hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میرحسین موسوی همچنان اصول‌گرای اصلاح‌طلب...

میرحسین موسوی همچنان اصول‌گرای اصلاح‌طلب

چکیده : میرحسین موسوی که زیبایی رفتار دوگونه اصلاح‌طلبی سبز و نیز مصلحت‌بینی‌های درون حاکمیتی را در خود بازتاب داده بود ،درنهایت با هزینه بسیار پایین (به نسبت آنچه که جریان افراطی با پرداخت آن علاقمند به حذف صورت مسئله مزبور بود) حاکمیت جمهوری اسلامی را با ضرورت اصلاح‌طلبی مواجه ساخت، و با تمکین به منافع ملی موجبات تعامل حاکمیت و مردم را فراهم ساخت.


کلمه-وحید زارع:میرحسین موسوی درنهایت با صدور بیانیه هفدهم خود، آب سردی بر شعله فروزان بحران سیاسی جاری در کشور ریخت و با تعیین پنج شرط که به قول وی نیازی به توافق‌نامه و مذاکره و داد و ستد سیاسی ندارد، و می‌تواند از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی اجرایی شود، حسن نیت خود را در فیصله دادن به بزرگ‌ترین بحران سیاسی بعد از انقلاب که از سایه ویران‌گر و طاقت‌کش جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق به ایران سنگین‌تر می‌نمود به اثبات رسانید. جناح افراطی در کشور صدور این بیانیه را دیرهنگام و دارای غش توصیف نمود و همچنان با کوبیدن بر طبل خشونت خواستار محاکمه سران فتنه!؟ گردید.

تمام وزن مهم عملکرد میرحسین موسوی به عنوان همراهی‌کننده جنبش سبز، رفع ابهام از وجود یک بحران در کشور است، به طوری که در مقدمه بیانیه مزبور وزن تحلیلی این موضوع به شدت احساس می‌گردد که در کشور بحرانی وجود دارد. در سوی دیگر جنبش سبز که از آن به جریان اقتدارگرای افراطی اسم خواهیم برد، در طی ماه‌های پس از انتخابات ۲۲ خرداد، با رد وجود هرگونه بحران، جنبش شکل‌گرفته را پروژه برنامه‌ریزی شده و سازمان‌یافته از خارج تحلیل نمود، و درنهایت با موصوف ساختن آن به ا نقلاب مخملی، تمام سرمایه نظام را جهت قربانی نمودن جنبش سبز سوق داد. هرچند که به عنوان بخشی از واقعیت، این جنبش در بستری از کارکرد تهییج رسانه‌ای زاییده شد، ولی رویکرد پایه رسانه‌ای ساده‌سازی شده در ظهور این جنبش تحت تأثیر و اسارت فضای حاصل از انتخابات خود عاملی است که حتی سیاست‌مداران حرفه‌ای کشور را نیز به خطا انداخته است.

گستردگی این جنبش به گونه‌ای است که به لحاظ متدلوژیک، انگیزه‌ای عینی و ذهنی ظهور آن را باید در دوره طولانی‌مدت‌تر مورد بررسی قرا رداد. نگاه صرف رسانه‌ای به این جنبش باعث گردید که جریان اقتدار‌گر افراطی با ساده‌سازی تحلیلی آن، و خارجی اعلام کردن منشأ بوجود آمدن آن فقط به سرکوب آن بیندیشند و سرکوب آن را کاملاً ممکن و مقدور بداند. هرچند که دلایل طولانی‌مدت‌‌تر شرایط ذهنی و عینی را مختصراً بررسی خواهیم نمود، ولی با مقدمه ذکر شده در همین جا د ور از واقعیت نخواهد بود اعلام رویکرد تحلیلی پایه رسانه‌ای به این جنبش توسط حاکمیت و درک غیرواقعی سهولت سرکوب آن، خود عامل تعیین‌کننده صدور زود و یا دیرهنگام بیانیه موسوی در قبول تعامل قانونمند و رسمی با دولت دهم – مقصود حفظ نگاه انتقادی جنبش سبز – می‌باشد.

به عبارت دیگر، این موسوی نبود که تاریخ صدور بیانیه خود را باید تعیین می‌نمود، این حاکمیت بود که با القاء تحلیل سطحی وجه رسانه‌ای در بوجود آمدن جنبش و بستن چشم خود به عمق و دلایل آشکار و پنهان ظهور آن که متأثر از انسداد کامل سیاسی در پس نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود، ریسک رادیکال شدن آن را پذیرفت. فراز و نشیب‌های ماه‌های گذشته، و حرکت سبز جنبش سبز در بکارگیری نوعی استراتژی و تاکتیک، موجبات قبول ذهنیت یک بحران جدی در سطوح مختلف حاکمیت هرچند با برداشت‌ های غیرهمگون را هموار ساخت. میرحسین موسوی که زیبایی رفتار دوگونه اصلاح‌طلبی سبز و نیز مصلحت‌بینی‌های درون حاکمیتی را در خود بازتاب داده بود – هرچند که وجه دوم رفتار وی به دلیل تهی بودن جریان اقتدارگرای افراطی از هرگونه اندیشه‌گر مغفول مانده – درنهایت با هزینه بسیار پایین (به نسبت آنچه که جریان افراطی با پرداخت آن علاقمند به حذف صورت مسئله مزبور بود) حاکمیت جمهوری اسلامی را با ضرورت اصلاح‌طلبی مواجه ساخت، و با تمکین به منافع ملی موجبات تعامل حاکمیت و مردم را فراهم ساخت.

