» راه سبز امید

ادبیات سبز/فضاپیمای آتلانتیس! پیغام مرا به خدا برسان

تقصیر کلمه و جرس است که تیتر می کنند : “روزنامه نگاران اصلاح طلب در حسینیه زندان رجایی شهر؛نوبتی می خوابند “. مگر ممکن است وقتی آدم ها به فضا می روند و تازه روی زمین هم هنوز هزاران هزار کیلومتر سرزمین حاصلخیز بلا استفاده افتاده است روزنامه نگاران مجبور باشند اینقدر چسبیده به هم زندگی کنند. اصلا از این خبرها نیست آقای محترم !.

روزگار سبز/ سهراب در زنجیره ای سبز

شهید سهراب اعرابی در زنجیره انسانی که به نشانه حمایت از میرحسین موسوی در تهران شکل گرفت.

شعر سبز/فرقی نمی کند شهریار باشی یا شریعتی

مجسمه

طرح سبز/تی شرت هایی با طرح شهدای راه استقلال و آزادی

تی شرت هایی با طرح شهدای راه استقلال و آزادی

ادبیات سبز/شعری از شفیعی کدکنی

شفیعی کدکنی

خوب من! دانایی را بنشان بر تخت…

کافی نیست که سبزها خود را تربیت کنند و نگذارند کینه و دشمنی، خون‌خواهی و انتقام‌جویی در ضمیرشان راسخ شود. وظیفه‌ی مهم دیگری که دارند این است که نگذارند مخالفان‌شان هم به سوی کین‌ورزی بروند. مهم است چشمِ آدمیان را به روی عواقب دشمنی و زبانه کشیدن غضب و نادانی باز کنیم. مهم است که آدمیان بدانند آن‌چه را که «خشم مقدس» یا «غیرت دینی و ایمانی» نام می‌نهند، بیش از هر چیزی برخاسته از سخت‌گیری، تعصب و خامی است نه منبعث از ایمان و اخلاق.

نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی

برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همه ی هستی را درنوردد اعلام میدارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقه مندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست می گوییم. این احتمال هیچ هزینه ای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را می خورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهی اند.

حکمتِ استغنا و خصلتِ سبز بودن

کسی نمی‌‌تواند به زور و زر و با ارعاب دل از مردم برباید. جلب قلوب با زورِ سرنیزه و با تهدید مستمر میسر نیست. دو سه روزی شاید بتوان با فشارِ روانی بی‌امان،‌ این مسند و منصب را نگاه داشت. اما این استمرار،‌ جاودان نمی‌شود. هر چه برای میسر و مقدر ساختن این بساط کوشش شده و خون دل خورده‌اند،‌ برای از میان رفتن‌اش کوششی لازم نیست: «اینما تکونوا یکدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده»

سبزها به هم علامت بدهند که هستند

سبز بودن افتخار است، هویت است. سبز ها خواستار اجرای قانون هستند. اجرای بدون تنازل همین قانون اساسی. سبزها می خواهند انتخابات آزاد و سالم برگزار شود و کسی در رأی آنها دست نبرد. سبز ها برای اینکه خسته و دلسرد نشوند باید به هم علامت بدهند که هستند. چرا که دلخوشی آنها به بیشمار بودنشان است و همین است که به آنها قوت قلب می دهد. بنابراین باید به یکدیگر علامت بدهند و اعلام بکنند که هستیم و همچنان سبز هستیم. اگر می توانیم از نماد سبز استفاده کنیم ولی اگر استفاده از نماد سبز مقدور نبود با دست به هم علامت بدهیم. سواره و پیاده، از دور و از نزدیک، به آشنا و غیر آشنا هر جا چشممان به هم افتاد انگشتانمان را به علامت پیروزی شکل بدهیم و به یکدیگر نشان بدهیم. اگر کسی به ما علامت داد ما نیز به او علامت بدهیم و البته هر یک سعی کنیم در دادن علامت بر دیگری پیشی بگیریم.

