نامه نگاری های محمدعلی حاضری و غلامعلی حدادعادل
چکیده :آقای حداد عادل شما که از محدودیتهای ایجاد شده برای کسب اطلاع دقیق و مستند از تخلفات انتخاباتی خبر دارید و از هجومهای مکرر به همه مراکزی که احتمال داده میشد اطلاعات و مدارکی در این زمینهها نگهداری شود کاملا واقفید، چرا همچنان از ایجاد فرصت برای طرح ادعاها بیمناک هستید؟مردم از شنیدن این ادعای ملالآور که آقای موسوی حاضر نشد از مسیر هیئت نظارت شورای نگهبان اقدام کند ظاهرا قانع...
کلمه: نامه نخست دکتر علی محمد حاضری دبیرکل انجمن مدرسین دانشگاه ها با پاسخ دکتر حدادعادل روبرو شد. او در این نامه از ادامه بحث استقبال کرده بود.این نامه مجددا منجر به پاسخ دکتر حاضری شده است.
در زیر پاسخ حدادعادل به نامه اول دکتر حاضری و سپس نامه جدید حاضری خطاب به وی می آید :
از نقد استقبال مىکنم
غلامعلى حداد عادل
دوست محترم، جناب آقاى دکتر على محمد حاضری
با سلام
یادداشت شما را که تحت عنوان «لااقل حدادعادل باشید»در صفحات اول و دوم شماره ۱۹۱۰ روزنامه حیاتنو به تاریخ سهشنبه دهم آذر هشتاد و هشت چاپ شده بود خواندم. از اینکه در انتقاد خود از مواضع و سخنان چند ماه اخیر من، لحنى آرام و دوستانه به کار گرفته بودید ممنونم و از این شیوه سخن گفتن استقبال مىکنم. یادآورى خاطرات همکارىهاى ثمربخشى که در نخستین سالهاى پس از پیروزى انقلاب با یکدیگر در تالیف کتابهاى علوم اجتماعى مدارس داشتیم براى من هم شیرین است. من هم تائید و تاکید مىکنم که در آن زمان با هم اختلاف سلیقه داشتیم اما این اختلاف سلیقه هرگز به اشتراک عقیدهاى که داشتیم لطمه نزد.
من در پاسخ به شما یک تقاضاى ساده دارم و آن این است که شما متن صحبت مرا در جلسه علنى مجلس به صورت کامل بخوانید (یک نسخه از آن را همراه با این پاسخ به دفتر روزنامه حیاتنو مىفرستم) و حرفهاى مرا نقد کنید و با استدلال منطقى و حاکم کردن عقل و وجدان خود، هرجا من خطایى کردهام آن خطا را بیان کنید. مطمئن باشید من استدلالهاى منطقى شما را مىپسندم. به جاى کلى گویى بهتر است وارد متن شویم. از این منصفانهتر نمىتوان تقاضایى داشت. در یادداشت خود به «دلخورىهاى چند ساله » من از «جریان اصلاحطلبى و شخص آقاى مهندس موسوی» اشاره کردهاید.
من البته در سى سال گذشته با آقاى مهندس موسوى اختلاف سلیقه داشتهام، همانطور که با شما داشتهام، اما این اختلاف سلیقه هرگز موجب خصومت و عدم همکارى در مسیر انقلاب و کشور نشده است. در پنج ماه اخیر هم در سخنان و نوشتههاى خود، و از جمله در نطق اخیر خود در مجلس، سعى کردهام به ایشان و بعضى از آقایان دیگراهانتى نکنم و اصولا اهل فحاشى نیستم. مسئله من به هیچوجه شخصى یا جناحى نیست. در نطق اخیر خود سوالاتى مطرح کردهام که اگر شما لطف کنید و نظر خود را درباره آنها بیان کنید خوشحال خواهم شد. احتمال مىدهم باز شدن باب گفتوگوى منطقى و آرام مىتواند به دوستىها استمرار بخشد و این همان نکتهاى است که شما یادداشت خود را با اظهار امیدوارى نسبت به آن به پایان بردهاید. در انتظار پاسخ شما هستم.
