حزب پادگانی با سر دادن شعارهای رادیکال ضداسرائیلی و در پوشش دفاع از مردم غزه و لبنان می کوشد نقض آشکار حقوق مسلم ایرانیان را پنهان کرده و به فراموشی بسپارد. روش فوق نه تنها حقوق هموطنان ما را نقض می کند، بلکه به استقلال، تمامیت ارضی ومنافع ملی هم آسیب میرساند.
صفحه اصلی - » گفتار
» گفتار
حضرت علی (ع) در آخرین لحظات زندگیشان و در چند ساعت باقیمانده به شهادتشان فرزندان خود را فراخواندند و به ایشان وصیت هایی کردند که نه فقط وصیتی به فرزندانشان بلکه چراغ راهی برای انسانیت
«حکمرانی خوب» در اندیشه و عمل علی(ع)
اندک مطالعهای در اندیشه و سیرهی عملی علی(ع) نشانگر این است که آن بزرگوار هم در مقام نظر، معتقد بهحکمرانی خوب بود و هم در مقام عمل میکوشید که آن را در جامعه حاکم کند. بر این اساس، علی(ع) هرگز حاضر نبود حکومت را بههر شکل ممکن بهدست آورد و بههر طریق ممکن آن را حفظ کند؛ زیرا معتقد بود حکومتی میتواند مصداق حکمرانی خوب باشد که هم در مقام تأسیس و هم در مقام اداره امور جامعه، مبتنی بر رعایت ضوابط عقلی و شرعی و منتخب و مورد رضایت مردم باشد. **
ویژگی های دولت دوران حضرت امام (ره)
دولت دوران دفاع مقدس که بنده در آن حضور داشتم، دولتی دمکراتیک بود یعنی آقای موسوی در صدد تحمیل نظرات خود بر وزرا نبود بحثی که از قبل معلوم شده بود مطرح می شد و بعد از اظهار نظر همه کسانی که نظری داشتند رای گیری می شد و نظری که رای بیشتری آورده بود به عنوان مصوبه دولت اعلام می گردید.
از قدرت عفو و گذشت بینظیری برخوردار بود. وقتی در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب، نیروهای مردمی بازجو و شکنجهگر او ـ عضدی ـ را دستگیر و به مدرسه رفاه که وی در آن مسئولیت نگهداری از سران دستگیر شده رژیم شاهنشاهی را بر عهده داشت آوردند، زمانی که یکی از یاران دوران زندان با خوشحالی به وی گفت، “عضدی جلاد” دستگیر شد، باید او را به خاطر شکنجهها و جنایتهایش در حق زندانیان سیاسی اعدام کرد، سخت برآشفت و سخن او را رد کرد.
«انقلاب مخملی» یا« کودتای نظامیان»؟
مصطفی تاج زاده یکی از امضا کنندگان نامه هفت امضایی به رییس قوه قضاییه برای رسیدگی به پرونده کودتای انتخاباتی است که اخیرا به دلیل پافشاری بر مواضع خود در این نامه دوباره به زندان گرفتار آمده است. تاج زاده پیش از بازداشت مجددش در مجموعه ای از یاداشتها به سوالات اساسی مخاطبینش درباره یادداشت [...]
شکل گیری ناقص اقتصاد «پساصنعتی» در ایران
در این ساختار مفاهیمی مانند تولید، کالا، انباشت ثروت و… دگرگون شده و نیاز به تعاریف و طبقه بندی جدیدی است که تبین آنها در قالب رویکرد «پسا صنعتی شدن» ممکن می شود.
با محمد رضا شجریان آبرو داری کنیم
دیگرانی که امروز می خواهند ربنای شجریان را از گوش ها بگیرند و لابد فردا هم حافظ را از گوشه ی تاقچه ها جمع کنند . تا به بی هنری ، سخن گفتن به زبان سعدی را فراموش گردد و نظامی ، روسی شود و مولوی ، رومی باشد و بوعلی هم تازی . دیگرانی ، که می خواهند به نردبان سیاست فرهنگ را پایین بکشند و به ریسمان بی فرهنگی از دیوار فرهنگ بالا بروند و از مثلاً از نو بسازندش . سخن با این مهندسان فرهنگ است ، لازم است که بدانند باد می پیمایند و نور در هاون می کوبند . گره بر آب می زنند و آبروی خود می برند . بد می کنند.، بهتر است بخوانند : این فسانه ی محمود و ایاز نیست ، داستان فردوسی و سلطان محمود است .
