تقلب مهمتر است یا خروج نظام از بیطرفی؟
چکیده :بحث تقلب عمدتاً ماهیتی حقوقی مبتنی بر آمار و ریاضیات دارد و مبتنی بر واقعیت است، اما در علوم اجتماعی بر فهم افراد از واقعیت تمرکز میشود، به عبارتی دیگر ممکن است در انتخابات گذشته واقعاً تقلب رخداده باشد، اما فضای افکارعمومی و ذهنیت کلی جامعه انتخابات را سالم ارزیابی کند و یا برعکس در انتخابات اخیر تقلب رخ نداده باشد، اما از نگاه جامعه یا دستکم بخشی از جامعه وقوع تقلب محرز باشد. بنابراین دو موضوع اصل وجود تقلب و فضای ذهنی جامعه نسبت به انجام شدن تقلب، دو موضوع مستقل هرچند مرتبط...
کلمه:فواد صادقی طی یادداشتی در سایت آینده نوشته است:آغاز مناظرات تلویزیونی پس از گذشت هفت ماه از انتخابات، اگرچه در فضای بسته و سنگین حاکم بر رسانههای کشور گامی مثبت و روبه جلو تلقی میشود اما به نظر میرسد، با توجه به گذشت سه هفته از پخش این برنامه، اگر «روبه فردا» از مباحث پاستوریزه و سطحی عبور نکند و به ریشهیابی واقعبینانه از حوادث پس از انتخابات نرسد، قادر نخواهد بود چشمانداز مناسبی از آینده و راهکارهای برونرفت از وضعیت بهبود ارائه کند.
قطعاً با سادهانگاری در تحلیل مسایل و مرتبط کردن همه مسایل رخداده طی هفت ماهه گذشته یا چند بیانیه و مصاحبه کاندیدای معترض اگرچه ممکن است راه همواری برای کیفرخواست نویسی و ایجاد جو اعراب برای معترضان هموار شود، اما قطعاً مسیر تحلیل ریشههای اعتراضات ماههای اخیر را نخواهد گشود.
در فرضیه حاکم بر فضای ذهنی مسئولان جامعه، ریشه اصلی حوادث پس از انتخابات و اعتراضات و ناآرامیهای گسترده پس از آن، ناشی از مصاحبه مهندس موسوی در نیمه شب ۲۲ خرداد و ۱۷ بیانیه اوست، پس باید در صورتی که وی سکوت میکرد، هیچ اتفاقی در جامعه رخ نمیداد و شرایط همانند گذشته ادامه پیدا میکرد.
این فرضیه با پرسشها و چالشهای متعددی مواجه است، از جمله اینکه اگر عامل اصلی حوادث، موضع کاندیدای معترض است، پس چرا در دوره قبل انتخابات و با وجود اینکه اختلاف رأی مهدی کروبی با محمود احمدینژاد حدود نیم میلیون رأی یعنی یک بیستم اختلاف فعلی موسوی – احمدینژاد بود و کروبی با قاطعیت و حرارت بیشتری مدعی تقلب شده بود و به دلیل استقرار دولت اصلاحطلبان فضای آزادتری برای اعتراض مدنی و مطبوعاتی وجود داشت، حتی چند نفر نیز حاضر به اعتراض خیابانی به نتیجه انتخابات نشدند.
در دوره دوم انتخابات نیز با وجود فاصله رأی ۷ میلیونی هاشمی و احمدینژاد و اعتقاد هاشمی به تقلب گسترده، باز هم واکنشی در میان جامعه دیده نشد و اگرچه بسیاری اطلاعیه هاشمی و دعوت به آرامش وی را در این میان مؤثر میدانند، اما باز عدم اعتقاد افکار عمومی به تقلب سرنوشتساز، علت اصلی عدم التهاب فضای کشور پس از انتخابات بود.
در دوره فعلی نیز اگر ریشه اصلی اعتراضات، ادعای تقلب موسوی بود، باید مشابه دورههای قبل التهابات کمی رخ میداد، چرا که آرای اعلام شده موسوی تنها ۳۰ درصد بیشتر از هاشمی بود. بنابراین نباید در حجم اعتراضات تفاوت چشمگیری دیده میشد.