دوست دیروز و امروز شما: غلامعلى حداد عادل
پاسخ جدید دکتر حاضری به حداد عادل
جناب آقای دکتر حداد عادل
سلام علیکم، از اینکه در جمعی که شما با آنان همراهید و طی چند ماهه اخیر با آنان همسوئیهای باورکردنی داشتهاید، فردی چون حضرتعالی نیز یافت میشود که از تلاش برای ایجاد فضای دوستی سخن میگوید و از نقد استقبال کرده و از ضرورت خاموش کردن شعلههای آتش یاد میکند و نگاه منصفانه به حوادث پس از انتخابات را خواستار است امری راهگشا میدانم و با ارجاع به خاطرههای خوبی که از گذشته دارم، میخواهم امیدوار باشم جناب آقای دکتر حداد را در بیان گزارههای فوق با توفیق همراه بیابم و آرزومندم به زودی دریابم تصویری که این چندماهه از جنابعالی دریافت کردهایم، به علت اشکالات فنی در گیرندهها یا فرستندهها، معیوب بوده است و یکبار دیگر میتوانیم شاهد دریافت تصاویر دلنشینتر برآمده از دوستیهای گذشته باشیم.
به همین دلیل اجازه میخواهم صراحت در طرح انتقادات را به قول خودتان به منزله قصد تخریب نگیرید هرچند اساسا معیار روشنی نیز برای این نیتسنجیها نمیتوانیم قائل باشیم.
۱- جناب آقای دکتر حداد، شما در طلیعه سخنان اخیر خود در مجلس از رسانهها خواستید بعد از طرح مواضع جدید رهبری، کوشش نمایند تا شعلههای آتش دشمنی را خاموش کنند و به جنگ و غوغای لفظی در مجموعه نیروهای داخلی خاتمه دهند، سوال این است که شما از تریبون مجلس به عنوان یک رسانه چقدر برای خاموش کردن این آتش استفاده کردید. شما کدام یک از اتهامات و برچسبهایی که خودتان و دوستانتان طی چند ماهه اخیر مطرح کرده بودید، پس گرفتید یا تعدیل کردید؟ مگر آنکه مدعی باشید شما و دوستانتان در این چند ماهه علیه معترضین و سران آنها هیچ سخن گزاف و ناروایی نداشتید که گمان نمیکنم بتوانید چنین ادعایی داشته باشید.
۲- جنابعالی از ضرورت نقد و باز شدن باب گفتوگوی منطقی و آرام یاد کردهاید.
میتوان پرسید، به لوازم این امر چقدر باور دارید؟ وقتی شخص جنابعالی از هر فرصت برای طرح ادعاهای یکسویه علیه معترضین از صداوسیما و مجموعه امکانات رسانه ای رسمی و غیررسمی استفاده میکنید و خوب میدانید که همه عرصهها برای طرح پاسخها و مدعاهای معترضین با محدودیتهای همهجانبه مواجه است شما چه مقدار از این محدودیتهای ایجاد شده انتقاد کردهاید؟ شما قطعا اطلاع دارید که در همین گفتوگوی آغاز شده بین جنابعالی و حقیر، آنچه شما بخواهید و بنویسید، رسانهها برای انعکاس آن مشکلی نخواهند داشت ولی آیا پاسخهای بنده چنین امکانی دارند یا همین مکاتبات بنده با جنابعالی پس از عبور از صافیها و فیلترها به شما میرسد، من نمیخواهم بگویم شما شخصا مسئول این وضع هستید ولی میتوانم انتظار داشته باشم اعتراض و گلایهمندی آشکار شما را شاهد باشیم.
