    ببینید همه ما اول از همه مسلمون و ایرانی هستیم.همه از هر قشری هستیم حق ماست که کشور مون رو از دست هر کس که ظالم هست نجات بدیم.
    الان هم مملکت ما دست دین نماهای کافر به دین خداست.ما داریم برای احیای دین واقعیمون و ایرانی بودن و اون فرهنگ والای ایرانی میجنگیم.
    الان هم همه باید هواسمون باشه که راه جنبش رو هدایت کنیم تو همین مسیر یعنی دین داری در کنار فرهنگ والای ایرانی با قانون کامل.
    پس نذارین که مسیر منحرف بشه .چون ادمایی که یه زمانی به ما خیانت کردن و مثل همین دولت الان مردم رو سرکوب کردن ورفتن هرگز
    خوبی مارو نمیخوان.پس بذارین تو همین مسیر با رهبری همین سران خودمون : موسوی . خاتمی .پیش بریم.
    یا علی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۶:۲۲ ب.ظ  

  • طرفدار ایران سبز

    من با نظرات آقای رییسی در مورد عدم خشونت موافقم… ولی اینکه قانون اساسی رو میشه “براحتی” اصلاح کرد به نظر درست نیست.
    اصلاح طلب ها برای مدت زیادی قدرتهای اجرایی و قانون گذاری کشور رو در دست داشتن ولی هیچ اصلاحی در کل سیستم صورت نگرفت.
    به نظر میاد جنبش سبز باید یه “فکر اساسی” داشته باشه… ادامه اعتراضات خوبه ولی آیا نتیجه بخشه؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۷:۰۳ ب.ظ  

  • فریده

    توصیه به جوانان عزیز : صبر و ظفر هردو برادرند ، بعد از صبر نوبت ظفر آید .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۸:۱۹ ب.ظ  

  • asal

    من در کلیت با ایشون موافقم.اینکه ایشون سبز ها رو به جنبش بی خشونت دعوت میکنند واقعا عالیه و فکر میکنم اکثریت با اون موافقن.شعار جمهوری ایرانی رو من از این جهت فعلا ابراز نمیکنم جون اختلاف در موردش زیاده و الان وقت اختلاف افکنی نیست وقت دستیابی به اهداف مشترکه حتی با قشر اپوزسیون خارج از کشور.من اپوزسیون خارج نشین رو دو دسته میدونم.یک دسته از اونها واقعا از اقبال کمی در بین مردم برخوردارند چون مردم بعد از شنیدن حرفهاشون آنچه میخواستند در اونها پیدا نکردند.اما دسته دومی هم در کار است که از اقبال بیشتری میان مردم برخوردارند .نه به عنوان رهبر سیاسی بلکه به عنوان کسانی که مقاله هاشون در بالا بردن سطح آگاهی مردم وخواسته های دموکراتیک موثر است. افرادی مثل دکتر سروش مها جرانی کدیور و……. که من اون رو اپوزسیون خارج نشین میانه رو و واقعیت گرا میدونم(که البته این خارج نشینی تا حدودی تبعیدی و اجباری است و یا اگر این جا بودند مثل زید آبادی ها در زندان بودند).ما باید این تعصب بیجا که “هر کی”رفت خارج و جزء گروه اپوزسیون خارج نشین نام گرفت اگر حرفی بزند سریعا مورد حمله قرارش بدیم رو از خود دور کنیم.ما باید به شعور مردم ایمان بیاریم. مردم رو از خطرات آگاه بکنیم ،توصیه بکنیم ولی بگذاریم فکر کنند و مجال پیدا کردن سخن درست رو به اونها بدیم.شما گفتین جمهوری ایرانی دچار تناقض آشکاره و معنی نداره جون ما مثلا جمهوری آمریکایی یا کانادایی نداریم تا اینجاش قبول ولی شما نفرمودین مگه جایی جمهوری مسیحی یا یهودی(دقیقا به همین نام در بیان نوع حکومت)داریم؟خانم ژیلا بنی یعقوب در مورد این شعار مقاله جالبی داده بود حتما بخونید.هم چنین شما فرمودین عده ای(اپوزسیون خارج نشین) خواسته های حداکثری و ایده الهای ذهنی خودشان را بدون توجه به واقعیتهای جامعه ابراز کرده اند.ولی آن گروه دوم خارج نشینی که من عرض کردم در انتهای خواسته هایشان یا در مصاحبه هاشون تاکید کردن که اینها یک سری خواسته دموکراتیک است که در افقی از جامعه ایران دیده و خواسته میشود و با توجه به واقعیت امروز جامعه یک سری از آنها بالفعل قابل اجرا نیست.در ضمن بیان یک سری خواسته ها و هدف گذاری در مورد آنها شاید با واقعیت امروز جامعه سازگار نباشد ولی فکر نمیکنم “بیان” آن اگر منطبق با شعار های اکثریت باشد اشکالی فراهم کند شاید حتی خوب و امیدوار کننده برای رسیدن به یک اصلاحات واقعی و یک نقطه ایده آل در مدت زمانی طولانی باشد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۸:۲۰ ب.ظ  

  • pooya

    من معذرت میخوام ولی‌ این جنبش متعلق به همه هست……..همه داریم فعالیت می‌کنیم..کسانی‌ که دارن الان آدم میکشن و پاسخگوی هیچ نهادی نیستن…در چارچوب این نظام و اختیارت بی‌ ضابطه‌ای که قانون اساسی‌ ایجاد کرده دارن فعالیت می‌کنن….من معتقدم ما نیاز به انقلاب نداریم چون وضعیت را بدتر می‌کنه…….ولی‌ خواهش می‌کنم تعیین تکلیف نکنیم…….همه چیو باید به رأی آزاد گذشت………..اگر روزی مردم توی یه رفراندوم گفتند که خواستار تغییر قانون اساسی‌ هستند این ایرادی داره به نظر شما ؟

    من بحثم این هست که تفرقه ایجاد نکنیم….

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۹:۱۸ ب.ظ  

  • asal

    دوستان به نظر من،ما باید سعی کنیم که در ۲۲ بهمن بر طبق خواسته هامون شعار بدیم(شروع شعار ها در زمان و مکان مناسب)وشعار هامون “اکثریت” پسند باشه.در عین حال حتی در صورت برخورد احتمالی بر خودمون مسلط باشیم.بعضی مواقع جند دقیقه عقب کشیدن یا توقف در یک مکان همراه شعارهای مرتبط با اعمال خشونت نیروهای امنیتی،عواقب درگیرشدن و بروز خشونت رو تا حد زیادی از بین میبره و به همه ثابت میکنه که جنبش سبز بیزار از خشونت و واقعا قصد درگیری نداره و سعی میکنه حتی در بازخورد خشونت اونها حتی المقدور خشونتی از خودش نشون نده و در نتیجه عبور از راههای جایگرین برای قرار گرفتن دوباره در مسیر اصلی (که این کار مستلزم وجود تعداد زیادی از سبزهاست) راه حل بهتری خواهد بود.به نظر من نیروهای امنیتی کاملا دستوری کار میکنند و درگیری آنها با مردم خیلی ربطی به شعار دادن و نوع شعار ها نداره.همین طورکه دیدیم در روز قدس با وجود اون همه شعار دادن دستور این بود که با مردم درگیر نشند(جز در انتهای مراسم)و فقط سد راه قرار بگیرن ولی در روز عاشورا(ابتدا) با اینکه مردم یا شعار نمیدادن و یا در جاهایی شعار ها در حد الله اکبربود برخود شدیدی صورت گرفت. من در مورد اینکه در ۲۲ بهمن شعار ندیم خیلی موافق نیستم به چند دلیل:اولا افرادی از طرف مقابل همراه وانت و بلندگو با پوسترها و پرچم های خاصی قطعا در مسیر ما وجود خواهند داشت و به اندازه کافی با همون تعداد سرو صدا خواهند کرد.آیا به نظر شما سکوت ما در مقابل شعار ” سبز فقط سبز …………” (سایت کلمه خواهش میکنم در همین حدم که این شعار رو نوشتم سانسور نکن)و تکرار این شعار توسط افراد همراه اونها(که اطمینان دارم با نوع استراتژی ما بر تعدادشون در جلوی ما افزوده خواهد شد)این جسارت رو به اونها نخواهد داد که در شعار هاشون پا فرا تر بذارن و شعار موسوی کروبی اعدام باید گردد بدند؟چه تضمینی است ؟!!اگر معترضین رو ابتر نامیدند جه؟؟اگر شعار در حمایت از اعدام معتزضین دادند چه؟!!ما اصلا نباید با اونها درگیر بشیم اونها هم باید شعارشون رو بدن.اصلا فرق ما با اونها همینه.ثانیا بیان خواسته ها در شعار هامون باعث خواهد شد مردم هم اگر خواسته ای رو به صورت “اکثریت” دارن به گوش سران جنبش برسونند تا به قول خانم رهنورد این جنبش به سمت فرد گرایی نره و همه با اشتراک گذاشتن خواسته های مشترک ، بیشتر نقش خودمون رو در جنبش سبز حس کنیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۰:۲۳ ب.ظ  

  • negar

    “مردمی که از فشارهای سیاسی و فکری و عقیدتی اقتصادی و معیشتی ناشی از عملکرد دولت نهم و دروغهای لجام گسیخته به تنگ آمده بودند…..”
    دوست عزیز فکر نمیکنی این فشار سیاسی فکری عقیدتی…. قبل از این هم حالا با درجه ای کمتر وجود داشته؟؟انصاف بده از اینکه آدم میبینه شما در اکثر نوشته هاتون این فشارها رو تنها ناشی از حضور دولت نهم(در تشدید آن در این دوره شکی نیست!)میدانید کمی ما ها رو می ترسونه.ترس از این که خدای نخواسته جنبش سبز من که هدفش ایجاد دموکراسیه با جنبش سبز یه عده که از نرسیدن به جاهایی ناراحتند دجار تداخل بشه.ما نقاط اشتراک زیادی داریم.خواهش میکنم در عین منطقی بودن وحرف درست زدن ، کمی همه گرا تر بنویسید. مثلا نوشته های خانم رهنورد در ضمن ابراز  نظرات خودشون ،جامع گرایی بیشتری داره.اگر کمی به دوران خود هم نقد کنید قبول بفرمایید بیشتر به دل خواهید نشست.تیر ۷۸ یادتون رفته؟؟لا اقل بگویید قدرت دخالت نداشتید.اینکه قبل از این چهار سال همه جا را بهشت برین توصیف کنیم آیا جز کمرنگ تر کردن حقانیت اصلاح طلبان و خیر خواهی واقعی آنها در جنبش سبز تاثیر دیگری خواهد داشت؟؟قطعا اوضاع بهتر بوده ولی کمی هم باید منطقی بود.تاکیید من بر اتحاد ما است .در ضمن قبول کردن یک سری اشتباهات این اتحاد خالصانه تر خواهد شد دوست عزیز سبز من.vvv

