• صفحه اصلی
  • » حقوق و محدودیت‌های دوتابعیتی‌ها...

» گفتار

حقوق و محدودیت‌های دوتابعیتی‌ها

مشکل افراد دو تابعیتی در بسیاری از کشورها از طریق مسیری قانونی و با رعایت مصالح مردم در قالب قوانین روشن و عملی حل شده و از این طریق علاوه بر ارتباط عاطفی و همبستگی ملی، منابع معتنابهی از درآمدهای ارزی افراد دو تابعیتی در کشور اصلی صرف سرمایه‌گذاری اموال غیرمنقول، شرکت‌ها و صنایع و امثال آن شده است. نمایندگان محترم می‌توانند با تهیه متن جامع و کامل در تعیین تکلیف افراد دو تابعیتی ضمن برآورده کردن اهداف تهیه‌کنندگان محترم طرح مورد بحث به یک نیاز جدی و با اهمیت جامعه نیز پاسخ دهند.

اینجا، هنوز ایران است

بگذارید آخرین ردیف سینما نشسته باشم و خیره به نقش آرایی شما روی پرده هایی که روزگاری نه چندان دور پاره اش میکردید حرف بزنم .

ما نه گوسفندیم و نه خود را به خریت زده ایم.

تنها تفاوتمان اینست که بلندگو ها را به شما داده اند و تماشاچیگری را به ما پیش فروش کرده اند . شما می تازید و گرد و خاک می کنید …

ما چشمهایمان از غبار ِشما و اشک هایمان گِل میشود اما چیزی نمی توانیم بگوییم . نه اینکه آزادی بیان نداریم …. چرا داریم ، مشکل اینجاست که آزادی پس از بیان نداریم .

دانشگاه آزاد و آزمون اخلاقی شورای انقلاب فرهنگی

اینجانب چه در دوره ی مسئولیت و چه پس از آن همواره از منتقدان نحوه ی توسعه ی دانشگاه آزاد و کیفیت آموزش و پژوهش در آن بوده ام. لیکن نقد داشتن به هر پدیده ای موجب آن نمی شود که انسان از مرزهای اخلاقی عبور کند. قران کریم که برای ما حجت و راهنما است می فرماید ‘ای مؤمنان در راه خدا به داد برخیزید و به عدل گواهی دهید و دشمنی تان با برخی از مردمان شما را بر آن ندارد که بیداد کنید؛ دادگری کنید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند به آنچه می کنید آگاه است

همه شاد و مفتخر در جدایی نادر از سیمین

همچنین آرزو دارم که خداوند به همه ما آنقدر روشنی خیال بدهد که در مورد تمام مسایل‌مان با یکدیگر از راه سازش درآییم تا بتوانیم در زیر این نور تابان موفقیت فرهادی به روشنی دل در شادی دوست‌مان شریک باشیم. در خاتمه باید بگویم سینمای کشورمان به‌خصوص بعد از انقلاب به دلیل حمایت همه‌جانبه سربلند و افتخارآفرین بوده است و از نخل طلای عباس کیارستمی گرفته تا گلدن‌گلوب اصغر فرهادی و موفقیت فیلمسازان بزرگ دیگر همگی در داخل و خارج، گل به پای صنعت سینمای ایران ریخته‌اند و همه باید شادمان باشیم و مفتخر.

هنر برتر از دولت آمد پدید

رآیند کارنامه سینمای ایران حتی به فرض داشتن برخی نارسایی‌های احتمالی دستاورد بزرگ نظام ماست که به تدریج و با مرارت‌ها و برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌های فردی و جمعی اهل اندیشه و هنر و صرف هزینه‌های مادی و معنوی بسیار، شکل گرفته و به سرمایه ارزشمند فرهنگی-اجتماعی این مرزوبوم تبدیل شده و در سال‌های متوالی برای ایران افتخار آفریده است.

نامه ای به عروس رهبری

پرسش از شکنجه سپید و عواقب و تبعات آن. پرسش از خون های به ناحق ریخته شده. پرسش از امنیت به تاراج رفته و آرمان های به غفلت سپرده شده و آرزوهای به محال گراییده. پرسش از خانواده های فروپاشیده و ارزش های پایکوب شده و انسانیت های له شده و کرامت های لگدمال شده و عزت کتمان شده و ذلت فراگیر شده.