قبل از ورود به بحث، ذکر این نکته نیز ضروری است که موضوع این نوشتار درباره رخدادن تقلب یا عدم تقلب در انتخابات نیست؛ بلکه به ذهنیت افکارعمومی در اینباره میپردازد.
بحث تقلب عمدتاً ماهیتی حقوقی مبتنی بر آمار و ریاضیات دارد و مبتنی بر واقعیت است، اما در علوم اجتماعی بر فهم افراد از واقعیت تمرکز میشود، به عبارتی دیگر ممکن است در انتخابات گذشته واقعاً تقلب رخداده باشد، اما فضای افکارعمومی و ذهنیت کلی جامعه انتخابات را سالم ارزیابی کند و یا برعکس در انتخابات اخیر تقلب رخ نداده باشد، اما از نگاه جامعه یا دستکم بخشی از جامعه وقوع تقلب محرز باشد. بنابراین دو موضوع اصل وجود تقلب و فضای ذهنی جامعه نسبت به انجام شدن تقلب، دو موضوع مستقل هرچند مرتبط میباشند.
اکنون زمان طرح پرسش اصلی فرا رسیده است که چرا بخشهایی از افکار عمومی آمادگی کاملی برای پذیرش فرضیه رخدادن تقلب در انتخابات را داشت؟ و به محض طرح این موضوع، به صورت گسترده آنرا پذیرا شد و سپس با حضور در اجتماعات گسترده و پراکنده از چند صد نفره تا میلیونی طی هفت ماهه گذشته و با وجود هزینههای سنگینی چون احتمال کشتهشدن در خیابان تا دستگیری و اعدام و حبسهای طولانیمدت و دستکم هتک حیثیت و از دست دادن جایگاه شخصی و تحصیلی، این اعتراضات را پی گرفت؟
در پاسخ باید گفت به نظر میرسد ریشه اصلی اعتراضات پس از انتخابات را باید در احساس عدم بیطرفی نظام در رقابت دانست.
اینکه بخش گسترده ای از افکارعمومی احساس کند که برنده شدن یک طرف رقابت انتخاباتی مطلوب نظام است، پدیده بی سابقهای نیست، در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۱۳۷۶ نیز احساس مشابهی در جامعه وجود داشت. اما سه عامل سخنان متفاوت رهبر انقلاب، دو روز قبل از دوم خرداد، بیطرفی رییس جمهور وقت در انتخابات و نتایج انتخابات که به سود کاندیدای رقیب مورد حمایت نظام اعلام شد، موجب گردید تا هم مشارکت بالا در انتخابات شکل گیرد و هم این مشارکت به مسیر صحیح تعامل با نظام منجر شود.
در شرایط فعلی نیز این واقعیت را که اکثر قریب به اتفاق ایرانیان در انتخابات ریاستجمهوری تصویر بیطرفانهای از موضع نظام در انتخابات نداشتند و عملاً احساس میکردند جریان اصلی حاکمیت تمایل محسوسی به پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات دارد، قابل انکار نیست.
البته این تصور فراتر از حامیان موسوی و دو رقیب دیگر احمدینژاد بود و حتی بخش عمده هواداران احمدینژاد نیز این احساس را داشتند که پیروزی احمدینژاد گزینه مطلوب نظام جمهوری است و بسیاری از آنان بر اساس همین احساس و ذهنیت و با وجود انتقادات شدیدی که به عملکرد احمدینژاد و نزدیکان او داشتند، به حمایت سرسختانه از وی در انتخابات پرداختند.
طبیعی بود که این فضای ملتهب همچون انبار باروتی آماده انفجار است و اعلام زودهنگام نتایج انتخابات که تعداد آرا را ۳۹ میلیون و رأی محمود احمدینژاد را ۲۴ میلیون اعلام کرد، نقش جرقه را برای مشتعل کردن این انبار ایفا کرد.
در دیدار نمایندگان ستادهای انتخاباتی با رهبرانقلاب در ۲۶ خرداد نیز موضوع عدم احساس بیطرفی افکار عمومی از موضع نظام توسط رییس ستاد انتخاباتی دکتر محسن رضایی که تصادفا خود از اعضای دفتر رهبر انقلاب و معتمد ایشان می باشد مطرح گردید و دکتر دانش جعفری با اشاره به سخنرانی رهبر انقلاب در کردستان اظهار کرد که تصور عمومی از این سخنان، گرایش رهبری به سوی آقای احمدی نژاد بود که رهبرانقلاب با اشاره به سخنان خود در مشهد تاکید کردند: این تصور نادرست است و ایشان در انتخابات بیطرف بودند.