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۰:۴۶ ب.ظ  

  • مهیار

    ما خواهان اصلاحاتیم ولی وقتی حکومت ما رو به عنوان مخالفم نمیشناسه ما باید چه کار کنیم
    مگه در کشتارهای اول مردم این شعارارو دادن که به گلوله بستنشون؟!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۱:۱۴ ب.ظ  

  • کاربر

    همه به وحدت توجه کنید مبادا این بحث ها کلک یکی دو تا نفوذی باشه تا کم کم ما رو بشکنن؟!!! خیلی مواظب باشید سیاست پدر مادر

    نداره . حق با همتونه دم همتون هم گرم ولی خدا وکیلی فعلا اتحاد اتحاد اتحاد .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۱:۲۲ ب.ظ  

  • محمد

    برادر گرامی جنبش سبز معطل اشخاص باقی نخواهد ماند و به هر ندای آزادی خواهانه و حقیقت جو از هر کجا که شنیده شود پاسخ خواهد گفت. زنده باد موسوی کروبی و سایر آزاد اندیشان

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۱:۴۷ ب.ظ  

  • امید

    باید بپذیریم این ساختار اصلاح پذیر نیست. . . .
    نظر کلمه در ارتباط با سکولارها چیه؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۱۱:۵۶ ب.ظ  

  • شهروز

    من با مطرح شدن شعار جمهوری ایرانی به دلیل گفته شده در متن مقاله مخالفم. ولی فراموش نکنید که همانطور که جمهوری ایرانی و جمهوری آمریکایی و جمهوری کانادایی بی معنا و متناقض است عبارت “جمهوری اسلامی” نیز واژه ای بی مفهوم می باشد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۰۷ ق.ظ  

  • ناشناس

    آقای موسوی سیاست خوبی را در پیش گرفته اید در وضعیت الان نباید آتو دست کودتاچیان داد ولی خودتان هم خوب میدانید این مملکت با این کودتاچیان و با نظام دیکتاتوری و هرمی اصلاح پذیر نیست

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۰۸ ق.ظ  

  • ناشناس

    ووووووو

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۰۹ ق.ظ  

  • علیرضا

    امیدوارم سایت کلمه برای روز ۲۲ بهمن چند تا شعار پیشنهاد بده تا همه مردم بدونن شعار اصلیشون برای اون روز چیه، این کار چند تا مزیت داره: اول اینکه اون روز همه مردم سبز اتحادشونو جلوی دوربینهای رسانه میلی و بقیه رسانه های دنیا ثابت میکنن و جمعیت میلیونیشونو به رخ دنیا میکشن، دوم اینکه صدا و سیما نمیتونه مثل عاشورا از یک سری شعارها سو استفاده کنه و یک سری از اقشار مذهبی رو علیه جنبش بشورونه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۱۴ ق.ظ  

  • سبز پر رنگ

    آقای رییسی پیشناد می کنم یک روز به خیابان ها بروید چشمانتان را باز کنید به چهره ی مردم دقت کنید و ببینید اکثریت مردم از چه طیفی هستند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۳۶ ق.ظ  

  • سبز پر رنگ

    با نظر سارا موافقم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۴۵ ق.ظ  

  • سبز پر رنگ

    آقای رییسی پیشنهاد می کنم یک روز به خیابانها بروید چشماتونو باز کند به چهره ها دقت کنید و ببینید که اکثریت مردم از چه طیفی هستند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۵۱ ق.ظ  

  • بهداد

    باید قبول کنیم هر چیزی قابلیت اصلاح شدن نداره .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۵۷ ق.ظ  

  • امید

    من واقعا از این جنبش خوشحالم که حقیقت درونم در ان بازتاب می یابد(منظورم همین نگرانی از رادیکال شدن فضا که خواست حکومت است یا نگرانی از ایجاد تفرقه)…چون یکی از مشکلات ما با اینها(منظور کسانی که الان حکومت می کنند) این است که واقعیتهای درونیمان اصلا در انها هیچ بازتابی ندارد…………..یکی از کارهایی که این جنبش اجتماعی برای رسیدن به هدف باید انجام بدهد این است که از ایجاد این جو که این جنبش با دین مخالف است و بشدت حکومت انرا تبلیغ می کند جلوگیری کند….هر چند افرادی هستند که خواهان یک نظام فقط دموکراتیک بودند اما این نهال سبز که در دل ما جوانه زده است به ما خیلی چیزها یاد داده است….به ما یاد داده است که ما در سرزمینی زندگی می کنیم که اسلام در دلهای ایرانیان است و جدا نشدنی و سبزها (از هر فکری و عقیده ای) به اکثریت احترام می گذارند. بحث من این است که با خواسته های حداقلی که در بیانیه مهندس موسوی امد جنبش را به صورت جاذبه ای و نه دافعه ای پیش ببریم ……………………………………………
    اگر دقت هم بکنیم حکومتی ها نه از منافقین و نه از انجمن پادشاهی هیچ ترسی که ندارند بلکه اتفاقا انها را دوست هم دارند و از انها برای رسیدن به مقاصدشان استفاده می کنند و دریک جمله انها فقط از اصلاح طلبان می ترسند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱:۰۵ ق.ظ  

  • علی رضا

    جناب رییسی،
    شما از کجا میدونید که بیشتر مردم ایران جمهوری اسلامی میخوان؟ آمار و اطلاعات مستندی دارید؟
    می گویید: “جمهوری امریکای و کانادائی نداریم که جمهوری ایرانی داشته باشیم”. اگر این منطق رو بپذیریم، مگر هیچ جای دنیا
    جمهوری مسیحی یا جمهوری یهودی داریم که جمهوری اسلامی داشته باشیم؟
    منظور از شعار جمهوری ایرانی یعنی اعلام عدم علاقه به دخالت و حضور دین (در اینجا اسلام) در حکومت.
    حالا اینکه عده زیادی این رو میگویند یا عده کمی، بحث دیگه ایه و تشخیصش لا اقل در حال حاضر جز با رای گیری ممکن نیست.
    شما هم که مثل تند روهای نظام، یک پیش فرض غیر قابل نقد در تعریف “خودی” دارید و بقیه رو غیر خودی می دونید…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱:۱۲ ق.ظ  

  • ناشناس

    احسنت به این مقاله …..

    اگر آقای موسوی به صراحت و شفاف اعلام کنند که (( کسانی که شعار های تند میدهند و به مقامات نظام توهین میکنند از ما نیستند

    و ربطی به جنبش ندارند )) خیلی به آرام شدن فضا کمک میکند . اینجوری بهانه هم به تندروها نمیدهند …

    محمد موسوی از شیراز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۲:۴۵ ق.ظ  

  • روزبه

    با نظر اقای ریسی در مورد مسالمت امیز بودن جنبش موافقم
    همچنین در مورد سایت ها یا اشخاص خارج نشین که تند روی کرده و به دین اسلام توهین میکنند را محکوم کرده و با اینکه خودم
    ادم معتقدی به اسلام هستم اما توهین به هر دین و مسلکی را بسیار ناپسند میدانم و خواهان دموکراسی در ایران مثل همه ایرانیان چه در داخل جه در خارج هستم.
    الانم شعار من: اتحاد اتحاد اتحاد با هر عقیده ای که هستید.سعی کنیم به نظرات هم احترام بگزاریم. فکر کنم این اولین قدم دموکراسی باشد.
    موسوی زنده باد کروبی پاینده باد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۳:۳۸ ق.ظ  

  • ایمان از یزد

    دوستان به نظر من آقای رئیسی خیلی قشنگ اون چیزی که شاید اکثر ما بهش فکر میکردیمو گفتن یه ضربالمثل هست که میگه:کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من هیچکس جز خودمون به داد خودمون نمیرسه ما جامعه آزادی می خوایم که هم به آزادیمون هم به اعتقاداتمون احترام بگذاره اکثر جامعه ما مذهبی هستند همون جور که ما اکثرا مذهبی هستیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۴۰ ب.ظ  

  • حسین سبزاندیش

    با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
    حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور خواسته ها ومطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر.
    {ولطفا از دادن شعارهای ساختار شکنانه وتوهینی جدا خودداری کنیم.که این کار تنها از اثر بخشی جنبش مان کم می کند وبجای جذب بیشتر موجب ریزش وکم اثر تر شدن جنبش میشود.}

    از جمله شعار های مطالبات محور:

    آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
    زندانی سیاسی آزاد باید گردد
    تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست
    نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
    و {بر محور شعار (رفراندوم)تمرکز کنیم} ونیز {شعارهای اقتصادی هم بدهیم}

    وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.
    {ونیز می خواستم یک درخواست دیگر از ملت بزرگوار وهمیشه سبز اندیش ایران داشته باشم که علاوه بر دادن شعارها براساس خواستها ومطالبتمان وداشتن نماد سبز که مظهرهویت اسلامی وایرانی ما وجز ماهیت جنبش الهی مردمی ما حساب می شود هر کداممان (((با یک شاخه گل)))در راهپیمایی ها شرکت کنیم که این علاوه بر کاستن از خشونت احتمالی موجب همراهی دیگران هم خواهد شد ونیز این گونه به همه نشان می دهیم که جنبش ما یک جنبش صلح طلب وحق جوست. وبا وجود هرگونه خشونت مخالف است وتنها می خواهدکه ایران واقعا برای همه ایرانیان باشد که در آن حقوق وکرامت همه انسان ها ارزشمند شمرده می شود.}
    واز این به بعد برای اثر گذاری بهتر ونتیجه گیری بهتر وسریعتر {نا فرمانی (های)مدنی} را یاد بگیریم وانجام دهیم با صبر حوصله و امید

    وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
    به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۲:۴۶ ب.ظ  

  • سرباز سبز

    سلام دوستان عزیز!
    به نظر من واقعا تو نظرات شور و احساس مسولیت و روحیه ی انقلابی موج میزنه!
    همه ی نظرات هم درستن! اما مسئله ای که هست اینکه ما باید محور اصلی جنبش رو در نظر داشته باشیم!
    و بعد حول اون حرکت کنیم!
    این جنبش برای ان برخاست که در مقابل قشری که ادعای دین داری میکنند اما فقط با همین ادعا انواع ظلم هارو انجام میده به ایسته!
    این جنبش بر خاست که مقابل عده ای که ظاهرا به طرفداری از دین انواع خوشونت هارو به دیگران تحمیل میکنه و با دیده خود برتر بینی همه ی اتراظات تو نتفه خفه میکنه به ایسته!
    در یک کلام جنبش سبز یعنی برابری و برادری! یعنی اینکه همه آزادند تا باشن و نفس بکشن! یعنی جامعه ای که فردی به فرد دیگری با هر آیینی اجازه ی توهین نداشته باشد!
    گاهی بعضی ها از وجود اختلاف نظر بین افراد جنبش نگران میشن در صورتی که فلسفه ی وجودی جنبش اینه که ما جامعه ای داشته باشیم که تمام افراد با هر عقیده ای در کنار هم زندگی کنند با احترام به عقاید هم!
    ملاک انسان بودن و آزاد آفریده شدن انسان باشه و عقاید مختلف برای ثابت کردن اینکه درست ترند به باتوم و گلوله متوسل نشوند و حقانیتشون رو با حق بودنشون به اثبات برسونن!
    اینهرو گفتم که بگم ما که خواهان چنین جامعه یی هستیم میبایست در مبارزات خود از شیوه ها و شعار هایی استفاده کنیم که مغایرتی با محور اصلی خواسته هامون نداشته بشه!
    در این جنبش افراد و گروه های زیادی حضور دارن! که هر کدام گرایش های خاص خود رو داره!
    شاید کسی معتقد به این باشه که حکومت باید دینی باشه اما دینی که بازیچه ی دست ساستمداران نباشه واسه پیشبرد مقاصد!
    فرد دیگری شاید معتقد باشه که اصلا حکومت دینی باعث خراب شدن و صدمه دیدن دین بشه! یا فردی بگه من اصلا دین رو قبول ندارم!
    و میلیون ها میلیون عیده و نظر دیگه!
    به تعداد میلیون ها فردی که در جنبش سبز هستند میلیون ها عقیده ی مختلف میتونه وجود داشته باشه!
    اما چیزی که اصل هست اینه که همه ی این افراد خواهان حفظ آزادی و آزادگی بشرند! و طبعا تمام شعار ها می بایست حول این موضوع باشه چون چیزی هست که همه میخواهیم! هدف جنبش سبز آزادی و آزادگی انسان هست و طبیعتا وقتی ما به این نقطه برسیم اونوقت همه ی افراد میتونن عقیده ی خودشون رو بیان کنند و ازش دفاع کنن! یا به بیان بهتر میتونن در دولت و حکومت با رای خودشو دخالت داشته باشن! در واقع اینکه یکی از افراد جنبش حکومت دینی میخواد یا دیگری ملی میخواد یا دیگری جفتشو می خواد و…. مربوط به شعار ها ومبارزات نمیشه! این عقاید مربوط میشه به بعد از مبارزه با دیکتاتوری و رسیدن به آزادگی!
    اون موقع هست که در یک فضای آزاد و انسانی تمام عقاید با دفاع از خود میتونن نماینده هایی داشته باشند و حالا هر عقیده یی که درستی خودشو ثابت کرد پایگاه مردمیش بهتر میشه رای بیشتری هم برای ادارهی امور کشور میاره! البته این به معنای حذف دیگر گروها نیست!
    بنابراین ار سربازان سبز وطنم میخواهم که برای رسیدن به هدف والای آزادی و آزادگی مبارزه کنند!
    و شعارهایی که میدهند هم بر این اصل استوار باشه و از شعار هایی که به عقیده و تفکر گروه خاصی از جنبش مربوط میشه اجتناب کنند!
    هدف ما مبارزه با دیکتاتوری هست! دیکتاتورانی که امروز به اسم اسلام به مردم ظلم میکننند اگر در حکومتی ملی هم بودند ریش را میتراشیدند کراوات میزدند و به بهانه ی دیگری بر مردم ظلم میکردند!
    پس هدف را اشتباه نگیریم و با هر عقیدهیی برای اصلی ترین اصل انسانیت مبارزه کنیم!
    پس از رسیدن به آزادی است که میتوانیم اراز عقیده کنیم!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱:۱۹ ب.ظ  

  • ناشناس

    سلام دوستان عزیز!
    به نظر من واقعا تو نظرات شور و احساس مسولیت و روحیه ی انقلابی موج میزنه!
    همه ی نظرات هم درستن! اما مسئله ای که هست اینکه ما باید محور اصلی جنبش رو در نظر داشته باشیم!
    و بعد حول اون حرکت کنیم!
    این جنبش برای ان برخاست که در مقابل قشری که ادعای دین داری میکنند اما فقط با همین ادعا انواع ظلم هارو انجام میده به ایسته!
    این جنبش بر خاست که مقابل عده ای که ظاهرا به طرفداری از دین انواع خوشونت هارو به دیگران تحمیل میکنه و با دیده خود برتر بینی همه ی اتراظات تو نتفه خفه میکنه به ایسته!
    در یک کلام جنبش سبز یعنی برابری و برادری! یعنی اینکه همه آزادند تا باشن و نفس بکشن! یعنی جامعه ای که فردی به فرد دیگری با هر آیینی اجازه ی توهین نداشته باشد!
    گاهی بعضی ها از وجود اختلاف نظر بین افراد جنبش نگران میشن در صورتی که فلسفه ی وجودی جنبش اینه که ما جامعه ای داشته باشیم که تمام افراد با هر عقیده ای در کنار هم زندگی کنند با احترام به عقاید هم!
    ملاک انسان بودن و آزاد آفریده شدن انسان باشه و عقاید مختلف برای ثابت کردن اینکه درست ترند به باتوم و گلوله متوسل نشوند و حقانیتشون رو با حق بودنشون به اثبات برسونن!
    اینهرو گفتم که بگم ما که خواهان چنین جامعه یی هستیم میبایست در مبارزات خود از شیوه ها و شعار هایی استفاده کنیم که مغایرتی با محور اصلی خواسته هامون نداشته بشه!
    در این جنبش افراد و گروه های زیادی حضور دارن! که هر کدام گرایش های خاص خود رو داره!
    شاید کسی معتقد به این باشه که حکومت باید دینی باشه اما دینی که بازیچه ی دست ساستمداران نباشه واسه پیشبرد مقاصد!
    فرد دیگری شاید معتقد باشه که اصلا حکومت دینی باعث خراب شدن و صدمه دیدن دین بشه! یا فردی بگه من اصلا دین رو قبول ندارم!
    و میلیون ها میلیون عیده و نظر دیگه!
    به تعداد میلیون ها فردی که در جنبش سبز هستند میلیون ها عقیده ی مختلف میتونه وجود داشته باشه!
    اما چیزی که اصل هست اینه که همه ی این افراد خواهان حفظ آزادی و آزادگی بشرند! و طبعا تمام شعار ها می بایست حول این موضوع باشه چون چیزی هست که همه میخواهیم! هدف جنبش سبز آزادی و آزادگی انسان هست و طبیعتا وقتی ما به این نقطه برسیم اونوقت همه ی افراد میتونن عقیده ی خودشون رو بیان کنند و ازش دفاع کنن! یا به بیان بهتر میتونن در دولت و حکومت با رای خودشو دخالت داشته باشن! در واقع اینکه یکی از افراد جنبش حکومت دینی میخواد یا دیگری ملی میخواد یا دیگری جفتشو می خواد و…. مربوط به شعار ها ومبارزات نمیشه! این عقاید مربوط میشه به بعد از مبارزه با دیکتاتوری و رسیدن به آزادگی!
    اون موقع هست که در یک فضای آزاد و انسانی تمام عقاید با دفاع از خود میتونن نماینده هایی داشته باشند و حالا هر عقیده یی که درستی خودشو ثابت کرد پایگاه مردمیش بهتر میشه رای بیشتری هم برای ادارهی امور کشور میاره! البته این به معنای حذف دیگر گروها نیست!
    بنابراین ار سربازان سبز وطنم میخواهم که برای رسیدن به هدف والای آزادی و آزادگی مبارزه کنند!
    و شعارهایی که میدهند هم بر این اصل استوار باشه و از شعار هایی که به عقیده و تفکر گروه خاصی از جنبش مربوط میشه اجتناب کنند!
    هدف ما مبارزه با دیکتاتوری هست! دیکتاتورانی که امروز به اسم اسلام به مردم ظلم میکننند اگر در حکومتی ملی هم بودند ریش را میتراشیدند کراوات میزدند و به بهانه ی دیگری بر مردم ظلم میکردند!
    پس هدف را اشتباه نگیریم و با هر عقیدهیی برای اصلی ترین اصل انسانیت مبارزه کنیم!
    پس از رسیدن به آزادی است که میتوانیم اراز عقیده کنیم!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۲:۴۱ ب.ظ  

  • حسین سبزاندیش

    با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
    حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور خواسته ها ومطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر.
    {ولطفا از دادن شعارهای ساختار شکنانه وتوهینی جدا خودداری کنیم.که این کار تنها از اثر بخشی جنبش مان کم می کند وبجای جذب بیشتر موجب ریزش وکم اثر تر شدن جنبش میشود.}

