» کلمه

خیبری ها در حبس

وقتی با دشنام از خانه ترا می ربودند. آن گاه که در خیابان به کمینت نشسته بودند حتما یادت می آمد شب های عملیات را که حتی بعثی ها هم جرات نمی کردند مشت بر دهانت بکوبند. اما برادرانتان کوبیدند. دندانت شکستند. پهلویت دریدند.
باز هم خشنود نبودند. آنگاه که با تندی می جستند ترا که بازگویی تمام روایت ” خیانت ” ها و ” سرسپردگی ” هایت را. ترا می بردند به خرمشهر. در کنار مسجد جامع آن زمان که در فتحش سرود شادی سر می دادید. وقتی متهم بودی به ارتباط با ” بیگانه” یاد ” فاو” می افتادی که تنها سفر خارجی زندگی ات بوده و هم سرسپردگی ات عشق به حسین.
آن گاه که ” یازهرا” می گفتی و بر دهانت مشت کوبیدند یاد در شکسته خانه علی بودی و آنگاه که سرت را بارها فرو می کردند در نجاستی که پاکی کلامت را گم کنند، به یاد نخلستانهای کوفه بودی که در دل شب نیوشای همه غم های مولایت بود.

صدف خالی از گوهر

اما آنانی که امروزه با در دست داشتن همه امکانات تبلیغاتی، خود را پیرو او و منتقدانشان را خائن به راه او می شمرند، از خط امام چیزی جز پوسته ای میان تهی نمی خواهند و از او جز عکسی مقوایی باقی نگذاشته اند. آنانی که نه تنها اشتباهاتی بس بزرگتر مرتکب شده اند و کشور را به مرز فلاکت و نظام را به پرتگاه سقوط کشانده اند، بلکه تصور می کنند با تقدس آفرینی های بی پایه و ضدتوحیدی خویش، می توانند ناکارآمدی ها و بی بصیرتی هایشان را جبران کنند. همان هایی که شجاعت اعتراف به اشتباهاتشان را ندارند، یاران راستین امام را در حبس یا انزوا قرار داده اند، و رویه صداقت با مردم را سال هاست که فراموش کرده اند. آری، اینان از امام تمثالی مقوایی بیش نمی خواهند و آنچه اتفاق افتاد نه یک تصادف، که نمایانگر حقیقت ماهیت آنان بود.

خواب زمستانی

وقتی دلسوزان کشور هشدار می دادند از ریخت و پاش های دولت احمدی نژاد، افزایش وابستگی هر چه بیشتر اقتصاد و بودجه دولت به درآمدهای نفتی بر خلاف تمام قوانین و مقررات جاری کشور، دست کاری غیر قانونی تعرفه های کالاها، تغییر مداوم و پی در پی و غیر کارشناسی مدیران صنعتی و اقتصادی کشور، عدم ارائه کوچکترین اطلاعاتی از چگونگی هزینه کردن در آمدهای نفتی، نابودی زیر ساختهای اقتصادی و موقعیت گردشگری کشور، نابودی کشاورزی ایران از طریق واردات گسترده و فراوان محصولات کشاورزی، نابودی توان تولید ملی ایران، افزایش وابستگی به واردات و کاهش ضریب امنیت غذایی کشور و ….. کجا بودند منتقدان امروز که حداقل مانع به حبس رفتن آنان شوند.

بهمن؛ پایان عمر دیکتاتورها

عمر نظام‌های استبدادی در جهان به پایان رسیده است و دیکتاتورها نمی‌توانند با خودکامگی بر مردم فرمانروایی کنند.آیا بهمن ماه سال آینده شاهد سقوط دیکتاتورهای دیگری چون بحرین، سعودی و… خواهیم بود؟ و سیعلم الذین ظلموا‌ای منقلب ینقلبون

نگرانی پیامبر(ص) از آینده امت

امام صادق(ع) می‌فرماید: «ملعون است، ملعون است، آن عالمی که از سلطان ستمگری دنباله‌روی کند و او را در ستمکاریش یاری دهد» (گزیده میزان الحکمه، ص557).
بدترین وضع برای جامعه و امت آن است که نیکان جامعه، بَدان را در بدی‌اشان یاری رسانند. آنان که وظیفه دارند امر به معروف و نهی از منکر کنند و جلوی بدی را بگیرند، نه تنها این وظیفه را انجام نمی‌دهند و نه تنها خلافکار را از خلافکاری و ستمکار را از ستمکاری باز نمی‌دارند، بلکه او را در خلاف و ستمش یاری می‌رسانند و کمک می‌کنند.