پیروزی جنبش سبز درایران نه تنها دموکراسی را برای مردم ایران به ارمغان می آورد بلکه پیام آور صلح و آرامش برای جهان خواهد بود و یکی از شروط تحقق این پیروزی عدم مداخله خارجی در امور داخلی ایران است.
جنبش سبز بیشمار است. این جنبش در عین حالی که متنوع و متکثر است باید از هر گونه انقسام در حرکت بپرهیزد. چه بسا آنها بخواهند با نرمش خود ما را قسمت کنند. باید مراقب آن باشیم و از آن بپرهیزیم. این کار جز با هماهنگی امکان پذیر نیست. شاخص هماهنگی نیز جز رهبران جنبش بخصوص مهندس میر حسین موسوی نمی تواند باشد.
گرچه بیانیه ی هفدهم آقای مهندس میرحسین موسوی که بیانیه ی حسن نیت و نقشه ی راه بود پاسخ درخوری حتی در موضوع آزادی زندانیان نیافت و به جای خود باقی است، اما به رغم همه ی این تلخی ها، در ایفای وظیفه ی ملی و ایمانی ما در شرایط حساس تهدید خارجی تردیدی ایجاد نمی کند. بر این اساس انتظار می رود هر کس و در هر جا به نوبه ی خود تلاش کند تا در این وضعیت هشدار، از سطح منازعات داخلی کاسته و در برابر تهدید احتمالی اما جدی بیگانه، عمق و گستره ی وفاق ملی را افزونی دهد.در این شرایط همین طور بازگشت به قانون ولو گام به گام، آزادی رسانه های منتقد و آزادی هر زندانی پاسخ مثبتی است که تداوم آن مرهمی کاری بر زخم های عمیق خواهد بود.
نامه بهمن احمدی امویی از زندان اوین
28 مرداد تا 13 سال پیش برای من تنها در این چند جمله خلاصه می شد :آمریکایی ها آرزوهای ما را بر باد دادند و دمکرات ترین دولت تاریخ ایران را سرنگون کردند.شعبان بی مخ خیلی ها را از کوچه پس کوچه های تهران دورخود جمع کرد و با فریادهای جاویدشاه و با کمک نیروهای خارجی و نظامی داخلی کودتا پیروز و مصدق سرنگون شد اما از هفدهم بهمن ماه 1376 چیزهای دیگری هم به خاطرات من از 28 مرداد اضافه شد.
ماهی که علی در آن در محراب خونین مسجد کوفه فزت و رب الکعبه گفت و جبرئیل در فضای عالم فریاد سر داد : والله تهدمت ارکان الهدی، بخدا سوگند ارکان هدایت منهدم گردید.
تقدیم به”جوادی فر،قهرمانی،کامرانی”شهدای 18 تیر 88 و به”روح الامینی” که آسیب دیدگی یک گربه را تاب نیاورد و آن را برای مداوا به دانشکده دامپزشکی رساند،اما خود بر اثر شکنجه و شرایط طاقت فرسای کهریزک و عدم رسیدگی به شهادت رسید.
رمضان با همه برکات آن از راه رسید؛ ماهی که در حلول و افول آن، عاشقان وصال حضرت دوست، اشک شوق و حسرت میریزند؛ ماهی که درهای بهشت را برای بندگان خدا گشودهاند و شیاطین در قید و زنجیرند. ماه نزول قرآن، قرآنی که تا بدان حد عظمت دارد که پیامبر گرامی اسلام که «خواجه لولاک» است و جهان هستی به طفیل وجود مقدسش جامه خلقت در بر کرده است، بدان سبب به عرصه هستی قدم گذاشت که آن را برای بشر به ارمغان بیاورد!
صندوق بیمه اجتماعی روستائیان از حرف تا عمل
هشتصد هزار خانوار روستایی را تحت پوشش قرار دهد یک ایده انحرافی و غیرقانونی میباشد. بنابراین باید برنامهریزی این صندوق به گونهای باشد که کلیه روستائیان واجد شرایط اعم از زن یا مرد، متأهل یا مجرد را تحت پوشش قرار دهد.