اما همان گونه که اشاره شد، در یک پدیده اجتماعی مهمتر از واقعیت، تصور عمومی از واقعیت است و اگر به هر دلیلی از جمله سوء استفاده برخی دستگاهها و نهاد ها از اعتبار و نفوذ رهبر انقلاب برای افزایش آرای یک کاندیدا و عدم روشنگری بهموقع، این تصور عمومی در جامعه بوجود آید که نظر نظام و رهبری حمایت از یک کاندیدای خاص بوده است و باید به جای نادیده گرفتن آن به اصلاح این تصور از روشهای کارآمد، نه صرفا دستوری یا دفعی اقدام کرد.
اکنون دوطرف منازعه تمام تمرکز خود را بر موضوع تقلب یا عدم تقلب معطوف کردهاند. از یکسو کاندیداهای معترض هم آراء بیسابقه ۴۰ میلیونی را مشکوک و قابل مناقشه میدانند و مدعی هستند چند میلیون رأی بدون وجود رأی دهنده وجود دارد و چند میلیون رأی نیز جابجا شده است، یعنی دستکم مدعی تقلب ۶ میلیون در انتخابات هستند که سرنوشت آن را تغییر میداده و به دور دوم میبرده یا در روز نخست موجب پیروزی موسوی میشده است.
و از سوی دیگر مدافعان صحت انتخابات نیز با ذکر ادلهای نظیر عدم امکان تقلب سازماندهی شده با این ابعاد، وجود صدها ناظر و مجری انتخابات و عدم ارائه مدرک و سند از سوی معترضان بر صحت و سلامت انتخابات تأکید دارند.
اما به نظر میرسد فارغ از بحث وجود یا عدم تقلب، که در جای خود اهمیت دارد، مسأله ذهنیت جامعه از بیطرفی نظام در انتخابات اهمیتی فراتر دارد، و این ذهنیت نیز یک شبه و با یک مصاحبه و بیانیه قابل تزریق به جامعه نیست. بلکه بر اساس عملکرد درازمدت و مشاهده رفتار مسئولان متفاوت و متعدد پدید میآید.
بنابراین باید پذیرفت یکی از نتایج القای عدم بیطرفی نظام قبل از انتخابات که برای جذب رأی قشر متدین، سنتی و مدافع نظام به سوی محمود احمدینژاد و با وجود برخی نکات مناقشه برانگیز در وی و نزدیکانش برای این طیف، آبستن التهابات بعدی در جامعه بود و اکنون نیز تنها مسیر بازگشت به آرامش و شرایط طبیعی کشور، بازسازی بیطرفی نظام در افکار عمومی است که اولین مقدمه آن برخورد قانونی و عادلانه با متخلفین و مرتکبین جرم و مجازات مقصران در هر لباس و جایگاهی فارغ از نزدیکی موضع سیاسی آنان به معترضین یا حامیان دولت میباشد.
بنابراین انتظار از «روبه فردا» که روزنهای برای عبور از گذشته صداوسیما میباشد، این است که با افزایش عمق تحلیل و کاهش خودسانسوری فضا را برای عبور جامعه از شرایط ملتهب کنونی فراهم کند.















۱۹ دیدگاه
مسلما خروج از بیطرفی مهم تر است اما باید دید سیاستهای نظام بر چه استوار است مطمئنا سیاستهای صدا وسیمای ما خارج از سیاستهای نظام ما نیست
اقای موسوی از شما بعید است فراموش کنید که رایی دز دیده شده است.اگر ریشه مشکلات را جستجو کنید همان تلاش برای خشکاندن جوانه سبز دلهای میلیونها جوان ونپذیرفتن تقلب وسیع وگسترده بود انشاالله خدا تمام متقلبین را رسوا می کند
آقای فواد صادقی! ممنونم از شما که چنین زیبا و با ارائه ی دلایل منطقی این مقاله ی خواندنی را قلم زدید… درود بر شما
باید پرسید آیا حاکمیت پذیرفته است که هدف وسیله را توجیه می کند یا خیر.
