hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

جستجوی سران یا رفتن در پی سراب؟

چکیده : جنبش اجتماعی امروز ایران از نوع جدید بوده و از یک مرکز خاصی هدایت و رهبری نمی شود که بتوان با شناسایی آن تحت آنچه که از ناحیه برخی افراطیون جناح حاکم سران فتنه گفته می شود بتوان برآن چیره شد. واقعیت حوادث چند ماه اخیر نشان می دهد که جنبش اجتماعی جدید خود دارای قدرت اجتماعی و قدرت جذب شدید داشته وبه موازات مقاومت غیر معقولانه در برابر خواسته های آن متکثر شده و برپیروان آن افزوده می شود. قدرت نرم در تمام بدنه هاوریز بدنه های آن جاری وساری بوده و دارای یک منشأ واحد ومشخصی نیست اگرچه نمادهای مختلفی دارد.لذا واقعیت امر نشان می دهد که جستجو در پی سران، رفتن به دنبال سراب و غفلت از منشأ متکثر اجتماعی آن می باشد.


کلمه:دکتر شهروز ابراهیمی*-سوالی که برای جامعه امروز ایران اعم از اقشار دانشگاهی، روشنفکری، و بسیاری از توده های مردم مطرح می شود این است که سر انجام تحولات امروز ایران به کجا ختم می شود.سرانجام آن آیا انقلاب اجتماعی است یا حل بحران بطور مسالمت آمیز و اصلاحات اساسی.

فرض نگارنده این است که این تحولات را می توان فرصتی بزرگ برای جامعه امروز ایران دانست که در پی آسیب شناسی این جریان می توان با اصلاحات اساسی جامعه را در مسیر شکوفایی انداخت. از طرف دیگر با نادیده گرفتن واقعیت جنبش اجتماعی امروز و عمق آن، بحران رادیکالیزه شده و به مسیری منتهی شود که دلسوزان کشور نمی خواهند بدان مسیر منتهی گردد.

امروز جناح حاکم باید تصمیم سرنوشت سازی بگیرد که کدام راه را انتخاب می کند ؟ سرکوب و در نهایت مسیر رادیکالیزه شده جنبش و انقلاب؟ یا برعکس بازگشت به آغوش مردم و تن دادن به اصلاحات اساسی که نتیجه آن شکوفایی جامعه ایرانی در سیاست داخلی و خارجی است؟

تحولات امروز جامعه ایرانی از نوع تحولاتی است که از تقاضاهای و مطالبات نهفته در طی دهه ها ناشی شده و هر از گاهی به عناوین مختف سر برآورده، از یک جایی سبز شده وامروز نام “جنبش سبز” را به خود گرفته است. در دولت دهم این مطالبات عمق بیشتری گرفته و رویکرد “تقابل جویانه وحذفی” جناح حاکمیت به جای رویکرد “تعاملی وجذب” پس از انتخابات ۲۲ خرداد بردامنه آن افزوده است. عمق و دامنه مطالبات مردم نشان می دهد که جنبش اعتراضی از یک خواستگاه مشروع وخود جوش برخوردار بوده وبدنبال احقاق حقوق فراموش شده خود در یک فضای مردم سالاری بوده و مادامیکه این حقوق برآورد نشود برگستره آن افزوده خواهد شد.

جنبش اجتماعی امروز ایران از نوع جدید بوده و از یک مرکز خاصی هدایت و رهبری نمی شود که بتوان با شناسایی آن تحت آنچه که از ناحیه برخی افراطیون جناح حاکم سران فتنه گفته می شود بتوان برآن چیره شد. واقعیت حوادث چند ماه اخیر نشان می دهد که جنبش اجتماعی جدید خود دارای قدرت اجتماعی و قدرت جذب شدید داشته وبه موازات مقاومت غیر معقولانه در برابر خواسته های آن متکثر شده و برپیروان آن افزوده می شود. قدرت نرم در تمام بدنه هاوریز بدنه های آن جاری وساری بوده و دارای یک منشأ واحد ومشخصی نیست اگرچه نمادهای مختلفی دارد.لذا واقعیت امر نشان می دهد که جستجو در پی سران، رفتن به دنبال سراب و غفلت از منشأ متکثر اجتماعی آن می باشد.

تأمل و مطالعه پیرامون انقلابها نشان می دهد که هر چه قدرت حاکم به زور و سرکوب متوسل می گردد به موازات آن مقاومت شکل گرفته و جنبش رادیکالیزه می گردد. نمونه آن انقلاب ایران و یا هر انقلاب دیگر در تاریخ جوامع می باشد. به بیان فوکو هر جا قدرت وجود دارد مقاومت نیز هست. واقعیت مقاومت جنبش در برابر سرکوب نشان می دهد که این روش، راه حل اساسی نیست واگر چه ممکن است بطور موقتی مسکن دردها باشد ولی در پی آن خشم توده ها هر چه بیشتر گسترده تر می گردد.