دید و باز دید های نوروزی و گسترش شبکه های اجتماعی

دید و بازدیدهای نوروزی فرصتی است مغتنم برای ترمیم شبکه اجتماعی جنبش سبز و شبکه فردی انبوه مشارکت کنندگان در جنبش سبز. درحالیکه از یک سو دید و بازدیدهای نوروزی افراد را به یکدیگر نزدیک وآشنایان و اقوام دور و نزدیک را از حال هم با خبر می کند، دیدارها و صمیمیتها را تازه می کند و اثرات غیرقابل انکاری بر روان فردی افراد و جامعه میگذارد.باید متذکر شد حکومتها قادر به مهندسی شبکه اجتماعی و مصادره به مطلوب کردن شبکه های شخصی نیستند و این افراد جامعه هستند که نقش بسزایی در تعیین شبکه شخصی و به تبع آن شبکه اجتماعی دارند چرا که شبکه شخصی بر ترجیح افراد بنا می شود.

جنبش تحول خواه و آزادی خواه سبز به سوی آرمان های بلند اسلامی پیش می رود‬

در این آغاز سال می خواهیم که آزادی به سرزمین مان بازگردد ، این تحول حال است . می خواهیم قانون مداری که می توان گفت دویست سیصد سال است که انسان ها به شکل مدرن برای آن تلاش کرده اند مجددا بر سرزمین ما حاکم شود.تقلبات و شائبه ها کنار رود ، تبعیض در هر شکلی که هست چه تبعیض برای مسائل مادی ، طبقاتی ، اقتصادی ، فرهنگی و تبعیض در مورد مسائل زنان برطرف بشود. آزادی های شخصی و فردی احترام گذاشته شود ، این به معنای این نیست که به جمع و خواسته های جمع احترام نمی گذاریم ولی فرد هم حق دارد و معمولا حکومت های رسمی ایدئولوژیک به فرد حق نمی دهند که برای خود نظر و سلیقه داشته باشد اما جنبش سبز این را می خواهد .جنبش سبز یک جنبش تحول خواه و آزادی خواه است و پیش به سوی آرمان های بلند اسلامی.

پیام تصویری میرحسین موسوی به مناسبت عید نوروز

دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، ایرانی می‌دانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت می‌کشند و سعی می‌کنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانی‌ها و خسارت را دادند//سال 89 با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکل‌گیری این مطالبات بازمی‌گردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناح‌ها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم.

ما هزاران تن بودیم تنها…

ما مرد نقاش را یافتیم که بشارت‌مان داد به روشنایی. روح ما روشن شد، از تاریکی به‌در آمدیم و ما شدیم. این ما حالا قرار است سال ٨٩ را با صبر و استقامت پیش ببرد، باشد و بماند و ببالد زیرا که سبز ماندن، سرنوشت ماست.

یک‌سال با آینه‌دار صبر و امید

بدون شک، آینده‌ای روشن و درخشان در انتظار مردمِ ماست. آینده‌ای که در آن هیچ کس محکوم به سکوت و ترس نیست. آینده‌ای که در آن هر شهروند ایرانی عزت و حرمت دارد. آینده‌ای که در آن هیچ رسانه‌ای ناگزیر به مجیزگویی قدرت نیست. آینده‌ای که در آن امنیت و کرامتِ انسان‌ها در پای میل صاحبان قدرت قربانی نمی‌شود. آینده‌ای که در آن سوءظن و پرونده‌سازی ویژگی بارز قدرت سیاسی نیست. آینده‌ای که در آن علم و معرفت، دانشگاه و دانش‌پژوهی حرمت دارد و حکمت – این گمشده‌ی مؤمنان – محبوس و مقیدِ هوس‌‌بازی‌های سیاسی و تقسیم‌بندی‌های جناحی نیست. آینده‌ای که در آن دین و اخلاق بازیچه‌ی رسیدن به جاه و مقام نیست. آینده‌ای که در آن دروغ و ریا تبدیل به فضیلت نمی‌شود. آینده‌ای که در آن بیدادگری خوار است و دادگستری و معدلت‌پروریِ بدون تبعیض چراغِ راهِ دستگاه قضاست. این آینده برای ما آینده‌ای است خواستنی و آرمانی که جهتِ کوشش‌های ما به سوی آن است.

بازگشت به سیاست یا بازگشتِ «سیاست»؟!

موسوی اعلام کرد که احساس خطر کرده است. این به معنی این بود که او از موضعی آسیب‌شناسانه وارد فعالیت‌های سیاسی جاری شده است: دقیقا به معنی ورود از سیاست 2 به سیاست 1. همین معنا بود که حریف را سخت به چالش کشید و هم‌چون کابوسی برای وی عمل کرد: احمدی‌نژاد دچار کابوس موسوی شد و این در خطاهای زبانی متعددی که او در مناظره‌ها مرتکب شد و چند بار کروبی یا رضایی را موسوی صدا کرد، نمایان گشت.