این بی‌تفاوتی را دریابید

وظیفه‌ی حفاظت از جان احمدی‌روشن و احمدی‌روشن‌ها، برعهده‌ی کدام نهاد اطلاعاتی-امنیتی کشور است؟ چرا در طول بیش از دو سال گذشته، چهار ترور مشابه «دانشمندان هسته‌ای» کشور را از میان برداشته و تنها کاری که دستگاه اطلاعاتی کشور انجام داده، دستگیری ضعیف‌ترین حلقه‌ی شبکه‌ای بوده که برنامه‌ریزی این ترورها را برعهده داشته‌است؟

جرزنی سیاسی

اگرچه مخاطبان اصلی رهبری که در این گفتار به «جرزنی سیاسی» متهم شده اند و افرادی «ناباب، نادان و بعضاً معاند» خوانده شده اند، دستشان از مراجعه به قانون کوتاه است و هیچ گونه امکانی برای دفاع از خود در برابر این اتهامات ندارند اما وظیفه ای شرعی و اخلاقی ایجاب می کند که با تاملی ساده، روشن و بی پیرایه در متن همین سخنان عالی ترین مقام کشور در مقام امر به معروف و نهی از منکر بگوییم

نظام به کدام سو می رود؟

راهی که حکومت باید گام اول را بردارد و آن این که زندانیان سیاسی را آزاد و به قول یکی از اندیشمندان ایرانی استبداد را زندانی کند. به جای این که جامعه را زندانی بکنیم بیایید تا استبداد را زندانی کنیم. به جای اینکه فقر را به برای مردم ایجاد کنیم جامعه ای شکوفا وسرزنده را ایجاد کنیم. به جای این که مبارزه با استعمار را بهانه ای برای استبداد داخلی کنیم بیایید از طریق ارمغان رفاه و آزادی هم استبداد را از سر راه برداریم و هم استقلال را برای مردممان به ارمغان بیاوریم. بیایید همواره تجربه کره شمالی و عراق را در پیش چشمان خود داشته باشیم. بیایید نگذاریم تا جامعه به اولین مرتبه سلسله مراتب نیازها( نیازهای فیزیولوژیکی) همچون کره شمالی و به دومین مرتبه( ایمنی) همچون عراق نزول کند. بیایید به مراتب والا همچون احترام و خود شکوفایی گام بگذاریم. بیایید امید اصلاحات را با نزول مرتبه انسانیت نابود نکنیم. جشن مرگمان را خود به دست خود نگیریم. بیایید همه فریادبرآریم که ما نه تجربه کره شمالی را می خواهیم تکرار گردد ونه تجربه عراق. تجربه کره شمالی صلح گورستانی و تجربه عراق جنگ ویرانگر است. جامعه ما بیشتراز این دو حقشان است.

جنبش سبز مردنی نیست

جنبش سبز که نماد عقلانیت حرکت یک جامعه بالغ و مدنی است طی مدتی که حاکمان با سانسور خبری، فیلترینگ اطلاعات، حبس و سرکوب در پی القای ادعاهای خود و جشن های خیابانی بودند با توسعه شبکه های اجتماعی و گسترش آگاهی و تبادل اخبار و اطلاعات و پیوندهای مقدسی که برمبنای اهداف مشترک شکل داد، به درخت تنومندی تبدیل شده است که تبر استبداد قادر به شکستن حتی شاخه ای از آن هم نیست چه رسد به ریشه کن کردن آن.