هرچند که ظهور این جنبش که مستقل از هرگونه سازماندهی سیاسی جریان اصلاح‌طلب، درست به فاصله اعلام نتایج انتخابات در خیابان‌های شهرها اعلام موجودیت نمود و به خصوص با توجه به پیش‌بینی پیروزی موسوی در انتخابات، برنامه‌ریزی جنبش مزبور نمی‌توانست در انگیزه جریان اصلاح‌طلب باشد و جریان مزبور در ماه‌های گذشته حداکثر با پدیدار آمدن آن همدردی فکری و عاطفی نمود، ولی این جنبش تأثیر خود را در بخش فکور و با حسن نیت جریان سیاسی اصول‌گرا گذاشت، به طوری که طیف مزبور در ماه اخیر با جدیت به دنبال مفری جهت خارج‌سازی جامعه و به خصوص حاکمیت از بحران سیاسی مزبور بود. علی مطهری، در هفته‌های اخیر در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد در یک جمله پرده‌برداری از حقیقتی نمود که جریان اصلاح‌طلب حاضر بود برای تمکین عقلایی جریان اصول‌گرا به این حقیقت نیمی از سرمایه معنوی خود را واگذار نماید.

مطهری در مصاحبه مزبور جریان اقتدارگرای افراطی را که سکان اداره کشور را در دست گرفته، به عنوان جریان سوم یعنی جریانی مستقل و متفاوت از دو جریان شناخته شده در کشور اعلام نمود.

بی‌آنکه از ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی – که این روزها متهم به آلودگی به تفکر لیبرال امپریالیستی است – کمک بگیریم، با تقریبی از درک شهودی نسبت به انواع گفتمان‌های سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۴ می‌توانیم این فریاد جریان اصلاح طلب و نیز عقلای جریان اصول‌گرا را مصور سازیم.

تنوع گفتمان‌هایی که از سال ۱۳۵۷ حاکمیت جمهوری اسلامی و جامعه ایران با آنها مواجه گشته اجمالاً به شرح زیر است:گفتمان نبرد نیروهای انقلابی و ضدانقلابی، امنیت و ناامنی، استقرار نهادهای رسمی، انقلابی در برابر لیبرال، مکتبی در برابر متخصص، گروگان‌گیری و شیطان بزرگ، دفاع ملی در برابر تجاوز خارجی، اقتصاد دولتی در برابر خصوصی‌، شهادت و ایثار در برابر خواب‌آلودگی و رفاه‌طلبی، احکام اولیه و ثانویه، فقه سنتی در برابر پویا، اسلام ناب مهدی در برابر اسلام آمریکایی، ولایت مطلقه فقیه در برابر نوع مقید، قبول قطع‌‌نامه ۵۹۸ توسط حضرت امام، ادغام مدیریت دستگاه اجرایی در نهاد ریاست جمهوری جهت پاسخگویی مستقیم‌تر به مطالبات مردم، بازسازی و توسعه اقتصادی، نظارت استصوابی جهت تحدید رادیکالیزم، تعدیل اقتصادی و پیش‌راندن بخش خصوصی، تورم و اقشار آسیب‌پذیر، ذوب در ولایت و اطاعت‌پذیری، توسعه سیاسی مقدم به توسعه اقتصادی، قانون‌گرایی، جامعه مدنی و تحدید عملکرد اقتصاد سیاسی دولت، رقابت سیاسی و رویکردی غیرسیاسی در اداره شهر (شورای شهری)، سند چشم‌انداز و برنامه چهارم توسعه و ….. جریان اقتدارگرای افراطی، به این خاطر جریان سوم نامیده شده است که در فراز و فرود و دغدغه‌های برخاسته و منطوی در هیچکدام از گفتمان‌های ۲۷ سال تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی (۸۴-۱۳۵۷) هیچ حضور تئوریک و جانب‌دارانه نداشته است، و لذا جریان مزبور جریانی است بی‌شراکت راهبردی در دوره مزبور. البته یک استثنا بر این موضوع باید وارد ساخت که در طی دوره ۸ ساله اصلاحات جریان مزبور در دو مقطع موضوع بستن دهان و بریدن زبان‌ها، ورود در خیابان یکطرفه با بیرون‌انداختن فرمان ماشین رویکرد خود را نسبت به نحوه اداره امور آشکار ساخته بود.

۲۷ سال طی انواع گفتمان در دوره طی شده معادل با ۸۰۰ سال تاریخ خلاصه شده اروپا است که توانست گذار تاریخی به پیشرفت و جامعه مدرن را طی نماید.