    از جمله شعار های مطالبات محور:

    آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
    زندانی سیاسی آزاد باید گردد
    تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست
    نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
    و {بر محور شعار (رفراندوم)تمرکز کنیم} ونیز {شعارهای اقتصادی هم بدهیم}

    وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.
    {ونیز می خواستم یک درخواست دیگر از ملت بزرگوار وهمیشه سبز اندیش ایران داشته باشم که علاوه بر دادن شعارها براساس خواستها ومطالبتمان وداشتن نماد سبز که مظهرهویت اسلامی وایرانی ما وجز ماهیت جنبش الهی مردمی ما حساب می شود هر کداممان (((با یک شاخه گل)))در راهپیمایی ها شرکت کنیم که این علاوه بر کاستن از خشونت احتمالی موجب همراهی دیگران هم خواهد شد ونیز این گونه به همه نشان می دهیم که جنبش ما یک جنبش صلح طلب وحق جوست. وبا وجود هرگونه خشونت مخالف است وتنها می خواهدکه ایران واقعا برای همه ایرانیان باشد که در آن حقوق وکرامت همه انسان ها ارزشمند شمرده می شود.}
    واز این به بعد برای اثر گذاری بهتر ونتیجه گیری بهتر وسریعتر {نا فرمانی (های)مدنی} را یاد بگیریم وانجام دهیم با صبر حوصله و امید

    وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
    به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۳:۱۴ ب.ظ  

  • منیره

    ابتدا باید عرض کنم که این بنده دانشجو خود را عضو کوچکی از جنبش سبز دانسته و آقای موسوی را یکی از یاران صادق آن میدانم. از روشهای خشونت آمیز برای پیشبرد خواسته های جنبش نیز بیزارم، چون معتقدم هدف جنبش ایجاد دموکراسی و نظامی مبتنی بر صلح ، آزادی و امنیت در جامعه است و برای رسیدن به این هدف، وسیله ای از همین جنس لازم است. مانند گاندی معتقدم: هدف ناب(آزادی و برابری) تنها از راه وسیله ناب(خشونت پرهیزی) بدست می آید. سخنان مارتین لوترکینگ(رهبر جنبش حقوق مدنی برای سیاه پوستان آمریکا) را که خطاب به حاکمان وقت ایراد کرد، با تمام وجود می پذیرم:
    “ما آمادگی و اشتیاق شما را در وارد آوردن رنج، با آمادگی خود برای استقامت در رنج تکمیل می کنیم. ما نیروی جسمانی شما را با نیروی روحی جبران خواهیم کرد. ما به شما تنفر نخواهیم ورزید، اما به هر حال از قوانین ناعادلانه شما تبعیت نخواهیم کرد. آنچه می خواهید با ما بکنید، ما باز شما را دوست خواهیم داشت. خانه های ما را ویران کنید و کودکان ما را بترسانید؛ ماموران خشونت پراکن خود را به محله ها و اجتماعات ما بفرستید، ما را از خانه بیرون بکشید و بر کوره راه ها به خاک بکشانید. ما را بزنید و نیمه زنده رها کنید، اما باز شما را دوست خواهیم داشت، و ما بزودی با ظرفیتی که در کشیدن رنج داریم شما را مستاصل می کنیم و در راه بدست آوردن آزادی، وجدان شما را وامی داریم تا در این راه تسلیم ما شوید”.
    اما سوالی از آقای رئیسی عزیز دارم که امیدوارم همین جا از ایشان پاسخ گیرم:
    می توانید نظر خود را به روشنی راجع به اصولی از قانون اساسی که به ولایت مطلقه فقیه و اختیارات بی حد و اندازه ولی فقیه اشاره دارد، ذکر کنید.این تناقص قانون اساسی را چگونه می توانید حل کنید که مثلا از طرفی بر اساس اصل بیست و هفتم آن قانون، برگزاری تجمعات و راهپیمایی های مسالمت آمیز حق مردم مردم است، اما در مقابل، در اصل پنجاه و هفتم رهبر را ولی مطلق امر و امامت امت می داند.
    ….
    طبق قانون اساسی برخی از مسئولیتهای رهبر عبارتند از:
    تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
    • نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.
    • فرمان همه‏پرسی.
    • فرماندهی کل نیروهای مسلح.
    • اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها.
    • نصب و عزل و قبول استعفای‏:
    - فقهای شورای نگهبان.
    - عالیترین مقام قوه قضاییه.
    - رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
    - ریییس ستاد مشترک.
    - فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
    - فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
    • حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.
    • حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.

    بعنوان نمونه، شما که مانند دیگر انسانهای آزاده از سیاستهای میلی صدا و سیما شکایت دارید، می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا مطابق قانون اساسی، احدی قدرت برکناری رئیس صدا و سیما را دارد؟
    می دانیم که مطابق قانون اساسی، بدون تائید رهبری حتی امکان همه پرسی نیز وجود ندارد!
    ….
    از سایت کلمه خواهش می کنم این نقد را منتشر کند و شجاعت لازم را در انتشار افکار داشته باشد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۳:۴۱ ب.ظ  

  • نسرین

    خیلی‌ باعث تأسفه که یک سری از طرفداران آقای موسوی فکر می‌کنن ایرانیهایی که معتقد به رفرم جمهوری اسلامی نیستن و اعتقاد دیگری داران دشمن ایرانن. یا فکر می‌کنن اگر فردی در خارج از کشور زندگی‌ می‌کنه حقی‌ به خاک میهنش نداره و در نتیجه حق نظر نداره. البته افرادی هستن چه در ایران و چه در خارج که از روی نادانی تبلیغ خشونت می‌کنن و این مورد انتقاد همه خردمندان آزادی خواه است ولی‌ این دلیل نمیشه که شما هر ایرانی خارج از کشور را که مسیرش با آقای موسوی یکی‌ نیست دشمن خطاب کنین. اگر دولت ایران اسلامی باشه پس حق یهودی، مسیحی‌ که هنوز توی ایران زندگی‌ می‌کنه چی‌ میشه؟ آیا خواست آنها باید نادیده گرفته بشه؟ آیا آنها نیز دشمن ایران محسوب میشن؟ چرا ما ایرانیها هر قدمی‌ که در یک راه مثبت برمیداریم تبدیل به یک دیکتاتوریش می‌کنیم؟ چرا همیشه سعی‌ در خاموش کردن مخالف خود داریم؟ چرا فکر می‌کنیم اگر فردی حرفی‌ غیر از حرف ما زد پس دشمن ایرانه؟

    آقای رییسی عزیز؛ شما فقط یک نظر و یک رای دارین؛ از جانب همهٔ مردم ایران سخن نگین؛ بذارید همهٔ مردم ایران چه در داخل و چه در خارج نظرشون را ابراز کنن و نگران برچسب دشمن خوردن نباشن. بسیاری از شیفتگان ایران هستن که خواستار یک سیستم دیگری هستند که همه حق تشکیل حزب داشته باشن حتی اصولگرایان و اصلاح طلبان معتقد به جمهوری اسلامی.

    من برای شما و جنبش سبز شما تا زمانیکه که خواسته‌های خودتونو به مردم تحمیل نکنین آرزوی پیروزی می‌کنم؛ ولی‌ از سخنان شما این برداشت و ندارم.

    پاینده ایران،

    یک ایرانی میهن پرست مقیم در خارج از کشور

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۶:۱۹ ب.ظ  

  • سیامک

    روح نوشتۀ رضا رئیسی عین واقعیت ومورد نیاز جنبش سبز است وهمان طور که خودشان هم مجدداً توضیح داده اند کوچکترین قصد اهانت به کسی را چه درخارج وچه درداخل ندارد. موضوع خیلی ساده است: جنبش سبز یک جنبش غیرسیاسی بوده است وبعنوان یک جنبش تمام عیار مدنی بروز پیدا کرده است. اکنون اگر جنبش مردم درهمان فلسفۀ ظهورش(اعتراض مدنی) بماند وبعبارت دیگر خواهان اصلاحات باشد بدون خشونت هم باقی خواهد ماند وبه پیروزی هم خواهد رسید. ولی اگر بخواهد از قانون اساسی فعلی عبور کند یک جنبش سیاسی خواهد شد که لاجرم هم خشن خواهد شد وهم انقلابی. جامعۀ ایران پتانسیل انقلاب را ندارد وچه خوب. چون اگر چنین پتانسیلی هم داشت انقلاب بنفع ایران نبود ونیست. مسئلۀ بدیهی این است که اگر مردم ایران خواهان یکنوع دیگر حکومت باشند خواهند توانست در فردای پیروزی جنبش سبز واز طریق صندوق های رأی خواسته اش را اعلام واعمال کند. این حرف را منی میزنم که خودم یک مسلمان هستم وبعداز سی سال زیست گیاهی در جمهوری اسلامی وبه اجبار واکراه اینک درغربت وخارج نشین هستم. یا…هو

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۶:۳۹ ب.ظ  

  • asal

    دوستان من خودم به آقای موسوی و کروبی علاقه مندم چون اهداف آزادی خواهانه ایی دارند.به نظرم اگه کمی در نظراتمون همون طور که آقای موسوی خواستند از ایشون بت نسازیم خیلی بهتره.ابراز علاقه دوستان گاهی شبیه همون افرادی میشه که الان از… بت ساختن و شما فکر میکنی ممکنه از عشق جنون وار به ایشون دست به هر حرکت تندی بزنند.به اعتقاد من هیچ حکومتی و هیچ شخصی در حکومت جه الان و چه در تاریخ مقدس نیست و اشکالی هم نداره که نباشه اتفاقا طبیعی تر هم است.به نظر من در هر دوره ای آدم ها باید آرمان های اخلاقی رو دنبال کنند نه آرمانهای شخصی رو(چه این شخص در گذشته بوده چه در حال).درست است که یک سری از آرمانهای مورد دلخواه هم اکنون ما در اون شخص بوده اما به نام او جلو رفتن به دلیل اینکه اون شخص کامل نبوده و ایراداتی داشته جز دلخوری برای عدهای که به هر حال دچار زیانی از گذشته شدند بهره ای نداره .ما اگر از اخلاق آزادی و خوبی به صورت کلی صحبت کنیم قطعا جذب بیشتری خواهیم داشت.آوردن مصداق شخص برای این آرمانها اشکالی نداره حتی خوبه ولی اگر بخواهیم بیش از حد این حرکت مردمی رو به شخصی (مخصوصا گذشته) نسبت بدیم چند سال بعد دوباره به مشکل بر میخوریم.اگر با نظرم عده ای از شما دوستان از دستم ناراحت شدین معذرت میخوام