اصلاحات در سوریه و مصلحت ایران

تکیه صرف سوری ها بر راه حل امنیتی برای پاسخ به اعتراض ها نتایج مخربی هم برای نظام این کشور و هم متحدانش به ویژه جمهوری اسلامی داشته است. اگر پشتیبانی تهران از بشار اسد با فشار علنی بر وی برای اجرای اصلاحات معنی دار و فوری، به مانند تشکیل یک دولت وحدت ملی متشکل از مخالفان، همراه می شد این پیامدهای منفی برای ایران محدودتر باقی می ماند.

تخم مرغ های ایران در سبد بشار اسد

دموکراسی در همه کشورهای اسلامی به نفع ایران است. در همه این کشورها دموکراسی هم امنیت ملی ایران را افزایش می دهد هم باعث می شود جریانات اسلام گرا در منطقه تقویت شوند.

تناقضهای دولت احمدی نژاد

این جماعت، از روشهای مختلف برای حفظ قدرت بهره می برند: از نام امام زمان (ع) گرفته تا استفاده از ابزارهای دیگر، از جمله کمک به ائمه جماعات و روحانیون با پول هایی که مجلس برای کمک به حوزه های علمیه و مساجد تصویب کرده و یا دیدار با بازیگران خاص و… آنان با بسیاری از هر جناحی که حاضر به همکاری با آنها باشد دوست شده و حاضرند به او کمک کنند. نهادهای قدرتمند اقتصادی، چشم امید آنهاست و در تلاش بوده و هستند تا تسلطشان را بر آنها حفظ کنند. بودجه های فرهنگی کلان که وجه مصرف آنها کلی است ، در اختیار این گروه است. البته حرف ها در اطراف آنان زیاد است، شاید بسیاری قابل اثبات نباشد، اما هرچه هست، قدرت برای آنها مهم و چه بسا اندیشه از اهمیت کمتری برخوردار است.

سرانه مطالعه و حافظه تاریخی

اینکه این گزاره که ایرانیان « حافظه تاریخی » ضعیفی دارند یا ندارند تا حد زیادی درست است. نمونه خیلی روشنش اینکه غالب ما ایرانیان و تا آنجا که من دنبال کرده ام غالب نسل جوان از تاریخ گذشته ایران آگاهی دقیقی ندارند، و منظورم از تاریخ هم نه گذشته های دور بلکه تاریخ معاصر و همین نزدیکی هاست، ومتاسفانه همین باعث شده است که هرنسلی در کشور ما دنبال انقلاب کردن باشد و تکرار اشتباهات گذشته

امیرنظام یا عزیزالسلطان

اما در زمانه امیرکبیر فقط اراده شاه بود که کسی را برمی‌کشید و کسی را به ذلت می‌انداخت، یعنی به جای نظام لیاقت‌سالاری، نظام ارادت‌سالاری حاکم بود و چنانکه در شعر سعدی هم می‌بینیم گویا این وقایعی که از آن نام می‌برد، در فضایی مجازی یا لااقل در ایام فتنه‌ای بوده است که همگان به گوشه‌ای فرار می‌کردند، یعنی نوعی هرج و مرج اجتماعی حاکم بوده که چنین اتفاقاتی افتاده است.

خانه فساد و جرثومه سینما!

ه فراست ودرایت شایسته ودرخور شان یک وزیر فرهنگی دریافته اید که دشمن اصلی را شناسایی و گریبان اورا بگیرید و قطعا این دشمن اصلی کسی نیست جز سینمای ایران واهالی فاسق و فاجر آن .لذا اقدامات ارزشمند آن عالیجناب در کشف و انحلال لانه فسادی به نام خانه سینما عملی ستودنی ودر خور تحسین وقدردانی می باشد .