عرصه انتخاباتی دیگر و میدانداری سرداران

هر چند سردار جعفری به‌روشنی دلایل تقلب بزرگ در انتخابات ۱۳۸۸ را توضیح می دهد، اما نمی گوید کدامیک از اقدامات صورت گرفته طی سالهای گذشته مصداق مواضع انقلاب اسلامی است. اشاعه دروغ و فحشا در لایه لایه نظام سیاسی و اقتصادی، اختلاسهای کلان و مفاسد اقتصادی گسترده در میان مدیران بلند پایه کشور، تسلیم کردن بازار کشور اسلامی به سرمایه داران و چپاولگران خارجی، کاهش روز به روز اعتبار بین المللی جمهوری اسلامی، حبس و زندانی کردن صدها فعال سیاسی، جانباز جنگ تحمیلی، انقلابیون اصیل، حمله به خانه علما و مراجع و شکستن در مسجد و حسینیه یا بی حرمتی به خانواده امام خمینی و هتک حرمت از انقلابیون راستین؟

از کارناوال عاشورای ۷۶، تا نهم دیماه ۸۸

۱۲ سال پیش از عاشورای خونین در یک بعد از ظهر عاشورایی، دختران و پسران در شهرک غرب، سوار بر خودروهایی گران‌قیمت از پنجره‌های ماشین بیرون آمده بودند، می‌رقصیدند و شادی می کردند و به نفع خاتمی شعار می‌دادند. صحنه ای که با دوربین های صداو سیما ثبت شد و در تیراژ میلیونی توزیع شد. نمایشی که درایت مقامات وقت مانع از بهره برداری تولید کنندگان شد و لکه ننگی در پرونده شان شد، ناکام و ناتمام مانده بود و روزی پروژه اش را تکمیل کنند و انتقام خود را از اصلاح طلبان و اندیشه اصلاح طلبی بگیرند.

ابوالفضل قدیانی؛ خط شکن سبزها

امروز کانون مبارزه با دیکتاتوری و خودکامگی، سلولهای سرد انفرادی و شکنجه گاه هایی است که برای به زانو در آوردن فرزندان این ملت برپا کرده اند،اما کانون امید ملت ایران شده است. امروز ابوالفضل ها دست یاری به حسین می دهند ولو دستانشان در زنجیر خودکامگان قفل باشد. اما زبانش سبز است و دلشان با یاد خدا آرام

تیر آخر به پیکر جمهوری اسلامی

این اعضای شورای نگهبان و سرداران سپاه هستند که تشخیص می دهند مردم به چه کسی رای دهند و چه کسانی از صندوق رای بیرون بیاید. صندوق های رای همان نمایشی است که کاریکاتورش را این روزها مردم در همه جا شاهدند. از هر چیزی فقط پوسته ای مانده و محتوای آن از اصل خالی شده و دل به نام ها خوش کرده اند و انتخابات برپا می کنند، برای حضور مردم جشن و پایکوبی می کنند در سیمایی که رنگ ملی ندارد. فردای انتخابات می خواهند همه به خانه هایشان بازگردند تا باز چهار سال دیگر بگذرد و نیاز باشد به نمایش قدرت مردم در پای صندوق های رایی که تجلی اراده مردم نخواهد بود

نامه بنویسیم

اصلی‌ترین پرسش این است که چرا مردم این‌گونه رفتار می‌کنند؟ چرا در مجامع وانمود می‌کنند که یک‌پارچه و هم‌صدا پشتیبان دولت هستند؟ پاسخ آن روشن است. محرک اصلی آن‌ها ترس است.

انتخابات استثنایی

نگرانی فرمانده کل سپاه پاسداران از امنیتی خوانده فضای سیاسی و فرهنگی شهر تهران، نگرانی جدی و قابل ملاحظه ای است وقتی که به گفته فرمانده پیشین سپاه محمد رسول الله بیش از نود درصد نیروهای این نهاد برای مقابله به “سربازان و افسران جنگ نرم” به کار گرفته شده، اما هنوز موفقیتی بدست نیاورده اند! سربازان و افسران خیالی فرماندهان سپاه، ترجمان مردم کوچه و بازار هستند که فشار اقتصادی، ظلم و تبعیض و بی عدالتی هر روز آنان را به نقطه انفجار نزدیک تر می کند. آن چه رهبران جنبش سبز و دلسوزان و مصلحان می گویند برای جلوگیری از رسیدن به چنین نقطه ای است. گره سیاسی را با دندان امنیتی نمی توان گشود.