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۹:۰۱ ب.ظ  

  • asal

    ابتدا یک تشکر خیلی جانانه برای سایت کلمه که اجازه دادن نظر خانم منیره منتشر بشه و حذفش نکرده.به نظرم سایت شما یک روند خوبی رو در درج نظرات پیش گرفته و از حق نگذریم به نسبت قبل که اگر کوچکترین اشاراتی (مودبانه) به سمت مقام رهبری میشد (حتی در جاهایی غیر مستقیم) نظر رو سانسور میکرد الان واقعا فوق العاده شده.من خودم یکی از منتقدین سایت شما در این ضمینه بودم ولی الان همین میزان اصلاح در کارتون رو به فال نیک میگیرم.
    من با نظر دوست عزیزم خانم منیره کاملا موافقم. ما در قانون اساس یک سیکل بسته در مورد رهبری داریم.در این روند در بهترین حالت اجرا ما در یک انتخابات ، خبرگان(مرکز ناظر بر رهبری) رو انتخاب میکنیم ،نماینده های خبرگان برای انتخابات را شورای نگهبان انتخاب(فیلتر ) میکنه.جالبش این جاست: اعضای شورای نگهبان رو که ۱۲ نفرند ۶ تاشون مستقیم مقام رهبر انتخاب میکنن(بخش فقها) و ۶ تا دیگرو رئیس قوه قضاییه منصوب رهبری به مجلس پیشنهاد میکنه برای انتخاب! به عبارتی ساده ناظر بر رهبری توسط شخص خودش انتخاب میشود.قطعا هر عقل سلیمی بر این سیکل ایراد رو وارد میدونه.هم میزان اختیارات این مقام به عنوان کسی که به صورت مستقیم از طرف مردم انتخاب نمیشه و انتخاب غیر مستقیم اش هم با سیکل بالا انجام میگیره قابل تامله.حالا اینکه الان جنبش سبز زوده به این مسائل بپردازه یک بحث دیگست که شاید به نظر عده ای منطقی هم باشه.اما نکته ایجاست که لا اقل اگر اکنون ترمیم و اصلاح این سیکل رو اولویت یا فعلا به صلاح حرکت جنبش سبز نمیدونیم یا اگر اکنون خارج از تاکتیک فعلی رهبران جنبش است یا بیان صریح آن توسط رهبران سبز موجت تشدید فضای خشونت میشه ، انکار واقعیت نکینیم و تعصب بیجا نداشته باشیم و نظراتمونو در این مورد به اشتراک بگذاریم.شاید یک سری خواسته ها منطبق با وضعیت فعلی جامعه نباشه ولی بیان کردنش و امید داشتن به اجرای اون خواسته ها در آینده (هر چند دور) روحیه ای مضاعف برای آزادیخوهان است. به نظر من قطعا بعد از پیروزی جنبش سبز مجال اینگونه بحث ها ایجاد خواهد شد و میشه با برگزاری انتخابات آزاد که نتیجه پیروزی سبزمان است به نظری مشترک و اکثریت پسند در مورد موضوع بالا رسید.شروع ما بیانیه ۱۷ است و به قول خانم رهنورد کف مطالبات ما بیانیه ۱۷ است.به امید پیروزی مسالمت آمیز جنبش سبز برای رسیدن به تکثر گرایی.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ۱۱:۴۸ ب.ظ  

  • mehran

    ta key in siasate yek bamo do hava . hala ke melat mardane eystadand ta hoghoghe az dast rafet ra bestanand. in sokhanane shoma kamelan ba khaste melat bigane ast. ma bishomarim

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۱۲:۴۹ ق.ظ  

  • Javad

    همه با هم در روز ۲۲بهمن (نه ) بزرگ به اسلام طالبانی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۱۰:۱۲ ق.ظ  

  • javad

    ایرانیان داخل و خارج نیاز دارند تا با اکثریت همراه شوند.
    پرهیز از خشونت و پرهیز از شعار ساختارشکننده.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۱۰:۴۷ ق.ظ  

  • Javad

    همه با هم با یک شاخه گل – نه – به خشونت و -نه- به اسلام طالبانی در روز ۲۲ بهمن

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۱۰:۵۲ ق.ظ  

  • حسن/دانمارک

    بنام انکه جان را فکرت اموخت
    سلام به رئیس جمهور عزیزمان اقای موسوی
    در کل حرف این دوستمان صحیح است اما با این
    طرز فکر موافق نیستم اینسوی اب ویا ان سوی ا اب
    همان شعار خودی و غیر خودی تداعی میکند
    هرکس راه اقای کروبی خاتمی ومیرحسن عزیز را
    دنبال میکند سبز است انهم سبز علوی دیگران هم حق
    بیانشان را دارند جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد
    ونه یک کلمه کم رهبریت در قلبها جا دارد انرا نمتوان سر کوب
    کرد بر خلاف برداشت دیگران جنبش سبز علوی پیروز شده است
    پیروزی در خیابان بدست نمی اید در صندوق دل و صندوق انتخابات
    بدست میاید که انرا بدست اوردیم نهایتا با دولت کودتا این کار را میتوان کرد
    سر سفره نا پاک انها ننشینیم
    خداوند پاک وبی نیاز نگهدار رهروان حضرت امام خمینی(ره) وشما سبزان علوی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۱:۵۷ ب.ظ  

  • پارسا

    منم با نظر آقای رئیسی کاملا موافقم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۲:۴۶ ب.ظ  

  • حسام

    دقت شود جنبش سبز بخشی از نهضت اصلاحات است… قطعا نقاط ضعفی دارد
    بنده راه نجات کشور را همین اصلاحات می بینم
    قطعا هر کدوم از ما به یک حداقلی از جدایی دین از سیاست اعتقاد داریم، به گونه ای که نه سیاست به گمراهی برود و نه دین قربانی این امر گردد
    قطعا هر کدوم از ما به حداقلی از آزادی های سیاسی اعتقاد داریم، و قطعا نمی خواهیم آزادی های اجتماعی به کمتر از شان انسانی و ایرانی ما برسد
    قطعا بخشی از جامعه ی ما اصولگرای تند رو هستند و کاری از دست ما برای آنها بر نمی آید، اگر احساس خطر کنند شمشیر می کشند
    نیت آن است، که بتوانیم در برابر افراط و تفریط ها، در برابر این دشت بی فرهنگی، نه یک شبه که در طی سالها جامعه را بیدار سازیم، و ساختارهای غلط را با تکیه بر احترام متقابل و علم بر اندازیم

    <>

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۵:۵۵ ب.ظ  

  • ناشناس

    به نظرم این مسائلی که آقای رئیسی بیان می کنند چندان صحت نداره .
    هر عملی عکس العملی داره
    از طرف دیگر دوستان تبعیدی در خارج ، بر ما نیستند بلکه با ما هستند و اگر هوشمندانه باهاشون تعامل بشه ، بسیار برای جنبش سبز مفید هستند و بازوهای جنبش در خارجند.
    از طریق این دوستان میشه به دولت های خارجی فشار آورد و توجه دنیا رو بیشتر با جنیش جلب کرد .
    اقای رویسی این طرز نگاه فقظ اختلاف و دو دستگی ایجاد می کنه و جنبش رو ضعیف می کنه.
    جنیش سبز برای همه است ، اگر بعضی دوستان تبعیدی می خواهند جنبش رو مصادره کنند شما هم دقیقا دارین همین کارو می کنید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۸:۱۲ ب.ظ  

  • ایرانی مسلمان

    بسیار به جا بود. باید افراد سودجو و خودسر را از جنبش سبز حسینی با این روش جدا کرد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۹:۱۲ ب.ظ  

  • nasser

    با درود به آقای طوسی

    بدبختانه این روش قیم منشی نمی‌خواهد دست از سر این جنبش بردارد.چندی قبل پنج تن‌ از این آقایان اتاق فکر سبز خارجه نشین شدند.و حالا شما برای جنبش نسخه میپیچید.و از گسترش جنبش احساس وحشت می‌کنید،…،مگر پویندهها،مختریها،فروهره.و بسیاری دیگر از فرزندان این کشور شعار ساختار شکن میدادند.خیر آقای عزیز اینها فقط سرکوب را میشناسد چه ساختار شکن باشی‌ یا نه باشی‌ . خلاصه …. احتیاج به خون این جوانها دارد ‌.آقای ریسی شما چی‌ را می‌خواهید نجات بدید. زنده باشد صندوق رای.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۱۰:۲۴ ب.ظ  

  • معلم ریاضی

    از آنجاییکه رهبران جنبش سبز مسلمانند،طبیعیست که شعار و آرمان اسلامی راهگشای این جنبش باشد.بله،درست است که بقول کاربر “مریم”باید باهمه عقاید،با احترام و محبت رفتار کرد،ولی لزوما نباید قانون و یا حتی شعار غیراسلامی داد.اگر ما مسلمان واقعی باشیم میتوانیم نه فقط با یهودی،حتی با زندیق هم زندگی کنیم.اگر به صحبتهای میرحسین در مناظرات دقت کنید ،به همین نتیجه میرسید.حضرات عالیه،چه دشمن و چه دوست،چه بخاهند و چه نخاهند، این جنبش و جوشش مردمی ،خاستگاه کاملا مذهبی دارد و از اولین شعارهایش “الله اکبر”بود.باشد که میرحسین و یارانش در راستای ظهور حضرت ولی عصر قدم بردارند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۱۱:۵۰ ب.ظ  