این نتیجه را می توان گرفت که نظام سیاسی کشور بایستی به دنبال ریشه های واقعی حوادث امروز باشد. ریشه یابی حوادث و یک آسیب شناسی جدی با مشارکت تمام جناحها و دلسوزان کشور و رسیدگی به مطالبات مردمی می تواند از بحران امروز جامعه یک فرصت بسازد. فرصتی که هنوز برای ما وجوددارد واگر دیر بجنبیم ازدست خواهد رفت. راه حل امروز جامعه نه سرکوب مطالبات، نه راه حلهای موقتی و تاکتیکی و سرپوش گذاشتن به مشکلات موجود کشورونه ربط دادن آن به خارج از کشور بلکه اقداماتی از نوع “اصلاحات اساسی” می باشد.

به نظر می رسد که اهتمام جدی به اصلاحات اساسی با پذیرش واقعیت عمق و دامنه مطالبات مردمی می تواند راه حل بحران کنونی باشد. اگراصلاح اساسی صورت نگیرد جامعه به مرز انفجار و انقلاب ممکن است برسد و هر کس نیک می داند که پیشگیری بهتر از درمان است. باشد که این فرصت را ازدست ندهیم و حوادث امروز جامعه را مثابه یک فرصت و نه بحران تلقی کنیم.

*مدرس علوم سیاسی دانشگاه

  • حسین سبز اندیش

    با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
    حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور مطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر
    از جمله:

    آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
    زندانی سیاسی آزاد باید گردد
    تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست
    نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
    و {بر محور شعار (رفراندوم)تمرکز کنیم} ونیز {شعارهای اقتصادی هم بدهیم}

    وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.واز این به بعد برای اثر گذاری بهتر ونتیجه گیری بهتر وسریعتر {نا فرمانی (های)مدنی} را یاد بگیریم وانجام دهیم با صبر حوصله و امید
    وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
    به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۲:۰۲ ب.ظ  

  • هموطن

    سلام! مدرس محترم می دانید من -به عنوان یک هموطن – چه فکر می کنم. من اوضاع ایران را با عراق قیاس کردم. بیاد آوردم که صدام کمکهای هنگفت برای فلسطین می فرستاد و حتی به اسراییل موشک زد. این در حالی بود که در کشور خودش در جریان تحریم -بنا بر گزارش یونیسف- حدود ۵ هزار کودک عرراقی از سوء تغذیه جان باختند. این اضافه بر آن همه خشونت، شکنجه های بی مانند، گورستان های جمعی، کشتن هر صدای مخالف و… بود. وقتی صدام کشته شد مردم فلسطین سیاه پوشیدند و عزاداری کردند. ولی مردم عراق جشن گرفتند.

    وقتی به ایران نگاه می کنم همین روش حکومت را می بینم. اموال مردم ایران که باید برای ساختن خانه، مدرسه، بیمارستان، و برای همه گونه کار در راستای استضعاف زدایی خرج شود سرازیر فلسطین و لبنان و بلکه بدتر ونزوئلا می شود. پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان، خرج خانه سازی لبنانی های آوراه شده را ایران داد. این در حالی است که هنوز در خرمشهر و آبادان -که جزء مفاخر ما به حساب می آیند- جقدر استضعاف، و محرومیت هست و جوانان از بیکاری، نبود امکانات اولیه و… رنج می برند.

    حکومت ایران می خواهد در خارج جای پای محکم داشته باشد، در حالی که در داخل، این همه مخالف دارد و عجیب است که به روی خودش نمی آورد.
    اما در جریان های اعتراض های اخیر، حکومت خواست که همان راه صدام را در پیش بگیرد-سرکوب وحشیانه، کشتار، دستگیری های بی دلیل و نا تمام، شکنجه، و ترورهای خیابانی، و به نظر من بدتر از همه ترور شخصیتی افراد نامدار کشور -اعم از روحانی و دولتی های سابق.
    ولی حکومت از یک نکته غافل بود. و آن اینکه مردم ایران همان ملت عراق نیستند. ایرانیان سی سال پیش انقلابی بزرگ کرده اند و هنوز خون با غیرت و حمیت در رگهایشان جاری است. ذلت را نمی پذیرند و – خصوصارییس جمهور سابق یادشان داده که از حقوق مدنی خود دفاع کنند. حالا با جهالت تمام به این روش ادامه می دهد و گمان می کند می تواند پیروز شود. اینان باورشان نمی شد که با انتخابات مسخره ای که راه انداختند تا مردم را فریب دهند، مردم فریب نخورند و به خیابان ها بریزند. باورشان نمی شد کار به بیخ حکومت بکشد.
    اما تکلیف را خود مردم تعیین خواهند کرد. در صحنه ماندنشان و بیدار ماندنشان.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۲:۴۹ ب.ظ  

