hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سرمقاله آفتاب یزد؛ افراط در مهرورزی...

سرمقاله آفتاب یزد؛ افراط در مهرورزی

چکیده : احمدی نژاد بارها اعلام کرده که قطعنامه‌های صادره علیه ایران در موضوع هسته‌ای را »ورق پاره«‌ای بیش نمی‌داند. به عبارت دیگر از نظر احمدی نژاد، این قطعنامه‌ها تاثیری بر کشورمان ندارد و تنها نکته مهم در این قطعنامه‌ها، افشای رفتار سیاسی سایر کشورها با ایران است.


کلمه:مجتبی واحدی در سرمقاله روزنامه آفتاب یزد نوشته است:سخنان سه‌شنبه شب محمود احمدی‌نژاد در سیمای جمهوری اسلامی ایران، شباهت بسیاری به گفتگوهای یکطرفه قبلی داشت. او بار دیگر رقبای داخلی و منتقدان سیاست‌های خود را مورد حمله قرار داد و از دستاوردهـــای بــزرگ آخرین سفر خارجی خویش سخن گفت. این بار نیز مانند همیشه، مجری نجیب برنامه تقریبا نقشی شبیه میلیون‌ها ایرانی دیگر داشت و تنها تفاوت او با سایر بینندگان برنامه تلویزیونی، توفیق همجواری با رئیس دولت بود! بر همین اساس، پرداختن به انتقادهای داخلی احمدی‌نژاد یا پاسخ به اتهاماتی که او به رقبای داخلی وارد کرد چندان ضروری به نظر نمی‌رسد.

اما نمی‌توان نسبت به برخی اظهار نظرهای احمدی‌نژاد در خصوص سایر کشورها، بی‌تفاوتی نشان داد. رئیس دولت که تنها سه روز پس از سفر خود به برزیل با نامهربانی آن کشور نسبت به موضوع هسته‌ای ایران مواجه شده بود، تلاش کرد رفتار برزیل را دوستانه جلوه دهد.

هفته گذشته در جلسه شورای حکام، شش کشور شامل برزیل، ترکیه، مصر، افغانستان، پـاکستـان و آفریقای جنوبی، ترجیح دادند به قطعنامه ضد ایرانی آمریکا و هم پیمانان آن کشور – از جمله چین و روسیه-رای ممتنع بدهند تا مبادا نام آنها در لیست دفاع کنندگان از »حق مسلم هسته‌ای« ایران ثبت شود و دلشکستگی آمریکا، اسرائیل، اروپا، چین و روسیه را به دنبال داشته باشد. البته برزیل حق دارد که منافع خود را بر حقوق ایران ترجیح دهد اما چه دلیلی وجود دارد که رئیس دولت ایران به جای گلایه از این عدم همراهی، به کمک دولت برزیل بشتابد؟ احمدی‌نژاد در همین راستا اظهار داشته است:

»‌برزیل در قطعنامه اخیر، رای ممتنع داد که به معنای رای منفی است!« رئیس یک دولت که بایستی برجسته‌ترین دیپلمات کشور خود باشد رای ممتنع را معادل رای منفی بداند به تنهایی نیز سوال برانگیز است اما این موضوع از زاویه نگاه احمدی نژاد به موضوع هسته‌ای و قطعنامه‌های ضد ایرانی نیز قابل تامل می‌باشد. احمدی نژاد بارها اعلام کرده که قطعنامه‌های صادره علیه ایران در موضوع هسته‌ای را »ورق پاره«‌ای بیش نمی‌داند. به عبارت دیگر از نظر احمدی نژاد، این قطعنامه‌ها تاثیری بر کشورمان ندارد و تنها نکته مهم در این قطعنامه‌ها، افشای رفتار سیاسی سایر کشورها با ایران است.