رهبر آینده‌ی جمهوری اسلامی؟

به نظر می‌رسد با وجود آن‌که نظام دم از پیش‌رفت و توسعه می‌زند و هرروز اخباری مبنی بر بهبود وضعیت زندگی مردم منتشر می‌کند، درون خود از بحران‌هایی که مملکت را در خود می‌فشرَد آگاه است و می‌داند با دروغ‌گویی نمی‌توان بحران‌ها را پشت‌سر گذاشت. برای بقای کشور و نظام، راه دیگری جز بازگشت به مردم و تعدیل سیاست‌ها وجود ندارد، این از روز روشن‌تر است.

انتخابات فرمایشی؛ مغایر با قانون اساسی و اهداف سبزها


مجلسی ضامن استقلال و منافع ملی است که محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد و نمایندگان از حق انتقاد و استیضاح بهره مند باشند، نه مجلسی که چشم به پاستور دوخته باشد و قیام و قعودش منوط به اخم و لبخند دیگران باشد. 


بازی به اصطلاح اصولگرایان و گروههای مدعی اصلاح طلبی با کلمات زیبایی چون انتخابات و حق رای و مشارکت و رقابت در چارچوب تعیین شده از سوی فعالان و کنشگران سیاسی اصلاح طلب و سبزها بی معناست




مشارکت سبزها در انتخابات با گسترش آگاهی‌ها



آنچه این روزها بیش از پیش برعهده فعالان سیاسی است، یافتن راهکارهایی است که بتوان زمینه های مشارکت مردم را فراهم کند، مشارکتی فعال نه انفعالی. مشارکتی که مسئولیت ساز است و تعهد می آورد. مشارکتی که پرسشگری می کند و از رای گمشده اش نشان می خواهد. مشارکتی آگاهانه که نماینده ای به مجلس می فرستد که توان ایستادگی در برابر صاحبان زر و زور و تزویر را دارد، مشارکتی که وکیلش صدای مردم است نه شعبه ای از بیت رهبری

هتاکی و دروغگویی؛ تاکتیک حاکمیت در برابر روحانیت مستقل

میرحسین موسوی که خود شاهدی بود بر اینکه چگونه حمله به بیت علما زمینه برچیدن استبداد را سالها پیش فراهم کرد، خیلی پیش از این نسبت به هتک حرمت به مراجع هشدار داده و گفته بود “حمله به مراجع و هتک حرمت و زیر فشار قرار دادن آنها تنها مشروعیت نظام را از بین می برد.” او ناصحانه هر آنچه شرط بلاغ بود گفت هر چند کلام حقش را بر نتافتند و به حصرش کردند

آشفتگی در جبهه مدعیان اصولگرایی؛ چرا؟

” 


فساد مالی، زد و بندهای سیاسی، تطمیع ائمه جماعات، تغییر گسترده در سطح استانداری ها، رواج خرافه و اباحه گری، پاکسازی گسترده در نیروهای مجری انتخابات، خرید آرا، تقلب، تبلیغات منفی گسترده، دروغ پراکنی، شایعه‌سازی، استهزاء و متلک پراکنی و پیامکهای طنز ‏تخریبی، غوغاسالاری توسط رسانه‌ها تنها گوشه هایی از تعابیری است که این روزها از سوی اصولگرایان در توصیف جریان انحرافی یا “مردان احمدی نژاد” گفته می شود. همانها که “با قدرت و ثروت، زور و زر، پول هنگفت در اختیار نامزدهای مطلوب غرب و ‏اشرافیت و انحراف می‌گذارد تا خرید آراء کنند و نامزدهای مطلوبشان را به خانه ملت بفرستند.”



محرمانه ای برای مردم

، محرمانه ای برای رهبرم

نوری زاد به حرمت قلم و آبروی مومن ابتدا می خواست “محرمانه” با رهبرش سخن بگوید. او را پدری می دانست برای جامعه ای که دچار بحران خودسری شده. نامه می نوشت و گمانش بود که بالاترین مقام سیاسی کشور نمی داند با مردم چه می کنند. دلسوزانه نوشت رفتار ماموران تحت امر حضرتعالی با مردم بعد از انتخابات “همه معادلات فکری و انسانی” ما را به هم زد. نوشت که یک شهروند انتظارش از رهبری که سال به نام علی می نهد چیست و خواست که پدری کند و دست مهر بر سر جامعه ای بکشد که دردمند است و داغ شهیدان بر دل دارد. 