  • sabz

    ta zamani ke be feshar etegad darand kutah nakhahand amad.

    dige tadbir bar keshvare ma hokumat nemikone.

    javanan por enerjy, mokhalefe dolat va geyratiyand.

    zarfyate mardom tayin konandast

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱:۰۱ ب.ظ  

  • حسن

    باسلام حضور رهبران عزیزجنبش سبز(آقایان موسوی وخاتمی وکروبی ) ودست اندرکاران سایت کلمه
    درراستای تکمیل پیشنهادات آقای حسین سبز اندیش به ملت سبز اندیش ایران به رهبران جنبش سبز پیشنهاد میکنم
    درراستای ایجاد وحدت ملی متفقا با انتشار بیانیه ای مردم را به شرکت درراهپیمائی ملی ۲۲بهمن دعوت نموده وطی آن ازسبز اندیشان درخواست گردد از سردادن هرگونه شعار ساختارشکن خودداری نموده وکلیه شعارها درجهت اجرای بدون تنازل قانون اساسی وخواستهای مشخص که به تفضیل دربیانیه ها وسخنان اخیر رهبران جنبش سبز (بخصوص بیانیه شماره ۱۷مهندس موسوی )مطر ح شده است سرداده شود .چرا که روز ۲۲بهمن روزملی ماست وجنبش سبز نیز با مخالفان خودوحتی طرفداران رئیس دولت کینه ودشمنی نداردکه با انجام تحریکاتی که مشخصا توسط عوامل خارجی وطرفداران افراطی دولت صورت خواهد گرفت به سمت خشونت ودرگیری کشیده شوند.
    همچنین درصورت امکان توافقی با عقلای اصولگرا صورت گیرد تا طی آن هوادارن جنبش سبز با دعوت رسمی رهبران جنبش وبا نمادهای سبز وبدون سردادن شعارهای انحرافی وساختار شکن وبه شرط تامین امنیت حاضرین وحذف سخنرانی احمدی نژاددرراهپیمائی ملی ۲۲بهمن حاضر شوند.
    قطعا تعدادزیادی ازمردم سبز حتی بدون بیانیه دعوت درراهپیمائی حاضر خواهندشد ولی تعداد زیادی نیز همچنان منتظر اظهاران رهبران جنبش هستند .قطعا برنامه ریزی جامع دراین خصوص وحتی توافق با عقلای اصولگرا که باعث حضور میلیونی مردم خواهدشد همک به نفع نظام (درمقابل بیگانگان)وهم به نفع جنبش سبز درنشاندادان وزن سیاسی خود خواهد شد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۴:۳۷ ب.ظ  

  • بهرام

    «بیست و دوی بهمن

    بیست و دوی بهمن

    روزِ از خود گذشتن

    روز آزادی ما

    روز نجات میهن»

    ای یاران! ای یاران! ای سبزهای ایران

    سنی شیعه مسیحی

    آزاده ی همپیمان

    پیمان به جان می بندیم

    آزاد اگر در بندیم

    جانم فدای یاران

    یاران فدای ایران

    ای دشمن! ای دشمن! ای دشمنِ سر در گم

    این واپسین پیغام است

    بشنو پیامِ مردم

    سرسبز و سخت هستیم

    با سر تبر شکستیم

    یک جنگل است اینجا

    گر از کمر شکستیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ ۲:۱۷ ق.ظ  

  • siamak

    ba salam ,az inkeh waghte shoma azizan ra baraye khandan in nweshte migiram az ghabl pozesh mitalabam .man 25 sal ast keh dar alman moghim hastam wa ta beh emroz hich ja nakhandam wa ya nashinidam keh siyasion almani wa modiran mamlkat alman ba ham gharabat familie dashteh bashan,,ama che jori misheh keh to keshwar iran taghriban hameh anha keh beh ma melat hokomat mikonan yek jory ba hamfamil bashan,yani migin ghahtolrejale ya inkeh………lotfan agar emkan darad sansur nakonin . khodanegahdar shoma azian khabarnegar

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ ۱۲:۴۱ ب.ظ  

  • ناشناس

    به ما هیچ کیک و ساندیسی نمیدن و از ما با بتومو گاز اشک آور پذیرایی میکنند دستیون درد نکنه we are alot

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ ۹:۱۳ ب.ظ  

  • سهراب

    رفراندوم رفراندوم اینست شعار مردم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۷ ۹:۱۵ ق.ظ  