  • حمید

    نوشته اید: “کلام اخر اینکه اگر برخی تندروی کنند …از سوی بدنه جنبش سبز طرد خواهند شد”
    متاسفانه چنین نخواهد شد زیرا اقای موسوی نقش ضعیفی در مدیریت جنبش از خود نشان داده است. او را با اقای خمینی در سال ۱۳۵۷ مقایسه کنید. ان موقع صدای چه کسی غیر از ایشان شنیده می شد؟ هم اکنون صدای اقای … بلندتر است وتازه چندین نفر دیگر هم اظهار وجود می کنند.
    نوشته اید: “زیرا اقایان از یکسو به مردم عادی می گویند که جنبش سبز اگر بر سر کار بیاید دین شما را هدف میگیرد…”
    مگر اقای … همین کار را نکرده؟ مگر او نفوذی است؟
    متاسفانه ما مردم چاره ای نداریم تا برای حفظ دینمان به همین سیستم موجود رضایت دهیم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ۵:۱۱ ق.ظ  

  • یک بیننده

    دوستان بر چسب نزنید.به جای اینکه راه را جدا کنید عقل مداری ترویج نمایید در بین کسانی که روحیه تند روی دارند.با جدا کردن خود از دیگران زمینه شکست را فراهم می آورید.هر جامعه ای به تفکرات مختلف نیاز دارد.چه تندرو و چه مدبر و مصلحت اندیش.عزیزانی که در این رسانه ها مطلب می نویسید، خواهش می کنم توجه کنید به کلمه، کلمه ای که بر قلم می رانید. وظیفه شما بسیار سنگین و حساس است. درد ما عدم تحمل ماست ، پس بیایید از خود شروع کنیم و از همین جامعه اعتراضی خود تحمل را ترویج نماییم. من کاملا قبول دارم که تفکرات تندروانه زمینه سرکوب را فراهم می اورد و سخنان نسنجیده راه را بر اینده ای روشن مسدود می کند.اما کار شما در رسانه های جنبش به همین علت سخت و دشوار است و به راستی همانند راه رفتن روی یک تار مو می باشد.با کوچکترین لغزشی بیرق جنبش فرو می افتد و دیگر یک جامعه ی وسیع نخواهیم بود زیرا کسی به بیرقی که رسانه ها بر افراشته اند اعتماد نمی کند اگر فرهنگ برچسب زنی و قربال کردن همچنان ادامه پیدا کند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ۱۱:۳۴ ق.ظ  

  • جوان ایرانی

    میر حسین موسوی عزیز من به عنوان یک عضو کوچک راه آزادی کاملا به اهداف شما در این مصاحبه احترام می گذارم و قبول دارم اگر قرار باشد اتفاقی بی افتد باید زیر پرچم ( جمهوری اسلامی ایران ) باشد ، ما نه جمهوری ایرانی می خواهیم نه چیز هایی دیگر جز آن ، اما مامعنای واقعی جمهوری اسلامی ایران را می خواهیم و نمی خواهیم کسی سرپرست یا ولی ما باشد ، و همیشه در حرفاش از جمهوری اسلامی ایران با عنوان حکومت اسلامی یاد کند، ما مردم شریف و با فرهنگ ایران این را نمی پذیریم و می خواهیم سر نوشت خودمان و کشورمان را خودمان تایین کنییم ، شما رو هم به عنوان ریس جمهور منتخب خود و همراه جنبش سبز می دانیم و رهبر واقعی این راه خود ما مردم هستیم ، و مهمترین چیز برای ما ادامه دادن راه شهیدانی هستند که برای آزادی و عدالت در جبه های حق علیه باطل شهید شدند ، چه در اوایل انقلاب چه در ۸ سال دفاع مقدس و چه در این چند ماه اخیر .

    مردم را تنها نزار .

    به امید عدالت ، فرهنگ ، پیشرفت و آزادی ایران .

    که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد ای شهید .

    دست به دست هم دهیم به مهر – میهن خویش را کنیم آباد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ۱:۰۵ ب.ظ  

  • ایرانی مسلمان

    بنام خدا
    از این همه تحلیل و نظر به شگفت آمدم. خیلی عالی است. چراکه نشان دهنده دغدغه خاطر ما و البته نشانگر اهل فکر و اندیشه و مطالعه بودن افراد این جنبش است.
    اما نکته اخلاقی : دیدیم که چند سطر از یک انسان اندیشمند و متفکر چقدر واکنشهای متفاوتی حتی بین خود طرفداران جنبش مقدس سبز داشت. پس این حرکت، بسیار دقیق و ظریف است و باید بسیار مواظب حرفها و تحلیلهای خود در سطح جامعه با سلایق بسیار متنوع باشیم.
    ما بسیار نقاط مشترک برای همه اقشار داریم که در واقع همان اصول انسان فطرت گرا است که همان خواسته های اصیل این جنبش نیز هست. ضمنا این را در سیره سیاسی امام خمینی نیز میتوان مشاهده کرد. بخصوص قبل از پیروزی انقلاب.
    فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ۱۰:۵۸ ب.ظ  

  • شاهرخ

    خواست و رای مردم این مردم هستند که تصمیم می گیرند . همه بهتر است این را بفهمند . مردم آزادی و عدالت احتماعی می خواهند تمام.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۵:۱۵ ق.ظ  

  • IRAN

    SHOMA RA B KHODA BEFAHMIED che MEKOYAND va SABOR bashid

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۹:۲۴ ق.ظ  

  • ناصر

    شعارهای پخته یا ساختار شکن
    جناب رئیسی با کلیات مطالب مطروحه توسط جنابعالی ، یعنی نکوهش خشونت و اینکه برخی افراد فرصت طلب در پی امیال خویشند ، موافقم . اما در جزئیات به نظر این حقیر به خطا رفته اید .
    برادر بزرگوار جناب رئیسی بپذیرید امروز خواسته های جنبش سبز به مسئله انتخابات ، تمنای ادب از دولت مردان ، فلاکت اقتصادی و ازاین دست موارد منحصر نیست . این مسائل اهداف مردم بود اما هفت ماه پیش ، قبل از سرکوب ، ارعاب ، شکنجه ،تجاوز ، قتل ، ترور ، و اعدام . اینک صورت واقعی حاکمان هویدا گردیده ، اکنون غایت حکومت اسلامی برای خلق آشکار شده است .
    صحنه ی امروز صحنه ی دیگری است . صادقانه بگویم نسل پنجاه و هفتی به عشق باخت ،ما جوانان پر شور آنروز و خس و خاشاک کنونی چنان مجذوب روی ماه امام شده بودیم که ندانسته ساختار حکومتی …. را با آغوش باز پذیرفتیم . ما گمان نمی کردیم قدرت ، …. نشناسد .
    ما ولایت فقیه امام را خوانده بودیم و گمان می کردیم فقها دلبسته ی حکومت نمی گردند. پس فارغ البال نشستیم و به تکلیف پرداختیم و سرخوش از بنای جمهوری مزین به نام اسلام به تمنای مدینه ی فاضله روز از پی روز شمردیم . اما هیهات که وقتی از خواب خرگوشی برخاستیم ، دریافتیم آنچه نباید ،بر سرمان آمده است .
    این هفت ماه ما را دوباره زنده کرد ، سختی کشیدیم ، زجر فراوان دیدیم و… اما مسروریم که بیدارشدیم و از این رو شعار هایمان گام به گام پخته تر شد ، بله پخته تر نه رادیکالتر
    آری رئیسی عزیز من در این جزئیات با شما موافق نیستم ، ما امروز با تفکر شعار اسقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی را سر می دهیم نه از سر عصیان . نمی بینید که خلق به دلیل ناکارامدی مسئولان فوج فوج از دین خدا گریزان می گردند ، وقتی حاکمان خود را نماینده خدا در زمین میدانند و هیچ انتقادی را بر نمی تابند ، هنگامی که به نام دین هر نوع ستمی را روا می دارند ، زمانی که برای نیل به هدف از دین افیونی می سازند که عوام را پری برای پرواز بسازند و خواص را با آن به غل زنجیر کشند و… شما بگوئید آیا بهتر نیست نظام قدسی نباشد تا در برابر مردم پاسخگو گردد ؟
    ما شعار مرگ بر دیکتا تور را به اختیار سر می دهیم چرا که با گوشت و پوست و خونمان دریافته ایم که همانطور که مرحوم نائینی فرموده اند ، مستبدترین حکومتها استبداد دینی است . نمی بینید که این حکومت به فرزندان خویش نیز رحم نمی کند ، بهشتی و میردامادی و … جه سخن ناصوابی گفته اند ، چه طریق ناروایی پیموده اند .

