اگر حرمت قانون بشکند هرج و مرج حاکم می شود
چکیده :در جایی که جنگ می شود اول نمی آیند پیمان صلح را بنویسند اول آتش بس می کنند می گویند موافقت کنید مدتی آتش بس شود فضا که آرام شد می نشینند در فضای آرام گفتگو می کنند. به عقیده من الان باید یک آتش بس بشود. اگر می خواهیم به وحدت برسیم وحدت راهکار دارد. من تصور می کنم راه بسته نیست و بن بستی وجود...
کلمه:آیتالله العظمی مکارم شیرازی درباره راهکارش برای عبور از شرایط فعلی تصریح کرد:در جایی که جنگ می شود اول نمی آیند پیمان صلح را بنویسند اول آتش بس می کنند می گویند موافقت کنید مدتی آتش بس شود فضا که آرام شد می نشینند در فضای آرام گفتگو می کنند. به عقیده من الان باید یک آتش بس بشود. اگر می خواهیم به وحدت برسیم وحدت راهکار دارد.
این مرجع تقلید که عضو کمسیون زبان و مذهب و نماینده فارس در مجلس خبرگان قانون اساسی بوده، به مناسبت ۱۲ آذر سالروز تصویب قانون اساسی در گفتوگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران درباره ترکیب این مجلس اظهار کرد: شایسته ترین، باسوادترین و آماده ترین علما، شخصیتها و افراد انقلابی آن روز در آنجا جمع بودند یعنی واقعا ترکیب بسیار ترکیب شایستهای بود. ما هر چه نگاه میکردیم افراد باشخصیت، علما، دانشمندان و افراد انقلابی و اهل علم و استاد جمع بودند. این ترکیب ترکیبی بود که منحصر به همان مجلس بود که بعد از آن در آن سطح، هیچ مجلسی تشکیل نشد و مایه امیدواری بود که چنین مجلسی، قانون اساسی خوبی بنویسد و تجربه هم نشان داد که قانون خوبی نوشته شد.
وی در پاسخ به این سوال که این مجلس با آن همه تنوع در آن فضای انقلابی چگونه مدیریت میشد؟ گفت: مدیریت این مجلس بسیار عالی بود. مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی عمدتا با مرحوم آیت الله شهید بهشتی بود. شهید بهشتی بیست سال قبل از انقلاب درباره تاریخ مشروطیت مطالعه میکرد و قانون اساسی کشورهای مختلف را مطالعه کرده بود. اداره خوب شورای انقلاب و مجلس خبرگان قانون اساسی مرهون همین مدیریت مرحوم بهشتی بود.
مکارم شیرازی در پاسخ به این سوال که اختلاف آراء در تصویب قوانین با چه روشی مدیریت میشد؟ اظهار کرد: روشی که بر مجلس خبرگان حاکم بود روش سخت گیرانهای بود. یعنی به آسانی از یک قانون عبور نمیکردند. میدانستند که این قانون، قانون اساسی است نه قانونهای معمولی که امروز بنویسند بعد ببینند مشکلاتی دارد بعد از سه ماه و شش ماه عوض کنند. میدانستند قانون اساسی ماندگار است. من یادم است آن زمان در مورد برخی مواد که بحث شد آراء به اجماع و حتی دو سوم هم نمیرسید. عدهای گفتند با اکثریت آراء تصویب شود. مرحوم بهشتی گفت ما باید هر کاری بکنیم تا مصوبهها با دو سوم آراء باشد. اینقدر بحث و بررسی و کم و زیاد و تعدیل میشد تا دو سوم آراء کسب میشد. یعنی سخت گیرانه عمل می شد تا پایه ها محکم بشود.شهید بهشتی(ره) می گفت قانون اساسی اکثریت آراء فایده ندارد قوانین با دوسوم آراء باید تصویب شود.
وی افزود: روش روش سخت گیرانهای بود گاهی روزها و ساعت ها طی میکشید ماده قانونی مورد بحث قرار می گرفت تا تصویب می شد. بخاطر همین سخت گیری ها مدت تصویب قانون اساسی که یک ماه تعیین شده بود به دو ماه تبدیل شد. آنچه جوانان امروز باید بدانند این است که چقدر آن زمان برای این قانون زحمت کشیده شد نمایندگان می خواستند تا آنجایی که می توانند کاری خوب و عالی باشد.