  • یارحسین

    شعار جنبش سبز در ۲۲ بهمن باید دو ویژگی داشته باشد، یکی اینکه ساختارشکن و بهانه آفرین برای سرکوبگران نباشد و دیگر اینکه متمایز از شعارهای همیشگی حاکمیت باشد مانند شعارهای زیر که می تواند در قالب پارچه نوشته یا شعار باشد
    نصرمن الله و فتح قریب
    ره نبرد مکر و دروغ و فریب

    آزادی رسانه، آزادی انتخاب
    درخواست ملت ما، ۳۰ سال پس از انقلاب

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۷ ۱۰:۱۳ ب.ظ  

  • مهدی

    نظرات دوستان عزیز نشانگر اوج و عظمت بلوغ فکری دوستان است که با نفی افراطی گری و دادن شعارهای منطقی به دنبال خواسته های عموم ملت شریف ایران است.حاکمیت باید این را بداند که این شعارهای ما تمامی ملت ایران است و باید خود را اصلاح گرداند و به آغوش ملت باز گردد وگرنه راهی که در پیش گرفته بیراهه بوده و بدور از شان و فرهنگ مردم بزرگ ایران است و مردم برخورد خواهند کرد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۸ ۱:۴۴ ب.ظ  

  • شب چراغ

    خواست واحد و مشترک تمامی سبزها ( بدون اختلاف و با هر دیدگاه ) در چهارچوب قانون
    فریاد ما در ۲۲ بهمن ۸۸ :
    “تلویزیون رسمی سبز ایران ”
    ( آنچه همه با هم بخواهند میسر تر است تا همهِ ی آنچه را که برای خود بخواهند )

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۹ ۱:۲۵ ق.ظ  

  • اامین

    یا حسین میر حسین

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۲:۴۴ ب.ظ  

  • اسدالله شایسته

    اصول گرایان مدعی هستند که آقایان هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی و مهدی کروبی سران فتنه هستند. از طرف دیگر اصول گرایان مدعی هستند که فتنه اخیر توسط کشورهای بیگانه به راه انداخته شده است. و نهایتا می توان نتیجه گرفت که آقایان ذکر شده مهره های بیگانگان هستند. حتی آقای احمدی نژاد در مناظره ها مدعی شد که هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری فساد اقتصادی دارند. ادعایی که بعد ها توسط طرفداران احمدی نژاد بارها و کرارا تکرار شد.
    بیایید بیطرفانه و به عنوان یک ناظر بیرونی که هیچ منفعتی در برد و باخت دو طرف ندارد قضیه را بررسی کنیم و ببینیم که چه نتیجه ای حاصل می شود.
    اول بیایید این نکته را که آقایان کروبی و موسوی و خاتمی عامل بیگانگان برای فتنه هستند را صادق فرض کنیم. در این صورت سوالی که مطرح می شود این است که این آقایان چه موقع خائن شدند؟
    حالت اول: آنها قبل از انقلاب خائن بودند. در این صورت باید بپذیریم که انقلاب اسلامی توسط دست نشاندگان بیگانه به پیروزی رسیده است و جمهوری اسلامی حاصل برنامه بیگانگان است.
    حالت دوم: بعد از انقلاب و در زمانی که متصدی مدیریت های کلان بودند خائن و عوامل بیگانگان بوده اند. در این صورت باید بپذیریم که تایید های مکرر امام خمینی و همراهی های آقای خامنه ای با این اشخاص به علت ساده بودن آن ها و نشناختن باطن اصلی خائنین بوده است. ( یادمان باشد که یکی از دلایل برکناری آقای منتظری از مقام رهبری سادگی او و نشناختن نفوذی هایی چون مهدی هاشمی عنوان شد.) که در این صورت رای به بی لیاقتی سیاسی خمینی و خامنه ای داده ایم. شاید بگوییم که آن ها می دانستند اما چاره ای نداشتند. در این صورت باید رای به ترس و عدم شجاعت در بیان حقایق که به معنی عدم صلاحیت ولایت فقیه است بدهیم.
    حالت سوم: آقایان ذکر شده بعد از اتمام تصدی مسئولیت شان و در این چند سال اخیر از راه انقلاب منحرف شده اند. در این صورت دو سوال اساسی باید پاسخ داده شود: ۱- اگر این طور باشد پس ادعاهای احمدی نژاد و برخی تندرو های اصولگرا مبنی بر زیر سوال بردن همه دوران ریاست جمهوری و نخست وزیری قبل از احمدی نژاد باطل است. ۲- سوال مهمتر و اشکال اصلی این است که سیستم جمهوری اسلامی ایران که در راس آن آقای خامنه ای قرار دارد دارای چگونه عملکردی است که افراد انقلابی را تحویل می گیرد و پس از واگذاری یک دوره مسئولیت های کلان آن ها را به خائنان و فتنه انگیزان تبدیل می کند؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۷:۰۹ ب.ظ