پشت سر گذاشتن ده‌ها گفتمان اگر به فرض هیچ نتیجه مطلوبی از توسعه اقتصادی را به ارمغان نیاورده باشد، حداقل این درک و توان را به حاکمیت جمهوری اسلامی در قالب دو جریان یادگیرنده به کشور دادکه کشور را چگونه باید اداره نمود، حتی این بیان هم کافی نیست، باید گفت چگونه تمامی جریانات سیاسی فعال با مشارکت در گفتمان‌های ذکر شده محک خود را در بهتر اداره کردن و به ارمغان آ‌وردن پیشرفت برای کشور سامان داده‌اند.

جریان سوم به دلیل عدم خاستگاه در ساختار سیاسی، اداری و مدیریتی کشور که آن را عین حسن و بالندگی خود می‌د اند منشأ ایجاد تزاحم و کشمکشی ذاتی در اقتصاد سیاسی ایران است. رفتار پنج ساله این جریان در اقتصاد سیاسی ایجادکننده این جمع‌بندی درخصوص دیدمان(vision) حاکم به اداره کشور است:

۱- جامعه شامل مجموعه‌ای ذرات اتمی است.

۲- حداکثر تماس حاکمیت و مردم، مهرورزی از بالا به پایین است.

۳- دیوان سالاری پدیده‌ای غرب‌زده است.

۴- علم اقتصاد دانشی است توجیه‌گر و اقتصاددانان موجوداتی غیرضروری

۵- ریش‌سفیدان قوم کوتوله‌های عقب‌افتاده و یا حداکثر در آستانه بازنشستگی

۶- اقدام سیاسی، اقدامی است یکطرفه بدون اطلاع ذینفعان

۷- دولت پدیده‌ای است غیرمادی و لذا غیرطبقاتی، غیرجناحی و غیر حزبی

۸- مذاکره، عادت پرگویانه اشراف پرادعاست

۹- ذینفعان، یعنی زیاده‌خواهان

۱۰- نهاد ه‌های رسمی – غیردولت – یعنی بوالفضولی سیاسی که انگیزه و خلاقیت کار را از دستگاه اجرایی می‌ستاند.

۱۱- تفکر و خلاقیت یعنی میان‌بردر نیل به هر هدفی

۱۲- جنبش‌های اجتماعی، یعنی توطئه‌های مخملین

۱۳- مدیریت یعنی تسلط بر دانش مکانیک و چیدن همه سیستم‌ها بر مبنای علم مکانیک.

هر نوع سرمایه‌ای یعنی پول و پول یعنی آن چیزی بخرج روزانه باید به مصرف برسد.

۱۴- اداره کشور، شبیه اداره یک پادگان است.

ویژگی‌های ذکر شده، و مسیر طی شده در طی ۳۱ ساله گذشته و حجم گسترده‌ مطالبات ملی این حیرت را ایجاد می‌کند که چگونه می‌توان به جریان سوم که در استغنای نظری و عملی تنفس می‌نماید کمک نموده تا کشور را بهتر اداره کند و نسبت به اعمال و اقدامات خود پاسخگو باشد؟

بر اساس این ملاحظات باید گفت شروط پنج‌گانه میرحسین موسوی محافظه‌کارانه است. ماهیت کارکردی شروط وی، احیاء‌کننده مجموعه نهادهایی است که بنیان‌گذاری جمهوری اسلامی ایران دغدغه‌های گسترده‌ای برای استقرار آنها داشته است. بی تعارف مجموع انتخابات، تذکرات و تنبیهات در طی ۱۱ سال راهبردی جمهوری اسلامی ایران (۶۸-۱۳۵۷) جهت قانون‌مندسازی اعمال و اقدامات حاکمیت در آن توسط حضرت امام خمینی که در هیچ تاریخی از انقلاب سابقه ندارد، نشان از توجه بی‌نظیر ایشان در ماهیت کارکردی اقدامات مزبور در دوام و بقاء نظام دارد و موسوی د ر اقدامی خطیر و دلسوزانه و محافظه‌کارانه اهمیت بازگشت به پاسخگویی نظام و ایجاد اثربخشی در ارکان آن را مطرح می‌نماید.

فراموش نکنیم ظهور جنبش سبز که پیش‌بینی و برنامه‌ریزی آن خارج از توان واختیار هر جریان سیاسی کشور بوده است، در مرحله‌ای از یک عمل سزارین پا به وجود گذاشت که کارکرد اثر بخشی تمامی نهادهای مشارکتی رسمی کشور فلج گردیده است.

چنانکه در حوادث ماه‌های گذشته ثابت گردید، تغییر در جهانی که آهنگ تغییر در آن از شدت و شتاب بی‌سابقه‌ای برخوردار است لازم است مجموعه ارکان حاکمیت فارغ از رویکردی چانه‌زنانه و مصلحت‌جویانه خود اقدام به اصلاح نماید، در غیر اینصورت تمامی مطالبات در مرحله‌ای دیگر به صورت انباشته انفجار دیگران را بوجود می‌آورد.

فضای سیاسی جامعه را باز کنیم و به ده‌ها گفتمان که جمهوری اسلامی ایران با موفقیت آنها را پشت سر گذارده با غرور نگاه کنید، دلیلی ندارد که نظام از گفتمان جاری موفق بیرون نیاید، فقط باید چشم‌ها راه شست و جور دیگر نگاه کرد.