به نظر من بخشی از حاکمیت برای حفظ نظام هر کاری را مجاز می داند.به او گفته اند که حفظ نظام از اوجب واجبات است و این عده گمان می کنند برای حفظ نظام هرکاری مجاز است.
این عده اگر باور کنند که روی کار آمدن مهندس موسوی مساوی با پایمال شدن خون شهیدان است ، آنوقت به خود اجازه می دهند که کاری کنند که مهندس رییس جمهور نشود و اگر شده رأی مردم را عوض کنند.
ایشان مانند مسلم ابن عقیل نیستند که در خانه هانی پنهان شد و هانی عبیدالله ابن زیاد را دعوت کرد و به مسلم ابن عقیل گفت در یک وقت مناسب بیرون آی و او را به قتل برسان و این مسلم بود که نتوانست این کار را بکند.هانی معتقد بود که با ترور حاکم کوفه مردم به سوی او روی خواهند آورد و حسین ابن علی هم به حکومت خواهد رسید و می تواند یزید را سرنگون کند.
مسلم آموخته سیره پیامبر و اهل بیت این کار را نکرد ولی ما می بینیم که عده از حاکمیت بدتر از این را انجام می دهند به عنوان مثال قتل فروهر و همسرش از این دست محاسبات بود.
به نظر من حاکمیتی که به خود اجازه میدهد به مردم بی دفاع حمله ور شود و آنان را مورد ضرب و شتم قراردهد بعید نیست که رأی مردم را هم عوض کند.
بعید نیست که دکتر علیمحمدی را ….
بعید نیست ….هم بسازد.
بعید نیست … را هم به ناأمنی بکشاند.
هیچ چیز بعید نیست.
ضرب و شتم مردم کار حرام لقمه است و حرام لقمه هر کاری را می کند.
حاضر است دست به هر کاری بزند و آنقدر شیطان این کارها را نزد او زیبا جلوه می دهد که قربه الی الله این کار ها را انجام می دهد.
ای وای از حرام لقمگی .
به نظرم میرسد راه برون رفت از این وضعیت بصیرت پیدا کردن این حرام لقمه هاست
خداوند به مهندس موسوی توان مقاومت در برابر ضرب و شتم کنندگان مردم بی سلاح را عطا کند.
استدلال صورت گرفته بسیار کارگشا و جهت دهنده است و طبعا….. نشانه خواهد رفت.
قطعا نظام دنبال راه در رو از این مسائل بوجود امده است و راهی بهتر از این که نشان دهد دیدید ما هم بی طرفیم.و از هر دو جناح دعوت می کنیم که مناطره کنند.و بهد القا می کنند که تمام اخبار درست و صحیح می باشد.
ضمن احترام به تحلیل نویسنده باید بگم که با نظر کاربر عزیز “توانا” موافق ترم:”حرام لقمه هر کاری را می کند”
نظام وظیفه داشت برای اقناع افکار عمومی و اثبات صحت انتخابات هر کاری که می تونه انجام بده اما آقایون تنها حرفشون اینه: در نظام جمهوری اسلامی تقلب غیر ممکن است…جابه جایی ۱۱ میلیون محال است…!!!!!!!!
با سلام و امید پیروزی
قبل از انتشار در بخش نظرات اگر صلاح می دانید در بخشی مجزا با عنوان یک “تحلیل ساده از انتخابات ” بصورت جداگانه در سایت مرقوم بفرمایید.
پیروز باشید.
نکته ای که به نظر میرسد در تحلیل های پس از انتخابات مغفول مانده و برای بسیاری در هاله ای از ابهام است میزان رای مردم بوده است.
چند نگاه در مورد انتخابات ۲۲ خرداد وجود دارد.
۱- عده ای معتقدند در انتخابات مطلقا تقلب صورت گرفته و احمدی نژاد ۲۴ میلیون رای دروغی بدست آورده است.
۲- برخی از رای دهندگان و تحلیل گران معتقدند رای شماری درست انجام شده و موسوی همان ۱۳ میلیون رای را جمع کرده ولی بایستی در یک کشور دموکراتیک علاوه بر رای ۲۴ میلیونی ، جایگاهی برای آن ۱۳ میلیون نیز قایل شد تا کار به اینگونه آشوب ها نرسد.