علل اقبال و ادبار به معارف دینی
هیچکس نیست که در ذهن او پرسشهایی در مبدأ و مقصد این عالم، چگونگی آفرینش آن، ماهیت و هویت آفرینشگر آن، و نظام یا نظامهای حاکم بر آن نقش نبندد. بخش دیگری از این جستجو معطوف به درک چیستی خود او و ارتباطش با محیط اوست که خود به پرسشهایی درباره آنچه هست و آنچه باید و میخواهد باشد منجر میشود. سؤالی که به ذهن خطور میکند این است که در حالیکه معرفت فلسفی – اخلاقی نیز معطوف به پاسخگویی به همین پرسشهاست، چه چیز معرفت دینی را از این دو متمایز میسازد؟
در حال حاضر مشروعیت حکومتی کاهش بسیار داشته، تکیه گاه اجتماعی حکومت بسیار لاغرتر گردیده، همبستگی درونی جریانی که قدرت را در اختیار گرفته به حداقل کاهش یافته، تقریبا همه ی خط مشی های شعاری دولت به بن بست رسیده است. طرحی که توسط جریان راست افراطی برای تبدیل حاکمیت سیاسی از اندک سالاری به یکه سالاری به صورت گرفته بود با مانع مواجه شده و کم و بیش شکست خورده است. حاصل این طرح هزینه ی سنگینی بوده که با کاهش مشروعیت و افزایش ستیزهای داخلی درون حاکمیت پرداخت شده است و اگر جنبش سبز به پیروزی کامل نرسیده اما توانسته است جلو پیروزی جریان مقابل را نیز بگیرد. مهندس موسوی به خوبی با افراط ها و تفریط های موجود در میان جنبش برخورد مثبت و سازنده می کند و می کوشد تا تداوم تاریخی و ریشه دار بودن جنبش سبز را نشان دهد. برخورد او با گذشته انتقام جویانه نیست و با واقع بینی از گذشته درس می گیرد. توجه داشته باشید که مهندس موسوی در چه شرایطی در داخل قرار دارد. یکی از دلایل موفقیت مهندس موسوی همراهی دو رهبر دیگر داخلی (آقایان کروبی و خاتمی) با او است. علی رغم تفاوتها، این سه نماد برهم افزایی نیرو داشته اند و یکدیگر را خنثی و تضعیف نکرده اند.
نوشتاری از سید محمد خاتمی؛ مشروطیت و تجربههای ایرانی
در این دوران پیچیده و سخت و سرشار از فرصت از یک سو و تهدید از سوی دیگر همه باید با بعضی از راویان مشروطه در دیروز و دموکراسی در امروز که مردمسالاری را بدون دین میخواستند و هم بعضی از ارباب دین و مدعیان طرفداری از انقلاب اسلامی، که اسلام را بدون دموکراسی میخواهند، عبرت بگیریم و باور کنیم که قدرت سیاسی دوران مدرن تنها مشروط به تدوین و تقویت این دو پایه است؛ امری که اصلاحات واقعی متکفل آن بوده و هست. مردم اگر قدرت عاری از ارزشهای دینی را نمیپذیرند، که نمیپذیرند، مطمئنا این مردم قدرت متمرکز و متمایز از خواست مردم را هم ولو اینکه متمسک به دین باشد، نخواهند پذیرفت.
«مذهب انتظار» یک «فلسفه مثبت تاریخ» ، یک «جبر تاریخ» ، یک «خوش بینی فلسفی»، در طول قرون است. اصل انتظار به معنای کلی ، نه انتظار خاص شیعی ، دو نوع است : « انتظار منفی » و « انتظار مثبت » .این دو انتظار درست ضد یکدیگرند: یکی بزرگترین عامل انحطاط است و دیگری بزرگترین عامل حرکت و ارتقاء . یکی تن دادن به ذلت و توجیه وضع موجود ، دیگری پیش برنده و آینده گرا. مشکل این مسئله و این بحث نیز از اینجا ناشی می شود که هر دو « انتظار » است.