  • سبزاندیش

    از نعمات خدا در حق ما وجود افرادی همچون جناب آقای موسوی است گه موجبات آگاهی وشناساندن راه حقیقی امام وانقلاب اسلامی را برای ما فراهم میکنند
    الحمدلله رب العالمین
    به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۳:۵۹ ب.ظ  

  • رضا

    سلام،
    آقای موسوی لطفا توجه به ده ها کشته و خونهای ریخته شده و آبروهای بر باد رفته و حرمتهای هتک شده داشته باشید. کوتاه آمدن از خواسته اولیه جنبش یعنی: اعتراض به نتایج انتخابات و نحوه برگزاری آن نباید فراموش شود. مبادا با دو تا مناظره نصفه نیمه در صدا وسیما همه چیز فراموش شود… این حرکت اعتراضی تا زمان بازگرداندن انقلاب اسلامی به اهداف و رویکردهای اصیل اولیه باید ادامه داشته باشد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۴:۳۱ ب.ظ  

  • حسین سبز اندیش

    با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
    حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور مطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر
    از جمله:

    آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
    زندانی سیاسی آزاد باید گردد
    نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………

    وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد
    به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۵:۴۴ ب.ظ  

  • حسین سبزاندیش

    با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
    حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور مطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر
    از جمله:

    آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
    زندانی سیاسی آزاد باید گردد
    نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………

    وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد
    به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۵:۴۵ ب.ظ  

  • فرهنگ

    اقای موسوی به نظر من اصولگرایی تاجایی باید ادامه یابد که حقوق مردم پایمال نشودوگرنه بادیکتاتوری فرق ندارد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۶:۰۸ ب.ظ  

  • Silence4N

    به نظر من هم مهندس موسوی اصلاح طلب اصولگرا هستند. باقی دوستان به ظاهر اصولگرا هستند. همه شان محافظه کارند و فقط نام اصولگرایی را یدک میکشند./ هرچه هم باشند ملت ایران با اصلاح طلبان اند و بس

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۶:۳۷ ب.ظ  

  • روح الله

    >> درورد بر سه سید فاطمی ………………………….. خمینی و موسوی و خاتمی <<

    سبز سبزیم ریشه داریم ………..

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۷:۲۷ ب.ظ  

  • yaser

    بنده با نظر رضا کاملن موافقم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۹:۳۴ ب.ظ  

  • امیر نایبی

    به رسمیت شناختن دولتی که با تقلب بر سر کار آمده درست برخلاف اصولگراییست . چگونه است که با ریختن خون جوانان بر کف آسفالت ها به یاد اصول گرایی افتاده ایم. به نظر من کنار آمدن با دولتی که معتقدیم با تقلب بر سر کار آمده است انتهای محافظه کاریست که برای اینکار نیازی به این همه هزینه نبودیم. همانگونه که شعارهای انحرافی و خشونت در تجمعات آفت این جنبش است کوتاه آمدن از حق مردم هم آفت این جنبش است.مگر اینکه بخواهیم قبول کنیم که اصلا تقلبی در کار نبوده است. که اگر اینگونه باشد واویلاست. بهتر است بجای سیاست ورزی به فکر ارائه شعارهای مناسب و وحدت بخش برای روز ۲۲ بهمن باشیم که جلوی سوئ استفاده بیگانگان از این فرصت استثنایی را بگیریم. آقای موسوی چند تا شعار رو تایید کنید که مردم خطشون رو مشخص کنند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۰:۰۶ ب.ظ  

  • حمید رضا

    با احترام فراوان به آقایان موسوی، کروبی و خاتمی، که پایداری و همراهی‌شان با مردم را از صمیم قلب تحسین می‌کنم، باید بدانیم که هر گونه اقدامی که بوی سازش یا به رسمیت شناختن این دولت را بدهد محکوم است. جوانان این مرز و بوم را با بیرحمی تمام، قتل عام کردند. یک قدم از آرمان‌های برادران و خواهران شهیدمان عقب نمی‌‌نشینیم. فراموش نکنیم اگر رهبران جنبش ذره ای، حتی ذره‌ای کوتاه بیایند، مردم خودشان هسته‌های عمل تشکیل خواهند داد و میهن را از چنگال دیکتاتور‌ها آزاد خواهند کرد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۶:۰۵ ق.ظ  

  • سبزها پیروزند...