    ما با افتخار شعار نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران سر می دهیم نه به دلیل اینکه از جنایات رژیم درنده خوی صهیونیست منزجر نمی باشیم و یا اینکه از رنج و مصیبتی که بر آنان می رود در تعب نیستیم ، بلکه به این دلیل که می خواهیم مسئولان کشور به یاد داشته باشند که الدار ثم الجار . آنان به کدامین مجوز ضاحیه را با بیت المال این مردم بازسازی کامل می کنند در حالی که مردم خرمشهر بعد بیست و اندی سال پس از جنگ هنوز آب آشامیدنی ندارند . آنان چگونه برای مردم غزه هر آنچه در توان دارند دریغ نمی کنند ، در صورتی که نه در سیستان و بلوچستان بلکه در روستاهای همین ورامین جنب پایتخت ام القرای اسلامی مردم در میان زباله می لولند .
    ما شعار نه غزه نه لبنان سر دادیم تا به حاکمانمان نهیب زنیم چه فرقی میان مسلمان چچنی ، چینی با مسلم بوسنی و غزه است که برای یکی گریبان چاک می کنید و فریاد وا اسلاما سرمی دهید و تاله های آن دگر اندک خراشی به وجدان اسلامیتان وارد نمی کند .
    ما گفتیم نه غزه نه لبنان تا به مسئولان بگوییم ، شمایان سی سال از این مردم خدا جوی خواستید که از قدس حمایت کننند، راهپیمایی کنند ، بذل جان و مال نمایند و خود می دانید که هرگز دریغ نکردند ، اما امرور تنها تمنای آن داشتند که یکبار وفقط یکبار به خیابان بیایند و سخن خویش بگویند ، موافق شما نباشند در مخالفت شما کلامی بر زبان رانند و شما دریغ که کردید هیچ ، جمعی از آنان را به دیار باقی فرستادید و آنگاه حتی مجال برگزاری سوگواری و یا حداقل فاتحه ای بر مزارشان را ندادید .
    ما به حق فریاد کردیم که مرگ بر روسیه و چین ، تا شاید آقایان به یاد آورند که یکی از شعارهای اصلی این انقلاب نه شرقی و نه غربی بوده است ، ما مرگ بر روسیه نگفتیم تا در مقابل آمریکا سر خم کنیم ، ما به تمام این دول حق میدهیم که در پی منافع کشورشان باشند این منافاتی با این ندارد که که در مقابل خوی امپریالیستی هر مستکبری سر تسلیم فرود نیاوریم . اما به عینه می بینیم که برای آنکه دست اندرکاران امور ژست ضد آمریکایی بگیرند، اجازه داده اند ، روسها ، چینی ها ، سوریه ، ونزوئلا، … وحالا برزیل مانند گاوی شیرده به دوشیدنمان بپردازند . ما می خواهیم بگوییم امام فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ، نفرمود که ما با ریاست مدبرانه احمدی نژاد بر جهان مایه ی فلاکت آمریکای جهانخوار و حتی لیبرالیسم جهانی خواهیم شد .
    آقای رئیسی شاید شما و خاتمی عزیز شعار های ما ساختار شکن بدانید ولی باورکنید مردم ستمدیده این مرز و بوم این ها را از سر غلیان احساسات بر زبان جاری نمی کنند . ما یکبار طعم انقلاب را چشیده ایم و در پی انقلاب دیگری نیستیم . اما می خواهیم این ساختار خود ساخته را اصلاح کنیم و بدین میبالیم .
    و در آخر دوست عزیز با کلمه ی خارج نشینان همه را به یک چوب مرانید ، که یقین دارم چنین قصدی ندارید ، توصیه می کنم یکبار دیگر اندرز دوستانی چون مهاجرانی ، بهنود و… را در مذمت خشونت مطالعه بفرمایید.
    به امید پیروزی جنبش سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۶:۵۲ ب.ظ  

  • ناشناس

    خیلی خوب بود کاشکی همه این را می فهمیدند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۹:۳۱ ب.ظ  

  • ناشناس

    سلام
    نمی دانم چرا شما دائما تکرار می کنید که قانون اساسی یک میثاق است. این قانون به هیچ وجه مورد قبول جوانان هم نسل من نیست. من چنین میثاقی نبسته ام و هرگز نخواهم بست. نمی خواهم تاوان میثاق نابخردانه پدرانمان را پس بدهم، اگرچه میثاق پدرانمان پس از امضا تغییر یافت .
    انسان والاترین مخلوق خداوند است و ولی و قیم نمی خواهد.
    با همه عشقی که به رئیس جمهور میر حسین دارم می خواهم درد اکثریت جنبش سبز را هم ببیند.
    جوانان امروز مانند کسی هستند که از قطار پیشرفت جا مانده اند و وقتی بر میگردند پل های پشت سرشان را خراب می بینند . در طی این سی سال عزت و افتخار را درک نکرده اند. از لجاظ معیشتی در مقایسه با جوانان قبل از انقلاب، یک جوان تحصیلکرده امروزی قدرت اقتصادی کمتری نسبت به یک شاگرد مغازه خورده پا با سواد ابتدایی در قبل از انقلاب دارد( به لحاظ نرخ تورم و هزینه مسکن). پس انقلاب برای من مفهومی خاص ندارد. پس کمی هم به جای ما فکر کنید.
    با آرزوی ایرانی آزاد و سربلند و پر افتخار

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۱۰:۰۱ ب.ظ  

  • اکبر

    همه با هم در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن شرکت میکنیم و با روزه سکوت خودمان را نشان میدهیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۱۰:۵۸ ب.ظ  

  • یک سبز

    به نظر من تنها راه روشنگری در فضای کنونی جامعه استفاده از بیانات گوهر بار امام راحل(ره) و موشکافی سخنان و ایده های گرانقدر ایشان می باشد و در صورتی که این کار سنجیده وبا یک کار علمی دقیق و مستدل صورت گیرد مورد استقبال عموم مردم قرار خواهد گرفت. همانطور که در زمان انتخابات و در مناظره ها با استناداتی که مهندس موسوی به سخنان امام خمینی از جمله فرمان هشت ماده ای حضرت امام کردند بسیار راهگشا بود و مورد استقبال مردم قرار گرفت. جناح حاکم این مسئله را به خوبی دریافته است و سعی می کند جهت رسیدن به اهداف خود از سخنان امام استفاده ابزاری کند و با پخش مکرر قسمت های گزینش شده سخنان امام از طریق صدا و سیما برای سرکوب مخالفین خود استفاده کند. طرفداران مهندس موسوی نیز باید سعی کنند از همین طریق مقابله به مثل کنند یعنی مصداق انحرافاتی که در فضای کنونی جامعه صورت گرفته است، اعم از انحرافات ایجاد شده در شورای نگهبان، دولت، قوه قضاییه، سپاه، بسیج، انتخابات و غیره را در سخنان امام خمینی یافته و به صورتی روشنگرانه مانند سی دی ۹۰ سیاسی در اختیار عموم مردم قرار گیرد. همه ما جوانان مهندس موسوی که خوهان اصلاح روند کنونی جامعه هستیم باید در این راه تلاش کنیم و نگذاریم هدف سبز ما که مهندس موسوی بارها در بیانیه های خود به ان اشاره داشته اند به انحراف کشیده شود.
    به امید ایرانی اسلامی، ازد، اباد و همیشه سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۱۱:۳۹ ب.ظ  

  • lhih

    کسانی که برای نجات مرزهای توران زمین به جبهه رفتند، در دیف اول به خصوص، در قلب ما هستند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ ۷:۱۷ ق.ظ  

  • مشیانه و مشیه زاده

    بهترین گزینه برای رسیدن به آزادی «اتحاد و همبستگی ست». من خودم زرتشی ام. چون پیشرفت مردم و مملکتم رو می خوام، به جنبش سبز پیوستم.

    جنبش رو با عقاید شخصی و مسیر های خاص از حرکت باز ندارید. این جنبش متعلق به مردم هست. متعلق به شخص خاصی چون آقا فلانی و خانم فلانی نیست. البته این اشخاص هم جزء ملت و مردم هستن و در چهار چوب خواسته های مردمی حق دارند.

    هیچ کس یا سازمانی نمی تونه دیگری رو از ورود و ماندن در این جنبش طرد کنه. اصلا این اختیار رو ندارند. به جای این دست و پا زدن های بیهوده در آب به فکر ساختن کشتی برای آزادی و رهایی از پس ماندگی و بدبختی باشیم. بیاییم فکر کنیم چگونه می شه با تمام مردم جنبش در ارتباط بود؟ هزینه ای رو برای ایجاد یک تارنمای محکم و کارای اینترنتی بپردازیم. تارنما رو با تبلیغات به مردم معرفی کنیم (مثلا همه می دونند که تارنمایی به نام گوگل وجود داره). بعد تو تارنما پرسش های تعقلانه و رو به پیشرفت رو در غالب پاسخ های گزینه ای بسیار تعقلانه و رو به پیشرفت در اختیار مردم قرار بدیم. با این کار این جنبش ثبت رسمی می شه و سمت و سو و نحوه ی رسیدن به آزادی رو به راحتی می فهمه و انتخاب می کنه. شاید مسیر خشونت تایید بشه! چرا باید من به دست کسی که سر فرزند من رو بریده بوسه بزنم؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ ۵:۵۵ ب.ظ  

  • omid

    ما باید با شعار مرگ برآمریکا و مرگ بر دیکتاتور جلو برویم (آمریکا این همه هزینه برای ما نمیکنه
    منظوری داره نباید به آمریکا رو بدیم)

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ ۶:۴۷ ب.ظ  

  • مهرانی

    با نظر آقای ناصر کاملا موافقم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ ۸:۲۸ ب.ظ  

  • یک ایرانی سبز

    دوست عزیزمهرداد نصرتی مهرشاعر از خواندن نوشته تان دلم گرفت.آیا فکر میکنید که این تقسیم بین ما و دیگران به نفع جنبش سبز هست؟ اگر هر کس اینطور سلیقه ای سرگم جدا کردن نخودها و لوبیلها بشودآنوقت برای هر سلیقه ای شاید دونفر همراه باشد و باز میشود جریان تا به الان که آنقدر سرگم به اختلافاتمان و نپسندیدنهای شخصی و کینه توزی های فردی میشویم که خانه را باد برده و ما هنوز سرگرمیم.این نفاق افکنی های «دوستانه» را بگذاریم کنار. ایرانیان خارج نشین سرمایه ها و مغزهای از کشور رفته اند و ما نیاز به آنهایی ها و اینها یی ها داریم.این جنبش شما نیست که تایین میکنید کی اجازه دارد و کی اجازه ندارد. این جنبش مردمی و مال ایرانی هست،حال هرکس و هر کجا. این یک حرکت بدون خشونت هست و این تنها ملاک هست.ما بهتره که گفته های آقای موسوی را دقیق تر بخونیم و در جهتی که دشمنان جنبش میخواهند یعنی جدا کردن و تفرقه افکنی در بین خودمان نباشیم.ما همه ایرانیم با عقاید مختلف واین دقیقا نقطه قدرت و ابتکار ماست. در پایان امید موفقیتتان را دارم من منظورم به دوست نویسنده نیست بلکه برداشت منه و میخواهم با همراهانم در میان بگذارم :جدیدا نوشته های زیادی در صفحه های اینترنتی رواج پیدا کرده که در زیر نقاب دوست قصد تفره افکنی و یا تبلیغ به خشونت در بین هواداران سبز را دارند. آدم بعضی اوقات فکر میکنه که لباس شخصی ها ماموریت جدیدی در دنیای اینترت بهشون داده شده.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ۱۲:۱۸ ق.ظ  