۳- ریاست محترم کمیسیون فرهنگی مجلس؛ شما در سخنان خود به حضور ۴۰ میلیونی و مشارکت ۸۵ درصد مردم در انتخابات اشاره کردهاید و آن را نشانه اعتماد مردم به نظام و انتخابات و باور به اینکه در آرای مردم خیانت نمیشود دانستهاید و از طرح تهمت تقلب گلایهمندید. قطعا شخصی مثل جنابعالی از این نکته غافل نیست که خود این ارقام نیز غیرقابل خدشه نیست اما نکته مهمتر این است که این حد از اعتماد اولیه مردم به انتخابات، بدون تاکید کسانی چون مهندس موسوی بر وجود عزم جدی برای صیانت از آرای آنها به دست نمیآمد و محور عمده اعتراضات به نتیجه انتخابات نیز بر پایه همین تعهد برای صیانت از آرا میتواند تفسیر شود. شما چگونه از لزوم انصاف در بررسی رخدادهای انتخابات سخن میگویید و این مسلمات را نادیده میانگارید.
۴- شما چگونه به خود اجازه میدهید شخصیت شناخته شدهای چون آقای موسوی را به این امر متهم کنید که تا موقعی که خود را پیروز رقابت میدانستند، ادعای تقلب نداشتند و همه ادعاها، ریشه در عدم پیروزی آنها داشت، شما که از هر فرصت برای القای این ادعا استفاده کردهاید و در سخنان اخیرتان نیز مجددا بر این ادعا تاکید دارید و صداوسیما نیز تمام عیار در خدمت طرح این ادعای جنابعالی و دوستانتان است کی از این ایده دفاع کردهاید که آقای موسوی نیز بتواند از همین تریبونهایی که به او تهمت زده میشود، ادعای خود را مطرح نماید. اگر حقیقتا جنابعالی به بیپایه بودن این ادعاهای آقای موسوی باور دارید چرا از ایجاد فرصت برای طرح آن دفاع نمیکنید؟ شما که شخصیت فرهنگی هستید و ارزش روشهای عقلانی و منطقی برای افشای ادعاهای دروغ را میدانید چرا از این روشها استقبال نمی کنید؟
شما که از محدودیتهای ایجاد شده برای کسب اطلاع دقیق و مستند از تخلفات انتخاباتی خبر دارید و از هجومهای مکرر به همه مراکزی که احتمال داده میشد اطلاعات و مدارکی در این زمینهها نگهداری شود کاملا واقفید، چرا همچنان از ایجاد فرصت برای طرح ادعاها بیمناک هستید؟
مردم از شنیدن این ادعای ملالآور که آقای موسوی حاضر نشد از مسیر هیئت نظارت شورای نگهبان اقدام کند ظاهرا قانع نشدهاند. اگر فکر میکنید آقای موسوی گرفتار سماجتها و لجاجتهای بیمنطق شده است اجازه دهید مردم با شنیدن ادعاهای ایشان خود قضاوت کنند؟ بیگمان اگر خدای ناکرده شخص آقای موسوی هم نتواند یا نخواهد از این لجاجتها دست بردارد، میلیونها مردمی که به گمان شماها اینک دچار توهم شدهاند، از توهم خارج خواهند شد. آیا حاضرید رسما از ایجاد این فرصت دفاع کنید؟آیا آمادگی دارید تا مدافع این امر باشید که صدا وسیمایی که طی ۵ماه اخیر این همه اتهام به آقای موسوی وارد کرده است،یک ساعت به ایشان فرصت دهد تا دلایل خود برای تردید در نتایج انتخابات را بیان کند. ایا حاضرید از چاپ گزارش مکتوب کمیته صیانت از آراء در خصوص تخلفات انتخاباتی در یک روزنامه رسمی کثیر الانتشار دفاع کنید؟