    من خواب دیدم که ترانه های بیداری به میلادی دوباره می رسند…عشق در راه است…
    من خواب دیدم عشق در راه است و ترا ضیافت آواز چشم به راه است…دیر نخواهد شد…می دانم…
    درود بر رئیس جمهورم میرحسین محبوب دلها…یاحسین…میرحسین

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۰:۴۱ ق.ظ  

  • Reza

    Salam bar abamardane IRAN zamin,ma khoshoonat ra nafy mikonim valy vaghti lebas shkhsi va yagan emdad be ma hamle mikonad che konim?farar konim ya defa konim?Aghaye Moosavi va hamegie ma solh va aramesh va niki mitalabim salam o salavat bar delavar mardane solhtalab.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۱:۰۴ ق.ظ  

  • امیر سعید

    آفرین به نطرداده شده از طرف آقای حمید رضا که میگوید:” ……. فراموش نکنیم اگر رهبران جنبش ذره ای، حتی ذره‌ای کوتاه بیایند، مردم خودشان هسته‌های عمل تشکیل خواهند داد و میهن را از چنگال دیکتاتور‌ها آزاد خواهند کرد.” منهم فکر میکنم این تنها آلترناتیو درست در شرایط کنونی است که از پائین جنبش باید اتخاذ گردد تا جنبش و حقوق حقه مردم دو باره در اثر سازشهای احتمالی سران پایمال نشود. و این همان تحقق هر فعال جنبش سبز یک رهبر!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۰۵ ب.ظ  

  • ساور

    حکومت با ترور آقای موسوی خواهرزاده میرحسین، عملا زهر چشم گرفت و میرحسین را در حالت انفعال فروبرد و نتایج مثبتی هم از این کار گرفت و بند اول بیانیه را در همین راستا باید توصیف نمود زیرا در تمام بیانیه های قبلی از جمله بیانیه ۱۶ ام ذکر شده است که” وقتی ملتی بزرگ می شود اجازه نمی دهد در روز روشن رایش جابجا شود” . امیدوارم بوی توطئه و خیانت به مشام هیچکس نرسد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۳۰ ب.ظ  

  • ehsan

    این دیگه چی بود ؟ این که یعنی عقب نشینی !!!!!!
    آقای موسوی شما حق ندارید
    این راه بازگشتی ندارد و بازگشت به عقب معنایی ندارد
    واقعا برای جنبشی که شما خودتان را رهبر آن میدانید متاسفم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۷:۰۸ ب.ظ  

  • حبیب تبریزیان

    آرزو میکردم که ژست های تعامل گرایانه حاکمیت درست و صادقانه بود و میهنمان با هزینه ای کم از این بلای بحران می رست. ولی ! ولی من از این نرمی نشان دادن ظاهری، بر عکس، به تنیجه ائی معکوس میرسم. حاکمیت برانست تا نخست موسوی و کروبی را به پای سازشی حیثیت سوز بکشاند، حمایت مردمی اشان را با دسیسه از انان بگیرد و آنگاه ضربه قاطع خود را وارد آورد. من در پشت این دستکشهای مخملی ، پنجه هائی را میبینم که بر ای دریدن و پاره کردن اماده میشوند. آماده میشوند تا به صغیر و کبیر رحم نکنند.
    اقتدار گریان می خواهند جنبش سبز را در بیم و امید، در ترس و دو دلی سورپرایز کنند و نمایش قدرت آنان را در ۲۲ بهمن به افتضاحی روحیه خرد کن و یأس آفرین تبدیل کنند و آنگاه ضربه اساسی را وارد آوردند.
    استراتژ بزرگ یاستان سون تسو میگوید: بُردن یک نبرد چندان هنر نیست زیرا یک ژنرال و فرمانده با استعداد ، چنان زمینه هارا از پیش به لحاظ جنگ روانی و تخریب استراتژی حریف و بهم ریختن برنامه های آن فراهم میکند که کار زیادی برای شمشیر کشان باقی نمیماند( جز بریدن سرهای تسلیم شدگان ـ مترجم و نقل به مضمون).

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۸:۲۵ ب.ظ  

  • سبز یا !

    سلام.نظرات جالبی را می بینم.خیلی زیبایند اول بگویم که می دانم نظرم منعکس نمیشود ولی چون من جرات دارم و همیشه نیمه پر را می بینم مینویسم شاید به جایی بر بخورد و نشانش بدهید.امام علی به فردی فرمودتو چون حق را نشناخته ای گمراهی.
    امید دارم که کمی عاقلانه و بدون تعصب بنگرید سران شما هم مدرکی دال بر تقلب ندارند بعد شما عزیزان هموطن تفکر باز من می فرمایید دولت مستقر تقلبی اگر مدرکی هست لطف کنید از شبکه های تلویزیونیتان(بی بی سی و فاکس استغفر سبز و این حرفا) پخش کنید تا دست نااهلان رو شود. میگویید که خواهر زاده را حکومت کشت کو مدرک محکمه پسند،کجاست،چرا ما نمیبینیم.عزیزان فکر کنید بله دولت حاضر بدون اشکال نیست شاید در کارکرد از دولت خاتمی به قبل هم بد تر باشد اما شما سنگ چه کسانی را به سینه میزنید.کدام از شما روی آقایان محترم موسوی و کروبی و … آشنایی دارد و از باطن عملشان خبر .عرضم تمام
    پروردگارا!ما روسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و گمراه شدیم.(احزاب(۳۳))

    مر مرا تقلیدشان بر باد داد که دو صد لعنت بر آن تقلید باد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۸:۲۹ ب.ظ  