این مرجع تقلید در ادامه خاطرنشان کرد: نکته مهمی که درباره مجلس خبرگان قانون اساسی وجود دارد حال و هوای خاص حاکم بر آن بود. تازه انقلاب شده بود محیط ،محیط انقلابی بود افکار مردم انقلابی بود ارزشهای انقلابی مثل عدالت، آزادی، عزت، سلامت انسانی، حمایت از مظلومان دنیا و حمایت از قشرهای مستضعف خیلی پر رنگ بود. این ارزش ها در متن قانون اساسی پیاده شد. آن وقت حال و هوا و فضا چیزی دیگری بود،فضایی بود که برای نوشتن قانون اساسی خیلی مفید و با ارزش بود. ارزشهای آن زمان، در تصویب قانون اساسی نقش داشت.
مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: عوامل لیبرالی در مجلس خبرگان نفوذ کرده بودند و البته در اقلیت بودند. این مساله منحصر به بنی صدر هم نبود. اینها دست و پا میزدند که مواد قانون اساسی را به سمت لیبرالیسم بکشند.ما و دوستان که اکثریت بودیم می خواستیم قانون را به سمت اسلام و انقلاب نه شرقی و نه غربی بکشیم. خیلی فعالیت کردیم وقتی ماده ولایت فقیه با آن اختیارات تصویب شد بنی صدر عصبانی شد و بلند شد و گفت؛ پس برای رییس جمهور چی باقی ماند؟ چرا اختیارات رییس جمهور را به ولی فقیه دادید؟ رییس جمهور موقعیت بالایی در قانون دارد. بنی صدر می خواست همه اختیارات را بردارند به رییس جمهور بدهند. بنی صدر پیش بینی می کرد که رییس جمهوری شود و همه اختیارات را به دست میگیرد.
وی یادآور شد: یکی از عواملی که باعث شد دوستان ما به تصویب اصل ۱۱۰ روی بیاورند جلوگیری از نفوذ افکار لیبرالی بود. چون حتی پیش نویس قانون اساسی هم که نوشته شده بود برخی از آن افکار در آن بود. شاید هم بدون سوء نیت بود چون هنوز فضا فضای شاهنشاهی بود. درست است که در شورای انقلاب تصویب شده بود ولی چون دستگاه طاغوتی تازه عوض شده بود فضا هنوز بکلی تغییر نکرده بود. یک مقدار هم ملاحظه خارجی ها بود فکر می کردند که حالا اگر این اصل بیاید آنها چه می گویند داخلی ها چه می گویند. مطرح می شد که غربی ها نمی پسندند و غیره. لذا این پیش نویس قانون اساسی سازگار با انقلاب نبود.
وی ادامه داد: حضرت امام نمی خواستند بگویند این کار را به نفع خودش میکند. در اندیشه امام این مساله پررنگ بود. بحث های ولایت فقیه در نجف با پیش نویس قانون اساسی مخالف بود. امام بخاطر علو طبعی که داشت نمی خواست خودش این کار را انجام دهد منتهی کسانی که در مجلس خبرگان بودند می دانستند که اگر کسی این کار را انجام ندهد فردا مشکل ساز خواهد بود. شبیه دوران مشروطه می شد. تجربه مشروطه سبب شد که این اصل به قانون اساسی اضافه شد الان هم اگر این مساله نبود حال و هوای دیگری در کشور حاکم داشت.
وی در پاسخ به این سوال که آن زمانی که برخی موارد به قانون اساسی اضافه می شد، فعالان این مساله از امام مجوز گرفتند یا بر اساس برداشت خود عمل کردند؟ گفت: ظاهرا یک اجازهای گرفته بودند.