۳- عده ای نیز معتقدند که شمارش آرا کاملا بدرستی انجام شده و عده ای که به خیابان می آیند مشتی آشوب گر تحریک شده ی رسانه های بیگانه هستند.
روی سخن این نوشتار بیشتر با گروه اول و دوم است.
گروه اول: بخاطر این که نکته ذکر شده در این نوشتار را در استدلالهای طرح شده برای تقلب در انتخابات تا کنون مغفول دیده ام
و گروه دوم: بخاطر اینکه شاید بتوانند تحلیل روشن تری از اوضاع اجتماعی ایران را فرا روی خود ببینند.
مدعیان بدست آوردن رای ۲۴ میلیونی ملت، شاید اگر به این سوال پاسخ دهند بسیاری از این باصطلاح آشوب ها و نا آرامیها آرام گیرد و مردم معترض را قانع کند.
در ۲ خرداد ۷۶ حکومت هزینه های بسیار بالایی را برای به کرسی نشاندن کاندیدای مورد نظر خود انجام داد ، هزینه های مالی ، تبلیغاتی ، استفاده از چهره ها خصوصا چهره های دینی و مذهبی ، ضد تبلیغ علیه کاندیدای اصلاح طلبان و شخص آقای خاتمی ، نسبت های ناروایی از جمله لیبرال ، منافق ، ضد انقلاب و… که بیش از این که متوجه آقای خاتمی باشد ناخواسته پیکان اتهام را به سمت شواری نگهبانی سوق می داد که اینچنین شخصیتی را تایید صلاحیت کرده است.
با تمام تلاش های صورت گرفته آقای خاتمی گوی سبقت را ربود و با یک رکورد شکنی تاریخی رای ۲۰ میلیونی ملت را از آن خود کرد رایی که در مقابل ۷ میلیون رای رقیب اصلی انتخاباتی ندای یک ملت را نوید می داد.
در طول دوره ۴ ساله اول جناب خاتمی با تمام فراز و نشیب های بوجود آمده و تخریب ها و کارشکنی ها دولت به پایان راه خود نزدیک شد.
در این دوره ۴ ساله تمامیت طلبان اینگونه القا نمودند که رای بالای خاتمی بخاطر عواملی غیر از شعار و تفکرات اساسی بود که خاتمی می داد( فضای باز سیاسی، حقوق شهروندی و نهادینه شدن مردم سالاری دینی …) و سعی داشتند بیشتر هیجانات لحظه ای و زود گذر جوانان، عدم درک درست مردم از شعار های خاتمی و حتی سید بودن او را جزو عوامل پیروزی او در دور اول مطرح نمایند.(گویی برای پیروزی خود راهی جز تخریب رقیب نمی شناسند.)
مطرح کردن صحبت هایی در سطح جامعه و صدا و سیما مبنی بر این که مردم گرفتار معیشت و اقتصاد هستند و به سیاست کاری ندارند ملعبه ای بود که دولت را تحت فشار قرار دهند که شعار های اصلاح طلبی، مشتی شعار پوچ و توخالی است و فایده به حال ملک و ملت ندارد. غافل از این که ملت با آگاهی تمام انتخاب کرده بود و پای انتخاب خود ایستادگی کرد.
این آگاهی و ایستادگی را به خوبی و در دور دوم انتخاب آقای خاتمی، با رایی بیش از دور اول، تمام جهان به نظاره نشست.
حتی با وجود تکثر کاندیدا ها در دور هشتم به تعداد ۸ یا ۱۰ نفر (که در ۲ دهه اخیر بی سابقه بود) و امید به شکسته شدن رای خاتمی، باز هم تمامیت خواهان طرفی بر نبستند و خاتمی با رای ۲۲ میلیونی خود نشان داد که ملت ایران خواهان اندیشه و اندیشه پروری و آزادی است، تا جمع آوری اعانات برای مردم.
دور نهم انتخابات ریاست جمهوری و با شائبه ی تقلب بسیار و بعلت بی مهره بودن اصلاح طلبان در این دور ( که یکی از عمده اشکالات اساسی این دور بود و ظرفیت نگارش مقاله ای مجزا دارد) و عدم حضور چشمگیر مردم در انتخابات، احمدی نژاد بعد از دور دوم و با تمام تلاش خود رایی نزدیک به ۱۶ میلیون را از آن خود کرد.(فرضیه تقلب در دور نهم را به کلی فراموش می کنیم و فرض را بر این میگذاریم که این جناب بدون حتی یک برگ تقلب به این رای رسید)
تمام این مقدمه طولانی برای مطرح کردن چند پرسش اجمالی و یک پرسش اساسی است.