  • من

    آقای موسوی یک سیاستمدار به تمام معنا هستند . با یک بند از یک بیانیه نمیشه نتیجه گرفت که ایشون از حرفشون کوتاه اومدن . اینکه بعضی دوستان میگن موسوی تو بیانیه اخیرش به تقلب در انتخابات اشاره نکرده دلیل بر کوتاه اومدن ایشون از مواضعشون نمیشه. عوضش هزار تا حرف دیگه داره این بیانیه. خوب بله آدم نباید بیخودی یه حرفی بزنه که طرفش رم کنه و بزنه مردم رو فله ای بکشه. ما که داریم میبینیم طرفمون آدم نیستن بلکه مشتی گرگ درنده خو هستند که منتظرن موسوی یا کروبی یه چیزی بگه که بیفتن به جون مردم و بزنن و بکشن و دستگیر کنن.آدم باید یه کمی شرایط رو هم در نظر بگیره. شما دوستان عزیز هم یه کمی انصاف داشته باشید. مشکل اینه که بعضی از ما فکر کردیم که میخوایم انقلاب کنیم بنا بر این به شدت جوگیر شدیم و انتظار داریم موسوی بیانیه های آتشین بده و اقدامات انقلابی انجام بده. بهتره یه کم آرامشمون رو حفظ کنیم و مرحله به مرحله پیش بریم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۹:۰۱ ب.ظ  

  • ناشناس

    سیاست یعنی بده بستان . اگر ما این رو به صحنه جنگ حق و باطل تبدیل کنیم که دیگه احتیاجی به رهبران سیاستمدار نیست باید دنبال فرماندهی جنگی باشیم . مطمئن باشید رهبرانی پیدا خواهند شد که جان هزاران نفر واسشون مهم نباشه. اون روز به جایی اینکه مردم درکنار هم به دنبال حل مشکلات مشترکشون باشن بر روی هم شمشیر میکشن و همدیگه رو محکوم به خیانت به جنبش سبز میکنن. هدف قدرتمند شدن مردم در تعیین سرنوشت خودشون. هر مسیری که ما رو به این هدف نزدیک کنه مسیر درست.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۹:۰۶ ب.ظ  

  • مرتضی

    من فقط می خواستم به اون دوستان عزیزی که می گن میرحسین عزیز کوتاه اومده می خوام بگم که به نظر من ایشون اصلا کوتاه نیو مده بلکه با منطق حرف زده دولت داره تویه این وضعیت بحرانی خوب سو استفاده می کنه آخه مردم چه گناهی دارن ازتون می خوام یه خورده منطقی باشین میر حسین قطعاً اینو فهمیده داره تورم میره بالا و هزاران مشکلات اقتصادی دیگه روز به روز به وجود میاد این دولتم اصلا دلش برای مردم نمی سوزه ولی خوب اینم نمیشه که چون این دولت برآمده از رای مردم نیست نذاریم کار کنه ما چاره ای نداریم خیلی از پدرای ما کارمند دولتن از جمله پدر خوده من با وجود اینکه کارمند بانکه ولی الان چند ماهه اضافی کاریاشونو یا اصلاً نمیدن یا اینکه خیلی دیر میدن پدر من و خیلیای دیگه چه گناهی دارن که باید چوبه این بحرانو بخورن میر حسین دلش برای این عزیزان سوخته این نشون از صداقت و اخلاص میر حسینه (یا حسین میر حسین)

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۱۰:۴۹ ب.ظ  

  • shahin

    آقا یا خانم “سبز یا” اثبات تقلب که مدرک نمی خواد فقط کافی سر مبارکت رو از زیر برف بیرون بیاری و اگه سواد داری با یک آمار گیری ساده از ده نفر از آدمهای دور و برت بپرسی که به کی رای دادند. البته به شرط اینکه قیافه بسیجی استحاله شده نداشته باشی!!!!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ۱۱:۵۴ ب.ظ  