مغالطهای ستیزهجویانه در تحلیل و نقد سیاست خارجی جنبش سبز و جمهوری اسلامی
نمونهی دیگر این که در ماههای اخیر برخی از همان تحلیلگران دائماً رفتارهای رهبران جنبش سبز را بهخاطر ایدهئولوژیهایی که این رهبران به آنها معتقد اند مورد نقدهای عتابآلود قراردادهاند که چرا ایشان دلبستهگیهای ایدهئولوژیکشان را – خصوصاً آنها که به دههی اول جمهوری اسلامی مربوط است – کنار نمیگذارند…
نوری زاد می نویسد: “وقتی شنیدم زندان بانان بند ۲۴۰ ، به تقاضای چهل و پنج روزه ی ” عمادالدین باقی”، چهل و پنج روز تمام ، در یک سلول کوچک انفرادی ، حتی از داشتن یک جلد قرآن محروم بوده ، دانستم : غربت قرآن ، حتما نباید با ترجمه ها و تفسیرهای آشفته همراه باشد.”
اگر جنبش سبز در پی اصلاح امور و بازگرداندن اداره امور کشور بر مبنای قانون اساسی است به این دلیل ساده است که امروز « حق زندگی » ازغالب ایرانیان سلب شده است و ناکارآمدی جناح حاکم اقتدارگرا در تامین ” طعام ” و ” امنیت ” ، که در آموزه های دینی پایه و مایه خداپرستی است ، همچون خوره در حال فرو خوردن نظام جمهوری اسلامی و تبدیل تمارعیار آن به استبداد مطلقه دینی است .
بازخوانی انتقادی تحلیلی منشور سبز
بهتر است منتقدانِ منشور ، مشخصاً اعلام کنند که آیا هنجاری هست که دیده نشده باشد ؟ آیا هنجاری هست که باید اصلاح شود ؟ آیا هنجاری هست که باید حذف شود ؟ آیا ناسازگاری در میان هنجارها وجود دارد ؟ آیا هنجاری هست که تضمین کافی نداشته باشد ؟ و شاید مهم تر از همه امکان استقرار کدام هنجار در نظام فعلی ممکن نیست ؟
آنچه می خوانید باز نشر مقاله ای از دکتر سوسن شریعتی، فرزند معلم شهید دکتر علی شریعتی است.سایت رسمی دکتر شریعتی در پی درج مطالبی توهین آمیز در سایت بالاترین اقدام به بازنشر آن نموده است.
هنوز ما در عجب آنانی هستیم که دکتر را عامل ایجادشوری بی شعور می دانند. آنانی که نه سری در مطالعه آثار آن مرحوم دارند و نه نیم نگاهی به تورق تاریخ منحوس پهلوی.روحش شاد وراهش پر رهرو باد :
« ما که می خواهیم سپاه و ارتش جندالله باشندو دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند برای این است که اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت ،باید فاتحه این سپاه و این ارتش را بخوانیم. این جهت را باید آقایان متوجه باشند … .»
انتشار بیانیه ۱۸ و ارائه منشور سبز به همراه آن بازتابهای مختلفی داشت، و نظرات و آرای مختلفی درباره آن طرح شد. همان طور که میرحسین موسوی نیز در آن بیانیه اشاره کرده بود، این منشور منشوری پیشنهادی بود، تا شروعی باشد برای بحثهای بیشتر در این باب، تا با طرح نظرها و تضارب آراء متنی پخته تر و کاملتر برای جنبش سبز حاصل شود.
در این راستا، «کلمه» نیز از مطالبی که به پخته تر شدن این منشور کمک میرسانند و حاوی نکات انتقادی یا تبیینی هستند، استقبال میکند و در حد امکان، به انتشار نوشته های مربوط میپردازد. همان طور که پیش از این نیز نوشته هایی چند را در این رابطه منتشر کرده است. کلمه» میکوشد با بازتاب دادن نظرات و دیدگاههای مختلف، عرصه ای برای تضارب آراء و تعاطی افکار به قصد نیل به بهترین نتیجه باشد.
ما در مقام عمل آن طور که ابوذر، سلمان ، عمار ، یاسر، خدیجه ، زینب و فاطمه عمل کردند ، عمل نکردیم .
اگر “سلیمانی ها” در زندان نباشند، دولت و مجلس اینگونه نباشند که نمی توان به همین راحتی خون انسان هایی را که تنها سوالشان از رأیشان بود، ریخت.
غلامعلی رجایی، اخیرا با انتشار مطلبی در وبلاگ شخصی اش ،نسبت به دروغ و جعل و افترا در جامعه گلایه کرد.

RSS
Facebook
Twitter