آقای احمدی نژاد در مدت این ۴ سال وضعیت اقتصادی مملکت را با نفت بالای صد دلار به کجا بردند؟
وضعیت سیاسی و روابط خارجی را به کجا کشانده اند؟
تورم چه وضعیتی دارد؟ (البته خارج از نمودار های رنگی)
تولید در چه وضعی است؟
مهاجرت نخبگان در چه وضعیتی است؟
و بسیاری از مشکلاتی که هنوز جزو سوالات اجمالی است و سوال اساسی اینجاست
آقای احمدی نژاد در این ۴ سال چه کار شاق و مهمی انجام داده اند که :
۱- ۲۲ میلیون طرفدار تفکر خاتمی + ۲ میلیون دیگر جمع شدند و به او رای دادند؟ چه قرابتی بین تفکر او و خاتمی است؟
۲- چه تحول سازنده و امیدوار کننده ای در هر یک از زمینه های اجتماعی بوجود آوردند، که باعث جذب ۴۰ میلیون رای دهنده (نزدیک ۸۳ درصد رای دهندگان که در تاریخ انقلاب بی سابقه است.) پای صندوق های رای شده اند؟
جواب قانع کننده به این ۲ سوال، من و به گمانم بسیاری را قانع خواهد کرد. تا بفهمیم این ۲۴ میلیون چه کسانی بودند که نه یکبار بلکه دوبار به خاتمی رای قاطع می دهند و به ناگاه و بی هیچ علت معلومی تغییر عقیده داده و به تفکری ۱۸۰ درجه مخالف او رای می دهند. جذابیت موضوع این جاست که این تفاوت ۱۸۰ درجه ای باعث افول مملکت در تمامی عرصه ها شده و این ۲۴ میلیون نفر قدرت تشخیص امر بدین سادگی را هم ندارند؟ یعنی از جمعیتی که به ندای آزادی سیاسی ، احترام به حقوق شهروندی ، مردمسالاری دینی رای قاطع داده اند ، به ناگاه بعد از تحمل ۲۵ درصد تورم اقتصادی و انزوای سیاسی به شعار پول نفت بر سر سفره تان می آوریم و بعد انکار می کنیم رای دادند؟
به شما که نمی شود چیزی گفت!!
پس به خودمان بگوییم!
“عجب آدم های عجیب و غریبی هستیم و خودمان هم خبر نداریم!!!”
والسلام علی عبادالله الصالحین
سلام-پرسش من این است که چرا دراین نظام تقلب محال است، دست کم دراین انتخابات وزارت کشور متعلق به یکی ازکاندیداها بود و این که به طورطبیعی درصدد جلب انتفاع برای خویش است ،پس بنابراین عقلا تقلب ازجانب وزارت کشورمحال نبود،پس عقل حکم می کرددست کم تا زمانی که به شکایت ها رسیدگی نشده پیروزی احمدی نژاد تبریک گفته نمی شد.ازطرف دیگرشورای نگهبان نیزبه عنوان حکم تمایل خودرابه احمدی نژاداعلام کرده بود وازاین جهت هم عقلا جانبداری ازاو درماجرای شکایت ها محال نبود.این دوموردهمان چیزهایی بود که مردم را به نتیجه مشکوک می کرد ولو آن که دردست سند آن چنانی نداشتند.این ظن آنگاه به یقین تبدیل شد که درخطبه های نمازجمعه ۲۹خرداد به صراحت گفته شد که اندیشه احمدی نژادبه رهبری نزدیک تراست .ولو آن که رهبری ازاین کلام چیزدیگری را اراده کرده بودند ، اما درآن فضای پرازتردید وگمانه زنی چیزدیگری را به ذهن متبادرمی کرد.بنابراین حیرت نکنیم که چرا جامعه چنین به آشوب کشیده شد.تاریخ ایران نشان می دهد که این مردم گرسنگی وفقررا تاب می آورند اما توهین وتحقیررا برنمی تابند، اگر غیرازاین بود درسال ۵۷ ودراوج رفاه برعلیه رژیم شاه نمی شوریدند.هنوزهم دیرنشده به مردم احترام بگذاریم وازآنها دلجویی کنیم اوضاع آرام می شود خواهش می کنم که این حرف ها بدون سانسورچاپ کنید.چون متاسفانه علیرغم اینکه بنده رعایت شرایط را میکنم اما درچندنوبت دوستان کلمه متن را قیچی کرده اند.فردای حاکم شدن چه خواهید کرد؟
تحلیل نسبتا خوبی ارائه داده اید. حاکمیت بجای اینکه حوادث پس از انتخابات را از دیدگاه جامعه شناختی تحلیل نماید، بیشتر از دید ریاضیات به آن نگاه کرده و می کند. بدین معنی که بجای در نظر گرفتن و تحلیل مواردی نظیر ذهنیت مردم بطور اعم و معترضین بطور اخص، سیر انباشت مطالبات در سالیان اخیر و .. ، بیشتر به ارائه مدرک و سند برای تقلب، تعداد صفرهای سمت راست جمعیت معترضین و موارد اینچنینی پرداخته است.