  • حافظ

    من با این نظریه «جریان سوم» که آقای مطهری مدام در تلاش هستند به کرسی‌اش بنشانند به کل مخالفم. جریان سوم کجا بود؟ مگر حمایت‌های بی‌دریغ و فراقانونی را مشاهده نمی‌کنید؟ مگر تفاوت آشکار برخورد با این دولت و دولت جناب خاتمی را متوجه نمی‌شوید؟؟ مگر می‌شود جریان سوم باشد و این همه حمایت و قدرت پشت سرش؟ این دولت همان چیزی است که باید باشد!!! دوستان سیاسی هم بی‌خود برای توجیه تناقضات دست به دامان این تفسیرات نشوند.
    با توجه به موضع‌گیری خاص در این هفت ماه، نمی‌شود این فرضیه ‌«جریان سوم» را پذیرفت و وجدان را آسوده کرد از بی‌طرفی حکومت و …
    «این حاکمیت بود که با القاء تحلیل سطحی وجه رسانه‌ای در بوجود آمدن جنبش و بستن چشم خود به عمق و دلایل آشکار و پنهان ظهور آن که متأثر از انسداد کامل سیاسی در پس نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود، ریسک رادیکال شدن آن را پذیرفت.» این حرف، حرف درستی است اما اشکال این است به نظر می‌رسد که این روزها بسیاری از دوستان و تحلیلگران و رهبران سبز هم دلایل آشکار کشیده شدن جنبش به اینجا را یا متوجه نشده‌اند یا از پذیرش واقعیت آن فرار می‌کنند. من تصور می‌کنم بعد انتخابات تنها شخصی که زود و درست متوجه خطر شد و بی‌باکانه جرات بیانش را یافت و حقیقت را قربانی هیچ مصلحتی نکرد، جناب محمد نوری‌زاد بود که امروز به فرموده افکارش باید مهار شود و قلم شکسته در زندان است.
    از جناب نوری‌زاد نام بردم چراکه کار ایشان با هر منتقد دیگری تفاوت عمده داشت و آن اینکه ایشان در همین نظام و دلبسته همین نظام از حقیقت گفتند و این کاری است کارستان.
    در مورد جناب میرحسین عزیز هم حرف و سخن (هم ستایش بسیار و هم نقدی بر گذشته و حال)بسیار است اما فعلا فقط یک نکته: آنچه من در این مدت با همه‌ی وجود حس کرده‌ام احساس ملاطفت،نرمی و مهربانی بسیار بسیار لطیفی است که میرحسین به مردم دارد و دلنگرانی او برای مردم. حقیقتش من این مهر و دوست‌داشتن به این درجه و کیفیت را در هیچ سیاست‌مدار دیگر ندیده بودم. باید پذیرفت که دوست‌داشتن صادقانه و احترام گذاشتن به مردم (با گستردگی عظیم‌شان) بدون خودی و غیرخودی کردن؛ کاری است بزرگ.
    من نگاه او را دوست دارم و گمان می‌کنم بعکس طرف مقابل که مردم را برای نظام می‌خواهد؛ او نظام و حکومت را برای مردم می‌خواهد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۳:۰۲ ق.ظ  

  • رضا

    سبزیا جان از این که در کلمه می چرخی ممنون من هم بعد از چرخیدن در در این خبرها به مواردی بر خوردم که مجبور شدم دست از تقلید بردارم واندکی فکر کنم تاحالا هم اگر باچشمان خود نمیدیدم خیلی چیزهارا باور نمیکردم حالا قسم حضرت عباس و دم خروس مصداق پیدا میکند پس پیشنهاد میدهم آزادی بیان و بند ۲۷ قانون اساسی را اجرا کنیم تا خود مردم به جای تقلید های بی مورد خود تصمیم بگیرند پیروز باشی و عادل انشالله

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۱:۰۲ ق.ظ  

  • maziyar-daneshjoo

    سلام
    پیروز باشید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۱:۲۰ ق.ظ  

  • هادی

    جناب آقای موسوی
    خواهشن حرمت خون های ریخته شده و آبرویی که از بچه ها در زندان رفت و درد خانواده های داغدار و درد زندان کشیده ها و ترور های آنچنانی از سوی گروه های خود سر و نقشه های از پیش تعیین شده را با سازش با یک حکومت فاشیستی نباید داد.
    ملت بر سر آرمان و اهداف خود برای اعاده حق خویش تا پای جان ایستاده اند و برای طلب حق آزادی خویش تا پای جان در صحنه آماده اند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۱:۲۱ ق.ظ  

  • نیما

    البته ما که فعلاً گوش شنوایی به پیشنهادات میرحسین ندیده‌ایم. در این شرایط من نمی‌دانم که چرا عده‌ای معتقدند بحران در کشور رو به پایان است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۲:۳۰ ب.ظ  

  • حاجی

    دوستانی که طبق رویه سابق عامه احساسی سخن میگن و اقدام به محکوم کردن میرحسین عزیز میکنن باید توجه داشته باشن که سیاست و مباحث سیاسی محل دخول احساسات نیست . . . پس لطف کنین احساسی صحبت نکنین و اجازه بدید آقای موسوی طبق رویه معقولشون پیش برن
    در ضمن من بیانیه آقای موسوی رو چندباری خوندم
    نشانی از عقب نشینی نمیبینم ، تنها چیزی که دیدم استقلال فکر و شجاعت بود . ایشون که خودشون بیان کردن اینها حداقل خواسته های ماست .
    پس دوستان سعی کنین کمی معقول فکر کنین که اگه بخوایم حرکت احساسی کنیم باعث میشه میرحسین عزیز توسط عده ای بی سر و پا کنار زده بشه و عنان کار دست مجانین و سفیهان بیافته که اونوقت حذف فیزیکی خیلی راحت تره پس اجازه بدیم سید عزیزمون با همین رویه پیش بره تا بتونه حقوق حقه مردم رو بهشون برگردونه و مطمئن باشید خون کسی پایمال نخواهد شد یادتون باشه یکی از این شهدا خواهرزاده خود میرحسینه
    یا علی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱:۱۱ ب.ظ  