روزی که تاریخ ساز شد

«من متحیرم که این فاجعه را، این فاجعه بزرگ را، به کى باید تسلیت بگویم؟ آیا به رسول اکرم- صلى اللَّه علیه و آله- و به ائمه معصومین- علیهم السلام- به حضرت حجت- سلام اللَّه علیه- تسلیت بگویم؛ یا به امت اسلام، به مسلمین، به مظلومین در تمام اقطار عالَم تسلیت بگویم؛ یا به ملت مظلوم ایران تسلیت بگویم؛ یا به اهالى محترم قم، داغدیده‏ها، تسلیت بدهم؛ یا به پدر و مادرهاى مصیبت دیده تسلیت بدهم؛ یا به حوزه‏هاى علم و علماى اعلام تسلیت بگویم؟ به کى باید تسلیت گفت و از کى باید تشکر کرد در این قضایا که براى اسلام پیش مى‏آید و این ملت بیدار ایران در مقابل این مصیبتها استقامت مى‏کند، کشته مى‏دهد، هتک مى‏شود. بى‏جهت و بدون هیچ مجوّزى مردم را به مسلسل بستند …»

روایتی از روستایی که در آن می زیستم

بعضی وقت‌ها نفس قلم دست گرفتن و نوشتن نشان از یک کمبود و نارسائی در زندگی شخصی انسان داره یعنی اگه اون مشکل و فقدان نمی‌بود، نوشتن هم ضرورتی پیدا نمی‌کرد. این متنی که روبروی شماست هم احتمالا از همین دست مطالبه. اگه من این فرصت رو داشتم که طبیعت رو از نزدیک تجربه کنم و در اون بگردم و تماشا کنم دیگه این متن به وجود نمی‌اومد. اون تجربه چنان کامل و کافی و خود بَسَنده بود که جایی برای نوشتن و حرف زدن باقی نمی‌گذاشت… مساله اما اینجاست که من الان توی زندانم و از این تجربیات خبری نیست.

رهبری در برابر آینده ای روشن

من در نامه ی هفدهم، هرآنچه را که ضروری یک جامعه ی رو به رشد و مطلوب ما ایرانیانِ این روزگار است، به قالب نوشتاریِ خود راه داده ام. این ظرفیتی است که من به داخل آن فرو شده ام. گرچه صورت بیرونی اش رویاست. اما مگر داشتن رویا برای یک مردم مکروه و ناشایست است؟ معتقدم مردمی که رویا نداشته باشند، درهمین امروز خود متوقف می مانند. درروزهای تلخی که سیاه کشی و تحقیر سیاهان آمریکا به یک آیین نانوشته بدل شده بود، مارتین لوتر کینگ، ” من یک رویا دارم” را سرود. اکنون همین ” من یک رویا دارم” او در ادبیات انسانی سیاهان آمریکا جاودانه است.

سبزها در انتخابات شرکت نمی کنند

خوب است کسانی که تا چندی پیش سنگ اصلاح طلبی به سینه می زدند و امروز به بهانه مستقل بودن کاندیدای نمایندگی مجلس شده اند اعتراف کنند که دیگر اصلاح طلب نیستند بلکه پیرو مکتب فرصت طلبی هستند و نان و نام را در فرصت طلبی میجویند و الا مستقل بودن یعنی چه ؟ استقلال از چه چیز و از چه کس ؟ از مردمی که به شما اعتماد کردند و به شما اعتبار بخشیدند .

خون دلی که خورد و حسرتی که کشید

در سوگ حجت الاسلام والمسلمین حسن ابراهیمی غلامحسین کرباسچی با چشمان بسته وارد اتاق شدم. احساس کردم غیر از بازجوی قد کوتاه، بد دهن و خشنی که هوشنگ می نامیدندش، کس دیگری هم در گوشه‌ای از اتاق نشسته است. از زیر چشم بند دمپایی پاره و لباس زندانش را دیدم.فکر کردم باز دستگیری دیگری و [...]

سرزمینی نو بسازیم

در میان این جمع روحانی نما تاجر و کاسب بیکسب و تجارت روزنامه نویس بی روزنامه روضه خوان بی منبر و بانی و وکیل بی موکل وجود دارند آبروی حکومت ملی ما بازیچه دست آنها شده است و احتمال میرود بدست همین مردم حکومت ملی از میان برود زیرا اشحاص شرافتمند از ملیون از ترس آبروی خود با این جمع که نمی دانند آبرو و شرافت چیست البته طرف نشده خودرا دور میگیرند.

