hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

نامه ای برای تاجزاده

چکیده : چرا در مملکتی که با همه کاستی ها اما سرافراز با یاد ونام امام دربرابر قدرت های استعمارگر ایستاده بود و می خواست با مدل بومی حکومتیش در دنیا نمونه باشد و همیشه پیرو آزادی و عدالت، این روزها افراد که هیچ، افکار را هم به جرم ابراز وجود دربند کرده تازه آن هم با نام دینی که شهره عطوفت و رحمانیت است.بعضی از این روزهای هفت ماه ناامید و خسته از بی مروتی ها به این فکر می کردم مگر دنیای سیاست چقدر ارزش دارد؟ تا چه زمانی در شرایط سیاسی نابرابر این چنینی می شود مقاومت کرد؟و....


کلمه:حنظله هدایتی، از اعضای جوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نامه ای خطاب به مصطفی تاجزاده، عضو ارشد این تشکل سیاسی نوشته است: چرا در مملکتی که با همه کاستی ها اما سرافراز با یاد ونام امام دربرابر قدرت های استعمارگر ایستاده بود این روزها افراد که هیچ، افکار را هم به جرم ابراز وجود دربند کرده تازه آن هم با نام دینی که شهره عطوفت و رحمانیت است؟

به گزارش نوروز، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

هفت ماه گذشت…

چقدر زود دیر می شود…

برادر این دل نوشته نیست، عین منطق است. انگار همین دیروز بود که با خنده هایت می خندیدم؛ خلاصه، بی دروغ و کلک دلتنگت شده ام این روزها و نمیدانم چه کار باید بکنم که ببینمت…

هفت ماه گذشت…

بعضی از این روزها یک عمر می گذرد، شاید اگر بودی قابل تحمل تر بود! هنوز هم که هنوز است گیجم که چرا این طور شد. قدیم ترها وقتی کیهان و برادرانش تهمت می زدند و شما جوابشان را می دادی خوشحال بودم که در کشوری زندگی میکنم که حداقل، حداقل ها در آن رعایت می شود، اما حالا هنوزدر حیرتم .

یاد آن روزی افتادم که در تالار ۱۷ شهریور دانشگاه تربیت معلم بادامچیان می گفت: “همین که آقای تاج زاده دراین جا صحبت می کند نشانه آزادی است”

اما راستی چرا این طور شد؟

چرا در مملکتی که با همه کاستی ها اما سرافراز با یاد ونام امام دربرابر قدرت های استعمارگر ایستاده بود و می خواست با مدل بومی حکومتیش در دنیا نمونه باشد و همیشه پیرو آزادی و عدالت، این روزها افراد که هیچ، افکار را هم به جرم ابراز وجود دربند کرده تازه آن هم با نام دینی که شهره عطوفت و رحمانیت است.

هنوز هم که هنوز است برادر جان دوست دارم این هفت ماه خواب باشد، دوست دارم به روز قبل از انتخابات برگردم و دوباره صورت همیشه خندانت را ببینم شاید بشود فکر دیگری کرد برای کشورمان!

بعضی از این روزهای هفت ماه ناامید و خسته از بی مروتی ها به این فکر می کردم مگر دنیای سیاست چقدر ارزش دارد؟ تا چه زمانی در شرایط سیاسی نابرابر این چنینی می شود مقاومت کرد؟و….

اما وقتی به یاد تو می افتادم و صحبت هایت انگار دوباره جان می گرفتم…

برادر تو اکنون پشت میله های زندانی و من در زندان نا امیدی این روزها را سپری می کنم نه نا امید به سرنوشت خودم و تو! این بار نا امید از سرنوشت جمهوری اسلامی ام!

جمهوری اسلامی … چه زیبا… انگار این دو واژه را از ازل برای هم ساخته اند…

جمهوریت…مردم…دموکراسی… آزادی…

اسلامیت…خدا…اخلاق… رحمانیت…

سوال های نسل من زیادند، برادر!