  • ایمان از یزد

    بنده بعد از بیانبه آقای موسوی پیام دادم و سرشکستگی خودمو از این بیانیه گفتم ولی پیامم چاپ نشد الان که میبینم دوسان هم نظر منو در رابطه با بیانیه دارن خوشحالم تمیدوارم آقای موسوی حداقل در این موارد پیامهای ما رو بخونه ما اصلا با خود دولت مشکل داریم اگه میخواستیم سازش کنیم این همه هزینه برای چی؟
    آقای موسوی چرا بعداز مرگ سهراب ندا و خیلیهای دیگه نیومدین و بیانیه سازش بدین؟ آیا بیانیه سازش بعداز مرگ خواهرزاده تون یه جور سیگنال بد به آدم منتقل نمیکنه؟
    مطمئنم اگه آقای موسوی بخواد کوتاه بیاد مردم راه خودشنو جدا میکنن اونوقته که این جنبش واقعا رادیکالی میشه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۶:۵۹ ب.ظ  

  • مجتبی جاودانی ازمشهد

    باسلام واحترام به سبزیا
    حصرت عالی فرمودید مدرک تقلب نداریم.من ازشما سه تا سوال می کنم لطفا فقط عقل خود را ملاک قراردهید.وبعد پاسخ دهید
    سوال اول:شما چند نفر دربین اشنایان و نزدیکان خود می شناسید که دراین۳۰سال رای نداده باشند ودراین انتخابات به اقای دکتر احمدی نژاد رای داده باشه؟
    سوال دوم :شما چند نفر دربین اشنایان و نزدیکان خود می شناسید که درانتخابات سال۸۴به اقای هاشمی رای داده باشه ودراین انتخابات نام اقای احمدی نژاد را نوشته باشه وسوال اخر:حال شما چند نفر دربین نزدیکان خود می شناسید که درانتخابات ۸۴به اقای دکتر احمدی نژاد رای داده باشد ودراین انتخابات نام کسی دیگر را یرنوشته باشد؟
    پس این۸میلیون رای بالاتر ازسال۸۴چه طوری بوجود امد؟لازم به ذکر است ما دراین انتخابا ت تقریبا رای اولی نداشته بودیم واگر داشته بودیم حداکثر ۱میلیون که ما فرض می کنیم همه انها یکجا به اقای احمدی نژاد رای دادند.بقیه آرا چگونه درست شد؟نه اقا ماراروشن کن ماهم دیگر اعتراض نمی کنیم؟فقط روشن نه توهین نه تحقیر ونه….ضمنا درکشور پلیس است وحفظ جان همه مردم به عهده این ارگان است نه به عهده منافقین که هی سعی دارند توپ رابه این زمین ارسال کنند.ودرنهایت ما پلیس را می شناسیم نه سازمان های بی قدرت دیگر را!!!ودرپایان ما ازمهندس موسوی بت نساخته ایم برخلاف شما که ازمقام ارشد نظام، نائب امام زمان (عج)ساخته اید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۹:۰۸ ب.ظ  

  • سرو از نجف آباد

    به آقای جاودانی:
    من در برای هر دو سوال شما آدمهای زیادی را از نزدیکانم میشناسم. ضمنا دلیل شما واقعا دلیل است!!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۱:۲۶ ب.ظ  

  • سرو از نجف آباد

    آقای جاودانی
    من در میان نزدیکانم مصادیق زیادی برای سوال اول و دوم شما میشناسم
    در خانه اگر کس است یک حرف بس است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۵ ۱۱:۳۱ ب.ظ  

  • بهرام

    «بیست و دوی بهمن

    بیست و دوی بهمن

    روزِ از خود گذشتن

    روز آزادی ما

    روز نجات میهن»

    ای یاران! ای یاران! ای سبزهای ایران

    سنی شیعه مسیحی

    آزاده ی همپیمان

    پیمان به جان می بندیم

    آزاد اگر در بندیم

    جانم فدای یاران

    یاران فدای ایران

    ای دشمن! ای دشمن! ای دشمنِ سر در گم

    این واپسین پیغام است

    بشنو پیامِ مردم

    سرسبز و سخت هستیم

    با سر تبر شکستیم

    یک جنگل است اینجا

    گر از کمر شکستیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ ۲:۱۸ ق.ظ  

  • حافظه ی تاریخی

    سلام، امیدوارم آقای موسوی بیانیه ۱۶ را فراموش نکنند که گفتند: این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم.” و

    آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد. و

    یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند

    اگر خدای ناکرده آقای موسوی حرف هایشان و خون حدود صد کشته، هزاران زندانی و عده تجاوز شده را فراموش کنند، مردم فراموش نخواهند کرد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ ۸:۴۴ ق.ظ  

  • میترا

    جناب آقای موسوی

    امیدوارم احیانا شما و دوستان اصلاح طلب گمان نکنند که ۳ ملیون نفری که به خیابان آمدند , دها نفری که کشته شدند و هزاران نفری که هنوز در زندانند , برای به قدرت رساندن دوباره اصلاح طلبان از جان مایه گذاشتند.
    شما در ابتدا منش درستی اتخاذ کردید و گفتید که همراه مردمید و به آنها کمک میکنید .آیا در حرکت مردمی نشانی از سازش با اقلیت اصولگرا به چشم میخورد که مواضع اخیر را اتخاذ کردید؟
    واژه اصولگرا امروز در ذهن اکثریت مردم شریف ایران با قتل و تجاوز عجین شده است. آیا حتی استفاده از این واژه شرم آور نیست؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۱۱/۰۶ ۱۱:۲۶ ق.ظ