این عضو کمیسیون زبان و مذهب مجلس خبرگان قانون اساسی گفت: این کمیسیون با همه کمیسیونهای دیگر فرق می کرد برای اینکه نمایندگان همه اقلیت ها و مذاهب آنجا بودند. نماینده کلیمی ها، زردشتی ها و مسیحی ها و اهل سنت هم بودند و من هم نماینده شیعیان بودم. وضع من نسبت به بقیه فرق می کرد آنها نماینده اقلیت بودند و من نماینده اکثریت. ما خیلی با اینها صحبت کردیم تا اینها را قانع کنیم که قبول کنند شیعه، به عنوان مذهب رسمی کشور در قانون اساسی تصویب شود. صحبت کردیم که نمی شود دو تا مذهب رسمی باشد. اکثریت قاطع ایران هم شیعه هسند باید مذهب رسمی تشیع باشد ولی اهل سنت در مسائل شخصیه و احوال شخصیه قوانین خود را رعایت کنند و مذاهب سه گانه هم آزادی های زیادی خواهند داشت که از زمان قانون اساسی قبل هم بهتر و خوبتر خواهند بود. ما با استدلال های مختلف و با حوصله فراوان اینها را قانع کردیم که این ماده را تصویب کنند.
وی افزود: به هرحال همه زحمت زیادی کشیدند ما هم زحمت زیادی کشیدیم که توانستیم مساله مذهب را بصورت پخته، عاقلانه، خوب و با در نظر گرفتن حقوق همه افراد به تصویب برسانیم. در صحن مجلس هم من از این اصل دفاع کردم. بعدها که خدمت امام رسیدم ایشان گفتند که “من صحبت های مجلس را گوش می دادم و دفاع شما را هم گوش دادم خیلی خوب بود.” ایشان پسندیده بودند و اظهار محبت هم کردند.
مکارم در پاسخ به این سوال که به اصل ۱۵ قانون اساسی که به آزادی آموزش زبانهای دیگر کشور مثل ترکی و کردی غیر از زبان رسمی کشور تصریح دارد عمل نشده است و آموزش زبانهای غیر رسمی با محدودیتهای زیادی همراه است آیا این مساله در تضاد با روح قانون اساسی نیست؟ اظهار کرد: معنی زبان رسمی این است که ادارات با آن مکاتبه کنند رادیو و تلوزیون، عهدنامه ها، پیمان ها و .. با آن باشد و اینکه آموزش آزاد باشد کسی مانع آن نیست اما تاکنون به آن عمل نشده است. الان آموزش زبان های دیگر در آموزشگاه ها آزاد است. اما اینکه در مدارس دو زبان تدریس شود آن وقت مساله به زبان رسمی مربوط می شود چون مدارس مکان های رسمی هستند اگر این اتفاق بیافتد به معنی رسمی شدن دو زبان است.
وی گفت: باید امکاناتی داشته باشند و ممانعتی هم نباید باشد. البته ممانعت هم نمی شود اگر اینها بخواهند می توانند خودشان کار کنند. گاهی هم در رادیو ها در برخی از مناطق به زبان غیر فارسی هم صحبت می کنند.
مکارم شیرازی در پاسخ به پرسشی درباره نسبت ولایت فقیه و قانون و دیدگاههای حضرت امام (ره) در این باره گفت: امام هر نوع فکری داشت شخصا این معنا را رعایت می کرد می گفت باید مسائل شکل قانونی پیدا کند. شاید در ذهنش این بود که ولایت فقیه فراتر از قانون باشد ولی پایبند به قانون بود وقتی قانون تصویب شد در چارچوب قانون عمل می کرد. در غائله بنی صدر امام نیامد بنی صدر را عزل کند پس از واکنش مجلس طبق قانون به وظیفه خود عمل کرد. خود ایشان هم بعدا گفتند من به بنی صدر رای نداده ام. در عین حال در مراسم تنفیذ، حکم بنی صدر را تنفیذ کردند. این نشان می دهد امام قانون گرا بودند.
این مرجع تقلید درباره جایگاه قانون شکنی در دین اسلام عنوان کرد: وقتی که خبرگان مردم با آرای مردم انتخاب شده اند مجتهدین متعدد واساتید دانشگاهی از جهات حقوقی، شرعی، مسائل روز، نیازها و ضرورت ها را در نظر گرفتند و یک قانون اساسی نوشته اند، باید به آن عمل کرد. قانون هم فقط قانون اساسی نیست. قانون اساسی که سهل است، حتی رعایت مقرارات راهنمایی و رانندگی هم ضرورت دارد دیگر قانون اساسی جای خود دارد.