سرانجام میرحسین آمد

او که روز قبل از اعلام کاندیداتوری به جوانان جامعه دانش آموختگان دانشگاه گفت : “از ارزشها و آنچه حق است دفاع و به مصلحت کشور توجه کنید و خیلی صریح در مقابل کژی ها و باطل واکنش نشان دهید”، خود جدی ترین مدافع حق و راستی و پاکی، و مبارز با باطل و دروغ و فساد شد.

چراغ راهی برای جنبش سبز

دلیل انتخاب ملت در انتخابات هم به سادگی این بود که یک مشی، یک روش و یک سلیقه‌ی سیاسی را نه تنها نمی‌پسندید بلکه باور داشت که آن سلیقه‌ی سیاسی سرمایه‌های مادی و معنوی و دستاوردهای مدنی و ملی ایران را به بازی گرفته است و مجموع کارنامه‌اش جز تباهی و ویرانی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حاصلی برای ملت نداشته است.//سبز بودن یعنی پرهیز از تمامیت‌خواهی و سیاه و سفید دیدن ملت؛ سبز بودن یعنی طبقه‌طبقه نکردنِ مردم و به رسمیت شناختن تفاوت‌ها و اختلاف سلیقه‌های آن‌ها. اجرای عادلانه‌ی قانون می‌تواند مانند چتری بر سر تمام ملت باشد و خواسته‌ی جنبش سبز از این روشن‌تر نمی‌تواند باشد که…

چرا اینقدر دیر میر را شناختم؟

میر اما آمده بود تا تغییر رفتار ایجاد کند. همانگونه که در پاسخ هتاکی و افترای احمدی‌نژاد در مناظره گفت آمده است تا رفتارهای بازجویانه را عوض کند، آمده است تا عقل را به جای جهل و خرافه و رمالی در سیاست و اقتصاد حاکم کند. میر آمده بود که مردمسالاری را جایگزین مردم‌فریبی کند.

فراتر از چپ و راست حکومتی،علیه دروغ

آرمان امام او پشت و تکیه بر آرای مردم داشت، اصولش بر برچیده شدن دروغ و ظلمی بود که بر ملت می رفت و اصلاحش بر ساختارهای ویران و مبنی بر رابطه.او علیرغم تمام هزینه ها باز خود را عضوی از جنبشی می داند که او را انتخاب کرده و بارها و بارها می گوید که من تا آخر ایستاده ام…

تولد میرحسین روز آشنایی با ماست

از همین الان هم خیلی روشن می‌توان دید که شیوه سیاست‌ورزی و رهبری او و در مقیاس بزرگ‌تر شیوه جنبش سبز، یکی از مهم‌ترین و مورد توجه‌ترین نمونه‌های «سیاست مردمی» در کتاب‌های درسی و غیردرسی علوم سیاسی در چند دهه آینده خواهد شد.

“سبز بودن به رفتار و اخلاق است”+عکس

جمله ای همراه با اعتماد به نفس: ” آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد”

قدم اول در راه سبز امید و درد آزادی

من هم به حضور معتقدم چون اثرش را زیاد می دانم!از امید و انرژی ای که از حضور پرشمار نشات می گیرد نمی توان گذشت اما حضور به هنگام و به موقع کارسازتر نیست؟و یا حضور در کنار همه!آن زمان که استبداد و آزادی درد مشترک همه ما شود…راه امید،این راه سبز …

این بیلبورد هدف مناسبی نیست

فکر می کنند که این بیلبورد خودش سبز است ؛ سبز سبز.پس چه نیازیست به پاشیدن رنگ. چیزی که زیاد است تابلوی محتاج رنگ سبز.پس دستشان را پایین می آورند و راهشان را به سوی هدف مناسبی می کشند و می روند و می روند.

حسین زمان:سبز هم ارزانی شما؛ما به بیرنگی خو کرده ایم

ما نیز گفتیم سبز هم ارزانی شما که ما به بیرنگی خو کرده ایم و به آن مفتخریم و اگر به سبز ارادتی داریم از سر قداستی است که در رنگ سبز سراغ داشته ایم . اما این را هم میدانیم که سبز در دل سیاهی نمودی ندارد و در مجاورت سپیدی و روشنی است که میدرخشد و زیباییش پدیدار میگردد .