۵- جناب آقای دکتر حداد، شما در سخنان اخیرتان با قاطعیت و اطمینان، از آمار ۳۷ کشته شده حوادث پس از انتخابات یاد کردهاید و اینکه ۲۰ نفر آنها بسیجی بودهاند و از این نکته گلایه کردهاید که چرا آقای موسوی فقط آن ۱۷ نفر را شهید نامیدند و برای دفاع از آنها اقداماتی انجام دادند. سوال اینجاست که اگر تاکنون در این زمینه شاهد ارائه آمار و ارقام متفاوت و متناقض از سوی مسئولین انتظامی و امنیتی بودهایم، جنابعالی چه نسبتی با اینگونه نهادهای امنیتی و نظامی دارید که میتوانید چنین اطلاعات دقیقی ارائه دهید؟ اما اگر پذیرش نقش سخنگویی آن نهادها را برای جنابعالی زیبنده بدانیم، میتوانیم از حضرتعالی درخواست نماییم اطلاعات دقیقتری از اسامی و مشخصات کامل این ۳۷ نفر ارائه بفرمایید تا ابهامات و شائبههای فراوانی که در این خصوص وجود دارد کاهش یابد و معلوم گردد این اعداد، فقط برای آرایش مطلوبتر نطق بین دستور، بیان نشده است. از سوی دیگر، حضرتعالی در همین سخنان اخیرتان از کشتار مسلمانان یمن که دل هر مسلمانی را به درد آورد یاد کردهاید و سکوت در مقابل این کشتار را دردآورتر نامیدهاید. من این دردمندی شما را در قبال مسلمانان یمنی میستایم ولی میپرسم حضرتعالی برای این کشتههای حوادث پس از انتخابات که از مسلمانان هموطن خودمان بودند کجا فریاد برآوردید؟ پاسختان را حدس میزنم، میخواستید سخن دشمن شادکن نگفته باشید.
اما باور کنید همه خانوادهها و مردم عزیزی که در این حوادث داغدار شدند دشمنان این ملت نبودند. وانگهی، شما در ادبیات آقای موسوی چه نشانهای یافتهاید که بزرگداشتها و تکریمهای ایشان از داغدیدگان حوادث پس از انتخابات را به غیربسیجیان منحصر کرده باشند. کسی که در بیانیه خود تصریح میکند «در راهپیمایی روز قدس وقتی در میان مردمی قرار گرفتم که با مشتهای گره کرده علیه من فریاد میکشیدند، بیش از همیشه خود را با همین مردم یکی دانستم» چنین فردی چگونه می تواند اینگونه تفکیکها بین شهدای بسیجی و غیربسیجی قائل باشد؟
جناب آقای دکتر حداد عادل، خود میدانید که طرح همه سوالهایی که از همین سخنان اخیرتان برای امثال اینجانب ایجاد شده، جز به شوق شنیدن پاسخهای منطقی مقدور نیست. پس اجازه دهید در این گام اول گفتوگو، به همین مقدار بسنده شود و اگر پاسخهای حضرتعالی شوقی برای گامهای بعدی باقی گذاشت، ادامه دهیم.
امیدوارم با شناختی که از پیشینه منطقی جنابعالی وجود دارد، بتوانید گشاینده راهی باشید که اگر از ابتدا گشوده میشد امروز شاهد این همه خسارتهای جبرانناپذیر نبودیم.















۱۷ دیدگاه
درود بر یاران سبز اندیش و پاک ایرانی نهاد پایدار دار باید مبارزات ضد دیکتاتورد و استکبار ایرانیا ن ایرانی یا حیسن میر حسین قلم دشمن دگم اندیش است زنده باد قلم آتشین دانشگاه
جناب آقای حاضری عزیز، از منطق و شجاعتِ در کلامتان بسیار آموختم. خدا نگهدارتان باد که مهندس موسوی را تنها نمیگذارید.