مکارم شیرازی ادامه داد: همانطور که گفتید متاسفانه قانون گریزی در خیلی ها هست از طبقات پایین گرفته تا باسوادها و نخبگان. هر جایی که برخلاف میلشان است قانون را دور می زنند و این مشکلات زیادی در جامعه ایجاد می کند قانون اگر به ضرر من هم باشد اگر به آن احترام بگذاریم در پایان به نفع همه است. اگر حرمت قانون بشکند هرج و مرج حاکم می شود هر کسی بیاید قانونی را که برخلاف میلش باشد بشکند، دیگر چیزی باقی نمی ماند.
وی با بیان اینکه هرچه قانون شکنان موقعیت مهم تری داشته باشند خطر آن قانون شکنی بیشتر میشود، خاطرنشان کرد: اگر در یک کشور رییس جمهوری باشد و بگوید قانونی را که مجلس تصویب کرده، من اجرا نمی کنم. این معنی اش این است که مجلس جایگاهی ندارد. دستگاه قضایی بگوید قانونی که مجلس تصویب کرده، قابل اجرا نیست، این هم یعنی اینکه قانون جایگاهی ندارد. یا دستگاه قضایی چیزی را قبول کند ادارات بگویند ما نمی توانیم پشت این قضایا بیاستیم، این چیزی جز آنارشیسم و هرج و مرج نخواهد بود.
مکارم شیرازی تاکید کرد: باید اگر یکجا هم برخلاف نظام بود بنشینیم مذاکره بکنیم و سرانجام به جایی برسیم اگر به جایی هم نرسیدیم احترام قانون را نگه داریم. غالبا در جاهایی که بین دستگاه های بالا اختلافاتی هست راه حل وجود دارد اگر بنشینند کم و زیاد کنند راه حل پیدا می کنند. اگر خدای نکرده کسانی با صراحت قانون را دور بزنند و یا یگویند ما قانون را اجرا نمی کنیم این ارزشی برای قوه های دیگر باقی نمی گذارد.
این مرجع تقلید درباره راهکارش برای عبور از شرایط فعلی تصریح کرد:در جایی که جنگ می شود اول نمی آیند پیمان صلح را بنویسند اول آتش بس می کنند می گویند موافقت کنید مدتی آتش بس شود فضا که آرام شد می نشینند در فضای آرام گفتگو می کنند. به عقیده من الان باید یک آتش بس بشود. اگر می خواهیم به وحدت برسیم وحدت راهکار دارد.
وی ادامه داد: وحدت که می گوییم درباره کسانی است که به قانون اساسی، رهبری، اسلام و به منافع کشوراعتقاد دارند. کسانی که به اینها اعتقاد دارند می توانند به وحدت برسند. شرط اول این است که یک حالت آرام ایجاد شود. بعد یک عده افراد که واقعا مورد احترام جامعه هستند و معتدل هستند بنشینند اصول وحدت را بنویسند. من تصور می کنم راه بسته نیست و بن بستی وجود ندارد.
مکارم شیرازی گفت: من هم یک اصولی را فکر کرده ام ولی آن اصول را در شرایط فعلی نمی توانم عرض کنم. اگر یک فضای آرامی پیدا بشود و افرادی پیدا شوند که بخواهند جامعه به وحدت برسد ما هم نظرات خود را در اختیار آنها خواهیم گذاشت. من تصور می کنم ما میتوانیم به وحدت برسیم.
وی تاکید کرد: من کرار گفته ام عده معدودی آشوبگر خیابانی بودند که حساب آنها جدا است. یک گروه عظیم اکثریت انتخابات را تشکیل داده اند و یک گروه عظیم دیگری اقلیت را. ما باید بین این دو تفاهم ایجاد کنیم. بلاخره آنها سیزده، چهارده میلیون هستند و افراد این کشورند و اینها هم بیست و چهار، پنج میلیون هستند و مردم این کشورند. در جاهای دیگر به اعداد کمتر از این اهمیت می دهند با دو میلیون و سه میلیون می نشینند مذاکره می کنند. باید نشست و مذاکره کرد و شرط آن هم ایجاد یک فضای آرام است.















بدون دیدگاه