جنبش سبز مرگ ندارد

جنبش سبز جنبش راستی و راستان است. جنبش زندگی است. برای همین جنبشی باطراوت و شاد و نوآور است. جنبش سبز در برابر ریاکاری است. جنبشی بی ریا ست. چه نیازی دارد کسی به ریا وقتی می خواهد زندگی کند؟ وقتی می خواهد همه زندگی کنند؟

شکوری راد:«جنبش سبز» ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران است

این جنبش، جنبشی است که آغوش خود را به همراهی گروه های مختلف گشوده است و از قرارگیری در شرایط ریزش نیرو پرهیز می کند. اما در برابر این اصرار جنبش به گشاده رویی، فشارهای متعددی بر بزرگان آن وارد می شود که آنها دست به مرزبندی بزنند و به اصطلاح مرزهای خودشان را با گروه های سیاسی و فکری مختلف مشخص کنند.

محمد قوچانی:شعار استراتژیک سبزها…

جریان سبز نه در پی احیای سلطنت است و نه به دنبال حذف اسلامیت. اگر این همان جریانی باشد که به نام خط امام شروع شد و به اصلاحات رسید باید از جمهوری اسلامی همان گونه که امام خمینی گفت حمایت کند. طرح شعارهایی مانند« جمهوری ایرانی» در بدنه جنبش سبز نه تنها به مصلحت نیست که نادرست هم هست.

جنبش سبز و نوگروی سیاسی

پس از شکل‌گیری جنبش سبز، عده‌ی زیادی از افراد متعهد و وفادار به نظم سیاسی موجود، التزام و تعهد خود را نسبت بدان از دست داده اند و برخی حتا دست به نقد صریح آن زده اند (مثل نویسنده و فیلمساز هم‌اکنون دربند محمد نوری‌زاد و یا حیدری‌نژاد سفیر سابق ایران در نروژ و بسیاری دیگر از افراد معروف و یا غیرمعروف)؛ برخی مرددند که به جنبش سبز بپیوندند یا فقط راه خود را از راه نظم موجود جدا کنند؛ برخی هنوز در درون این نظم فعال اند اما انگیزه‌ی لازم برای تداوم فعالیت و سرسپاری را ندارند؛ برخی نیز در درون خود کلنجار می‌روند و کشمکشی را تجربه می‌کنند که کدام طرف برحق است و انتخاب درست چیست؟!

ویژگی های جنبش سبز ما و چند هشدار!

کسانی که به بهانه مخالفت با نظام به مقدسات اکثریت اجتماع حال حاضر ایران حمله می کنند و یا شعارهای ساختار شکن و تند روانه میدهند تیغ دو لبه هستند و در زمین دشمنان ملت گام برمیدارند زیرا اقایان از یکسو به مردم عادی می گویند که جنبش سبز اگر بر سر کار بیاید دین شما را هدف میگیرد و لا مذهبی را پایه گذاری خواهد کرد و از سوی دیگر زمینه سرکوب جنبش را با استفاده از تریبونهای خاص خود فراهم میاورند و ما را در حالت تدافعی قرار می دهند.

جستجوی سران یا رفتن در پی سراب؟

جنبش اجتماعی امروز ایران از نوع جدید بوده و از یک مرکز خاصی هدایت و رهبری نمی شود که بتوان با شناسایی آن تحت آنچه که از ناحیه برخی افراطیون جناح حاکم سران فتنه گفته می شود بتوان برآن چیره شد. واقعیت حوادث چند ماه اخیر نشان می دهد که جنبش اجتماعی جدید خود دارای قدرت اجتماعی و قدرت جذب شدید داشته وبه موازات مقاومت غیر معقولانه در برابر خواسته های آن متکثر شده و برپیروان آن افزوده می شود. قدرت نرم در تمام بدنه هاوریز بدنه های آن جاری وساری بوده و دارای یک منشأ واحد ومشخصی نیست اگرچه نمادهای مختلفی دارد.لذا واقعیت امر نشان می دهد که جستجو در پی سران، رفتن به دنبال سراب و غفلت از منشأ متکثر اجتماعی آن می باشد.