از ناهنجاری های اجتماعی گفت و سیاسی از فساد سرداران در سپاه و بی سامانی اقتصاد. خواست که رهبرش، رسم مولا گیرد و راه آشتی ملی برگزیند و این خلق صد پاره را به هم آورد تا شاید طمع بیگانگان ببرد و آرامش بازگردد به این اقیانوس مواجی که زلزله دروغ و نفاق پرتلاطمش کرده

چند صدایی یا اجماع عمومی؟!

اگر حاکمیت نیازمند این حضور نیست پس چرا هر روز در جلسات علنی و اظهارنظرهای رسمی در مورد چگونگی این مشارکت شرط و شروط می گذارید؟ چگونه است که بالاترین مقام سیاسی کشور تا جبهه پایداری و شش بعلاوه دو و موتلفه و … هنوز در انتظار توبه و انابه هستند؟ اگر اصلاح طلبان نباید باشند و همه چیز بر وفق مراد است، دیگر این همه نگرانی و دستپاچگی و به استقبال یکساله رفتن برای چیست

از سفارت انگلستان تا بیت مرجعیت؛ پرسشی از آیت‌الله مکارم

کلمه – سید رضا رحیمی: سکوت آیت الله مکارم شیرازی در مسائل پس از انتخابات، فجایع حمله به دانشگاه، زندان کهریزک، اقرارها و دادگاههای فرمایشی، حبس های غیرقانونی، فشار به خانواده های زندانیان سیاسی و … بارها از طرف مومنین و مسلمانان مورد سوال قرار گرفته است که البته پاسخی دریافت نشده است. اما موضوع مهمتری که در این میان مبهم و مجمل است و جویندگان پاسخی برای آن نمی یابند، موضع گیری اخیر این مرجع تقلید در ماجرای حمله به سفارت دولت انگلیس است.

بازنشر/ بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت روز دانشجو

جنبش دانشجویی اینک در کنار اقشار دیگر جامعه، شاهد بن بست های گوناگونی است که کشور را فرا گرفته: معضل برگزاری انتخاباتی که قرار نیست آزادانه برگزار شود و پشت سر خود از جمهوریت نظام نقش یادگاری بیش باقی نمی گذارد؛ دولتی ناکارآمد که با بی انضباطی های مالی و آشفتگی های مدیریتی خویش کشور را در بحران بزرگ اقتصادی وارد کرده و سیاست های نه تنها در گسترش عدالت ناکام مانده بلکه عمیق تر ساختن شکاف غنی و فقیر را در پی داشته؛ تحریم ها و تهدیدهای بین المللی که سیاست های نابخردانه و ماجراجویانه فرش قرمز پیش پای آن گسترده است. با این همه، از جنبش دانشجویی انتظار می رود به جای تسلیم شدن در برابر شرایطی که ناخواسته گرفتار آن شده، با تحلیل دقیق وضعیت جامعه ایران و تدبیر برای رهایی از تبعات تحمیلی آن، راه امید بگشاید.

خاطرات تاسوعا و عاشورای ۸۸

کلمه – محمدتقی کروبی: دو سال پیش در کشوری که حاکمانش آن را ام القرای جهان اسلام می نامند، شرکت در مراسم سوگواری فرزند رسول خدا با مشقت و سختی بسیاری همراه بود. اوج خروج از گفتمان علوی و توسل به نگرش اموی به بهانه حفظ نظام در سرکوب ظهر عاشورا و شهادت دلخراش تعدادی از هموطنان تجلی پیدا کرد. در روز عاشورا خون عزادار امام حسین (ع) که به تاسی از مولای شان فریاد راست گویی، عدالت خواهی، ریشه کن شدن ظلم و تعدی را سر دادند برای حفظ مجموعه ای فاسد که خود اکنون بر آن اذعان دارند بر زمین ریختند.