گفت و گوی نسیم بیداری با حمید انصاری

به عنوان تضمین اعمال حق حاکمیت مردم. امام با هر بهانه و استدلالی که آزادی مردم در انتخابات را محدود کند مخالف بودند. حتی در جایی با صراحت فرموده اند (نقل به مضمون) که 500 مجتهد هم حق ندارند برای ملت تصمیم بگیرند. موضع گیری از این صریح تر می شود؟ البته نهادهای نظارتی داریم تا شرایطی مانند اینکه شناسنامه ایرانی باشد ، محرومیت قانونی و محکومیت کیفری نداشته باشد و التزام به مسائلی که در اصول قانون اساسی آمده و شرایطی که ذکر شده است داشته باشد.

دست اندازی جامعه مدرسین بر مرجعیت شیعه

حوزه بررسی ویژه نویسنده، فعالیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از زمانی است که به یک نهاد حکومتی تبدیل شده است. نویسنده دراین بررسی به چگونگی دخالت این نهاد در معرفی مرجعیت شیعه است چه از جهت ورود آنان از جنبه سلبی یا اثباتی! بهانه نگارش این مقاله ورود جامعه مدرسین به میدانی است که در آن به سلب مرجعیت آیت الله العظمی صانعی پرداخته شده است. علی رغم اینکه جامعه مدرسین مدعی است عملکردش در این باره علمی و نه سیاسی است، نگارنده با استفاده از عملکرد جامعه مدرسین درگذشته و در این برهه از زمان، مدعی شده این عمل کاملا سیاسی بوده و با سفارش و حمایت نهاد امنیتی انجام پذیرفته است.

فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید

این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم

خانه‌سینما اداره کل نیست

«خانه‌سینما» از جنس «اداره کل» نیست که مدیر آن منصوب شود و اعضای آن گوش به فرمان مدیران بالادستی باشند. اگر مجریان انتظاری چنین از نهادهای صنفی فراگیر داشته باشند، خطاست. واقعیت آن است که این‌گونه نهادها ارزیابی‌کننده و نشان‌دهنده توان و ظرفیت مدیران اجرایی هم هستند و عملکردهای اشتباه آنان را گوشزد و اصلاح می‌کنند. این اتفاق تازه‌ای نیست؛ «خانه سینما» در همه دوره‌ها با چنین رویکردی فعالیت کرده است و انتقادهایی به مدیریت‌های فرهنگی و سینمایی کشور داشته است.

قیامتی هم هست

وقت آن نرسیده که به مسولان صدا وسیما و شورای ناظر بر آن اعتراض کنید که ما به شما برای اداره این دستگاه پول نمی‌دهیم تا از آن حقایق را وارونه جلوه دهید و به مردم دروغ بگویید؟ چرا اینقدر به مردم دروغ گفته می‌شود، حقایق از مردم پنهان می‌شود، وقایع وارونه نشان داده می‌شود؟ چرا صادقانه به مردم نمی‌گویید آنگونه که اخیرا جناب سیدرضا اکرمی نماینده مجلس فاش کرد دارید با استقراض سیاست هدفمندی یارانه‌ها را اجرا می‌کنید، تا این مردم بدانند باید تبعات آن رابپذیرند؟ چرا شکست می‌خورید و ژست قهرمانان بخود می‌گیرید؟ چرا دروغ می‌گویید و قیافه آدمهای صادق بخود می‌گیرید؟

پسرم ضیا! ایران را با قهرمانانش می شناسیم

چه دردناک است بر ما که انقلاب اسلامی را زاده و پروردۀ خود می دانیم و هدفش را دستیابی به آرمان هایی زیبا و انسانی تعریف کرده بودیم اما ناگاه گویی طوفانی فرا گیر و سیلی خروشان به تخریب آن پرداخته واکنون شاهد اسارت و اجحاف و ستم هایی بر نسل خود و فرزندانمان هستیم!