یک نکته باریک تر از مو که کمتر بدان توجه شده است، اینست که حامیان دولت و مقامات بلندپایه پس از انتخابات مکرر در مکرر تقلب و جابجایی ۱۱ میلیون رای را غیر ممکن دانسته اند. حتی آقای ابطحی هم در اعترافاتش (!) به این موضوع اشاره کرد. این در حالی است که اصلا اسراری بر جابجایی ۱۱ میلیون نیست چراکه در انتخابات اخیر جابجایی ۵ میلیون رای نیز تعیین کننده بوده و حداقل باعث برگزاری در دور دوم می شد.
در جواب به دوست عزیز “توانا” به نظرم ای وای از بی بصیرتی که سر منشا آن ادعا و خودبینی است
از دوستان عزیز خواهش می کنم به چیزی نپردازند که اون رو زشت می دونند، تمام اسلام در این جمله حضرت امیر (ع) است: آنچه برای خود نمی پسندی بر دیگران مپسند!
پس سزاوار است که خواهان آزادی بیان حتی برای مخالفین خود باشیم، و راه تبلیغ خود را شنیدن مخالف و مستدل جواب گفتن آن بدانیم، تا اینگونه راستی خود و نادرستی تفکر آنان را به دیگران بشناسیم
حرام لقمه خواندن جمیع مخالفین، یعنی پیروی از راه آنانی که مخالف راهشان هستیم و عمل، کردن به کاری که خلاف می انگاریم
دوست گرامیم “رضا”
گمان کنم منظور دوستمان “توانا” از صاحبان صفت”حرام لقمه” آن معدود افرادی هستند که بخاطر مال و مطامع دنیا به مردم حمله می کنند و از کشتن و آسیب زدن و هرگونه هتک حرمتی ابا ندارند؛ ایشان این جمله را آشکارا نوشته است. گرچه من هم موافقم که باز از ادبیات بهتری باید استفاده کرد ، اما یک موضوع را یادمان نرود و آن هم اینکه زیر بار ظلم ، حق گفتن و از حد اعتدال و انصاف خارج نشدن بسیار سخت است .
انشاءالله همه مان سعی کنیم اینگونه باشیم چون این روزها و این روزگاران می گذرد و آنچه برای ما می ماند اعمال ماست.
گاوان و گوساله های علف خوار توران زمین/ به از ادم های کله پوچ آن سرزمین
سلام آقای بی رنگ این جور حساب کردن رو کجا یاد گرفتی؟ اتفاقا این که احمدی نژاد چه کار کرد که در انتخابات رای های فله ای رو نصیب خودش کرد یکی از موارد اعتراض جنبش سبز یشمی خال خال پشمی هستش مگه نه؟
سوال بنیادین این است که این چه سیستمی است که به رییس جمهور اجازه می دهد مرم را گاوو گوسله بنامد؟ هیچوقت سوال های بنیادین را در گیر و دار سوال های دون تر فراموش نکنید. به اصطلاح حواستان را پرت نکنند. البته اگر به سوال گوساله ایمان دارد.
ای کاش دو دولت بعد از دولت هشتم کشور سر سبز ایران وجود نداشت آنگاه در جهان میتوانستیم ادعای راستی و حقانیت بکنیم