سرمقاله/ حق‌پرستی، کلیدواژه‌ی رستگاری

درس ارزنده و شکوهمند عباس ابن علی(ع) برای همه بشریت، به ویژه مدعیان دین، این است که ادعای دین و اخلاق و ادعای پرچمداری دین و اخلاق کافی نیست. باید پرچم را در دست داشته باشید و حتی اگر دست راست شما را بریدند با دست چپ و تا آخرین نفس آن را افراشته نگه دارید. اما این بر افراشته بودن پرچم به دست شما در صورتی ارزشمند است که خودتان به دین و اخلاق پایبند باشید. اگر اینگونه نباشید از پرچم تنها به عنوان ابزاری برای دنیای خود استفاده کرده اید و این دیگر نه تنها ارزشمند نیست بلکه ضد ارزش است.

سرمقاله/ نقدی بر «عزاداری‌های خونین»

ممکن است برای عده‌ای دین و دینداریِ بی منطق و چشم و گوش بسته مفید‌تر باشد ولی ما در اسلام دو حجت بیشتر نداریم، یکی عقل است و دیگری وحی و به تعبیر قرآن کریم، جز این دو، انسان را از هلاکت نجات نمی‌دهد… در اسلام دل و عشق حجیت ندارد و اگر هم بتوان برای آن فرض حجیتی کرد، حجیتی شخصی و خصوصی است نه همگانی که اگر با دین در تعارض افتاد نباید گرد آن گشت. دین امر همگانی است و امر همگانی باید بر بدیهیات و درک فطری بشر مبتنی باشد تا مقبول همگان افتد، به طوری که هر کس فارغ از هوا و هوس و باورهای سنتی خود، بتواند آن را بپذیرد.

سرمقاله/ خط و نشان ایران و انگلیس

کلمه- زهرا امیری: دولت انگلیس پس از آخرین قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای و صدور قطعنامه از سوی شورای حکام، بانک مرکزی ایران را تحریم کرد. نمایندگان مجلس ایران نیز با اکثریت آراء ( ۱۷۹ نفر رأی موافق، ۴ نفر رأی مخالف و ۱۱ نفر رأی ممتنع) طرح کاهش روابط میان ایران و بریتانیا را تصویب کردند. عده ای با عنوان «دانشجویان بسیجی» در اقدامی خلاف موازین بین المللی از جمله کنواسیون ژنو به سفارت بریتانیا در ایران حمله کردند. کارمندان سفارت را چندین ساعت بازداشت و اسناد سفارت را به خیابان ریختند. گذشته از آنکه روابط دیپلماتیک ابزاری برای حفظ منافع ملی کشور ها است گو اینکه بسیاری از کشور ها در زمان جنگ هم روابط دیپلماتیک خود را قطع نمی کنند و اینکه دولت بریتانیا و هم پیمانانش در اتحادیه اروپا یقینا پاسخ سخت تری به این اقدامات خواهند داد. بررسی ریشه های اتفاقات اخیر از منظر داخلی ضروری است.

سرمقاله/ شب نورانی مردان خدا

کلمه – عبدالرحیم سلیمانی اردستانی: در زندگی انسان برخی از لحظات و ساعات متفاوت است چرا که از یک سو انسان در بحران روحی و جسمی قرار دارد و از سوی دیگر موظف است که در همان لحظه مهم ترین و سرنوشت سازترین تصمیم زندگی خود را بگیرد. این تصمیم، بسیار سخت و سنگین است چرا که چه بسا زندگی انسان را دگرگون می سازد. گرفتن تصمیم درست در آن لحظه حیاتی و سرنوشت ساز به امور زیادی بستگی دارد که مهم ترین آنها این است که انسان چه میزان در کل زندگی انسانیت خود را به کمال رسانیده و خویشتن خویش را شناخته و ارزش و قیمت خود را دانسته است. در واقع در این لحظه خاص می خواهد تصمیمی بگیرد که قیمت و ارزش و جایگاه وجود او را تعیین می کند.

به جای سرمقاله/ بیانیه زهرا رهنورد در اولین سالگرد شهادت ندا

سی ام خرداد، سالگرد یکی از باشکوه ترین حضورهای ملی و مردمی در تاریخ کشور ماست. سی ام خرداد، سالگرد غم بار شهادت زنان بیگناه، زنان سلحشور و آزادیخواه و زنان مقاوم است که جنبش سبز بی حضور آنان نمی توانست پایدار بماند. در چنین روزی بار دیگر، حاکمیت فعلی، به روی ملت و مردم سرزمین خود تیر گشود و جوانان و زنان ملت را به خاک و خون کشاند.