چراغ “گفت‌‌وگو” در شب جنگ و خشونت

«به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که به عنوان گام اول، سال ۲۰۰۱ از سوی سازمان ملل، سال گفت‌وگوی تمدن‌ها نامیده شود، با این امید که با این گفت‌وگو نخستین گام‌های ضروری برای تحقق عدالت و آزادی جهانی برداشته ‌شود» (سخنرانی سیدمحمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل، ۱۳۷۷/۶/۳).

وضعیت کنونی جامعه ایران

از منظر نیروهای فعال جامعه و الگوهای تغییر ابعاد نامطلوب جامعه نشان داده شد جامعه در وضعیت آچمز قرار دارد و از درون با فرسایش سیاسی و از بیرون با فشار و تهدید خارجی روبرو است. این وضعیت جامعه را به شدت غیر قابل پیش‌بینی کرده است و همه باید نگران باشیم ولی نباید به هر راهی امید ببندیم. درست است که در جامعه کنونی ایران الگوی تغییر اقتدارگرا هم عقیم و هم پرهزینه است ولی الگوی انقلابی نیز پرهزینه و فعلا کم‌طرفدار است و الگوی تغییر مبتنی بر حمایت از «دخالت بشر دوستانه» با توجه به پیامدهای ایران‌سوز سهمگینش هم غیراخلاقی است و هم ویرانگر سرمایه‌های مادی و معنوی جامعه ایران. از این رو تنها الگوی تغییر قابل دفاع حتی در شرایط آچمز دفاع از الگوی تغییر مردم سالارانه، قانونی و اصلاحی جامعه است.

در انتخابات مجلس بی خاصیت شرکت نمی کنیم

ما مجلسی میخواهیم که رئیس جمهور در مقابل آن دو زانو بنشیند و با احترام با نمایندگان مردم سخن بگوید نه مجلسی که تعداد زیادی از نمایندگانش همچون نوکران و گماشتگان برای جلب رضایت او به دنبالش بدوند و چاپلوسی کنند و نه مجلسی که در ید قدرت دولت باشد. تا مجلس جایگاهش این است با صندلی های خالی هم میتواند کارش را انجام دهد . ما وقت اضافی نداریم تا در انتخابات مجلسی بی خاصیت شرکت نماییم.

گفت‌وگو و آیین آن

آیین گفت‌وگو می‌خواهد آیین گفت‌وگو باشد، نه جایگزین هر زمینه و ضرورت دیگر، و آرزو دارد که در عرصه‌های سیاست و مطبوعات، هر کوششی در جای خود امکان ظهور و بروز یابند و «افتراق یافتگی» و تفکیک نقش‌ها برای هر اندیشه‌ورز و کنشگر فرهنگی و سیاسی میسر شود. آیین گفت‌وگو اگرچه در غیاب نشریه آیین آمده است، اما نه آیین است و نه می‌خواهد آیین باشد، آیین گفت‌وگوست برای روشن نگاه داشتن چراغ گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و البته «آیینِ چراغ، خاموشی نیست».

تهدیدها را کم اثر نشان ندهیم

حاصل و دستاورد سیاستگذاری دولت‌های نهم و دهم و نظارت غیر موثر مجلس موجب شده است دولت بدهکارترین دولت تاریخ شود. این وضع نامساعد را جدی بگیریم و تهدیدهای بالقوه تحریم‌ها را با ساد‌ه‌انگاری کم‌ اثر نشان ندهیم.

نامه عبدالکریم سروش به رهبری

حرٌزمانه وهنرمند دلیر و آزاده ، محمد نوری زاد ، باب نقد ناصحانه و نصح ناقدانه رهبری را گشوده است و از اصحاب قلم و اجتهاد خواسته است تا دعوت او را لبیک گویند و به نوبه خود ادای تکلیف و امر به معروف کنند و دفتر انتقاد را کلان تر سازند ، مگر این آواهای نازک ناقدانه بدل به فریا د شود و پرده گوشی و صفحه وجدانی را بلرزاند و گره از کار فرو بسته خلقی بگشاید.