نکات خوبی مطرح شد . ولی متاسفانه کار کشور ما از نقد و مباحثه گذشته. این مهم نیست که سیاسیون همدیگر را قانع کنند. بلکه لازم است همگی تسلیم خواسته اکثریت مردم شوند. و اگر تردیدی وجود دارد که خواسته اکثریت مردم چیست، رفراندومی مردمی برگزار کنند.
البته اگر در کشور ما اعتقادی به دموکراسی وجود داشته باشد!
آنکه حساب پاک است / از محاسبه چه باک است ؟بخدا اینها گر قادر به قانع کردن مردم بودند خون نمیریختند .مسلم است که حسابشان پاک نبوده.
man ba nazare Mohsen kamelan moafegh hastam va khastare refrandom mibasham.
سخن امروز آقای حاضری ،مرا بران داشت،تا یکی دو نکته ای در مورد نقد حداد عادل بیان کنم.جناب حاضری ،ایشان که با دوپینگ شورای نگهبان ، و حذف ناعادلانه آقای رجای به سیاست بر گزیده شد ،و شاید در تاریخ انقلاب اسلامی ،بدعتی نامبارک بود ،که در دوران ریاست ایشان بر مجلس ،مجلسی بی اراده ،بی برنامه، و فرمایشی ،و و…از این رو اگر ایشان براستی عادل میبود تن به این کار نمیداد
درود بر سبزاندیشان سبزپوش سربدار ….
تا زنده ایم تابنده ایم/ از عشق حسین پاینده ایم
گر نامسلمانیم آزاده ایم/ از رنگ و فریب و ریا آزرده ایم
دل من تنگ است و به خون آغشته/ کف پایم سنگ است و از زر و سیم وارسته
این است فریاد خاموشم در کربلای ایرانی/ کسی می شنود فریاد هل من ناصرا ینصرنی
اقای حاضری به راستی سخنان شما حق است ولی کو گوش شنوا؟؟؟؟؟
سلام. آقای حاضری .زحمت نکشید. این آقایان خیلی وقت است که در خواب …. بسر میبرند.و بعضی از آنها خودشان را به خواب میزنند.صدای ملت بلند تر از آن بود که کسی نشنود.((همش تقصیر بی بی سی
خدا را شاکرم که از چنین انسانهای صادق و شجاع همایت میکنم
درودخدا بر اندیشه های پاک
یکی میگفت:
“سخت ترین کار دنیا، محکوم کردن انسان نادان است(یا کسی که خود را به نادانی میزند)”
ومن میگویم : ناممکن ترین کار دنیاست ……………..
doorod bar shoma va kalame del neshineton
arezoye salamati paydari baraye shoma va tamamiye yarane sabz ra arezo mandam
درودخدا بر اندیشه های پاک
مجلسی که آقای حداد رئیس آن بود سرسپرده ترین و بی اراده ترین مجلس تاریخ جمهوری اسلامی بود. در کشور ما رسم است که به کچل می گویند زلفعلی.
آقای حداد اگر واقعا عادل بود هیچگاه نمی پذیرفت که در یک برنامه تلویزیونی بدون حضور طرف مقابل هر چه که می خواهد علیه میر حسین(به تبعه آن حامیان او) بگوید و باید گفت شما که رئیس آن مجلس عاشورایی(به تعبیر دوستان) بودید چه تحول شگرفی در کشور ایجاد کردید و در واقع شمایی که کنار زده شدید و در برابر لطف دوستانتان روزه سکوت گرفته بودید چه انتقادی داشته و بیان کردید(همانها برای شما بس است) که این روزها به یکباره یاد ایام کردید و همه گذشته پر افتخارتان را فراموش کرده و بسیار منصفانه از تمام فرصتهای بدست آمده برای ضربه به اصلاح طلبان سود می برید. با اینحال ما از ایشان عدل را می اموزیم.
لطفا جواب جنب حداد را هم به این نامه بنویسید البته اگر جوابی داشت که بدهد!
درود بر آقای حاضری بزرگوار….
وکیل ضد ملت خجالت خجالت…