  • یک ایرانی سبز

    امید عزیز بیاییم مرگ برامریکا را کنار بگذاریم. مهمه که ما چه میخواهیم نه اینکه قصد دیگران چه هست. ۳۱ سال مرگ برها ما را به کجا رساند جز اینکه به اسم اینکه ما در خطریم هرچه مخالف بود به زندان رفت یا کشته شد. ما هیچ دشمنی نداریم که به بهانه اون بخواهند سرکوبمان کنند. الان هم بنا به برداشت بعضی ها چند میلیون ایرانی سبز عوامل دشمنندوجاسوس امریکا. پس بیاییم به خودمان نگاه کنیم و مواظب باشیم خودی سرمان کلاه نگذارد. من تفاوتی بین چپاول خودی و چپاو ل امریکا نمیبینم، در هر دو حالتش عوارضش یکی هست آنهم گرسنگی. این شعار برای شخص من متعلق به یک تاریخ گذشته ماست و چماقی به دست قدرت طلبان که با آن ما را مدام هخ میدهند و میترسانند و چپاولمان میکنند و با همان چماق هم تو سرمان میزنند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ۱۲:۳۱ ق.ظ  

  • یک ایرانی

    ناصر عزیز از خواند نوشته ات لذت بردم امیدوارم بیشتر بنویسی و موفق باشی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ۱۲:۴۱ ق.ظ  

  • محمد رضا از آلمان

    این مقاله بسیار عالی بود ، جدا آفرین . این اواین باری است که بنده چنین تحلیل زیبا و شفافی را مشاهده میکنم ، و با تک تک کلماتش کاملا و ۱۰۰% موافقم . جنبش سبز ، قبل از اینکه یک جنبش زیر بنایی اجتماعی سیاسی باشد ، یک حرکت زیر ساختار فنی مهندسی اجتماعی است که باید کاملا مسولانه عمل کند . رادیکالیزم و افراطی گرایی تهت هیچ عنوان مسول نیستند . من همیشه بر این عقیده بودم ، که ما ایرانیان ، بخصوص تحصیلکرده ها ، باید زیر مجموعه تفکری و ملی مردم در داخل مرزهای ایران باشیم . چه در زمان اصلاحات اول ، و جنبش دانشجوی ، و چه هم اکنون ، این دو حرکت ، با خون جگر داخل مرزی ها به وجود آمد ، و شهید و اسیر و مجروح داد . ما خارج از مرزیها تا کنون چه کردیم؟ یک گروه سیاسی به من نشان بدهید که تا امروز با عملش از مرزهای ایران به سوی داخل عبور کرده باشد ، و به همراه خود افراطی گرایی ، حمله نظامی ، و همکاری با بیگانگان دشمنی چون صدام حسین ملعون را به ارمغان نیاورده باشد ؟ صــــفر !!
    من انتظار ندارم که عزیزان خارج از مرزها بیشتر از ایم به کار گروهی و فعالیت بپردازند ، میدانم که فعالیت سیاسی به صورت حتی محدود زیر نظر است ، اما قلبا خواهش میکنم که هموطنان بخصوص خارج از کشور ، در مقابل انانی باایستند که با طرح خواسته های از من در اوردی ، و بعضا خارج از حوصله چون خدا ستیزی ، اسلام ستیزی ، براندازی مسلحانه و همکاری با کشورهای خارجی جدا پرهیز کنند ، چون با طرح اینگونه مسایل، بنزین در اتش دولت کودتا میریزند ، و او را قدرتمند تر میسازند . ما میتوانیم موج سواری کنیم ، جنبش سبز خانه تفکری و اجتماعی همه ما است ، اما هیچ کدام از ما حق نداریم خودمان موج منفی ایجاد کنیم و پس از ضربه وحشتناک طرف مقابل بی سر و صدا متفرق گردیم و با ز هم به بحثهای بیهوده بسنده کنیم که بله ! مقصر همه ، حتی آدم فضایها بودند ، جز خود ما !
    آن کسی که مطالباتی دارد ، باید خودش حتی سر سوزنی فعالیتی داشته باشد ، فعالیت سر سوزنی ما کجا هستند ؟ اول به این سوال ساده پاسخ دهیم ، بعد همانند بختک به جان آنانی باافتیم ، که حتی بستن یک نوار سبز بر مچش ، میتواند او را حتی پای دار بکشد ، من خارج از کشوری کجا ؟ آن شیر دل سلحشور کجا ؟
    از سایت کلمه تقاضا دارم این مطلب را درشت کنند ، و هر چه سزیعتر لینکش را داغ کنند ! سپاس فراوان .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ۵:۳۵ ق.ظ  

  • یک از راه اصلاح طلبان برگشته

    البته ما که بخیل نیستیم شما سبزها یکروزی قدرت رو بدست بگیرید. ولی مگر نه اینست که این بدست گیری قدرت باید از راه دمکراتیک باشد؟ در یک کلام انتخابات؟ مگر چقدر از انتخابات گذشته که این بازیها را هر روز براه می اندازید. شما که مثلا منادی دروغ نگفتن بودید، چرا بزرگتری دروغ تاریخ معاصر ایران رو در باره تقلب شدن در انتخابات گفتید؟ این اردو کشی های خیابانی از کسانی که صدای دمکراسی خواهیشان گوش دنیا را کر کرده بعید است. بدتر از آن بالیدن به شعار بی محتوای رای من کو. در کدام دمکراسی شما چنین شعار سخیفی را سراغ دارید؟ مگر قرار است در دمکراسی رای شما به شما داده داده شود؟ این چه هوچی گریست که شما می کنید؟ به شما اجحاف شده ،قبول.ولی این دلیل نمی شود که از راههای غیر دمکراتیک بخواهید حرفتان را به کرسی بنشانید. چرا همیشه می خواهید بر موج احساسات سوار شوید؟ بس است دیگر. یک زمانی علم شنگه گروگانگیری را به راه انداختید و لطمات جبران ناپذیر به این مملکت وارد کردید. حالا که بعد ٣ دهه دنیا تازه داشت با ما کنار می آمد دوباره یکی دیگه علم کردید؟ شما که ادعاهای تحصیل کرده بودن دارید و فهم جهانی.دیگه وقتی شما اینکارها رو می کنید از او محافظه کاران چه انتظاری می شود داشت.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ۶:۳۰ ق.ظ  

  • صبورانه شرکت می کنیم

    با سلام به همه سبز اندیشان : بنده حدود ۵۵سال دارم من به شما فرزندان عزیز وسبزم توصیه میکنم باشعارهای تند و خارج از خواسته های منطقی دلیلی برای تهیه سناریوهای دروغین بدست دروغگویان ندهید . این دولت سرتا پادورغ با توسل به همه امکاناتی که دراختیار دارد
    وبا استفاده از بهترین تکنولوژی وارداتی ومونتاژنمودن فیلم (سناریوی عاشور )نظر حد اقل افرادی را که در دامان خود می پروراند را میتواند جلب کند و از اعتقادات آنهابدلیل عدم امکان دسترسی به خبر های واقعی سوءاستفاده نماید . لذا سیاست این دولت است که تجمعهای مردم را در چنین روز ها به آشوب تبدیل کند . توصیه میشود باهر مرام ومسلکی که دارید وهر خواسته ونیازی که احساس میکنید بانماد سبز در روز ۲۲بهمن صبورانه شرکت نمائید.صبور باشید موفق باشید اندکی صبر سحر نزدیک است . پاینده جنبش سبز ایران

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ۱۱:۰۲ ب.ظ  

  • حامد

    تا خر هست همیشه یکی پیدا میشه خر سواری کنه .
    از این جمله هر دو طرف میتونن استفاده کنن( این وگفتم تا کسی منو به جانب داری متهم نکنن )
    درهالی که ۳۰ ۴۰ کشور اروپایی دارای یک قانون اساسی میشه مردم ما هنوز احمقانه به فکر ………….
    باید این ذهنیت را داشته باشین که هرکی اومد سر کار یه نقاد باشین مثل دکتر شریعتی و……

    زنده باد ایران هرچی که باشه . زنده باد مردم هرکی که باشن

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۷ ۷:۳۷ ق.ظ  

  • م.سادات1

    با نظر نویسنده و آقای حسن از دانمارک و ایرانی مسلمان کاملاً موافقم. یادمان نرود که رنگ مقدس سبز به نشانۀ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام برای این جنبش انتخاب شد. و نیز دین که کاملترین نسخۀ آن اسلام است (با تذکر اینکه دین در نزد خدا یکیست و در مراحل زمانی مختلف و با آمدن یهودیت، مسیحیت و اسلام تنها تکمیل شده است) چیزی نیست جز یک برنامۀ کامل (از طرف خالقمان که مسلماً بهتر از خودمان ما را می شناخته) برای اجرای هرچه بهتر تمام شئونات زندگی از جمله ادارۀ اجتماع.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ ۱:۰۸ ق.ظ  

  • اعظم

    جناب آقای رئیسی لطفا بفرمائید که در جمهوری اسلامی مورد نظر شما آیا یک غیر مسلمان حق اینرا خواهد داشت که کاندیدای رئیس جمهوری شود و اگر رای آورد رئیس جمهور شود؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ ۱۱:۰۹ ب.ظ  

  • منو.ا.د

    افراط و تفریطدر هر حرکت اجتماعی (حزب دسته ان جی او و بالاخره یک جنبش اجتماعی)باعث انحراف خواهد شد .ولی این مسئله نباید مانع ابراز عقیده وبیان آزاد دیگران شود .این موضع گیری رهبران است که باید درنهایت محل رجوع باشد تا بتواند بموقع از انحراف جلوگیری شود.با آرزوی بهاری سبز سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۲۳ ۲:۵۱ ب.ظ