با این فرض رفتار برزیل زمانی برای ایران ارزش داشت که با رای منفی بـه قـطعنامه ضد ایرانی، مخالفت خویش با حق کشی هسته‌ای علیه ایران را آشکار سازد. به عبارت دیگر، برخلاف آنچه احمدی‌نژاد گفته، رای برزیل به قطعنامه از آن جهت که فاقد عنصر حمایت از حق ایران بود به رای مثبت نزدیک‌تر است تا رای منفی! با توجه به این نکته، آیا رئیس دولت ایران حق دارد نامهربانی میزبان برزیلی خود را با مهرورزی افراطی پاسخ بگوید و او را در این عدم همراهی با ایران – یا همراهی ۵۰ درصدی با دشمنان ایران – تبرئه کند و حتی از او تشکر نماید؟ راستی آیا رئیس دولت و همکاران او در داخل کشور نیز همین گونه می‌اندیشند و کسانی که در دوره انتخابات، بیطرف ماندند و حاضر نشدند از کاندیداتوری او حمایت کنند را مانند حامیان شناسنامه‌دار احمدی نژاد، عزیز می‌شمارند و از آنها تشکر می‌کنند؟

نکته دیگری که در سخنان احمدی نژاد وجود داشت، اظهار نظر او نسبت به وزیر خارجه فرانسه بود. وی در واکنش به اظهارات اخیر کوشنر و تهدیدهای او علیه ایران گفته است: » خود فرانسوی‌ها هم به ما می‌گویند کوشنر یک ذره تعادل در حرف زدن ندارد و نمی‌داند چه بگوید. پیغام‌هایی که به ما می‌دهند این گونه است که رئیس‌جمهور فرانسه گرفتار وزیر خارجه خود است.«‌

‌این اظهار نظر نیز اگر ناشی از مهرورزی افراطی نسبت به رئیس جمهور نامتعادل فرانسه نباشد می‌تواند القا کننده کم اطلاعی تیم مشاوران رئیس دولت ایران باشد. احمدی نژاد به گونه‌ای از اسارت سارکوزی در دستان کوشنر سخن گفته است که گویی رئیس جمهور فرانسه عطوفت ویژه‌ای به ایران دارد اما حریف وزیر خارجه خویش نیست. این در حالی است که سارکوزی در سه سال گذشته، به نوعی در برابر ایران موضع‌گیری کرده که شاید بتوان سخنان او را شدیدترین اظهارات بر علیه دولت ایران- حتی نسبت به جرج بوش و هم پیمانان افراطی او در اروپا – دانست. رئیس جمهور فرانسه روز پنجم شهریور ماه ۸۶، مسئله هسته‌ای ایران را جدی‌ترین بحران جهان دانست و در ۱۸ شهریورماه ۸۷ پیگیری برنامه هسته‌ای را »قمار خطرناک ایران« نامید. سوم مهر ماه ۸۸، همین رئیس جمهور اسیر، در جمع سران کشورهای بزرگ صنعتی در پیتزبورگ آمریکا – که رئیس جمهور برزیل هم در آنجا حضور داشت – ادعا کرد: »ایران، جامعه جهانی را به ورطه خطرناکی می‌کشاند… نمی‌توانیم به رهبران ایران اجازه دهیم در حالی که به فعالیت هسته‌ای خود ادامه می‌دهند، زمان بخرند.« البته سارکوزی مهرورزی ویژه نسبت به احمدی نژاد هم داشته است.

او روز دوم بهمن ماه ۸۷ اعلام کرد: »حاضر نیستم با کسی دست بدهم که می‌خواهد اسرائیل را از نقشه جهان محو کند«. علاقه‌مندی سارکوزی به اسرائیلی‌ها و آشکارسازی ‌این علاقه طی سال‌های اخیر در حدی بود که اسفند ماه ۸۶، رئیس جمهور اسرائیل یک باغ زیتون در شمال تل‌آویو به سارکوزی هدیه کرد. همه این نشانه‌ها ثابت می‌کند که مواضع سارکوزی بر ضد دولت ایران و برنامه هسته‌ای کشورمان، به خاطر اسارت در دستان وزیر خارجه خود نیست و منابع اطلاعاتی رئیس دولت ایران در این مورد، غیرقابل اعتماد است؛ مگر آنکه بپذیریم احمدی نژاد علیرغم اطلاع از همه این مسائل، مایل است، با رئیس جمهور فرانسه نیز مهرورزی کند و رفتارهای او علیه برنامه هسته‌ای ایران را نادیده بگیرد. اگر این گونه است چرا حتی جزئی از این مهرورزی، شامل منتقدان داخلی از جمله کسانی که اظهارنظرها و تصمیمات هسته‌ای احمدی نژاد را دقیق نمی‌دانند، نمی‌شود؟

Comments are closed.