جمهوری اسلامی واقعی کجاست؟ جمهوریت کجاست؟ اسلامیت کجاست؟ کجاست یاد و نام آن امام خوبی ها؟ کجاست آرزوهای مردم؟ کجاست میزان رای ملت است؟ کجاست حق نسل من؟ کجاست اعتدال؟ کجاست وحدت؟ دشمن کیست؟ فتنه چیست؟ و…

برادر دلم لک زده برای آن جواب های پر امیدت…

منتظر جواب هایت می مانم و می دانم که باز هم” اسلام را تقویت می کنی”

برادر کوچکت

  • ناشناس

    آخه اون خنده ها به خاطر این بود که فکر میکردند کار را تمام میکنند و بر جریگه قدرت تکیه میزنند. خوب چی فکر میکردند چی شد؟ضمنا آن امامی که شما از او دم میزنید که درود و رحمت خدا بر او باد در مقابل کسانی که احساس میکرد علیه این نظام تصمیم به اقدام دارند اصلا رحم و مروت نداشت و خون آنها را نیز مباح میدانست. اگر شما در آنروز کودکی نبودی مطمئنا موضعگیریهایی غیر از این صحبت ها علیه او داشتی که او بود که برای حفظ انقلاب و اسلام مانعی در اعدام جمعی منافقین و مزدورانی که قصد کودتا داشتند را نمیدید.کسانی که علیه لایحه قصاص قصد تظاهرات داشتند را مرتد خواند که خون مرتد در اسلام مباح است. پس دست از این نفاق بردارید و از آن سفرکرده جهت مقاصدتان مایه نگذارید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۱۰:۳۰ ق.ظ  

  • خط سبز

    نوشته ی زیبایی بود
    به خصوص این قسمت:

    جمهوریت…مردم…دموکراسی… آزادی…

    اسلامیت…خدا…اخلاق… رحمانیت…

    سوال های نسل من زیادند، برادر!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۱۱:۳۰ ق.ظ  

  • اسماعیل

    بزرگ مردیست تاج زاده .
    امیدوارم او و همه زندانیان سیاسی هر چه زودتر آزاد بشن .

    آقای ناشناس زمان چهره ی واقعی همه رو اشکار می کنه ، عجله نکن .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۲:۴۱ ب.ظ  

  • عباس

    سلام
    نامه ای پرمغز بود که دل پیروان حقیقی امام را به یاد آن مدافع جمهوریت-آقای تاجزاده- انداخته و این داغ را تازه کرد.ما که آزاد هستیم با زنده نگهداشتن خط امام و یاران با وفای ایشان اجازه نمیدهیم عده ای افراطی؛ افکار تند “”القاعده”" گونه خود را بر خط امام تحمیل کنند.
    ناشناس عزیز :از کی تابحال ایران امام مانند میرحسین، خاتمی، کروبی وهاشمی مرتد ومنافق شده اند که شما دم از اعدام آنها میزنید؟!با این تندرویهایتان از امام راحل تنها چهره خشنی میسازید که امام سعی کرد با سرنگونی شاه آن را از چهره حاکمیت ایران دور کند ولطافت ورحمت اسلام را جایگزین آن نماید.شما هم اگر ذره ای به امام عنایت داشتید از تندروهای هتاک،ابراز برائت می کردید.البته مردم خداجوی با مقاومت جانانه خود در این چندماه رویای تندروهارا برای مقابله باخط امام را سخت برآشفتند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۷ ۴:۰۶ ب.ظ  

  • ناشناس

    تاج زاده نظیرمعلم کبیرانقلاب حسرت یک آه رابدل شکنجه گران گذاشته است وحکومت راباگره زدن محاکمه خودباشیخ متقلب … دریک بن بست گذاشته است درودخدابراین مردوپایداریش باد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۹:۴۳ ب.ظ  

  • ناشناس

    تاج زاده عزیز
    تو استبداد را از رو بردی
    تو استبداد رو هم خسته کردی
    درود بر تو که هنوز هستی و مثل …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۹:۱۴ ب.ظ  

  • روزی در تالار دانشکده داروسازی تهران مهمان او بودیم…
    دختری که از طرفداران احمدی نژاد بود،بلند شد و با صدای بلند سخنانش را قطع کرد… و ما را عصبانی…
    سکوت کرد و بعد بدون اینکه خم به ابرو بیاورد پاسخش را داد…اما وقتی در مقابل ان بی احترامی برای او لفظ دخترم را به کار برد، دلم لرزید…

    “انسانهای بزرگ هر کجا باشند هیچگاه فراموش نخواهند شد!”

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۱۲ ۹:۲۱ ب.ظ